ابوالفضل شاهي
همه چيز جلب توجه مي كند، خانه هاي سرخ، لباس هاي هزار سال پيش و زباني كه نمي فهمي. اين جا انگار موزه است، با اين فرق كه مثل موزه، لباس ها بر ديوار آويزان نيست؛ تن آدم هاست. رسم و رسوم آدم هايش هم هنوز زنده است. ابيانه تنها موزه زندة جهان است. به همين خاطر نوه هاي به تهران يا خارج رفته هم تا به روستا مي رسند، همان لباس ابيانه اي معروف را مي پوشند. دخترها با دامن هاي پرچين كه تا زانوست و روسري هاي پر از گل هاي سرخ و مردها با شلوارهاي كرباسي كه وقتي به پايين مي رسد، چهل پنجاه سانتي مي شود. اين جا همه چيز دست نخورده باقي مانده: لباس، زبان، معماري و مهرباني ايراني...
بيشتر مردم ابيانه، تا صفويه زرتشتي بوده اند و برخلاف نقاط ديگر ايران، بي واسطه تسنن، بعد از دين زرتشت شيعه شده اند .
در سال 1326 در ابيانه مدرسه ابتدايي و چند سال بعد، دبيرستان ساخته شده است و هر كدام حدود 300 دانش آموز داشته اند. امروز فقط يك كلاس شش نفره ابتدايي از هياهوي مدرسه باقي مانده.
مردم ابيانه مردمي فرهنگي هستند و شايد همين باعث مهاجرت تمام جوانان ابيانه به شهرهاي بزرگ ايران و جهان شده است.
ابيانه روستايي در بن بست است و همين سر راه نبودن، باعث بكر ماندن و حفظ فرهنگ باستاني آن شده است.
در جنوب ابيانه زيارتگاه متروكي به نام هينزا قرار دارد كه در زير آن، چشمه اي است كه متأثر از يك آيين زرتشتي تازه عروسان براي متبرك شدن از سوشيانت مهر (رب النوع آيين مهرپرستي) به آن جا مي رفتند .
مردم ابيانه هنوز هم به زباني شبيه زبان پهلوي حرف مي زنند.
عكس ها: مجيد نوري-ابوالفضل شاهي
قدم زدن در ابيانه
در ابيانه، آدم ها هنوز به رسم اجدادشان لباس هايي مي پوشند كه رنگشان عجيب، با رنگ درخت ها و كوچه ها و خانه ها همخوان است
رنگ چهار فصل
قرمزي ابيانه، كنار هر فصلي خوب است؛ در كنار شكوفه هاي بهار، كنار زردي پاييز، سفيدي زمستان و خنكي تابستان
يادگار 900ساله
بيشتر درهاي ابيانه كنده كاري شده اند. تاريخ اين يكي 536 قمري و عمل علي شاه نجار است؛ گره بندي ها و كلماتي كه با تبحر استاد نجار كار شده و هنوز بعد از نهصد سال به ما فخر مي فروشد
خانه درويشان
اين نقاشي ها از شاگردان رضا عباسي است. سردر خانقاه پر از نقاشي هايي بوده كه بيشترشان الان پاك شده اند. در دوره صفوي صوفي گري در منطقه كاشان و نطنز رواج داشته و خانقاه هاي زيادي ساخته شده كه خانقاه ابيانه يكي از آن هاست
آبي ميان قرمزها
(شاهزاده عيسي)
از در كه وارد مي شوي، يك حوض نقره اي مي بيني كه آبي از آن بيرون مي آيد. آب مي چرخد و از دريچه پايين حوض براي زيارت به پايين مي آيد. صداي آب و بادي كه از ايوان سمت راست زيارتگاه به صورت مي خورد، آدم را ديوانه مي كند. اين جا يكي از زيباترين بقعه هاي ايران است
چوب هاي هزار ساله
(مسجد جامع)
تا چند سال ديگر، محراب و منبر چوبي مسجد جامع ابيانه هزار ساله مي شوند. شبستان اين مسجد، صندوقچه گنج پنهاني است كه هميشه در آن بسته است و مرا هم به آن راه ندادند. تمام اين مسجد چوبي، بسيار زيبا كنده كاري شده است و سقف و كف آن نيز چوبي است. ستون هاي چوبي مسجد در پايين، تنه هاي درخت اند و در بالا پر از كنده كاري هاي بسيار دقيق
هارپاك
(آتشكده)
تا دوره صفوي هم آتشكده بوده، اما بعد از آن به گذر تبديل شده است. مردم به آن هرپك مي گويند و هارپاك. اين نام وزير مادي است كه كورش را به پادشاهي مي رساند. كورش هم دستور مي دهد آتشكده ها را براي خدمت به هارپاك در ايران بنا كنند كه تنها باقي مانده آتشكده هاي هارپاك، آتشكدة ابيانه است
اين دو روز
النگوها و دستبندهايي كه زنان روستا صدها سال است نذر كرده اند، در جلوي نخل آويزان مي شوند. ابيانه اي هايي كه مهاجرت كرده اند (تقريبا تمام آدم هاي زير هفتاد سال ابيانه) سالي دو روز، همه به ابيانه برمي گردند؛ حتي آن هايي كه خارج از ايران هستند. اگر كسي در اين دو روز پيدايش نشود، بقيه مي گويند يحتمل مرده كه نيامده. ابيانه سه دستة عزاداري دارد كه پرسه مي زنند و در خانه تازه فوت شده ها فاتحه مي خوانند. روز عاشورا به جاي سينه زني، جقجقه مي زنند و با آهنگ نوحه خوان، دو استوانة چوبي كه توي دستشان است را به هم مي كوبند
معماري
معماري ابيانه بسيار عجيب و حتي امروزي است. خانه هاي خشتي و گلي با سه يا چهار طبقه كه قرن هاست محكم مانده اند. اگر داخل هر خانه بشويد، مبهوت مي مانيد از طراحي استاد بنّاي چند صد سال پيش؛ مبهوت مي مانيد از اتاق ها، پاسيوها، پستوها و پله هاي تو در توي آن. معماري ابيانه بايد به عجايب هفتگانه اضافه شود