تروريسم دولتي رژيم صهيونيستي تا به حال قربانيان فراواني داشته. آن ها روش هاي متنوعي براي جنايت هايشان به كار مي گيرند و مسموم كردن يكي از همين روش هاست
خالد مشعل سال ها پيش هدف حملة تروريستي صهيونيست ها قرار گرفت و مسموم شد. خيلي ها عقيده دارند دليل مرگ عرفات هم چيزي جز سم نبوده است
دكتر اروين يعقوبيان
قتل شخصيت هاي فلسطيني، به ويژه رهبران گروه هاي مقاومت، در سال هاي اخير جزو سياست هاي رژيم صهيونيستي براي سركوب مقاومت فلسطينيان بوده و سازمان اطلاعات جاسوسي اسرائيل (موساد) نيز در اين راستا نقش بسيار برجسته اي داشته است. تاكنون، اسرائيل موفق به قتل چند تن از اين شخصيت ها شده است. عمليات موساد، به ويژه بعد از گروگان گيري ورزشكاران اسرائيلي شركت كننده در المپيك سال 1972 توسط چريك هاي فلسطيني، شدت گرفت. در جريان بازي هاي المپيك 1972 كه در مونيخ آلمان برگزار مي شد، چريك هاي گروه سپتامبر سياه ، اعضاي تيم اسرائيل را به گروگان گرفتند. در درگيري با پليس، 11 ورزشكار اسرائيلي كشته شدند و تعدادي از گروگان گيران توانستند جان سالم به دربرند. كميته دفاعي اسرائيل و گلداماير، نخست وزير وقت، به طور محرمانه و به خون خواهي، تصميم به اقدام تلافي جويانه گرفتند. موساد مأموريت يافت تا عوامل حوادث مونيخ را تعقيب كرده و به قتل برساند. به اين ترتيب، رژيم صهيونيستي در سرتاسر اروپا و خاورميانه موجي از ترور را آغاز كرد. در آوريل 1973، كماندوهاي رژيم صهيونيستي از دريا وارد بيروت شدند و ابويوسف، كمال عدوان و كمال ناصر را به قتل رساندند. در ژانويه 1979، موساد با منفجر كردن بمبي در بيروت، علي حسن سلامه را به قتل رساند. سياست ترور هدفمند شخصيت هاي فلسطيني، تا به امروز ادامه داشته و به نظر مي رسد همچنان در رأس سياست هاي اسرائيل باقي بماند. چنانچه بعد از پيروزي اخير حماس در انتخابات ماه ژانويه، آوي ديچر، رئيس اسبق سازمان اطلاعات جاسوسي شين بت اعلام كرد كه حتي اسماعيل هنيه، نخست وزير فلسطين نيز مي تواند هدف ترور قانوني قرار گيرد!
رژيم صهيونيستي و عوامل موساد براي به شهادت رساندن مبارزان فلسطيني به شيوه هاي گوناگوني عمل كرده اند؛ از انواع تله هاي انفجاري نظير بسته هاي بمب گذاري شده (مثلا در خودرو و تلفن همراه) گرفته تا پرتاب بمب، شليك گلوله (به ويژه تيراندازي از داخل اتومبيل)، عمليات ويژة كماندويي، گلوله باران و شليك موشك از بالگرد به طرف خودروي حامل مبارزان، موشك باران و بمباران پايگاه هاي استقرار آن ها و غيره. اما موساد در مواردي، متهم به استفاده از يك شيوة غيرمعمول براي به شهادت رساندن مبارزان فلسطيني شده است. شيوه اي غيرانساني، ولي كارآمد و مطمئن كه هيچ گونه ردپا و مدركي از خود بر جاي نمي گذارد؛ سم!
اگر تشكيلاتي از سم به عنوان ابزار ترور استفاده كند، موادي را انتخاب مي كند كه با اثرات كشندگي سريع يا كند، در خون يا بافت هاي مقتول از خود هيچ ردپايي بر جاي نگذارند و امكان رديابي شان در بدن با شيوه هاي آزمايشگاهي معمول و حتي پيشرفته وجود نداشته باشد. راه تجويز اين سموم بايد ساده و كم دردسر باشد و هيچ سوءظني را به وجود نياورد (نظير تجويز سم خوراكي ). سمومي كه علائم باليني حاصل از آن ها اختصاصي نبوده و شبيه به نشانه هاي امراض معمول ديگر (نظير سرماخوردگي) باشد، بهترند. در صورت استفاده از سمومي با اين ويژگي ها براي قتل شخصيت هاي برجسته اي كه در سطح بين الملل و يا در يك كشور يا جامعه، از محبوبيت و شهرت خاصي برخوردارند، مي توان ضمن دور ماندن از اتهامات، از واكنش هاي گسترده و تنش هاي شديد نيز بر حذر ماند. ترور آشكار اين افراد با شيوه هاي معمول نظير شليك گلوله يا انفجار بمب مي تواند عواقب وخيمي به همراه داشته باشد.
دوستان، ما سم مي خواهيم!
آونر كوهن (Avner Cohen)، عضو ارشد مركز مطالعات امنيتي و بين الملل در مريلند آمريكا و برنامه امنيت و خلع سلاح دانشگاه مريلند، در مقاله اي با عنوان اسرائيل و سلاح هاي شيميايي و بيولوژيك نوشته كه چگونه اسرائيل از همان بدو تشكيل، در فكر برنامه اي سري در زمينة تحقيق و توليد سلاح هاي شيميايي و ميكروبي بوده است. او در اين مقاله، آغاز برنامة جنگ ميكروبي و شيميايي اسرائيل را سال 1948 مي داند. در اين مقاله آمده است: در آوريل سال 1948، ديويد بن گورين، اولين نخست وزير اسرائيل، نامه اي به ايهود آوريل (Ehud Avriel) يكي از عوامل آژانس يهود در اروپا نوشت كه در ميان دانشمندان يهودي ساكن اروپاي شرقي، بگردد و آن هايي را كه مي توانند توان از بين بردن توده ها يا علاج آن ها را بالا ببرند (هر دو مورد، حائزاهميت است) استخدام كند.
عبدالمنعم ابوالفتوح، دبير كل اتحاديه پزشكان عرب معتقد است: صهيونيست ها در زمينة جنگ شيميايي بسيار پيشرفت كرده اند. آن ها مواد شيميايي اي در اختيار دارند كه شناسايي شان به كمك آزمايش هاي پزشكي دشوار است. پروفسور حسام الدين محمد عرفات از دانشكده داروسازي دانشگاه الازهر هم با اين نظر موافق است: بعضي از مواد سمي، نشانه هايي را سبب مي شوند كه مشابه علائم حاصل از بيماري هاي خاص انساني است و نمي توان با آزمايش هاي پزشكي به وجود آن ها پي برد. وي عقيده دارد دستگاه هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي، سمومي را در اختيار دارند كه در مجلات پزشكي هرگز به آن ها اشاره نمي شود. اهارون جي. كلاين (Aaron J .Klein)، خبرنگار اسرائيلي مجله تايم در اورشليم و سروان ذخيرة سازمان اطلاعات ارتش رژيم صهيونيستي اذعان دارد كه مهارت و توانمندي موساد در تجويز و به كارگيري تركيبات سمي، در طول ساليان متمادي، به طور مؤثري افزايش يافته است.
ترور وديع حداد
اخيرا كتابي تحت عنوان Striking Back به قلم اهارون جي. كلاين منتشر شده كه ظاهرا بعد از گذشت 19 سال از مرگ مشكوك وديع حداد (از فرماندهان جبهه خلق براي آزادي فلسطين) فاش مي كند كه چگونه موساد در مرگ وي نقش مستقيم داشته است. اين كتاب با استناد به سخنان عوامل كاركشتة موساد ادعا مي كند كه اين سازمان براي كشتن حداد، در اواخر دهه 1970، شكلات آلوده به سم به خورد او داده است. اين كتاب ظاهرا نخستين مورد مكتوبي است كه به تشريح جزئيات قتل حداد پرداخته و با نظري اجمالي، بر اين نكته صحه مي گذارد.
وديع حداد، مغز متفكر چندين مورد هواپيماربايي بود. در جريان ربوده شدن يك هواپيماي رژيم صهيونيستي در جولاي سال 1968، او نقش اول را داشت. حداد خواستار تبادل زندانيان فلسطيني با گروگان هاي اسرائيلي شده بود. كلاين مي گويد: به دليل همين هواپيماربايي ها بود كه حداد مبدل به دشمن شمارة يك اسرائيل شد. حداد كه در بغداد مخفي شده بود، از تاكتيك هاي رژيم صهيونيستي آگاه بود و مي دانست ممكن است هنگامي كه در خيابان قدم مي زند يا گوشي تلفن را برمي دارد، گلوله اي به سويش شليك شود يا بمبي منفجر شود. حداد مواظب همة حركات خود بود و از سفر به خارج از عراق خودداري مي كرد. ولي نقطه ضعف اين مرد چاق 140 كيلوگرمي، شكلات بود. در بغدادِ سال 1977 به زحمت مي شد در فروشگاه ها، كالاي لوكسي مثل شكلات اعلا پيدا كرد. با استناد به گفته هاي كلاين، موساد در سال 1977، توسط يك مزدور فلسطيني نزديك به حداد كه براي اين سازمان كار مي كرد، موفق شد، مدت شش ماه با ارسال بسته هاي شكلات بلژيكي، شكلات هايي را به خورد اين مبارز فلسطيني بدهد كه به نوعي سمِ داراي اثر كُند و غيرقابل تشخيص آغشته شده بودند.
روزنامه يديعوت احرونوت مي نويسد كه مادة سمي موجود در اين شكلات، به تدريج بر سلامت حداد تأثير گذاشت. ظرف چند هفته، حداد اشتهايش از بين رفت و دچار كاهش وزن شد. آزمايشات خوني انجام شده، از تضعيف دستگاه ايمني و علائم لوسمي (سرطان خون) حكايت مي كرد. در عرض چند ماه، حال حداد وخيم شد و سرانجام، در ماه مارس 1978 در هتلي در آلمان شرقي، بعد از آن كه پزشكان نتوانستند علت بيماري اش را تشخيص دهند، درگذشت.
در سپتامبر 97 دو نفر از عوامل موساد در جريان تظاهرات حماس در اردن نوعي سم را در گوش مشعل پاشيدند
ترور خالد مشعل
شيخ خالد مشعل، يكي از چهره هاي برجستة فلسطين و از رهبراني است كه نقش تعيين كننده اي در مبارزات مردم فلسطين داشته است. رژيم صهيونيستي همواره به دنبال فرصتي براي كشتن او بوده است. حدود 9 سال پيش بود كه عوامل اين رژيم تصميم گرفتند مشعل را به وسيلة سم بكشند. در سپتامبر 1997، دو نفر از عوامل موساد موفق شدند در جريان تظاهرات حماس در امان (پايتخت اردن)، نوعي سم سريع الاثر را به گوش مشعل بپاشند. اين سم مي توانست او را در عرض 24 ساعت بكشد. ولي محافظين مشعل مأموران موساد را دنبال كرده و آن ها را دستگير كردند. با كشف اين نقشه، اردن اسرائيل را تحت فشار گذاشت تا سريعا پادزهر لازم براي نجات مشعل را در اختيار آن كشور قرار دهد. اردن يكي از دو كشور عربي بود كه با رژيم صهيونيستي پيمان صلح داشت و وضعيت ايجاد شده مي توانست روابط دو كشور را دچار بحران كند. به اين ترتيب، افرايم هالوي كه در آن زمان، سفير اسرائيل در اتحاديه اروپا بود، به كشور فرا خوانده شد. وي براي پايان دادن به اين بحران، طرح معامله اي را ريخت. صهيونيست ها مجبور شدند در ازاي عفو شش مأمور خود، حدود 70 نفر از زندانيان فلسطيني از جمله شيخ احمد ياسين، مؤسس و رهبر مذهبي حماس را كه در آن زمان دربند بود، آزاد كرده و پادزهر مربوطه را نيز در اختيار اردني ها قرار دهند.
ميشكا بن ديويد، يكي از مقامات ارشد موساد در گفت وگو با مجله هفت روز ، ضمن افشاي مأموريت موساد براي مسموم كردن مشعل، از نقش خود در اين عمليات سخن گفته است: من عضو تيم پزشكي بودم كه قرار بود در صورت تماس تصادفي اعضاي گروه ضربت با سم، به درمان آنان بپردازد. از من خواسته شد منتظر بمانم تا زماني كه پيامي مبني بر اتمام مأموريت دريافت كنم يا يكي از افرادمان براي گرفتن پادزهر نزدم بيايد. او گفت كه تصميم بنيامين نتانياهو، نخست وزير وقت اسرائيل اين بود كه ترتيب يك حملة بي سر و صدا داده شود تا لطمه اي به روابط رژيم صهيونيستي با اردن وارد نشود. او با يادآوري وقايع روز عمليات مي گويد: زماني كه او (مشعل) را هدف قرار دادند، دو نفر از افرادمان دستگير شدند. صبح آن روز، من در استخر شناي هتل بودم. ناگهان فردي را ديدم كه اگر همه چيز طبق نقشه پيش مي رفت، نمي بايست با او در آن جا ملاقات مي كردم. از چهرة او فهميدم كه يك جاي كار ايراد دارد. آن گاه با مقامات مافوق ام در اسرائيل تماس گرفتم و آن ها گفتند افراد را از پست هاي خود در سراسر امان فراخوانده و سريعا به سفارت اسرائيل بياورم. بن ديويد از تصميمش براي نابودي پادزهر بعد از بازگشت به هتل مي گويد: تصميم گرفتم پادزهر را نابود كنم تا با آن دستگير نشوم، ولي ناگهان از طرف يكي از مقامات مافوق، به من تلفن شد و از من خواست به لابي هتل بروم و پادزهر را به يك مقام امنيتي اردن كه آن جا منتظر است، بدهم تا آن را به بيمارستان ببرد. او مي افزايد: فهميدم كه نتانياهو و دني ياتوم (رئيس اسبق موساد) با شاه حسين دست به معامله زده اند. ما زندگي مشعل را نجات مي داديم ـ در آن موقع، او هوشياري اش را از دست داده و رو به موت بود ـ و اردن نيز عوامل دستگير شدة ما را آزاد مي كرد. به اين ترتيب، خالد مشعل با دريافت پادزهر، از مرگ حتمي نجات يافت.
مرگ مرموز ياسر عرفات
از زمان مرگ ياسر عرفات در 11 نوامبر 2004 تاكنون، شايعات متعددي ـ به خصوص در جهان عرب ـ در مورد مسموميت عمدي او به دست رژيم صهيونيستي بر سر زبان ها افتاده است. بسياري از فلسطينيان بر اين باورند كه عرفات نيز قرباني ديگري بعد از حداد و مشعل بوده است، هر چند كه اسرائيل چنين اتهاماتي را رد مي كند. بيماري عرفات با علائم سرماخوردگي معمولي شروع شد، به سرعت سلامت اش رو به وخامت رفت، طوري كه مجبور شدند براي تشخيص دقيق بيماري و درمان آن، او را به يك بيمارستان نظامي در پاريس منتقل كنند. عرفات نيز مانند وديع حداد، علائم لوسمي را نشان داده بود، هر چند آزمايشات بعدي، احتمال ابتلا به لوسمي را رد كرد. آثار هيچ سمي نيز در خون عرفات يافت نشد. به هر حال، همة تلاش ها بي نتيجه ماند و عرفات در 11نوامبر 2004 درگذشت. نه مسؤولان پزشكي فرانسه و متخصصين بيمارستان مزبور و نه مقامات فلسطيني، هيچ كدام نتوانستند علتي براي بيماري عرفات ارائه كنند. گزارش پزشكي كه از سوي پزشكان فرانسوي در اختيار سوها، همسر عرفات قرار داده شده بود، فاقد هرگونه نتيجه گيري قطعي در مورد علت مرگ بود.
فيليپ دوست بلازي، وزير بهداشت وقت فرانسه در 14 نوامبر 2004 اعلام كرد كه مدركي دال بر مسموميت عرفات وجود ندارد. او گفت: هيچ چيز نمي تواند ما را مظنون سازد كه مسموميتي در كار بوده است. به هر حال، فلسطينيان نظر ديگري دارند. نبود يك گزارش رسمي و قطعي در مورد علت مرگ عرفات، به گسترش شايعات انجاميده است. گرچه رژيم صهيونيستي، بيشتر اصرار دارد كه احتمالا عرفات در اثر ايدز مرده است، فلسطينيان و اعراب بر نظرية مسموميت او توسط اين رژيم پافشاري مي كنند. در يك نظرخواهي غيررسمي كه به كمك شبكة تلويزيوني العربيه دوبي انجام شد، مشخص شد كه از هر پنج پاسخ دهنده، چهار نفر فكر مي كنند كه عرفات توسط رژيم صهيونيستي مسموم شده است. ليلا شاهد، نمايندة دولت فلسطين در فرانسه در نوامبر 2004 گفته بود: احتمال زيادي مي رود كه عرفات مسموم شده باشد، زيرا آن ها (اسرائيلي ها) پيش از اين نيز اقدام به مسموم كردن ديگران كرده اند. نمي توانم در اين مورد اظهارنظر پزشكي بكنم، چون هيچ مدركي در دست نداريم.
فاروق قدومي، رئيس دفتر سياسي ساف هم معتقد است كه ياسر عرفات با مرگ طبيعي نمرده، بلكه اسرائيل او را مسموم كرده. او در يكي از مصاحبه هاي خود در تونس (12 جولاي 2005)، در جمع گزارشگران گفته بود: من شخصا و با اطمينان مي توانم بگويم كه عرفات به دليل مسموميت مرده است. دكتر اشرف الكردي كه حدود 20 سال پزشك شخصي عرفات بود، گفته است كه او علائم مسموميت را نشان داده. اشرف الكردي ضمن تأكيد بر لزوم انجام يك تحقيق رسمي و كالبدشكافي گفته بود: سم را از راه غذا و دارويي كه عرفات مي خورده، به بدن او وارد كرده بودند.
احمد عبدالرحمان، از ياران نزديك به عرفات، حتي از اين هم فراتر رفته و ادعا مي كند كه يك قاتل اسرائيلي، نوعي سم كُنداثر به درون گوش وي دميده است. وي با اشاره به جريان سوءقصد به مشعل گفته بود: مسموم كردن عرفات از راه گوش، احتمالا كار آساني بوده، زيرا او كه تحت بازداشت بود، عادت داشت بسياري از مردم را به حضور پذيرفته و آن ها را براي بوسيدن در آغوش بگيرد.
در هر حال، عرفات نخستين و تنها رهبر عربي نيست كه مرگ مرموزي داشته است. برخي، علت مرگ جمال عبدالناصر، رهبر فقيد مصر در سال 1970 را مسموميت مي دانند. پاره اي ديگر، مرگ هواري بومدين، رهبر انقلابي فقيد الجزاير در سال 1978 را هم به مسموميت نسبت مي دهند كه در 52 سالگي بعد از سه ماه اغما، جان سپرد.