- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۲ - شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵ - - Jun 17, 2006
docharkhe
معضلي به نام تخليه
002496.jpg
مثل اين كه اوضاع خوابگاه هاي دانشجويي خراب است. هنوز دو سه هفته اي از هفتة خوابگاه هاي دانشجويي نگذشته كه مالكان دو خوابگاه دانشجويي دانشگاه تربيت معلم، حكم تخلية ملكشان را از قوه قضائيه گرفته اند. اين در حالي است كه در خوابگاه متأهلي بهار جنوبي، 17 خانوادة دانشجويي زندگي مي كنند و در خوابگاه مجردي شهيد حسيني هم 120 دانشجو ساكن هستند. اين طورها كه از اتفاقات سال هاي اخير برمي آيد، معضل جديدي به نام تخلية خوابگاه هاي دانشجويي، به تهديدي جدي براي جمعيت دانشجويي كشور تبديل شده است. درست در اوايل سال تحصيلي جاري بود كه با صدور حكم تخليه براي يكي از خوابگاه هاي دانشگاه شهيد بهشتي، 820 دانشجو درست در ابتداي سال تحصيلي، سرگردان و آواره شدند. همان موقع، معاون حقوقي وزارت علوم اعلام كرد كه به دنبال هماهنگي با رئيس قوه قضائيه، ديگر چنين اتفاقي تكرار نخواهد شد. حالا هم گويا مالك خصوصي، حكم تخلية خوابگاه را گرفته، ولي هنوز اين حكم اجرايي نشده است. دكتر محمد حسيني معاون امور مجلس و پشتيباني وزارت علوم هم گفته كه براي جلب رضايت مالك، وارد مذاكره با او شده ايم تا قرارداد اجاره را تمديد كنيم. ولي در صورتي كه توافقي صورت نگيرد، از دستگاه قضايي مي خواهيم تا جلوي اجراي اين حكم را با توجه به مشكلات دانشجويي بگيرد. يعني مي شود؟ ببينيم.

كراك و قرص هاي برنج زير سايه جام جهاني
002499.jpg
واقعا كه اين جام جهاني فوتبال به پديدة عجيب و غريبي تبديل شده است. يكي از اثراتش هم اين كه توي اين مدت، همه چيز را تحت تأثير خودش قرار مي دهد. در همين باره لازم است ما هم مثل دبيركل سازمان ملل كه به جام جهاني حسودي اش شده، بايد كلي شاكي بشويم كه چرا كسي از اين همه خبرهاي بد كك اش هم نمي گزد. به نوشته خبرگزاري ها توي همين مدت، پنجمين دختر دانش آموز تهراني هم بر اثر مصرف قرص برنج بر روي تخت بيمارستان لقمان جان سپرد. از همه مهم تر، رئيس انجمن آسيب هاي رفتاري، يك خبر تأسف بار داد كه توجه هيچ كس را به خودش جلب نكرد: صد نفر ظرف 20 روز گذشته به علت شوك ناشي از استفاده از كراك تقلبي، جان خود را از دست داده اند.
دكتر يگانه در همايش بررسي آخرين تحقيقات در خصوص موادمخدر صناعي، يك آمار تكان دهندة ديگر هم داده است. آقاي دكتر گفته كه هم اكنون 4 هزار پرونده در دست بررسي دارند كه موضوعش اين است: آزارهاي جنسي در خانواده بعد از مصرف موادمخدر صنعتي. ضمنا 1200 پروندة ديگر هم دارند كه موضوعش از آن هم بدتر است.
به گفتة آقاي دكتر، هم اكنون 1700 نوع از مواد محرك صناعي از بين 2000گونه مادة موجود، در ايران وجود دارد كه خيلي هاشان اصلا قابل شناسايي نيستند. مثلا هم اكنون شكلات يابا كه تحت عنوان شكلات رژيمي مصرف مي شود، حاوي آمفتامين است و مصرف كننده اش را دچار تحريك شديد مي كند.

رويدادها
كدام پايتخت؟ كدام دلخوشي؟
تهراني ها زود مي ميرند

دلتان خوش است كه تهراني هستيد؟ اي آقا! گذشت روزگاري كه آدم پز پايتخت نشيني را هزار جا مي داد و احساس غرور مي كرد. الان كه ديگر تهران جاي زندگي نيست. ترافيك، شلوغي و دود و دم، چندان عوامل قابل افتخاري نيستند. اصلا مي دانيد كه ميزان ذرات معلق در هواي پايتخت، تقريبا دو برابر مقدار استانداردش است؟ بدن آدم عادي مي تواند ساليانه 235 گرم ذرات معلق را پالايش كند. ولي تهراني هاي بدبخت حداقل سالي 500 گرم ذرات معلق مي ريزند توي ريه هايشان. اگر بخواهيم خسارت اش را حساب كنيم، مي كند به عبارت 600 ميليون دلار كه اين عدد، حدود 26/1 درصدِ توليد ناخالص داخلي كشور است. گيج نشويد، منظورمان اين بود كه كلا اوضاع آلودگي هواي تهران، قاراشميش است! حالا اگر علاقه منديد كه ضررهاي اقتصادي آلودگي هوا را با جزئيات بيشتر بدانيد، عرض كنيم كه سالانه 10 ميليارد ريال به خاطراقامت در بيمارستان، 92 ميليارد ريال براي ويزيت پزشك، و 130 ميليارد ريال براي مراجعه به اورژانس، پول بي زبان خرج مي شود. اين من هاي يك هزار و 540 ميليارد ريال خسارت روزهاي از دست رفتة كاري است. تازه هزينة كفن و دفن مرده ها هم با فرض هر دلار 900 تومان، حداقل برابر 386 ميليون دلار است.
شهرستاني هاي عزيزي كه هي ما را متهم به تهراني بازي مي كنند، حال كردند؟ خودزني تا چه حد؟

نسخه جديد كلاه برداري دلال ها
نخور گوسفند!

گوسفند است ديگر! هرچه بگذاري جلويش، مي خورد. همين بخور بخور هم فردا مي شود دردسر براي من و شما. من و شمايي كه خيرسرمان شم اقتصادي داريم و براي صرفه جويي، به جاي خريدن گوشت حاضر و آماده، مي رويم سراغ چوب به دست هاي كنار اتوبان تا گوسفند زنده را به يك چهارم قيمت گوشت بخريم تا هم دل و جگرش را بزنيم توي رگ و هم دوزار به موجودي صندوق ذخيرة غير ارزي خانه و خانواده اضافه كنيم! اما زهي تصور باطل، كه زرنگ تر از شما هم توي اين دنيا هست. فكر مي كنيد عين چهل پنجاه كيلويي كه باسكول نشان مي دهد، وزن خود گوسفند است؟ نه خير پدرجان! حداقل شش هفت كيلويش آب است. دلال هاي گوسفند، قبل از اين كه حيوان بيچاره را به خريداران قالب كنند، جلوي اين موجود زبان نفهم، سنگ نمك مي گذارند و حيوان هم به هواي آب نبات، هاي هاي نمك مي خورد. نمك تشنگي مي آورد، مي دانيد كه؟ آب هم كه زياد خورده شود، گوسفند باد مي كند. باد كه بكند، وزن زياد مي شود و وزن زياد هم كه پول بيشتري مي آورد. تازه خيلي از دلال ها ترازويشان را هم دستكاري مي كنند. با اين حساب، خيلي از زرنگ بازي خودتان، شاد نشويد. كلاه برداري، بيداد مي كند. گوسفند هم كه مي دانيد، قابليت حرف زدن ندارد. پس شما نمي توانيد موقع خريد آن بفهميد كه ديشب زياد آب خورده يا يك گوسفند طبيعي است.
002493.jpg
تلفن همراه
لطفا از سرقت گوشي خود خودداري كنيد

دزد برده؟ خيالي نيست. به جاي اين كه توي خيابان داد و هوار راه بيندازيد يك تاكسي دربست بگيريد و صاف برويد سراغ شركت مخابرات. آن ها جاي دزد را نشانتان مي دهند. لبخند بزنيد! البته كه دنياي ما اين قدرها هم قشنگ نيست، ولي خب خبر است ديگر، بايد بنويسيم! آخر شركت مخابرات اعلام كرده كه اگر مشتركي به اين شركت مراجعه كند و درخواست رديابي گوشي اش را بدهد، بازرسي اين اداره، رد دزدان چاقوكش را خواهد گرفت. ولي اولين سيستم رؤيايي، دو سه تا علامت سؤال وجود دارد. اول اين كه معلوم نيست اين رديابي از روي سيم كارت انجام مي شود يا اين كه خود گوشي ها مثل فيلم هاي پليسي، يك چيزي تويشان دارند كه ما تا حالا خبر نداشتيم. اگر قرار است از روي سيم كارت رد دزدها را بگيرند، كه خسته نباشند، ديگر همة عالم و آدم مي دانند كه وقتي گوشي اي را مي دزدند، بايد اول سيم كارت اش را نابود كنند. بعد هم شما واقعا فكر مي كنيد بعد از مراجعة شما، چقدر طول مي كشد تا بر و بچ دور هم جمع شوند و رد دزد را بگيرند؟ تا حالا رفته ايد شركت مخابرات؟ تا دوستان زحمتكش ما، شما را از اين طبقه به آن طبقه بفرستند و شما 30 عدد فرم لازم را پر كنيد، دزد عزيز به بندر زيباي مارسي رسيده و دارد براي خودش كرال پشت مي رود! تازه يادتان باشد؛ خودتان كه نمي توانيد سرخود برويد سراغ دزد گوشي تان. بعد از اين كه رد آقاي دزد را گرفتيد، بايد راهتان را به سمت پاسگاه محل كج كنيد. و باز هم همان اتفاقات شركت مخابرات تكرار خواهد شد.
نتيجه گيري: بي خيال بابا!
توصية اول: بعد از سرقت گوشي خود، سريعا به خيابان جمهوري مراجعه نموده و يك گوشي نو خريداري نماييد.
توصية دوم: تعرفة گوشي رفته بالا، از سرقت گوشي خود، خودداري كنيد!
002508.jpg
امان از شكم
قارچ خودرو نخوريد، نخوريد

طفلك اين وزارت بهداشت، زبانش مو درآورد بس كه اطلاعيه داد، هشدار داد، خواهش كرد كه جلوي شكمتان را بگيريد، هر چه دستتان مي آيد نخوريد.
حالا مي رويد بيرون شهر، گردش، خوش به حالتان. ولي يعني چه كه هر چيز گرد و قلمبة سفيد رنگي را لابه لاي چمن ها مي بينيد، فكر مي كنيد قارچ است و خوردني است، برمي داريد توي سالادتان مي ريزيد؟ نمي گوييد مسموم مي شويد؟ بله، شوخي نداريم. اين اتفاقي است كه تازگي ها براي چند نفر از هموطنان عزيزمان افتاده. تعداد نفرات  اش را نگفته اند، ولي لابد آن قدر بوده كه وزارت بهداشت نگران شود و اطلاعيه صادر كند تا اهالي همة استان ها و شهرستان ها حواسشان را جمع كنند و با خوردن قارچ هاي خودرو در محيط هاي طبيعي، خانواده هايشان را داغدار نكنند.

تقدير سازمان ملل از برنامه هاي مبارزه با ايدز
بهداشتي ها، دست مريزاد!

بالاخره توزيع سرنگ رايگان و سر و كله زدن با معتادان كارتن خواب و سابقه دار نتيجه داد. سازمان ملل به خاطر تلاش هاي ايران در زمينة كاهش ويروس ايدز در ميان معتادان تزريقي، به مسؤولان بهداشت كشور دست مريزاد گفت. آن ها در گزارش جهاني شان از اقدامات ايران تقدير و تشكر كرده  اند و كلي خوششان آمده از اين كه افراد معتاد در ايران ديگر تحت تعقيب جنايي قرار نمي گيرند و به جايش تحت درمان قرار مي گيرند. سازمان مللي ها هم مي دانند كه تقريبا نصف زنداني هاي كشور ما معتادان هستند و مي گويند خطرناك ترين مكان براي معتادان تزريقي، زندان است. چون آن جا سرنگ كم است و همه مجبورند از سرنگ مشترك براي چندبار تزريق استفاده كنند. البته سازمان ملل بعد از كلي تعريف و تمجيد، باز هم ابراز نگراني كرده كه ايدز، ممكن است در ايران به اپيدمي تبديل شود.
002481.jpg
طرح جمع آوري متكديان از سطح شهر
گداهاي خانه دار

طرح جمع آوري متكديان محترم از سطح شهر تهران كه يادتان هست؟ يك بار به تان خبر داديم كه يكي از متكديان جمع آوري شده، يك خانة چند طبقه اي در شمال شهر دارد. اين بار خبر رسيده كه يكي ديگر از مشغولان به اين شغل شريف هم خانه دار است، منتها اين بار از نوع فاسدش. مديركل آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران، تازگي ها اعلام كرده كه در ميان متكدياني كه تا به حال از سطح شهر جمع آوري شده اند، يك نفر گردانندة يك خانة فساد بوده است. آقاي محمدي آمارهاي ديگري هم داده كه بد نيست بخوانيد: تا به حال 788 نفر جمع آوري شده اند كه از ميان آن ها 566 نفر مرد، 148 نفر زن، 32 نفر دختر بچه و 42 نفر پسر بچه اند. 237 نفر از اين ها مجرد هستند و 424 نفرشان متأهل. 74 نفر همسرشان فوت كرده و 53 نفر هم از همسرشان جدا شده اند.
نكتة جالب تر اين كه 107 نفر از متكديان جمع آوري شده هم داراي سابقة كيفري هستند: 33 نفر از آن ها سابقة سرقت با 116 مرتبه تكرار جرم دارند، 6 نفر رابطة نامشروع با 12 مرتبه تكرار جرم، 25 نفر سابقة خريد و فروش موادمخدر با 56 مرتبه تكرار جرم، 2 نفر سابقة محكوميت به ولگردي، 3 نفر محكوميت به ضرب و شتم، يك نفر داراي خانة فساد، 3 نفر شرب خمر، 10 نفر تهديد افراد، يك نفر سابقة قتل و سه نفر هم سابقة صدور چك بي محل دارند.
002490.jpg
روبات هاي فوتباليست هم پا به توپ شدند
جام جهاني دوم در آلمان

شهر برمن آلمان از چهارشنبة هفتة گذشته دومين جام جهاني اين كشور را كليد زد. روبات ها حالا توي اين چند روز، گوشه اي از نگاه ها را به خود جلب كرده اند. جالب است بدانيد كه امسال توي اين مسابقات، كه هر چهار سال يك بار همزمان با جام جهاني فوتبال شروع مي شود، 50 تيم ايراني هم حضور دارند.
درهمين دورة مسابقات بين المللي روبوكاپ در چهار بخش روبات هاي فوتباليست، امداد، جونيور و Robocup@Home برگزار مي شود كه بخش روبات هاي فوتباليست شامل ليگ شبيه سازي فوتبال، ليگ روبات هاي كوچك، ليگ روبات هاي متوسط، ليگ روبات هاي چهارپا و ليگ روبات هاي انسان نما است. علاوه بر مسابقات اصلي روبوكاپ، مسابقات جونيور هم در سه بخش روبات هاي فوتباليست، رقصنده، و امدادگر برگزار مي شود كه وجه تمايز عمدة آن، لحاظ كردن محدوديت سني شركت كنندگان و برخي تفاوت ها در قوانين رقابت ها است. در شمارة بعد مي توانيد گزارشي از يكي از جوان ترين تيم هاي حاضر در اين رقابت ها را در صفحات گزارش بخوانيد.
002502.jpg
جلسه دختران شهرياران جوان
امنيت رواني، حق مسلم ماست

انگار اين بحث شهرياران جوان، دارد كم كم جدي تر مي شود. همه دارند خودشان را براي يك ماه ديگر كه قرار است اين تشكل به طور رسمي آغاز به كار كند، آماده مي  كنند. در همين راستا و براي اين كه بروبچ دستشان بيايد چند نفر خيلي پايه اند، هفتة پيش جلسه شوراي دختران شهرياران جوان برگزار شد. از هر منطقه به طور تصادفي يك نفر انتخاب شده بود تا در مقر اصلي شهرياران در خيابان نجات اللهي دور هم جمع شوند و اصلا ببينند آيا اين جلسات خوب است؟ اگر برگزار شود، سود دارد؟ اصلا دخترها بلدند از اين كارها؟ بلدند بنشينند كنار هم و بدون گيس كشي حرف بزنند؟ وقتي جلسه برگزار شد، همه ديدند بله، خيلي لازم است. دخترهاي تهراني، مشكلات خاص خودشان را دارند و مي توانند در كنار هم اين مشكلات را بررسي كنند. توي اين جلسه، دخترهاي تهراني كشف كردند كه بايد فضاي امن و آزادي براي فعاليت هاي دختران وجود داشته باشد. آن ها بايد بهداشت رواني داشته باشند و ضمنا جايي براي ارتباط سالم و البته فرهنگي و فضايي براي طرح مسائل ارتباط دختر و پسر باشد. ضمانت اجرايي اين كشفيات تكان دهنده هم به عهدة خود اعضاست. يعني اگر كسي در خيابان مزاحم تان شد و متلك انداخت، خودتان بايد با ضربات آپركات و آپ چاگي فضا را براي خودتان امن كنيد.

۵‎/۲ ميليارد تومان هزينه مصدومان تصادف
تصادفات مگر مصدوم هم دارد

همان طور كه مي دانيد، ما در هر چي اول نباشيم، در تصادفات اول هستيم و بيشتر وقت حضرت قابض الارواح در كشور ما در جاده ها سپري مي شود. كلا تا 27 هزار نفر در جاده نميرند، سالمان سال نمي شود.
حالا اين مقدمه را گفتيم تا برسيم به حرف سرپرست معاونت درمان تأمين اجتماعي كه گفته: سال پيش، 5/2 ميليارد تومان هزينة درمان مصدومان ترافيكي شده است و هم اكنون در كلية بيمارستان هاي سازمان تأمين اجتماعي، مصدومان ترافيكي بدون قيد و شرط و به طور رايگان بستري و درمان مي شوند.
نكته: تصادف هاي ما كه مثل خارجي ها سوسولي نيست. خراش و شكستگي و ضرب ديدگي، مسخره بازي است. تو تصادف هاي ما طوري ماشين ها درهم مي روند و تركيب مي شوند كه امكان جداسازي فيزيكي آن ها از هم نيست و اصولا زنده ماندن در تصادف، افت كلاس دارد.
يادآوري: اگر رويمان به ديوار، كسي هم صدمه ببيند و گوشة جاده در حال جان كندن باشد، مگر خر كلة راننده ها را گاز گرفته كه او را به بيمارستان برسانند و خودشان را بيندازند توي هچل. مصدوم عزيز، همان كنار بايد بعد از مرور كارنامة اعمال خود به مابقي همسفران كه دقايقي قبل فوت كرده اند، ملحق شود تا در آينده از دوري آن ها دچار افسردگي نشود.
پرسش: پس اين 5/2 ميليارد تومان، خرج مي شود؟

شكارچي زنان دستگير شد
طرحي از يك جنون
002505.jpg
۲۴ سال بيشتر ندارد. صورتش را از ته تراشيده و پيراهني آستين كوتاه بر تن دارد. روزي كه با اين سر و وضع در مقابل خبرنگاران ايستاد و با شرم و اضطراب به سؤال هاي آن ها پاسخ داد، هيچ كس فكرش را نمي كرد او بتواند كسي را با چاقو بكشد. اما مثل اين كه بايد باور كنيم او همان كسي است كه با ضربات چاقو، 2 زن را در شرق تهران كشته و 5 نفر ديگر را هم مجروح كرده است. حالا او را شكارچي زنان ناميده  اند و هم رديف غلامرضا خوشرو، سعيد حنايي و بيجه قرار داده اند. گويا اين روزها خوراك خوبي براي صفحة حوادث روزنامه ها و نشريات زرد فراهم شده است؛ البته اگر جام جهاني بگذارد.
انگيزه هاي آقاي شكارچي براي انجام اين جنايات هنوز كاملا معلوم نيست. سردار طلايي گفته كه او دچار مشكلات روحي و رواني است و انگيزة خود را از ارتكاب اين جنايات، سرقت بيان كرده. اما با توجه به اين كه او طي هفت مورد ضرب و جرح فقط مبلغ 30 هزار تومان سرقت كرده، احتمال مي رود انگيزة ديگري داشته است. به گفتة رئيس پليس تهران، متهم سوژه هاي خود را به شكلي كاملا تصادفي انتخاب مي كرده و هيچ گونه آشنايي قبلي با  آ ن ها نداشته است. اما جناب آقاي شكارچي در گفت وگوي خود با خبرنگاران، دلايل ديگري را هم عنوان كرده است. چند سؤال برگزيده از اين گفت وگوها را بخوانيد، خودتان دستتان مي آيد.
وضع مالي پدرت چطور است؟
وضع مالي خوبي ندارد.
پس به خاطر نياز مالي، دست به سرقت زدي؟
نه.
چرا دست به اين قتل ها مي زدي؟
مي خواستم از دختر مورد علاقه ام انتقام بگيرم. دختري را دوست داشتم، ولي او به من وفادار نماند. من هم به قصد انتقام گيري، تصميم گرفتم هر دختري كه قيافه اش شبيه او بود را به قتل برسانم.
مگر قربانيانت شباهتي به دختر مورد علاقه ات داشتند؟
خودم هم نمي دانم. فقط تصور مي كردم آن ها به آن دختر خيلي شبيه بودند.
قرباني ها را چطور شناسايي مي كردي؟
به طور اتفاقي. هر جاي خلوتي كه زن يا دختر جواني را مي ديدم، از فرصت استفاده مي كردم و با چاقو او را مجروح مي كردم.
چه چيزي باعث مي شد تا دست به اين كار بزني؟
اين ها طرحي از يك جنون بود.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
مثل سركه براي شكلات!
حسني در پارك ارم
خيانتكاربه متن
رويدادهفته
تلويزيون
حاضرم تا صدا و سيما سينه خيز بروم
قلبم 2 ميليارد در دقيقه مي زد
ورزشي
رازهاي يك جام
آهنگ هايي كه عمه ام ساخت!
خودزني يك قهرمان
يار دوازدهم به جام نرسيد!
رويدادهفته
جام جهاني،هرروز در خانه
دلم مي خواهد هم ايران ببرد، هم پرتغال!
آناليز ايران ـ پرتغال از ز بان سفير
اجتماعي
ايمان دايره روشني در دل مي سازد و هرچه بيشتر مي شود، دايره بزرگ تر مي گردد
زندگي
معضلي به نام تخليه
كراك و قرص هاي برنج زير سايه جام جهاني
رويدادها
طرحي از يك جنون
سينما
فرشتگان و ديوها
ميوتانت ها را بشناسيد
دانش
ديوار چين
مو هبت آسماني يا عذاب اليم
موسيقي
بچه هاي خيابان پشتي
روزها
سارتركه مي نوشت
كافه نشين معترض
سارتر در ايران
رويدادها
جهان كوچك
بازگشت دايناسورها
هنر روز
شهري براي تمام قرون
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |