- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۷ - شنبه ۳۱ تير ۱۳۸۵ - - Jul 22, 2006
docharkhe
قفل صندوق باز شد
004803.jpg
آقا گشايش يافت، بالاخره گشايش يافت. چي؟ صندوق ديگر. كدام صندوق؟ اي بابا. اين همه توي اين ده دوازده ماه سر و صدا كرديد و صندوق صندوق راه انداختيد تازه حالا مي پرسيد كدام صندوق؟ مهر رضا ديگر؛ هماني كه قرار بود وام بدهد، وام هاي خوب خوب، وام هاي كم بهره...! هفتة پيش، رئيس جمهور، اولين حساب صندوق مهر رضا را به نام خودش باز كرد تا تكليف اين وعدة انتخاباتي هم روشن شود. آقاي رئيس جمهور، پنجاه هزار تومان از حساب خودش و پنج ميليون تومان از حساب دولت را هم به حساب 8888 ويژة صندوق مهر رضا ريخت، تا اول كار، كمكي كرده باشد. مي گويند قرار است بانك هاي ملت و كشاورزي به عنوان بانك هاي عامل با اين صندوق همكاري كنند. مديرعامل بانك ملت هم بعد از افتتاح صندوق، في الفور مصاحبه كرد و گفت اين بانك مشغول راست و ريس كردن امكانات پرداخت وام هاي مهررضا است. دستشان درد نكند. حالا بايد ببينيم اين مشغوليت بانك ملتي ها چقدر طول مي كشد و چقدر ديگر بايد چشم به راه جور شدن بودجه و طي شدن مراحل اداري و تأييدية فلان جا و امضاي رئيس بهمان جا بمانيم . آقاجان تا مي توانيد بجنبيد.منتظريم.

زنده باد مرگ مغزي
004800.jpg
ما عجيب ترين، خارق العاده ترين و جالب ترين ملت دنيا هستيم. به خاطر اين همه قابليت، هميشه ركوردهاي مختلفي در جهان به اسم ما ثبت مي شود. از ركورد آلودگي هوا و مصرف بنزين بگير تا بيشترين تصادفات جاده اي. حالا ما با بيشترين ميزان از ركورد دست نيافتني 30 هزار كشته در تصادفات جاده اي، موفق شديم به يك حد نصاب جديد و دست نيافتني ديگر هم برسيم: بيشترين مرگ مغزي و كمترين آمار اهداي عضو در دنيا . در ايران در هر ده تصادف، يك نفر كشته مي شود و از هر صد مرگ هم يك مورد مرگ مغزي اتفاق مي افتد. اما با اين وجود، آمار اهداي عضو از بيماري مغزي به افراد نيازمند در كشور، 7/1 نفر به ازاي هر يك ميليون نفر است. اگر هنوز به اندازة كافي مخ تان قات نزده، عرض كنيم كه استاندارد مردن در تصادفات دنيا، يك نفر به ازاي هر صد تصادف است. آمار اهداي عضو هم 34 نفر به ازاي هر يك ميليون نفر! همة اين ها در حالي است كه ما الان سال هاي سال است كه قانون پيوند اعضا را تصويب كرده ايم و هر كس مي تواند با پر كردن يك فرم، اعضاي بدنش را پس از مرگ، هديه كند. البته تحقيقات يك گروه پزشكي در دانشگاه شهيد بهشتي نشان مي دهد كه بيشتر مردم ايران، مرگ مغزي را با كما اشتباه مي گيرند، براي همين هم حاضر نمي شوند كه بيمارشان زير دست دكترها بيفتد. به هرحال ما هميشه دلمان شور مي زند و حالا حالاها طول مي كشد تا قبول كنيم كه مرگ مغزي و كما با همديگر فرق دارد و كسي كه دچار مرگ مغزي شده، ديگر به زندگي برنمي گردد.

تونل رسالت را 10 زوج جوان افتتاح كردند
ميني بوس عروس!
004815.jpg
ايمان جليلي
شنبة هفتة پيش، حوالي ميدان آرژانتين حسابي شلوغ بود. واحد سيار صدا و سيما يك طرف خيابان را بند آورده بود و بشكه  هاي آبي رنگ راهنمايي و رانندگي طرف ديگر را. كمي آن طرف تر، درست كنار پاركينگ بيهقي، جمعيت زيادي جمع شده بودند تا بالاخره بعد از 9 سال، باز شدن تونلي كه قرار بود بار ترافيك منطقه را سبك كند تماشا كنند و ساعت رسمي شروع برنامة افتتاحية 18:45 اعلام شده بود. ولي ميهمان ها از ذوق ديدن تونل از حدود ساعت 18 آن جا بودند.
جلوي خروجي تونل رسالت در محدودة ميدان آرژانتين، همين طور رديف صندلي چيده اند. خبرنگارها دور و بر را نگاه مي كنند، چون هر لحظه ممكن است آدم هاي مهمي از راه برسند. امروز رئيس جمهور، رئيس دفتر مقام معظم رهبري و رئيس شوراي شهر تهران هم ميهمان مراسم هستند. شهردار هم به عنوان ميزبان زودتر از همه رسيد. قرار است تونل با عبور 10زوج جوان افتتاح شود. همه دنبال عروس و دامادها مي كردند. اما آن ها توي يك ميني بوس سفيد رنگ، كمي جلوتر از ورودي تونل نشسته اند. آن ها گاهي از پشت پنجره جمعيت را نگاه مي كنند. خبرنگارها نمي توانند سراغ آن ها بروند. چون دو سه نفر جلوي ميني بوس ايستاده اند و نمي گذارند كسي به آن نزديك شود. كنار باند شرق به غرب تونل، 10 تا سمند نقره اي رديف شده اند. ماشين ها با برگ، تزئين شده اند با يك رديف باريك جلوي شيشه جلو و دو حلقه روي درها. كنار هر كدام از ماشين ها هم يك نفر ايستاده كه انگار راننده است. يكي از سمندها به شكل تابلويي تصادفي است. چون هر دو تا در سمت شاگردش حسابي تو رفته. وقت قرار مي شود كه زوج ها از داخل تونل رد شوند، باز هم جلوي جمعيت، آن ها را از ميني بوس پياده نمي كنند. ميني  بوس سفيد وارد تونل مي شود و پشت سرش 10 سمند نقره اي. البته همة اين كارها با عجله انجام مي شود. وقتي به راننده هاي ماشين ها دستور حركت مي دهند، هر كدام به يك طرف مي روند. يكي مي خواهد دنده عقب وارد تونل شود و يكي ديگري سعي مي كند در آن يك وجب جا، دور بزند. راننده ها اين جا هم بي خيال حق تقدم و اين حرف ها هستند، چون هر ازگاهي صداي بوق يكي از ماشين ها بلند مي شود و صداي اعتراض يكي از راننده ها. به هرحال ماشين ها، وارد تونل مي شوند تا عروس و دامادها را سوار كنند و همان جا دور بزنند. انتظار جمعيت، براي ديدن زوج هاي جوان بي فايده است. چون ده دقيقه بعد، ابتدا تويوتاي اسكورت نيروي انتظامي از تونل بيرون مي آيد، پشت سرش پژوي فيلم بردارها حركت مي كند و به فاصلة كمي از آن ها ميني بوس سفيدي كه باز هم 10 زوج جوان را با خودش حمل مي كند. دست آخر هم ماشين هاي گل زده با همان راننده هاي عجول بيرون مي آيند، البته اين بار كمي آرام تر و مرتب تر پشت سرهم مي ايستند. نگاه خبرنگارها دنبال ميني بوس سفيد است. ولي انتظار فايده اي ندارد، چون ميني بوس، مسير غرب به شرق تونل را در جهت عكس مي گيرد و مي رود به مقصدي نامعلوم!

رويدادهفته
رويارويي شديد لبنان و رژيم صهيونيستي
جنگ نابرابر
در روزهايي كه دنيا مچل اين بود كه ماتراتزي چه چيزي به زيدان پرانده كه او شاكي شده است و ايتاليايي ها از قهرماني در جام جهاني خوشحال بودند، بين خبرهايي كه هر روز از سرزمين هاي اشغالي فلسطين مي رسيد و مدتي هم بود اسرائيلي ها در غزه، هارتر شده بودند، خبر اسارت 2 نظامي اسرائيل توسط حزب الله لبنان، ناگهان در صدر اخبار قرار گرفت.چهارشنبه 21 تير، چريك هاي حزب الله به مزارع شبعا (سرزميني از لبنان كه هنوز در اشغال اسرائيلي هاست) وارد مي شوند و 2 نظامي رژيم صهيونيستي را مي ربايند و خواستار تبادل اين 2 نفر با اسراي
در بند رژيم اشغالگر قدس مي شوند.
اسرائيل بعد از چند پيام تهديدآميز كه بيشتر از طرف ايهود المرت (نخست  وزير) منتشر مي شود و فراخوان نيروهاي نظامي خود، ناگهان حملات همه جانبة خود را از هوا و دريا به همساية شمالي خود، لبنان آغاز مي كند و بلافاصله دامنة جنگ به بيروت و طرابلس، شمالي ترين شهر لبنان مي رسد و اين كشور محاصرة دريايي شده و تمامي پرواز ها به مقصد بيروت از سراسر جهان لغو مي شود.
به دنبال اين تجاوز، نيروهاي حزب الله كه در جنوب و در نزديكي مرز اسرائيل متمركز هستند، ابتدا با خمپاره و موشك هاي رعد ـ،۱ مناطق مهم شمال فلسطين اشغالي را مورد هدف قرار مي دهند. ولي بعد از حملات پي در پي جنگنده هاي اسرائيلي به فرودگاه بيروت و انهدام پل هاي حياتي اين كشور، از جمله 2 پل در بزرگراه بيروت ـ دمشق، حيفا، دومين شهر بزرگ اسرائيل در فاصلة 30 كيلوتري هدف موشك هاي رعد ـ۳ حزب الله قرار مي گيرد و ترس و وحشت، اين بندر را فرا مي گيرد؛ طوري كه تمامي فعاليت هاي روزمره در شهر متوقف مي شود و ساكنان به سمت مركز اسرائيل حركت مي كنند.
هرچه اسرائيل فشار را بر لبناني ها بيشتر مي كند، عكس العمل شديدتر مي شود. نيروهاي مقاومت لبنان بعد از حملة موفقيت آميز به حيفا، يك ناو اسرائيلي را در بندرگاه شهر ساحلي صيدا در جنوب لبنان و يك فروند هواپيماي 16ـ F را بر فراز بيروت منهدم مي كنند، و جلوي پيشروي نيروي زميني اسرائيل را مي گيرند. حزب الله، حاضر به تحويل اسرا نمي شود و سوريه، ايران و دولت لبنان هم در ميان سكوت كشورهاي عربي، اين كار را تأييد مي كنند و سوري ها كه فهميده اند اسرائيلي ها اين دفعه حسابي قات زده اند، كاملا در حال آماده باش به سر مي برند.
جالب اين جاست به غير از كشورهاي عربي، سازمان ملل هم سكوت كرده است و آمريكا و انگليس هم طبق روال معمول، اين حملات را حق مسلم اسرائيل اعلام كرده اند.
تاكنون بيش از هزار لبناني، كشته و زخمي شده اند و بيش از
نيم ميليارد دلار به اقتصاد اين كشور ضرر وارد شده و از سويي 1500 حملة موشكي حزب الله، 24 اسرائيلي را كشته. موقعي كه اين خبر را مي خوانيد، حتما اتفاقات جديدي در لبنان افتاده است.
004812.jpg
قابل توجه معتادان عزيز!
متادون روي خط توليد
يك خبر خوب براي معتادان عزيز و در عين حال صبور! با تلاش فراوان و روز افزون پژوهشگران و تكنسين هاي تواناي كشور، داروي محبوب شما، متادون از امسال در داخل كشور توليد خواهد شد تا شما براي ترك، ديگر احتياجي به نمونه هاي جلف و گران قيمت خارجي نداشته باشيد. معاون غذا و داروي وزارت بهداشت، اعلام كرده كه دو شركت خصوصي به مواد اولية توليد متادون دست پيدا كرده اند، و براي همين مي خواهند خط توليد اين دارو را در كشور راه بيندازند.استاد نگفته كه اين دوتا شركت چطوري به اين مواد دست پيدا كرده اند. ولي به هر حال مسؤولان وزارت بهداشت كلي خوشحال اند چون تا قبل از پيدا شدن اين، مجبور بودند ساليانه حدود يك ميليون دلار بابت وارد كردن متادون پول بدهند ولي حالا حدود چهار پنج برابر اين مقدار با قيمت خيلي كمتر در داخل، توليد مي شود.
004818.jpg
مدرسه كارآفريني راه مي افتد
كارخانه بيل گيتس سازي
اين كار آفريني هم از آن واژه ها است كه كلي به  آدم، اعتماد به نفس مي دهد. يعني آدم همه اش ياد مايكروسافت و گوگل و مك دونالد و اكبر جوجه مي افتد! بعدش هم توي ابر بالاي كله اش كلي نقشه مي كشد كه چطوري مي شود پا جاي پاي بيل گيتس گذاشت و صد البته كه در تمام اين نقشه ها مراحل پولدار شدنش را مرور مي كند. الان هم كه تابستان است و ملت پاية اين ور و آن ور رفتن و تجربه اندوختن. براي همين هم فرهنگسراي كار، تصميم گرفته در كنار برنامه هاي جشنوارة تابستاني سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، يك مدرسة كارآفريني راه بيندازد تا به قول معروف، پايه هاي كارآفريني جوانان تقويت شود. قرار است مركز فرهنگي هنري نوجوانان هم به فرهنگسراي كار، در اين زمينه كمك كند تا آن ها بتوانند ايده هاي دست نخوردة جوانان خلاق و پرانرژي را روي هوا بزنند و امكان شكوفا شدنش را فراهم كنند و كارآفرين بسازند و از اين طريق فرهنگ كار آفريني را رشد و توسعه بدهند. به هرحال آرزوهاي قشنگي است. آرزوهايي كه آدم را ياد كارتون هاي معناگراي ژاپني مي اندازد. ولي اگر طرحشان بگيرد، ما كه كلي خوشحال خواهيم شد. نه به خاطر اين كه براي تعدادي جوان فرصت كار ايجاد شده و آن ها مي توانند خلاقيتشان را بريزند روي ميز؛ بلكه به اين خاطر كه آن وقت ما كلي چهرة جديد براي مصاحبه پيدا خواهيم كرد. خسته شديم از بس رفتيم سراغ اين جشنواره خوارزمي ها و المپيادي ها و روبوكاپي ها. كارآفريني، ممكن است به اندازة آن ها آب نداشته باشد، ولي نانش بيشتر است.
004806.jpg
وزير ارتباطات
اينترنت ارزان مي شود
مهم ترين چيز در ارائة خدمات اين است كه مفت باشد. يعني اگر يك چيزي را همين طوري مفت و مجاني بدهند دستمان، ديگر اصلا اهميتي ندارد كه چه كيفيتي داشته باشد يا از كجا آمده باشد. حالا كه همه دربه درِ ارزان كردن اقلام مختلف هستند، وزير ارتباطات هم تصميم گرفته اينترنت را ارزان كند، يا حتي به صورت مجاني در اختيار دانش آموزان و دانشجويان قرار دهد. آقاي وزير اعلام كرده يكي از راه هاي ارزان كردن اينترنت اين است كه آن را در اختيار مدارس و دانشگاه ها بگذارند، تا بچه ها در زنگ هاي تفريح و فاصلة بين كلاس هايشان وب گردي كنند و حالي ببرند. البته فراموش نكنيد كه يك بچه مدرسه اي يا يك دانشجوي هشتاد و پنجي هنوز نحوة استفادة درست از اينترنت را نمي داند و ممكن است خداي نكرده از راه به در شود و آينده اش را تباه كند. براي همين حتما حتما بايد در مدارس و دانشگاه ها از فيلترينگ استفاده كرد و جلوي توطئة بيگانگاني را كه به فكر گمراه كردن بچه هاي ما هستند، گرفت. آقاي وزير، دوتا راه ديگر را هم براي ارزان كردن اينترنت عنوان كرده. يكي اجراي پروژة اينترنت ملي كه تقريبا تكليفش معلوم است و لازم نيست زيرآبش را بزنيم و ديگري توسعة شبكه هاي ارتباطي محلي در استان ها است . اما مسأله اصلي اين است كه هيچ كدام از بر و بچ، اصلا عين خيالشان هم نيست كه قيمت يك چيز بستگي به ميزان عرضه و تقاضا دارد و براي ارزان شدنش بايد اين نسبت را هم دستكاري كرد.
004797.jpg
سازمان ميراث فرهنگي
گنجشك؛ پر
اين رئيس سازمان ميراث فرهنگي هم يك قابليت هايي دارد كه هي آدم را وسوسه مي كند كه يك مصاحبه اي چيزي از استاد بگيرد. اسفنديار مشايي در هر نشست خبري يا مصاحبه يك چيزي براي تركاندن دارد. مثلا همين هفتة پيش در جمع خبرنگارها در مورد اعتبارات سازمانش گفت: سازمان فقط براي مرمت بافت هاي تاريخي، 2 ميليارد و 790 ميليون تومان اعتبار نياز دارد، در حالي كه كل بودجة ما، 75 ميليارد تومان است. با اين پول فقط مي شود گنجشك ها را از سربافت ها پراند. آقاي رئيس اما به آينده اميدوار بود و اعلام كرد كه سازمان ميراث فرهنگي در به در دنبال تأسيس پژوهشكده فرهنگ و تمدن ايراني است. در اين زمينه او و همكارانش عمرا كوتاه نخواهند آمد. تازه آن ها مي خواهند با اجراي برنامه هايشان وضعيت گردشگري كشور را تا پايان سال 86 كن فيكون كنند. البته آقاي رئيس براي اين كه مردم هم مثل خود او به آينده اميدوار باشند به برنامه هايشان اشاره اي نكرد. مشايي بعد از دادن چند خبر خوب براي اين كه مردم هم مثل خود او به آينده اميدوار باشند. دوباره رفت سراغ بودجه و آه و ناله سرداد كه سازمان براي آزاد كردن بناهاي تاريخي و خريد 2 هزار ملك داخل آن ها، حداقل هزار ميليارد تومان پول مي خواهد. رئيس سازمان ميراث فرهنگي يك حالي هم به دولت گذشته داد و گفت: 12 برابر دولت گذشته منطقة نمونة گردشگري تصويب كرديم. اما اوج حرف هاي آقاي رئيس، جايي بود كه اعلام كرد آن ها به شدت دنبال راه انداختن مراكز تفريحي و توريستي بزرگ، با هدف استفادة زنان و دختران هستند و مي خواهند از اين طريق توريست ها را به ايران بكشانند. با خبر باشيد كه قرار است در دو سال آينده، حجم تبليغات گردشگري ايران در كشورهاي ديگر چند برابر شود. البته رئيس سازمان گردشگري رسما اعلام كرده كه ما براي جذب توريست نه مي خواهيم و نه مي توانيم شبيه بقية كشورها باشيم، بلكه هميشه دلمان خواسته كه با تمام دنيا متفاوت باشيم.
004809.jpg
افزايش قاچاق سلاح گرم
اسلحه توي تاقچه
اگر پس فردا توي خيابان خفتتان كردند و يك اسلحه گذاشتند بين ابروهايتان و هرچه پول داشتيد گرفتند، زياد تعجب نكنيد. اين اتفاقات، نتيجة افزايش قاچاق اسلحة گرم به پايتخت است. رئيس پليس امنيت تهران هشدار داده كه قاچاق اسلحه به تهران، در حال افزايش است. سردار عليپور مدعي شده كه اين اسلحه ها از استان هاي غربي و با ماشين شخصي به پايتخت مي رسند و احتمالا اثر توطئة هدفدار دشمنان است. البته استاد منكر اين نيست كه قيمت پايين اسلحه در مناطق مرزي، انگيزة خوبي براي خريد سلاح و فروختن آن در شهرهاي مركزي است. بد نيست بدانيد كه در سال 85 (يعني توي همين  چهار ماه)، نزديك 122قبضه سلاح گرم در تهران كشف شده. 112 نفر قاچاقچي را هم گرفته اند. 3هزار و 333 فشنگ هم از همين آدم ها ضبط كرده اند. (احتمالا تعداد فشنگ ها 3 هزار و 335 يا 3 هزار و 340 عدد بوده، چون قاچاقچي هاي عزيز آن 2 الي 7 گلوله را در جريان درگيري با پليس خرج كرده اند.) آقاي رئيس پليس، يك حرف جالب هم زده و گفته كه احتمالا سلاح هاي قاچاق شده به تهران، براي قتل يا سرقت مسلحانه استفاده مي شود. واقعا چطور اين موضوع به فكر خودمان نرسيده بود؟ ما فكر مي كرديم ملت اسلحه مي خرند كه بگذارند سر تاقچه و تماشايش كنند.

پژوهش
زنان بيشتر از مردان كار مي كنند
بابا، باز ما دو روز داشتيم براي خودمان زندگي مي كرديم كه آمدند و كاسه كوزه مان را ريختند به هم. اصلا چشم ندارند ببينند زندگي ما مردها، آرامش پيدا كرده و در كنار همسرانمان با صفا و صميميت گذران عمر مي كنيم. همچنين كه با هزار زور و زحمت به عيال تفهيم مي كنيم كه در زندگي مشترك تفاوتي بين زن و مرد وجود ندارد و همة زحمات حضرت عالي قابل تقدير مي باشد، يكهو سر و كلة اين جامعه شناس ها پيدا مي شود كه زن ها از مردها بيشتر زحمت مي كشند ، زن ها به طور متوسط از مردها چاق ترند ، 90 درصد زن هاي متأهل، افسرده اند ، آن 10 درصد ديگر بعدا افسرده خواهند شد و... اين هم شاهكار آخر اساتيد: زنان بيش از 65 درصد ارزش افزودة خدمات خانوار را تأمين مي كنند و مردان فقط 15 درصد. حالا تا ما بياييم و به همسران عزيز و فداكار، توضيح بدهيم كه باباجان منظور از ارزش افزوده همان غذا پختن و خريد كردن و بچه بزرگ كردن است، پيرمان درآمده. نتايج همين تحقيق مي گويد كه غذا پختن با 58درصد، بالاترين سهم در كل ارزش افزوده را دارد. بعد از آن هم شست و شوي لباس  و تميز كردن منزل با 4/36 درصد، رتبه دوم و سوم را دارند. تازه اين ارقام با صرف نظر كردن از رستوران هاي سركوچه و ماشين لباس شويي دوقلوي توي آشپزخانه و جاروبرقي گوشة اتاق، به دست آمده اند. يعني اگر نقش آن ها را در نظر مي  گرفتند، نقش خانم هاي عزيز عمرا همين 15 درصد آقايان هم مي شد. توضيح 1: متأسفانه خانم ها كاري با مسائل حاشيه اي تحقيقات جامعه شناس ها ندارند و اين 65 درصد تا رسيدن نتايج تحقيق بعدي توي سرمان كوبيده خواهد شد. توضيح 2: آن دسته از خوانندگاني كه 65 را با 15 جمع كرده اند و به رقم 90 دست يافته اند، بدانند كه بقية ارزش افزودة خانواده توسط فرزندان احتمالي تأمين مي شود.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
امين و ژوبين در كنار هم
پيش به سوي فتح تاريخ
شب هاي پوپك
رويدادهفته
تلويزيون
پرستويي متهم مي شود
يك جنوب شهري متفاوت
ورزشي
موقت، موقت، سرور هر چي دائم!
عصاره قرمز در ليوان آبي
اولين چكش برنزي ايران
نصيرزاده: فقط دو ماه وقت داريم!
رويدادهفته
پادشاهان دشت و كوهستان
ركورد دو فرانس
خوشبختي در چمنزار
من سكه شانس دل پيرو هستم
همه جور جانداري پيدا مي شد
اجتماعي
خوش خويي، مثل آفتابي كه بر يخ بتابد، گناه را آب مي كند
زندگي
قفل صندوق باز شد
زنده باد مرگ مغزي
ميني بوس عروس!
رويدادهفته
سينما
ساعت خوش برره اي ها در جام جهاني
علي دايي خودش هم آمده بود
فرقي نداشت
مي شمرند، بيشتر مي شود!
خوراك نبود
دوست ندارم
ببخشين من تعويض نمي شم!
با هوو در پارك ملت
۱۰۰ فيلم در 4 پارك
سينما را آورديم توي پارك
خيس خيس روي صندلي  سينما
دانش
جنگ هاي جهاني در دنياي مرورگرها
يك مقايسه فقط از سر سرگرمي!
يك مقايسه با بازي!
موسيقي
جذابيت پنهان خوانندگي
روز يادبود(Memorial Day)
روزها
اعلان جنگ اتريش به صربستان
وقتي پاريس مي جوشد
روزنامه انقلاب
يك اسباب بازي انقلابي
رويدادها
جهان كوچك
حراج تمدن ها
رويشان چه نوشته  اند؟
چطور پيدا شدند؟
چه چيزهايي روي كتيبه هاست؟
هخامنشيان چه كساني بودند؟
چه كسي پيدايشان كرد؟
چه جور رفتند و برگشتند؟
هنر روز
روح بيابان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |