|
روش هايي براي تقويت آينده پردازي
اعتقادات هميشگي خود دربارة آينده را به چالش بكشيد.
پيرامون چشم اندازها و اعتقادات مختلف نسبت به آينده طوفان مغزي راه بيندازيد.
با چشم اندازهاي مختلف آينده ـ چه علمي و چه بشري ـ آشنا شويد.
اعتقادات هميشگي دربارة توان خود در اثرگذاري بر آينده را به بوتة نقد بكشيد.
برنامه ها و اهداف زندگي خود را به طور شفاف بيان كنيد، آن ها را ارزيابي كنيد، و رؤياگونه و با نگاهي تيزبين و نكته سنج، احتمال هاي ديگري را نيز در ذهن خود مجسم كنيد.
خودروايت نامة خودتان را به طور شفاف بيان كنيد و آن را ارزيابي نماييد. با نگاهي دقيق و نكته سنج و با استفاده از قوة تخيل، نگرش هاي ديگري نسبت به خود، آن چه از دست تان بر مي آيد، و اين كه به كجا مي رويد در ذهن مجسم سازيد.
تاريخ را مطالعه كنيد، به ويژه روندهاي بلند مدتي را كه تا امروز ادامه دارند، از ياد نبريد.
ياد بگيريد كه چطور بايد از عدم قطعيت ها و مخاطرات زندگي لذت ببريد و يا دست كم با آن مدارا كنيد. اشتياق به پذيرش مخاطرات حساب شده را در خود ايجاد كنيد. خودتان را در قيد و بند نياز به ايمني و امنيت نيندازيد.
فنون و روش هاي تقويت خوش بيني را بياموزيد.
فنون و روش هاي بهبود مهارت هاي تفكر، تجسم و خلاقيت را بياموزيد.
|
|
|
|
|
تأثير آينده پردازي بر ابعاد شناختي انسان
همة فرايندهاي عمدة شناختي انسان به نحوي از آينده پردازي تأثير مي پذيرد. اين فرايندها در جدول زير آمده اند:
|
|
|
|
|
يك چالش اساسي
به اعتقاد بسياري از پژوهشگران، بصيرت ما نسبت به آينده در حال تضعيف است و ما در غلبه بر چالش هاي امروز، موفق نبوده ايم.برخي از گفته هاي اين پژوهشگران در زير آمده است:
مورخي به نام رابرت نيسبِت معتقد است در طول سدة گذشته، دنياي غرب تصوير مثبت پيشرفت را از دست داده و اكنون سنگ حال را به سينه مي زند و در كار تخريب گذشته و آيندة خويش است.
جامعه شناسي به نام استفان برتمن در كتاب خود با عنوان فرافرهنگ: ارزش انساني سرعت آورده است: دنياي مدرن و پرسرعت در حال تخريب آينده پردازي و گذشته آگاهي است. ما دچار فراموشي فرهنگي شده ايم؛ به سرعت گذشته را از ياد مي بريم و وقتي براي انديشيدن به آينده نداريم.
دو فيلسوف به نام هاي استيون بِست و داگلاس كِلنر معتقدند تصوير مثبت و الهام بخشي كه در دوران روشنفكري و انقلاب صنعتي از آينده پديد آمد، در طول سدة گذشته مورد تهاجم انتقادي قرار گرفت، و با توجه به آتيه و چشم انداز تمدن نوين، تا اندازه اي جاي خود را به نوميدي، دلسردي و پوچ گرايي داده است.
آينده پژوهي به نام مايكل زي، نويسندة كتاب معيار آينده ، به ويژه نگران از دست رفتن تصوير مثبت نسبت به آينده در عصر نوين و جايگزيني اين تصوير با چشم اندازهاي منفي و حتي عدم وجود هرگونه تصوير از آينده است. البته او در ارزيابي خود از طرز تفكر غم انگيز ما نسبت به آينده تنها نيست. وي همچون بسياري از آينده پژوهان معتقد است جامعة امروز بايد تصويري مثبت نسبت به آينده پيدا كند تا بتواند حس اميد بخش سابق را احيا كرده و با حس منفي رايج و پوچ گرايي مبارزه كند.
با توجه به پيچيدگي روزافزون و سرعت سرسام آور تغيير در دنياي امروز، بشر به هيچ وجه نبايد حس خود نسبت به آينده را از دست بدهد. بدون آينده پردازي، انسان ها در وادي حيرت گرفتار مي شوند و روحية نمي شود و نمي توانيم بر آن غالب خواهد شد. بقاي بشر در گرو آينده پردازي است. اگر انسان ها مي خواهند به عنوان يكي از گونه هاي حيات بر تارك دنياي آينده بدرخشند و حتي فقط زنده بمانند، بايد آينده پردازي خود را به جاي تضعيف، تقويت كنند.
اما معماي تخريب حسم ما نسبت به آينده و گذشته اين جاست كه اين روند، طبيعي به نظر نمي رسد. آينده پردازي در طول تاريخ بشر تكامل يافته است. هشياري و انطباق پذيري بشر به عنوان يك روند تكاملي، همواره افزايش يافته و چشم انديشة ما هر روز دورتر و دورتر را ديده است. اما اكنون اين روند كاملا معكوس شده است.
|
|
|
|
|
جادوي آينده پردازي
براي تغيير گذشته، كاري از دستمان ساخته نيست، حال نيز به سرعت از برابرمان مي گريزد اما آينده...
|
|
|
آينده پردازي (Future Consciousness) مجموعه اي است از توانايي ها، فرآيندها و تجربه هايي كه كمكمان مي كند آينده را بهتر و بيشتر درك كنيم. ما آينده را نيز، مثل گذشته و حال، پيش از هر چيز با بينش خودمان نسبت به زمان مي سنجيم؛ يعني از تصاوير، مفاهيم و اصولي كه با استفاده از آن ها زمان را درك و تجربه مي كنيم، چهارچوبي عقلاني مي سازيم تا آگاهي مان را از آينده افزايش دهيم. البته تنها به آن چه در حافظه هايمان داريم و خود آموخته و آزموده ايم، اكتفا نمي كنيم، بلكه با يادگيري از تاريخ، ديده باني و مطالعة روندهاي معاصر، و تصور آينده هاي احتمالي نيز عمق و وسعت آينده پردازي مان را بيشتر مي كنيم. در غياب پيش بيني، اميد، هدف گذاري و برنامه ريزي ـ كه از اشكال آينده پردازي هستند ـ ما تبديل مي شويم به انسان هايي سرگردان، كم مايه، منفعل و واكنشي و درست در نقطة مقابل، با پرورش اين ظرفيت ها در خودمان مي توانيم ساختار كلي ذهن و شخصيت مان را متحول كنيم. درك بيشتر و بيشتر آينده، قدرت تفكر در سطوح بالا را تقويت مي كند و ما را در پرورش اخلاقيات، فضايل شخصيتي و از همه بيشتر در اعتلاي خردمندي
(Wisdom) ياري مي دهد.
تمايل به حداكثر خودباوري
آلبرت باندورا، روان شناس عضو هيأت علمي دانشگاه استنفورد، اعتقاد دروني به خودباوري و تأثير آن بر رفتار را بررسي كرده است. خودباوري يعني اين كه فرد بداند و باور داشته باشد كه مي تواند به هدف هاي خود برسد. افرادي كه خودباوري ضعيف دارند، خود را نسبت به دنياي آينده تقريبا منفعل و ناتوان مي بينند. خودباورها ـ در مقابل ـ بر اين عقيده اند كه تا اندازة زيادي آيندة خود را در كنترل دارند يا دست كم مي توانند بر آن تأثير بگذارند. خودباوري، نقطة مقابل احساس عجز و ناتواني است. كساني كه خودباوري آن ها ريشة عميق دارد، هدف هاي واقع بينانه اي براي خودشان انتخاب مي كنند و با جديت براي رسيدن به اهداف شان تلاش مي كنند. اما كساني كه خودباوري آن ها تعريفي ندارد، اهدافِ حداقلي يا غير واقعي براي خودشان انتخاب مي كنند و احتمال اين كه در برابر اولين دردسرها و گرفتاري ها دست از تلاش بردارند، بسيار زياد است.
از آينده پردازي تا فرزانگي
پرورش آينده پردازي به رشد برخي ارزش هاي اخلاقي نظير شجاعت، فروتني، شفقت، و به ويژه فرزانگي كمك مي كند. فرزانگي ، توان كاربرد دانش عمومي و تجربيات تبيين براي غلبه بر چالش ها، مسائل و وضعيت هاي جديد است. فرزانگي را همچنين مي توان توانايي درك تصوير بزرگ واقعيت و كاربرد اين تصوير در جهت بهبود زندگي دانست. فرزانگي، ميراث ماندگار و آموزه هاي گذشته را با ژرف بيني، شكوفايي و خلاقيتي كه براي آينده مورد نياز است، درهم مي آميزد. هيچ كس بدون بينش ژرف نسبت به آينده، نمي تواند ادعاي فرزانگي كند.
آيــنــده، با عــظمت ترين، رؤيــايي تــريــن و روشنفكرانه ترين موضوعي است كه مي تواند ميهمان ذهن بشر باشد. آيا ما بالاخره پا را از منظومه شمسي فراتر خواهيم گذاشت و دنياهاي جديد و شگفت آوري را كه صاحب هوش و حيات باشند، خواهيم ديد؟ آيا ما به فراسوي وجود فيزيكي خود دست خواهيم يافت؟ چه كشف ها و دستاوردهاي جديدي در عالم فن آوري، علم و حتي معنويت پديدار خواهد شد؟ رشد آينده پردازي، افزايش بصيرت ما نسبت به عالم هستي را سرعت مي بخشد.
در عين حال، آينده پردازي ذاتا با دغدغه هاي واقع گرايانة زندگي گره خورده است. در حقيقت، آينده، فوري و فوتي ترين موضوع امروز ما است. آينده چه براي نوع بشر به عنوان يك كل، و چه براي يكايك انسان ها، اهميت زيادي دارد. بنا به دلايل متعدد، ما بايد آينده آگاهي خود را پرورش دهيم.
فرداي آينده پردازي
يك سؤال مهم: بالاخره آينده پردازي بشر تضعيف خواهد شد يا رو به تكامل خواهد رفت؟ پاسخ، هر دو است. هر چند با پيشرفت علوم و تاريخ، دانش ما از آينده و گذشته رو به افزايش است، امكان دارد از اين دانش در زندگي روزمرة خود استفاده نكنيم. ممكن است در هياهوي امروز گرفتار شويم و قادر به تشخيص درست و نادرست نباشيم. به رغم سرعت زياد تغيير، شايد وارد يك عصر بازگشت و پسرفتي شده ايم كه اميد خود را به آينده از دست داده ايم. هر چند سازمان ها و جنبش هاي اجتماعي آينده نگر در سراسر دنيا كم نيستند، اما احتمالا اغلب مردم دنيا، چه در كشورهاي صنعتي و چه در كشورهاي توسعه نيافته، در دام روزمرگي گرفتار شده اند. فارغ از اين كه چقدر و چگونه آينده پردازي مان تضعيف شده، بايد چراي آن را بيابيم، و روش هايي براي معكوس سازي اين فرآيند پيدا كنيم.
به اعتقاد من در بلندمدت، آينده پردازي بشر تكامل خواهد يافت. اگر چنين نشود، همه چيز برباد خواهد رفت. شايد آن گاه يك انديشة برتر از راه برسد و پرچم مبارزه را از زمين بردارد.
اما در يك چيز شك ندارم: آينده، تنها حقيقتي است كه ما مي توانيم براي آن هركاري انجام دهيم. گرچه درس هاي زيادي وجود دارد كه بايد از گذشته بياموزيم و بدون شك مطالعة تاريخ منافع فراواني در پي دارد، اما براي تغيير گذشته هيچ كاري از ما ساخته نيست. حال نيز به سرعت از برابر ما مي گريزد؛ يك لحظه هست و ديگر هيچ. اما آينده، پهنة وسيعي از احتمال ها است ـ و تنها پهنة هستي است كه ما مي توانيم بر آن اثرگذار باشيم يا آن را كنترل كنيم. هرچقدر آينده را سازنده تر و شكل يافته تر هدايت كنيم، خود و همة كساني را كه از اقدامات ما متأثر مي شوند، بهره مندتر خواهيم ساخت.
|
|
|
|
|
مزاياي توسعه آينده پردازي
تقويت قوة تخيل، خلاقيت و انعطاف پذيري
تقويت سلامت رواني
بهبود توانايي هاي تفكر سطح بالاتر، به ويژه برنامه ريزي، حل مسأله، مهارت هاي تفكر انتقادي، و درك يكپارچه
افزايش خودآگاهي
گسترش آزادي فكري و رفتاري
افزايش آگاهي
توان انجام كار به رغم افسردگي، ترس، بي هيجاني، و احساس درماندگي و ناتواني معنادار شدن، هدفمند شدن و القاي اميد به زندگي
افزايش خويشتن داري و تسلط بر زندگي
افزايش انطباق پذيري در عصر تغييرات سريع، بيشينه سازي فرصت بقا و شكوفايي در آينده
تسهيل تقويت شجاعت و فرزانگي
بهبود تفكر و شخصيت اخلاقي
|
|
|
|