|
رؤياي نيمه كاره
با وجود همه سر و صداهايي كه مي شنويد، بازار موسيقي روزهاي كسادي را سپري مي كند. اوضاعي كه مدت هاست چهره هاي شناخته شده را منزوي كرده
|
|
|
مجيد رئوفي
بازار موسيقي يخ زده است و آن را نه سنتي ها و نه اسمي هاي سابقِ بفروش پاپ، هيچ كدام گرم نمي كنند. اصفهاني، خشايار اعتمادي، افتخاري و... بايد اقرار كرد كه پس از موجي كه در سال هاي گذشته در موسيقي برخاست و بعد فرو نشست، حالا مدت هاست همه منتظر اتفاقي تازه و صدايي متفاوت اند. حتي يك كار گرم و جذاب از قديمي ترها هم مي تواند كفايت كند. اما نه اين و نه آن. آلبوم هايي كه در يك سال اخير با اميد و آرزو به بازار آمده اند، دل ها را حتي ولرم هم نكرده اند و آن ويديو كليپ ها و كارهاي ضعيفي كه به اسم موسيقي پاپ و به صورت فله اي توليد مي شود تا به روي آنتن برود هم جز دل آشوبه، حاصلي به همراه ندارد. اگر چه نبايد نااميد بود، گويا نواهايي نو و شنيدني در راه اند.
آلبوم فريدون تا اواسط سال 84 هم همچنان مي فروخت. پرتيراژترين آلبوم تاريخ موسيقي پاپ ايران (حداقل بعد از انقلاب) به مدد صداي خاص فريدون آسرايي و موسيقي پرانرژي و البته رمانتيك بهروز صفاريان كه وقت زيادي را صرف تنظيم اين آلبوم كرده بود، هنوز هم خريدار دارد. علاقه مندان آلبوم غريبه منتظر آلبوم دوم فريدون هستند تا يك بار ديگر به سوي فروشگاه هاي موسيقي هجوم ببرند. آلبوم غريبه در فضايي تهيه و منتشر شد كه هيچ شبكه اي موسيقي داخلي را پخش نمي كرد و تبليغات دهان به دهان ، بيشترين تأثير را در فروش بي سابقة آن داشت. حضور او در مطبوعات هم چندان پررنگ نبود، اما در هر اتومبيل و هر خانه اي مي شد آهنگ گل هياهو را شنيد. غريبه يك مجموعة كامل و هماهنگ بود. فريدون و بهروز صفاريان بيش از 20 آهنگ ضبط شده داشتند كه تنها 8 آهنگ را در آلبوم قرار دادند. موسيقي آهنگ هاي انتخابي در يك امتداد بود و با آهنگ هاي كنار گذاشته شده، متفاوت بود. جالب آن كه هيچ آهنگ شش ـ هشت اي در اين آلبوم استفاده نشد.
پس از فروش خيره كنندة غريبه كه واقعا تكان بزرگي به بازار موسيقي پاپ داد و حتي ركوردهاي آريان را جابه جا كرد، نوبت به بركت پر بركت محمد اصفهاني رسيد.
محمد اصفهاني كه هم مورد توجه خانواده هاي ايراني است و هم خوانندة مورد علاقة صدا و سيماست، حق فروش آلبوم را مطابق شنيده ها به شركت پخش كننده 30 ميليون تومان فروخت اگر چه برخي هم رقم عجيب 90 ميليون تومان را براي آن عنوان مي كنند كه چندان واقعي به نظر نمي رسد.
آلبوم به مدد موسيقي ترنس چند آهنگش و البته آهنگ داغ مرو اي دوست بازار را در دست گرفت و فروش مناسبي كرد. پس از آن، نوبت به آلبوم براي اولين بار ، اثر احسان خواجه اميري رسيد كه به نسبت بازار خراب موسيقي، توانست جزو پرفروش هاي سال باشد. احسان خواجه اميري با تكيه به تجربة پدرخواننده اش (ايرج) و با استعداد و حجب و حياي ذاتي اش به سمت كارهاي بهتر مي رود و البته قرار است براي آلبوم جديد پدرش هم آهنگ بسازد. پايان سال 84 را بايد متعلق به شركت ترانة شرقي دانست كه دو آلبوم پرفروش به بازار ارائه كرد. چي شده؟ از بابك جهانبخش كه ويديو كليپ نسبتا خوش ساخت اش هم به شهرت آن كمك كرد، فروش خوبي داشت. پس از آن ، آلبوم شروع حكايت از گروه نوظهور كارو بود كه با تبليغات مناسب توانست بازار راكد موسيقي پاپ را به حركت درآورد. نكتة جالب دربارة فروش مناسب اين دو آلبوم، قيمت پايين سي دي هاي آن ها نسبت به قيمت پاية بازار بود. در حالي كه اغلب سي دي هاي بازار رسمي به قيمت سه هزار تومان و بالاتر به فروش مي رسند، اين دو آلبوم با ابتكار شركت توليدكننده اش به قيمت هزار و دويست تومان فروخته شد و توانست نام ترانه شرقي را يك بار ديگر به عنوان يك كمپاني پيشرو، نمايش دهد. اما اين شركت تك خال خود را در آستانة سال 85 و با آلبوم 85 رو كرد. بنيامين بهادري، يك شبه راه صد ساله را رفت و همه جا را تسخير كرد. از فرداي آن روز، اخبار بنيامين از نشريات معتبر تا زردها را به اشغال خود درآورد. از آن زمان تا امروز، بنيامين از روي جلد نشريات عامه پسند پايين نيامده است و با بهانه و بي بهانه، هر روز او را مي توانيد ببينيد كه در ژست ها و وضعيت هاي مختلف از روي كيوسك به شما لبخند مي زند.
بله، بنيامين فروش بالايي كرده. اما همچنان غريبه پرفروش ترين است. انتشار چند آهنگ بنيامين از كانال هاي غيررسمي و پيش از به بازار آمدن آلبوم رسمي ـ در حالي كه جامعه را منتظر ورود ستاره كرده بود ـ باعث كم شدن فروش آلبوم او و به ضررش تمام شد. اين در حالي بود كه مدير برنامه هاي بنيامين و شركت پخش آهنگ هاي او سعي كرده بودند تا با اضافه كردن چند آهنگ پرتحرك به دو آهنگ آلبوم غير رسمي، مجموعه اي جذاب تر و شنيده نشده به بازار ارائه كنند.
بنيامين همچنان مي فروخت. اما ويديو كليپ ها نيز در تلاش بودند تا ستاره هاي جديدي براي بازار بيافرينند. شهاب بخارايي يكي از آن ها بود كه علي رغم صداي خوبش، آهنگ هايش تناسبي با بازار موسيقي پاپ نداشت. كليپ هاي او با موتيف دختري كه به جاي خوانندة مرد، لب مي زند، ملال آور بود و تبليغاتش كاملا تصنعي و غيرقابل باور به نظر مي رسيد.
مهران احراري نيز كه پيش از اين آهنگ عجيب سپيده دم را در آلبوم دومش خوانده بود تا شايد در قهوه خانه ها نيز جايگاهي براي خود دست و پا كند، از همين راه وارد شد و البته با آخرين آلبومش منم مي شم مثل خودت به بازار تحركي نداد. فرهاد مهاديان با آن موهاي خاص و غير طبيعي و گيتاري كه نمي دانست چگونه بايد به دست بگيرد، با مصلوب عشق به بازار آمد و جلد چند مجلة زرد را در اختيار گرفت. اما هنوز كه خبري از موفقيت اش منتشر نشده است. به نظر مي رسد اگر مهاديان همچنان به بازي در سريال هاي تلويزيوني ادامه دهد، موفق تر خواهد بود تا اين كه بخواهد هزينة بالايي را صرف آهنگسازي و كليپ هاي پرزرق و برق كند. در اين فضاست كه خوانندگان شناخته شده و صاحب كارنامه اي مثل ماني رهنما و حامي نمي توانند آلبوم هاي آماده شان را روانة بازار كنند و خشايار اعتمادي در كارهايش تغييرات صد و هشتاد درجه اي مي دهد. بايد منتظر نيمه دوم سال 85 ماند.
|
|
|
|
|
آلبوم هاي جديد موجود در بازار پاپ
نكته: هيچ يك از آلبوم ها نتوانستند موفقيت چشمگيري به دست آورند. وضعيت سكوت مرداب بهتر از بقيه است. كه با آهنگ گل مريم كمي توجه ها را جلب كرده است.
|
|
|
|
|
از آخر مرداد گرم تر مي شود!
كنسرت ها تقريبا در كشور تعطيل اند. يك سالن ميلاد است و ده ها خواننده كه مي خواهند اجراي زنده داشته باشند.
همچنان خواننده ها به كيش سفر مي كنند تا آن جا در جمع چند صد نفري، كنسرت بدهند. اما كاخ نياوران در روزهاي آخر مرداد، ميزبان سه خوانندة مشهوركشور است كه قرار است طلسم را بشكنند. ماني رهنما، قاسم افشار و فرمان فتحعليان، روزهاي آخر مرداد، يك بار ديگر بازار كنسرت هاي تابستاني را داغ خواهند كرد. دي ماه سال 84، البته بازار كنسرت ها داغ داغ بود. از اركستر سمفونيك گرفته تا خشايار اعتمادي و از گروه كامكارها تا محمد نوري. اغلب اين اجراهاي زنده نيز به نفع زلزله زدگان بم انجام شد.
|
|
|
|
|
غير پاپ ها از پاپ ها بدتر
يكي از مسؤولان مركز موسيقي بتهوون مي گويد: آلبوم هاي پاپ، 80درصد بازار موسيقي را در اختيار دارند. 20درصد باقي مانده هم متعلق به ساير حوزه هاست. مثلا در موسيقي سنتي، شايد بالاترين فروش، حدود پانزده هزار نسخه باشد. آلبوم نقش خيال همايون شجريان، بالاترين فروش سال گذشتة موسيقي سنتي را به دست آورد كه حتي پدرش را نيز پشت سر گذاشته است. آلبوم جام تهي از محمدرضا شجريان هم كه سال ها مجوز انتشار نگرفته بود، با فروش ده هزار تايي اش، بازار سنتي را تا حدودي در دست گرفت. آرش وطن خواه اوضاع موسيقي فيلم را چيزي در حد فاجعه مي داند: مثلا فروش آلبوم برداشت پيمان يزدانيان كه يكي از بهترين آلبوم هاي موسيقي فيلم بود، شايد به هزار نسخه هم نرسيد.
موسيقي كلاسيك كه ديگر جاي خود دارد و اصلا قابل نوشتن نيست. به گفتة آگاهان بازار، موسيقي هاي خارجي مثل آلبوم كت استيونس ، چيزي در حدود سيصد تا چهارصد نسخه فروخته و اين نشان مي دهد كه اين گونه آلبوم ها ، بدون تبليغ و اطلاع رساني، ميداني براي فروش نمي يابند.
خلاصه اين كه بازار به موسيقي پاپ وابسته است و شركت هاي توليد موسيقي هم در اين چند ساله بيشترين تمركزشان را روي موسيقي پاپ داشته اند كه نهايتا هم به وضعيت بد اين روزها منجر شده است.
|
|
|
|
|
اغلب اسمي هاي موسيقي آلبومي آماده ارائه دارند
عصار، ماني و خشي؛ همه مي آيند
ماني رهنما دو آلبوم آماده دارد. يكي به سبك كارهاي پيشينش و ديگري آلبومي به سبك ترنس و هاوس. اگر آلبوم تمام شد ترانه را شنيده باشيد، حتما از آهنگ تنهايم لذت برده ايد. اين آهنگ را بابك رهنما پسر عموي ماني كه در انگلستان زندگي و تحصيل مي كند، ساخته. آلبوم جديد او به نام آخر دنيا هم نتيجة همكاري اين دو پسرعموي هنرمند است. ماني رهنما، در اين باره مي گويد: بازار آن قدر خراب است كه نمي دانم كي موقعيتي براي پخش اين آلبوم ها به وجود مي آيد. عليرضا عصار نيز از يك سال قبل، آلبومي تهيه كرده كه هنوز وارد بازار نشده است. علاوه بر آن، او ساخت آلبوم جديدي را با آهنگسازي شهداد روحاني آغاز كرده كه آن را در انگلستان مي سازد.
خشايار اعتمادي پس از آلبوم عاشقي، هركي هركي شد كه بازگشت متفاوتي از او بود، مشغول ساخت آلبوم جديدي است. اعتمادي دربارة آلبوم جديدش به همشهري جوان مي گويد: ساخت كليپ هاي جديد را آغاز كرده ايم. اين روزها هم در ورامين مشغول فيلم برداري كليپي در مدح حضرت علي(ع) هستيم. اين بار با توپ پر به بازار مي آيم.
رضا صادقي با آهنگ مشكي معروف شد، با آلبوم پيرهن مشكي ثروتمند شد و با آلبوم هاي خيالي فراوان در بازار غيرمجاز، حضور فعالش را ادامه داد. او مشغول كار بر روي آلبومي جديد است و ده ها ترانة آماده نيز در صندوق دارد.
مهدي مقدم كه با آلبوم خونسرد معرفي شد و با كليپ هاي فراوان، جزو محبوب ها قرار گرفت، با آلبوم سونامي به بازار مي آيد. او در آلبوم جديد يك آهنگ مشترك با يك خواننده رپ دارد.
مجتبي كبيري نسخة درجه دو خوانندة سرشناس لس آنجلسي هم پس از آلبوم ساز مخالف كار بر روي آلبوم جديدش را آغاز كرده. جالب اين كه در اين آلبوم، اثري از مريم حيدرزاده، ترانه سراي كارهاي قبلي او ديده نمي شود.
محسن چاووشي، پس از پخش شدن غيرقانوني آلبوم هايش در اينترنت، به دقت و با حواس جمع، مشغول ساختن آهنگ هاي جديد است. او چند آهنگ هم براي فيلم علي سنتوري ساخته كه آن ها را نيز در آلبومي جداگانه منتشر خواهد كرد.
نادر مسچي كه پيش از اين، از او آلبوم زندگي عروسكي را شنيده بوديم، با آلبوم شايعه به ميدان خواهد آمد.
امير كريمي از نسل اول خوانندگان پاپ بعد از انقلاب نيز آلبوم جواني۲ را به زودي روانة بازار خواهد كرد.
پيمان نيكسار كه با شعر نفس گير تجربة جديدي در موسيقي پاپ راك داخلي ارائه كرد، اين بار به دور از كاوه يغمايي، آهنگساز آلبوم قبلي، مشغول جمع آوري آهنگ ها و تنظيم آن ها است.
بهنام صفاريان، برادر بهروز كه با آلبوم دو رنگي فروش بالايي را تجربه كرد، آلبوم شبح را پس از ماه ها انتظار به بازار خواهد فرستاد.
حسين زمان هم مي خواهد پس از سال ها دوري با آلبوم زندوني ، دوباره وارد بازار موسيقي شود.
|
|
|
|
|
خوش آب و رنگ ها با تاريخ مصرف كوتاه
خالتورها، غوغا كرده اند. اگر بخواهيد از روي جلد نشريات عامه پسند يا روايت كساني كه كليپ هاي موسيقي را مي بينند قضاوت كنيد، مي گوييد اوضاع موسيقي پاپ رو به راه است. درست مثل تركيه كه خاصيت خواننده پروري وحشتناكي دارد، حالا شعار هر ايراني، يك خواننده برازندة موسيقي پاپ داخلي است و اصلا تعجب ندارد كه هر روز بيش از 10 خوانندة جديد را در حال هنرنمايي جلوي دوربين هاي جديدا خوش آب و رنگ ببينيم كه گويي مدام در حال خلق شاهكاري تازه اند. ساخت موسيقي هايي از اين دست و همين طور كليپ براي آن ها، ركورد جالبي دارد.
اوايل كار و در سال هاي 75 و 76، شايد تنها سه يا چهار خواننده، پرچمدار موسيقي پاپ نوين بودند. خشايار اعتمادي، قاسم افشار و حسين زمان، بيش از بقيه مطرح بودند و همه هم، كارهاي آن ها را دنبال مي كردند. پخش ترانه هاي آن ها در تلويزيون و راديو، خيلي ها را مشتري ثابت صدا و سيما كرده بود. هر آهنگ جديدي، خيلي زود معروف مي شد و مردم پخش مجدد آن را درخواست مي كردند. حالا، روزگار بر مدار ديگري مي چرخد. فوتباليست ها هم خواننده شده اند. بازيگران ميل مبهم خوانندگي را بي پاسخ نمي گذارند و هر جوان خوش برورويي كه تا پيش از اين فقط در ميان دوستانش مي خواند و شايد تعداد شنوندگانش از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمي كرد، حالا براي يك ساعت، استوديوي ضبط صدا را اجاره مي كند و آهنگِ معمولا بي ارزش اش را با يكي از دوستان گيتاريست (كه فقط اگه يه روز بري سفر را مسلط مي نوازد!)، مي سازد و به كمك كامپيوتر، صداي كيبورد و گيتار الكتريك و پركاشن را تركيب مي كند، و حالا آهنگ متولد شده است! بعد از آن هم نوبت حميد شفيع زاده يا هومن جاويد (كليپ سازهاي پا به توپ اين روزها) است كه دوربين دست بگيرند و با رفقاي آقاي خواننده يك كليپ خوش رنگ دورِ همي با كاراكتر ثابت يك چهرة ميك آپ شدة 206 سوار، بسازند و از زندگي لذت ببرند.
بعد از آن هم نوبت پخش از شبكه هاي موسيقي ايران جلسي(!) است كه به لطف شل كردن سركيسه باباي آقاي خواننده (به قول خودشان)، موزيك ويديو را روزي پانزده بار به مدت دو هفته پخش كنند و باعث شهرت هنرمند نوظهور شوند. درست فكر كرده ايد. اين كار، يك تجارت عالي است، اما نه براي آقاي خواننده. اين خوانندگان نوظهور كه عموما هر روز آهنگ هايشان از اين شبكه ها و به زودي از يك شبكة تازه وارد ديگر پخش مي شود، تنها عايدي شان، كسب شهرت است. همين كه دو نفر، آن ها را در خيابان بشناسند، كفايت مي كند.
خيلي از آن ها، هيچ مجوزي براي انتشار آلبوم ندارند و البته اصلا آلبومي در كار نيست. معمولا يك يا دو آهنگ را با صرف هزينة چند ميليوني مي سازند و پس از ساخت كليپ، با شارژ مالي واسطه هاي شبكه هاي تلويزيوني، آهنگشان را به قول تلويزيوني ها به روي اير (Air) مي فرستند. در اين ميان، البته خوانندگاني هم هستند كه آلبومي تهيه كرده اند و كليپي ساخته اند و نهايتا مي توانند بخش كوچكي از هزينه هايشان را با فروش آلبوم بپوشانند. اما منفعت مالي، حداقل براي آلبوم اول و دوم در كار نيست. اگر بدانيد تعداد فروش آلبوم هاي پاپ (منهاي آلبوم هاي ستاره ها) چقدر است، خنده تان مي گيرد. بسياري از آلبوم ها با هزار تردستي و جادو جمبل، به فروش هزارتايي هم نمي رسند. در بازاري كه به ازاي فروش هر آلبوم رسمي از فروشگاه هاي مجاز، حدودا 5 آلبوم به صورت غيرمجاز و كپي به دست شنوندگان مي رسد، اين فروش هاي وحشتناك اصلا تعجبي ندارد. حالا شما پيدا كنيد دليل رشد و گسترش قارچ گونة اين صنعت بي فايده را. اين، فضاي واقعي است و آن ويديو كليپ ها و نشريات عامه پسند، روية دروغين و نمايشي اوضاع موسيقي پاپ داخلي اند.
اگر پنج شش سال پيش، تنها راه خريد آلبوم ها، يك سفر وقتگير درون شهري به فروشگاه هاي موسيقي بود، حالا فقط كافي است تا نام آهنگ يا نام خواننده را در سايت هاي جست وجوگر تايپ كنيد تا ده ها لينك از وب سايت ها و وبلاگ هاي پخش غيرمجاز موسيقي، جلوي چشمتان بيايد و به راحتي به آهنگ مورد نظرتان دسترسي پيدا كنيد.
آن قدر وارد شدن به بازار غيرمجاز راحت شده است، كه خيلي از شركت هاي توليدي موسيقي، رو به تعطيلي اند. حالا كه آزمون و خطاها انجام شده اند و موسيقي پاپ، مي تواند مسيرش را پيدا كند و هر كسي در ردة خودش طبقه بندي شود، بازار پررونق كپي، رونق را از بازار رسمي گرفته. در اين ميان هم بيشترين سود را شبكه هاي غيرمجاز پخش موسيقي مي برند كه يك دستگاه capture و تعداد زيادي سي دي خام، تنها وسايل مورد نيازشان براي تهية سي دي هاي غيرمجاز است.
|
|
|
|