- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۸۱ - شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ - - Aug 19, 2006
docharkhe
تاريخي از سم و خون
تروريسم دولتي رژيم صهيونيستي تا به حال قربانيان فراواني داشته. آن ها روش هاي متنوعي براي جنايت هايشان به كار مي گيرند و مسموم كردن يكي از همين روش هاست
007071.jpg
007068.jpg
خالد مشعل سال ها پيش هدف حملة تروريستي صهيونيست ها قرار گرفت و مسموم شد. خيلي ها عقيده دارند دليل مرگ عرفات هم چيزي جز سم نبوده است
دكتر اروين يعقوبيان
قتل شخصيت هاي فلسطيني، به ويژه رهبران گروه هاي مقاومت، در سال هاي اخير جزو سياست هاي رژيم صهيونيستي براي سركوب مقاومت فلسطينيان بوده و سازمان اطلاعات جاسوسي اسرائيل (موساد) نيز در اين راستا نقش بسيار برجسته اي داشته است. تاكنون، اسرائيل موفق به قتل چند تن از اين شخصيت ها شده است. عمليات موساد، به ويژه بعد از گروگان گيري ورزشكاران اسرائيلي شركت كننده در المپيك سال 1972 توسط چريك هاي فلسطيني، شدت گرفت. در جريان بازي هاي المپيك 1972 كه در مونيخ آلمان برگزار مي شد، چريك هاي گروه سپتامبر سياه ، اعضاي تيم اسرائيل را به گروگان گرفتند. در درگيري با پليس، 11 ورزشكار اسرائيلي كشته شدند و تعدادي از گروگان گيران توانستند جان سالم به دربرند. كميته دفاعي اسرائيل و گلداماير، نخست وزير وقت، به طور محرمانه و به خون خواهي، تصميم به اقدام تلافي جويانه گرفتند. موساد مأموريت يافت تا عوامل حوادث مونيخ را تعقيب كرده و به قتل برساند. به اين ترتيب، رژيم صهيونيستي در سرتاسر اروپا و خاورميانه موجي از ترور را آغاز كرد. در آوريل 1973، كماندوهاي رژيم صهيونيستي از دريا وارد بيروت شدند و ابويوسف، كمال عدوان و كمال ناصر را به قتل رساندند. در ژانويه 1979، موساد با منفجر كردن بمبي در بيروت، علي حسن سلامه را به قتل رساند. سياست ترور هدفمند شخصيت هاي فلسطيني، تا به امروز ادامه داشته و به نظر مي رسد همچنان در رأس سياست هاي اسرائيل باقي بماند. چنانچه بعد از پيروزي اخير حماس در انتخابات ماه ژانويه، آوي ديچر، رئيس اسبق سازمان اطلاعات جاسوسي شين بت اعلام كرد كه حتي اسماعيل هنيه، نخست وزير فلسطين نيز مي تواند هدف ترور قانوني قرار گيرد!
رژيم صهيونيستي و عوامل موساد براي به شهادت  رساندن مبارزان فلسطيني به شيوه هاي گوناگوني عمل كرده اند؛ از انواع تله هاي انفجاري نظير بسته هاي بمب گذاري شده (مثلا در خودرو و تلفن همراه) گرفته تا پرتاب بمب، شليك گلوله (به ويژه تيراندازي از داخل اتومبيل)، عمليات ويژة كماندويي، گلوله باران و شليك موشك از بالگرد به طرف خودروي حامل مبارزان، موشك باران و بمباران پايگاه هاي استقرار آن ها و غيره. اما موساد در مواردي، متهم به استفاده از يك شيوة غيرمعمول براي به شهادت  رساندن مبارزان فلسطيني شده  است. شيوه اي غيرانساني، ولي كارآمد و مطمئن كه هيچ گونه ردپا و مدركي از خود بر جاي نمي گذارد؛ سم!
اگر تشكيلاتي از سم به عنوان ابزار ترور استفاده كند، موادي را انتخاب مي كند كه با اثرات كشندگي سريع يا كند، در خون يا بافت هاي مقتول از خود هيچ ردپايي بر جاي نگذارند و امكان رديابي شان در بدن با شيوه هاي آزمايشگاهي معمول و حتي پيشرفته وجود نداشته باشد. راه تجويز اين سموم بايد ساده و كم دردسر باشد و هيچ سوءظني را به وجود نياورد (نظير تجويز سم خوراكي ). سمومي كه علائم باليني حاصل از آن ها اختصاصي نبوده و شبيه به نشانه  هاي امراض معمول ديگر (نظير سرماخوردگي) باشد، بهترند. در صورت استفاده از سمومي با اين ويژگي ها براي قتل شخصيت هاي برجسته اي كه در سطح بين الملل و يا در يك كشور يا جامعه، از محبوبيت و شهرت خاصي برخوردارند، مي توان ضمن دور ماندن از اتهامات، از واكنش هاي گسترده و تنش هاي شديد نيز بر حذر ماند. ترور آشكار اين افراد با شيوه هاي معمول نظير شليك گلوله يا انفجار بمب مي تواند عواقب وخيمي به همراه داشته باشد.

دوستان، ما سم مي خواهيم!
آونر كوهن (Avner Cohen)، عضو ارشد مركز مطالعات امنيتي و بين الملل در مريلند آمريكا و برنامه امنيت و خلع سلاح دانشگاه مريلند، در مقاله اي با عنوان اسرائيل و سلاح هاي شيميايي و بيولوژيك نوشته كه چگونه اسرائيل از همان بدو تشكيل، در فكر برنامه اي سري در زمينة تحقيق و توليد سلاح هاي شيميايي و ميكروبي بوده است. او در اين مقاله، آغاز برنامة جنگ ميكروبي و شيميايي اسرائيل را سال 1948 مي داند. در اين مقاله آمده است: در آوريل سال 1948، ديويد بن گورين، اولين نخست وزير اسرائيل، نامه اي به ايهود آوريل (Ehud Avriel) يكي از عوامل آژانس يهود در اروپا نوشت كه در ميان دانشمندان يهودي ساكن اروپاي شرقي، بگردد و آن هايي را كه مي توانند توان از بين بردن توده ها يا علاج آن ها را بالا ببرند (هر دو مورد، حائزاهميت است) استخدام كند.
عبدالمنعم ابوالفتوح، دبير كل اتحاديه پزشكان عرب معتقد است: صهيونيست ها در زمينة جنگ شيميايي بسيار پيشرفت كرده اند. آن ها مواد شيميايي اي در اختيار دارند كه شناسايي شان به كمك آزمايش هاي پزشكي دشوار است. پروفسور حسام الدين محمد عرفات از دانشكده داروسازي دانشگاه الازهر هم با اين نظر موافق است: بعضي از مواد سمي، نشانه  هايي را سبب مي شوند كه مشابه علائم حاصل از بيماري هاي خاص انساني است و نمي توان با آزمايش هاي پزشكي به وجود آن ها پي برد. وي عقيده دارد دستگاه هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي، سمومي را در اختيار دارند كه در مجلات پزشكي هرگز به آن ها اشاره نمي شود. اهارون جي. كلاين (Aaron J .Klein)، خبرنگار اسرائيلي مجله تايم در اورشليم و سروان ذخيرة سازمان اطلاعات ارتش رژيم صهيونيستي اذعان دارد كه مهارت و توانمندي موساد در تجويز و به كارگيري تركيبات سمي، در طول ساليان متمادي، به طور مؤثري افزايش يافته است.

ترور وديع حداد
اخيرا كتابي تحت عنوان Striking Back به قلم اهارون جي. كلاين منتشر شده كه ظاهرا بعد از گذشت 19 سال از مرگ مشكوك وديع حداد (از فرماندهان جبهه خلق براي آزادي فلسطين) فاش مي كند كه چگونه موساد در مرگ وي نقش مستقيم داشته است. اين كتاب با استناد به سخنان عوامل كاركشتة موساد ادعا مي كند كه اين سازمان براي كشتن حداد، در اواخر دهه 1970، شكلات آلوده به سم به خورد او داده است. اين كتاب ظاهرا نخستين مورد مكتوبي است كه به تشريح جزئيات قتل حداد پرداخته و با نظري اجمالي، بر اين نكته صحه مي گذارد.
وديع حداد، مغز متفكر چندين مورد هواپيماربايي بود. در جريان ربوده شدن يك هواپيماي رژيم صهيونيستي در جولاي سال 1968، او نقش اول را داشت. حداد خواستار تبادل زندانيان فلسطيني با گروگان هاي اسرائيلي شده بود. كلاين مي گويد: به دليل همين هواپيماربايي ها بود كه حداد مبدل به دشمن شمارة يك اسرائيل شد. حداد كه در بغداد مخفي شده بود، از تاكتيك هاي رژيم صهيونيستي آگاه بود و مي دانست ممكن است هنگامي كه در خيابان قدم مي زند يا گوشي تلفن را برمي دارد، گلوله اي به سويش شليك شود يا بمبي منفجر شود. حداد مواظب همة حركات خود بود و از سفر به خارج از عراق خودداري مي كرد. ولي نقطه ضعف اين مرد چاق 140 كيلوگرمي، شكلات بود. در بغدادِ سال 1977 به زحمت مي شد در فروشگاه ها، كالاي لوكسي مثل شكلات اعلا پيدا كرد. با استناد به گفته هاي كلاين، موساد در سال 1977، توسط يك مزدور فلسطيني نزديك به حداد كه براي اين سازمان كار مي كرد، موفق شد، مدت شش ماه با ارسال بسته هاي شكلات بلژيكي، شكلات هايي را به خورد اين مبارز فلسطيني بدهد كه به نوعي سمِ داراي اثر كُند و غيرقابل تشخيص آغشته شده بودند.
روزنامه يديعوت احرونوت مي نويسد كه مادة سمي موجود در اين شكلات، به تدريج بر سلامت حداد تأثير گذاشت. ظرف چند هفته، حداد اشتهايش از بين رفت و دچار كاهش وزن شد. آزمايشات خوني انجام شده، از تضعيف دستگاه ايمني  و علائم لوسمي (سرطان خون) حكايت مي كرد. در عرض چند ماه، حال حداد وخيم شد و سرانجام، در ماه مارس 1978 در هتلي در آلمان شرقي، بعد از آن كه پزشكان نتوانستند علت بيماري اش را تشخيص دهند، درگذشت.
007134.jpg
در سپتامبر 97 دو نفر از عوامل موساد در جريان تظاهرات حماس در اردن نوعي سم را در گوش مشعل پاشيدند
ترور خالد مشعل
شيخ خالد مشعل، يكي از چهره هاي برجستة فلسطين و از رهبراني است كه نقش تعيين  كننده اي در مبارزات مردم فلسطين داشته است. رژيم صهيونيستي همواره به دنبال فرصتي براي كشتن او بوده است. حدود 9 سال پيش بود كه عوامل اين رژيم تصميم گرفتند مشعل را به وسيلة سم بكشند. در سپتامبر 1997، دو نفر از عوامل موساد موفق شدند در جريان تظاهرات حماس در امان (پايتخت اردن)، نوعي سم سريع الاثر را به گوش مشعل بپاشند. اين سم مي توانست او را در عرض 24 ساعت بكشد. ولي محافظين مشعل مأموران موساد را دنبال كرده و آن ها را دستگير كردند. با كشف اين نقشه، اردن اسرائيل را تحت فشار گذاشت تا سريعا پادزهر لازم براي نجات مشعل را در اختيار آن كشور قرار دهد. اردن يكي از دو كشور عربي بود كه با رژيم صهيونيستي پيمان صلح داشت و وضعيت ايجاد شده مي توانست روابط دو كشور را دچار بحران كند. به اين ترتيب، افرايم هالوي كه در آن زمان، سفير اسرائيل در اتحاديه اروپا بود، به كشور فرا خوانده شد. وي براي پايان دادن به اين بحران، طرح معامله اي را ريخت. صهيونيست ها مجبور شدند در ازاي عفو شش مأمور خود، حدود 70 نفر از زندانيان فلسطيني از جمله شيخ احمد ياسين، مؤسس و رهبر مذهبي حماس را كه در آن زمان دربند بود، آزاد كرده و پادزهر مربوطه را نيز در اختيار اردني ها قرار دهند.
ميشكا بن ديويد، يكي از مقامات ارشد موساد در گفت وگو با مجله هفت روز ، ضمن افشاي مأموريت موساد براي مسموم كردن مشعل، از نقش خود در اين عمليات سخن گفته است: من عضو تيم پزشكي بودم كه قرار بود در صورت تماس تصادفي اعضاي گروه ضربت با سم، به درمان آنان بپردازد. از من خواسته شد منتظر بمانم تا زماني كه پيامي مبني بر اتمام مأموريت دريافت كنم يا يكي از افرادمان براي گرفتن پادزهر نزدم بيايد. او گفت كه تصميم بنيامين نتانياهو، نخست وزير وقت اسرائيل اين بود كه ترتيب يك حملة بي سر و صدا داده شود تا لطمه اي به روابط رژيم صهيونيستي با اردن وارد نشود. او با يادآوري وقايع روز عمليات مي گويد: زماني كه او (مشعل) را هدف قرار دادند، دو نفر از افرادمان دستگير شدند. صبح آن روز، من در استخر شناي هتل بودم. ناگهان فردي را ديدم كه اگر همه چيز طبق نقشه پيش مي رفت، نمي بايست با او در آن جا ملاقات مي كردم. از چهرة او فهميدم كه يك جاي كار ايراد دارد. آن گاه با مقامات مافوق ام در اسرائيل تماس گرفتم و آن ها گفتند افراد را از پست هاي خود در سراسر امان فراخوانده و سريعا به سفارت اسرائيل بياورم. بن ديويد از تصميمش براي نابودي پادزهر بعد از بازگشت به هتل مي گويد: تصميم گرفتم پادزهر را نابود كنم تا با آن دستگير نشوم، ولي ناگهان از طرف يكي از مقامات مافوق، به من تلفن شد و از من خواست به لابي هتل بروم و پادزهر را به يك مقام امنيتي اردن كه آن جا منتظر است، بدهم تا آن را به بيمارستان ببرد. او مي افزايد: فهميدم كه نتانياهو و دني ياتوم (رئيس اسبق موساد) با شاه حسين دست به معامله زده اند. ما زندگي مشعل را نجات مي  داديم ـ در آن موقع، او هوشياري اش را از دست داده و رو به موت بود ـ و اردن نيز عوامل دستگير شدة ما را آزاد مي كرد. به اين ترتيب، خالد مشعل با دريافت پادزهر، از مرگ حتمي نجات يافت.

مرگ مرموز ياسر عرفات
از زمان مرگ ياسر عرفات در 11 نوامبر 2004 تاكنون، شايعات متعددي ـ به خصوص در جهان عرب ـ در مورد مسموميت عمدي او به دست رژيم صهيونيستي بر سر زبان ها افتاده است. بسياري از فلسطينيان بر اين باورند كه عرفات نيز قرباني ديگري بعد از حداد و مشعل بوده است، هر چند كه اسرائيل چنين اتهاماتي را رد مي كند. بيماري عرفات با علائم سرماخوردگي معمولي شروع شد، به سرعت سلامت اش رو به وخامت رفت، طوري كه مجبور شدند براي تشخيص دقيق بيماري و درمان آن، او را به يك بيمارستان نظامي در پاريس منتقل كنند. عرفات نيز مانند وديع حداد، علائم لوسمي را نشان داده بود، هر چند آزمايشات بعدي، احتمال ابتلا به لوسمي را رد كرد. آثار هيچ سمي نيز در خون عرفات يافت نشد. به هر حال، همة تلاش ها بي نتيجه ماند و عرفات در 11نوامبر 2004 درگذشت. نه مسؤولان پزشكي فرانسه و متخصصين بيمارستان مزبور و نه مقامات فلسطيني، هيچ كدام نتوانستند علتي براي بيماري عرفات ارائه كنند. گزارش پزشكي كه از سوي پزشكان فرانسوي در اختيار سوها، همسر عرفات قرار داده شده بود، فاقد هرگونه نتيجه گيري قطعي در مورد علت مرگ بود.
فيليپ دوست بلازي، وزير بهداشت وقت فرانسه در 14 نوامبر 2004 اعلام كرد كه مدركي دال بر مسموميت عرفات وجود ندارد. او گفت: هيچ  چيز نمي تواند ما را مظنون سازد كه مسموميتي در كار بوده  است. به هر حال، فلسطينيان نظر ديگري دارند. نبود يك گزارش رسمي و قطعي در مورد علت مرگ عرفات، به گسترش شايعات انجاميده است. گرچه رژيم صهيونيستي، بيشتر اصرار دارد كه احتمالا عرفات در اثر ايدز مرده است، فلسطينيان و اعراب بر نظرية مسموميت او توسط اين رژيم پافشاري مي كنند. در يك نظرخواهي غيررسمي كه به كمك شبكة تلويزيوني العربيه دوبي انجام شد، مشخص شد كه از هر پنج پاسخ  دهنده، چهار نفر فكر مي كنند كه عرفات توسط رژيم صهيونيستي مسموم شده است. ليلا شاهد، نمايندة دولت فلسطين در فرانسه در نوامبر 2004 گفته بود: احتمال زيادي مي رود كه عرفات مسموم شده باشد، زيرا آن ها (اسرائيلي ها) پيش از اين نيز اقدام به مسموم كردن ديگران كرده اند. نمي توانم در اين مورد اظهارنظر پزشكي بكنم، چون هيچ مدركي در دست نداريم.
فاروق قدومي، رئيس دفتر سياسي ساف هم معتقد است كه ياسر عرفات با مرگ طبيعي نمرده، بلكه اسرائيل او را مسموم كرده. او در يكي از مصاحبه هاي خود در تونس (12 جولاي 2005)، در جمع گزارشگران گفته بود: من شخصا و با اطمينان مي توانم بگويم كه عرفات به دليل مسموميت مرده است. دكتر اشرف الكردي كه حدود 20 سال پزشك شخصي عرفات بود، گفته است كه او علائم مسموميت را نشان داده. اشرف الكردي ضمن تأكيد بر لزوم انجام يك تحقيق رسمي و كالبدشكافي گفته بود: سم را از راه غذا و دارويي كه عرفات مي خورده، به بدن او وارد كرده بودند.
احمد عبدالرحمان، از ياران نزديك به عرفات، حتي از اين هم فراتر رفته و ادعا مي كند كه يك قاتل اسرائيلي، نوعي سم كُنداثر به درون گوش وي دميده است. وي با اشاره به جريان سوءقصد به مشعل گفته بود: مسموم كردن عرفات از راه گوش، احتمالا كار آساني بوده، زيرا او كه تحت بازداشت بود، عادت داشت بسياري از مردم را به حضور پذيرفته و آن ها را براي بوسيدن در آغوش بگيرد.
در هر حال، عرفات نخستين و تنها رهبر عربي نيست كه مرگ مرموزي داشته است. برخي، علت مرگ جمال عبدالناصر، رهبر فقيد مصر در سال 1970 را مسموميت مي دانند. پاره اي ديگر، مرگ هواري بومدين، رهبر انقلابي فقيد الجزاير در سال 1978 را هم به مسموميت نسبت مي دهند كه در 52 سالگي بعد از سه ماه اغما، جان سپرد.

آقاي ميلياردر جوان
007200.jpg
007203.jpg
007206.jpg
007209.jpg
006918.jpg
007212.jpg
007215.jpg
007218.jpg
007221.jpg
محمدامين واصفي
مجله فوربس، مجله اي است كه اصولا توي كار پول و بورس و اين جور چيزهاست. اين مجله هر چند وقت، يك ليست از ميلياردرهاي جهان (البته به دلار) منتشر مي كند كه به نظر مي رسد تنها كاربردش، سوزاندن دل من و شما باشد. البته خيلي ها به ليستي كه فوربس مي دهد، ايراد مي گيرند. چون در اين ليست، تنها ثروت برخي اشخاص به حساب مي آيد. آن هم ثروت هاي قانوني كه تكليفشان مشخص است يا به قول معروف، كساني كه حسابشان پاك است!
چند سالي است عادت كرده ايم كه اسم بيل گيتس را اول اين فهرست ببينيم. پل آلن، شريك تجاري و دوست دوران بچگي گيتس هم آن بالاهاست. البته گيتس و آلن واقعا براي اين ثروت زحمت كشيده اند. اسم تعداد زيادي از امراي عرب هم در اين فهرست هست. كساني كه روي ثروتي خوابيده اند كه ميلياردها سال پيش، گياهان فسيل شده برايشان به جا گذاشته اند.حدود 160 نفر وجود دارند كه در اين ليست قراردارند. اما ايراد اين ليست فوربس اين است كه اسم خيلي ها توي آن نيست. شايد براي اين كه يا آماري از آن ها در دست نيست يا اين كه نمي خواهند توجه عوام را به خود جلب كنند. از كساني كه آمارشان درست و حسابي در دست نيست مي شود به خلاف كارها اشاره كرد. خوب مثلا وينچنزو پراونزانو (همان جوانك اهل كرلئونه سيسيل كه فيلم پدرخوانده را از رويش ساخته اند). هيچ وقت نمي آيد بگويد كه چقدر پول دارد و چقدرش از تجارت هروئين به دست آمده، چقدرش از تجارت كوكايين و... ما هم فكر نمي كنيم كه مثلا خانوادة راكفلر بنشينند و نگاه كنند كه كار آفريني مثل پل آلن، يك شبه، ثروتش از آن ها بيشتر شود. حتما جايي مي لنگد. مثلا نمي خواهند بگويند كه چقدر پول شويي مي كنند يا چقدر از پولشان نتيجة زحمت يك مشت بچة زير 18 سال است كه در معادن الماس آفريقا جان مي كنند. يا مثلا نمي خواهند بگويند كه صاحبان كمپاني كارلايل، چقدر از دلالي اسلحه درمي آورند يا كمپاني لايكهو مارتين بابت سلاح هاي كشتار جمعي كه مي سازد تا توي سر مردم عراق و لبنان خراب شود، چقدر به جيب مي زند.
به هرحال مجلة فوربس، ليست بر و بچ هاي پولدار و البته تميز را منتشر مي كند. در ليست جديدي كه اين مجله منتشر كرده، 10تا بچه  پولدار هستند كه همسن و سال اكثر خود ما هستند، از 22 تا 35 سال. اين جا اسم اين بچه پولدارها و منبع درآمدشان را مي بينيد. 6 تا از آن ها كار آفرين هستند. يعني با كار و تلاش و ايده هاي خودشان پول و پله اي به هم زده اند. بقيه هم پولشان را از پدرشان به ارث برده اند. اين نشان مي دهد كه مي شود از صفر هم شروع كرد، مثل بر و بچه هاي گوگل. براي همين در آخر هم چند تا راه مفيد براي پولدار شدن به تان معرفي كرده ايم. لطفا به ما نخنديد كه پس چرا خودتان دست به كار نشده ايد. ما راه را براي شما جوان ها باز كرده ايم. اين شما و اين گوي و ميدان.

پولدارها چگونه پولدار مي شوند؟
رؤياي نيمه شب تابستان
007359.jpg
اين جا قصد داريم راه هاي پولدار شدن را دسته بندي كنيم و برايتان بگوييم. البته انتظار نداشته باشيد يك راهنماي گام به گام به دستتان بدهيم. اگر همچين چيزي داشتيم، كه الان در حال اسم  نويسي توي برنامة سفر تفريحي به فضا بوديم. در هر حال به نظر مي رسد داشتن يك طبقه بندي از مسيرهاي منتهي به پول در ذهنتان چيز جالبي باشد و بعضي مواقع بتواند شما را از گم شدن توي هزار تو نجات بدهد. روشي را انتخاب كنيد كه نه برايتان تنگ باشد و نه مثل پيراهن XXL به تنتان زار بزند. يك قانون جالب هست به نام قانون وبر كه مي گويد هر چقدر عددي بزرگ تر باشد، تغييراتش هم بزرگ تر است. بنابراين بازي هاي بزرگ، سودهاي بزرگ و شكست هاي كمرشكن را به همراه دارند. هر كه طاووس خواهد، جور هندوستان كشد!

كارآفريني و نوآوري
كارآفريني با اشتغال زايي فرق دارد. اصلا به معني ايجاد كار يا سر كار گذاشتن ملت نيست. كارآفريني ترجمة لغت Entraprenomship است و يعني ايجاد يك كسب و كار جديد. نوآوري هم به معني ارائه كردن يك ايدة خلاق به بازار است. 6 نفر از 10 نفر ميلياردر زير 35 سال جهان، با اين روش پولدار شده اند. تغييرهاي سريع در صنعت كامپيوتر و نرم افزار، موجي از پولدارهاي جديد را در دنيا به راه انداخت كه سردمدار آن ها گيتس و آلن، دار و دستة apple، شركت هاي نرم افزاري مثل SAP، غول هاي گرافيك كامپيوتري و... بودند. از طرف ديگر هم شركت هاي سيسكو و اوراكل كه كار شبكه و ديتابيس مي كردند، سهامداران خرد را بدجوري پولدار كردند. كارآفريني، با يك ايدة خلاق شروع مي شود؛ مثلا فروش جنس دست دوم در اينترنت مثل اي بي، يا به دست آوردن يك پروفايل باارزش از مردم و سليقه هايشان با فروش كتاب در اينترنت مثل آمازون. اما بعدش كارِ گِل شروع مي شود. بايد بازاريابي كنيد، توليد كنيد، توسعه بدهيد، منابع مالي را جذب كنيد، چانه بزنيد، با اين و آن رابطه برقرار كنيد و خيلي كارها بكنيد.
حرفه اي گري
يك راه ديگر براي پولدار شدن، اين است كه يك كاري بلد باشيد كه هيچ كس به خوبي شما بلد نباشد. مثلا بلد باشيد خيلي خوب برنامه بنويسيد، داستان بنويسيد، كاريكاتور بكشيد، توربين طراحي كنيد، تومور در بياوريد، قرارداد بنويسيد، ژن اصلاح كنيد يا مذاكره كنيد.
شهرت
حتما عكس اين و آن را روي پوسترهاي تبليغاتي ديده  ايد، و احتمالا جايي خبري با اين مضمون خوانده  ايد كه ديويد بكام براي بازي در كليپ تبليغاتي كاسترول، فلان قدر پول گرفت. بدبختانه هيچ راه مطمئني براي مشهور شدن وجود ندارد و هميشه لازم است خدا ياري كند . ولي اگر مشهور شويد، مي توانيد از شهرت خودتان براي شهرت كالاها، مجله ها و حتي جنبش هاي اجتماعي و... استفاده كنيد. ثروت هم به صورت تابع نمايي رشد مي كند!
ارث
بدون شرح!(آن طرف آب ها ، خيلي ها براي كساني ارث مي گذارند كه خب اصلا فاميل نيستند، مثلا سگ و گربه شان!)
سياست و قدرت
بخش عمومي در خيلي از اقتصادها رقم بزرگي از كل اقتصاد است. اين عددها خيلي ها را به وسوسه مي اندازد كه هر جور شده از اين بودجه، يك چكه به شان برسد. تكليف بودجة دولت و مخارج بخش عمومي، در نظام سياسي كشورها مشخص مي شود. براي همين است كه اغلب اسم ديكتاتورهاي جهان را در ليست پولدارها مي بينيم و مي شنويم. يك توجيه ديگر هم براي بالا بودن درآمد صاحب منصبان حتي در كشورهاي دموكراتيك وجود دارد. اين كه آن ها به دليل احتياجات مالي بر سر حقوق و منافع ملت معامله نكنند. به هر حال هميشه بحث بوده كه نمايندگان ملت چقدر نمايندگان پولدارها هستند و چقدر نمايندة بقيه مردم! بگذريم.
خلاف!
تجارت مواد مخدر، تجارت اعضاي بدن، كلاهبرداري و تقلب، رشوه و كار چاق كني و... ليست درازي از فعاليت هاي غيراخلاقي، پرريسك و بي آخر و عاقبتي هستند كه با هدف به دست آوردن پول انجام مي شوند. تعريف ريسك را يادآوري مي كنم: ريسك حاصل ضرب احتمال شكست در نتيجة شكست است. در مورد فعاليت هاي خلاف، احتمال شكست بالاست، چون خيلي ها مراقبند كه كسي مرتكب اين كارها نشود. ضمنا شكست، عواقب بدي دارد كه شامل جريمة زندان، اعدام (!) و غيره مي شود. ولي متأسفانه مردم به دزدهاي باهوش تري توي فيلم فكر مي كنند كه سر همه كلاه مي گذارند، و به آن همه پول فكر مي كنند كه يك دفعه مي آيد و مي رود توي جيب. بحث هاي اخلاقي و توصيه هاي حكمت آميز هم در اين مورد هست كه به اهلش وا مي  گذاريم. همه كه آل كاپون نمي شوند. آخر و عاقبت خيلي ها هم شهرام جزايري است.
شانس!
اين روزها بحث گنج پيدا كردن، خيلي توي ايران داغ شده و حتي توي تاكسي، قيمت دستگاه هاي گنج ياب و اين جور چيزها شنيده مي شود. تب جويندگان طلا در آمريكاي شمالي را به خاطر بياوريد. لاتاري و قمار و اين ها هم راه هاي شانسي پولدار شدن هستند.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
شوكت به سزاي اعمالش رسيد
شيطان در سينما
كار زيبا بود ربطي به صداي من نداشت
رويدادهفته
تلويزيون
آرامش پس از انفجار
ب ام و يا پرايد؛ مسأله اين است!
پيمان مي خواست زير قطار برود
از سن خودم فرار مي كنم
ورزشي
افشاگري مي كنم
حمله نرگس به اروپا
پريدر، پر!
آري هان دنبال پول نيست
رويدادهفته
من از سرزمين مافيا مي آيم!
تمام محكومان فوتبال ايتاليا
بزرگ ترين فسادهاي فوتبال دنيا
كودتاي نادال عليه حكومت فدرر
نادال؛ خاري در دست فدرر
اجتماعي
قطره اي از گريه هايتان، درياهايي از آتش را خاموش مي كند
زندگي
هلي كوپتر عروس
لبنان قهرمان شد
پشتكارم خوب است
رويدادهفته
موسيقي
رؤياي نيمه كاره
آلبوم هاي جديد موجود در بازار پاپ
از آخر مرداد گرم تر مي شود!
غير پاپ ها از پاپ ها بدتر
عصار، ماني و خشي؛ همه مي آيند
خوش آب و رنگ ها با تاريخ مصرف كوتاه
روزها
آواز سنگ ها
پايان جاهليت
لايلاف قريش
محمدامين (ص)
رويدادها
جهان كوچك
تاريخي از سم و خون
آقاي ميلياردر جوان
رؤياي نيمه شب تابستان
هنر روز
با هشت هزار سالگان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  موسيقي  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |