عكس ها: علي اكبر شيرژيان
مردم ما به حداقل ها راضي اند يعني اگر فقط احساس كنند كه مديريت باهاشان صادق است، خيلي سريع اعتماد مي كنند
اسماعيل رمضاني
ساعت 9 است. نمايندة آموزش و پرورش، توي دفترچه يادداشت اش نوشته: جلسه ساعت 7 شروع شد. تا 5/7 جا نبود. هر 5/1 ماه يك جلسه. نمازخانة شهرداري منطقه 20 خيلي شلوغ است. رسول خادم، عضو شوراي شهر با شوراياري هاي اين منطقه جلسه دارد. نمايندگان ساير دستگاه هاي اجرايي هم آمده اند. توي جلسه راجع به همه چيز بحث مي شود؛ از تير برق هاي فرسودة محله 13 آبان و جوانمرد قصاب گرفته تا مشكل سهمية آرد نانوايي هاي شهر ري. جلسه معلوم نيست كي تمام مي شود. به هر حال، هر كسي دنبال كار خودش است. شورايارها مي خواهند مشكلات بيشتري در جلسه طرح شود. ما هم مي خواهيم خادم براي گفت وگو با ما هم ناي حرف زدن داشته باشد! اما مثل اين كه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دست به دست هم داده اند تا هر دو گروه، راضي به خانه هايشان برگردند.
جلسة امروز چطور بود؟
خوب بود. اين بيست و نهمين جلسة ستاد شوراياري هاي مناطق بود و البته يكي از سنگين ترينشان. خودتان بوديد كه. حدود 5 ساعت طول كشيد.
ركورد زديد ديگر؟
اين جلسه ها معمولا 5/3 ساعت طول مي كشد، اما امروز...
توي هفته چند تا از اين جلسه ها داريد؟
حدود ده تا. اين ها جداي از جلسات علني شوراي شهر و كميسيون اجتماعي فرهنگي است.به همين خاطر هم گفتم بياييد توي مسير با هم صحبت كنيم.
روز كاري شما كي شروع و تمام مي شود؟
۵ صبح تا 9 يا 10 شب. من همه اش توي محلات ام... راستي شما اهل كدام محله ايد؟
[با دست به بيرون اشاره مي كنم:] همين جا؛ 13آبان. امروز هم كلي راجع به اش توي جلسة شما صحبت شد...حالا توي اين جلسات و نشست ها چه اتفاقي دارد مي افتد؟
بزرگ ترين اتفاقي كه دارد مي افتد، اين است كه نگاه مديريت شهري را دارد محلي مي كند. يعني تفكر مديريت شهري را به اين سمت هدايت مي كند كه اولويت هاي خودش را اولويت هاي مردم نداند.
اين رويكرد جديدي در شهرداري تهران است؟
نه. آقاي احمدي نژاد هم تعاملات مردمي خيلي گسترده اي داشت. آقاي قاليباف چون تز پايان نامه اش همين بوده، اين تفكر را به روش خودش و به صورت سيستماتيك دنبال مي كند.
آقاي خادم! اداره كردن اين جلسات و حل كردن مشكلات مردم تهران، سخت تر است يا كشتي گرفتن روي تشك؟
سؤال هايي مي كني كه من معمولا جواب نمي دهم ها!
خودتان گفتيد معمولا، نه هميشه.
هر كدامشان سختي خودشان را دارند. آن جا هم يك مصلحت ملي بود. منتها توي ميدان، جداي از بحث داور، خودت بودي و حريف. اختيار خيلي از مسائل، دست خودت بود و اتفاقاتي كه مي افتاد، به مديريت و ابتكارات خودت ربط داشت. اما اين جا ايجاد تعامل بين ده پانزده تا سازمان اجرايي و مردمي كه مطالبات به حقي دارند، كاري است كه خيلي وقت ها از دايرة اختيارات و ابتكارات تو خارج است. با اين حال، ويژگي هاي مشتركي هم وجود دارد كه مي تواند اين دو حوزه را يك جاهايي به هم گره بزند.
مثلا؟
تأمل در تصميم گيري ها، تاكتيك ها و شيوه هاي مديريتي كه بعضا مشترك است و...
جزئي ترش چه مي شود؟
مثلا مديريت زمان. اگر شما براي يك مسابقه پنج دقيقه وقت داشته باشي، هم مي تواني براي پنج دقيقه برنامه ريزي كني، هم براي 300 ثانيه. توي مديريت مسائل اجتماعي هم همين طور است.
حالا اين حريف، كي از پا در مي آيد؟
زماني كه ميدان دار اين ميدان، خود مردم باشند. زماني كه تفكر دولتي كه احساس مي كند فقط خودش مي فهمد و مردم اشراف كاملي بر مسائل و مشكلات ندارند، بپذيرد مردم خيلي جاها بهتر از آن ها مي فهمند.
شوراي شهر دوم خيلي توي ذهن مردم ماندگار شد، به خاطر اتفاقاتي كه در دوره اش افتاد. مهم ترينش هم اين بود كه منتخب شورا، رئيس جمهور شد. به نظر شما از اين دست اتفاقات جايگاه شوراها را در كشور عوض نمي كند؟
من اعتقاد دارم شوراي شهرها در كشور بايد قوة چهارم مملكت باشند. شوراي شهر تهران گام هاي مؤثري در اين زمينه برداشته. من اميدوارم دوره هاي بعدي هم قدر هزينه هاي سنگيني را كه اعضاي شورا براي حفظ اين جايگاه پرداخته اند، بدانند.
دورة چهار سالة شوراي شهر هم دارد تمام مي شود. اين چهار سال براي خود رسول خادم چه چيزهايي در بر داشته؟
خيلي چيزها. طبيعتا بدهكاري من به مردم، منوط به عضو شدن در شوراي شهر نبوده و نيست. من به عنوان آدمي كه سال ها به نوعي غرق در محبت مردم بوده ام، هميشه بدهكار آن ها هستم. توي شورا هم با همين نگاه، كارم را دنبال كرده ام، منتها در حد توان و بضاعت ام. توي اين چهار ساله هم به دليل اين كه در حوزه هاي مختلفي وارد شدم، بهره هايي برده ام كه فقط توي دل خود مردم مي شود آن را به دست آورد.
حالا بعد از سال ها كه با مردم نشست و برخاست كرده ايد و به مشكلات و حرف هايشان گوش داده ايد، آن ها را چطور ارزيابي مي كنيد؟
مردم ما به حداقل ها راضي اند. يعني اگر فقط احساس كنند كه مديريت باهاشان صادق است، خيلي سريع اعتماد مي كنند. اصلا خيلي از مسائل و مشكلاتي كه ما داريم، به خاطر اين است كه مردم برايشان روشن نيست مديران و مسؤولان دارند چه كار مي كنند.
رابطة مردم با شوراي شهر، توي اين چهار سال چطور بوده؟ همين طور بوده؟
مردم بعد از اين چهار سال، جايگاه شورا را حداقل به عنوان مرجعي كه فقط بروند انتقاد كنند، پذيرفته اند. الان مردم حتي شكايتي كه بايد به قوه قضائيه ببرند را هم به شوراي شهر مي آورند و اين اتفاق خيلي مهمي است. يكي از دلايلي هم كه شورا با جديت از جايگاهش دفاع مي كند، اين بود كه ما چنين جايگاهي را نبايد از مردمي كه توقع داريم هميشه وسط صحنه باشند، بگيريم.
بيلبوردهاي نمايشگاه ريحانه را توي شهر ديده ايد؟ همين حالا از جلوي يكي شان رد شديم. شما خودتان هم از اين نمايشگاه مد و پوشش اسلامي بازديد كرده ايد؟
نه. تا به حال فرصت نكرده ام، ولي به يكي از مشاوران مأموريت داده ام برود از نمايشگاه بازديد كند و گزارش اش را برايم بياورد.
شوراي شهر توي چند ماهة اخير، پرچم دار بحث پوشش و حجاب در شهر تهران بوده. شما در اين باره چه نظري داشتيد؟
شوراي شهر، نگاه متفاوتي دارد. بحثش اين است كه به هر حال، اقشار مختلفي در جامعة ما هستند كه در چهارچوب جامعة اسلامي، توقعاتي دارند. مديران و مسؤولان ما هم بايد به اين توقعات توجه كنند.
مي گويند نظر شما با ساير اعضاي شورا متفاوت بوده.
من به طور كلي اظهارنظري در اين مورد نكرده ام.
و نمي كنيد؟
احساس مي كنم اين مسائل را ديگران هم گفته اند. مثلا مسائلي را دكتر شريعتمداري و حتي خود سردار طلايي بيان كردند كه تقريبا نقطه نظر متعادل بود و همه قبولش داشتند. ببينيد، قرار نيست اگر يك سري حلقه هايي كار خودشان را در عرصة فرهنگسازي و تغيير الگوهاي رفتار اجتماعي خوب انجام ندادند، سريع بياييم حلقة آخر را كه برخورد انتظامي است، اجرا كنيم. كم كاري ساير دستگاه هاي فرهنگي و اجرايي را هم قرار نيست نيروي انتظامي جبران كند.
شما اوقات فراغت هم داريد؟
به اين مي گويند يك لوكيشن عالي براي مصاحبه. ترافيك تهران هم گاهي وقت ها خيلي به درد مي خورد؛ مخصوصا وقتي بخواهي مدت طولاني تري با كسي گفت وگو كني
گاهي فقط ورزش مي كنم.
الان تابستان است و فصل اوقات فراغت. همه دارند به نحوي آن را پر مي كنند! شما توي شوراي شهر چه كار كرده ايد؟
[با خنده] ما پول عوارض را آورده ايم سر سفرة مردم. در تابستان امسال، شوراي شهر، شهرداري، شوراياري ها، سازمان آموزش و پرورش، مساجد و بسيج با همكاري همديگر توانستند يك الگو و مدل مديريتي براي اوقات فراغت را ارائه كنند. ما توانستيم اعتبار در نظر گرفته شده براي اوقات فراغت را تا سقف 5 ميليون تومان به هر شوراياري اختصاص بدهيم. گفتيم خودشان بروند با توجه به نيازها و امكانات محلي شان براي پر كردن اوقات فراغت برنامه بياورند. با شهرداري هم هماهنگ كرديم كه بودجه اش را در چهارچوب برنامة آن ها هزينه كند. ما شوراياري هايي داشتيم كه خودشان حتي تا ده برابر اين مبلغ مشاركت آوردند. ننشستيم پشت درهاي بسته و تصميم بگيريم. هر سال، چند ميليارد تومان براي اوقات فراغت هزينه مي شود، اما مردم نمي دانند كجا. ما گفتيم خود مردم تعيين كنند كه اين بودجه كجا هزينه شود. اين مدل بايد در عرصه هاي ديگر هم پياده شود.
آقاي خادم چند تا بچه داريد؟
دو تا. يكي شان هفت سالش است. آن يكي، دو ماه.
وقتي بچه هايتان بزرگ شوند، تشويقشان مي كنيد كه كشتي گير شوند يا يك كارشناس مسائل اجتماعي؟
هيچ اصراري ندارم، مخصوصا براي كشتي. ولي دوست دارم حتما ورزشكار شوند. فضاي ورزش، فرد را در برابر بسياري از مسائل و موضوعات حاشيه اي زندگي حفظ مي كند. روحيه، اعتماد به نفس و باوري كه فرد به ويژه در ورزش قهرماني پيدا مي كند، در كمتر جاي ديگري مي شود به دست آورد. ما توي تاريخ و حتي تاريخ اساطيرمان شخصيت هاي برجسته اي داريم كه با ورزش گره خورده اند. ببينيد، ارزش هاي پهلواني و جوانمردي فقط مربوط به ورزش نيست. اين ها لايه هاي زيرين هويتي جامعة ايراني هستند. شما همين اساطير خودمان را نگاه كنيد. فريدون، مدلي است كه همة ارزش هاي مختلف پهلواني و جوانمردي را دارد. يا مثلا جمشيد، زماني كه اين ارزش ها را رها كرد، توي مسير شيطان افتاد. حالا اين ها را بگيريد تا برسيد مثلا به شهيد چمران. از نظر من كه موضوع پايان نامه ام تيپولوژي شخصيت پهلوان با رويكرد جامعه شناسي سياسي بوده، شهيد چمران هم يك پهلوان است، چون تمام شاخص هاي يك پهلوان را دارد. من احساس مي كنم اين ارزش ها را تا حدود زيادي مي شود از دل ورزش به دست آورد.
الگوي شما توي مسائل اجتماعي چه كسي بوده؟
من فكر مي كنم تاريخ شيعه، مدلي انساني را معرفي كرده كه در تمام طول تاريخ براي همة آدم هايي كه خودشان را به عنوان يك انسان مسؤول مي شناسند، مي تواند يك مدل ماندگار باشد. با اتكا به امام علي (ع)، خيلي جاها مي شود ايستاد.
حالا توي برخورد با مردم و حل مسائل اجتماعي، از اين الگو چه بهره اي گرفته ايد؟
[سكوت]صبر، پيگيري امور مردم، تحمل خستگي ها و بي حوصلگي ها، واقعيت ها را پذيرفتن و اين كه علي رغم همة مسائل و مشكلات، مسؤوليت پاسخگويي، لحظه اي از گردن انسان ساقط نمي شود.
حالا كدام يك برايتان كشش بيشتري دارند؛ كشتي يا مسائل و مشكلات شهر و مردم؟
من كشتي و ورزش را با همين نگاهي كه به مسائل اجتماعي دارم، مي بينم. اصلا معتقدم اگر تحولي توي ورزش كشور ما اتفاق نمي افتد، به خاطر اين است كه همچين نگاهي به ورزش كشور وجود ندارد. نگاهي مي تواند ورزش كشور را متحول كند كه با تمام وجود، تأثير ورزش را بر اتحاد، يكپارچگي، وحدت ملي و سازندگي انسان لمس كرده باشد.
مي گويند سن خانم ها و حقوق آقايان را نبايد پرسيد. شما هم قبول داريد؟
نمي دانم چي مي گويند... نظام هماهنگ پرداخت... حقوق من توي همان بازه اي است كه آن ها تعيين كرده اند.
خب حالا چقدر است؟
خودتان برويد محاسبه كنيد ديگر.
فكر مي كنم يك حقوقي هم به خاطر قهرماني در المپيك مي گيريد.
بله، ولي نه آن قدري كه گفته اند... حالا ما خيلي مشكل نداريم، ولي باور كنيد ورزشكارهايي هستند كه زندگي شان به آن بستگي دارد. اصلا ولش كن... بهتر است بحث ورزش را نكنيم... راستي خيلي سؤال پرسيدي ها!
باشد. الان تمامش مي كنم. شما نگفتيد كجا زندگي مي كنيد.
آقاي راننده نگه دار... همين جا... محله جواديه بالا؛ تهرانپارس!