- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۱ - شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۵ - - Jun 10, 2006
docharkhe
زندگي به شرط كليپ
001836.jpg
مهدي مظلومي اين هفته هم مهمان رويداد در هفته شد تا در كنار عليرضا داوودنژاد معروف به عليرضا، توهم توطئه جزء ثوابت مجله باشد! اين هفته مهدي مظلومي با ساخت كليپي دربارة جام جهاني، بار ديگر به همه نشان داد كليپ ساز خوبي است. ولي بعيد است هر كاري  كند، 90 قسمتي ساز خوبي بشود. يادآوري: كليپ ملكي ايرلاين در كمربندها را ببنديد هم جزء بهترين لحظات كل اين سريال بود. ترانه كليپ زندگي به شرط خنده را يغما گلرويي سروده بود كه در آن، اسامي تمامي بازيكن ها را يك جورهايي جا داده بود. آن قدر هم ريتميك و خوب بود كه خيلي زود، سر از سايت هاي دانلود موسيقي درآورد. در راستاي اين كه در اين مملكت هر چند خوبي آن قدر كش مي آيد تا گندش بزند بيرون، مظلومي در قسمت هاي بعدي، سراغ بازي هاي اين كليپ رفت. او دار و دسته اش را در روز بازي ايران و بوسني به ورزشگاه آزادي آورد تا راه بروند، مزه بريزند و برنامه پر كنند. در ايام ارتحال امام هم سيدجواد هاشمي به جمع اضافه شد تا به اعتقاد مظلومي، روحيات خاص مذهبي و انساني وارد داستان شود و بر روي تك تك شخصيت هاي اين سريال تأثير بگذارد. اما يك خبر حاشيه اي ديگر دربارة اين سريال، قدرداني يك نهاد فرهنگي از زندگي به شرط خنده، به خاطر ارائة ازدواج موقت به عنوان راهكار عملي به جوانان است. با اين تعريف و تمجيد، احتمالا مهدي خان از هفتة آينده علاوه بر وظيفة پدر طنز ايران، وظيفه خطير انسان سازي و روشن كردن جوانان را نيز به عهده مي گيرد. خدا آخر و عاقبت همة ما را ختم به خير كند!

پخش سي دي  آفسايد
001812.jpg
آب سرد يعني اين كه بعد از 18 هفته در انتظار مجوز اكران ماندن، از توي خيابان ولي عصر رد بشوي و ببيني، دستفروش كنار خيابان دارد داد مي زند: سي دي آفسايد با بهترين كيفيت.
پناهي ساعت 11 شب 12 خرداد كه اين قضيه را فهميد، با فيلم بردارش فيلم را ديد و مطمئن شد كه اين كپي ها از روي نسخة 35 ميلي متري و با يك دستگاه حرفه اي به سي دي تبديل شده. حالا هم دارد به در و ديوار مي زند تا ته و توي قضيه را در بياورد. از فرداي آن روز، خودم اقدام كردم و به مراجع قانوني، در خيابان بخارست مراجعه كردم. بالاخره به همراه يكي از دوستان موفق شديم تعداد 30 كپي از فيلم را از فروشگاهي به دست بياوريم تا شايد سرنخي باشد براي شناسايي عوامل اين سرقت كه مسلما سر در باندهاي قاچاق فيلم با پشتوانه هاي قوي تري دارند... انگار قرار است خاطرة طلاي سرخ و دايره براي آفسايد هم تكرار شود. جعفرخان! بيا اين يك بشكه آب يخ را هم بگير و بريز روي سرت و خيال همه را راحت كن!

دوربين خبرساز چرا پخش نمي شود؟
بعدا مي گويم!
001818.jpg
احسان ناظم بكايي
تا سال پيش، خيلي ها ساعت 30: 11 شب مي زدند شبكه خبر، تا يك برنامة جنجالي ورزشي را ببينند به اسم دوربين خبرساز . ولي بعد از اين كه شايعه شد مديران سازمان، با حاشيه و اين جور حرف ها حال نمي كنند، اين برنامه هم قطع شد. اين روزها جاي خالي اين برنامه حسابي احساس مي شود. براي همين رفتيم سراغ جواد واحدي، تهيه كننده و مجري اين برنامه. وقتي با او تماس گرفتيم، تو راه استاديوم بود. براي پوشش بازي ايران و بوسني.
از دوربين خبرساز چه خبر؟
قرار است از 13 خرداد پخش سري جديدش شروع شود. مدتش 6دقيقه است، ولي ساعت پخش اش معلوم نيست. فضا هم بيشتر كارشناسانه است و خبري از گزارش نيست.
سري جديد را هم شما ساخته ايد؟
نه.
چرا ديگر ادامه نمي دهيد؟
يك سري چيزها هست كه نوشته ام. وقتي از آلمان برگشتم، درباره اش حرف مي زنم.
شما هم مي رويد؟
بله، براي ساختن يك مستند دربارة جام جهاني.
به سفارش تلويزيون؟
نه، اين مستند را براي فدراسيون فوتبال مي سازيم. حدود 4 دقيقة آن، دربارة صعود ايران و درگيري سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال است. بعد مي رويم فرودگاه مهرآباد و ماجراي پرواز بچه ها و بعد هم ماجراي بازي ها در آلمان.
فقط در آلمان مستقر هستيد؟
نه! سه دوربين در ايران همزمان با بازي ها بين مردم مي چرخند و دوتا دوربين هم همراه با من، مي آيند آلمان.
تا كي هستيد؟ بعد از بازي با آنگولا برمي گرديد؟
نه، تا فينال هستم و تا آخر از بازي ها فيلم مي گيريم.
اگر كار ايران در دور اول تمام شود، ديگر براي چه مي مانيد؟
مي رويم سراغ فرهنگ ها و تيم ها و مقايسة وضعيت تيم ها و تماشاگرانشان.
اسم اين مستند چي است؟
اسمش ستارگان پارسي است. در همان اردوي تيم ملي فريدريش شافن ساكن مي شويم و بعد مي رويم مونيخ و فرانكفورت.
اين مستند را از تلويزيون هم مي بينيم؟
طرحش را به شبكه خبر دادم، ولي شنبه (12 خرداد) معلوم مي شود براي پخش مي خواهند يا نه.
ايران توي جام جهاني چه مي كند؟
از مكزيك مي بازيم، با پرتغال مساوي مي كنيم و آنگولا را مي بريم.
يعني صعود مي كنيم؟
آره! ان شاء الله.
كدام تيم ها مي رسند نيمه نهايي؟
هلند، آرژانتين، آلمان، برزيل.
و كدام تيم قهرمان مي شود؟
اميدوارم آرژانتين، ولي برزيل قهرمان مي شود.

رويدادهفته
افشاي زردي ها
گلزار كجا بودي؟

اين قدر بي تابي نكنيد. يك هفته اين ستون زردينه مان به بهانة اين كه مدير مسؤول يك زردنامه، ورزشي بود، افتاد دست بروبچ ورزشي تا بدين وسيله صفحات خودشان را به فيض برسانند. ولي اين هفته و از همين ستون كه اولين ستون بخش سينمايي است، روشنگري هايمان را آغاز مي كنيم تا دستتان بيايد در دقايقي كه شما به هنرنمايي بكام و رونالدينيو خيره شده ايد، ما به چه چيزهايي خيره شده ايم، آن هم به خاطر شما.
در راستاي اطلاع رساني شاخصي كه تا به حال از خودمان به منصة ظهور رسانده ايم، اين هفته سراغ نشريه اي رفتيم كه عكس و تيتر اولش دربارة گلزار است: محمدرضا گلزار پرطرفدار و پر حاشيه . اما كل ماجرا به 12 خط نمي رسد و آن هم يادداشتي است توي اين مايه ها كه گلزار يك گيتاريست بوده و از گروه آرين (!) كارش را شروع كرده و خيلي هم فتوژنيك است. تيتر ديگرشان دربارة شيلا خداداد هم كپي مصاحبة روزنامه باني فيلم با اين بازيگر است! اما چيزي كه در صفحه 18 اين مجله همة ما و به خصوص ايمان جليلي را تكان داد، كپي همراه با حذفيات لازمه براي جا شدن مصاحبة نشرية ما با عليرضا عصار بود. راستش فكر نمي كرديم ما اين قدر منبع خوبي براي مجلات درپيت باشيم! تنها مطلبي كه معلوم است كار خود اين نشريه است، مصاحبه با يك خوانندة نوظهور است كه مدعي شده آلبوم دومش دنيا را تكان مي دهد. عكس پوستري اين خواننده هم جلد پشتي مجله را تزئين كرده است. در انتها ما به شدت از اين كه 500 تومان را براي خريد اين نشريه دور ريختيم، احساس عذاب وجدان مي كنيم.

مجري صندلي داغ در اوكراين
احمد نجفي، لژيونر شد

در حالي كه كن نشينان در صدد بودند تا با حذف فيلم هاي ايراني، جهانيان را از فيض بركات هنرمندان ايراني محروم كنند، احمد نجفي با يك پاتك جانانه، مشت محكمي به دهان آن ها زد و راهي اوكراين شد تا با بازي در نقش يكي از حاكمان لهستاني، بار ديگر قدرت هنرپيشه هاي ايراني را به جهانيان ديكته كند. اين سريال را موجودي به نام ما شينفسكي مي سازد. احمد نجفي گفته اين آقا خيلي هم كارگردان فوق العاده توپي است. (لابد چون احمد نجفي را انتخاب كرده!) البته احمد نجفي به غير از زبان انگليسي كه فوت آب است ـ و اين در بين هنرمندها امري غيرعادي حساب مي شود ـ همسري از كشورهاي اروپاي شرقي هم دارد كه مطمئنا در حضور او در اوكراين براي بازي در فيلم، بي تأثير نبوده است. فقط اميدواريم نقش شاه لهستاني كه احمد نجفي بازي مي كند، آن قدر باشد كه او حداقل چند جملة خارجي بگويد و همان اول يكهو مخالفان نريزند و زرتي شاه را نكشند! بدين ترتيب، بعد از بازيكن ها، حالا نوبت به بازيگرها رسيده تا در ليگ هاي معتبر اروپايي ـ يعني فيلم هاي خوب خارجي ـ بازي كنند و لژيونر شوند. فقط توصيه مي كنيم حواس شان به هنرپيشه هاي طرف مقابل باشد تا حد متعارف را رعايت كنند وگرنه بايد خرو باقالي را با هم بار بزنند!
001824.jpg
فاز جديد سريال ضياءالدين دري
امين حيايي هم كلاه پهلوي مي گذارد

ما خودمان هم مانده ايم دربارة اين سريال كلاه پهلوي خبري بگوييم يا نه. مي ترسيم فردا پس فردا قضيه پيچ بخورد و ما پيش شما خداي ناكرده سنگ روي يخ شويم و متهم به تشويش اذهان عمومي. ولي در راستاي اين كه خبر پراكني وظيفة مسلم ماست و كلا دهانمان لق مادرزاد است، اين خبر را هم به شما مي گوييم. ولي قبلش يك پيش درآمد يا مقدمه يا به قول روزنامه شرق جستار گشايي برايتان مي كنيم تا بفهميد اين كلاه پهلوي چي بوده و حالا چي شده؟ (با اين كه تا به حال هزار بار برايتان گفته ايم!) جانمان برايتان بگويد وقتي كيف انگليسي گرفت، آقا ضياء خيلي خوشحال شد و گفت مي خواهم كيف انگليسي 2 را هم بسازم. بعد رفت سراغ ليلا حاتمي و علي مصفا كه بياييد دوباره با هم كار كنيم. بعد كه قضية اين زن و شوهر منتفي شد،رفت سراغ پارسا پيروزفر و ليلا خوئيني ها. بعدش گفت مي خواهم بروم لبنان. بعدترش گفت نه خير نمي روم لبنان، مي روم به فرانسه و اين كل ماجراي كلاه پهلوي بود تا چند روز پيش. در فاز جديد ساخت كلاه پهلوي، نوبت به امين حيايي و شقايق فراهاني رسيد تا شانس شان را آزمايش كنند و ببينند به مذاق آقا ضياء خوش مي آيند يا نه. در ضمن در ادامة بحث سفر خارجه، همة عوامل متفق القول به اين نتيجه رسيده اند كه فرانسه خيلي بهتر است و اگر سريال كارش شروع شود، همه باهم مي روند آن جا تا در آب و هواي گند پاريس، خيلي طاقت فرسا يا نه سريال بسازند. شعر (به طور موزون و با موسيقي سريال كيف انگليسي خوانده شود): گشته خزان انتظار من / رفت و نيامد كلاه من‎/ سپري شد سه چهار سالي‎/ به اميدي كه تو بسازي‎/ آخر  اي ضياء دري‎/ هيچ معلومه تو كجايي؟
001833.jpg
پرفروش ترين فيلم تاريخ؟
مارمولك ميلاني

آتش بسِ، فعلا توي پنج هفته حدود 500ميليون فروخته و باعث شده برو بچ سازنده اش ادعا كنند فيلمشان مي تواند پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران شود. فعلا ركورد پرفروش ترين فيلم ها در تهران، در دستان مارمولك و كما است. فروش هفتگي آتش بس حدودا 100ميليون است. تازه فروش روزانه اش هم از فروش روزانة جمع كل فيلم هاي روي پرده بيشتر است. مرتضي شايسته، پخش كننده فيلم هم با اين فرض كه اكران فيلم تا اواسط مرداد ادامه دارد و از يك جايي به بعد رقيب سرسخت فوتبال هاي پخش مستقيم جام جهاني مي شود، از قبل گفته بود كه تبليغات اصلي و جديد فيلم از تيرماه آغاز مي شود. احتمالا اين تبليغات، يد بيضايي است كه قرار است، تهيه كننده و پخش كنندة فيلم نشان دهند و همه را سورپريز كنند.
پي نوشت: مارمولك فقط در عرض دو هفته، بيشتر از 700ميليون فروخت، نه توي سه ماه!
001803.jpg
بازگشت دو بازيگر قديمي
آيينه برگردان

آيينه را كه يادتان است. همان موقع كه به واسطة اوشين همه كوچه پس كوچه هاي محله هاي بدبخت نشين ژاپن را ياد گرفته بوديم و صدام مثل نقل و نبات روي سر مبارك مان بمب مي ريخت، فقط يك سريال ايراني بود كه ولوم انفجار بمب ها را پايين مي آورد: آيينه. همان موقع بود كه مرجانه گلچين و اسماعيل محرابي گل كردند. دهه هاي 60 و 70 دهة يك تازي هاي گلچين و محرابي توي تلويزيون بود. اما يك دفعه جفت شان فيد اوت شدند. گلچين كه كلا غيبش زد و اسماعيل محرابي هم آخرين بازي قابل توجه اش را توي خانه سبز كرد. حالا هر دويشان برگشته اند.
گلچين مي خواهد توي سريال نسبتا كمدي عليرضا افخمي (كارگردان او يك فرشته بود) با اسمِ مسروق اليه خوب، بد، زشت (خدا بيامرزدت سرجيولئونه) بازي كند، آن هم بعد از 15 سال. فيلم نامة اين سريال را هم عليرضا بذرافشان نوشته. (يعني اسم ديگري نمي توانستي انتخاب كني عليرضا!) فتحعلي اويسي و ابوالفضل پورعرب و بهاره رهنما هم توي اين سريال بازي مي كنند. محرابي هم با يك گريم خفن، نقش نيما يوشيج را بازي كرده. هر كس نداند، فكر مي كند او خود نيما يا از نوه و نتيجه هايش است، از بس كه شبيه نيما شده است. فاطمه گودرزي هم نقش زن اصلي اين فيلم تلويزيوني را بازي مي كند. سريال خوب، بد، زشت به سفارش شبكه 3 است و فيلم تلويزيوني نيما يوشيج براي شبكه۲ ساخته مي شود.
001815.jpg
جدول فروش خارجي
طوفان آنيستون

يك كمدي-رمانتيك معمولي، پوزة جانورهاي عجيب و غريب مردان ايكس: آخرين رويارويي را به خاك ماليد. معمولا وقتي بلاك باسترها (فيلم هاي عظيم و پرخرج) به سينماها حمله مي كنند، مردم به كمدي-رمانتيك ها پناه مي برند. اين دفعه هم قرعه به نام به هم زدن و بازيگر محبوبش جنيفر آنيستون افتاده. حدود دو سوم تماشاگران فيلم را زنان تشكيل مي دهند و بيشتر از نصف كل تماشاگران، بالاي 30 سال سن دارند. ظاهرا استقبال زنان از اين فيلم با مسألة طلاق برادپيت و آنيستون و ازدواج او با آنجلينا جولي بي ارتباط نيست!
حضور آنيستون در چند روز اول باعث شد فيلم 38ميليون دلار بفروشد. مردان ايكس هم توي اين دو هفته 7/175ميليون دلار پول به جيب زدند. تب رازداوينچي هم در آمريكا خوابيده. اين را مي توان از جايگاه چهارم فيلم در جدول فروش و فروش هفتگي 19ميليوني اش فهميد. مأموريت: غيرممكن۳ هم در اين پنج هفته فقط 123ميليون فروخته كه يك فروش معمولي براي يك فيلم پرادعاست. شايد اگر آتش بسِ ميلاني پخش جهاني مي شد، مي توانست پوز همه شان را بزند. احتمالا تبليغات تيرماه هدايت فيلم، مي خواهد روي همين قضيه مانور بدهد!

پيام هاي  كوتاه
سه فيلم ايراني آفسايد، بيدمجنون و گل يا پوچ در جشنواره فيلم دوربان آفريقاي جنوبي اكران مي شوند.
سريال بوي گل  هاي وحشي ساخته حسينعلي ليالستاني بعد از جام جهاني پخش مي شود.
فيلم يك تكه نان ساختة كمال تبريزي، برندة ديپلم افتخار جشنواره فيلم روسيه شد.
پيش توليد سريال همبرگر به كارگرداني علي شاه حاتمي آغاز شد.
محسن چاووشي، موسيقي فيلم تلويزيوني حفره به كارگرداني فريدون فرهودي را ساخت.
فيلم برداري سريال بي صدا از مهدي فخيم زاده آغاز شد.

001722.jpg

دست ستار
شرخرها مي ريزند، سر ستار و دست او را از پشت مي پيچانند و چنان صداي خردشدني مي آيد كه انگار تمام استخوان هايش خرد و خاكشير شده. اما دو روز بعد، وقتي مرخصي ستار تمام مي شود و او به خوبي و خوشي مي خواهد به زندان برگردد، هيچ خبري از دست شكسته و آتل و گچ نيست. تازه او دو دستش را به طرفين باز كرده و خيلي راحت و خوشحال دارد روي لبة بلوك هاي سيماني راه مي رود. لابد چون نقش ستار را داريوش فرهنگ بازي كرده و خود او كارگردان راه شب هم هست، در عرض دو روز، تمام استخوان هايش جوش خورده!

آرشيو طلايي!
تا به حال، تصاوير اولين روز ورود امام به جماران در سال 59 را ديده بوديد؟ تا به حال، تصاوير اولين ملاقات مردم با امام در جماران را ديده بوديد؟ تا به حال، ديوارهاي آجري و رنگ و گچ كاري نشدة جماران را ديده بوديد؟ يك گوي براي پخش اين تصاوير آرشيوي ديده نشده، به اين اميد كه بروبچه هاي صداوسيما بيشتر به آرشيو پروپيمان شان سر بزنند و يك فكري هم به حال كيفيت آن ها بكنند كه كم كم دارند از هم مي پاشند.
001719.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
دست  هاي خوني رفيع ملكي
ايمان صاحب اختياري: در سريال اولين شب آرامش، وقتي رفيع ملكي به صورت پيمان سيلي زد و خون از بيني پيمان جاري شد، دست رفيع هم خوني شد كه خيلي راحت مي شود با آزمايش PCR در پزشكي قانوني، هويت صاحب خون را تشخيص داد.
ما هر چقدر نگاه كرديم، نديديم رفيع يا جنازه اش برود دستش را بشورد. تازه پزشكي قانوني كه مو را از ماست بيرون مي كشد، چطور به دست  هاي خوني رفيع توجه نكرد؟

ريحانه يا  آسيه
مرتضي اكاتي: در سريال ريحانه، دختري بود كه به دنبال نيمة  دوم قاليچه اي مي گشت تا به پدر و مادر واقعي اش رسيد. ولي در فيلم ريحانه كه پخش شد و مثلا خلاصه سريال بود، اصلا دختري به نام ريحانه وجود نداشت و فقط به زندگي پدر و مادر ريحانه مربوط مي شد و كل ماجرا دربارة انقلاب بود. بهتر بود اسم فيلم را مي گذاشتند آسيه تا خيال همه راحت شود. واقعا نبايد به خاطر اين تغيير محتوايي به عزيزان تدوينگر تمشك داد؟

دو اذان مغرب در يك روز
محسن گرافيست: شبكه 3، دوشنبه شب دو بار اذان مغرب پخش كرد! اذان اول، 10 دقيقه زودتر پخش شد، ولي وسط  هايش متوجه شدند و آن را قطع كردند. بار دوم هم سر وقت خودش اذان را به طور كامل پخش كردند. اين مسؤول پخش شبكه 3 كجاست تا يك تمشك ناب به او بدهيم؟

سؤال پيچ حداد عادل
شهابي پور: شب چهارشنبه شبكه 1 واقعا سورپريز كرد. به مناسبت سالگرد افتتاح مجلس، حيدري (مجري گفت وگوي ويژه خبري) و خسروي (مجري عصر ايمان) دو طرف حداد عادل نشسته بودند، آن هم در صحن خالي مجلس. او را سؤال پيچ مي كردند و حداد عادل هم همه را جواب مي داد. فيلم برداري و فضاي صميمي مصاحبه خيلي چسبيد. جالب اين كه اين برنامه همان چهارشنبه ضبط شده بود. مثل اين كه تلويزيون هرازگاهي ناپرهيزي مي كند و يك حالي به ملت مي دهد.
گوي و تمشك شما هم رسيد:
نرگس خانعلي زاده، پريمان عدالتي، كريم منافي، علي جوادي، شهروز بهارمست

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
زندگي به شرط كليپ
پخش سي دي  آفسايد
بعدا مي گويم!
رويدادهفته
ورزشي
بچه  ها حمله كنيد!
معماهاي آقاي رئيس جمهور
بازگشت آقاي مربي
رضا عنايتي: آقاي گل جهان نمي شوم!
رويدادهفته
مرگ تخمه ها و رقص پرچم ها!
ده بهانه براي لذت بردن از جام جهاني!
چه كسي شهر را به هم مي ريزد؟
چند ميليارد نوسترآداموس
بالاخره كي مي ره بالا؟
اجتماعي
دلي كه دانايي درآن نيست، ويرانه است
زندگي
تاريخ امتحانات تغيير نمي كند، اصلا
غافلگيري در جيك ثانيه!
رويدادهفته
فكر كن، موفق باش!
سينما
آتش بازي ستاره ها
اگر ميلاني مي ساخت
به سينما اعتماد نكنيد!
داوينچي سوزان
دانش
يك بيل براي همه سرزمين ها!
استراتژي درياي آبي
پنجه در پنجه مايكروسافت
دروازه دنياي پنجره ها
بيلي اين جا كارمي كند
موسيقي
ابن سينا داشت مي لرزيد!
اولين زخم كاري ترين است
فستيوال و ايران
روزها
شش روز جنگ
مردان آتش
رويدادها
هنر روز
سفر به شهر متروك
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |