- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۴ - شنبه ۱۰ تير ۱۳۸۵ - - Jul 1, 2006
docharkhe
راننده هاي 17 ساله!؟
003300.jpg
اين عشق رانندگي هم براي خودش عالمي دارد؛ ماشين بابا را دزدكي از توي پاركينگ برداشتن و ويراژ دادن توي خيابان هاي خلوت، در حالي كه از ترس افسر، نزديك است قلب آدم از حلقومش بيرون بيايد! ولي اگر نزديك هفده سالتان است، مي شود اميدوار بود كه دورة اين آرتيست بازي هايتان به سر رسيده، و شايد بتوانيد كمي زودتر مثل بچة آدم برويد آموزشگاه رانندگي و ثبت نام كنيد. چون ممكن است در آينده، سن دريافت گواهينامه از 18 سالگي به 17 سالگي برسد. اين خبر را سردار رويانيان معاون راهنمايي و رانندگي ناجا داده و گفته در حال بررسي اين موضوع هستيم. البته  همان  طور كه مي دانيد، شرط هايي هم دارد. وقتي قبول شديد، اول يك گواهينامة يك ساله مي گيريد و اگر در طول يك سال، بچة خوب و حرف  گوش كني باشيد و زياد خلاف نكنيد، در پايان 18 سالگي به عنوان يك رانندة خوب و وظيفه شناس تشويق مي شويد و يك گواهينامة 5 ساله به تان مي دهند. اما يك وقت خيال نكنيد اين گواهينامه هاي يك ساله الكي و دل خوش كنك هستند. نه خير، خيلي هم جدي و معتبر و رسمي اند و كساني كه اين گواهينامه ها را دريافت مي كنند، رانندة رسمي كشور به حساب مي آيند. اين قضيه هنوز در حال بررسي است. پس منتظر باشيد تا خبر قطعي اش بيايد.

زنان سرزمين من
003312.jpg
زنان سرزمين من اين اسم يك سريال چيني نيست، بلكه عنوان جشنواره اي است كه مي گويند اواخر تير ماه در تهران برگزار مي شود. البته اين چند وقت، سر برگزاري هر جشنواره، سمينار، سمپوزيوم، نقد و بررسي و همايشي كه بخواهد دربارة زنان سرزمين ما باشد، كلي بحث و مرافعه پيش مي آيد. و آخرسرهم  كار به نظرسنجي مي كشد و تا نتايج اين كارها معلوم شود، چند سالي از زمان تعيين شده مي گذرد و طرفين دعوا اصلا يادشان مي رود كه قرار بود چه كار كنند.
اين طوري كه دبير اين جشنواره اعلام كرده، قرار است در طول يك هفته برگزاري آن، طرح هاي متنوعي در زمينة پوشش خانم ها با توجه به استانداردهاي جامعه و با تنوع زياد عرضه شود. براي همين مسؤولان برگزاري جشنواره از طراحان لباس دعوت كرده اند كه با آن ها همكاري كنند و به قول معروف، تجربياتشان را در اختيار آن ها قرار دهند.
ما كه نمي دانيم و احتمالا نمي توانيم برويم و ببينيم كه آن جا قرار است چه اتفاقاتي بيفتد، ولي حدس مي زنيم اين جشنواره بايد يك چيزي تو مايه هاي نمايشگاه فروش بهاره و اين چيزها باشد. حالا اين كه چرا اسمش را گذاشته اند جشنواره، اطلاعي نداريم. البته ما هم مثل شما اميدواريم كه همه بخواهند توي اين جشنواره طرح هاي جديد و زيبا ارائه بدهند و به قول معروف حق انتخاب خانم هاي ايراني را در لباس پوشيدن مطابق با عرف جامعه بالا ببرند. به هر حال بايد تا 26 تير صبر كرد و دعا كرد كه تا آن موقع سر برگزار شدن يا نشدن جشنواره دعوا نشود.

يك تيم كوچك در ميان آدم هاي بزرگ به فينال رسيد
مي خواهيم زندگي كنيم
003327.jpg
حسنا مرادي
خبر فقط چند كلمه است: تيم دانش آموزي پوزايدن
(Poseidon) در مسابقات جهاني روبوكاپ 2006 آلمان در بخش شبيه سازي امداد و نجات، مقام دوم جهان را كسب كرده است. اما قصة طولاني اي دارد؛ اين كه چطور شد اين 5 تا دختر دوم دبيرستاني (سپيده موقتي، نسرين مصطفي زاده، شادي حريري، زينب جهان زاد و صبا اردشيري) وسط آن همه تيم دانشگاهي، دوم شدند. اول كه شروع كرده بودند، يك ذره هم برنامه نويسي بلد نبودند. سه چهار ماه طول كشيد تا تنها و بدون مربي جاوا را ياد بگيرند. آن ها براي ساده ترين چيزها مجبور بودند چند هفته وقت بگذارند تا بالاخره به نتيجه برسند. بعد، دور همه چيز تندتر شد؛ شب بيدار ماندن ها، درس نخواندن ها، ايده دادن ها و... عاقبت بعد از چند ماه دويدن شبانه روزي، برنامه شان توانست اجازة شركت در مسابقات را به دست بياورد. اين معني اش اين بود كه همه چيز جدي مي شود. آن ها دو سه ماه قبل از مسابقات آلمان، در مسابقات iran open شركت كرده بودند اما از بين ده تا تيم، دهم شده بودند. حالا مي ترسيدند كه اين اتفاق در آلمان هم بيفتد، به همين خاطر كار را جدي گرفتند و شروع كردند به برطرف كردن اشكال هاي برنامه شان. ديگر خانه هم نمي رفتند. شب و روز توي مدرسه پاي كامپيوتر مي نشستند و برنامه مي نوشتند. حتي امتحان هاي آخر سال شان را هم ندادند. همه چيز خيلي زود گذشت. حالا ديگر آلمان بودند و قرار بود با 19 تيم ديگر كه هر كدام از يك طرف دنيا آمده بودند، مسابقه بدهند. وسط آن همه آدم بزرگ كه بعضي هايشان دكترا داشتند، مسابقه دادن كار ترسناكي بود، اما آن ها عاقبت به فينال رسيدند و فقط با اختلاف يك امتياز جزئي دوم شدند. حالا بعد از آن همه تلاش و كوشش، وقتي از آن ها مي پرسي مي خواهيد چه كار كنيد، يك كلمه بيشتر نمي گويند: زندگي .
فعلا تا همين جاي كار را داشته باشيد. مصاحبة مفصل ما با اين گروه موفق را مي توانيد در شماره هاي بعد بخوانيد.

رويدادهفته
در طرح جامع تهران
پادگان ها پارك مي شوند

اين خدمت مقدس سربازي، همه چيزش خاطره است. عجيب دوراني است؛ صبح ها كلة سحر بيدار شدن، تا ظهر دويدن، عدس پلو خوردن و آن دل دردهاي بعدش. اصلا همه اش مثل يك رؤياي دل انگيز، توي ذهن آدم مي ماند. حالا فكرش را بكنيد پادگاني را كه شما، آن همه از آن خاطره داريد، به يكباره خراب كنند و به جايش درخت بكارند و تبديلش كنند به يك پارك براي تفريح مردم. مشاور عالي طرح جامع تهران (كه ما نمي دانيم چه طرحي است و مي خواهد چه كار بكند) اعلام كرده كه به زودي پادگان ها و انبارهاي متروكة شهر به فضاي سبز تبديل مي شوند. اولين گزينة آن ها هم پادگان قلعه مرغي است. ببينيد! چقدر زيبا ست اين كار. مثلا ه سال از خدمت شما گذشته و الان براي خودتان زن و زندگي داريد و هفت هشت تا بچه قد و نيم قد. حالا شما مي توانيد دست عهد و عيال را بگيريد و ببريد توي پاركي كه قبلا آسايشگاه شما بوده و درباره خاطراتتان از اين مكان با همسر محترم بگوييد. چه شود!

مواظب باشيد
پليس ها هم بپا دارند

پليس ها هم پليس دارند. بله! مگر الكي است؟ فكر كرديد هيچ كس پليس هايي كه پشت اين بنز هاي حسرت انگيز، زير باد كولر اين ور و آن ور مي روند را كنترل نمي كند؟ آن ها هم براي خودشان بپا دارند. يك دژبان كلي وجود دارد كه كارش رسيدگي به تخلفات مأمورين پليس است. آن ها هر روز به طور نامحسوس در شهر گشت مي زنند و مواظب همكارانشان هستند. حالا بشنويد از فرمانده دژبان كل ناجا كه در يك مصاحبه مطبوعاتي، جلوي چشم يك عالمه خبرنگار، با اعتماد به نفس قابل تحسيني از وقوع 800 مورد بي انضباطي ظاهري در بين مأمورين پليس تهران خبر داده. لطفا توجه كنيد! بيخودي هم سر و صدا راه نيندازيد. فقط بي انضباطي ظاهري. يعني اين طوري نبوده كه مأموري به كسي گير الكي داده باشد كه بيايند و توبيخش كنند. نه خير. فقط چند نفري كلاه سرشان نبوده يا مثلا پشت الگانس مشغول خوردن چيپس و ماست بوده اند يا زير سايه، پارك كرده بودند و خواب قيلولة بعدازظهر را پشت سر مي گذاشتند. آقاي رئيس اعلام كرده كه دژباني ناجا از اين به بعد گشت هاي نامحسوس اش را ادامه مي دهد، چون قرار است آن ها نظم و ترتيب را در بين مأمورين نيروي انتظامي جا بيندازند. حالا اگر يك وقتي خداي نكرده كسي تخلف غيرظاهري كرد و شر به پا شد هم مي شود اين طوري جلويش را گرفت.
003324.jpg
ايدز
فقط 300 تا، فقط!

فقط 300 تا؛ بحث هم نداريم. عمرا از اين تعداد بيشتر بشوند. اصلا مگر مي شود؟ ايران ايمن ترين مدارس را در جهان دارد.
سؤال: از چه نظر ايمن ترين مدارس؟ از نظر مقاومت در برابر زلزله؟
جواب: نه خير! از زلزله هم مهم تر. مدارس ايران نسبت به دانش آموزان مبتلا به ايدز ايمن ترين مدارس جهان هستند. اين طوري كه يكي از خبرگزاري ها آمار داده، تعداد ثبت شدة بيماران ايدزي در مدارس ايران۶۰ نفر است. آن ها يك ضريب تخمين 5 هم براي اين تعداد در نظر گرفته اند كه اگر آن را در۶۰ ضرب كنيم، مي شود۳۰۰ و بعد نتيجه گرفته اند كه به  به و چه چه كه ما از همه بهتريم. به به ما يك ترين ديگر را هم به خودمان اختصاص داديم، و اين كلي ما را ذوق مرگ مي كند. البته سر آمار و ارقام ايدز در ايران هنوز دعواست. تا دلتان بخواهد عدد و رقم وجود دارد كه شكر خدا هيچ كدامشان با هم نمي خواند. سر دلايل اصلي ابتلا به اين بيماري هم هنوز دعوا است. در مورد علت ابتلاي بچه مدرسه اي ها به ايدز هم اين بار گفته اند عدم رعايت مسائل بهداشتي و استفاده از سرنگ آلوده . يعني باز هم يك چيز كلي و نامعلوم.
خلاصه كه با اين وضع آدم نمي  تواند به هيچ آماري اعتماد كند. اين۳۰۰ تا را هم ديديد كه چطوري حساب كرده بودند. ولي خب فعلا مي توانيم دلمان را به اين خوش كنيم كه ما كمترين تعداد دانش آموزان مبتلا به ايدز را در جهان داريم.
003315.jpg
باز هم تابستان شد
وقت عشق و صفا!

باز هم تابستان شد و وقت عشق و صفا! مدرسه ها و دانشگاه ها كه تعطيل اند و بروبچ توي كوچه و خيابان مشغول بازي و شادي. ديگر نه دلهره درس خواندن وجود دارد و نه عذاب صبح از خواب بيدار شدن. كل روز پر است از بيكاري كه بزرگتر ها به آن مي گويند اوقات فراغت. تنها عذابي كه يك تابستان گرم مي تواند داشته باشد، برنامه ريزي پدر و مادرهاي دلسوز است براي پركردن اوقات فراغت. كلاس زبان و كلاس شنا و كلاس يوگا و كلاس ايروبيك و كلاس تند خواني و هزار تا كلاس ديگر. اصلا به كل، حس تنبلي و تن پروري را توي آدم مي كُشند. اما خوشحال باشيد كه امسال سازمان عزيز ملي جوانان هم برايتان برنامه ها دارد. اصلا 25 ميليارد تومان هم برايتان گذاشته اند كنار كه اوقات فراغتتان را با آن پر كنند. تازه قرار است۷۰ درصد بودجة سازمان هم بين شهرستان ها تخس شود تا آن ها هم با دست باز، هي اوقات فراغت پر كنند. اين همه خبر خوب خوب را رئيس سازمان ملي جوانان اعلام كرده و گفته قرار است تا پايان برنامة چهارم، 33 درصد نيازهاي فراغتي جوانان توسط دستگاه ها پوشش داده شود. (مفهوم: 33درصد اوقات فراغتتان را مي توانيد برويد استخر هاي اين شركت و آن سازمان و فلان اداره.) اين در حالي است كه الان فقط 21 درصد اين نيازها ـ به قول آقاي رئيس -توسط دستگاه ها تأمين مي شود. سازمان عزيز تازه مي خواهد جشنوارة فرزندان ايران زمين را هم با هــمكاري آمـوزش و پـرورش و تـربيـت بـدني راه بيـندازد. حاج علي اكبري گفته كه در اين طرح، 4 ميليون و پانصد هزار نفر روز ساعت (به واحد اندازه گيري توجه كنيد و به خفني كار پي ببريد، لطفا!) تحت پوشش قرار خواهند گرفت. الهي شكر كه همه به فكر پر كردن اوقات ما هستند. آقا كاش يك نفر پيدا مي شد و به ما مي گفت كه اين آمارهاي دقيق را مسؤولين چه جوري حساب و كتاب مي كنند. مثلا از كجا مي دانند كه الان۲۱ درصد نيازهاي فراغتي ما توسط دستگاه ها تأمين مي شود؟ حالا۲۰ درصدش را قبول داريم، آن 1 درصد از كجا مي آيد؟
003303.jpg
آموزش و پرورش
استراتژي win-win

اي خدا پدرتان را بيامرزد. الهي از جواني تان خير ببينيد. ان شاء الله هميشه دستتان توي جيب خودتان باشد. خدا بيشتر به تان بدهد. اگر بدانيد با اين كارتان چقدر به ما حال داديد. 400 ميليارد تومان مي دانيد چند تا صفر دارد؟
پارسال يك ميليون و صدهزار دانش آموز اين مملكت توي مدارس غيرانتفاعي درس خواندند و با اين كارشان وزارت آموزش و پرورش توانست۴۰۰ ميليارد تومان صرفه جويي كند و حالا هم كه حساب و كتاب ها تمام شده و اساتيد رسيده اند به اين رقم، جشن و پايكوبي در وزارتخانه آغاز شده و آن ها مشغول تشكر از مديران مدارس غيرانتفاعي و پدر و مادر هاي فهيم آن يك ميليون و خرده اي دانش آموز هستند. معاون مشاركت هاي مردمي وزير آموزش و پرورش، هفته پيش در حالي كه كلي ذوق زده بود، گفت: ما براي رعايت عدالت آموزشي، اين همه پول را در مناطق محروم براي بالا بردن سطح آموزشي خرج كرديم. (اين يعني اين كه ته پول ها درآمده.) آقاي معاون كه نمي توانست جلوي شادي اش را بگيرد، در ادامه، چند حال اساسي به مدارس غيرانتفاعي داد؛ از جمله اين كه: افزايش شهريه سالانه در مدارس غيرانتفاعي يك امر اجتناب ناپذير است و دولت تنها مي تواند بر آن نظارت داشته باشد. و يا: افزوده شدن برخي برنامه هاي فوق العاده به غير از برنامه هاي آموزشي در مدارس غيرانتفاعي موجب افزايش شهريه ها خواهد شد كه البته اين امر اختياري است. و نيز: دولت هيچ درصدي براي افزايش شهريه هاي مدارس غيرانتفاعي اعلام نكرده است و نمي كند، اما براي كاهش فشار بر مردم در پرداخت شهريه ها، حمايت هاي خود را از مدارس غيرانتفاعي افزايش مي دهد. يك چيزي تو مايه هاي اين كه شما مدرسه غيرانتفاعي بزن، ما خدمت شما هم هستيم.
به اين مي گويند استراتژي win- win .
003318.jpg
دانشگاه هاي فرسوده بازسازي مي شوند
دانشگاه هاي خطرناك

كتابخانة دانشكده حقوق دانشگاه تهران كه سوخت و خاكستر شد. خوابگاه دانشگاه اصفهان هم كه آتش گرفت. چند ساختمان ديگر هم كه كهنه و فرسوده هستند. خدا بقيه اش را به خير كند. ديگر صداي وزارت علوم هم درآمده كه بابا! يكي به داد اين دانشگاه هاي قديمي و فرسوده برسد. تا يك جايي دوباره روي سر دانشجوها خراب نشده، مجلس محترم دست به كار شود و يك بودجة عمراني، چيزي براي بازسازي ساختمان هاي فرسوده و كلنگي دانشگاه ها تعريف كند. هزينه اش هم زياد نيست. به گفتة معاون حقوقي وزارت علوم، چيزي تو مايه هاي 3 هزار ميليارد تومان خرج برمي دارد. زياد است، نه؟ ولي بهتر از اين است كه آوار بيايد و آتش سوزي شود و كلي تلفات بدهيم و كلي كتاب هاي زبان بسته مان دود شوند بروند هوا تا آه از نهاد مسؤولان محترم برآيد.مي گويند علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. شما نشنيده ايد؟
003321.jpg
بلندترين هتل ايران در انتظار صدور مجوز
هتل 700 ميليون دلاري!

خب شهر به اين بزرگي، هتل به همان بزرگي هم لازم دارد ديگر. يك هتل 64 طبقه پنج ستاره كه چهارتا باند فرود هلي كوپتر داشته باشد، 400 هزار متر مربع مساحتش باشد، كلي مركز خريد و مجتمع اداري تجاري داشته باشد و مكانش هم در تقاطع اتوبان چمران و ملاصدرا باشد. هتل از اين اكازيون تر(!) ديگر چه مي خواهيد؟ هزينة ساخت اين هتل، 700ميليون دلار است و حدود سه سال طول مي كشد تا تمام شود. مديران اين هتل هم اكنون در حال دريافت مجوزهاي لازم براي ساخت از شهرداري هستند. جالب اين است كه نايب رئيس شركتي كه قرار است اين هتل را بسازد، گفته كه هتل براي سرمايه گذاران ديربازده است و گاهي تا 15 سال طول مي كشد تا به سوددهي اقتصادي برسد، اما آن ها ريسك اين كار را پذيرفته اند.

كارگران تحمل كنند
۱۵۰ هزار تومان؛ فقط همين!

آقايان و خانم هاي كارگر! بهتر است الكي دل خودتان را خوش نكنيد. پايه حقوقتان از 150 هزار تومان بالاتر نمي رود. آقاي جهرمي (وزير كار) هفتة گذشته بعد از يك جلسة غيرعلني در مجلس از كارگران خواسته كه براي حفظ كار و بنگاه اقتصادي و حرفة خود با خويشتن داري حقوق 150 هزار تومان را تحمل كنند. به گفتة آقاي جهرمي مصوبة قبلي در مورد حقوق كارگران نه تغيير يافته، نه لغو شده و اگر مجموع كارگران به توافق با كارفرمايان نرسند، بايد طبق همان مصوبة قبلي عمل شود.
البته آقاي وزير يك تشكر خشك و خالي هم از كارگران كرده و گفته من اميدوارم با رفع مشكلات اقتصادي و رونق گرفتن توليد و بازار و كاهش قيمت هاي تمام شده بتوانيم مشكلات كارگران را نيز حل كنيم.
نتيجه گيري۱: مثل اين كه مشكل كارفرمايان حل شده است.
نتيجه گيري۲: مشكلات كارگران هيچ وقت حل نمي شود. اگر مشكل آن ها حل شود، كارفرمايان مشكل پيدا مي كنند.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
رضا اسپيلبرگ
محمود و محمود
نويسنده فيلمساز
رويدادهفته
تلويزيون
جام جهاني در استوديو۱۴
لاتيني ها زير قنديل هاي عليصدر
فقط تجربه ام بيشتر شد ه
شگفتي جلبك هاي آلماني
ميرزا پيمان فردوسي فر!
ورزشي
مربي هاي چندمنظوره
خدا الهي بزنه تو كمرت، تو كمرت
يك شاخه گل سرخ براي نيكي
كاظميان: در پرسپوليس ثابت مي كنم
رويدادهفته
به ميرزاپور كم لطفي كرديد!
دو روي سكه شانس
فوق ستاره اي براي جشن و اندوه!
خداحافظ مرد سر به زير
اجتماعي
مردي بوته خاري را از سر راه برداشت تا پاي رهگذري زخمي نشود به همين خاطر، او را به بهشت بردند
زندگي
راننده هاي 17 ساله!؟
زنان سرزمين من
مي خواهيم زندگي كنيم
رويدادهفته
سينما
غير ممكن وجود ندارد
نقش اول: رونالدينيو
تيم رويايي
دانش
روز و شب در ژانر وحشت!
ماجراي عجيب يك شبح سرگردان
آيا شماهم شبحي در خانه داريد؟
احساس ترس
ما به حقيقت روح دست پيدا نمي كنيم
آيا مدركي براي وجود اشباح وجود دارد؟
موسيقي
نان داغ ، كليپ داغ
كار سينمايي ام تا يك ماه ديگر قطعي مي شود
خيلي هم خياليه!
روزها
درگذشت جلال الدين محمد مولوي ۱۰ تير، 5 جمادي الثاني 672 ق
روزي كه هوا ايستاد
تصوير يك سقوط
مدالي براي جنايتكاران
رويدادها
هنر روز
اين گلستان هميشه خوش باشد
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |