زرد همراه با تي شرت امضا شده
شيطان ازدواج كرد
اين هفته گول يك نشريه را خورديم كه تيتر اولش اين بود: بهاره افشاري(!) ازدواج كرد . اين خبر جايي وسط مجله است و 70 كلمه بيشتر نيست. كل ماجرا هم اين است كه بهاره افشار با تهيه كنندة او يك فرشته بود كه همسن پدرش است، ازدواج كرده و اين نشريه هم اميدوار است اين زوج هنري پركارتر شوند تا مردم از تماشاي هنرشان لذت ببرند. بهاره افشار را كه حتما مي شناسيد؛ همان شيطان او يك فرشته بود! اما در راستاي اين كه اگر نشريه اي با ژوبين مصاحبه نكند، آسمان و زمين اش به هم مي ريزد، يك صفحه از اين مجله همراه با عكس ژوبين كه اين دفعه پيراهن سفيد و راه راه سياهش را به تن كرده، به مصاحبه با اين نوگل باغ بازيگري اختصاص يافته. البته ما مي خواستيم يك شماره حساب باز كنيم تا پول جمع كنيم و براي ژوبين پيراهن بخريم تا مجبور نشود در همه عكس ها، پيراهن سياه تنش كند. اما حالا ديگر موضوع منتفي شد! او در اين مصاحبه اعلام كرده من 10 تا پيراهن دارم كه هر روز يكي از آن ها را مي پوشم. به اين ترتيب، ملتي را از نگراني و غصه خوردن نجات داد. ادامة اين مصاحبه، تكرار چندبارة مصاحبة اولية ژوبين است و نكاتي مثل علاقه به پرستويي و رضا عنايتي. مصاحبه با مهناز افشار هم در مجله وجود دارد كه در آن، چند نكته از پشت پردة زندگي او رو شده. اين چند نمونه را بخوانيد تا دستتان بيايد اوضاع از چه قرار است: غذاي مورد علاقه اش لوبيا پلو و ماكاروني است. در بچگي دوست داشته راننده كاميون شود. دوست دارد روي سنگ قبرش بنويسند: ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود. براي اين كه اين مصاحبه را با دقت بخوانيد، در پايان، 3 سؤال از متن مصاحبه پرسيده شده. اين كه چه نقشي را دوست دارد بازي كنده چه غذايي دوست دارده از چه بازيكني خوشش نمي آيده اگر اين سؤال ها را درست جواب بدهيد، مفتخر به دريافت تي شرت امضا شدة مهناز افشار خواهيد شد. چه افتخاري از اين بالاتر!
|
|
|
ده نمكي سياهي لشگر جمع مي كند
فداييان ده نمكي
به تعدادي برادر با شرايط زير جهت شهيد شدن نيازمنديم:
۱ـ يك ماه اعزام به شهرك سينمايي دفاع مقدس با اعمال شاقه، زندگي در چادر، پوشيدن لباس رزم و احتمال هرگونه خطر!
۲ـ خوش تيپ بودن، نور بالا زدن و بچه مثبت بودن.
۳ـ جهت بازي در فيلم، هيچ گونه وجهي دريافت نخواهد شد.
۴ـ مدت حضور شما در فيلم جزو سوابق جبهه در هيچ نهادي محسوب نمي شود.
۵ـ محيط كار كاملا نظامي است، به همراه تمرينات فشرده.
۶ـ رضايت والدين...
اين مطلبي بود كه دهم خرداد، مسعود ده نمكي روي وبلاگ خودش گذاشته بود. اول يادداشت هم نوشته بود كساني كه تمايل دارند توي فيلم اخراجي ها ، به عنوان رزمنده و يا حتي عراقي ايفاي نقش كنند، عكس و آدرس و اي ميل شان را به اي ميل اين وبلاگ بفرستند. يك آدم علاقه مند هم توي كامنت ها نوشته بود: وبلاگ خوبي داريد، به من هم سر بزنيد. اخراجي ها، يك فيلم طنز با موضع جنگ است و مشاور فيلم نامه اش هم پيمان قاسم خاني (نويسندة برره) است. بعد از فقر و فحشا انگار طبع طنز ده نمكي بدجوري گل كرده، به خصوص توي وبلاگش.
سريالي كه براي پاييز آماده مي شود
شهريار مال ماست
به اين ها رو بدهيم، آستر مي خواهند. منظورم از اين ها ، جمهوري آذربايجان است كه در شمال ايران، يك وجب كشور درست كرده اند. هرگونه منظور ديگري را هم شديدا تكذيب مي كنيم. تف به روح نويسنده و خاك توي سرش اگر منظور ديگري داشته باشد. همان اوايل كه تازه درست شده بودند و تاتي تاتي مي كردند و ما هم دستشان را گرفته بوديم، مي گفتند آذربايجان ايران هم مال ماست. حالا هم بند كرده اند كه شهريار، شاعر ماست. مي خواهند از آن سوسول بازي هايي كه تركيه براي مولوي در قونيه درآورده تا مولوي را غيرايراني نشان بدهد دربياورند. براي مقابله با اين بند كردن، بهترين كار را كمال تبريزي كرده است. او با يك گروه حرفه اي، سريال شهريار را ساخته كه الان دارد تدوين مي شود. در اين سريال، سيروس گرجستاني نقش ميانسالي شهريار را بازي مي كند كه انصافا گريم خيلي خوبي هم روي او انجام شده. (همين عكس كه كنار اين مطلب مي بينيد) به غير از گرجستاني، فرهاد قائميان (همان پدر آيدا در ديشب باباتو ديدم آيدا )، نقش پدر شهريار را دارد. سعيد نيكپور، ملك الشعراي بهار است. رحيم نوروزي كه در پس از باران بدجنس بود، ميرزاده عشقي شده و بهروز بقايي هم نيما يوشيج را بازي مي كند. كار ساخت سريال، يك سال طول كشيده و قرار است پاييز امسال از شبكه اول نمايش داده شود تا مشت محكمي به ياوه گويان جمهوري آذربايجان باشد. آن ها آن قدر كمبود دارند كه مثل تركيه اي ها، هر سال در شهر گنجه دور قبر نظامي مي چرخند و او را شاعر ملي خود مي دانند؛ شاعري كه حتي يك مصراع به زبان آن ها ندارد. احتمالا براي همين هم سراغ شهريار آمده اند، چون او شعر تركي زياد دارد. ولي حتي قبر شهريار هم در ايران است و نمي شود اين يكي را به زور به جمهوري آذربايجان و تركيه چسباند!
|
|
|
يكي بيايد كنار نيكول كيدمن فيلم بازي كند...
هيو جكمن: من مي آيم!
حالا هي بگوييد كه در اين صفحه خبرها خبر جديد نمي خوانيد. اصلا بگوييد در آن مجله هايي كه كنار كيوسك ورق مي زنيد و اين همه هم خبر جديد دارد، كسي نوشته بود كه راسل كرو را از فيلم تازة باز لورمان بيرون انداخته انده نه، اصلا مي دانستيد كه بعد از اين همه مدت انتظار، قرار بوده جناب كرو كنار خانم نيكول كيدمن فيلم بازي كند و بعد، يكهو همه چيز به هم ريخته و حلقة استراليايي هاي مقيم هاليوود زده اند به تيپ همه بعد هم هيث لجر را آورده بودند كه بچه پررو از بازي در فيلم انصراف داده. اصلا انگار نه انگار كه اين وسط، خانم كيدمن كار و زندگي اش را ول كرده و منتظر است يك بازيگر مرد بيايد و تكليف اين فيلم روشن شود. حالا گفته اند استراليايي كه قحط نيست؛ هيو جكمن را مي آوريم. به چه آدم ماهي! استراليايي نيست كه هست. فيلم پرفروش هم ندارد كه دارد. حالا بايد ديد جناب جكمن كه مردان ايكس اش فروخته، بازي درمي آورد كه نمي آيم در فيلم لورمان بازي كنم يا نه. ولي اين وسط، يك نتيجه گيري اخلاقي مي شود كرد. باز لورمان اين كاره نيست. قضية ساختن اسكندر را كه يادتان نرفتهه
دو چهارتا شش تا!!!
چه مي كنه اين اسپايدرمن...
آخر اين همه خبر داغ بنويسيم كه چه بشوده كه بياييد بگوييد اين جا داغ نيسته كه وقتي صفحة هاليوود را دســتتان مي گــيـريـد، دسـتتان نمي سوزده اين هم يك خبر داغ ديگر. اوي آراد رئيس كمپاني مارول (خودماني اش مي شود صاحب نصف اين كميك بوك هايي كه پول پارو مي كنند) گفته در قسمت سوم اسپايدرمن، چهار بدمن قرار است با استاد دربيفتند. البته ما اين را يك جور پيام تلويحي به توبي مك گوآير تلقي مي كنيم كه يادش باشد اگر قرار است دو بازيگر زن در كنارش باشند، چهار تا آدم بد هم قرار است دمار از روزگارش دربياورند. شوخي كه نيست. اين كه مجبور شوي از بين كريستن دانست و برايس دالاس هاوارد يكي را انتخاب كني، خب تبعات هم دارد. اين هم يكي اش. حالا اسپايدرمن بايد با مرد شني، ونوم و گابلين سبز دربيفتد. چهارميه عجله نكنيد. جناب آراد گفته اند نفر چهارم را در اولين تيزرهاي تبليغاتي فيلم در فستيوال كميك سن ديه گو ملاقات خواهيم كرد. دستتان سوخته
جدول فروش اكران تابستان
سوغات فرنگ آتش بس را تمام كرد
فيلم سينمايي سوغات فرنگ هم آمد تا بازار اكران فيلم هاي تابستاني را گرم گرم كند. مثل اين كه كامران قدكچيان كارگردان فيلم مي خواهد آتشي را كه تهمينه ميلاني به پا كرده، خاموش كند. آن هم چه آتشي! فيلم تهمينه خانم در 7 هفته 615 ميليون تومان فروخته. ولي سوغات فرنگي ها كه در عرض 3 روز اول، 30ميليون به جيب زده اند، مي خواهند با بازيگراني مثل شيلا خداداد، مجيد صالحي شوخ و خنده دار و رامبد جوان خانة سبز و البته آناهيتا نعمتي، همه را شگفت زده كنند. مثل تيم فوتبال خودمان! البته اين ها (سوغات فرنگي ها) به نظر مي رسد كه مي توانند خواستن توانستن است را به اثبات برسانند. (قابل توجه بعضي ها...) البته يك فيلم تازه اكران ديگر به نام انتخاب از تورج منصوري هم هست كه 4 ميليون فروش داشته. اما با توجه به فروش اندكش به نظر مي رسد از كورس رقابت عقب بماند و در هفته هاي آتي، جاي خود را به فيلم ديگري بدهد. البته دست اندركاران اين فيلم، با استفاده از مضموني طنز و همچنين به كار گرفتن بازيگران معروفي مثل مهران غفوريانِ بامزه و تپلو، ماهايا پطروسيان پا به سن گذاشته، و آناهيتا نعمتي پركار اين روزها انتظار داشتند فيلم در اكران عمومي فروش خوبي كند. خب نشد ديگر. چه كار مي شود كرده هر فيلم طنزي كه خوب نمي فروشد! آرزو: ولي ما آرزو مي كنيم آن هايي كه به پول احتياج دارند، فيلمشان خوب بفروشد. الهي آمين.
|
|
|
پيام هاي كوتاه
عمو پورنگ در مستند قتل در خانه كه براي شبكه بي بي سي ساخته مي شود، بازي مي كند.
فيلم كدام استقلال، كدام پيروزي مسعود ده نمكي احتمالا در جشنوارة لوكارنو حاضر خواهد بود.
نيمي از تصويربرداري سريال جابر بن حيان كه جواد افشار آن را مي سازد، پايان يافت.
محمدحسين لطيفي به زودي سريال ساده دلان را مي سازد.
فيلم آفسايد جعفر پناهي در جشنوارة فيلم فنلاند اكران مي شود.
بيژن امكانيان به جمع بازيگران سريال در انتظار باران بهرام بهراميان پيوست.