همشهري جوان براي اولين بار 50 فيلم پرتماشاگر سينماي پس از انقلاب را معرفي مي كند
از راست به چپ: كمال تبريزي، كيومرث پوراحمد، رسول صدرعاملي، فريدون جيراني، ساموئل خاچيكيان، ايرج طهماسب، محمدرضا هنرمند، محمد علي طالبي، بهروز افخمي، داريوش مهرجويي و مرضيه برومند كارگردانان ده فيلم اول پرتماشاگر
محمد جباري
آتش بس، تمامي ركوردها را شكست. اين جمله در آگهي هاي تبليغاتي آتش بس در روزنامه ها، بهانة اصلي شكل گيري اين چند صفحه بود. مي خواستيم ببينيم آيا واقعا آتش بس، همة ركوردهاي فروش سينماي ايران را شكسته است؟ مي خواستيم ببينيم آيا واقعا آتش بس، پرفروش ترين و پرتماشاگرترين فيلم تاريخ سينماي ايران است؟
ولي پيدا كردن پاسخ سؤال هاي بالا به همين راحتي نبود. مشكل اول، نبودِ فهرست فيلم هاي پرفروش سينماي ايران بود. اگر اين جا هاليوود بود، تنها كاري كه بايد مي كرديم، مراجعه به يكي از سايت هاي سينمايي و نگاه كردن به فهرست چند صدتايي فيلم هاي پرفروش بود. آن ها مدت هاست چنين فهرست هايي دارند. فيلم هاي جديد هم اگر فروش زيادي كنند، در اين فهرست وارد مي شوند و جاي قديمي ها را مي گيرند. مشكل دوم، يك مشكل اقتصادي بود! تورم باعث شده كه قيمت ها هر سال تغيير كند و مثلا قيمت متوسط بليت از 7 تومان در سال 63 به 1000 تومان در سال 1385 برسد! به همين دليل، فيلمي كه از لحاظ ريالي فروش بيشتري كرده، لزوما تعداد تماشاگر بيشتري نداشته است. اگر معيار را فروش ريالي فيلم ها قرار بدهيم اجاره نشين ها (با 18 ميليون تومان فروش در سال 1366) و عروس ( با 38 ميليون تومان فروش در سال۱۳۷۰) و خيلي ديگر از فيلم هاي پر تماشاگرمان در ته فهرست قرار مي گيرند و فيلم هاي كم مخاطب اين سال ها با فروش چهل پنجاه ميليون توماني در بالاي فهرست! اگر معيارمان فروش ريالي باشد، حرف سازندگان آتش بس درست در مي آيد و آتش بس ، پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران مي شود. ولي بليت 7 توماني كجا و بليت هزار توماني كجا! براي همين است كه وقتي از يك آدم كاركُشتة سينمايي بپرسيد پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران كدام بوده، جواب قطعي نمي تواند به شما بدهد. يكي با ترديد ممكن است بگويد اجاره نشين ها ، نفر دوم ممكن است از عقاب ها نام ببرد و نفر سوم به كلاه قرمزي و پسرخاله اشاره كند.
پس حداقل براي اين كه ابهام خودمان كمي تا قسمتي برطرف شود، تصميم گرفتيم تعداد تماشاگران فيلم هاي پس از انقلاب را مشخص كنيم. تنها كافي بود مقدار فروش ريالي فيلم هاي اين چند سال را بر قيمت بليت آن سال، تقسيم بكنيم. همين جا هم بگوييم كه نه آپولو هوا كرده ايم و نه كار غير ممكني را ممكن كرده ايم. چون آمار فروش فيلم ها در سايتي مثل www.iranactor.com و يا مجلاتي مثل ماهنامة فيلم موجود است. فقط كمي به خودمان زحمت داديم و دو سه روز وقت گذاشتيم. از نرم افزارهاي ساده اي مثل اكسل استفاده كرديم و نتايج را با هم مقايسه كرديم و اين فهرست 50 تايي و كلي اطلاعاتِ به درد بخور ديگر را استخراج كرديم. فقط مانده ايم كه چرا در اين سال ها، هيچ كس زحمت چنين كاري را به خودش نداده است؟
همين الان بگوييم كه اين جدول 50 تايي پرتماشاگرترين فيلم هاي پس از انقلاب، اصلا جدول دقيقي نيست. اولين دليلش برمي گردد به آمار فروش موجود كه تنها فروش فيلم در تهران را شامل مي شود (با اين كه طبق يك قاعدة قديمي در سينماي ايران، معمولا معادل فروش در تهران را براي فروش شهرستان ها در نظر مي گيرند.) دومين عامل خطاي اين جدول، استفاده از قيمت متوسط بليت است. سينماهاي ما به گروه هاي ممتاز، درجه يك و درجه دو تقسيم مي شوند و هر گروه، قيمت خاص خودش را دارد. براي همين، هر سال معمولا حداقل 3 قيمت مختلف براي بليت هاي سينما وجود دارد. براي به دست آوردن قيمت متوسط بليت، ساده ترين راه، تقسيم مجموع اين سه قيمت مختلف بر عدد سه است. ولي چون تعداد سينماهاي اين سه گروه با هم برابر نيست، اين كار (مجموع تقسيم بر سه)، چندان درست نيست. كار دقيق تر، محاسبة ميانگين وزني اين سه عدد است كه لازمة آن، داشتن تعداد سينماهاي هر گروه در هر سال است. ولي ما از همان قيمت متوسط (مجموع تقسيم بر سه) استفاده كرديم. چرا؟ چون ما فقط مي خواستيم تصوير اوليه اي از پرفروش ترين فيلم ها به دست بياوريم. براي همين، ادعا نداريم عددها و رتبه هاي اين جدول، كاملا درست است. چون به همان دلايل بالا و بيشتر بودن تعداد سينماهاي درجه يك و دو با قيمت بليت كمتر، احتمالا تعداد تماشاگران اين فيلم ها ، بيشتر از عددي است كه در اين جدول حساب كرده ايم. همين عامل هم ممكن است در آمارهاي نزديك به هم، رتبه هاي فيلم ها را جا به جا كند.از عوامل تأثيرگذار ديگري مثل جمعيت كشور در سال اكران فيلم هم صرف نظر كرديم. به دست آوردن جدول دقيق تر، به آمار و اطلاعات جزئي تري نياز دارد و وقت و حوصله و امكاناتي بيشتر، كه از عهدة ما خارج بود.
امير قادري كه از فعال ترين منتقدان و نويسندگان سينمايي اين سال هاست، با ديدن اين آمار آن قدر خوشحال و هيجان زده شد كه پايه تك نگاري نوشتن براي تك تك فيلم ها و چون و چراي موفقيت شان شد. (اگر مي بينيد فقط دربارة۳۰ فيلم اول جدول نوشته است، به خاطر كمبود جا بوده. وگرنه خودش پايه بود كه براي اين آمار يك شمارة ويژه در بياورد!) بقية حرف ها و تحليل هاي سينمايي دربارة اين آمار و ايرادات و اشتباهات ما هم بماند براي بقية دوستان سينمايي كه به وقتش بنويسند و به ما هم بگويند.