- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۲ - شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵ - - Jun 17, 2006
docharkhe
عمليات ساخت بزرگ ترين سد دنيا
روي رودخانه يانگ تسه در چين درحال اتمام است
ديوار چين
۲۵۰هزار كارگر چيني اين سد را پس از 14 سال ساختند با چيزي حدود 27ميليون مترمكعب بتون
002571.jpg
ديوارة اصلي سد كه در تصوير مي بينيد، 2300متر طول دارد
احسان لطفي
بربرها حوصله شان از علفزارهاي صاف و تك  رنگ سيبري كه سر مي رفت، هواي چين به سرشان مي زد. چيني ها اول دست روي دست گذاشتند، اتفاقي نيفتاد. خشت روي خشت گذاشتند و ديوار چين درست شد. چيني ها غير از اين كه زيادند، ديوار هم خوب مي سازند. فرقي نمي كند پشتش بربر باشد يا آب.حالا آن ها دارند بزرگ ترين سد دنيا را مي سازند.
۱ سد: بزرگ ترين در جهان، بين آن هايي كه از آب، برق مي گيرند. دو هفته پيش بتون ريزي اش تمام شد.

۳ دره: 30 درجة عرض شمالي، 111 درجة طول شرقي. جايي بين شهرهاي يي چانگ، هوبي و فوكتيك در استان سي چوان چين كه رود يانگ تسه در آن، كمي پهن مي شود و مي چرخد. بيشتر چيني ها به يانگ تسه مي گويند چانگ ژيانگ يعني رود دراز. راست مي گويند چون با 6300 كيلومتر طول، در دنيا بعد از نيل و آمازون مي ايستد.

۱۳ سال پيش: ساخت سد بالاخره شروع شد. بالاخره ، چون چيني ها از 1919مي دانند كه سه دره جاي خوبي براي زنجير كردن يانگ تسه است. يعني از زماني كه پدر چين جديد، سون يات سن، در فصل دوم كتابش زير عنوان برنامه هاي صنعتي، اسمي هم از سد سه دره آورد كه بايد ساخته شود تا كشتي ها تا بالادست بروند و توربين ها براي برق ساختن بچرخند . اما طرح به دلايل سياسي و اقتصادي عملا مسكوت ماند تا دهة 50 كه چند سيل عظيم، پرونده اش را دوباره از بايگاني ها بيرون كشيد و روي ميز لين يي شان رئيس دفتر طرح هاي درة يانگ تسه انداخت. يي شان با همة مشكلات و هزينه ها از طرح خوشش آمد، اما خوش آمدن او، حمايت كسي را لازم داشت كه دهان مخالفان را ببندد. در 1958 ارادة مائو بر اين تعلق گرفت كه چين، صاحب بزرگ ترين سد برق آبي دنيا بشود. اما ركود اقتصادي حاصل از اجراي برنامة فاجعه بار جهش به جلو ي مائو، فاتحة همه چيز را در 1960 خواند. چيني ها چندبار ديگر در سال هاي 1963، 70، 79، 86 به بهانه هاي مختلف سراغ طرح رفتند، چند صفحه اش را ورق زدند و هربار به دليلي بي خيالش شدند تا اين كه در 1992 لي پنگ رئيس دولت چين تصميم گرفت طرح را به هر قيمتي عملي كند. كنگرة ملي خلق علي رغم امتناع يا مخالفت يك سوم اعضا، برآورده شدن آرزوي سون يات سن را تصويب كرد. كنگرة ملي خلق در چين معمولا پاي همة طرح هاي دولت را به اتفاق آرا و نديد مهر مي زند. اسم كتاب سون يات سن استراتژي براي ملت بود.

۱۸۵ متر: اين ارتفاع ديواري است كه چيني ها به طول 2309 متر جلوي رود دراز كشيده اند. يانگ تسه در سه دره، كمي پهن مي شود و با چرخش به سمت شمال، يك ناحية زانويي شكل به وجود مي آورد. چيني ها براي انحراف آب، اول دو كانال، يكي باريك و عميق و كوتاه و ديگري پهن و كم عمق و بلند به موازات هم در زاوية تنگ زانو ساختند. بعد با خاكريزي هاي وسيع، ساحل جنوبي زانو را آن قدر مسدود كردند كه پهناي رود تقريبا نصف شد، آب بالا آمد و بخشي از آن از طريق كانال باريك، به سمت پايين دست جريان پيدا كرد. وقتي به اين ترتيب، حجم آب در شاخة اصلي كم شد، كارگران، سنگ و خاك تخليه شده در ساحل جنوبي را به تدريج به ساحل شمالي منتقل كردند. با پايان اين مرحله، جريان اصلي به ساحل جنوبي منتقل شد. عمق آب به ركورد 60 متر رسيد و جزيره اي در ميانة رود پديد آمد كه ساخت بدنة اصلي روي آن شروع شد. با پايان ساخت ديوارة مركزي، جريان اصلي به دريچه هاي سد، و كانال هاي دوگانه انتقال يافت و ساحل جنوبي دوباره مسدود شد تا ساخت ديواره، روي آن ادامه پيدا كند. وقتي اين مرحله هم تمام شد، 102ميليون متر مكعب خاك و سنگ برداشته و 29ميليون متر ريخته شده بود. كانال عريض، باقي ماند تا از آن براي انتقال پله پلة كشتي ها به بالادست استفاده شود. سد در اول ژوئن 2003 آبگيري را شروع كرد.ارتفاع آب: 10ژوئن 2002: 135 متر، 5 نوامبر 2002: 139 متر و در نهايت 175متر. نصب ژنراتورها هم تقريبا بلافاصله بعد از اتمام بخش اصلي ديواره آغاز شد. 2309ضرب در 185ضرب در يك عدد ديگر، مي شود 27ميليون. 27ميليون متر مكعب بتوني كه 20هزار كارگر چيني، راه يانگ تسه را با آن بستند. اين تقريبا 2 برابر بتوني بود كه برزيلي ها، سد ايتايپو را با آن ساختند. يا 8برابر چيزي كه آمريكايي ها خرج سد هوور در كلرادو كردند. 20هزار كارگر به اضافة 230هزار كارگر مي شود 250هزار كارگري كه در مجموع به ساخته شدن سد كمك كردند. اين جا چين است و عددها مخصوصا وقتي واحدشان نفر يا كارگر باشد، بي رويه بزرگ مي شوند.

۶۶۰ كيلومتر: اين طول درياچه اي است كه سد در بالاترين ارتفاع آبگيري، پشت خودش درست مي كند. درياچه اي كه دراز ايش را مديون پهناي كم و يكنواخت درة يانگ تسه است. سه دره، تنها سد يانگ تسه نيست. 50 هزار سد بزرگ و كوچك ديگر، شعبه ها و شاخه هاي ريز و درشت رود دراز را جابه جا قطع مي كنند. اين 50 هزار سد تقريبا همگي در 50 سال اخير ساخته شده اند تا ذخيرة آب شيرين حوزة رود را از 06/0 كيلومتر مكعب در 1950، به 180 كيلومتر مكعب در سال 2002 برسانند.
سه دره در حداكثر آبگيري اش به تنهايي 40 كيلومتر مكعب به اين ذخيره اضافه مي كند و ضمنا 632 كيلومتر مربع زمين را زير آب مي برد (مقايسه كنيد با 7 كيلومتر مكعب ذخيرة سد كرخه). اين زمين ها خيلي هم بي آب و علف نبودند و اتفاقا حدود 5/1 ميليون نفر، در 1200 روستا، 100 شهر كوچك و 2 شهر بزرگ روي آن ها نفس مي كشيدند، كشاورزي مي كردند و جزئي از خلق چين (يك هزارم) حساب مي شدند. عمليات انتقال يك ميليون نفر از اين مردم به مناطق و شهرهاي جديد تقريبا تمام شده و مابقي منتظرند ببينند دولت بالاخره به چند متر آب رضايت مي دهد. تصميم تعيين كننده است: 156 متر به جاي 175 متر، يعني 520 هزار نفر مي توانند در خانه هايشان بمانند و صبحشان را با چشم انداز بديع درياچة سد شروع كنند. فقط زنده ها نيستند؛ بشر از ديرباز ترجيح مي داده خانه اش را كنار آب بسازد تا اين كه آب را تا خانه اش بكشد. بنابراين اصلا عجيب نيست كه 600كيلومتر دره پشت سد، 1300 سايت باستاني چهارهزار ساله را در خودش جا داده باشد. باستان شناس ها به همين بهانه مي خواستند جلوي ساخت سد را بگيرند؛ غافل از اين كه مرده ها اهميت چنداني ندارند، چه پشت سه دره، چه پشت كارون۳.

۱۸ هزار مگاوات: اين حداقل تواني است كه در نهايت از 26 توربين سد بيرون مي زند. اولين توربين اين مجموعه، 10 جولاي 2003 به شبكة نيروگاهي چين متصل شد و تا پايان آوريل 2005، دوازدهمين ژنراتور هم در مدار قرار گرفت. چين هر دو سال، به اندازة تمام مصرف انگلستان، به ظرفيت برق توليدي اش اضافه مي كند و هنوز از پس فرو نشاندن عطش انرژي كارخانه هاي فولاد، ماشين، سيمان و همين طور طبقه متوسط رو به رشدي كه ديگر به عرق ريختن در هواي شرجي افتخار نمي كند، برنمي آيد.
نتيجه اين كه از 31 استان چين 24 استان با خاموشي هاي كامل يا نسبي مواجه اند. در بسياري از مراكز صنعتي، صدها هزار كارگر به دليل قطع برق در روز، مجبور به شب كاري هستند. در شانگهاي، كارفرمايان دستور دارند كه با رسيدن دما به 35 درجه، به جاي روشن كردن دستگاه هاي تهويه، كارمندان را روانة خانه هايشان كنند. مراكز تفريحي هم حق ندارند سيستم هاي خنك كننده شان را قبل از ساعت 4 بعدازظهر به كار بيندازند.سه دره اگر بي هيچ مشكلي با تمام ظرفيت وارد مدار شود، فقط 3 درصد مصرف فعلي چين را برآورده مي كند. اما همين كه چيني ها حاضر شده اند اين 3 درصد را به جاي سوزاندن 11 هزار بشكه نفت در ساعت، يا 40 ميليون تن زغال سنگ در سال، از سقوط فرح بخش آب به دست بياورند و هر سال 2 ميليون تن به دي اكسيد گوگرد جو اضافه نكنند، جاي تقدير و تشكر دارد. 18 هزار مگاوات از همين مگاوات هايي كه نيروگاه بوشهر قرار است 1500 تايش را دو سه سال ديگر تحويل بدهد.

۲۲ ميليارد متر مكعب: ظرفيت سيل گيري درياچه است. سيل هاي يانگ تسه، از خودش معروف ترند. سال 1931، طغيان رودخانه به راحتي 145 هزار نفر را به كشتن داد. چهار سال بعد، اتفاق دوباره تكرار شد و اين بار با كمي ارفاق، 142 هزار نفر غرق شدند. 1949: 5700 نفر، 1954: 33 هزار نفر و بالاخره اين آخري كه در 1998 آمد و سه ماه، چيني ها را سر كار گذاشت. 7/6 ميليون نفر آدم معمولي به اضافة صدها هزار سرباز از سراسر چين بسيج شدند تا به يانگ تسه ثابت كنند كه ديگر كاري نمي تواند بكند. رود دراز اما در حد توانش خرابي به بار آورد. 240 هزار هكتار زمين را شست و 1526 نفر را هم با خودش به دريا برد. چيني ها همين كه تعداد كشته هايشان را اين  بار با دقت نفر مي دانستند، خوشحال بودند.
اما سه دره، احتمالا به تاريخچة ناآرامي ها و شورش هاي بي دليل يانگ تسه پايان خواهد داد. امتحان اش را هم يك بار ساعت 8 صبح روز 8 سپتامبر 2004 پس داده است: سومين سيل پاييزي قدرتمند در تاريخ يانگ تسه با دبي 61 هزار متر مكعب در ثانيه از بالادست وارد درياچه شد. كارگران به كارشان ادامه دادند، ژنراتورها برقشان را توليد كردند و نيم ميليارد مترمكعب سيلاب (حدود ذخيرة سد كرج)، بي هيچ اتفاق خاصي در درياچه آرام گرفت. رود دراز، تسليم شده بود.
002568.jpg
اين عكس طول 660كيلومتري درياچة پشت سد را نشان مي دهد. سد سمت چپ سد سه دره است و در سمت راست يك آب بند قديمي تر ديده مي شود
۲۵ ميليارد دلار: هزينه اي است كه چين بابت تبديل آب هاي گل آلود يانگ تسه به 18هزار مگاوات برق آبي تميز پرداخته است. وام از بانك توسعة چين و بانك هاي تجاري داخلي و خارجي، اوراق مشاركت و 12 ميليارد دلار ماليات از مصارف برق خانگي به كمك بودجة دولتي پروژه آمده اند تا 25 ميليارد دلار هزينة رسمي آن را تأمين كنند. هزينه اي كه منابع غير رسمي، در تخمينش تا 100 ميليارد دلار هم پيش مي روند. منابع رسمي اميدوارند سد با توليد برق، گسترش توريسم، افزايش حمل و نقل آبي و كاهش سيل ها، هزينة رسمي اش را برگرداند. گسترش حمل و نقل آبي به عهدة بالابرها، حوضچه ها و كانال هاي ترابري تعبيه شده اي است كه امكان عبور از سد و ادامة مسير تا مناطق مركزي فلات چين را در 6 ماه از سال براي كشتي هاي 10 هزار تني اقيانوس پيما فراهم مي كنند. عبور هر كشتي از حوضچه هاي پنج مرحله اي،  حدود چهار ساعت طول مي كشد. اما درياچة طويل پشت سد، ظرفيت حمل و نقل كالا در يانگ تسه را تا 5 برابر افزايش مي دهد. كاش سون يات سن زنده بود و پيروي ملت از استراتژي هايش را مي ديد.

۳سال ديگر: وقتي تمامي ژنراتورها نصب شوند و 18 تا 21 هزار مگاوات برق تحويل شبكة نيروگاهي چين بدهند، پروژه تكميل شده است. مهندس ها، بتون ريزي را 8 ماه زودتر از برنامه تمام كردند. با اين حساب، بعيد نيست بتوانند تا 2008 سه دره را كامل كنند. 600كيلومتر درياچه، جان مي دهد براي قايق راني، قايق راني المپيك. المپيك 2008 پكن.

۱ كشور: كه ديگر بايد جدي اش گرفت. چيني ها غير از اين كه زيادند، ديوار هم خوب مي سازند. فرقي نمي كند پشتش بربر باشد، يا آب يا بقية دنيا.

مخالفان احداث سد همچنان نگران اند
مو هبت آسماني يا عذاب اليم
سه دره بالاخره چيست؟ يك مو هبت آسماني براي اژدهايي كه خميازه كشان در حال بيدار شدن است يا يك عذاب اليم كه چيني ها بايد 17 سال براي نازل شدنش جان بكنند؟ هر پروژه اي در اين ابعاد، تقريبا به اندازة موافقانش مخالف دارد. مخالفت ها به طور جدي اواخر دهه،۸۰ زماني كه طرح داشت جدي مي شد، از گوشه و كنار شروع شد. مهندس ها، بوم شنا س ها، باستان شناس ها و سازمان هاي كوچك و بزرگ مدافع محيط زيست و حقوق بشر، هر كدام گوشه اي از طرح را مخالف آرمان هايشان ديدند و سعي كردند جلوي اجرا شدنش را بگيرند. معروف ترين اين مخالفان شايد داي كينگ، مهندس و روزنامه نگار زن چيني بود كه در كتابش، سد سه دره را مخرب ترين پروژة جهان از نظر اجتماعي و محيطي ناميد و خواستار جايگزين شدن طرح با مجموعه اي از سدهاي كوچك تر روي شاخه هاي يانگ تسه شد.
در مارس 1989، شوراي ايالتي در برابر حجم عظيم مخالفت هاي داخلي و خارجي، رأي به تعليق برنامه هاي سد تا 5 سال داد. اما پس از اعتراضات و كشت و كشتارهاي تيان آن من، دولت به اين نتيجه رسيد كه نبايد به مخالفان زياد رو بدهد. بنابراين، زير سؤال بردن سد و بحث كردن دربارة آن را ممنوع كرد، منتقدان خارجي را به بي اطلاعي و تلاش براي تضعيف چين متهم كرد و براي اثبات جديت اش داي كينگ را هم 10 ماه به زندان انداخت. ساخت سد دوباره شروع شد.
مخالفت هاي داخلي، بيشتر اجتماعي است و به نگراني از سرنوشت
۵ /1ميليون چيني جابه جا شده يا در شرف جابه جايي برمي گردد. آن ها روستانشينان فقيري هستند كه حالا براي تأمين نيازهاي طبقة متوسط ساكن شرق چين، بايد زمين هاي آبا و اجدادي شان را رها كنند و زمين هاي تازه اي را شخم بزنند كه چندان حاصلخير نيست. بايد در خانه هايي زندگي كنند كه دولت برايشان سري دوزي كرده و در نهايت دلشان را به غرامتي خوش كنند كه اغلب هنوز پرداخت نشده است.
طرفداران محيط زيست اما، بيشتر از همه، خودشان را به آب و آتش مي زنند. از نظر آن ها سد و متعلقاتش يك فاجعة تمام عيار است . چيني ها منت مي گذارند كه 3 درصد از برقشان را بدون توليد گازهاي گلخانه اي تأمين مي كنند. اما ظاهرا غرق شدن گياهان و جانداران پشت سد، تا مدت ها متان وارد جو مي كند. تخمين ها حاكي از اين است كه يانگ تسه هر سال 530 ميليون تن رسوب و گل و لاي وارد درياچة سد خواهد كرد. گل و لايي كه در شرايط عادي بايد چند هزار كيلومتر ديگر جلو برود و در دلتاي يانگ تسه انباشته شود. با توقف اين اتفاق، ورودي دلتا كم مي شود، مناطق ساحلي به تدريج زير دريا مي روند و اكوسيستم منطقه به شدت تحت تأثير قرار مي گيرد؛ يعني مشابه همان اتفاقي كه با ساخته شدن سد اسوان در دلتاي نيل افتاد. انقراض چند گونة جانوري، خطر ورود فاضلاب شهرهاي مجاور به درياچة نيمه راكد، تغيير اقليم فلات داخلي چين تحت تأثير تبخير آب درياچه و چند اتفاق كوچك و بزرگ ديگر را هم كه اضافه كنيد، به طرفداران محيط زيست حق مي دهيد كه گلويشان را به حالت نيمه پاره دربياورند.
باستان شناس ها هم به طرفداري از قوم با قيام كرده اند. قومي باستاني كه دور و بر چهار هزار سال پيش به درة يانگ تسه سرازير شد و آن قدر آن را مسكوني كرد كه هنوز 1300 منطقة باستاني زير و رو نشده از آن ها در محل باقي مانده است. باستان شناس ها اشياي منقول را تا حد امكان به مناطق بلندتر بردند. اما ظاهرا اشياي نجات يافته، درصد قابل توجهي از كل ميراث باستاني مدفون را تشكيل نمي دهد.
و بالاخره مهندس ها هم نگران استقامت سد در برابر حوادث مختلف اند. از زمين لرزه گرفته، تا سيل و حملات تروريستي تايواني هايي كه چشم ديدن يك سد با درياچه اي سه برابر طول كشورشان را ندارند. سال 1975، سد بانكيائو به دلايل معلوم و نامعلوم شكست و آب درياچه 61 سد پايين دست را به انضمام 170 هزار نفر آدم با خودش برد. در چين، بچه اي به اسم پطرس پيدا نمي شود. اگر هم بشود، بعيد است حاضر باشد انگشتش را توي سوراخ سدي فرو كند كه 40 كيلومتر مكعب آب پشتش خوابيده است. چيني ها از قديم به فرزانگي معروف اند.

فهرست
نامه  ها
فهرست
سينما تلويزيون
مثل سركه براي شكلات!
حسني در پارك ارم
خيانتكاربه متن
رويدادهفته
تلويزيون
حاضرم تا صدا و سيما سينه خيز بروم
قلبم 2 ميليارد در دقيقه مي زد
ورزشي
رازهاي يك جام
آهنگ هايي كه عمه ام ساخت!
خودزني يك قهرمان
يار دوازدهم به جام نرسيد!
رويدادهفته
جام جهاني،هرروز در خانه
دلم مي خواهد هم ايران ببرد، هم پرتغال!
آناليز ايران ـ پرتغال از ز بان سفير
اجتماعي
ايمان دايره روشني در دل مي سازد و هرچه بيشتر مي شود، دايره بزرگ تر مي گردد
زندگي
معضلي به نام تخليه
كراك و قرص هاي برنج زير سايه جام جهاني
رويدادها
طرحي از يك جنون
سينما
فرشتگان و ديوها
ميوتانت ها را بشناسيد
دانش
ديوار چين
مو هبت آسماني يا عذاب اليم
موسيقي
بچه هاي خيابان پشتي
روزها
سارتركه مي نوشت
كافه نشين معترض
سارتر در ايران
رويدادها
جهان كوچك
بازگشت دايناسورها
هنر روز
شهري براي تمام قرون
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |