- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۴ - شنبه ۱۰ تير ۱۳۸۵ - - Jul 1, 2006
docharkhe
نان داغ ، كليپ داغ
فيلم برداري اولين ويديوكليپ بنيامين بهادري تازه تمام شده و همين روز هاست كه نسخه تصويري دنيا ديگه مث تو نداره دست به دست بچرخد
003243.jpg
حميدرضا منبتي
اولين ويديوكليپ بنيامين، سوپراستار اين روزهاي موسيقي پاپ، در مرحله ميكس و مونتاژ است و به زودي پخش مي شود. بنيامين مي خواهد ويديوي تعدادي از بهترين آهنگ  هاي خود را بسازد و فعلا با محبوب  ترن آهنگش شروع كرده: خاطره يا همان دنيا ديگه مث تو نداره خودمان. اين آهنگ با همين اسم طولاني در بين مردم شناخته شد و نام خاطره كه در آلبوم روي آن گذاشتند را هيچ كس تحويل نگرفت! حالا قرار است دنيا ديگه مث تو نداره بعد از حضور در ضبط ماشين ها و محافل دوستانه، در شبكه هاي تلويزيوني هم به نمايش دربيايد. همه هم منتظرند ببينند نتيجه كار چه مي شود. نام كارگردان هم آن قدر عجيب است كه همه، حتي سينمايي هاي دور از موسيقي، كنجكاوند كه ببينند عليرضا اميني (كه يك عمر فيلم هاي جشنواره اي پسند ساخته) با يك كليپ عامه پسند چه مي كند.
عليرضا اميني درباره چگونگي شكل گيري اين رابطه و اين كه پيشنهاد كار كردن اين كليپ از چه كسي بوده، مي گويد: اين قضيه براساس دوستي مشتركي كه بين ما شكل گرفت، پيش آمد و اولين تجربه ماست كه كار خوبي از آب درآمده.
اميني درباره اين كه چطور شد يك كارگردان هنري ساز به سمت كليپ سازي پاپ گرايش پيدا كرده مي گويد: اين مسأله در كشور ما بدجا افتاده. متأسفانه كليپ هاي ضعيفي كه در كشور ما ساخته مي شود، موجب شده همه به اين مقوله يك نگاه سبك و چيپ داشته باشند. در حالي كه ساخت كليپ در همه جاي دنيا يك كار بسيار سنگين است و كارگردان هاي بزرگي مثل اسپايك لي، اسپايك جونز، ديويد فينچر، ديويد لين و... را به سمت خودش جذب كرده. شما MTV را نگاه كنيد. فوق العاده حرفه اي و جدي به اين مسأله نگاه مي كنند. اكثرا روي نگاتيو مي گيرند و... ما هم سعي كرديم با اين كار يك تجربه جديد در ايران انجام بدهيم و بگوييم كه كليپ، اين چيزي نيست كه هر روز از شبكه هاي ايراني پخش مي شود و به آن هم مي توان و بايد نگاه حرفه اي داشت.
اما نظر اميني درباره كليپ هاي ساخته شده در ايران چيست خيلي بد و ضعيف اند. مشخص است كه اين كار سرسري گرفته مي شود و اهميتي به كيفيت آن  نمي  دهند. از سوي ديگر هزينه اي هم براي ساخت اين ويديوها نمي شود، چرا كه بازگشت سرمايه اي ندارد.
مراحل اولية توليد كليپ از اواسط خرداد شروع شد و با شروع جام جهاني هم كليد خورد. دو سه روز اول فيلم برداري، بدون حضور بنيامين انجام شد و صحنه  هايي كه او در آن ها بازي نداشت، ضبط شد. پس از آن، بازي بنيامين هم شروع شد و كليپ در نقاط مختلفي از تهران فيلم برداري شد: پاسداران، فرشته، سعادت آباد، و چندين لوكيشن ديگر به اضافه خيابان هايي كه بنيامين در پشت فرمان ماشين مشغول خواندن است.
گريم بنيامين، توسط علي عابديني انجام شد و شدت آن باعث حساسيت بنيامين روي عكس هاي عكاسان شده بود و مي گفت: اين گريم براي فيلم است و در عكس خيلي اگزجره (اغراق  شده) به نظر مي آيد.
ايده كليپ، كار مشترك اميني و بنيامين است. هر چند كه به بعضي دلايل در ميانه ضبط اندكي تغيير كرد. برخلاف اميني كه مي گويد: همه جوره، كليپ متفاوتي است ، بنيامين اعتقاد دارد: دنبال چيز عجيب و غريبي نيستم. فقط چون مردم از اين آهنگ خاطره دارند، سعي مي كنيم كه اولا توي ذوقشان نخورد و در درجه بعدي، از آن خوششان بيايد و به ديدن و شنيدن چندباره آن ترغيب بشوند.
003240.jpg
عكس يادگاري بنيامين با كاركنان جوان يك نانوايي سنگكي در سعادت آباد؛ جايي كه عكس جلد آن جا گرفته شد
عكس ها: جواد منتظري

اما نتيجه كار خيلي مهم است. تا اين  جا كه عوامل از روند ساخت كليپ راضي اند. به خصوص عليرضا اميني كه بر مونتاژ هم نظارت دارد و بيشتر در جريان مراحل فني آن است. ولي بنيامين و محسن رجب پور (مدير برنامه هايش و تهيه كننده كليپ) بعد از پايان فيلم برداري، ديگر خبري از كليپ ندارند، ولي اين طور كه پيداست از آن ناراضي نيستند.
محسن رجب پور حساسيت زيادي بر روي كيفيت كليپ دارد و مي  گويد: اگر كمتر از 80 درصد تصورات من باشد، آن را پخش نمي كنيم. يا سراغ يك قطعه ديگر مي رويم، يا از اول فيلم برداري مي كنيم و يا كارگردان و فيلم  نامه را عوض مي كنيم. حساسيت من هم بيشتر به اين علت است كه اين اولين باري است كه تصوير بنيامين به روي صفحه تلويزيون ها مي رود و اصلا نمي خواهم اولين كار، كار ضعيفي باشد.
بنيامين هم همين سختگيري را دارد: اگر آن چيزي نشود كه مي خواهم، آن قدر تغييرش مي  دهيم تا به سليقه من نزديك شود.
به هر حال نتيجه اين كليپ از جهات ديگري هم حائز اهميت است. مي توان تصور كرد كه در صورت موفقيت اين كليپ، پاي ساير كارگردانان حرفه اي هم به اين عرصه باز شود و ويديو كليپ هاي ايراني، از اين منجلاب خارج شوند و به سطح كليپ هاي بين المللي نزديك شوند. كاري كه پيش از اين با ساخت كليپ ميناوند، نكيسا و جمشيدي توسط سامان مقدم شروع شد و در صورت موفقيت اميني، مي تواند سرآغاز يك كار خير در آشفته بازار كليپ هاي ايراني شود. اگر ما كارگرداناني داريم كه مي توانند جشنواره هاي جهاني را به تسخير خود آورند، مي توانند سطح توقع ما از ويديو كليپ هايمان را هم بالا ببرند و به سطح جهاني برسانند.

بنيامين بهادري:
كار سينمايي ام تا يك ماه ديگر قطعي مي شود
003246.jpg
هنر ديگر شده همة زندگي اش. او تا پيش از اين دنياي ديگري داشت. براي كلاس هاي دانشگاهش به رودهن مي رفت و قرار بود ليسانس ادبيات اش را بگيرد، اما حالا چند وقتي هست كه حسابي افتاده توي كار موسيقي و اين اواخر هم كه دارد آماده مي شود براي كار سينمايي. بچة سربه زير موسيقي كه يك شبه شهرتش مملكت را تركاند، حالا قرار است ستارة سينما هم بشود؛ كاري كه مي گويد برايش خيلي جدي است. نه يكي از اين ستاره هاي خوش قيافه كه فقط مي آيند جلوي دوربين تا ضربان قلب طرفدارانشان را بالا ببرند، نه مثل شادمهر و گلزار و بقيه. خودش خيلي اميدوار است و با سنگدلي تمام مي خواهد تا آخر راه را برود. حضور در كليپ هاي ويديويي، اولين تجربه هاي اوست. جايي كه او خودش را براي سينما آماده مي كند.
جك نيكلسون را در ديوانه از قفس پريد يادتان هست: دارم گرم مي كنم، مي فهمي؟ فقط دارم گرم مي كنم!
بنيامين، اين اولين تجربة تصويري ات بود. چه احساسي داشتي؟
خوب بود. اصلا برايم سخت نبود. به نظرم خيلي عادي آمد.
قبل از حضور جلوي دوربين درباره اش چي فكر مي كردي؟ و چيزي كه ديدي چقدر با تصوراتت فرق داشت؟
راستش زياد راجع به اش فكر نكرده بودم. همين طور پيش خودم يك خيال هايي داشتم، اما چيزي كه ديدم خيلي هم با چيزي كه فكر مي كردم فرق نداشت.
قبل از اين هيچ تجربة نمايشي نداشتي؟ تئاتري، مدرسه اي، چيزي؟
نه، اصلا اولين بارم بود. به خدا راست مي گويم!
خودت از نقشي كه در كليپ اجرا كردي، راضي بودي؟
هنوز تصاويرش را نديده ام، اما فكر مي كنم براي چيزي كه كارگردان مي خواست خوب بودم. گمان كنم راضي بود.
و به كار بازيگري هم كه ادامه مي دهي؟
آره، چند تا پيشنهاد از كارگردان هاي درست و حسابي دارم براي بازي در سينما. ولي فعلا بهتر است چيزي نگويم تا قطعي شود. فكر كنم تا يك ماه بعد صحبت ها به نتيجه برسد. خبرتان مي كنم.
خودت دوست داشتي به سينما بروي يا چون چهره شدي پيشنهاد مي دهند؟
بالاخره اين هم يك تجربه است. دارم زمينه ها را آماده مي كنم تا بروم. اين كاري است كه از آن خوشم مي آيد. اصلا اين طوري نيست كه فقط به خاطر موقعيت ام تن داده باشم.
مي خواهي باز هم از اين نقش هاي بازيگر خوش قيافه و بي خاصيت را بازي كني يا قضيه را حرفه اي مي بيني؟
من يا كاري را نمي كنم، يا تا ته ته اش مي روم. معتقدم اگر كاري را مي كني، بايد خوب انجامش بدهي. اگر مي خواستم سرسري بگيرم، الان دومين فيلمم هم تمام شده بود. ولي من سختگيرم. حتي در اولين حضورم هم نمي خواهم معمولي باشم. موضوع كاملا برايم حرفه اي است، حتي نيمه حرفه اي هم نمي خواهم باشم!

خيلي هم خياليه!
محمد جباري
نمي دانم چرا اين سي دي بنيامين نسوخت، از بس كه قبل و در و بعد از عيد از صبح تا شب به اش گوش كردم. منتظر بودم يا خود ضبط آتش بگيرد و يا خودم به مرز حال به هم خوردگي از بنيامين برسم. ولي نرسيدم كه هيچ، با هر بار گوش كردن، بيشتر هم عاشقش شدم. با بعضي ترانه هايش كه اصلا زندگي مي كردم و مي كنم. اين ها را گفتم كه اين يادداشت را به عنوان نوشتة يك آدم موسيقي شناس نخوانيد (كه اصلا نيستم). اين يادداشت نوشتة يك آدم عادي طرفدار بنيامين است. الان هم كه تب 1300 درجه اي بنيامين كمي تا قسمتي در شهر و روستا پايين آمده، شايد بهترين زمان است براي اين آدم عادي كه دربارة دلايل دوست داشتن بنيامين حرف بزند.
قصه: اولين چيزي كه يقة آدم را مي گيرد، ترانه هايش است. اين ترانه ها بر خلاف بيشتر ترانه هاي پاپ ايراني كه همه اش فقط قربان صدقه رفتن و يا نفرين كردن معشوق است، قصه دارند و يا حداقل با يك تصوير شروع مي شوند. چيزي كه در ترانه هاي خارجي، معمولي و عادي است ولي در ترانه هاي ايراني به ندرت پيش مي آيد. در لكنت با عاشقي طرف ايم كه مي خواهد به معشوقش چيزي بگويد، ولي دست و پايش را گم كرده و زززبونش مي گيرد. در عاشق شدم با عاشقي طرف ايم كه نمي خواهد معشوقي كه چشماش سر به سرش مي ذاره از عشق او خبردار شود. ترانة خاطره ها با اين تصوير شروع مي شود كه عاشق، چشم هايش را روي هم مي گذارد و به ياد عشق قديمي اش مي افتد و... همه چيز هم زير سر سيدفريد احمدي، شاعر اين ترانه هاست. از او يك ترانة قصه دار فوق العاده را هم قبلا شنيده ايد؛ ترانة، ياس كبود شادمهر عقيلي: يه روز يه باغبوني، يه مرد آسموني، نهالي كاشت ميون باغچة مهربوني... ترانه هاي سيدفريد احمدي براي بنيامين ريزه كاري هاي ديگري هم دارد مثل بازي با كلمات و حتي نوع روايت هايش؛ به خصوص در ترانة من امشب مي ميرم . تا به حال ترانه اي شنيده بوديد كه هم راوي سوم شخص داشته باشد و هم راوي اول شخص: يه عاشق... من عاشق ؟
حيرت: در ميان اين همه ترانه هاي شبيه هم كه كيلوكيلو وارد بازار مي شوند و بيشترشان هيچ تنوعي ندارند، فضا و ساختار و شعر هر ترانة بنيامين با آن يكي فرق دارد. توي يكي با لكنت بازي شده بود، يكي از زبان يك آدم آهني بود و آن يكي انگار در قالب يك نامه به معشوق از دست رفته است. اين تنوع و به حيرت انداختن شنونده، هم در ترانه ها رعايت شده بود و هم در موسيقي. چهار ترانه (لكنت، خاطره ها، يادم مي ياد و ترانه واژه) بدون هيچ موسيقي مقدمه اي شروع مي شوند و يك راست مي روند سراغ اصل مطلب. اين كار شنونده اي را كه عادت دارد در شروع هر ترانه مدتي فقط موسيقي خالي بشنود، شوكه مي كند. و يا مثلا در پايان ترانة لكنت وقتي بنيامين براي بار چندم مي خواند مـَ من اگر تو تو رو دو دوباره ن...ن...ن...ن...نبينمت... يك دفعه روي مي  مي ميرم ترانه ناقص تمام مي شود. انگار واقعا عاشق مي ميرد.
مرام: چيزهاي ريز و درشت ديگري را هم مي توان گفت. ولي چيزي كه بدون آن،  همة اين ها بي فايده بود، خود بنيامين است. بنيامين اين ترانه ها را جوري خوانده كه انگار واقعا به اش اعتقاد دارد. اين مرام را در كارهاي قبلي اش هم مي توان ديد. او در دوران مد شدن نفرين و لعن معشوق كه يك جورهايي با ترانة خيال نكن نباشي عصار و بينش پ‍ژوه شروع شد و شادمهر عقيلي هم با ترانة خيالي نيست به سردمدار آن تبديل شد، موسيقي ساخت و شعري گفت در جواب شادمهر و همة اين نفرين كنندگان: خيلي هم خياليه... كاشكي عروسكي بودم برات... (اين ترانه را كس ديگري خواند كه هنوز هم كليپ هايش از شبكه ايران موزيك پخش مي شود.) او به اين چيزها اعتقاد دارد و اين اعتقاد و مرام را در همة كارهايش دنبال كرده و همين، شنيدن ترانه هاي او را در اين دنياي بي مرام شنيدني مي كند. خدا كند فروش بالاي آلبومش و روجلد مجله ها رفتن و معروف شدنش اين مرام و اعتقاد را از او نگيرد.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
رضا اسپيلبرگ
محمود و محمود
نويسنده فيلمساز
رويدادهفته
تلويزيون
جام جهاني در استوديو۱۴
لاتيني ها زير قنديل هاي عليصدر
فقط تجربه ام بيشتر شد ه
شگفتي جلبك هاي آلماني
ميرزا پيمان فردوسي فر!
ورزشي
مربي هاي چندمنظوره
خدا الهي بزنه تو كمرت، تو كمرت
يك شاخه گل سرخ براي نيكي
كاظميان: در پرسپوليس ثابت مي كنم
رويدادهفته
به ميرزاپور كم لطفي كرديد!
دو روي سكه شانس
فوق ستاره اي براي جشن و اندوه!
خداحافظ مرد سر به زير
اجتماعي
مردي بوته خاري را از سر راه برداشت تا پاي رهگذري زخمي نشود به همين خاطر، او را به بهشت بردند
زندگي
راننده هاي 17 ساله!؟
زنان سرزمين من
مي خواهيم زندگي كنيم
رويدادهفته
سينما
غير ممكن وجود ندارد
نقش اول: رونالدينيو
تيم رويايي
دانش
روز و شب در ژانر وحشت!
ماجراي عجيب يك شبح سرگردان
آيا شماهم شبحي در خانه داريد؟
احساس ترس
ما به حقيقت روح دست پيدا نمي كنيم
آيا مدركي براي وجود اشباح وجود دارد؟
موسيقي
نان داغ ، كليپ داغ
كار سينمايي ام تا يك ماه ديگر قطعي مي شود
خيلي هم خياليه!
روزها
درگذشت جلال الدين محمد مولوي ۱۰ تير، 5 جمادي الثاني 672 ق
روزي كه هوا ايستاد
تصوير يك سقوط
مدالي براي جنايتكاران
رويدادها
هنر روز
اين گلستان هميشه خوش باشد
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |