سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
دور تهران در صد روز
تابستان شده و فصل عشق و حال بچه مدرسه اي ها. كلاس ها تعطيل است و اين به قول معروف نوجوان ها حالي مي برند. امسال هم مثل اين كه گوش شيطان كر برنامه هاي تفريحي رديف است. كلي سازمان و اداره و مركز بسيج شده اند كه همين طوري اوقات فراغت بچه ها را پركنند. سازمان فرهنگي هنري شهرداري هم يك برنامه رديف كرده با عنوان دور تهران در صد روز. يعني اين كه نوجوانان تهراني مي توانند به مدت صد روز و به صورت مفت و مجاني از هرچي مركز توريستي و گردشگري و تفريحي توي پايتخت است، ديدن كنند. حالا براي اين كه از اين امكان استفاده كنيد، بايد برويد مركز فرهنگي هنري نوجوانان و خودتان را معرفي كنيد. آن ها هم بعد از اين كه مطمئن شدند شما نوجوان هستيد، بر اساس سهميه اي كه دارند مي فرستندتان اين ور و آن ور. البته پايگاه هاي بسيج و مساجد هم مي توانند به صورت گروهي ثبت نام كنند. تازه اگر سهميه برسد، مي توانيد خانواده تان را هم با خودتان ببريد.
فراخوان طراحي آرم
آرم بدهيد، جايزه بگيريد
اي ول! باز هم فراخوان طراحي آرم. اين بار سازمان بهزيستي بعد از يك ربع قرن تأسيس، از علاقه مندان و طراحان گرافيك براي طراحي آرم رسمي سازمان دعوت كرده. در اين فراخوان از علاقه مندان خواسته شده كه ايده هاي خود را براي به تصوير كشيدن مأموريت هاي تخصصي اين سازمان از جمله امور توان بخشي، پيشگيري، مددكاري اجتماعي و مشاركت هاي مردمي با محوريت مضمون هايي چون مهرورزي، اميد، توانمندسازي و بهتر زيستن، براي اين سازمان بفرستند. آدرس شان هم اين است: تهران، صندوق پستي
87 /1136541 يا Pr@behzisty.ir.
گويا قرار است به طراحان برگزيده كه با الهام از فرهنگ ديني و اسلامي و نيز توجه به ويژگي هاي خاص سازمان بهزيستي، بهترين آثار را ارائه دهند، مثل هميشه جوايز نفيسي هم بدهند.
وام ازدواج
۲۴ تير را به خاطر بسپار
حيف شد. تاريخ ازدواج تان قبل از 24 تير ماه امسال است؟ شما از يك موهبت ديگر محروم شديد. به تان وام ازدواج نمي دهند كه. حالا نمي شد چند روز ديگر را هم دندان روي جگر مي گذاشتيد؟
صندوق مهر رضا (ع) بالاخره ساز و كار اجرايي خود را پيدا كرد و قرار است از اين به بعد، به زوج هايي كه تاريخ عقد شان 24 تيرماه امسال به بعد باشد، يك ميليون تومان وام ازدواج با سود 14 درصد بدهد. البته اولويت اول اين صندوق، ارائة وام ازدواج است. در دو سه ماه آينده با برنامه ريزي هايي كه شده، وام اشتغال هم از طرف اين صندوق به متقاضيان واجد شرايط اعطا مي شود. ميزان اين وام هم 3، 10 و 25ميليون تومان به ترتيب براي اشتغال خانگي، كارگاه هاي خرد و كارگاه هاي بزرگ با نيروي كار بيش از پنج نفر است. البته ارائة وام مسكن هم جزء برنامه هاي صندوق مهر رضا(ع) است؛ منتها بعد از پشت سرگذاشتن مراحل قبلي.
روز جهاني جمعيت
به افتخار جوان ها
نه، مثل اين كه سازمان مللي ها هم تنشان به تن مسؤولان ما خورده كه اين طوري لي لي به لالاي جوان ها گذاشته اند. امسال شعار روز جهاني جمعيت (20 تير ماه) توجه به نسل جوان بود. ثريا احمد عبيد مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل هم در پيامي حسابي جوان ها را تحويل گرفته و گفته: گرچه نيازهاي يك دختر 10 ساله با يك مرد جوان 24 ساله متفاوت بوده و از فرهنگ هاي مختلف هستند، اما در سراسر جهان جوانان مي خواهند كه صداي آنان شنيده شود و در امور دخالت داده شوند. البته خانم مدير توي پيامش چند تا آمار خواندني هم داده كه بد نيست بدانيد: اول اين كه در حال حاضر، بيش از 500ميليون جوان بين 15 تا 24 سال با مبلغ كمتر از 2 دلار در روز زندگي مي كنند. 96 ميليون زن جوان هم در كشورهاي در حال توسعه، خواندن و نوشتن نمي دانند. علاوه بر اين، همه ساله 14ميليون دختر جوان در فاصلة 15 تا 19 سالگي مادر مي شوند. در اين ميان، از همه خفن تر آماري است كه مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل دربارة ايدزي ها داده است: در هر روز، 6 هزار جوان به بيماري ايدز مبتلا مي شوند. مثل اين كه جوان ها در هيچ قضيه اي كم نمي آورند.
|
|
|
وام ها را پس بدهيد
فقط 45 روز فرصت داريد
رطب خورده ايد، حالا نمي گذاريد بقيه رطب بخورند؟ به زور سوار اتوبوس شده ايد، حالا نمي گذاريد بقيه سوار شوند؟ طعم شيرين و منحصر به فرد وام زير زبانتان رفته، حالا نمي خواهيد بقيه هم آن را بچشند؟ اي بابا! بس كنيد ديگر. مثل يك بچة خوب برويد وام هاي دانشجويي تان را پس بدهيد تا دانشجوهاي تازه هم از اين چشمة جوشان بهره ببرند. نمي دهيد؟ صندوق رفاه به شما و ضامنتان 45 روز فرصت داده تا بدهي تان را صفر كنيد، وگرنه هر چه ديده ايد از چشم خودتان ديده ايد.مهرداد فولادي نژاد رئيس صندوق رفاه دانشجويي گفته كه روزانه 6 هزار فراخوان براي دانشجوياني كه از بازپرداخت وام هاي خود سر باز زده اند، ارسال مي شود. به گفتة اين آقا، تا به حال 150هزار فراخوان هم به آدرس اين گونه دانشجويان ارسال شده است. اما مثل اين كه خيلي ها هنوز ككشان نگزيده كه نگزيده. چه صبري دارند اين مسؤولان صندوق رفاه؟!
شايع ترين بيماري هاي رواني
ازدواج اعتياد با افسردگي!
راست بگو! اين چيه تو جيبت؟ ها؟ ؛ عزيزم امروز به نظر يك كم افسرده نمي آي؟ بيخود نيست كه اين زن ها همه اش به شوهرهايشان شك مي كنند كه مبادا معتاد شده باشند. بندگان خدا حق دارند. مرد ها هم حق دارند كه تا خم به ابروي همسرشان مي آيد فكر كنند كه افسرده شده. اصلا همه حق دارند نگرانِ هم باشند. متخصص ها مي گويند اضطراب هاي عمومي، شايع ترين نوع اختلالات رواني در جامعة ما است. وقتي هم مي گويند شايع، يعني اين كه ممكن است گريبان من و شما را هم گرفته باشد. حالا به اين ادعاي آقايان متخصص، اين را اضافه كنيد كه اعتياد در مرد ها و افسردگي در زن ها، بيشترين بيماري هاي رواني در ايران به حساب مي آيند. اين را همين طوري الكي نگفتيم؛ رئيس اداره سلامت وزارت بهداشت اعلام كرده. به گفتة استاد همين حالا در كشور دو ميليون مرد معتاد داريم. هميليون نفر هم در طول يك سال هر از گاهي يك ملاقات مختصر با مواد مخدر دارند. يعني تعداد مصرف كنندگان بيشتر از معتادان است. به اين نكته هم توجه كنيد كه شيوع اعتياد در زن ها يك بيستم مرد ها است. آن ها بيماري هاي سوسولي را ترجيح مي دهند. بيماري هايي مثل دپرس شدن و خم به ابرو آوردن و توي اتاق رفتن و در را به روي خود بستن. وزارت بهداشتي ها مي گويند ديدن اين علائم در زن ها يا به خاطر تجربيات دوران كودكي شان است يا به خاطر مسائل اجتماعي كه الان دارند. البته راه حل اين درگيري ها از اعتياد خيلي آسان تر است. از متخصص ها كه بپرسي، مي گويند بيماري با يك دورة روان كاوي خوب مي شود. ولي اگر از ما بپرسيد، مي گوييم چهار تا عزيزم، جانم و يك دسته گل و يك شب ظرف شستن، همة مشكلات را حل خواهد كرد!
|
|
|
بسته رسانه اي براي مقابله با مزاحمت هاي خياباني
نكن، زشته!
توجه كرديد اين انيميشن هاي نيروي انتظامي چقدر فاز مي دهد؟ آدم همچين كه داش سيا و بر و بچ را توي تلويزيون مي بيند، كلي ذوق مرگ مي شود كه اين بار قرار است چه اتفاقي بيفتد و داش سيا دوباره ضايع بشود. حالا كميتة ارتقاي سلامت اخلاقي و امنيت اجتماعي استان تهران هم دست به كار شده تا با استفاده از ايدة راهنمايي و رانندگي، جلوي مشكلات اخلاقي موجود در سطح شهر را بگيرد. چه جوري؟ آن ها در آخرين جلسة كميته شان كلي دربارة مزاحمت هاي خياباني حرف زده اند. دست آخر هم به اين نتيجه رسيده اند كه يك بستة رسانه اي براي فرهنگسازي در خصوص مقابله با مزاحمت هاي خياباني درست كنند و بدهند به مردم، تا مردم بفهمند كه متلك انداختن و ايجاد مزاحمت كردن توي خيابان چقدر كار بدي است! در واقع اين طوري كه خودشان گفته اند، اين بسته قرار است يك جور نگاه تحقير آميز نسبت به كساني كه در جامعه اقدام به آزار و اذيت نواميس مردم مي كنند باشد.
بين خودمان بماند؛ فعلا جزئيات اجرايي اين ابتكار معلوم نيست. ولي بر و بچ كميته بعد از جلسة هفتة پيششان اعلام كرده اند كه اين بسته شامل فعاليت هاي انيميشني ـ رسانه اي مكتوب (كه ما نفهميديم يعني چه) و استفاده از رسانة تصويري در بخش هاي مختلف برنامه (كه باز هم نمي دانيم فرقش با آن اولي چيست) و بيان آن به صورت زير نويس در فيلم ها است.
منتظر باشيد
لگن توي راه است
لگن در راه است، مايه دارها منتظر باشند. البته الان هم همه چيز آماده است. ولي اساتيد هنوز سر قيمت نهايي توي سر هم مي زنند. توافق كه حاصل شد، لگن ها را مي ريزند توي خيابان، اين قدر كه همين 4 تا تقاطع باقي مانده از پايتخت هم بند بيايد. قيمت ال ـ۹۰ در قرارداد آن 6750 يورو در مدل پايه تعيين شده، ولي اين جا به خاطر دستكاري ماشين، احتمالا گران تر مي شود. دستكاري كه گفتيم، به معناي عوض كردن موتور اين خودرو با موتور زانتيا، جابه جايي اتاق با RD و بالانس چرخ ها با استاندارد PK است. الان ايران خودرو، سايپا و رنو در حال جر و بحث سر معجون ال ـ۹۰ هستند و به محض اين كه نرخ اين ماشين معلوم شود (يعني حدود يك ماه ديگر) ال ـ۹۰ وارد بازار مي شود. تيراژ اولية اين محصول لوگان در سال جاري 30 هزار تا است كه ان شاءالله تا سال 2008 به 250 هزار دستگاه مي رسد. مي گويند قيمت آن عمرا زير 8 ميليون نيست، چون اگر باشد، تعادل بازار ايران را به هم مي ريزد و خودروسازهاي وطني نابود مي شوند.
پي نوشت: در خبر شماره هاي قبل گفتيم كه نام ديگر ال ـ۹۰ لوگان است كه برگردان اين لغت گنگ فرانسوي به فارسي، مي شود: لگن.
عمق فاجعه
مواد مخدر به مدارس رسيد
خب حتما اين بيچاره ها هم درد دارند، غصه دارند، هزار تا فكر و خيال دارند كه مي روند سراغ اين زهرماري ها. مشق نوشتن، مدرسه رفتن، صبح ها زود بيدار شدن، امتحان رياضي. اين ها همه اش درد است ديگر. كسي هم كه حريف بچه هاي اين دوره و زمانه نمي شود. همچين كه بگويي بالاي چشمت ابرو است، آقا به اش برمي خورد و ترك منزل مي كند و مي رود سراغ رفيق ناباب و آخر آخرش معتاد مي شود و مي افتد گوشة جوب! خلاصه كه ظاهرا مشكلات بچه مدرسه اي ها زياد شده. چون دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر رسما اعلام كرده كه مواد مخدر به مدارس راهنمايي هم راه پيدا كرده است. تازه عمق فاجعه وقتي است كه بفهميم الگوي مصرف به جاي ترياك و اين موادهاي خز و خيل، رفته است به سوي مواد صنعتي و شيميايي جديد. يعني بچه ها صبح اول صبح، علاوه بر مرتب كردن كيف هايشان دوز شيشه و چسبشان را هم مي ريزند ته جيب، تا زنگ تفريح بزنند توي رگ و بروند فضا.
واقعا كه! همين جوري اش توي كشور كم معتاد داريم، از حالا به بعد بايد نگران بچه مدرسه اي ها هم باشيم. متأسفانه آقاي دبير كل فقط خبر نفوذ مواد به مدارس را اعلام كرده، اما نگفته كه جزئيات برنامه هاي آن ها براي جلوگيري از اين اتفاق چيست. اصلا برنامه اي براي جلوگيري از آن دارند؟