وقتي گلزار غرق شد
گريه ام بند نمي آمد
راستش ما از وقتي رفته ايم سراغ نشريه هايي كه از توي پيت بيرون مي آيند و خبرهاي جك و جوات مي دهيم، ديگر هر خبري را از نوگل خنداني مثل گلزار بخواهيم برايتان بچاپيم، زردي خون مان بالا مي رود و اين وجدانمان مي گويد نكند زرد شده اي و خودت خبر نداري. ولي به جان همين محمد جباري كه روبه رويمان نشسته، اين خبر خيلي موثق است. اين كه گلزار در نشست بررسي آتش بس در فرهنگسراي نياوران گفته است من براي اين كه صحنة گريه كردن يوسف را دربياورم، آن قدر استرس داشتم كه شب تا صبح نخوابيدم. وقتي فردايش هم اين صحنه را نگرفتند، دوباره نخوابيدم و بعد، 4 ساعت گريه كردم و هر كاري كردم گريه ام بند نيامد! باور كنيد گلزار اين حرف ها را زده. فقط يك خبر ديگر بدهيم كه حسابي بتركيد. آن هم اين كه پخش كنندة آتش بس گفته از تيرماه اكران اصلي اين فيلم شروع مي شود! يعني اين 2 ماهي كه گلزار و افشار از 20 تا سينماي تهران آويزان اند، يعني كشك، يعني دست گرمي. احتمالا ايشان يك آوانسي به جام جهاني داده، چون قبلا در سخناني با اعلام اين كه آتش بس، درِ دكان جام جهاني را تخته مي كند، باعث انبساط خاطر و شادي روح شنوندگان خبر شده بود!
سامان مقدم و بازيگران غيرايراني
بازيگر خارجي نمي خوايم!
واقعا بايد چه گلي به سر ماليد؟ از يك طرف در مرزها را مي بندند و اين مهاجران عزيز سابق و بادكردة فعلي را به كشور خودشان عودت مي دهند، از اين طرف مسؤولان محترم هم همه چيزشان را در طبق اخلاص گذاشته اند تا شما جوانان تحصيل كردة بيكار به جاي سماق مكيدن و چفت شدن جلوي تلويزيون و خون تو جيگر كردن والدين گرامي، برويد دنبال اشتغال، و همين جوري بودجه هاي پر و پيمان است كه براي اشتغال زايي شما عزيزان تصويب و تقسيم مي شود. آن وقت از آن طرف اين كارگردان ها همه با هم دسيسه كرده اند كه بايد با بازيگر خارجي كار كنند. اين حرف يعني چه؟ يعني اين همه هنرمند، اين همه ژوبين، اين همه فتوژنيك، اين همه عشق فيلم ساخت داخل بروند داخل باقالي ها كه چي؟ حضرات مي خواهند آن خارجي هاي زبان نفهم جلوي دوربين شان رژه بروند؟ چرا نان همين چند تا جوان را آجر مي كنيد؟ چرا فرصت نمي دهيد كه آن ها بيايند جلوي دوربين شما؟ اين همه جوان عاشق هنرپيشگي، آخه چرا؟ خوب است فردا گلزار و مهناز افشار بيايند بگويند ما هم فقط جلوي دوربين استنلي كوبريك و هيچكاك بازي مي كنيم؟ خوب است نان شما هم آجر شود؟ نكنيد آقاي سامان مقدم! نرويد بازيگر انگليسي و عرب و روس بياوريد براي فيلم جديدتان با موضوع مهاجرت. از شما هم بعيد بود آقاي دري، كه براي يك سريال راضي شويد چند تا فرانسوي بيايند در كلاه پهلوي تان. نكنيد آقا! اين جوان ها كار مي خواهند، آب مي خواهند، دون مي خواهند. اين پول ها را بريزيد در حلق جوان ها، نريزيد در حلق خارجي ها!
|
|
|
يوسف پشندي درگذشت
پيرمرد رفت
اي بهترين بازيگر... اي هنرمند بزرگ... اي كسي كه كشف نشدي... اي پدر طنز ايران... اي پيش كسوت باارزش... درست حدس زديد. هر وقت اين عبارت ها را مي شنويم، مي فهميم كه باز هم يكي از هنرمندهاي اين كشور مرده تا همه يادشان بيفتد چه گوهر گرانبهايي از دست رفته. اين دفعه نوبت به پشندي رسيد. همان پدر بامزة مهران مديري در نقطه چين كه همة ديالوگ ها يادش مي رفت، پدر گير حميد جبلي در خواب سفيد، و احمدعلي در توكيو بدون توقف با آن سبك خاص آب دهان قورت دادنش. يوسف يوسف پشندي 86 ساله پنج شنبة هفتة پيش سكتة قلبي كرد و رفت. او پيرترين بازيگر فعال سينما و تلويزيون بود، ولي عمر هنري اش فقط 10 سال طول كشيد. او كارش را از بازي در فيلم شب روباه همايون اسعديان آغاز كرده بود. يوسف پشندي كه يكي از پسرهايش در جنگ شهيد شده است، تا قبل از هنرپيشگي، در سهروردي دكة روزنامه فروشي داشت و مدتي در كار توزيع روزنامه هاي اطلاعات و كيهان بود. جالب اين جاست پشندي آن قدر دوست داشتني بود كه وقتي اين خبر را به اعضاي تحريريه گفتيم، همه بي اختيار گفتند: اِ... خدا بيامرزدش. حرفي كه حتما شما هم بعد از پايان اين خبر مي زنيد.
|
|
|
جدول فروش فيلم ها
بيا بريم اسكار
آتشي كه توسط ميلاني توي اين يك ماهه به پا شده هنوز فروكش نكرده. نفت آتش هم كه كل كل هاي آقا رضا و مهناز خانم است. استاد بايد خيلي خوش شانس باشد كه فيلمش دارد روزي 5/13 ميليون مي فروشد. توي بازار كن هم كه چند تا مشتري براي فيلمش پيدا شده. تازه لوچيا كاپاكيونه، نويسندة كتاب شفاي كودك درون (كه ايدة اصلي داستان آتش بس از آن گرفته شده) براي ميلاني نوشته: تهمينه، من اميدوارم اين فيلم را براي آكادمي اسكار بفرستي. چرا كه هم خوب نوشته شده و هم خوب كارگرداني شده است و به راحتي مي تواند جزو 5 فيلم خارجي اسكار انتخاب شود. ما كه بخيل نيستيم، مي گوييم آمين.
طوفان مردان ايكس۳
چهارمين افتتاحيه بزرگ تاريخ
مردان ايكس 3 تقريبا سينماي آمريكا را شوكه كرده است. بزرگ ترين افتتاحية تاريخ هاليوود در تعطيلات يادبود (مموريال دي) و چهارمين افتتاحية بزرگ تاريخ سينما، تنها دو ركورد از چند ركوردي است كه فيلم برت راتنر
ـ ميراث برايان سينگر بزرگ ـ از خود بر جاي گذاشته است. به مسألة اصلي، در همان جملة قبل اشاره كردم. چيزي كه منتقدان آمريكايي هم به آن معترف هستند: دو فيلم سينگر به روح استريپ اصلي نزديك تر بود و وفادارانه تر. اما فيلم راتنر با اين كه اصل نيست، اما جنبه هاي سرگرمي سازي را چنان رعايت كرده كه نمي توان آن را به عنوان يك الگو در ساخت فيلم تابستاني نپذيرفت. به هر حال مردان ايكس۳ با فروش 107 ميليون دلاري اش در اين آخر هفته، به شكل مطلق فاتح گيشة سينماهاي آمريكاي شمالي بود. دربارة خود فيلم در يكي دو هفتة آينده به شكل مفصل در صفحه هاي سينمايي خواهيد خواند. رمز داوينچي هم كه انتظارات منتقدان را برآورده نكرده و هر هفته بر حجم جنجال هايش افزوده مي شود، اين هفته با فروش 33 ميليون دلاري اش در جاي دوم ايستاد و مجموع فروش اش را به 136 ميليون دلار رساند. تعقيب كنندة اين فيلم در هفته گذشته، يعني Over the Hedge هم با فروش 27 ميليون دلاري اش سبب شد اين آخر هفته، يكي از بهترين آخر هفته هاي چند سال اخير با سه فيلم پرفروش در جدول نهايي باشد.
شيفته بن لادن يا ...
تهديد سوزان ساراندون به مرگ
سوزان ساراندون كه مدتي ا ست علاوه بر بازيگري، به عنوان يك فعال در عرصة سياست هم شناخته مي شود، تهديد به مرگ شده است. دليل اين امر هم اين است كه او يكي از منتقدان سياست هاي جنگي رئيس جمهور آمريكاست و هر جا توانسته، عليه جنگ در عراق سخن گفته و به صراحت بيان كرده كه جورج بوش از حادثة يازده سپتامبر براي رسيدن به اهداف خودش سوء استفاده مي كند. همين گفته ها موجب شده تا بعضي از رسانه ها او را شيفتة بن لادن بنامند و سر همين ماجرا چندين بار به مرگ تهديد شده است. البته مثل اين كه اين تهديدها چندان در خانم ساراندون اثر نگذاشته و جديدترين پروژه اي كه او مشغول بررسي اش است، داستان اعتراض يك مادر آمريكايي به مرگ پسرش در عراق است.
پيام هاي كوتاه
بهرام بيضايي به زودي دهمين فيلمش را جلوي دوربين مي برد.
فيلم هوو ساختة داوودنژاد در آلمان و امارات هم اكران مي شود.
حميد گودرزي پس از چند ماه، بازي در فيلم سينمايي گناه من مهرشاد كارخاني را به پايان رساند.
مهدي صباغ زاده به زودي فيلم راننده تاكسي را مي سازد.
فيلم گرگ و ميش قاسم جعفري آمادة نمايش شد.
مرضيه برومند به زودي سريالي براي شبكه 3 مي سازد.