- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۴ - شنبه ۱۰ تير ۱۳۸۵ - - Jul 1, 2006
docharkhe
جام جهاني در استوديو۱۴
در اين يك ماه جام جهاني، همه شبكه هاي تلويزيون پرشده از فوتبال و برنامه هاي فوتبالي
003498.jpg
به، اينجام كه فوتباله. در اين يك ماه هر تماشاگر غير فوتبالي كه كانال ها را عوض مي كند، اين عبارت را مي گويد. آخر سر هم تسليم موج فوتبالي مي شود كه از تلويزيون بيرون زده.
امسال هم صدا و سيما تمام 64 مسابقة جام جهاني را خريد. به چه قيمتي؟ اين ديگر طبق معمول، جزو اسرارِ مگوي سازمان است و لو دادن آن خبطي عظيم به شمار مي رود. اما از ده ميليون دلار تا چهارميليون و هفتصد و پنجاه هزار دلار، روايت هاي اين خريد است. با اين خريد، ايران تنها كشور خاورميانه است كه حق پخش تمام بازي ها را به صورت زنده، در اختيار دارد.
اما ماجرا فقط به پخش اين 64 بازي خلاصه نمي شود. تقريبا همة شبكه هاي پربيننده، برنامه هاي جور واجوري درباره جام جهاني درست كرده اند. شبكه 1 بلافاصله پس از پايان سريال شبانه اش، تصاوير خلاصه شدة بازي ها را نشان مي دهد، همراه با گزارش پيمان يوسفي و عليفر. اين برنامه جام جهاني از نگاه يك اصلا دكور و كار استوديويي ندارد.
در شبكه 2 هم كوتي يك برنامة معرفي تيم هاي جام جهاني را برداشته و خودش به  جاي همه حرف مي زند. اين برنامه مال يك سال پيش است كه تيم ها زور مي زدند به جام بيايند. نهاونديان هم شب ها نيم ساعت وقت گرفته كه روي آنتن بيايد. دكور اين برنامه يك ميز است و دو صندلي، همراه با تيزرهايي از تماشاچي ها كه عمرا بقية شبكه ها اجازة پخش اش را داشته باشند. در اين برنامه، مهمان بايد حرف هاي نهاونديان را كه موهايش را قبلا توي ظرفي از گريس كرده، تأييد كند.
شبكه 5 مطابق علاقة مسؤولان شبكه به فضاي آزاد، دكوري را در باغچه زده كه چند تا تخته چوب و فلز است و رويشان عكس تيم ملي چسبانده شده. او هر شب دربارة جام جهاني حرف هايي مي زند كه كلا خنثي است. شبكه خبر هم بين خبرها اگر كارشناسي را پيدا كند، با او دربارة گروه بندي جام جهاني حرف مي زند.
اما وظيفة اصلي به عهدة شبكه 3 است كه تمام بازي ها را زنده پخش مي كند و قلب جام جهاني در تلويزيون در اين شبكه مي تپد. بعد از پايان بازي ها بعد از ساعت 12 شب، تازه برنامة زندة يك جهان يك جام شروع مي شود كه اين شب ها پربيننده ترين برنامة تلويزيوني است و تا 2 بامداد طول مي كشد. هر شب جاوداني و يوسفي همراه با دو يا سه مهمان در دكوري پر از رنگ و لعاب مي نشينند و دربارة بازي هاي آن روز حرف مي زنند.
توي اين چند صفحه، اول سري به پشت صحنة اين برنامه هنگام بازي هلند و آرژانتين زديم تا ببينيم اوضاع از چه قرار است. بعد هم به آدم هايي پرداخته ايم كه اين شب ها تقريبا هر شب صدا و تصويرشان را بعضا به اجبار تحمل مي كنيم. سراغ تيزرهايي هم كه وسط برنامه پخش مي شود و در آن ها بازيكنان مشهور فوتبال جهان كارهاي عجيب و غريب مي كنند، رفته ايم تا از پشت پردة ساخت اين تيزرها سر در بياوريم.

لاتيني ها زير قنديل هاي عليصدر
تماشاي بازي آرژانتين ـ هلند با سيموئز برزيلي و جاوداني آرژانتيني در استوديوي برنامه يك جهان يك جام
003492.jpg
003495.jpg
روي زانوي سيموئز پر است از كاغذهايي كه رويشان نام بازيكنان نوشته شده و يك طرح از زمين فوتبال
۳۰ دقيقه قبل از بازي: خيابان ولي عصر شلوغ است. انگار بعد از گرفتن مساوي غرورآفرين از آنگولا، ملت ريخته اند تو خيابان. پژوي 206 سفيد رنگي از كنارمان عبور مي كند. دو تا پرچم از پنجره اش بيرون است و تكان مي خورد. روي شيشه عقب ماشين نوشته: خداحافظ جام جهاني و روي شيشه هاي كناري هم: چرا؟ نه! چرا ما؟ رستوران ها از فرط شلوغي دارند مي تركند. بساط بلال فروشي در پارك ملت روبه راه است. به هرحال، اولين شب تابستان است و پارك ملت يكي از جاهايي است كه بزرگترها قول رفتن به آن جا در تابستان را به بچه ها داده اند. انگار نه انگار نيم ساعت ديگر آرژانتين و هلند با هم بازي دارند.

۱۵ دقيقه قبل از بازي: خيلي زودتر از آن چيزي كه انتظارش را داريم، اجازة ورود مي دهند. انتظار داشتيم براي ورود به اين جا، ما را از امواج اشعة ايكس رد كنند و از هم? انگشتانمان، اثر انگشت بگيرند و لباس مخصوص به مان بدهند. اين جا صدا و سيماست و خيلي مهم است. ولي اين كار را نكردند.

۵ دقيقه قبل از بازي: درِ استوديو 14مثل مبل چرمي مشكي است و بالايش هم چراغ قرمزي روشن است. چراغ، تزئيني به نظر مي رسد، چون همه مي روند و مي آيند. وارد كه مي شويم، همه چپ چپ نگاهمان مي كنند. ولي ما بي خيال، داريم به 15 تا تلويزيون و دم و دستگاهي كه آن جاست نگاه مي كنيم. بله، بفرماييد. كاري داشتيد؟ خودمان را معرفي مي كنيم. كمي تحويلمان مي گيرند. سمت راستمان 15 تا تلويزيون است و سمت چپمان دستگاه هايي كه شبيه اجداد كامپيوترهاي فعلي است؛ بزرگ و يغور! ذكايي تهيه كنندة برنامه از بقيه آشناتر است چون گاهي وقت ها اخبار هم مي گويد. آن  قدر جدي است كه انگار دارد آپولو هوا مي كند. ناگهان يكي مي آيد و در جلويمان را باز مي كند. مثل در سردخانه هاست. دستة بزرگي دارد و زبانه اش بالاي در است و با صداي عجيبي باز مي شود. با وارد شدن او، ما هم وارد مي شويم. واي چقدر اين جا آشناست! اين جا همان جايي است كه برنامة يك جهان يك جام و جام هجدهم و كلا بازي ها پخش مي شود. از سقف مقدار زيادي لوله و سيم و پروژكتور آويزان است؛ درست مثل قنديل هاي غار عليصدر. 3 تا دوربين فيلمبرداري چرخ دار دورتادور هستند. دكور يك نيم دايره است. همه چيز خيلي بزرگ تر از چيزي است كه در تلويزيون خانه مان ديده ايم. جاوداني، بدون كت سمت چپ نشسته و اين سمت راستي، رنه سيموئز است، مربي برزيلي تيم اميد. كنارش هم يك نفر نشسته كه انگار مترجم است.
دقيقه۱:صداي پيمان يوسفي توي استوديو مي پيچد و به همان سبك ادبيات قرن دهم شروع به گزارش مي كند. هشت نفر از عوامل داخل مي آيند. روي زمين مي نشينند تا از LCD ها بازي را ببينند. منتظري دوربين به دست، دور و اطراف مي چرخد و از زاويه هاي عجيب و غريب عكس مي گيرد. براي چند لحظه به جاي بازي هلند ـ آرژانتين، بازي صربستان ـ ساحل عاج پخش مي شود كه بلافاصله آن را درست مي كنند.

دقيقه 10: با سيني براي سيموئز، مترجم و جاوداني، چاي ليواني و شيريني خشك مي آورند. سيموئز محو بازي است. چاي را در دستش نگه مي دارد. يكي مي دود و يك صندلي كوچك مي آورد تا به عنوان ميز استفاده شود. روي زانوي سيموئز پر است از كاغذهايي كه رويشان نام بازيكنان نوشته شده و يك طرح از زمين فوتبال. دست جاوداني هم ليست بازيكن هاست.

دقيقه 22: منتظري روي زمين دكور، روي همان توپ فوتبال نشسته و دارد بازي را مي بيند. اين مبل هاي زرد متمايل به سبز خيلي نرم و خوب است. آدم داخلش فرو مي رود. سيموئز با هيجان به انگليسي سيستم بازي را مي گويد. ليونل مسي دو نفر را دريبل مي كند. جاوداني نيم خيز مي شود، ولي توپ به بيرون مي رود. پُقي مي كند و سر جايش مي نشيند. فيلم بردارها كنار تلويزيون كوچك تري كه بيرون دكور است، جمع هستند و بازي را مي بينند.
003489.jpg
در حافظة دستگاه، 15 تصوير گل هاي بازي يا هر چيز ديگر ذخيره شده كه جايگزين مي شود و روي آنتن مي رود
دقيقه 26: صداي پيمان يوسفي، چند ثانيه از تصوير عقب تر است. سيموئز هم اين را فهميده. براي احترام به سيموئز، تصاوير اصلي ماهواره را داريم نشان مي دهيم. اين دليل جاوداني است براي اين عدم تطبيق. ذكايي با همان حال درهم و عصباني وارد استوديو مي شود و از آن هايي كه دارند هيجانشان را نشان مي دهند، مي خواهد بروند بيرون و حرف بزنند. سيموئز با مترجم اش حرف مي زند. خبر مي رسد صربستان 2 گل به ساحل عاج زده.

دقيقه۳۰:پيمان يوسفي، حرفي عليه آرژانتين مي زند. جاوداني لبخندي مي زند و سرش را تكان مي دهد. برايمان در ظرف يكبار مصرف ميوه مي آورند. جاوداني مي گويد: بخوريد! نمك نداره. گوشة تصوير درصد مالكيت توپ مي آيد. 65درصد هلند، 35درصد آرژانتين. سيموئز و جاوداني تعجب مي كنند.
003486.jpg
رنه سيموئز مربيگري مجيد جلالي در تيم پاس را به او تبريك مي گويد
دقيقه 36: توپ به تير دروازة هلند مي خورد. جاوداني با دو دست به سرش مي كوبد. تا اين  لحظه اين حركت، اوج طرفداري جاوداني از آرژانتين است. سيموئز هم يك دستش را به سرش مي كوبد و آن را لاي موهايش فرو مي كند. او مدام با خودش حرف مي زند و مثل همه آمريكاي لاتيني ها، احساساتش را نشان مي دهد. تلويزيون، مارادونا را نشان مي دهد كه كنارش يك زن با پيراهن آرژانتين ايستاده. اين يكي از تصاويري بود كه به شما نشان نداده اند!

دقيقه 40: چراغ هاي استوديو روشن مي شود. خيلي نور زياد است. جاوداني در حالي كه حاضر نيست يك لحظه بازي آرژانتين را از دست بدهد، بلند مي شود و كتش را مي پوشد. صندلي اي كه ميز سيموئز بود، از جلويش برمي دارند. اما او محو بازي است. ذكايي باز وارد مي شود و به همه دستور مي دهد بيرون بروند. فيلم بردارها پشت دوربين هايشان مي روند .

بين دو نيمه: به اتاقي كه كنار استوديو است مي آييم؛ اتاق مخصوص مهمانان. چاي و شيريني هم مي آورند تا خستگي مان در برود. از توي راهرو هومن حاجي  عبداللهي را با داد و حرص صدا مي زنند تا زود بيايد و مسابقه را اجرا كند. بنده خدا را هيچ كس تحويل نمي گيرد. چند دقيقه قبل از شروع بازي، سيموئز به سمت بيرون مي دود. انگار دنبال دستشويي است.

نيمه دوم: اين نيمه را پشت صحنه هستيم و بين بچه هاي فني. همه اين جا دارند بازي را مي بينند. مجيد نورايي از بچه هاي فني است . اين كار، استرس خودش را دارد. ما هر روز 5/1 ساعت قبل از شروع بازي ها هستيم تا 5/1 ساعت بعد از برنامه كه بايد سيستم را آماده كنيم. او از طرفدارهاي برزيل است. محسن آذرآيين هم برزيلي است و نورپرداز برنامه. او از 5/1ساعت قبل از برنامه مي آيد تا كنار دو تا از همكارهايش، 55 پروژكتوري را كه در استوديو هست، تنظيم و آماده كند. اما محسن سلطان زاده كه دستيار تهيه است، مثل جاوداني، آرژانتيني است و هر روز از 4 بعدازظهر تا 2شب اين جاست. او مي گويد كه اكثر بچه ها برزيلي اند. ساخت دكور، يك هفته طول كشيد. به طور شبانه روزي كار كرديم.
حسن زارعي يكي ديگر از دستياران تهيه است كه دارد از تلويزيون كوچكي بازي را مي بيند. از او مي پرسيم چرا بازي همزمانِ ديگر، از شبكه دو پخش نمي شود؟ اول قرار بود، ولي اين طوري افراد بيشتري هر دو فوتبال را با خيال راحت مي بينند و لازم نيست شبكه را مدام عوض كنند. از جلوي درِ نيمه بازِ استوديو، چهرة آشنايي لبخندزنان رد مي شود. او كسي نيست جز بهرام شفيع. پيمان يوسفي از كجا دارد گزارش مي دهد؟ اين سؤال ما را ناظر پخش جواب مي دهد: از ساختمان پخش. ورود به آن جا ممنوع است و بايد آفيش اختصاصي شده باشيد. اين ماجراي سانسورها و تأخير 7 ثانيه اي را هم بالاخره مي پرسيم تا دستمان بيايد كي وظيفة بريدن و دوختن را دارد: اين كار در بخش پخش انجام مي شود. آن جا تأخير مي اندازند و بازبين مي بيند. در حافظة دستگاه، 15 تصوير از گل هاي بازي يا هر چيز ديگر ذخيره شده كه جايگزين مي شود و روي آنتن مي رود. همين لحظه دكتر صدر با سرعت وارد استوديو مي شود و كنار جاوداني مي نشيند تا با او حرف بزند. ولي جاوداني حواس اش به بازي است.
003483.jpg
مسعودمرادي پشت صحنه نشسته تا نوبت به او برسد
دقيقه 90: مسعود مرادي با كت و شلوار روشني كه رويش آرم فيفاست، وارد مي شود: همة اين داورها آدم هاي خيلي مدير و باشعور و فهيمي هستند. من با اين ها بوده ام و ديده ام. البته هنوز تا اين جاي بازي ها، كار قابل توجهي نكرده اند كه توي چشم بيايند. او هنوز از حذف خودش ناراحت است: كمك داور قطري كه در تيم داوري من بود، 2 صدم ثانيه كم آورد و كل تيم ما حذف شد. چند لحظه بعد، مجيد جلالي هم مي رسد و با مرادي گرم مي گيرد.
پايان بازي: بازي صفر ـ صفر تمام مي شود. ذكايي كه همچنان عبوس است، حاضر نيست جواب سؤالاتمان را بدهد. جلالي وارد استوديو مي شود، سيموئز او را در آغوش مي گيرد و به انگليسي از اين كه او مربي پاس شده، ابراز خوشحالي مي كند. در همين حين، يوسفي هم مي آيد. گريمور بين مهمان ها مي رود و روي صورتشان پن كيك مي زند (براي جلوگيري از انعكاس نور پروژكتورها). سيموئز مي رود و بقية مهمان ها مي نشينند.

قبل از آغاز برنامه:خانم زعيمي (كارگردان ) از ميكروفني كه جلويش است، مدام با مسؤول صحنه كه داخل استوديو نشسته، حرف مي زند تا وضعيت دوربين ها را چك كند. منشي صحنه هم كنار خانم زعيمي نشسته و تايمري به دست دارد. او مدام با صداي بلند، زماني را كه به آغاز برنامه مانده، مي گويد. مقدار زيادي كاغذ هم روي ميز جلويش است كه زمان بندي قسمت هاي مختلف برنامه است.

آغاز برنامه:بالاخره تيزر ابتدايي پخش مي شود. در سكوت و با حرف هاي جاوداني، برنامه شروع مي شود. كارگردان با اين كه بايد حواسش به همه جا باشد، ولي خوش اخلاق است. كاملا محترمانه از بچه هاي فني مي خواهد تا نوري را كه روي يوسفي هست تنظيم كنند. آذرآيين چند دگمه اي را روي صفحه اي كه يادآور عهد بوق است، فشار مي دهد. سلطان زاده به اتاقك شيشه اي كه تنظيم صدا در آن جا انجام مي شود، مي رود و با تلفن فكس داري به عادل فردوسي پور زنگ مي زند تا با او هماهنگ كند و به او بگويد چه كساني مهمان هستند.

ميانه برنامه: تا ارتباط برقرار مي شود، يكي از بچه هاي فني كه كارش ساخت و نمايش زيرنويس اسامي مهمان ها است، بلافاصله عبارت عادل فردوسي پور ـ آلمان را به صورت زيرنويس به مانيتور كارگردان مي فرستد. جاوداني به فردوسي پور مي گويد: برانكو گفته تيم ما صد در صد آماده نبود. پس كي مي خواهد آماده شود؟ همه حال مي كنند و به جاوداني اي ول مي گويند. ذكايي كه كنار منشي صحنه نشسته، بي سيم كوچكي دستش است و هر دو دقيقه از طريق گوشي كوچكي كه در گوش جاوداني است، آمرانه با او حرف مي زند: جلالي را هم وارد بحث كن، به يوسفي بگو چيزي بگويد.

اواخر برنامه:چند تا از بچه هاي فني خميازه مي كشند و چندتايي هم خواب اند. فقط آن هايي كه پشت ميز كارگرداني نشسته اند، چهارچشمي مواظب 15 تا تصوير روبه رو هستند تا اتفاق خاصي رخ ندهد. هرچه زمان مي گذرد، فضا خواب آورتر مي شود. ساعت حدود 2 نيمه شب است كه از استوديو و جام جم بيرون مي آييم.
بساط بلال فروشي پارك ملت هنوز روبه راه است. اين ملت انگار خواب ندارند.

جاوداني در بازي آرژانتين ـ هلند
فقط تجربه ام بيشتر شد ه
003480.jpg
حرف زدن با رضا جاوداني عشق آرژانتين، آن هم وسط بازي اين تيم با هلند، كار سختي است: آرژانتين تيم محبوب من است، غير از سال 82. آن سال برزيل فوق العاده بود. البته آن سال ايتاليا با سه تا مساوي قهرمان شد. امسال هم انگار دربارة قهرماني آرژانتين زياد مطمئن نيست: به نظرم جام از قاره خارج نمي شود. آلمان خوب است. علي رغم ميل باطني ام ايتاليا هم خوب است. انگليس هم با اين كه زياد خوب نيست، ولي مثل ايتالياي 82 ممكن است قهرمان شود. دليل اين كه به قهرماني آرژانتين زياد اميدوار نيست هم جالب است: جام براي آن ها سنگين است. به كاپيتان شان خوان پابلو سورين نمي خورد كه اين جام را بالاي سرش ببرد.
خيلي ها معتقدند رضا جاوداني در اين برنامه، دچار يك نوع برانگيختگي شده؛ درست مثل مزدك ميرزايي. خيلي راحت حرف مي زند، تكه مي اندازد و مي خندد: نه، فقط تجربه ام بيشتر شده. بايد كم كم جلو برويم. اما بعضي موقع ها تكه هاي اساسي مي اندازد و آدم انتظار دارد مهمان قهر كند و برود. مثلا به هوشنگ نصيرزاده كه سمبل جديت است و يك بار وسط حرف جاوداني پريد، گفت: بله، يك بار هم ديدم كه مهمان وسط حرف مجري مي پرد! يا يك جاي ديگر تو كار پيمان يوسفي گذاشت.
يوسفي گفت: داخل گوشي ما مي گويند وسط حرف مهمان نپريد. بلافاصله جاوداني جواب داد: اتفاقا اصلا تو گوشي من اين حرف را نمي زنند! خودش مي گويد اين كارها را با نيت خاصي نمي كند: نه، به نظرم مشكلي نيست. من را همه مي شناسند. با قصد بدي اين كار را نمي كنم، ولي سعي مي كنم به سمت لودگي نروم.
جاوداني خيلي راحت قبول مي كند كه گزارشگر كم داريم، ولي مي گويد: سال 98، جواد خياباني فقط 6 تا بازي را مستقيم از فرانسه گزارش كرد. اما حالا عادل خيلي بيشتر گزارش مي كند. مثلا براي گزارش بازي آلمان ـ اكوادور هم آن جاست. با اين كه تعارف مي كند كه راحت سؤالاتمان را بپرسيم، ولي عكس العمل او وقتي يكي از ضربات آرژانتيني ها با فاصلة كمي از كنار دروازة هلند به بيرون مي رود، وادارمان مي كند ساكت بشويم تا جاوداني بازي تيم محبوبش را ببيند.

فيلم برداري و كارگرداني بازي هاي جام جهاني امسال، در نوع خودش يك فاجعه است
شگفتي جلبك هاي آلماني
كاوه مظاهري
وقتي غنا از ايتاليا گل خورد، يك كودك غنايي با هر دو دستش محكم زد توي صورتش. تصاوير مشابه اين شايد تنها هنر كارگردان (هاي) جلبك مغز بازي هاي امسال باشد. متأسفانه خيلي از آن ها حتي بلد نيستند دو تا تصوير معمولي را درست و سر موقع به هم كات بزنند. حداقل انتظاري كه از كارگردان يك مسابقة فوتبال مي توان داشت، اين است كه حس تداوم تصاوير را به هم نزند و باعث نشود كه تماشاچي بيچاره مدام گيج شود. ولي متأسفانه، اين دقيقا همان كاري است كه كارگردان هاي بازي هاي امسال پشت سر هم انجام مي دهند. اساتيد محترم، كارگرداني اين مسابقات را با كارگرداني فيلم هاي آوانگارد اشتباه گرفته اند.
سيستم كارگرداني تصاوير مسابقات ورزشي معمولا به اين صورت است: توي اتاق فرمان پر از تلويزيون است كه هر كدام از آن ها تصوير يكي از دوربين هاي حاضر در ورزشگاه را نشان مي دهد. چند تا تلويزيون هم هست كه چيزهاي گرافيكي و اطلاعات حاشيه اي را كه بعضا بالا يا پايين تصوير نوشته مي شود نشان مي دهند (مثل نتيجة بازي، تايمر، تعويض ها و...) بعد يك آدمي را كه اسمش كارگردان است و آي كيويش بيشتر از جلبك و آميب است، پشت اين تلويزيون ها مي نشانند كه در هر لحظه تصوير مناسب را انتخاب كند. بعضي وقت ها هم كه تعداد دوربين ها زياد مي شود، آقاي جلبك چند تا دستيار براي خودش در نظر مي گيرد. مثل جام جهاني 2002 كه تقريبا هفده تا دوربين همزمان در حال تصويربرداري بودند.
از آن جايي كه جاي دوربين ها و نوع تصاويرِ آن ها از قبل مشخص و چيده شده است، براي همين كارگردان از قبل مي داند كه كدام تصوير به كدام تصوير بهتر وصل مي شود. اين قضيه حتي توي مسابقات باشگاهي ما هم رعايت مي شود، ديگر چه برسد به جام جهاني. ولي امسال اين جلبك هاي آلماني هر تصويري را به هر تصويري كات مي زنند، بدون اين كه حتي يك بار به تداوم بصري آن ها فكر كنند. شايد بپرسيد كه تداوم بصري ديگر چه صيغه اي است؟ فرض كنيد كه توپ توي يك قسمت از زمين گير كرده. براي اين كه بفهميم دقيقا چه اتفاقي در حال رخ دادن است، كارگردان تصميم مي گيرد سراغ يكي ديگر از دوربين ها برود و ماجرا را از نماي نزديك تر نشان بدهد. تداوم بصري وقتي به هم مي خورد كه اين دوربينِ دوم بد انتخاب شود و به قول معروف دو تا تصوير با هم match نشوند. درست وسط هيجانِ بازي، تماشاچي بيچاره جاي بازيكن ها را گم مي كند و ذهنش يك دفعه هنگ مي كند. اين سوتي، تابلوترين سوتي اي است كه يك كارگردان مي تواند بدهد.
بارها اتفاق افتاد كه كارگردان با بي فكري تمام به مدت چند ثانيه كلوزآپ هنري مربي تيم را نشان بدهد و صحنة مهمي مثل خطا يا موقعيت گل را از دست بدهد. ظاهرا استاد با شكار تصاوير حاشيه اي توي ورزشگاه هاي n هزار نفري خيلي حال مي كند. بيش از ده تا صحنة مشكوك توي اين بازي ها اتفاق افتاد كه شك اش با نشان دادن يك تصوير اسلوموشن مي توانست برطرف شود، ولي مثل بازي غنا-چك آقاي جلبك بي خيال نشان دادن آن شد. آرزو به دلمان ماند كه يكي از گل هاي فوق العادة بازي آرژانتين ـ صربستان از همان لحظة شكل گيري و پاسِ اول به صورت اسلوموشن نشان داده شود، ولي انگار اين چيزها براي جناب كارگردان اهميت خاصي ندارد.
از بد حادثه ورزشگاه هاي آلمان پر از جلبك است و قضيه به يكي دو تا ختم نمي شود. منظورم فيلم بردارهاي فوق حرفه اي داخلِ زمين اند. زوم هاي بي جهت، نماهاي بستة گمراه كننده، قاب بندي هاي نامناسب و فلو شدنِ (ناواضح شدن) ناگهاني تصاوير، فقط چند تا از سوتي هاي ثابت اساتيد است. كارگردان باهوش هم نه تنها اين سوتي ها را حذف نمي كند، بلكه با افتخار به عنوان شكار لحظه ها حتي به صورت اسلوموشن، آن ها را تكرار هم مي كند. نمونة بارزش هم لحظاتي است كه توپ به دوربين هاي كنار زمين برخورد مي كند. فقط صداي جلال مقامي و آهنگ معروف ديدني ها را كم دارد.

نگاهي به گزارشگران و تحليلگران بازي هاي جام جهاني
ميرزا پيمان فردوسي فر!
مهدي اميرپور
هرقدر هم كه ملت از گزارش شان ايراد بگيرند و غر بزنند كه از بازي بعدي مسابقات را بدون صداي گزارشگر تماشا مي كنند و هر اندازه كه گزارشگران با اشتباهاتشان بهانه دست ملت بدهند، باز همه نمي توان آن ها را حذف كرد. آن ها كساني هستند كه در اين سي روز، دست كم روزي دو سه ساعت براي مردم حرف مي زنند. اين تريبوني است كه حتي بزرگ ترين مجريان بزرگ ترين شبكه هاي تلويزيوني هم ندارند. شنيدن صداي آن ها روي تصاوير زنده، دلگرمي مردم است. اگر گزارشگر امتحان خودش را خوب پس داده باشد، مردم بابت شنيدن يك گزارش حسابي دلگرم مي شوند. اگر گزارشگر پيش از اين بي استعدادي خودش را ثابت كرده باشد، مردم 90 دقيقه به آن مي خندند. يا حرص مي خورند. گزارشگران فوتبال، آدم هايي هستند كه تنها در اين سي روز، اين قدر پر رنگ در زندگي ما نقش دارند.
003411.jpg
عادل فردوسي پور
زنده از آلمان

همچنان با فاصلة زيادي، عادل بهترين گزارشگر مسابقات فوتبال تلويزيون است. اگرچه در جريان جام جهاني، صداي او را از ته چاه مي شنيديم و مي گويند دليلش هم پهناي باند گيرندة شبكه 3 بوده. اما هنوز هم هيچ كدام از گزارشگران اين شبكه نتوانسته اند به مهارت و البته محبوبيت او دست پيدا كنند.
او در آلمان به جز بالا و پايين كردن جاده ها و خطوط راه آهن ( براي اين كه بتواند خودش را به موقع به استاديوم هاي محل برگزاري مسابقات برساند) و گزارش بازي هاي حساس، وظيفة تهية گزارش از اوضاع و احوال تيم ملي ايران را هم داشت. تقريبا هر روز و در بخش هاي مختلف خبري و تحليلي شبكه سه، مي توانستيد صداي او را بشنويد كه سعي مي كرد شنوندگانش را در جريان آخرين خبرهاي مربوط به تيم بگذارد. حجم فعاليت هاي او وقتي بيشتر قابل تصور است كه 8 سال پيش و مسابقات جام جهاني 98 را به ياد بياوريم. مسابقاتي كه در آن جواد خياباني مسؤوليت تهية چنين گزارش هايي را داشت و خب چيزي هم از آن خبرها و گزارش ها (كه تعدادشان زياد هم نبود) ياد كسي نمانده است.
عادل وظيفة سنگين ديگري هم در اين دوره از مسابقات داشت. او بايد هر سه ديدار ما در مقابل تيم هاي گروه D مسابقات را گزارش مي كرد. مسابقاتي كه هركدام لااقل شصت هفتاد ميليون بينندة متعصب داشت كه آماده بودند با هر حركت زيباي تيم به آسمان بپرند و با هر سوتي، بدوبيراهي به تيم و مربي و بازيكنان و گزارشگر و هر كسي كه جلوي چشمشان بود بدهند. و خب، موافق ايد كه تعداد حركت هاي سوتي تيم خيلي خيلي بيشتر از تعداد حركات زيبايش بود. براي همين هم وقتي عادل سعي مي كرد با جملاتي مثل حضور صرف در جام جهاني براي ما پيروزي به حساب مي آيد يا تيم هاي شايسته اي مثل صربستان و ساحل عاج هم حذف شده اند به تماشاگران تلويزيوني دلداري بدهد، كفرمان درمي آمد.
عادل فردوسي پور در بازگشت از آلمان البته با چالش بزرگي هم مواجه خواهد بود. بسياري از روزنامه نگاران ورزشي او را به داشتن رابطه اي نزديك با فدراسيون فوتبال متهم مي كنند. رابطه اي كه مانع از اين شده تا او در برنامة پرطرفدارش يعني،۹۰ بعد از شكست تيم ملي از مقدونيه در تهران، از مديريت تيم، درست و حسابي انتقاد كند؛ آن هم در شرايطي كه همان موقع ها مطبوعات ورزشي حمله تندي به سرمربي تيم و سياست هاي فدراسيون در حمايت از او مي كردند.
به يادماندني ترين و البته تلخ ترين جملات دربارة تيم ملي را از زبان او شنيديم: خداحافظ جام جهاني و شايد خداحافظ برانكو.
علاقه  مندي: عاشق تيم ملي برزيل است و البته به صورت موازي براي قهرماني انگليس در جام جهاني هم دعا مي كند.
گاف: هنگام گزارش بازي آلمان ـ اكوادور: بازيكنان كلمبيا در زمين آلمان حضور كم رنگي دارند.
تكيه كلام: در آغاز هر گزارش مي گويد: با عرض سلام خدمت شما بينندگان عزيز و علاقه مندان به فوتبال.
003417.jpg
مزدك ميرزايي
آدم آهني جان مي گيرد

او تا چهار سال پيش يك گزارشگر معمولي بود. اما در اين مدت به قدري پيشرفت كرد كه توانست در سال 84 جايزه گزارشگر سال را از دست ضرغامي بگيرد. دوست صميمي عادل فردوسي پور است و اين دوستي حتي در سبك گزارش او هم تأثير خودش را گذاشته. دوست دارد در گزارش، اطلاعات زيادي را به تماشاگران بدهد و انصافا در اين كار موفق بوده. كلمات را با طمأنينه و سرعت پاييني مي گويد و در بين گزارشگران ايراني به اين فاكتور، شهرت پيدا كرده. چهره مبهوت مزدك در نگاه به هر چيزي، از او يك چهره دوست  داشتني در بين تماشاگران تلويزيوني ساخته. البته تا پارسال به جدي بودن در گزارش مسابقات هم شهرت داشت، ولي عادت جديد او كه حرف هاي جالب هنگام گزارش است، نشان دهندة اعتماد به نفس روبه رشد اوست. ميرزايي برخلاف باقي گزارشگران ايراني كه درباره هر چيزي كه در تصوير تلويزيوني مي بينند حرف مي زنند، كاملا آگاهانه روي تصاوير حرف مي زند. مثلا وقتي دوربين روي هواداران تيم ملي مكزيك مي رود، او به جاي اين كه بگويد بله، در تصاوير، نمايي از تماشاگران تيم ملي مكزيك را هم مي بينيم از اين كه چند هزار نفر مكزيكي براي تماشاي مسابقات جام جهاني به آلمان آمده اند حرف مي زند. بعد اضافه مي كند كه بازي قبلي تيم ملي مكزيك چند ميليون نفر تماشاگر تلويزيوني داشته و تماشاگران مكزيكي در استاديوم چه شعارهايي مي دهند.
اگر بخواهيم بين مزدك ميرزايي و جواد خياباني تفاوتي پيدا كنيم، بايد برويم سراغ زماني كه هر يك از اين دو نفر براي دادن اطلاعات حاشيه اي انتخاب مي كنند. خياباني گاهي در موقعيت هاي حساس مسابقه، سرگرم دادن آماري از بازي هاي رو در روي دو تيم است. ولي ميرزايي در پيدا كردن وقت مرده بازي و انتخاب آن براي اين كار، ماهر شده. اطلاعاتي كه او به تماشاگران مي دهد، چندان بويي از خودنمايي نمي دهد و اين، گزارش هاي مزدك را شنيدني تر مي كند. سبك گزارش، قابل پيش بيني است. اگر در يك مسابقه ده گل رد و بدل شود، او پس از هر ده گل مي گويد: ... و توي دروازه! از صفت جالب هم براي هر صحنه هيجان انگيزي استفاده مي كند. او با اين كه گزارشگر كاربلدي است، ولي هنوز در مجري گري تجربه لازم را براي گرم كردن بحث ندارد. البته شايد به خاطر اين كه حوصله جواب دادن به اظهارفضل هاي پيمان يوسفي در استوديو را ندارد!
علاقه  مندي: هر سه بازي ايتاليا در مسابقات گروهي را او گزارش كرد. از تغيير لحن صدايش وقتي ايتاليا به يك موقعيت خطرناك مي رسيد، مي توانستيد بفهميد كه او يك ايتاليايي دوآتشه است.
گاف: هنگام گزارش يكي از مسابقات آرژانتين: تِوِز بازيكني است كه علاقه زيادي به فوتبال دارد!
تكيه كلام: و توي دروازه پس از هر گلزني.
003426.jpg
پيمان يوسفي
گزارش كردن يك آدم مجري صفت

كافي است تنها يك بار پاي گزارش پيمان يوسفي بنشينيد تا پس از پايان گزارش، از خودتان بپرسيد: چرا من نبايد گزارشگر فوتبال باشم؟ اصولا بين يوسفي و مردم عادي در گزارش فوتبال تفاوتي نيست. نه در اطلاعات ورزشي، نه در قدرت بيان هنگام گزارش و نه در هيچ فاكتور ديگري. او هنگام گزارش بازي كره جنوبي ـ سوئيس تنها نام سيزده ـ چهارده بازيكن را مي بُرد كه اگر نام بازيكنان و شماره پيراهن شان را هم به هر كسي بدهيم، بيش از اين تعداد بازيكن را در زمين مي شناسد. البته اين شاهكار پيمان نيست. شاهكار وقتي اتفاق مي افتد كه او بخواهد از دايره فرهنگ لغاتش چند واژه عجيب و غريب براي گزارش خرج كند. تا حالا بارها اتفاق افتاده كه او انواع آرايه هاي ادبي را در گزارش اش استفاده كرده. مثلا هنگامي كه تيمي روي كار سه نفره به گل رسيده، اين عبارت كه: فلاني ساخت، بهماني پرداخت و فلاني نواخت فقط از زبان يوسفي مي تواند خارج شود. يوسفي اگر بازيكني را تا پيش از گزارش يك مسابقه نشناسد، مسلما هنگام گزارش هم نخواهد شناخت؛ حتي اگر ليست تمام بازيكنان در دستش باشد و شماره پيراهن او را هم بداند. برخلاف جو جديدي كه بين گزارشگران به راه افتاده و همه دنبال رو كردن آخرين اطلاعات از متن و حاشيه تيم ها هستند، نهايت اطلاعاتي كه او مي تواند به بينندگان بدهد، وضعيت رده بندي تيم ها در گروه است و اين كه اگر اين تيم بيش از چند گل به آن تيم بزند، مي تواند به لطف تفاضل گل، بالاي سر رقيب بايستد. پيمان در ساختن جملات خنثي براي گزارش يك مسابقه، استاد است. او كسي است كه در وصف رونالدو مي گويد: يكي از بزرگ ترين ستاره هاي برزيل بدون اين كه خبري از اضافه وزن او داشته باشد. يا از سرمربي آنگولا تنها تلفظ دقيق نامش را مي داند. البته يوسفي مجري قابلي است و مي تواند با ادبيات عصا قورت داده خودش، يكي از پرحرف ترين و البته خنثي ترين مجريان يك جهان، يك جام به حساب بيايد. او كسي است كه بينندگان تلويزيوني را به ياد مجريان كت و شلواري و رسمي برنامه هاي اقتصادي صداوسيما در سال هاي ابتدايي دهه هفتاد مي اندازد. البته دلش هم ضعف مي رود كه در بحث كارشناسي شركت كند! يك بار در جواب يكي از پيام هاي مردمي كه از او بابت دخالت بيش از حدش در بحث هاي كارشناسي انتقاد كرده بود، گفت: خاصيت وجودي ما اين است كه تو بحث كارشناسي بپريم.
علاقه مندي: هنوز در اين كه پيمان يوسفي به خود فوتبال علاقه دارد يا نه، كسي به اطمينان نرسيده؛ چه برسد به اين كه او طرفدار چه تيمي است. البته او مثل همه مردم، طرفدار تيم قهرمان است. برزيل!
گاف: در يكي از مسابقات، آرژانتين تا 15 دقيقه پس از اين كه پكرمن، ريكلمه را تعويض كرد و حتي دوربين تلويزيوني تعويض را زيرنويس كرد، يوسفي نام او را در گزارش مي بُرد. تا اين كه بالاخره سر و ته قضيه را با گفتن از اين كه ظاهرا ريكلمه تعويض شده هم آورد.
تكيه  كلام: يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني. تيم فلان از اين فرصت طرفي نمي بندد! آفتاب از زمين فوتبال رخت برمي بندد!
003456.jpg
سرهنگ عليفر
همه چيز قابل پيش بيني است

احتمالا پيش خودش فكر مي كند كه مسابقات فوتبال فقط براي كودكستان ها، مستقيم پخش مي شود. چرا كه اگر فينال جام جهاني را به او بدهند، به جاي گزارش مسابقه، بند مي كند به توضيح دادن پيش پا افتاده ترين قوانين فوتبال. مثلا وقتي مهاجم تيمي هنگام ارسال توپ پشت مدافعان حريف باشد، كمك داور، پرچمش را به نشانه آفسايد بالا مي برد. يا هنگام زدن ضربه پنالتي غير از زننده ضربه، هيچ يك از بازيكنان دو تيم نبايد در محوطه جريمه باشند.
سرهنگ عليفر كه سابقه مربيگري در باشگاه هاي تهران را هم دارد، هنوز احساس مي كند بايد از هر تريبوني براي آموزش استفاده كند. براي همين، هيچ وقت بينندگان را از نظرات كارشناسي بي نصيب نمي گذارد. البته عميق ترين نظرات اش شبيه اين جمله است كه سر بازي
هلند ـ صربستان گفت: حالا كه صربستان از هلند عقب افتاده، احتمالا براي جبران گل خورده به آب و آتش بزند. او با اين كه كباده آناليز سيستم هاي فوتبال را مي كشد، اما حين گزارش، تنها بحث فني قابل لمس اش اين است كه اصولا تيم هايي كه از حريف جلو هستند، دفاع مي كنند و تيم  هايي كه از رقيب عقب هستند دست به حمله مي زنند.
لحن گزارش او كاملا پندآميز است و تا حالا از تمام مربيان دنيا ايراد گرفته. اگر پاي حرف هايش بنشينيد، مي فهميد كه نه اريكسون را قبول دارد، نه ليپي و نه اسكولاري را. اصولا كسي را قبول ندارد. حتي سيستم دفاع چهارنفره خطي را هم كه الان 99 درصد تيم هاي موفق جهان از آن استفاده مي كنند، يك عادت غلط به حساب مي آورد. علاقه زيادي به استفاده از واژه هاي محوطه شانزده و نيم متر و محوطه پنج و نيم متر به جاي محوطه جريمه و محوطه شش قدم دارد. هميشه وسط گزارش، مربيان دو تيم را از نصيحت هاي خود بي نصيب نمي گذارد. توصيه هاي دوستانه اي كه به مربيان براي تعويض بازيكن يا تغيير در تاكتيك تيمي مي كند، طوري است كه انگار مربيان، مستقيم گزارش او را مي شنوند. نهايت اطلاعاتي كه براي گزارش يك مسابقه فوتبال همراه خودش به استوديو مي آورد، پرينت نام بازيكنان دو تيم به همراه سن و باشگاه آن هاست. براي همين در گزارش وقتي نام بازيكني را مي برد، بلافاصله سن و باشگاه اش را هم مي گويد. هر چند كه امكان دارد در گزارش يك بازي، چهار بار سن يك بازيكن و پنج بار باشگاه او را گفته باشد.
علاقه مندي: تا جايي كه يادمان مي آيد او يك آلماني بوده. اگرچه بعيد است كلينزمن را به عنوان مربي داخل آدم حساب كند!
گاف: هنگام گزارش تونس ـ عربستان: يك قانون در فوتبال هست كه اگر تيمي گل مي خورد، بايد آغازگر سرعت زيادي در بازي باشد.
تكيه كلام: در فوتبال چيزي قابل پيش بيني نيست.
003363.jpg
003366.jpg
003369.jpg


فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
رضا اسپيلبرگ
محمود و محمود
نويسنده فيلمساز
رويدادهفته
تلويزيون
جام جهاني در استوديو۱۴
لاتيني ها زير قنديل هاي عليصدر
فقط تجربه ام بيشتر شد ه
شگفتي جلبك هاي آلماني
ميرزا پيمان فردوسي فر!
ورزشي
مربي هاي چندمنظوره
خدا الهي بزنه تو كمرت، تو كمرت
يك شاخه گل سرخ براي نيكي
كاظميان: در پرسپوليس ثابت مي كنم
رويدادهفته
به ميرزاپور كم لطفي كرديد!
دو روي سكه شانس
فوق ستاره اي براي جشن و اندوه!
خداحافظ مرد سر به زير
اجتماعي
مردي بوته خاري را از سر راه برداشت تا پاي رهگذري زخمي نشود به همين خاطر، او را به بهشت بردند
زندگي
راننده هاي 17 ساله!؟
زنان سرزمين من
مي خواهيم زندگي كنيم
رويدادهفته
سينما
غير ممكن وجود ندارد
نقش اول: رونالدينيو
تيم رويايي
دانش
روز و شب در ژانر وحشت!
ماجراي عجيب يك شبح سرگردان
آيا شماهم شبحي در خانه داريد؟
احساس ترس
ما به حقيقت روح دست پيدا نمي كنيم
آيا مدركي براي وجود اشباح وجود دارد؟
موسيقي
نان داغ ، كليپ داغ
كار سينمايي ام تا يك ماه ديگر قطعي مي شود
خيلي هم خياليه!
روزها
درگذشت جلال الدين محمد مولوي ۱۰ تير، 5 جمادي الثاني 672 ق
روزي كه هوا ايستاد
تصوير يك سقوط
مدالي براي جنايتكاران
رويدادها
هنر روز
اين گلستان هميشه خوش باشد
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |