- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۳ - شنبه ۳ تير ۱۳۸۵ - - Jun 24, 2006
docharkhe
هيولا خودِ ماييم!
زنده از عراق آلبومي متفاوت است. يك مجموعه آهنگ رپ كه نيل ساندرز و دوستانش آن را در ميان آتش جنگ ساخته اند
002970.jpg
بچه هاي گروه Fourth Quartet پس از انجام عمليات نظامي و كشيك دادن، و در زمان استراحت 5 ساعته  آهنگ هايشان را اجرا و ضبط مي كردند
مجيد رئوفي
بله، بروس اسپرينگستين هم در تورهاي رأي براي تغيير تا دلش خواست به بوش و شركا بد و بيراه گفت. بچه هاي R.E.M به جنگ طلبي بوش اعتراض كردند. اعضاي پرل جم با خانوادة سربازان آمريكايي كشته شده در عراق همدردي كردند و عليه جمهوري خواهان جنگ طلب آهنگ ها خواندند و كنسرت ها گذاشتند. اما فيل ساندرز و دوستانش كه آلبوم زنده از عراق را منتشر كردند، از خود خاك عراق و در ميان ترس و وحشت و اضطراب و خون و جسد، فرياد اعتراض شان به پرزيدنت بوش را به گوش جهانيان رساندند. در استوديويي كوچك كه با يك ديوار حائل از اتاق محل خواب و استراحت او و سربازان ديگر جدا شده بود.

قبل از اعزام، با بچه هاي ديگر كه خيلي هايشان را نمي شناختم، در يك سالن ورزشي نشسته  بوديم. خانواده هايمان روي سكوها بودند. همه با هم پچ پچ مي كردند. انگار نه انگار كه قرار است اتفاقي بيفتد. ناگهان سوت فرمانده از بلندگوي سالن به صدا در آمد. انگار تازه فهميده بوديم كه قرار است چه كار كنيم. همهمه اي به پا شده بود. مادرها و همسران بچه ها گريه مي كردند و صداي فريادشان گوش ها را آزار مي داد. به اين فكر افتاده بودم كه ممكن است ديگر خانواده ام را نبينم. 5 دقيقه وقت خداحافظي داشتيم. اصلا نفهميدم چطور از همه خداحافظي كردم. مطمئن ام بقية بچه ها هم مثل من بودند. و آهنگ اعزام از همين 5 دقيقه مي گويد.
۵ دقيقه اي كه بعدش حضور در اردوگاه نظامي است و پس از آن، پرواز به قلب آتش و جنگ.
ساندرز و رفقايش در عراق بود كه مفهوم جنگ را فهميدند. به همين دليل هم بود كه هر چه پول داشتند روي هم گذاشتند تا آلبومي عليه جنگ افروزي بوش بسازند و به گوش مردم برسانند.
خواننده هاي ثروتمندي در دنيا هستند كه ساعت 12 ظهر از خواب بيدار مي شوند و صبحانة مفصلي ميل مي كنند و آب پرتقالي پشت بندش مي زنند. بعد سوار اتومبيل آخرين مدلشان مي شوند تا به استوديو بروند و يك آهنگ ضدجنگ را با كلي اتود زدن و فيلترگذاري آماده كنند. اما بچه هاي گروه Fourth Quartet بر خلاف همة خوانند ه هاي ثروتمند و بر خلاف همة مشاهير، پس از انجام عمليات نظامي و كشيك دادن، و در زمان استراحت 5 ساعته شان در خوابگاهي كه به سگداني شبيه بود، آهنگ هايشان را اجرا و ضبط مي كردند. آن ها يك كيبورد ياماها 01X و دو بلندگوي استريو و يك كامپيوتر مجهز به نرم افزارهاي تنظيم آهنگ و يك ميكروفن داشتند و استوديويي كه عايق صوتي نداشت. پس اگر در پس زمينة آهنگ ها، صداي شليك و انفجار و دستورات نظامي شنيده مي شود، افكت هاي استوديويي نيست، كه خود حقيقت است؛ حقيقت جنگ.
استوديوهاي آمريكايي كه همواره در وب سايت هايشان بخشي به نام پشتيباني سربازان دارند، در پاسخ به تماس هاي تلفني پي در پي فيل ساندرز، از غير ممكن بودن ارسال ادوات ضبط آهنگ به بغداد مي گفتند. اما ساندرز از پا ننشست و به كمك دوستش در نيويورك موفق شد ابتدايي ترين وسايل نواختن و ضبط موسيقي را به دست بياورد و كار ساختن آهنگ هاي آلبومش را آغاز كند.
او 4 سال قبل وارد ارتش ايالات متحده شده بود، اما تا رسيدن به بغداد هيچ كار جدي اي در حوزة موسيقي انجام نداده بود.
تصميم يك سرباز براي رپ خواندن، خودش موضوع جالبي است. اما جالب تر از آن، خواندن يك سرباز در قلب منطقة جنگي است.
ساندرز قصد داشت تعداد بيشتري از سربازان آمريكايي حاضر در بغداد را وارد پروسة توليد اين آلبوم رپ- هِيپ هاپ كند، اما آن ها جسارت انجام اين كار را نداشتند. ضمن اين كه ترجيح مي دادند مواقع بيكاري را بخوابند يا خيابان ها را با اسلحه اي بر دوش گز كنند. كمپ عقاب در شهرك صدر نزديكي بغداد، محل اقامت نيل و دوستانش بود. سربازان نام كمپ را عوض كرده بودند و به آن كمپ پرندة كثيف مي گفتند. پرنده اي كه از آرامش اقيانوس آرام پركشيده بود و به خاورميانه آمده بود تا مثلا جلوي جنايات ديكتاتور بزرگ قرن را بگيرد، اما شاهد ريخته شدن خون هاي بي گناه فراواني شده بود.
همين احساسات متناقض كه از يك سو آزادي عراق را وعده مي داد و از سوي ديگر، باعث افزايش انفجارها و كشتار مردم و آمريكا شده بود، باعث شد نيل بزرگ- ساندرز اكنون به اين نام معروف شده است- به موسيقي رو بياورد. به وسيله اي رو بياورد كه مي تواند فراتر از هر بيانيه، نامه يا خطابه اي، ميان مردم رسوخ كند و تبعات حضور در يك جنگ ظاهرا پايان ناپذير را براي همه عيان كند.
حالا براي او، راحت ترين كار دنيا، سرودن اشعار و ساختن آهنگ هاي رپ است. اما در فضاي خفقان آور جنگي، خواندن هر شعر، همراه بود با حس كردن دقيق و جزء به جزء حوادث: وقتي با پدر و مادر و همسرم صحبت مي كردم، نمي توانستم به آن ها بگويم كه ممكن است همين فردا كشته شوم. نفسم بند مي آمد. او آهنگ تنگي نفس را با اين حس نوشت و ساخت: دائما فكر مي كردم كه قرار است بلايي سرم بيايد. همه فكر مي كنند جنگ هم مثل بازي فوتبال است. چند نفر جلو ايستاده اند. چند نفر دفاع مي كنند و يك گلر هم در دروازه است. نه، اصلا اين طوري نيست. وقتي درگيري به وجود مي آيد، نمي فهمي چه اتفاقي مي افتد. يك لحظه متوجه مي شوي مغز دوستت متلاشي شده است يا دست خودت آن طرف افتاده است و خون و خاك قاتي شده اند.
در آلبوم زنده از عراق به خوبي مي توان تغيير و دگرگوني vيك شهروند معمولي به يك فرد نظامي را حس كرد: عراقي ها تلاش مي كنند از شر ما راحت شوند. نه به اين دليل كه از ما بدشان مي آيد. به خاطر اين كه يونيفرم به تن ماست.
دولتمردان و سياسيون، مشغول مناظره دربارة درستي يا نادرستي ادامة جنگ اند، اما مسألة سربازان آمريكايي حاضر در عراق، مرگ و زندگي است و همه چشمانشان را بر روي اين حقيقت بسته اند يا حداقل به روي خودشان نمي آورند.
در آهنگ وصيت نامة يك سرباز ساندرز با خشم و اضطراب فراواني شنونده را به درون ذهن كسي مي برد كه تصميم گرفته يك سرباز باشد و حالا احساس مي كند كه هر لحظه ممكن است با زندگي وداع كند.
شايد اين آلبوم، آلبوم راحت و سرراستي براي گوش كردن هاي پياپي نباشد و يقينا در جهت ايده هاي تجاري و فروش بالاتر ساخته نشده، اما تأثيراتش را گذاشته است. سربازاني كه حضور در عراق را تجربه كرده اند، با شنيدن اين آلبوم، مو برتنشان سيخ مي شود. اين آلبوم، واقعيت هاي جنگ را فراتر از آن چه شاعران ظاهرا اجتماعي و ضد جنگ بلغور مي كنند، جلوي چشم شنونده مي آورد.
ساندرز در آهنگ زنده از عراق ، از قمار و شرط بندي روي زندگي صحبت مي كند و از اين كه پس از به جان خريدن اين همه خطر، هيچ پاداشي در كار نيست. يك سرباز انتظار دارد كه مردم، موقعيت اش را درك كنند. تمام كساني كه مي گويند مگر اين سربازهاي آمريكايي در عراق چه كار مي كنند، بايد ساكت شوند.
اين جاست كه او به جنگ طلبي تاريخي آمريكا يي ها اشاره مي كند: مگر آمريكا 200 سال پيش چگونه ساخته شده با جنگ. ما همه چيز را با جنگ و خونريزي به دست آورديم. ما مثل هيولاي خونخواريم.

نيل ساندرز مي گويد
جنگ اورا دگرگون كرده است
فريادي از خشم
002964.jpg
نيل ساندرز مي گويد: اين اتفاق ها چشم آدم را باز مي كند و تو را براي هميشه عوض مي كند؛ حتي نگاه تو را به عراقي ها. براي همين است كه توي آهنگ هاي آلبوم، اين قدر خشم موج مي زند.
خشم نسبت به سياستمدارهاي آمريكايي و خشم نسبت به هر كسي كه مانع منِ سرباز مي شود. تا خودتان در آن موقعيت قرار نگيريد نمي فهميد چه مي گويم. آلبوم به طور كلي دربارة تحول فكري و ذهني است كه در طول جنگ رخ مي دهد و در نهايت، منجر به تغيير هويت آدم مي شود.
براي همين به نظر مي آيد بعضي از ترانه هاي اين آلبوم، حاكي از خشونت و خونسردي هستند. ولي واقعيت اين است كه اين تغيير و تحولات از تو يك هيولا مي سازد.

اين موسيقي اعتراضي را سياهان ساختند و حالا تمام دنيا آن را مي نوازند
روح شورشگر رپ
فرهنگ رپ (RAP) را جوانان سياه و طبقة محروم آمريكا به وجود آوردند كه خيلي زود، هنرمندان معترض دنيا را تحت  تأثير قرار داد.
رپ، فرهنگ كوچه و خيابان است كه مي خواهد با استفاده از ابزارآلات محدود و ابتدايي، بيشترين توجه را به خود جلب كند. موسيقي تند و ترانه خواني با سبك خاص و حتي سبكي از نقاشي هاي مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، همه جزئي از فرهنگ رپ هستند. كلام موسيقي رپ با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات به صورت صحبت عادي و محاوره اي ادا مي شوند و ضرباهنگ قوي، آن را همراهي مي كند. موسيقي رپ از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله  هاي فقيرنشين برانكس و هارلم نيويورك به وجود آمده و ريشه هاي آن به موسيقي غرب آفريقا و سرودهاي ستايش ساوانا برمي گردد.
جوهر و روح شورشگر رپ همچنان در وجود گروه هاي ياغي ضد سيستم، در محلات فقيرنشين و محافل سياسي و غيرقانوني آمريكا زنده است.

زنده از عراق
002967.jpg
ترجمه: خسرو نقيبي

اين يه گزارش زنده از عراقه
وطن قبرهاي بي نهايت سرباز
جايي كه به خاطر سرزمينمون
هر روز با زندگي هامون قمار مي كنيم
و اين جا آسمون آبي وجود نداره
هر رنگي خاكستريه
حالا اين خون سربازاس كه خيابونا رو سنگفرش كرده
و خونبهاي ما هيچ قيمتي واسه بازپرداخت نداره
همون موقع كه شماها تو خونه تون خواب بوديد
ما بي وقفه نگهباني مي داديم
هر گروهي كه بيرون مي زنه
بي وقفه به گلوله بسته مي شه
ولي ما چاره اي نداريم
بازي با كارت هايي كه پخش كرده بوديم هنوز ادامه داره...


Live from Iraq
Cause this is live from Iraq
Home of too many soldier’s graves
Where for our country
We gamble with our lives everyday
And there are no blue skies here
Every colour’s grey
This is the blood of soldiers of which the streets are now paved
And there is no reimbursement for the price that we pay
While y’all home sleep we’re here constantly getting weighed
And every convoy that rides out constantly getting sprayed
But we don’t fold hands
The cards we are dealt get played

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
ديدار با رهبر
سر پيري و معركه گيري
مي خواهم روسري سرم كنم
رويدادهفته
تلويزيون
با طبيعت حال مي كنم
كوتاه
ميلاني هاي فرنگي
ورزشي
خاطرات آلمان، محاله يادم بره
ILoveu
بغضت را بخور پسر
معلوم بود حذف مي شويم
رويدادهفته
شليك به قلب سرنوشت
فقط آرژانتين بوي قهرماني مي دهد!
اجتماعي
دل، دفتر خاطرات چشم است
زندگي
انرژي درماني تعطيل
كنكوري ها لاي پر قو!
طرح هاي مفتي مفتي!
رويدادهفته
سينما
يك دنياي ماشيني ماشيني ماشيني
از كاغذ تا سينما
داستان پيكسار
دانش
راز ضربات ايستگاهي
تقصيرتونبود ديويد!
موسيقي
هيولا خودِ ماييم!
فريادي از خشم
روح شورشگر رپ
زنده از عراق
روزها
فاطمه، فاطمه است
بهشت برفرازسرچشمه
من، بهشتي ام
تكه هاي يك زندگي
رويدادها
جهان كوچك
به جهنم خوش آمديد
لو بدهيد مژدگاني بگيريد
القاعده درگذر زمان
هنر روز
گذشته، داخلي، ميدان
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |