مرتضي سياح
طبس انگار جان كوير است. تنهاي تنها در ميان اين همه كوير، با هزار چيز ديدني و هر گوشه اش، گوشه اي از تاريخ. كاروانسراها، بقعه ها، آب انبارها و باغ گلشن اش كه به آدم، آرامش مي دهد. امام زاده اش هواي آدم را عوض مي كند و كويرش، بي انتها بودن را به انسان ياد مي دهد. اين شهر، واقعه هاي زيادي به خودش ديده: نادرشاه، توي كويرش گم شده، حرم امام زاده اش را خراب كرده اند، زلزله آمده ده هزار نفر را كُشته، و طوفان شنش هواپيماهاي دشمن را به خاك سياه نشانده.
ياقوت حموي، حدود 850 سال پيش در مورد پير حاجات نوشته: مردم اين سرزمين [طبس]، از او كرامات زيادي نقل مي كنند. از آن جمله اين است كه وقتي شيخ به ايشان برخورد، از او خواستند كه آب برايشان فراهم سازد. وي سر به سجده گذاشت و از براي آن ها از خدا آب خواست و ناگاه چشمه اي از ميان كوه و سنگ جوشيدن گرفت.
زماني كه نادرشاه از فتح هند برمي گشت، در كوير دچار بي آبي شد. مي گويند فردي به نام ميرافتخار كه رئيس قبيله اي به نام عرب بوده، برايش از كوه هاي اطراف نهر آبي مي كشد و نادر او را امير منطقه مي كند. بعد از او، نوادگان ميرافتخار تا زمان پهلوي، حاكمان طبس بودند.
ناصر خسرو در سال 444 از طبس ديدن كرده. او در مورد طبس گفته: طبس، شهري انبوه است اگرچه به روستا نمايد و در آن وقت امير گيلكي بن محمد بود و به شمشير گرفته بود و هيچ زن را زهره نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هر دو بكشتندي.
معادنِ فراوان زغال سنگ طبس، خبر از وجود جنگل هاي انبوهي در اين منطقه مي دهند كه درياچه هاي بزرگي، آن ها را احاطه كرده بود.
در زمان سلجوقيان، اسماعيليه در طبس پايگاه محكمي داشتند و قلعه اي نيز در اين شهر داشتند به اسم قلعه طبس كه در آن فداييان روزهاي زوج هفته، ورزش مي كردند و روزهاي فرد، علوم ديني مي خواندند. جمعه ها هم به شهر مي آمدند براي خريد و نظافت.
در 25 شهريور سال 57، زلزله اي در طبس، حدود۱۰هزار نفر از مردم اين شهر را قرباني كرد.
دو جهانگرد معروف يعني سون هدين سوئدي و گدار فرانسوي به طبس آمده اند و دربارة آن شهر و مخصوصا باغ گلشن اش صفحه هاي زيادي نوشته اند.
ارگ طبس كه الان در حال بازسازي اش هستند، 6برج بلند دارد. يكي از آن برج ها كه نادر ميرزا را در آن زنداني كرده بودند، به اسم اين شاهزاده درآمده و به اش مي گويند برج ميرزا.
آرامش شني
(كوير طبس)
كوير طبس، آدم را مي برد به لحظه هاي عرفاني. اين جا فقط سكوت است و سكوت. آدم در كوير، معناي خيلي چيزها را مي فهمد؛ معناي سكوت، وسعت، بزرگي و مهرباني. كويرهاي طبس بيشتر شنزارند و امان از وقتي كه باد بگيرد؛ ظرف يك ساعت، همه چيز كن فيكون مي شود. با ديدن اين جا، ترانة شب كوير سكوت شجريان را بهتر مي فهميد. پرنده پر نمي زند و هيچ بني بشري پيدا نمي شود. آرامش مطلق است. اما گول آرامش اش را نخوريد! خدا نكند باد بيايد.
قلعه ايراوه
اين قلعه، 1600 سال است كه روي تپه هاي منطقه از روستا و مردمش نگهباني مي كند. قلعه 5 برج بلند و كوتاه دارد كه از بالاي آن ها هر جنبنده اي توي كوير از فرسنگ ها مشخص مي شود. در كنار آن هم قبرستاني مربوط به پيش از اسلام وجود دارد. اما چه فايده كه هم قلعه و هم قبرستان در حال خراب شدن هستند. براي ديدن قلعه و قبرستان، صد كيلومتر بايد از طبس به سمت شمال غربي رفت.
امام زاده مهربان
(امام زاده حسين بن موسي كاظم)
از امام جواد(ع) پرسيدند كدام عمويتان نسبت به پدرتان بهتر رفتار كردند؟ فرمود حسين(ع) . اين عكس كه مي بينيد، آستان مقدس حسين بن موسي است كه در زمان عباسيان، مزار مبارك اش را خراب كردند و اجازه نمي دادند كه مردم برايش آستان و صحن درست كنند. يك بار هم زلزله حرم را خراب كرده و حرم كنوني، بعد از انقلاب و با كمك آستان قدس، درست شده. داخل حرم، كتيبه اي مربوط به سال 449 قمري هست كه قدمت بنا را نشان مي دهد.
گل و گياه و پليكان
(باغ گلشن)
برخلاف اين همه خشكي، در اين جا همه جور گل و گياه مي بيني. از درخت هايي كه تا حالا فقط توي مناطق سردسير ديده بودي تا مركبات كه هواي شرجي مي خواهد، و درخت هاي موز و خرما كه مال مناطق گرم اند. توي اين باغ، نهرها هميشه آب دارند. سردر باغ، يك بار در زلزله خراب شده و الان در حال درست كردنش هستند. اميرحسن خان، سومين حاكم طبس از دورة نادرشاه، دستور داده كه اين باغ را بسازند. شايد باورتان نشود، اما توي اين باغ، پليكان ها سال هاست كه خانه كرده اند و ديدن بازي گوشي هايشان، خودش لطفي دارد.
بلندترين سد جهان
(سد كريت)
از دو هزار سال پيش تا حوالي 100 سال قبل، سد كريت بلندترين سد قوسي جهان بوده؛ با ارتفاعي نزديك 60 متر و بنايي محكم و استوار. طوري كه زلزلة طبس هم نتوانست با اين سد كاري بكند. مي گويند اين سد، بيش از هزار بار جلوي سيل هاي كوچك و بزرگ ايستاده و خراب نشده. جالب اين جاست حالا هم كه مي خواهند توي منطقه، سد جديدي بزنند، دقيقا كنار همين سد را انتخاب كرده اند. اين يعني كه قديمي ها خوب فهميده بودند بهترين جا براي سد كجاست.
دوش گرم و سرد
(حمام مرتضي علي)
همه اش كار خداست! توي يك تنگه بايستي و از يك طرف چشمه هاي آب گرم، رويت آب بريزند و طرف ديگر، ده ها چشمة آب سرد باشد. حمام مرتضي علي در واقع جايي بين دو كوه در شمال غربي طبس است كه جان مي دهد براي يك دوش گرفتن در آن وسط تنگه.
واحه اي در لحظه
(اصفهك)
اصلا باورتان نمي شود كه فقط 40 كيلومتر از طبس فاصله داشته باشيد. روستاي اصفهك، روي يك درياي زيرزميني نشسته و همين باعث شده كه عين شهرهاي شمالي، سرسبز باشد و با روستاهاي اطراف، كلي فرق داشته باشد. آب زيرزميني، آن قدر زياد است كه مهندسي كه براي مطالعه به اين جا آمده بود، وقتي متوجه اين سفرة آب شد، حتي يك ساعت هم نماند و گفت: هر آن احتمال دارد روستا برود زير آب. مردم منطقه، اصفهكي ها را به چراغن هايشان مي شناسند. چراغن، يعني شب نشيني.