- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۱ - شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۵ - - Jun 10, 2006
docharkhe
بچه  ها حمله كنيد!
001791.jpg
واقعا اين همه خنگي هم نوبر است. سايت فيفا يك نظرسنجي ترتيب داده و از كاربران محترم اش خواسته تا بازيكني را كه احتمالا در جام جهاني خواهيد درخشيد و به عنوان بهترين انتخاب خواهد شد، انتخاب كنند. خب معلوم است كه در ابتداي كار، يك عده از خدا بي خبر و از همه جا بي خبر، رفته اند روي اسم رونالدينيو و رونالدو و آنري و اين ها كليك كرده اند و زحمت ما را زياد كرده اند. اما با گذشت چند روز و پس از اين كه بي نظمي ها تمام شد و همه چيز روال طبيعي خودش را پيدا كرد، مشخص شد علي كريمي خودمان شايسته ترين فوتباليست دنيا براي دريافت هر گونه توپ طلايي، كفش طلايي، ساق بند طلايي، شورت طلايي و غيره است. او تا آخرين لحظاتي كه نشرية ما زير چاپ مي رفت، با اختلاف حيرت انگيزي از ديگر رقبايش جلو افتاده بود. طرفداران علي كريمي در دنيا كاري كرده بودند كه شنيده ايم كُرك و پر سپ بلاتر به صورت كامل ريخته و او جرأت حاضر شدن در مجامع عمومي را ندارد. ما از همة كاربران اينترنت در تمام نقاط كرة خاكي خواهشمنديم تا آخرين مهلتي كه فيفا مي دهد، يك نفس به كليك كردن براي علي كريمي ادامه دهند و به اين ترتيب مشت محكمي به دهان رونالدينيو و بقيه بكوبند. پيش بيني مان هم اين است كه در پايان اين نظرسنجي، آنري با يك  درصد آرا سوم، رونالدينيو با سه درصد دوم و علي كريمي با 98 درصد اول شود. (چيه جمعش نمي  خونه؟ بابا از ما ايراني ها هر چي بگي برمي آد) بعدش هم توصيه مان به همة سايت ها در همة دنيا اين است كه هر وقت دست به چنين نظرسنجي هايي مي زنند، مقام اول را پيشاپيش به هموطنان قهرمان ما بدهند و فقط براي مقام هاي دوم به بعد رأي گيري كنند. پس تا آن روز، آي آقا كليك كليك، آي خانم كليك كليك.

معماهاي آقاي رئيس جمهور
001752.jpg
بازيكنان تيم ملي فوتبال در آخرين روز حضور در ايران پيش رئيس جمهور رفتند و پيراهن شماره بيست و چهار تيم ملي را به دكتر احمدي نژاد تقديم كردند.
در اين مراسم، خيلي خوش گذشت و مسائلي مطرح شد كه ما گمان مي كنيم اگر جلسه زودتر برگزار مي شد، نقش زيادي در آمادگي ذهني و اطلاعات عمومي بازيكنان ما داشت. مثلا يك موضوع بسيار جالب اين جلسه، اين بود كه آقاي احمدي نژاد پرسيد: كي مي دونه قطر توپ فوتبال چقدره؟ و در همين لحظه بود كه از دادكان گرفته تا برانكو و فركي و شاهرخي و دايي و بقيه همه با لبخند همديگر را نگاه كردند و صحنة خوبي براي عكس گرفتن به وجود آمد. بعد آقاي احمدي نژاد پرسيد: اگر از گروه C، هلند و آرژانتين صعود نكنن، اون وقت كي مي آد بالا؟ كه در اين لحظه هم همة بازيكنان تيم ملي با خوشحالي همديگر را نگاه كردند و معلوم شد اين را هم هيچ كس نمي داند! البته اين درست است كه به قول احسان ناظم بكايي، براي ما فرقي نمي كند از آن گروه كي بيايد بالا، چون ما براي قهرماني بايد همه را شكست بدهيم! ولي اين كه بچه هاي تيم تا حالا به اين موضوع فكر نكرده بودند، براي شما جالب نيست؟
جالب ترين نكته در پايان اين جلسه، اهداي 100 سكه بهار آزادي (كه جديد و قديمش اعلام نشده) به تيم بوده است كه دست شان درد نكند. ما با بچه  هاي تحريريه حساب كرديم ديديم اگر نفري 4 تا سكه به 23 بازيكن تيم ملي بدهند، مي شود 92 تا. به اين ترتيب، ما آمادگي خودمان را براي دريافت 8 سكة باقي مانده اعلام مي كنيم تا معضلي كه ممكن است اردوي تيم ما در فريدريش شافن را با بحران مواجه كند، حل شود!

فرهاد كاظمي در ليگ يك ماند و سرانجام پيكان را به ليگ برتر آورد
بازگشت آقاي مربي
001755.jpg
او دوباره همه را شگفت زده كرد. فرهاد كاظمي پس از دو تساوي با پگاه، توانست پيكان را به ليگ برتر برگرداند. اما پس از مسجّل شدن صعود، شلوغ كرد و با حرف هايي كه عليه مديران باشگاه به زبان آورد، شهر را به هم ريخت. اگر چه اين اولين بار نبود كه آقا فرهاد جشن را به كام برنده ها تلخ مي كرد. او در فينال جام حذفي در فصل 83 ـ 82 هم پس از مغلوب كردن استقلال و پس از اين كه با سپاهان به مقام قهرماني رسيد، اختلافاتش را با مديران باشگاه اصفهاني علني كرد. هنوز ترشرويي هاي او از ياد نرفته است. اين كه حاضر نشد به عنوان مربي تيم قهرمان با جام، عكس بيندازد و اين كه رختكن را با متلك هايي كه به مديران گفت، متشنج كرد. جام رو بدين اينا باهاش عكس بندازن. ما جام نديده نيستيم. اين ها تلخ ترين حرف هايي بود كه مي شد از كاظمي شنيد؛ پس از دو سال همكاري و پس از اين كه او زردهاي اصفهان را به عنوان اولين قهرمان شهرستاني ليگ برتر معرفي كرد. فرهاد كاظمي پس از جدا شدن از سپاهان در اواخر فصل 84 ـ 83 هم همه را شگفت زده كرد.
پيوستن او به تيم پيكان كه در ته جدول ليگ بود، يك خودكشي محسوب مي شد و كاظمي جسارت اش را داشت. اما تيم به دستة اول سقوط كرد و (مربي قهرمان) را با خودش پايين كشيد. يك فصل حضور در دستة اول و سماجتي كه فرهادخان به خرج داد، بالاخره به نتيجه رسيد و تيم متمول تهراني به ليگ برتر برگشت. اين به معناي حضور دوبارة كاظمي در فهرست خبرسازهاي هفتگي بود. او به خاطر سبك خاص حرف زدنش و با تيپ متفاوت اش هميشه براي رسانه ها، سوژة جذابي محسوب مي شود. او مربيان كلاس رفته را قبول ندارد و براي رجزخواني با مربيان تيم حريف، پيش از فينال سال 83 در محافل خصوصي گفته بود: ژنرال؟ بابا ژنرال چيه، اينا سرباز فراري هم نيستن! اما هيجان تماشاي دوبارة او روي نيمكت يك تيم ليگ برتري، پس از شنيدن حرف هاي تندش فرو نشست. اين حرف ها به معني اين بود كه كار او در پيكان به پايان رسيده است. تصور اين كه يكي از تيم هاي ديگر ليگ برتري براي او پا پيش بگذارد ـ با توجه به قيمت بالا و خصوصيات اخلاقي او ـ چندان آسان نيست. دربارة او حرف هايي از ماندن در ليگ يك و هدايت تيم عقاب شنيده مي شود، اگر چه فرهاد كاظمي نامي است كه مي تواند هر مدير باشگاهي را وسوسه كند. از خودش بپرسيد، مـــي گــــويــــــد: سرنخواســــتن ما دعواس! يك شوخي ديگر و يك طعنة تلخ به ديگر مربيان فــوتبال، پس از اين كه پيكان را بـه ليگ بــرتر برگردانده.

آقاي گل ليگ در اوج خوشحالي منتظر يك فرصت ديگر است
رضا عنايتي: آقاي گل جهان نمي شوم!
001776.jpg
فرهاد عشوندي
خداييش شب دامادي ام هم اين قدر خوش تيپ نبودم. كت و شلوار شيك طوسي، موهايي كه از بس ژل خورده اند برق مي زنند، صورتي كه بارها صيقل داده شده و به جز خط باريك زير لب، اثري از مو بر آن نيست، به قدري چهرة رضا عنايتي را جذاب كرده كه پاي پرواز تيم ملي به آلمان، ادعا كند از همة عمرش خوش تيپ تر است!
خيلي خوشحالي؟
نبايد باشم؟ با اين بدرقه اي كه مردم از ما كردند، مگر مي شود خوشحال نبود. من كه هيچ، فكر مي كنم هيچ كدام از بازيكنان انتظار اين حضور مردمي را در اين وقت شب نداشتند.
چقدر اميدواري كه در جام جهاني بازي كني؟
نااميد نيستم.
به گل زدن چطور؟
حتي اگر يك دقيقه هم بازي كنم، تمام سعي ام را مي كنم كه گل بزنم. تنها اگر يك فرصت هم به دست بياورم، مطمئن باش كار را تمام مي كنم.
مثل بازي با بوسني؟
انگار خوابي ها! من تا به حال، 7 گل ملي زده ام!
اما هيچ كدام اين قدر مهم نبود.
آهان از اون نظر مي گي؟! (مي خندد و ادامه مي دهد) حال كردي چطور دريبل شان كردم. بعدش هم خيلي حال داد. اين كه جمعيت تشويقم مي كردند و...
يك سؤال رؤيايي؛ فكر مي كني مي تواني آقاي گل جهان بشوي؟
حالا بگذار بازي كنم! خداييش گل زدن در جام جهاني خيلي سخت است. همين كه تيم موفق بشود، برايم كافي است.
اين چه موقع رفتن به امارات بود؟
شايعات صحت ندارد. قراردادي نبستم. قرار شد قرارداد با الامارات بماند براي بعد از جام جهاني.
انگار خيلي به ليگ امارات علاقه داري؟
مي خواهم به جايي بروم كه بيشترين پول را مي دهند. اگر به يك تيم اروپايي بروم و نيمكت نشين بشوم، خوب است؟
يعني در امارات راحت گل مي زني ديگر.
اگر در امارات هم گل نزنم كه بايد بروم بميرم!

رويدادهفته
جلالي به پاس برگشت
ادامه قصه هاي مجيد

درست در روزهايي كه فرهاد كاظمي داشت تيمش را به ليگ برتر مي آورد و بالاخره هم آورد، يك اتفاق جالب ديگر هم در باشگاه پاس افتاد. پاسي ها دوباره رفتند سراغ آقا مجيد جلالي و او را كه با سلام و صلوات توانسته بود شهيد قندي يزد را تا دسته اول مشايعت كند، به خانه برگرداندند.
در مورد آقاي جلالي و اين كه چرا از پاس رفت و اين كه چرا برگشت، حرف و حديث تا دلتان بخواهد هست؛ اين كه كي زيرآب اش را زد و اين كه چرا در دورة مديريت جديد باشگاه دوباره حلوا حلوايش مي كنند. البته از ما انتظار نداشته باشيد اين قضيه را باز كنيم. مهم اين است كه ما اصولا به دليل خصوصيات اخلاقي مان هم طرفدار آقاي جلالي هستيم، هم طرفدار مديريت قبلي و هم مديريت جديد. جالب اين است كه اين وسط هيچي به ما نمي ماسد وكلا ول معطليم. ارتباط فرهاد كاظمي و مجيد جلالي كه اول خبر نوشتيم را هم كه همه مي دانند؛ داستان مجيد كامپيوتر كه زاييدة ذهن خلاق فرهاد خان است و ارادتي(!) كه دو طرف به هم دارند. در ضمن، افشين پيرواني هم به عنوان دستيار مجيد جلالي انتخاب شد تا ممدحسن خان انصاريفر نفس راحتي بكشد!

ليگ برتر در خدمت پايتخت
آره بابا، تهرانته!

گفتيم فرهاد كاظمي، ياد ماجراهاي ليگ يك افتاديم. اين كه تراكتورسازي تبريز، پس از كلي كش و قوس، بالاخره با هماي تهران بازي كرد و نتوانست صعود كند. و اين كه پگاه گيلان با وينكو بگوويچ، در مقابل فرهاد كاظمي زانو زد تا مشخص شود كه اين ويچ  ها در مقابل خان   ها حرفي براي گفتن ندارند.
به اين ترتيب، اگر به اميد حق هما با حميدخان عليدوستي بتواند مس كرمان را هم در بازي برگشت بزند، ما ليگ برتري خواهيم داشت با هشت تيم تهراني و هشت تيم شهرستاني. اين به معناي اين است كه تيم هاي شهرستاني براي بازي هاي ليگ بايد يكسره در سفر و رفت و برگشت باشند و تيم هاي تهراني مي توانند بيشتر بازي هايشان را در خانه انجام دهند. اين هم به معناي اين است كه فصل بعد مي توانيد از استقلال و پرسپوليس انتظار بيشتري براي قهرماني داشته باشيد.
نتيجه گيري يك: بي نظمي هايي كه در شهرهاي آذربايجان و به خصوص در تبريز رخ داد، اگر براي خودشان آب نداشت براي هماي تهران نان داشت؛ چون بازي افتاد در شهر بي طرف اصفهان و تراكتور حذف شد.
نتيجه گيري دو: با خوشحالي به عرض مي رسانيم كه مزدك ميرزايي هم پس از سال ها اشتباه در گفتن نام بگوويچ، سرانجام كشف كرد كه نام او وينگو است. اصولا VINCO را در تمام زبان هاي دنيا وينگو مي خوانند. فقط خود كروات ها چون زبانشان نمي چرخد، مي گويند وينكو.
001767.jpg
آخرين مشكلات در آخرين روزها
چه كسي پاسپورت ام را قورت داد؟

اين كه يحيي گل محمدي پاسپورت اش را گم كرده بود و نتوانست همراه ديگر اعضاي تيم ملي، خودش را به فريدريش شافن برساند هم از آن اتفاقات نادر روزگار است. البته در اين زمينه نظرات مختلفي وجود دارد. يكي از اعضاي تحريرية ما كه نمي خواست نامش فاش شود، معتقد بود كه اين هنر فقط نزد ايرانيان است و بس. او مي گفت اين كه بازيكن جام جهاني، پاسپورت اش را نمي تواند حفظ كند، نشان مي دهد ذهنش كاملا روي فوتبال متمركز شده است. البته يكي ديگر از همكاران ما هم كه كاملا تأكيد مي كرد نامي از او برده نشود، مي گفت اين پولتيك برانكو بوده تا رقبا را بترساند! منبع خيلي آگاه موردنظر، مي گفت اصلا قرار بوده طي يك سناريو، دايي و ميرزاپور و نصرتي هم از سفر جا بمانند تا تيم هاي حريف كاملا روحيه شان را از دست بدهند. بعد اين چند بازيكن فقط در لحظة آخر ناگهان در تركيب قرار بگيرند و حريفان را شوكه كنند. البته اين كه چنين چيزي صحت دارد يا نه، با گوينده است. اين را هم كه چرا تيم هاي حريف با اين حربة ما دچار ترس زدگي مي شوند، ما نمي دانيم! اما گذشته از همة اين حرف ها، ما (همشهري جوان) به عنوان يار سيزدهم تيم ملي اميدواريم همة بچه ها سالم و قبراق باشند و در بهترين فرم خودشان به مصاف رقبا بروند.
001761.jpg
فوتبال ما را تسخير كرده است
جوگير نشده ايم، عزيزم!

در ارتباط با راستاي اين كه بعضي از عزيزان خواننده ممكن است بپرسند چرا در اين هفته ها ما اين قدر به فوتبال روي خوش نشان مي دهيم، و چرا همة خبرهايمان و صفحاتمان مربوط به جام جهاني است و بقية ورزش ها چي مي شود؟ بايد به اطلاع برسانيم كه خب همين است ديگر. شما فكر نكنيد ما جوگير شده ايم. نه خير، ما اطلاع دقيق داريم كه حتي توي كابينة دولت هم دارند يكسره از جام جهاني حرف مي زنند و در كوچه و برزن و تاكسي و آرايشگاه، چند ميليون كارشناس محترم در حال آناليز كردن تيم هاي جام جهاني و بررسي وضعيت تيم ملي هستند. از طرف ديگر، بقية ورزش ها اين روزها به حالت نيمه تعطيل درآمده اند و آن ها هم خودشان خواب و خوراك ندارند براي جام جهاني. شوخي كه نيست، هر چهار سال يك بار يك جام جهاني داريم و يك ملت و يك شبكه۳ و يك جواد خياباني و يك سري چيزهاي ديگر. وقتي رضازاده و هادي ساعي قرار مي گذارند بروند جام جهاني و تيم ملي را تشويق كنند، شما انتظار داريد ما از ورزش هاي ديگر چه خبري چاپ كنيم؟ آقا راستي علي آقا اين همه ابراز تمايل كرد كه ما را هم ببريد تيم ملي را حمايت كنيم. شونصد نفر از طرف فدراسيون رفتند آلمان. از داريوش ارجمند بگيريد تا سيا ساكتي، همه را ورداشته اند برده اند آلمان به خرج دولت. حالا خيلي بد مي شد علي آقا را هم ببريد؟ اين مهرورزي شامل همه مي شود الاعلي آقا؟ بابا دستتان درد نكند.
001773.jpg
بازار شايعات داغ است
خبر بدهيد، مژدگاني بگيريد

در ادامة شايعاتي كه هفتة گذشته برايتان نوشتيم و تكذيب يا تأييد كرديم، بايد بگوييم در روزهاي اخير، همچنان بازار چاخان داغ است و هر كسي دستش مي رسد، دروغي به هم مي بافد. مثلا اين كه مبعلي با الشباب يك ساله بسته يا اين كه طالب لو با پرسپوليس تمام كرده است. اين ها همه الكي است و هيچ كدام جدي نشده. يكي اش همين رضا عنايتي كه گفتند با الوحدة امارات قرارداد بسته، اما مي بينيد كه با خود ما صحبت كرده همين بغل صفحه و تكذيب كرده از اساس. شايعاتي هم شده بود كه روزنامة اكيپ، پيشنهاد چند ميليون دلاري داده كه مهدي اميرپور را استخدام كند. اين را هم ما رد مي كنيم و فقط در حد مذاكره بوده! اما از اين خبرها كه بگذريم، مي رسيم به چند خبر مشكوك! مثلا اين كه برخلاف هفته هاي گذشته، از نيكبخت واحدي هيچ خبري نيست و انگار آب شده رفته توي زمين، نه مصاحبه اي نه چيزي درست عين وضعيت اميرپوريا كه نزديك چند روز است از ستون تب سنج جام جهاني خارج شده و تاكنون مراجعت نكرده است. به اين وسيله اعلام مي كنيم هر كس از امير پوريا و نيكي خبري داشت، ما را هم بي خبر نگذارد. امير پوريا! ستونت بي صاحب مانده، دارد برايت گريه مي كند، چرا برنمي گردي؟!
001785.jpg
گزارش شبكه ماهواره اي، ماهواره اي شد
ما چماق شديم!

و آخرين خبر اين هفته اين كه طبق معمول، مطالب و گزارش هاي ما بازتاب هاي جهاني دارد و هرچي مي نويسيم، مثل بمب توي دنيا صدا مي كند. آخرين بمب مان هم اين گزارش پخش فوتبال از شبكه T3 و خالي بندي هاي مزبور بود كه بدجوري سر و صدا كرد. يكي از (به قول جواد منتظري) ري اكشن ها به اين مطلب، از طرف يكي از كانال هاي ماهواره اي بود كه كل مطالب ما را با به به و چه چه خواندند و توي تلويزيون رو به ملت نشان دادند و آن يكي شبكه را ضايع كردند. جالب اين كه اين يكي ها كه گزارش ما را چماق كرده بودند، مي زدند توي سر آن يكي ها كه خودشان از همه شارلاتان ترند!
حالا البته اين چيزها به خودشان مربوط است. آدم مي تواند شارلاتان باشد يا نباشد. بينندگان عزيز خودشان عقل دارند، چشم دارند. فقط خواستيم بگوييم اگر مي خواهيد همديگر را بزنيد، چرا از ما خرج مي كنيد؟ چرا خودتان نمي رويد تحقيق كنيد گزارش تهيه كنيد اين كه مطلب ما را برمي داريد مفتي مي خوانيد، يعني چي؟ پس حق الپخش ما چي مي شود، حق التوكاري ما كه زديد آن طرف را شل و پل كرديد چي؟ پيتزاش كرديد رفت توي حلقوم مبارك تان ديگر. نكنيد آقا، نكنيد. بد مي بينيدها، ماشين تان چپ مي شودها. از ما گفتن.

مرگ تخمه ها و رقص پرچم ها!
فوتبال ديدن آداب دارد و اين روزها، روزهاي فوتبال است براي رفتن به استقبال جام جهاني آماده ايم
001929.jpg
هر وقت اين فكر به سرتان زد كه هنگام تماشاي بازي بوق بزنيد، خودتان را بگذاريد جاي بقيه و به اعصاب آن ها احترام بگذاريد
مهدي اميرپور
براي كساني كه چهار ميليون تومان پول بي زبان نداشتند تا به آژانس هاي مسافرتي بدهند، جام جهاني جذابيت هاي ديگري دارد. با اين كه در دنيا هيچ اتفاقي نمي تواند به قدر تماشاي بازي تيم ملي در جام  جهاني روي صندلي هاي فايبرگلاس استاديوم هاي آلمان آدم را شگفت زده كند، اما زندگي در ايران در يك ماه جام جهاني هم براي خودش عالمي دارد. از پيژامه هاي مامان دوزي كه هنگام تماشاي مسابقه تا زيرچانه بالا كشيده مي شود و كاسة تخمه بگيريد تا جشن هاي خياباني كه پس از پيروزي احتمالي ايران در جام جهاني، مردم را تا صبح در خيابان ها نگه خواهد داشت. از 19 خرداد تا 18 تير، به اندازة سي روز كامل براي زندگي در كنار فوتبال وقت داريم. اين فرصت را از دست ندهيد.

مسابقات تيم ملي در جام جهاني را كجا مي بينيد؟ اين ابهام بزرگ ترين دغدغة هر ايراني است. مسلما دم دست ترين گزينه براي تماشاي بازي هاي تيم ملي، تلويزيون 21 اينچ توي اتاق پذيرايي منزل است. اما اگر كمي ذوق به خرج بدهيد، مي  توانيد در فضايي مسابقات را تماشا كنيد كه خاطره اش را در تمام زندگي فراموش نكنيد.
تلويزيون هاي بزرگ شهري كه در چهار نقطة شلوغ تهران كار گذاشته شده اند، يكي از بهترين انتخاب هاي ممكن به حساب مي آيند. اين تلويزيون ها از دو ماه پيش در ميدان ونك، چهارراه پارك وي، ميدان هفت تير و ميدان قدس، وعدة پخش مستقيم سه مسابقة تيم ملي در جام جهاني را به شهروندان تهراني مي دادند. حتي سر بازي ايران ـ كرواسي، براي تست، مسابقه از تلويزيون ميدان ونك پخش شد. اما ازدحام بيش از هزار نفر در ميدان هنگام بازي با كرواسي، چنان ترافيكي در ميدان به وجود آورد كه راهنمايي و رانندگي تهران به شهرداري نامه نوشت كه بي خيال ماجرا شوند. منطق حاكم بر اين نامه، روي اين موضوع مانور مي داد كه وضع ترافيكي تهران، مهم تر از شادي مردم هنگام مسابقات تيم ملي است. غافل از اين كه هنگام مسابقات تيم ملي، خيابان هاي تهران خلوت ترين لحظات خود را مي گذرانند. به هر حال هنوز چانه زني بين شهرداري و راهنمايي رانندگي ادامه دارد.
اما تلويزيون هاي شهري، تنها انتخاب ممكن نيست. تماشاي دسته جمعي مسابقه در منزل يكي از رفقا هم براي خودش لذتي دارد. فقط بايد ميهمانان جمع به دقت انتخاب شوند تا يك دفعه هنگام بازي، فيل يكي از دوستان ياد سريال هاي آبكي تلويزيون را نكند. چند رستوران معتبر هم از حالا با نصب تلويزيون هاي LCD بزرگ، تبليغاتي را براي پخش مستقيم مسابقات ايران راه  انداخته اند. تا به حال اين ايده به ذهن چند مدير استخر و سونا هم رسيده. در كل علاوه بر جاي خوب، بايد دنبال پاية خوب هم بگرديد. اگر با كسي فوتبال تماشا كنيد كه مدام از اضافه وزن علي دايي بگويد و بابت سوتي هاي ميرزاپور غر بزند، نه خاطرة خوبي براي شما مي  ماند، نه اعصاب درست و حسابي!

پرچم، تخمه، بوق... حركت!
براي تماشاي مسابقات ايران بايد تجهيزات كافي داشته باشيد. غير از پيراهن تيم ملي كه از نان شب هم واجب تر است، پرچم ايران را فراموش نكنيد. پرچم خرج زيادي را روي دست شما نمي گذارد، اما مي تواند استرس و دلهره تان را هنگام تماشاي بازي كم كند. بزرگ ترين مركز توزيع پرچم تهران در ميدان بهــارستان است. در آن جـا فــقط بـا سه هزار تومان، پرچم دو متر در يك متر ايران را با كيفيت نسبتا خوب به شما مي فروشند. اگر بوق هم داشته باشيد، ضرر نمي كنيد. البته نبايد فراموش كنيد كه فقط پس از پيروزي تيم ملي و در جشن هاي خياباني مي توان از بوق استفاده كرد. هر وقت اين فكر به سرتان زد كه هنگام تماشاي بازي بوق بزنيد، خودتان را بگذاريد جاي بقيه و به اعصاب آن ها احترام بگذاريد. شكستن تخمه ژاپني و تخمه آفتابگردان هم از آن كارهايي است كه مي تواند اعصاب به هم ريختة شما از سوتي هاي نصرتي و ميرزاپور را متمركز كند. بنابراين، پيش از بازي، نيم كيلويي تخمه بگيريد تا بابت تخمه شكستن مديون كسي نشويد.
ضمنا خريدن آبرنگ يا رنگي كه قابليت حل شدن در آب دارد را فراموش نكنيد. اگر تيم ملي ببرد، مي فهميد كه رنگ كردن صورت با سه رنگ سبز و سفيد و قرمز چه لذتي براي آدم دارد. البته توجه داشته باشيد كه اگر رنگ قابل حل شدن در آب نباشد، مجبور مي شويد تا پايان جام جهاني رنگ روي صورتتان را تحمل كنيد.

وقتي همه رونالدينيو مي شوند
ميدان منيرية تهران در فاصلة چند روز مانده به آغاز مسابقات جام جهاني، كعبة آمال عشاق فوتبال است. آن جا اگر دستت به جيبت برسد، اصلا امكان ندارد دست خالي برگردي. فروشگاه هاي پوشاك ورزشي منيريه، از يك ماه پيش در فكر تكميل جنسشان بودند تا اين بازار داغ را از دست ندهند. در اين بازار، هر كسي دنبال پيراهن يك تيم و يك بازيكن مي گردد تا هنگام تماشاي مسابقات، همذات پنداري به آخرين حد خود برسد. چرخيدن در ميدان منيريه هر كسي را به اين نتيجه مي رساند كه پيراهن تيم ملي، پرفروش ترين جنس منيريه است. پيراهني كه اين بار با طراحي عالي پوما هر كسي را به خريدن آن وسوسه مي كند.
شماره هشت علي كريمي، شماره دو مهدي مهدوي كيا و شماره ده علي دايي، پرفروش ترين شماره ها هستند. نمايندگي پوما در تهران، پيراهن تيم ملي را 29 هزار تومان اتيكت زده، اما در منيريه مي توانيد حتي با كمتر از 10 هزار تومان، نيازتان را با خريد يك پيراهن كيفيت پايين رفع كنيد.
اما اگر دنبال پيراهن اوريجينال ستاره هاي جام هستيد، بايد حسابي پول خرج كنيد. مثلا شماره هفت انگليس كه تن بكام است يا شماره ده برزيل را كه رونالدينيو مي پوشد، حكم دارو در شهر طاعون زده ها را دارد. اگر هم پيدا كنيد، نمي توانيد با كمتر از 50 هزار تومان، پيراهن را بخريد. پيراهن بازيكنان درپيت تر، هم فراوان تر است و هم ارزان تر. هر چند كه اگر بخواهيد سراغ پيراهن هاي جعلي برويد، با 20 هزار تومان هم كارتان راه مي افتد. پرفروش ترين پيراهن ها در منيريه، پيراهن زرد برزيل، پيراهن لاجوردي ايتاليا و پيراهن سفيد انگليس و راه راه سفيد آرژانتين است.
پيراهن هايي كه اگر بپوشيد و با آن مسابقة تيم محبوبتان را تماشا كنيد، حسي به شما مي  دهد كه هر كسي نمي تواند آن را تجربه كند.

خيابانگردي تا صبح
احتمال اين كه تيم ملي در دو بازي از سه مسابقة گروهي جام جهاني امتياز بگيرد، چندان كم نيست. با اين حساب از همين حالا بايد خودتان را آماده كنيد كه پس از هر مسابقه به خيابان بياييد. اين سنتي است است كه هشت سال پيش و پس از تساوي دو ـ دو مقابل استراليا و صعود ايران به جام جهاني، مردم به صورت خودجوش آن را بنا كردند. پس از آن، شب پيروزي تيم ملي مقابل آمريكا در جام جهاني 1998، شب پيروزي ايران برابر بحرين و صعود به جام جهاني 2006، شب پيروزي سه ـ دو مقابل قطر در مرحلة نخست مقدماتي جام جهاني آلمان، و پس از پيروزي چهار ـ سه تيم ملي برابر كره جنوبي در جام ملت هاي آسياي 2004 هم مردم به خيابان ها ريختند.
حتي در شهرستان هاي كوچكي كه ساعت هشت شب به بعد رسما تعطيل مي شوند هم در شب پيروزي تيم ملي، مردم تا صبح در خيابان ها هستند. در تبريز، مردم پس از پيروزي به سمت چهارراه آبرساني مي روند. در مشهد همه به سمت بلوار سجاد مي روند. در اصفهان هم همه راه ميدان نقش جهان را در پيش مي گيرند. اما در تهران ده ميليون نفري، مردم به سمت يك ميدان نمي روند. ميدان صنعت شهرك غرب تا خيابان ايران زمين، خيابان ولي عصر از چهارراه ولي عصر تا دو راهي يوسف آباد، ميدان ونك تا پارك ملت، زير پل ستارخان و ميدان هفت حوض نارمك از محل هايي هستند كه مردم ترجيح مي دهند در آن جا فرياد بزنند. اصولا شادي مردم، در نهايت، پنج ساعت پس از پايان بازي تمام مي شود. با اين حساب اگر سرنوشت ايران ـ پرتغال كه ساعت 10 شب به پايان مي رسد، به نفع ايران رقم بخورد، مردم دست كم تا سه بامداد در خيابان مي زنند و مي كوبند! البته در اين جشن ها كساني بيش از همه فرياد مي زنند كه نه بازي تيم ملي را ديده اند نه مي دانند مردم براي چه بيرون آمده اند!

عزاي عمومي در دانشگاه
از آن جا كه در هر جشني بايد يك موضوعي حال ملت را بگيرد، جام جهاني هميشه همزمان با فصل امتحانات ايران برگزار مي شود. البته وزارت آموزش و پرورش از يك ماه پيش به فكر اين قضيه افتاد و كاري كرد كه صبح روز بعد از مسابقات جام جهاني در هيچ مدرسه اي از دانش آموزان امتحان نگيرند. ولي اين مشكل براي دانشجويان حل نشده. غير از دانشگاه صنعتي شريف كه كاري شبيه وزارت آموزش و پرورش كرده، باقي دانشگاه ها اصلا در اين فكر نيستند كه در روزهاي جام جهاني، مراعات دانشجويان را بكنند. چند روز پيش، ده هزار نفر از دانشجويان بنگلادشي، سه شبانه روز را در خيابان هاي داكا تحصن كردند تا اين كه بالاخره امتحاناتشان به بعد از جام جهاني افتاد.
البته چند دانشگاه براي دانشجويان مزاياي ديگري قائل شده اند. پخش مستقيم مسابقات تيم ملي در بزرگ ترين آمفي تئاتر دانشگاه، كاري است كه رؤساي چند دانشگاه كرده اند. با وجود اين هر كسي مي تواند تصور كند كه شب امتحان اگر تيم ملي هم پيروز شود، اين كتاب لعنتي براي خودش يك ضدحال اساسي است.

ده بهانه براي لذت بردن از جام جهاني!
001938.jpg
۱ـ اولين بهانه اي كه هر كسي را به تماشاي مسابقات جام جهاني قانع مي كند، رونالدينيو است. سوپراستار برزيلي كه حتي تماشاگران سي و يك تيم ديگر حاضر در جام جهاني هم شيفتة او هستند. او تنها بازيكني است كه هر شب با حركات خود مي تواند تماشاگران را تا صبح بيدار نگه دارد و كاري كند كه صبح، همة مردم از او حرف بزنند. اگر كسي نمايش او را در جام جهاني از دست بدهد، نبايد خودش را ببخشد. همان طور كه در جام جهاني 1986، كساني كه تماشاي نمايش مارادونا را از دست دادند، هنوز تأسف مي خورند.
۲ـ چيزي كه مي تواند مثل خاكشير، دل آدم را حال بياورد، تحقير تيم هايي است كه مي خواهند با فوتبال تدافعي به موفقيت برسند. البته در اين جام، گل سرسبد اين فوتبال، در مسابقات مقدماتي حذف شده، و گرنه حالا همه مجبور بودند بازي هاي يونان را تحمل كنند. با وجود اين، چند تيم هستند كه مي توانند جاي يونان را پر كنند. از ايتالياي لاجوردي پوش بگيريد تا لهستان و سوئيس و ژاپن. البته هيچ كدام به پاي يونان نمي رسند.
۳ـ با اين كه برزيل پرطرفدارترين تيم خارجي در بين تماشاگران ايراني است، ولي حذف شدن برزيل از جام هم مي تواند يكي از جذابيت هاي جام باشد. تيم ملي برزيل در سه دورة اخير جام جهاني در فينال حاضر بوده و در دو فينال، قهرمان شده. تاريخ ثابت كرده كه تماشاگران ايراني، هميشه از شكسته شدن اسطوره ها لذت مي برند و اين بار، برزيل اسطوره به حساب مي آيد. البته اگر اين بار هم مردم برزيل بخواهند مثل روز پس از شكست در فينال جام 1954 دست به خودكشي دسته جمعي بزنند، چيزي از اين لذت نمي ماند.
۴ـ اين جام، آخرين جام جهاني پاول ندود هافبك دوست داشتني جمهوري چك است. البته زين الدين زيدان هم آخرين بازي هاي دوران فوتبالش را در آلمان انجام مي دهد و پس از حذف شدن تيم ملي فرانسه، رسما از فوتبال خداحافظي مي كند.
تماشاي آخرين بازي اين فوتباليست ها براي خودش نعمتي است. البته علي  دايي را هم نبايد از قلم انداخت. مسلما اين آخرين جام جهاني اوست و خدا را چه ديديد، شايد آخرين بازي هاي ملي او.
۵ ـ هنوز كسي نمي تواند حدس بزند كه شگفتي ساز اين جام، چه كشوري است. با وجود اين، از حالا همه به ساحل عاج، به چشم تيمي كه مي تواند همه را شگفت زده كند نگاه مي كنند. بعيد نيست سوئيس هم با ضد فوتبال، خودش را در ليست شگفتي سازها جا كند؛ ليستي كه هميشه باعث شگفتي تماشاگران شده. از جام جهاني۱۹۹۰ كه كامرون شگفتي ساز شد، تمام جام جهاني ها اين ماجرا را تجربه كرده اند. از بلغارستان 94 و كرواسي 98 بگيريد تا كره جنوبي و تركيه در جام 2002.
۶ ـ تنفر از فوتبال بي هيجان آلمان هم حسي است كه بين تماشاگران ايراني مشترك است. حالا اگر شانس بزند و آلمان در خاك خودش حذف شود، بساط عيش تماشاگران ايراني جور مي شود. البته قرعه براي تيم ملي آلمان به قدري مناسب است كه اگر تيم ملي عمان هم جاي آن ها بود، تا يك چهارم نهايي بالا مي آمد.
۷ ـ با اين كه آسيب ديده و تمام ملت دست دعا براي شفايش بلند كرده اند، ولي باز هم مي توان اميدوار بود كه تماشاي او در جام جهاني، يكي از لذت هاي بزرگ مردم ايران باشد. علي كريمي با پيراهن شماره هشت، بزرگ ترين دلخوشي ماست. كسي كه مي تواند تيم را به جمع شانزده تيم برتر جام جهاني ببرد و مردم را به نهايت جنون برساند.
۸ـ امسال آرژانتين تيم آماده اي دارد. اين براي مردم ايران كه پاية آرژانتين هستند، يك لذت تمام عيار به حساب مي آيد.
۹ـ در هر جام جهاني، چند بازيكن ناشناخته مي درخشند و تماشاگران را به وجد مي آورند. از آن جا كه بازيكنان پيش از جام جهاني ناشناخته هستند، نمي توان نامشان را حدس زد. با وجود اين مطمئن باشيد كه چند نفر پيدا مي شوند.
۱۰ـ و آخرين لذتي كه مي توان در جام جهاني به آن دل خوش كرد، صعود ايران از گروه D مسابقات است. اتفاقي كه اگر بيفتد، مي توانيد در فاصلة كوتاهي، تأثير آن را در وضع روحي مردم ايران ببينيد.

چه كسي شهر را به هم مي ريزد؟
۲۳ داور و 46 كمك داور و كلي حرف و حديث. آن ها كنار ستاره هاي فوتبال مي توانند سرنوشت اين جام را تعيين كنند و ما را به گريه درآورند
001908.jpg
براي جام جهاني امسال، 23 داور و 46 كمك داور يعني 69 نفر آدم اصلي و چند نفر داور ذخيره انتخاب شده اند
هوشنگ نصيرزاده
براي جام جهاني امسال، 23 داور و 46 كمك داور يعني 69 نفر آدم اصلي و چند نفر داور ذخيره انتخاب شده اند. دو داور آفريقايي و سيه چرده به نام هاي كوفي كوجيا از كشور بنين و عبدالفتاح اسماعيل از كشور مصر ـ كه هر دو از داوران برجستة مسابقات آفريقا بوده اند ـ از قارة سياه در ليست فيفا قرار دارند. كوفي كوجيا در جام جهاني قبلي هم بوده است.
از قارة آسيا، توروكابيكاورا كه انگار داوري مسابقات مهم جهان پشت قبالة اوست، دعوت شده. شايد او بلندترين ژاپني دنيا است كه هيچ كار مهمي غير از همين داوري ندارد. يعني شغل او داوري فوتبال است. او در جام جهاني قبلي هم حضور داشته است. ديگري شمس الميدين، داور سنگاپوري كه در كميتة داوران سنگاپور شاغل است. او در جام كنفدراسيون ها هم حضور داشته و در مسابقات جوانان در سال 2003 در كشور امارات هم بوده است. او خيلي كمتر از سنش نشان مي دهد. او كسي است كه مسعود مرادي مي گويد كارش خوب است. سومين نفر مارك الكساندر شيلد از استراليا است كه خيلي هم قد بلند است. او در جام جهاني قبلي، خيلي كم سن و سال بود و هنوز هم هست. الكساندر كه 33 سال دارد و مدير يك شركت است، در اوقات فراغت دنبال تنيس و ماهي گيري است.
از قارة اروپا ده نفر كانديدا هستند كه شايد يك ايتاليايي خط بخورد. ماسيمو بوساكا از سوئيس وارد ليست فيفا شده است، ولي ايتاليايي الاصل است و زبان مادري او ايتاليايي است. در نيمه نهايي بين برزيل و آرژانتين در قهرماني جوانان جهان سال 2005 در كشور هلند داوري كرده است. در سال 2002 فينال جام يوفا بين رئال مادريد و باير لوركوزن را سوت زده و در جام جهاني آلمان آدم طلبكاري محسوب مي شود! نفر بعدي اروپايي ها، فرانك دبليكر از كشور بلژيك است. او مدير روابط عمومي است، پس حتما لبخند را بلد است. در نيمه نهايي جام يوفا بازي يونتووس و ليورپول را سوت زده و مي گويد اين بهترين خاطرة من در سال 2005 است. نفر ديگر ماسيمو ديسانتيس بود كه مي گويند جزو باند مافياي ايتالياست. راست و دروغش پاي گوينده. او افسر ارشد پليس است، در رم اقامت دارد، در بازي هاي المپيك هم حضور داشته. اما به دليل مشكلات فعلي داوران ايتاليا خط خورد اگر چه، روبرتو روزتي از بين ايتاليايي ها هست. روزتي هم كه ديگر نياز به تعريف ندارد. والنتين ايوانف مرد كهن روس ها در آلمان هم حضور دارد، او معلم است. در يورو 2004 هم حاضر بوده است. در جام كنفدراسيون ها هم حضور داشته، ولي اولين جام جهاني اش را تجربه مي كند. افتخار او اين است كه يك بار بازي استقلال و پرسپوليس را سوت زده و از دست كارشناسان ما جان سالم به در برده. بعضي ها معتقدند حتي براي اين بازي ها اگر بازيكنان روي حريف پا بگذارند، باز هم كارت زرد بيشتر ندارد.
اسپانيايي ها اسامي دراز و طولاني اي دارند. لوئيس كانتالجو مدينا كه شغلش ارزياب ورزشي است، علاقه مند به ادبيات و موزيك است. در بازي هاي نوجوانان 2004 يوفا حضور داشته. بهترين خاطره اش سوت زدن بين رئال مادريد و بارسلونا است و مهم ترين بازي اي كه او داوري كرده، ديدار پلي آف بين استراليا و اروگوئه بوده است. معروف ترين آدم بين داورها، ماركوس مرك آلماني است كه هر روز بيشتر از ديروز گاف مي دهد. او دندان پزشك است، زبان هاي فرانسه و انگليسي را مي داند. او به سايت فيفا گفته كه بهترين خاطرة من سوت زدن فينال بين پرتغال و يونان در يورو 2004 بوده. بعضي ها مي گويند اگر آلمان به فينال نيايد، ماركوس فيناليست مي شود. ولي چنين اتفاقي بعيد است. نفر بعدي اروپايي ها ميشل لوبوس است. او اهل اسلواكي است و نام فرانسوي دارد و زبان هاي انگليسي و روسي را بلد است. او رفيق محمد فنايي خودمان است، در بازي هاي كره و ژاپن حضور داشته، در جام كنفدراسيون هاي 2005 با مسعود مرادي همكار بوده و اين اولين جام جهاني است كه مي آيد.
انگليسي ها يك داور به نام گراهام پل دارند كه تجربي سوت مي زند. او سرش درد مي كند براي بازي هاي خشن و دعوايي. شغل اجتماعي ديگري غيرازكار داوري ندارد. هميشه سرخ و سفيد است. اهل نوشيدني غيرمجاز است و اين تنها نگراني كميتة داوران انگليس از اوست. وقتي به او گفتند بهترين خاطرة تو چيست، گفت ازدواجم در 13 ژوئن 1992! داور بعدي اروپايي ها اريك پالوت از فرانسه است. او چاق و چله به نظر مي رسد و متخصص كامپيوتر است. علاقه مندي اش جمع كردن تمبر است. در المپيك 2004 حضور داشته. آدم با تجربه اي نيست، ولي همين كه فرانسوي است براي فيفا كافي به نظر مي رسد. روبرتو روزتي همان داور ايتاليايي است كه در تبريز تكل نيكبخت واحدي روي رهبري فرد را پنالتي گرفت، در حالي كه نيكي فقط توپ را زده بود. او سوت بدون بند به دست مي گيرد، 190 سانتي متر قد دارد، و علاوه بر ايتاليايي، فرانسه و انگليسي هم بلد است. بازي هاي زير 16 سال اروپا را در 6 سال پيش داوري كرده، در جوانان فيفا در 2003 امارات حاضر بوده است، در جام كنفدراسيون هاي 2005 با مسعود مرادي حضور داشته و داور خوش استيلي است كه ريتم قضاوت جالب و لذت بخشي دارد.
از قارة آمريكاي شمالي و حوزة درياي كارائيب، سه نفر داور معرفي شده اند كه بنيتوآر چونديا از مكزيك يكي از آن هاست. او حقوق دان است و كار اقتصادي مي كند. 40 ساله است. او به فيفا گفته لذتش هميشه حضور در تورنمنت ها و وقت گذراني با دوستان است.
001905.jpg
پتر پرندرگاست كه به سختي نام او را به فارسي نوشتم، از كشور جامائيكا به آلمان مي آيد. او تاجر است. جالب اين جاست كه داور سوم اين قاره (كنفدراسيون) باز هم از مكزيك است، يعني ماركو رودريگز كه معلم فيزيك است. تولد دخترش را به عنوان بهترين خاطره معرفي كرده است . از آمريكاي جنوبي كارلوس آماريلا از كشور پاراگوئه معرفي شده كه مهندس برق است .
در جام جهاني جوانان در آرژانتين 2001 داور بوده، در 2003، جام كنفدراسيون ها را سوت زده، و در كوپاآمريكا 2004 در پرو به زمين رفته است.
از اروگوئه جورج لاريوندا معرفي شده است. او اهل مونته ويدئو است. كارمند اداري است مي گويد بهترين خاطره اش قضاوت در نيمه نهايي جام كنفدراسيون ها در 2003 بين تركيه و فرانسه بوده است. در المپيك 2004 نيز در رده بندي بين ايتاليا و عراق داوري كرده. او فرد باتجربه اي به شمار مي رود.
نفر بعدي آمريكاي جنوبي، اوسكار ريوز از كلمبيا است. او حقوق دان است، در جام جهاني قبلي حضور داشته و در جام تويوتا سال 2000 داوري كرده. او بين بوكاجونيورز آرژانتين و رئال مادريد اسپانيا هم قضاوت كرده است. آخرين نفر، كارلوس سايمون برزيلي است. او با موهايي كم پشت اهل پورتو در برزيل است. او روزنامه نگاري مي كند. ولي ظاهرا برخلاف مانيفست آقاي دادكان باج بگير نيست! در جام جهاني قبلي حضور داشته و نمايندة فوتبال رقصندة برزيل در جام جهاني است.
اين 23 نفر قادرند شهر را به هم بريزند. معلوم نيست چه مي شود؛ بايد منتظر باشيم تا پايان مسابقات.

چند ميليارد نوسترآداموس
در روزهاي جام جهاني يك پيش بيني بيش از هميشه اوج مي گيرد شما گمان مي كنيد چقدر قدرت پيشگويي داريد
جام جهاني و حاشيه هايش آن قدر جذاب است كه حتي غيرفوتبالي ها را هم كنجكاو مي كند. همه به دنبال نتايج بازي ها هستند و در اين يك ماهه كارشناس فوتبال مي شوند. شايد به همين دليل است كه بازار پيش بيني داغ است و نوسترآداموس فراوان. پيش بيني بد ويروسي است. استرس را به اوج مي رساند و طرف چيزي از بازي نمي فهمد. البته پيش بيني براي خودش مرتبه هاي مختلفي دارد. آماتورها ترجيح مي دهند شانس را به تيم هاي مورد علاقه شان بدهند. اما حرفه اي ترها و كساني كه آلودة اين كارند، عشق و علاقه را در اين مسأله دخالت نمي دهند و به تيم هايي دل مي بندند كه شانس پيروزي بيشتري دارند. بهترين مثال، ديويد پلات، هافبك تيم ملي انگليس است. او معتقد است كه تيم ملي كشورش توان حضور در جمع هشت تيم برتر را دارد، ولي به هواداران توصيه مي كند كه روي قهرماني برزيل يا ايتاليا شرط بندي كنند. البته در اين مطلب هدف اصلي، بررسي پيش  بيني كارشناسان آن سوي آب ها در آستانة جام جهاني است. اين روزها بزرگ ترين ابهام در مورد قهرمان دورة هجدهم است. شانس هاي قهرماني تمام 32 تيم تعيين شده است و هر كسي مي تواند شانس تيم دلخواه اش را بررسي كند. البته شانس هاي قهرماني در بنگاه هاي مختلف و با توجه به كشور متبوعة آن ها، تغيير مي كند. اما نكتة مشترك تمام اين فهرست ها، بالانشيني برزيل به عنوان مدافع عنوان قهرماني و آماده ترين تيم فعلي جهان است. جالب اين كه ايران در اكثر اين فهرست ها در رتبة بيست و هشتم به بعد ايستاده است. البته اين را بايد به دليل ناشناس بودن تيم ايران نزد فوتبال دوستان اروپايي دانست. (شانس هاي قهرماني 32 تيم نزد چند بنگاه معتبر اروپايي در انتهاي مطلب آمده است.)
همچنين كساني كه مايل باشند، مي توانند نام دو فيناليست را حدس بزنند؛ هر چند طبق فرمول هاي احتمالات، اين كار از پيش بيني قهرماني دشوارتر است. مثلا شانس فينال برزيل ـ آلمان يك به 5/6 و شانس فينال انگليس ـ فرانسه يك به 15 است. در اين فهرست مي توانيد تيم هاي كوچك تر را هم پيدا كنيد. مثلا شانس رسيدن جمهوري چك و مكزيك در فينال يك به 401 است!
حدس زدن بهترين گلزن مسابقات هم طرفداران زيادي دارد. با توجه به قدرت برزيل، مهاجمين اين كشور يعني آدريانو و رونالدو بيشترين شانس را دارند. در اين فهرست ها معمولا نام مهاجمين تيم هاي بزرگ ديده مي شود، هر چند در برخي ديگر مي توان نام مهاجمين همة تيم ها را يافت. در اين بنگاه ها مي توان تيم اول هر گروه را نيز پيش بيني كرد. در اين مورد نيز شانس موفقيت تيم ها براساس قدرتشان طبقه بندي شده و براي هر كدام از تيم ها عددي در نظر گرفته شده است. مثلا در گروه D شانس قهرماني پرتغال از همة تيم ها بيشتر است و پس از آن، نام مكزيك ديده مي شود. بخت ايران در يكي از اين فهرست ها يك به 11 پيش بيني شده و از اين نظر بالاتر از آنگولا است، اما در فهرست بعدي با شانس قهرماني يك به 15 در پايين ترين رده قرار دارد. پيش بيني نتيجة تك بازي نيز رايج ترين مورد است. با توجه به شرايط بازي، براي هر كدام از حالات پيروزي يا تساوي يا شكست يك تيم احتمالي در نظر گرفته شده و براساس آن مي توان اقدام كرد.
001893.jpg
001896.jpg


نگاهي ژئوپولتيك و جامعه شناسانه در باب هژموني صعوددر جام جهاني، يا:
بالاخره كي مي ره بالا؟
001992.jpg
طرح: محمدرضا دوست محمدي
محمدرضا مولايي-مهدي صارمي فر
نويسندگان اين مقاله قصد دارند با استفاده از تحليل هاي موشكافانة سياسي، جغرافيايي، تاريخي و اجتماعي و همين طور با احترام به نظرية روح جمعي و هويت ملي كشورهاي شركت كننده در جام جهاني 2006 آلمان، نتايج اين جام را پيش بيني كنند. آن ها مي خواهند به نوعي نشان دهند كه فوتبال واقعا چقدر با زندگي ملل و اقوام آميخته و در هم ريخته و چه بسا بيخته شده است و در عين حال جام جهاني گذري شده كه در اين بين، ديگران پولي به جيب بزنند. چرا ما ناني از اين راه به دست نياوريم و حق التحريري هم از جام جهاني به ما نرسد؟!
در همين جا لازم به ذكر است كه نگارندة اول اين مقاله آن قدر در زمينة فوتبال، تاكتيك، تكنيك و باقي قضاياي پيوسته و وابسته به فوتبال، شوت است كه معتقد است ايتاليا به دليل خدماتي كه در تمام طول تاريخ به سه دورة درخشان خرد بشري و عقلانيت انساني (تمدن يوناني، رومي و دوران رنسانس) انجام داده، تنها تيمي است كه شايستگي تمام و كمال را براي قهرماني در كلية ادوار جام ژول ريمه و جهاني دارد. نگارندة دوم هم آن قدر فوتبال زده و آرژانتين زده است كه اعتقاد دارد در تمام ادوار جام جهاني كه از كودكي تا به حال به ياد داشته، تنها آرژانتين است كه لايق قهرماني بوده. او مي گويد مافياي پليد فوتبالي برزيل و در رأس آن ژائو هاولانژ بوده اند كه حق مسلم ما را خورده اند. بنابراين در همين جا عنوان مي شود كه تحليل هاي نگارندگان كاملا يك طرفه و يكسونگر است و آن ها تيم ها را از منظرهاي گوناگوني ديده اند و مطلب هيچ ارزش ديگري ندارد. به اميد خدا پس از مشخص شدن نتايج مرحلة گروهي و پيش از آغاز دور يك هشتم نهايي، قسمت دوم اين مقاله نيز ارائه خواهد شد.

گروه A
جنگل ها و مراتع
براي رده بندي و پيش بيني نتايج گروه A موقعيت هاي جغرافيايي تيم هاي اين گروه حرف اول را مي زند. كاستاريكا كشوري گرم و پوشيده از جنگل هاي انبوه استوايي است در حالي كه آلمان سرزمين سرد و پوشيده از جنگل هاي سردسيري. بنابراين اگر مردان كاستاريكا در روزهاي قبل از شروع بازي مراقب خود باشند و سرما نخورند، مي توانند در بازي افتتاحيه يك مساوي از آلمان بگيرند. لهستان همساية شرقي آلمان است كه آب و هوايي آلماني دارد. اما اكوادور به عنوان كشوري كه خط استوا از وسطش عبور كرده و جزاير گالاپاگوس را هم دارد (كه رسما دو ميليون سال از بقية دنيا عقب است)، جلوي لهستان حرفي براي گرفتن ندارد. گل سر سبد بازي هاي اين گروه، آلمان و لهستان است. نبردي كه پس از 66 سال، يادآور عبور سربازان نازي از مرز لهستان و آغاز جنگ دوم جهاني است. اگر لهستاني ها آن روزها را به خاطر بياورند، روحية دلاوري آن ها برانگيخته خواهد شد. آن ها اين بار با يك يورش غيرتمندانه بايد مشت محكمي به دهان همة تجاوزگران تاريخ بكوبند. اكوادور و كاستاريكا، مستعمرات كاتوليك و گرم سابق پادشاهي اسپانيا، نسبت به هم برتري قابل توجهي ندارند، پس روي كاغذهاي ما نتايج اين بازي مساوي مي شود. البته اكوادور كه در هفته هاي پيش تازه بعد از قرن ها صنايع اش را ملي كرده، جلوي غول صنعت دنيا (آلمان) واقعا محلي از اعراب ندارد. در بازي لهستان و كاستاريكا، انتظار مي رود كه مردان آهنينِ پشت ديوار سابق آهنين كه هميشه در بلوك شرق مظهر قدرت بوده اند، اين بار هم از پس حريف بربيايند. انگار كه اروپايي هاي اين گروه نسبت به رقباي بي بخارشان از آمريكاي لاتين، برتري قابل توجهي دارند. لهستان با 9 امتياز و آلمان با 4 امتياز، از اين گروه صعود مي كنند.
گروه B
وايكينگ ها مي روند بالا
باز هم يك كشور ديگر از آمريكاي لاتين (پاراگوئه) . واقعا اين كشورجلوي رئيس فعلي اتحاديه اروپا (انگليس) چه حرفي براي گفتن دارد؟وايكينگ ها يا همان سوئدي ها هم 4 روز بعد از جشن بزرگ ملي شان آن قدر روحيه دارند كه به راحتي از پس ترينيدادوتوباگو بربيايند. اين كشور(ترينيداد) از مستعمرات سابق انگليس بوده. حالا شيرهاي ترينيدادوتوباگو بايد تلافي آن چند صد سال استعمار سرخ را در بياورند. ما هم كه طرفدار همة مظلومان تاريخ بوده ايم، مي گوييم كه حالا وقت جبران است. پاراگوئه در بازي با سوئد، چهرة واقعي غول هاي گندة سوئدي را مي بيند. سرخ پوست هاي دورگة نحيف، لوله مي شوند! اما ترينيدادوتوباگو كه تمام انرژي اش را صرف پيروزي بر انگليس كرده بود، ذاتا مردمي تن پرور دارد. حالا آن ها كه ارضا شده اند، در بازي آخرشان 3 امتياز مفت به پاراگوئه مي دهند. اما انگليسي ها كه شكست تاريخي شان از وايكينگ ها را هنوز هم فراموش نكرده اند، انتقام سختي از آن ها مي گيرند تا نشان دهند تاريخ فقط يك بار تكرار مي شود. بالاخره هم همين 2 تيم با 6 امتياز صعود مي كنند.

گروه C
جنگ مذهب ها
اين گروه يك نمونة كامل از مذهب ها و فرقه هاي مسيحيت است. آرژانتين مردم و دولتي عميقا كاتوليك دارد. صرب ها ارتدوكس هاي متعصبي هستند و هلند مهد پروتستان است. اولين بازي، بازي ساحل عاج و آرژانتين است. آرژانتيني ها در سرزمين سرخ پوست ها (آمريكاي جنوبي) سفيدترين نژاد هستند و مردم ساحل عاج هم سياه ترين مردم آفريقا هستند، سياه همچون اعماق آفريقاي خودشان. البته جنگ سفيد و سياه را هميشه سفيد ها برده اند. آخرين رويارويي هلند و صربستان، به دادگاه لاهه در هلند در چند سال پيش بازمي گردد. در آن دادگاه، صربستان به خاطر نسل كشي در كوزوو مجرم شناخته شد و رئيس جمهورشان جنايتكار جنگي. خب جنايتكاران هم هيچ گاه پيروز نهايي نخواهند بود. رقابت صربستان و آرژانتين، وارث رقابت امپراتوري روم شرقي و روم غربي است؛ رقابتي فرسايشي كه سودي به حال هيچ كدام ندارد. ساحل عاج بايد به هلند يك حال اساسي بدهد، چون اين كشور به خاطر بمباران توسط فرانسه دست به دامن هلند و دادگاه لاهه شده و هلندي ها بالاخره بايد بگويند كه فرانسه به ساحل عاج غرامت بدهد يا نه. بازي آرژانتين ـ هلند را آرژانتين مي برد؛ به خاطر همة روحيات آنارشيستي آرژانتيني ها و به خاطر همة روحيات خشك و ماشيني هلندي ها. شك نكنيد. اما صربستان كه تازه يك ماه پيش از اين بازي، مونته نگرو را از دست داده، عملا روحية ملي تضعيف شده اي دارد و نمي تواند از پس ساحل عاج بربيايد. آرژانتين با 7 امتياز و هلند با 6 امتياز صعود مي كنند.

گروه D
مستعمرات و استعمارگران
ايران و مكزيك دو كشور پهناور با منابع طبيعي عظيم و تنوع اقليمي گوناگون هستند. هر دو قدرت منطقه اي هستند و تمدن هاي كهني دارند. حتي رنگ پرچم دو كشور هم مثل هم است. واقعا ملت ايران و مكزيك هيچ برتري خاصي نسبت به هم ندارند. بازي سنگيني است، اما نتيجه مساوي خواهد بود. در سي امين سالگرد استقلال آنگولا از پرتغال، زمان آن رسيده كه مستعمره نشينان سابق كه شيره شان را پرتغالي ها كشيده اند، پرتغال را لمبانده و آب آن را سربكشند. آنگولايي ها و مكزيكي ها زبان هم را خوب مي فهمند. اما آنگولا تمام توانش را گذاشته كه به استعمارگرانش درس خوبي بدهد. حال كه پرتغال را برده اند، ديگر اصلا انگيزه اي براي ادامة جام ندارند. اما مردان خليج فارس همان طور كه 300 سال پيش درس خوبي به تمام پرتغالي ها دادند و آن ها را با يك ضربت از خليج فارس بيرون كردند، اين بار نيز به ياد دلاوري هاي سپهسالار ارتش ايران، امام قلي خان، بايد درس بزرگي به همة بدخواهان خليج فارس بدهند. مكزيك و پرتغال يك بازي نمايشي  است، چون با ترتيب بالا پرتغال حذف مي شود و مكزيك حتي با يك مساوي هم صعود مي كند. اما آنگولايي ها كه مدت ها از انواع و اقسام تمدن دور بوده اند، نمي توانند با يكي از قديمي  ترين تمدن هاي عالم برابري كنند. آن ها حتي روي تخته هم بازي را واگذار كرده اند. ايران با 7 امتياز و مكزيك با 5 امتياز صعود مي كنند!
گروه E
هنر و ادبيات و طلا
در اين گروه، كشورهايي قرار دارند كه به هنر و ادبيات در دوره هاي متفاوت خدمات زيادي كرده اند. از بين كوندرا و ونه گات به كدام علاقه  داريد؟ ما كه عاشق كورت ونه گات هستيم؛ فكر مي كنيم ملت هم ونه گات يا سلينجر را ترجيح بدهند. پس چك حريف آمريكا نمي شود. غناي فرهنگي ايتاليا به حدي است كه غنا (در موضعي كاملا نژادپرستانه از طرف نگارندگان) در مقابل ايتاليا، حذف شدة اصلي اين گروه است. اما آمريكا كشوري است كه ادعا مي كند دنباله رو روم باستان است و ايتاليايي ها هم از بزرگ ترين اقليت هاي قومي در آمريكا هستند. پس به اندازة كافي عامل نفوذي در آمريكا دارند كه پيروز شوند. غنا در مقابل چك هم حرفي براي گفتن ندارد. اما بازي ايتاليا و چك، گل سرسبد بازي هاي اين گروه است. اين بازي به شدت پيش بيني ناپذير است. چون انتظار مي رود كه چك ها مانند سبك هنري سرزمين اجدادي شان بوهم، به شدت ناهنجار و غيرعادي بازي كنند. اما اين ناهنجاري كار دستشان مي دهد و قافيه را به ايتاليا مي بازند. بازي آمريكا و غنا اما بازي جالبي از آب درمي آيد. غنا و آمريكا هر دو به عشق طلا به وجود آمدند.در مصاف بين ينگه دنيا و صاحبان طلا در غنا (ساحل طلا يا همان سرزمين غني از طلا) انتظار مي رود يانكي هاي جويندة گنج، اين بار به عشق طلاي جام جهاني حريف زنگي خود را مغلوب كنند. به اين ترتيب، ايتاليا با 9 امتياز و آمريكا با 6 امتياز بايد صعود كنند.
ايران و مكزيك هر دو قدرت منطقه اي هستند و تمدن هاي كهني دارند. بازي سنگيني است، اما نتيجه مساوي خواهد بود
گروه F
تنبل ها و خوشگذران ها
استراليا نزد مردمش به Holliday Country يا كشور تعطيلات معروف است. در حالي كه ژاپني ها را همه مي شناسند: پركار و پرانرژي كه تمام وقتشان را صرف كار مي كنند. خداوكيلي كدام بهتر است؟ خوشگذراني يا پركاري و دنبال يك تكه نان سگ دو زدن؟ خب استراليا مي برد ديگر. كرواسي كشوري كاتوليك است كه تازه چند سالي است استقلال يافته. در نتيجه، در مقابل برزيل با آن قدمت تاريخي و با آن همه آدم خوشگذران و تنبل كه كاري جز كارناوال راه انداختن و رقصيدن ندارند، واقعا كم مي آورد. اما كرواسي بالاخره از ژاپن، تنبل و تن پرور بيشتر دارد. يعني ما چون علاوه بر محرومان و استعمارزدگان، طرفدار تنبل ها هم هستيم، پس كرواسي ژاپن را مي برد! استراليا و برزيل هم در اين مورد روي همديگر را سفيد مي كنند، پس يك بازي جذاب با نتيجة مساوي خواهيم داشت. برزيل و ژاپن جزء گروه G4 هستند. اين دو كشور، نامزد عضويت دائم در شوراي امنيت و حق وتو هستند. پس بازي اين دو رقيب مدعي حق وتو، نفسگير خواهد بود، اما بازي مساوي مي شود. استراليا هم به همان دلايلِ ذكر شده كرواسي را مي برد. پس استراليا با 7 امتياز و برزيل با 5 امتياز صعود مي كنند!
گروه G
آنارشي و قانون
توگو كشوري است كه پيش از راهيابي به جام جهاني، يا اصلا وجود نداشته يا اگر هم بوده كسي از آن خبري نداشته. پس نمي تواند از پس غول صنعتي جنوب شرق آسيا بربيايد. در سوئيس براي حفظ حقوق سگ ها هم ماده هاي قانوني زيادي وجود دارد، در حالي كه در فرانسه براي حفظ حقوق سگ ها هم اعتصاب و حتي انقلاب مي كنند. روحية تهاجمي فرانسوي ها عامل پيروزي آن ها بر حريفشان سوئيس مي شود. كروي ها يا همان كره اي ها بايد به خاطر شكلشان رابطة خوب و نزديكي با توپ داشته باشند. اگر سعي كنند با توپ دوست شوند، مي توانند از رابطة هندسي  بينشان استفاده كنند و فرانسه را شكست دهند. اگر دو كشور در دنيا باشند كه رسما هيچ ربطي به هم نداشته باشند، سوئيس و توگو هستند كه احتمالا بازي شان هم مساوي مي شود. با تمام احترامي كه براي زجركشيدگان عالم قائل ايم، اعلام مي كنيم كه مردم توگو هم بايد به استعمارگر سابقشان فرانسه درس خوبي بدهند. سوئيس كه اصولا كشور بي طرفي است، در بازي با كره هم اين بي طرفي را حفظ مي كند و كره 3 بر صفر داور را شكست مي دهد. كره با 9 امتياز و توگو با 4 امتياز صعود مي كنند.

گروه H
نبرد در صحرا
اوكراين به عنوان بزرگ ترين كشور قارة اروپا بايد لياقت خودش براي عضويت در اتحاديه اروپا را در بازي با اسپانيا كه يكي از اركان اين اتحاديه است، با يك پيروزي عظيم نشان دهد. بازي عربستان و تونس هم يادآور فتح بخش غربي نيمكرة شمالي توسط مسلمانان در عرض يكي دو قرن است. پس عربستان بار ديگر به تونس نشان مي دهد كه با چه قدرتي طرف است. همان طور كه 1600 سال پيش گايسريك چلاق، رومي هاي تونسي را در بندر كارتاژ به طرز غافلگيرانه اي با روش هاي وندالي (اندلسي) منهزم و مضمحل كرد، اسپانيايي  ها هم كه اخلاف همان وندال ها و خرابكاران هستند، با روش هايي از اين دست مثل شكستن تير دروازه يا تركاندن توپ، اسلاف كاتاژها را منهدم مي كنند. اما اوكراين كه به تنهايي با رآكتورهايش حجم زيادي از انرژي پاك اروپا را توليد مي كند، برتري نسبي به عربستان دارد كه با عرضة سوخت فسيلي، پدر آب و هوا و طبيعت را درآورده. اعراب يك بار اسپانيا را فتح كرده اند و مدت هاي مديدي آن  جا بوده اند و تأثير شگرفي روي فرهنگ اسپانيا گذاشته اند. به هر حال، اسپانيا عربستان را شكست مي دهد و اوكراين هم تونس را. اوكراين با 9 امتياز و عربستان با 6 امتياز صعود مي كنند.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
زندگي به شرط كليپ
پخش سي دي  آفسايد
بعدا مي گويم!
رويدادهفته
ورزشي
بچه  ها حمله كنيد!
معماهاي آقاي رئيس جمهور
بازگشت آقاي مربي
رضا عنايتي: آقاي گل جهان نمي شوم!
رويدادهفته
مرگ تخمه ها و رقص پرچم ها!
ده بهانه براي لذت بردن از جام جهاني!
چه كسي شهر را به هم مي ريزد؟
چند ميليارد نوسترآداموس
بالاخره كي مي ره بالا؟
اجتماعي
دلي كه دانايي درآن نيست، ويرانه است
زندگي
تاريخ امتحانات تغيير نمي كند، اصلا
غافلگيري در جيك ثانيه!
رويدادهفته
فكر كن، موفق باش!
سينما
آتش بازي ستاره ها
اگر ميلاني مي ساخت
به سينما اعتماد نكنيد!
داوينچي سوزان
دانش
يك بيل براي همه سرزمين ها!
استراتژي درياي آبي
پنجه در پنجه مايكروسافت
دروازه دنياي پنجره ها
بيلي اين جا كارمي كند
موسيقي
ابن سينا داشت مي لرزيد!
اولين زخم كاري ترين است
فستيوال و ايران
روزها
شش روز جنگ
مردان آتش
رويدادها
هنر روز
سفر به شهر متروك
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |