- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۵ - شنبه ۱۷ تير ۱۳۸۵ - - Jul 8, 2006
docharkhe
نامه  ها
javan@Hamshahri.org
003735.jpg
سبك زندگي شماره 74
زهرا فاتحي نسب
من يك دختر 19 سالة (تعريف از خود نباشد) كدبانو هستم. يعني لااقل اين جوري كه ديگران مي گويند، آشپزي خوب انجام مي دهم. وقتي سبك زندگي تان را دربارة آشپزي فوري خواندم، كلي از آن ايراد گرفتم، حالا ريزه كاري هاي آن بماند. ولي شما نمي گوييد با جان بچه هاي مردم بازي مي كنيد؟! از شما توقع نداشتم. شما وقتي داريد چيزي مي نويسيد، واسة ما جوان ها بايد لااقل در درجة آخر هم كه شده، به موارد فني و نكات ايمني مسأله هم توجه كنيد. در مورد پختن عدس و خورشت فسنجان در زودپز صحبت مي كنم. حالا اگر من هم اشتباه مي كنم، دخترخالة بيچارة من كه دروغ نمي گويد. آخر آن بنده خدا، پارسال كه مي خواست فسنجان فوري(!) درست كند، دچار يك فقره تركيدگي زودپز و يك فقره هم سوختگي شديد در صورت و گردن شد. حالا با دوا و درمان بهتر شده و ديگر از هر چي فسنجان و زودپز است، متنفر است. دليلش هم اين است كه ذرات ريز گردو و عدس وارد سوپاپ يا همان سوت بخار زودپز مي شود و راه خروج بخار را بند مي آورد؛ وقتي هم كه بخار، داخل ديگ بخار جمع مي شود، خودتان بهتر مي دانيد چه مي شود.
003864.jpg
طرح از ناصر فاتحي نسب
بوووم! خلاصه از قديم به ما گفته اند عدس و گردو را توي زودپز نريزيم. حالا يا من اشتباه مي كنم و اين جوري نيست، يا شما درست مي گوييد!
003738.jpg
نامه خوانندگان شماره 73
نيلوفر مظفري
شك نكنيد كه هر جا خانم ها تعدادشان بيشتر از آقايان باشد، صدايشان درمي آيد و... همه مان مي دانيم چه ها مي كنند! اما ببينيم در چه موضوعي. خود خانم ها كاري كرده اند، (به معناي حقيقي كار) يا دارند شورش را درمي آورند؟
شما چرا آن قدر ناسيوناليستي به قضيه نگاه مي كنيد؟ حرف هايي كه در اين يادداشت زده شد، اصلا بويي از مرد سالاري، خودخواهي و جاه طلبي نمي داد!
گفته ايد كه: مسأله نياز نيست و احساس تبعيض است.
اول اين كه چه موقع نياز ايجاد مي شود؟ درست همان وقتي كه شما احساس تبعيض مي كنيد. پس مسأله دقيقا همان نياز است.
دوم اين كه شما براي چه احساس تبعيض مي كنيد؟ مگر آقايان چه دارند كه ما آن ها را در درجة بالا مي بينيم و بعد زورمان را مي زنيم كه مثل آن ها شويم؟ اصلا چرا بايد زن و مرد مقايسه شوند؟! اين ها دو موجود كاملا متفاوت، با نيازهايي متفاوت هستند.
مسأله احساس تضييع حق است! چه ربطي به تضييع حق دارد؟ اول بايد حق بودن ماجرا را ثابت كرد و بعد سراغ تضييع آن رفت. اتفاقا در اين يادداشت، خانم ها بالا برده شدند و بعد نتيجه گرفته شده است كه خانم ها با چنين شخصيتي، چرا بايد همچين خواسته اي داشته باشند؟ يعني: از خانم ها انتظار چنين حرف هايي نمي رود.
003741.jpg
يادداشت شماره 73
مهسا معياريان
وقتي يادداشت سيماي زني در ميان جمع را خواندم، پيش خودم گفتم يعني نوشتن و اشغال كردن ستون به هر قيمتي؟ چرا با اين طرز نوشتار؟ چرا با اين ادبيات؟ نمي گويم از كلمات امروزي استفاده نكنيد. وقتي نوشته هاي آقاي رحماني را مي خوانم، لذت مي برم. چون از كلمات امروزي كه بين مردم استفاده مي شود، خيلي هنرمندانه استفاده مي كنند و هيچ توهيني به هيچ كس در آن نوشته، احساس نمي شود.
آقاي مالي در خصوصي ترين بخش زندگي يك خانم  وارد شدند و با عمومي كردن آن ها، خيلي راحت حريم خصوصي آن خانم را، نمي دانم با چه هدفي، از بين بردند و اين اصلا قشنگ نيست. هر چي خواندم نفهميدم منظور ايشان از نوشتن اين يادداشت چي بوده. فكر هم نمي كنم كه جاي خالي اي در اين قسمت وجود داشته و هيچ يادداشت ديگري نداشتيد كه نگران پر شدن ستون خالي تان باشيد. فقط مي توانم بگويم اميدوارم از اين به بعد، يادداشت هاي زيبايي را بخوانم كه هيچ توهيني به شخص و گروه و... نشده باشد. مثل يادداشت هاي قبلي. به نظر من بهترين صفحة نشرية شما، همين صفحة يادداشت هاست.

رقيه اسجعي
مجلة باحالي داريد و تلاشتان قابل تقدير است. به عنوان يك خواننده، به نظر من نكتة قوت مجله، نثر و ادبياتي است كه در همة مطالب و اكثر صفحات مجله مشترك است. چه زماني كه دربارة هنري هشتم (البته ششم بود!) مي نويسيد و يا زماني كه تشكيلات خشن و ضدبشري القاعده را بررسي مي  كنيد و چه زماني كه به عدس پلو مي گوييد: خال خالي تنها!!
اين نوع ادبيات، سختي خواندن مطالب علمي و سياسي و... را از بين مي برد و جالب اين كه اگر خود من سالي يك بار هم صفحة سياسي روزنامه ها را ورق نمي زنم، تمام مطالب سياسي، جنگ اعراب و اسرائيل و... را در مجلة شما خواندم! منظورم را متوجه  شديد؟ ترفند كارسازي است!

شوكا
من با مطلب برو پي كارت از مهدي صارمي فر و همين طور نوشته هاي سيامك رحماني خيلي حال كردم. در ضمن، آن كساني كه اين هفته حرف هاشان را چاپ كرديد، انگار خيلي چيزها را نمي دانند. ضمنا سبك زندگي كنكورتان هم خيلي چسبيد.

نامه هاي شما را هم خوانديم
ايمان صاحب اختياري، مهدي موحدي، محمد كربلايي جعفر، احسان موسوي، علي شفق، بهاره قريب، عماد ريحاني، محسن گل محمدي ، فهيمه سليمانيان، سمانه، پريسا اسماعيلي، مجتبي موسوي، سارا هنرپروران، يگانه اورومي، سوده اروجي، مريم قره داغي، بهار دانش جويان، م.ر.

ايليا ماهان
نمي  دانم چقدر مي شود به اين حرف خنديد. ولي وقتي براي شماره جديد انتظار مي كشم، يكي از زمان هايي است كه مي توانم براي زندگي كوچكم دليل بياورم. مي شود اين را گذاشت پاي اين كه من عاشق خواندنم و سر كلاس ها به جاي اجتماعي و آمار و تاريخ مي نشينم و براي چندمين بار ناتور دشت را ورق مي زنم، يا به ذوق و استعداد داستايفسكي فكر مي كنم و يا با بينش كامل، ديوانه لني خداحافظ گاري كوپر مي شوم! و البته ثمره رمان خواندن من غير از اين كه باعث مي شود همكلاسي ها به من بگويند ديوانه و غم پرست، چيز ديگري هم هست: هر چي مي خوانم چشمانم دقيق تر مي شوند و وسواسي تر. زمان هايي كه تصميم دارم از چيزي غير از كتاب خواندن لذت ببرم، همشهري جوان مي خوانم. جايي كه مي شود در آن به دنبال چند خط ادبيات ناب گشت. ادبيات همشهري جوان، سليس، بي تكلف و البته هنرمندانه است. شما شاهكاريد. چيزي كه لابه لاي نامه هاي دوستان پيدا نمي شود، همين است. هيچ كس ادبيات همشهري جوان را ستايش نمي كند. خيلي ها خودشان را ميان مجله گم مي كنند.
ديگر اين كه آن قدر نامه اعتراض به نوع نوشته ها و گير دادن به محتواي صفحه يادداشت، چاپ مي كنيد كه ديگر همه باورمان شده كه به قول آقاي ناظم بكايي دهانمان از همان آغاز خلقت مثل كش تنبان كشيده بوده است. و اين چند باري كه عده اي اقدام به محكم كردن و گره زدن اين كش نموده اند، غلط كرده اند. اگر هم خداي ناكرده حادثه خبر نكند و يك دفعه خودش را ول كند، به لطف لب هاي هميشه خندانمان چشم ها را درويش مي كنيم و تنها از اين حادثه براي بيشتر خنديدن استفاده مي كنيم.
دست خودم نيست، ولي در كل اين ماجرا رد پايي از الطاف و احساسات خانم ها (شما بگوييد زنانه)، حس مي كنم. بد نيست آدم گاهي اوقات، واقعيات و حقايق را بدون دخيل كردن احساسات و عواطف ببيند و آن گاه به قضاوت بنشيند. روي صحبتم بيشتر با... ولش كنيد، تكرار چه فايده اي دارد؟ و يك نكته خيلي كوچك، ولي بسيار مهم: دعا مي كنم صفحه يادداشت مجله هيچ گاه تبديل به وسيله اي براي نيل به اهداف شخصي نشود.

فهرست
يادداشت
يادداشت هاي بچه هاي تحريريه همشهري جوان
گزارش
كوش آداسي... يك نفر‎/ تورهاي مسافرتي و مقصدهاي
عجيب و غريب
سينما و تلويزيون
خشايار مستوفي؛ جنجال ناتمام‎/ پاي صحبت هاي تند و تيز
مهران غفوريان درباره شخصيت خشايار
وقتي امام كودك بود‎/ پا به پاي آفتاب اولين انيميشني كه
درباره كودكي امام ساخته شده است
رؤيا به پايان مي رسد‎/ گل: رؤيا آغاز مي شود يك فيلم
هاليوودي با شركت ستارگان دنياي فوتبال
گزارش تصويري
بالماسكه به آخر رسيد‎/ پرونده جام جهاني براي چهار سال بسته شد
موسيقي
ترانه هايي كه روي دستمان ماند!/ مروري بر كليپ هاي
ساخته شده براي جام جهاني
سبك زندگي
رد پاي باريك‎/ همه آن چه كه بايد در مورد امضا بدانيد
ادبيات
بيگانه اي در نيويورك‎/ نگاهي به كتاب عطر سنبل، عطر
كاج نوشته فيروزه جزايري دوما
ورزش
آخرين مرد مبارز / با آندرانيك تيموريان، بهترين بازيكن ما در
آلمان كه مي خواهد به اروپا برود
نيمه تاريك ماه‎/ در چند ماه اخير، سه چهره پرافتخار ورزشي
ايران از اسب افتادند
فوتبالِ آدم هاي جسور‎/ نكته هايي در حاشيه جام جهاني
درباره شخصيت مربي ها و بازيكن ها
اين جا همه جادو جمبل مي كنند!/ جام هجدهم پر از آدم هاي
عجيب و غريب بود
دانش
باز هم عميق تر‎/ با پيشرفت هاي فن آوري، بسياري از چيزهاي
دست و پاگير انسان به زير زمين منتقل مي شود
آن چه شما خواسته ايد‎/ درباره ويكي پديا، مفصل ترين و
كاربردي ترين دانش نامه اينترنتي
موفقيت
رد پاي الهام در مسير موفقيت‎/ آدم هاي موفق چقدر مديون
دريافت الهام هستند؟
رازهاي سرزمين من
موزه سرخ‎/ گشت و گذاري در شهر ابيانه
گالري
المپيك به وقت بوينس آيرس‎/ كاريكاتورهاي
ورزشي مورديلو
مهمان هفته
بلوط باشكوه از ريشه افتاد‎/ يادداشتي به قلم داريوش
خواجه نوري
روزها
انتشار نخستين شماره روزنامه اطلاعات
وفات حضرت ام البنين
درگذشت ابن هيثم
درگذشت سنايي
سركوب قيام مسجد گوهرشاد
درگذشت شيخ احمد كافي
تولد ماهاتير محمد
تولد تام هنكس
آغاز نخستين سفر واسكو دوگاما
قتل عام سربرنيتسا
ثبت انحصاري mp3
نه، عشق كافي نيست‎/ مروري بر زندگي مارسل پروست و مهم ترين اثرش در جست وجوي زمان از دست رفته
رويداد هفته
زندگي
سينمايي
ورزشي
راهنما
سينما/تلويزيون
كتاب/هنر
رايانه/بازي

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
تلويزيون 500 فيلم پخش مي كند
بازيگر كارگردان
برانكو كافي شاپ دارد
رويدادهفته
تلويزيون
مجلات زرد با زندگي من شوخي كردند!
خشايار براي خود لولايي است
ورزشي
گرهارد چغندر
دنيا ديگه برانكو نداره!
مربي دوست داشتني من!
يوسفي: به حسن نيت شما شك دارم
رويدادهفته
مي روم اروپا
نيمه تاريك ماه
اين جا همه جادو جمبل مي كنند!
اجتماعي
روح ، تكيه گاه دين است و دانايي، تكيه گاه روح
گزارش تصويري
بالماسكه به آخر رسيد
زندگي
غرامت بادآورده!
وقتي گردوها تمام شدند
غزال ايراني در آشيانه
رويدادهفته
سينما
وقتي امام كودك بود
فقط 100 ميليون تومان
مرد همه فن حريف
با صداي امين حيايي
چند فريم از انيميشن پابه پاي آفتاب
رؤيا به پايان مي رسد
همه خاطره هاي ما از فوتبال و سينما
دانش
باز هم عميق تر
آن چه شما خواسته ايد
لوگوي ويكي پديا
زبان هاي فعال ويكي پديا
موسيقي
ترانه هايي كه روي دستمان ماند
ما براي ايران
روزها
انتشار نخستين شماره روزنامه اطلاعات 19 تير 1305
نه،عشق كافي نيست
با قلبت اندازه بگير
در جست وجوي رمان از دست رفته
رويدادها
هنر روز
از پاريز تا باغ سنگي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |