- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۸ - شنبه ۷ مرداد ۱۳۸۵ - - Jul 29, 2006
docharkhe
آلبوم جديد گيلمور در فضايي متفاوت با توليدات پينك فلويد ساخته شد
روي يك جزيره
005505.jpg
آفريقا و فقر بهانه اي بود تا پس از سال ها مردان پينك فلويد به هم بپيوندند و روي صحنه بيايند. آن شب هايد پارك لندن غرق در نواي پيرمردهاي موسيقي شد
مجيد رئوفي
سومين آلبوم ديويد گيلمور و اولين ضبط استوديويي او، پس از آلبوم مولتي پلاتينومِ
T he Division Bell از گروه پينك فلويد در سال 1994، در سالروز تولد گيلمور به بازار آمد و مشتاقان پينك فلويد را به سوي فروشگاه هاي موسيقي روانه كرد
On An Island را شايد نتوان با ساير آثار پينك فلويد مقايسه كرد، اما به هر حال حاصل كار جديد ليدر و خوانندة اصلي گروه، به عنوان يك كار شخصي، تجربة چشمگيري بوده است.
برخلاف متون پراعتراض و آهنگ هاي سنگين راك، آلبوم روي يك جزيره به درستي حال و هواي يك موزيسين 60 ساله را به شنونده منتقل مي كند. در آلبوم جديد، مي توان تم هاي فالك، جاز، راك و قطعات اركسترال را در كنار سولو هاي بي نظير گيلمور، شنيد و لذت برد. او در آلبوم جديدش با تنظيم كنندة معروف لهستاني زبيگنيف پرايسنر همكاري كرده و حاصل كار، چيزي متفاوت از آثار خود گيلمور و ساير آثار موجود در بازار است.
در روي يك جزيره رابرت ويت، كارولين ديل و آلاسدير، در نواختن سازها، به گيلمور كمك كرده  اند و البته ريچارد رايت همكار گيلمور در پينك فلويد نيز به عنوان نوازندة مهمان، بعضي از قطعات را همراهي كرده است.
در اين آلبوم، قطعات بسيار زيبايي همچون روي يك جزيره كه با نمايش گيتار سولوي كلاسيك گيلمور همراه است و قطعات آرامش بخشي همچون آبي و جيبي پر از سنگ را مي شنويم. البته مي توان شماري از زيباترين و سنگين ترين قطعات بلوز- راك مثل نفست را حبس كن و اين بهشت را نيز شنيد كه پرايسنر در تنظيم دومي، از ساكسيفون نيز استفاده كرده است.
گيلمور شخصا از اين آلبوم بسيار راضي است. اين بهترين كار شخصي من بوده است. البته در كنار آن، از كمك هاي بهترين دوستان موزيسين ام در اين تجربة بسيار مثبت استفاده كرده ام.
زماني گيلمور از اين كه آلبوم هايي متفاوت با آثار پينك فلويد به بازار ارائه كند، هراس داشت. او يك بار در مصاحبه اي گفته بود: از ترس هوادارانمان، نمي توانيم تجربه كنيم. اما او اين بار بر ترسش فائق آمده و اين آلبوم زيبا را به علاقه  مندان قديمي و البته جديدش هديه كرده است.
آلبوم شايد بيش از همه به كارهاي آلن پارسونز آهنگساز مشهور و مهندس صداي پينك فلويد شبيه باشد. اغلب ترانه ها را پولي سمپسون همسر گيلمور سروده كه به هيچ وجه نمي توان اين متون را در رديف ترانه  هاي بي نظير راجر واترز در دوران اوج پينك فلويد قرار داد.
آلبوم روي يك جزيره با كاوري آبي، زيبا و خلسه آور و 10 قطعه كه تعدادي از آن ها اينسترومنتال (بي كلام) است، از سوي كمپاني Sony به بازار ارائه شده است. گيلمور پيش از اين، دو آلبوم شخصي ديگر به نام  هاي ديويد گيلمور و دربارة چهره ات را منتشر كرده است.
005508.jpg
سال ها از زماني كه پينك با آهنگ ديوارش دنيايي را به هم ريخت مي گذرد
گيلمور در پينك فلويد
هستة اولية پينك فلويد را چهار دانشجوي دانشگاه كمبريج تشكيل مي دادند. سيد بَرِت ، راجر واترز ، نيك ميسون و ريچارد رايت . مغز متفكر گروه سيد بَرِت بود كه پس از مدتي به علت مصرف بيش از اندازة LSD و موادمخدر ديگر، كارش به تيمارستان كشيد و از گروه جدا شد. لابد مي دانيد كه سيد برت همين چند هفته پيش در سن 60سالگي از دنيا رفت. در خانة قديمي اش در كمبريج و به خاطر بيماري ديابت. در چنين شرايطي بود كه ديويد گيلمور وارد گروه افسانه اي پينك فلويد شد. او مهماني بود كه خودش روزي، ليدر اصلي گروه شد و نامش را با پينك فلويد زنده نگه داشت.
آن  هــــــا بــــا ارائـــة آلـــبــوم هـــــايي هــمــچــون
Atom Heart Mother و Meddle بازارها را قبضه كردند.
امــا مهــم تــرين اتفــاق زنــدگـي پينك فلويد، انتشار آلبوم
The dark side of the moon بود كه تمام نگاه  ها را به سوي آن ها جلب كرد. اين آلبوم كه ديدگاه هاي ضد سرمايه داري اعضاي گروه را با وضوح بيشتري نسبت به آلبوم هاي قبلي عيان مي  كرد، در سال 1973 منتشر شد و 27 سال در جدول پرفروش ترين هاي آمريكا جا خوش كرد.
پس از آن، آلبوم The wall منتشر شد كه به نوعي المان مشخصه پينك فلويد است.
ساخته شدن فيلم The wall به كارگرداني آلن پاركر با بازي باب گلدوف بر مبناي آلبوم T he wall بيش از هر چيز بر شهرت اين آلبوم افزود.
اما موفقيت ها روزي به پايان رسيدند. آلبوم
The Final Cut بعد از آلبوم ديوار و به عنوان آخرين همكاري چهار عضو اصلي گروه در سال 1983 منتشر شد. اما پشت صحنة انتشار آلبوم، پر بود از مشكلات راجر واترز با ساير اعضاي گروه.
در واقع مي توان آلبوم The Final Cut را آلبوم سولوي راجر واترز ناميد. ديويد گيلمور تهيه كنندگي كار را نپذيرفت، چون معتقد بود آلبوم فقط 3 آهنگ قابل تأمل دارد و ساير قطعات، ارزشي ندارند.
پس از اين آلبوم، راجر واترز از گروه جدا شد و ديويد گيلمور ليدر گروه شد.
گروه هيچ گاه در كنسرت هايش هيچ يك از آهنگ هاي اين آلبوم را به صورت زنده اجرا نكرد و The Final Cut مهجور ماند.

واترز ـ گيلمور
پس از جدايي واترز از گروه، جدل هاي لفظي دو عضو اصلي سال هاي دور، هيچ گاه پايان نيافت. آن  ها تا فرصتي به دست مي آورند، عليه هم حرف مي زدند و تا جايي كه مي توانستند، ديگري را به صفات نامناسب متهم مي  كردند.
گيلمور يك بار دربارة جدايي واترز گفت: واترز در رأس گروه بود. او يك ترانه سراي بزرگ است، اما در جايگاه يك موزيسين، آن قدرها بزرگ نيست. فكر مي كنم من موزيسين بهتري هستم و آهنگ هاي بهتري مي نويسم. اما راجر يك دفعه دچار اين توهم شد كه موزيسين بهتر هم خودش است. انتظار داشت كه ما از او اطاعت كنيم.
نيك ميسون عضو ديگر گروه، يادآوري آن روزها را نيز عذاب آور تلقي مي كند: در آن دوره، فقط دو راه داشتيم؛ يا جنگ يا آتش بس. گيلمور ادامه مي دهد: گاهي در تمام راه بازگشت از استوديو، با آن كه تنها در اتومبيل ام نشسته بودم، عربده مي زدم و بد و بيراه مي گفتم. تقصير واترز بود. او موسيقي مرا نمي خواست. من گفتم ايده  هاي من را قبول نداري، اسم مرا از روي جلد آلبوم پاك كن، اما من تمام پولم را مي خواهم.
واترز در DVD مربوط به آلبوم نيمه تاريك ماه ، گيلمور را يك گيتاريست معرفي مي كند كه بايد از روي آهنگ هاي او بنوازد. او مي گويد: ترانه  هاي جديد پينك فلويد را كه مي شنوم، حالم بد مي شود. اين پينك فلويد نيست. او گيلمور را يك پول پرست معرفي مي كند كه حاضر بود براي چند دلار بيشتر، تمام پروژه را بايكوت كند.
اما گيلمور هم شمشير را از رو مي بندد: مگر خود واترز يك خانة زيبا و مجلل در حومة شهر نداشت. او The wall را همان جا نوشت. مي خواست نقش هنرمند زجركشيده را بازي كند، اما اين ها همه نمايش بود. او يك رواني بود.
با اين حال، گيلمور، پينك فلويد را زنده نگه داشت تا به قول بعضي ها، كارخانة صنعتي پينك فلويد همچنان پول توليد كند.
واترز مي خواست مرگ پينك فلويد را اعلام كند، اما منصفانه نبود كه به خاطر دلزدگي يك نفر، بقيه كارشان را تمام شده بدانند.
005511.jpg
و دوباره كوارتت پينك فلويد
به نظر مي رسيد كه هواداران پينك فلويد، آرزوي تماشاي اجراي مجدد تمام اعضاي گروه با هم را به گور ببرند. اما باب گلدوف سبب خير شد و با بر پا كردن Live 8 باعث شد اين ايدة رؤيايي محقق شود. گيلمور در اين باره مي گويد: اصلا اين طور نبود كه ما راجر را دعوت كنيم و او بگويد قبول است مي آيم. ما ساعت ها در منزل من صحبت كرديم تا او را راضي كرديم كه قبول كند به همراه پينك فلويد به روي صحنه بيايد.
پس از 20 سال، چهار مرد با كلة سفيد به روي صحنه رفتند و هايد پارك را غرق گيتار كردند. اجراي آن ها با تمام اجراهاي افراد و گروه هاي قبلي متفاوت بود. صداي نبض و تصوير ضربان قلب روي مانيتورهاي بزرگ صحنه ظاهر شد. همان طور كه قلب هاي 50 هزار هوادار پينك فلويد در هايدپارك مي زد و ناگهان 4 عضو قديمي پينك فلويد به روي صحنه آمدند.
يك هفته تمرين اعضا براي حضور در اين اجراي زنده، يك شب باورنكردني براي تمام حاضران و تماشاگران تلويزيوني آفريد.
شبكه  هاي مختلف تلويزيوني و راديويي و خبرنگاران مطبوعات، بيش از تمام Live 8 بر روي اجراي زنده پينك فلويد متمركز شده بودند و گويي جهان منتظر اين لحظه بود. واترز روي صحنه فرياد مي زد: عجب شبي است امشب. كنار اين 3 نفر خيلي احساساتي شده ام. اصلا باوركردني نيست. هيچ باورم نمي شد كه دوباره كنار بقيه گيتار بزنم. خيلي متشكرم.

FAT OLD SUN
ALBUM: Atom Heart Mother
005502.jpg
When the fat old sun in the sky is falling,
Summer evening birds are calling.
Summer's thunder time of year,
The sound of music in my ears.
خورشيد بزرگ پير كه در آسمان پايين مي آيد،
پرندگان غروب تابستان آواز مي خوانند
در موسم رعد و برق تابستان،
صداي موسيقي در گوشم مي پيچد.

Distant bells,
New mown grass smells so sweet.
By the river holding hands,
Roll me up and lay me down.
صداي ناقوس ها از دور به گوش مي رسد،
بوي دلنشين سبزة چيده شده مي پيچد،
دستان رود
مرا بالا مي غلتاند و پايين مي آورد.

And if you sit,
Don't make a sound.
Pick your feet up off the ground.
نشستي،
سر و صدا نكن.
پاهايت را هم از روي زمين بردار.

And if you hear as the warm night falls
The silver sound from a time so strange,
Sing to me, sing to me.
اگر صداي پايان شب گرم را شنيدي،
صداي سيمينِ زماني بسيار عجيب،
برايم بخوان، برايم بخوان.

When that fat old sun in the sky is falling,
Summer evening birds are calling.
Children's laughter in my ears,
The last sunlight disappears.
خورشيد بزرگ پير كه در آسمان پايين مي آيد،
پرندگان غروب تابستان آواز مي خوانند.
صداي خندة بچه ها در گوشم مي پيچد،
آخرين شعاع خورشيد هم محو مي شود.

And if you sit,
Don't make a sound.
Pick your feet up off the ground.
نشستي،
سر و صدا نكن.
پاهايت را هم از روي زمين بردار.

And if you hear as the warm night falls
The silver sound from a time so strange,
Sing to me, sing to me.
اگر صداي پايان شب گرم را شنيدي،
صداي سيمينِ زماني بسيار عجيب،
برايم بخوان، برايم بخوان.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
سينما، بوندس ليگا شد
سينما را ما اختراع كرديم!
ادويه پرفروش
رويدادهفته
ورزشي
تپه هايي چه قشنگ
زيزو در تيم دخانيات
پرنده اي با سه پا
ايمان مبعلي: پشت سر برانكو حرف نمي زنم
رويدادهفته
پايان يك تعصب
آن ها به جوان ها شليك مي كنند!
تجربه تكرارناپذير يوكوهاما
كشتي ورزش لمپن ها نيست
مايكل شوماخر در سرزمين لي لي پوت ها!
دخترها بااراده ترند
اجتماعي
سختي ها، بر روح بزرگ سنگيني نمي كند
زندگي
شكايت قدغن!
تشكل جوانان در 370 محله
حد وسط بودم
رويدادهفته
سينما
كلاه قرمزي فاتح ابدي گيشه ها!
۵۰ فيلم پرتماشاگر
شهر پرفروش ها
بازيگران ركورددار
پرتماشاگرترين هاي كارگردان ها
كارگردان هاي ركورددار
موسيقي
روي يك جزيره
FAT OLD SUN
روزها
درگذشت ونسان ون گوگ
كاشف دوباره آفتابگردان
ون گوگ واقعا چه اش بود؟
رويدادها
جهان كوچك
بمب هايي كه من خواب بودم و افتاد
چشم خونين آهو
مهاجمين و مدافعين
لبنان درگذر زمان
هنر روز
آب وآتش
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |