عكس ها : جواد منتظري
گروه 127 جزو گروه هاي با سابقه راك در ايران است. آن ها در موسيقي شان تركيبي از ملودي هاي ايراني و جاز را به كار مي برند. گيتار، پيانو، ترومبون، باس و درامز سازهاي مورد استفاده در آهنگ هاي 127 است. آن ها تا به حال اجراهاي خارجي زيادي داشته اند و فعلا دنبال گرفتن مجوز براي يك اجراي داخلي هستند .
گروه پرشين يكي از گروه هاي شهرستاني حاضر در فستيوال راك بود. اين گروه 5 نفره كار خود را به تازگي آغاز كرده است. آن ها در اين فستيوال مجموعا سه آهنگ بدون كلام را به اجرا گذاشتند.
آوار از سال 1378 با سه نفر كار خود را شروع كرد. گروه دو آلبوم منتشرنشده دارد و بعد از جشنوارة راك، سايت اينترنتي اش را راه اندازي مي كند. اين گروه سبكي به نام نو - فارسي را براي خود انتخاب كرده است. موسيقي تيتراژ پاياني فيلم نفس عميق كار بچه هاي اين گروه است.
گروه اُرُد سال 1381 كار خود را با يك قطعه به نام غم (sorrow)شروع كرد. اين گروه سه قطعة كلاغ ها، انسان و دود را در سانس دوم فستيوال راك اجرا كردند. سبك گروه راك، سبك شسته و رفته اي است كه گاهي به آلترناتيو راك نزديك مي شود.
نوريك ميساكيان و گروهش را همه مي شناختند . در فستيوال يوسف اسلام نيز نوريك در كنار يكي از چيره دست ترين نوازندگان گيتار بيس در ايران، ادوين ماركاريان، روي صحنه رفت تا آهنگ هايي سرشار از تكنيك را بنوازد كه دقت در اجرا و تنظيم و ساخت آن ها يادآور بهترين شركت هاي تيونينگ خودرو بود.
قبل از شروع كنسرت در بين بچه هاي گروه ها شايع شده بود كه خود كت استيونس (يوسف اسلام) در سالن حضور پيدا مي كند
ايمان جليلي
شما هم اگردر هفته هاي گذشته درشهر چرخي زده باشيد، احتمالا پوسترهاي تبليغاتي بزرگداشت يوسف اسلام را ديده ايد. تالار ابن سيناي دانشگاه تهران، هفتة پيش قرار بود ميزبان فستيوال موسيقي راك در ايران باشد. اين فستيوال يك روزه به بهانة بزرگداشت خوانندة مشهور و مسلمان موسيقي راك كت استيونس ملقب به يوسف اسلام در دو سانس برگزار مي شد. جمعيت زيادي كه براي ديدن فستيوال به سالن آمده بودند، ميزان علاقة جوان هاي ايراني به اين سبك موسيقي را به وضوح نشان مي داد. برگزاري چنين برنامه اي در يكي از تالارهاي دانشگاه تهران هم از آن اتفاقات باورنكردني و در نوع خودش بي نظير بود. اما سؤالي كه اين وسط براي كساني كه اجراها را از نزديك ديدند مطرح شد، اين بود كه در طول برنامه، هيچ كدام از كارها به اجراي دوبارة آثار استيونس اختصاص نيافت.
جلوي در تالار ابن سيناي دانشگاه تهران، چند نفر ايستاده اند كه روي سينه شان كارت هايي قرار دارد با عنوان انتظامات . قيافه شان اما چندان به تصوري كه آدم از انتظامات و اين چيزها دارد نمي خورد. چند تا پسر جوان با تيپ امروزي. پشت سر آن ها پر است از تبليغات جور واجور يك شركت سازندة نوشابة انرژي زا. از خودكار و بروشور بگير تا پوستر و حتي خود نوشابه ها كه خانم هاي اتوكشيدة پشت ميز اگر از قيافه ات خوششان بيايد، يك ليوانش را تعارف ات مي كنند.
توي سالن، صدا به صدا نمي رسد. بوي سيگار فضا را پر كرده. يك نفر از آن ته داد مي زند: فقط Base بزن! گروه ها مشغول تست كردن صدا هستند. هنوز دو ساعتي به شروع برنامه مانده و گروه ها يكي يكي مي روند روي سن و صدا را تست مي كنند و مي آيند پايين. چند نفري كه كارشان تمام شده، همين طوري كه در سالن كوچك و گرم ابن سينا عرق مي ريزند، ساندويچ گاز مي زنند. وقتي بچه هاي گروه آوار روي سن مشغول بيس زدن و خواندن هستند، ناگهان قاب يكي از مهتابي هاي سقف سالن از شدت صدا پايين مي افتد و همه را يك لحظه ساكت مي كند. يك نفر از ته سالن با خنده مي گويد: خدا را شكر كه كسي زيرش نبود! و بعد دوباره سالن پر مي شود از صداي سازها. اعضاي گروه هاي مختلف از كيفيت نامناسب سالن شاكي اند. تالار ابن سينا براي اجراي كنسرت به نظر كوچك مي رسد .
خانم ها، آقايان، فستيوال شروع شد
فقط يك ربع تا شروع برنامه باقي است، ولي تست صدا همچنان ادامه دارد. اعضاي بعضي از گروه ها كه در سانس اول اجرا دارند، كنار سن لباس عوض مي كنند. سازهايشان را هم مي گذارند همان پايين تا وقتي نوبت شان شد، كمتر دردسر بكشند. آخر هر گروه بايد با خودش ساز بياورد. بيرون، توي محوطة تالار، كلي آدم جمع شده.
همه جور آدمي در بين جمعيت هست. البته به نظر مي رسد افراد مسن، از خانوادة نوازنده ها و خواننده ها باشند، چون اكثرشان يك دسته گل هم با خودشان دارند. گروه آخر در حال تنظيم صداست كه درهاي تالار باز مي شود و جمعيت وارد سالن مي شود. صندلي هاي طبقة پايين كه بيشتر شبيه صندلي سالن امتحان است تا يك تالار، خيلي زود پر مي شوند. تالار ابن سينا يك بالكن هم دارد. پنجاه شصت نفري به صورت ايستاده از توي بالكن برنامه را دنبال مي كنند. هنوز سر و صداي سالن نخوابيده كه مجري برنامه مي رود پشت تريبون: من در ابتدا بايد از طرف برگزاركنندگان فستيوال از شما عذرخواهي كنم. ظاهرا تعداد بليت هاي فروخته شده، از صندلي ها بيشتر است! با اين جمله چند نفري كه توي بالكن ايستاده اند فرياد مي كشند. مجري ادامه مي دهد: ما همه آمده ايم تا در اولين فستيوال جدي راك در ايران، موسيقي راك بشنويم. او دست آخر يك خواهش هم دارد: من خواهش مي كنم همكاري كنيد تا بتوانيم اجراهاي بعدي را هم در اين زمينه داشته باشيم. گروه اول با نام 127 مي آيد روي سن.
تشويق ها شروع مي شوند. يك عده با لباس هاي خفن و قيافه هاي عجيب و غريب، گوشة بالكن جمع شده اند و از همان اول مدام فرياد مي كشند و اعصاب همه را خرد مي كنند. خواننده 127 اما بي توجه به آن ها، پشتش را به جمعيت مي كند و شروع به خواندن مي كند. يك شروع ساده و غافلگير كننده. خواننده 127 ژست هاي جالبي دارد. گاهي مي نشيند روي سن، گاهي دستش را توي جيبش مي كند و گاهي به سمت جمعيت برمي گردد. آن ها يك نوازندة ترومبون دارند كه او هم هي بالا و پايين مي شود. بعضي ها خيلي خشك و ساده صحنه را تماشا مي كنند و بعضي هاي ديگر با آهنگ، ريتم گرفته اند. كار 127 با اجراي سه آهنگ تمام مي شود.
كوچولو متال ها ساكت!
بعد از اين كه هر گروه كارش را به پايان مي برد، مسؤول برنامه، با اهداي
لوح تقدير از آن ها تشكر مي كند. قبل از شروع كنسرت در بين بچه هاي گروه ها شايع شده بود كه خود كت استيونس (يوسف اسلام) در سالن حضور پيدا مي كند و جايزة آن ها را مي دهد. اما نه تنها خبري از استيونس نيست، بلكه همين مراسم ساده هم در ميان هرج و مرج جمعيت و حرف هاي مجري گم مي شود. از پايين مدام به گروهي كه توي بالكن سر و صدا راه انداخته اند تذكر مي دهند، ولي كو گوش شنوا؟!
در فاصلة آمدن گروه دوم به روي سن، مسؤول اجراي كنسرت پشت تريبون مي رود تا سخنراني كند. مجري اعلام مي كند كه علي فاتحي مي خواهد دربارة يوسف اسلام حرف بزند. اما اين قدر سر و صدا زياد است كه فاتحي اين طوري شروع مي كند: من اول بايد به خاطر كيفيت بد صدا عذرخواهي كنم. اما خواهش مي كنم كه بعضي مسائل را رعايت كنيد تا بتوانيم هر سال از اين برنامه ها داشته باشيم. او سپس مي رود سراغ موسيقي راك: حضور شما باعث شكل گرفتن گروه ها است. اين موزيك مال ما است. ما بايد كنسرت متال هم داشته باشيم. اما در اين راه بايد در مسير روشن حركت كنيم و در عين حال احساساتمان را هم كنترل كنيم. بعد از حرف هاي او چراغ ها خاموش مي شوند. ناگهان صداي فرياد جمعيت بالا مي رود. همه در حال داد زدن هستند كه نور قرمز، صحنه را روشن مي كند. گروه پرشين از اصفهان بايد كارش را شروع كند. آن ها اما مشغول كوك كردن سازهايشان و هماهنگ كردن صدا هستند. بالاخره پرشين كارش را شروع مي كند. اين بار حجم صدا به قدري بالاست كه بعضي ها گوششان را مي گيرند. كار پرشين هم با چند اجراي بدون كلام تمام مي شود. گروه سوم گروه آوار است. آن ها هم در ميان فريادهاي جماعت بالكن نشين مي آيند روي سن. خوانندة گروه، قبل از هر چيز پشت ميكروفن مي آيد و از جمعيت عذرخواهي مي كند. گروه روي بالكن عربده مي كشند و موسيقي متال مي خواهند. آقاي خواننده رو به بالكن مي كند و مي گويد: از شما هم متشكرم كوچولومتال ها. او با اين كارش آن ها را حسابي عصباني مي كند. در همين حال رو به جمعيت مي كند و مي گويد: اين قدر صداي شما بلند است كه صداي آن هايي كه مي خواهند جشنواره را خراب كنند، اصلا به گوش نمي آيد.
كار آوار آغاز مي شود و سالن آرام مي شود. هر چند كه همچنان از روي بالكن صداي فرياد مي آيد. آخرين اجراي اين گروه، اولين كاري است كه آن ها در كنار هم انجام داده اند. آهنگ آسمون كه به عنوان موسيقي فيلم نفس عميق هم قبلا شنيده بوديم.
نوريك مي تركاند
سانس دوم بايد زودتر شروع شود. براي همين مسؤولان برگزاري اصرار دارند كه همه سالن را ترك كنند. حتي آن هايي كه بليت سانس دوم را هم دارند، بايد بروند بيرون و از در اصلي دوباره بيايند داخل. پشت در اصلي پر است از جمعيتي كه مي خواهند بيايند تو. حتي توي خيابان هم آدم ايستاده. بيشتر تماشاچي ها براي ديدن كار نوريك ميساكيان آمده اند. گروه او معروف تر از قبلي ها است. سانس دوم با اجراي گروه اُرُد آغاز مي شود. آن ها پنج آهنگ براي اجرا آماده كرده بودند، ولي ظاهرا به علت كمبود وقت، مجبورند فقط دو تاي آن ها را اجرا كنند. براي كار آن ها نورپردازي هم انجام نمي شود. اين شايد به خاطر سر و صداهاي سانس قبل باشد. كار اُرُد خوب است و جمعيت تشويق مي كنند. براي همين، آن ها آهنگ سوم را هم اجرا مي كنند. اين بار نور هم قاتي اجرا مي شود و تماشاچي ها را به وجد مي آورد. حالا نوبت ميساكيان و گروهش است كه بتركانند. گروه او هم بعد از اين كه روي سن مي آيد، پانزده دقيقه اي را به ور رفتن با سازها مي گذرانند. اين بار از جماعت متال باز خبري نيست. براي همين، اعصاب همه آرام تر است. ميساكيان كارش را شروع مي كند. آن ها هم موسيقي بدون كلام را ترجيح مي دهند. اين گروه يك ساعت بدون وقفه مي نوازد و جمعيت بدون وقفه آن ها را تشويق مي كنند. آخر كار هم خود ميساكيان با گيتارش شروع مي كند به تكنوازي. تكنوازي او حتي به ريتم هاي تند ايراني هم مي رسد. برنامه كه تمام مي شود، يك عده همچنان توي حياط ايستاده اند و دربارة كنسرت حرف مي زنند. چند تا مأمور نيروي انتظامي هم توي حياط هستند كه از مردم مي خواهند زودتر آن جا را ترك كنند. يكي از جوان ها در حالي كه توسط يك سرباز بدرقه مي شود، با دوستش دربارة كنسرت حرف مي زند: حتي اگر 30 هزار تومان هم پولش بود، مي آمدم. آن ها مي روند، و مطمئنا همه دراين آرزو هستند كه بي نظمي ها و مشكلات باعث توقف اجراي چنين برنامه هايي نشود.