كشوري كه بود...
با برگزاري رفراندوم، جمهوري مونته نگرو اعلام استقلال كرد و آخرين تكه هم از يوگسلاوي جداشد
جشن استقلال طلبان در مونته نگرو پس از اعلام استقلال
دوران تيتو تنها دورة صلح و آرامش در بالكان بود. او يك تنه جلوي شوروي و آمريكا ايستاد
المپيك زمستاني 1986 در سارايوو
در يوگسلاوي همه جور قومي پيدا مي شود
ميلوسويچ جنايتكار بالكان
آثار نسل كشي در كوزوو
گور دسته جمعي در بوسني
احسان ناظم بكايي
درست لحظاتي بعد از اين كه اعلام شد جدايي طلبان در مونته نگرو با اختلاف 4/0 درصد به پيروزي رسيده اند، پرچم هاي قرمز و طلايي كشور جديد از پنجره ها به اهتزاز درآمد. بزرگ ترين مسأله، ديگر حملة صرب ها نبود. اين بود كه تيم ملي صربستان ـ مونته نگرو كه يك ماه بعد در آلمان بايد در گروه سوم جام جهاني با آرژانتين، هلند و ساحل عاج بازي مي كرد، چه خواهد شد. مسؤولان فوتبال اعلام كردند اين تيم با همان نام قديمي در جام بازي مي كند. ولي عده اي از تندروهاي مونته نگرويي مي خواستند فقط تيم مونته نگرو 21 خرداد، در ورزشگاه لايپزيك به مصاف هلند برود!
|
|
|
فوتبال با يوگسلاوي در هم آميخته است؛ طوري كه 10 سال بعد از اين كه اين كشور درست مي شود، آن ها در جام جهاني 1930 اروگوئه، آمريكا را شكست مي دهند و سوم مي شوند. از آن موقع، تنها جايي كه تا حدودي صرب ها و كروات ها و بوسنيايي ها با هم كنار مي آيند، زمين فوتبال است. هر چند هميشه بازي هاي ستارة سرخ بلگراد و دينامو زاگرب، محل برخورد كروات ها و صرب هاست. موج جديد فوتبال يوگسلاوي از دهه 50 شروع مي شود. تيم المپيك اين كشور، چهار دورة پياپي در فينال مسابقات فوتبال المپيك حاضر مي شود و در جام جهاني 1974 آلمان هم به مقام چهارم مي رسد. موج آخر فوتبال يوگسلاوي در اواخر دهه 70 شروع مي شود. جوانان زير 21 سال اين كشور، قهرمان اروپا مي شوند و همين تيم در المپيك لس آنجلس 1984 سوم مي شود. سه سال بعد، يوگسلاوي آخرين جام زمان زندگي اش را با قهرماني در جام جهاني جوانان شيلي به دست مي آورد. اما جوانان سابق و بازيكنان پرسابقة فعلي كه به اوج پختگي رسيده اند، نمي توانند با تيم يوگسلاوي در جام ملت هاي اروپاي 92 حاضر شوند، چون اين تيم از تمام بازي ها محروم مي شود. در داخل تيم هم اوضاع مثل كشور است. هر كس ساكش را برمي دارد و به سرزمين خودش مي رود. داور سوكر، آلن بوكسيچ و ماريو استانيچ به كرواسي مي روند. ميهايلوويچ و مياتوويچ در يوگسلاوي كوچك شده مي مانند و حسن سالي حميدزيچ هم به بوسني مي رود. در اوج اين شكاف ها، دانمارك كه در مسابقات مقدماتي پشت سر يوگسلاوي مانده بود، در آخرين لحظات جاي آن ها را مي گيرد و قهرمان اروپا مي شود. خيلي ها معتقدند اگر يوگسلاوي كه اين روزها لقب برزيل اروپا را يدك مي كشد، در جام شركت مي كرد، قهرماني اش ردخور نداشت. اما از اين به بعد، صحنه هاي جهاني، صحنه هاي روكم كني باريكناني بود كه از هم جدا شده بودند. سال 98 يوگسلاوي با مياتوويچ و ميهايلوويچ در يك هشتم نهايي توسط هلند حذف شد، ولي كرواسي در رده بندي، همان هلند را برد و سوم شد. داورسوكر هم آقاي گل شد. سال 2000 قرعه كشي جام ملت هاي اروپا، يوگسلاوي و اسلووني را در برابر هم قرار داد. زلاتكو زاهوويچ اسلوونيايي 3 گل زد، ولي صرب ها 3 اخراجي دادند و 3 گل زدند تا جنگ سرد جام ملت ها مساوي شود. حالا كه دوباره در اين سرزمين، فوتبال با تحولات سياسي گره خورده و مونته نگرو هم از صربستان جدا شده، رفتيم سراغ داستان اين جدايي ها و ماجراي يوگسلاوي تكه پاره.
|
|
|
صربستان
مساحت: 77 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 10 ميليون نفر (70 درصد صرب، 20 درصد آلبانيايي، 10 درصد كروات)
صرب ها با همة همسايه ها يشان جنگيده اند و خودشان را صاحب يوگسلاوي و آقاي اسلاوها مي دانند. آن ها اين قدر حال عصب داشتند كه عثماني ها براي اين كه از شرشان خلاص شوند، به شان خودمختاري دادند. بعد با انواع شعارها و ضرب و زور، با بقية اسلاوها پادشاهي يوگسلاوي را درست كردند.آن ها خيلي سمج هم هستند. نمونه اش اين كه بلگراد يازده بار با خاك يكسان شد، ولي تا الان پايتخت شان باقي مانده است. صرب ها ارتدوكس هستند و الفبايي دارند كه فقط خودشان سر درمي آورند. صرب ها كه 70 درصد ارتش يوگسلاوي را تشكيل مي دادند، سر ماجراهاي تجزيه، 7 ماه با كرواسي و 2 سال با بوسني و چند ماه با كوزوو درگير بودند. آخر سر هم بمباران بلگراد ـ شهر سفيد ـ توسط ناتو باعث شد دست از سر كچل بقيه بردارند.
كرواسي
مساحت: 56 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 7 ميليون نفر (78 درصد كروات، 12 درصد صرب)
صرب ها مثل چاقو در گلوي ما هستند. اين يك نمونه از نظرهاي كروات ها دربارة صرب هاست. همين هم باعث شده خيلي هايشان عقيده داشته باشند اصليت شان به خراسان برمي گردد و اصلا دليل نام كرواتي اين كشور كه خرواتسكا است، همين بوده. كروات ها با اين كه در زمان جنگ جهاني اول با صرب ها متحد شدند و يوگسلاوي را درست كردند. ولي در تمام سال هاي عمر يوگسلاوي، زاگرب هميشه در برابر بلگراد ايستاد و هميشه محل تجمع مخالفان دولت بود. كروات ها كاتوليك هستند و با اين كه با صرب ها هم زبان اند ولي الفبايشان لاتيني است. هم مذهب بودنشان با اروپاي غربي باعث شد كه بلافاصله بعد از اعلام استقلال تمام جهان آن ها را به رسميت بشناسد.
بوسني و هرزگوين
مساحت: 51 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 5 ميليون نفر (35 درصد صرب، 25 درصد كروات، 45 درصد بوسنيايي)
بوسني نام رودي در اين منطقه است و هرزگوين هم لقب حاكمان و دوك هاي محلي اين كشور. بوسنيايي ها درست وسط جايي قرار داشتند كه يك طرفش كروات هاي كاتوليك بودند و طرف ديگرش صرب هاي ارتدوكس. براي همين، خودشان يك فرقة مسيحي درست كرده بودند به اسم بوگوميل؛ تا اين كه ترك هاي عثماني به بالكان ريختند و آن ها زود مسلمان شدند. يوگسلاوي كه تشكيل شد، بوسني هم ضميمة آن شد. موقع جنگ دوم جهاني، مسلمان ها كه حسابي از دست پادشاهي ها و نازي ها شاكي بودند، رفتند به كمك تيتو و چپ ها. از بوسني مثل بقية جاهاي يوگسلاوي، خبري نبود تا سال 91 كه بوسنيايي ها هم گفتند كه مي خواهند مستقل شوند. اين حرف به صرب ها خيلي برخورد. ريختند داخل بوسني و آن قدر مسلمان كشتند كه جمعيت شان نصف شد.
اسلووني
مساحت: 20 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 3 ميليون نفر (90 درصد اسلوون، 6 درصد كروات، 4 درصد صرب)
اروپايي ترين بخش يوگسلاوي بود. شانس دائمي اش اين بود كه هيچ وقت با صرب ها مرز مشترك نداشت و زياد درگير آن ها نشد. آن ها در طول تاريخ، اول با كروات ها متحد شدند و رفتند زير سلطة مجارها و اتريشي ها. صد سال پيش هم با سنجاق و به زور به يوگسلاوي پيوستند. اولين نشانه هاي تجزية يوگسلاوي در اين منطقه به وجود آمد. رهبران حزب كمونيست اسلووني، يك سال قبل از اعلام استقلال، ديگر به بلگراد نرفتند و اعلام استقلال حزبي كردند.
مونته نگرو
مساحت: 13 هزار متر مربع
جمعيت: حدود 5/1 ميليون نفر (70 درصد مونته نگرويي، 14 درصد مسلمان، 16 درصد صرب)
مونته نگرو يعني كوه سياه. دليل اين نام گذاري اين بوده كه جنگل هاي كوهستاني اين منطقه آن قدر فشرده هستند كه از دور، سياه به نظر مي رسند. اين جمهوري، آخرين جايي بود كه در چند روز اخير، از يوگسلاوي جدا شد تا خيال جغرافي دان ها و تاريخ دان ها راحت شود و پروندة يوگسلاوي را براي هميشه ببندند. طبق قانون اساسي بي نظير يوگسلاوي، هر جمهوري اي كه در رفراندوم استقلال خواهي رأي بياورد، مستقل مي شود. جدايي خواهان مونته نگرو هم بعد از دو سه بار رأي گيري بالاخره با اختلاف 4 دهم درصد پيروز شدند .
مقدونيه
مساحت: 25 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 3 ميليون نفر (67 درصد مقدوني، 20 درصد آلبانيايي، 8 درصد ترك، 5 درصد صرب)
نام رسمي اين كشور (forme yugoslavia Rep.of Mecedonia)؛ يعني جمهوري بخشي از مقدونيه كه در قلمرو يوگسلاوي قرار دارد . دليلش هم اين است كه دو سوم سرزمين مقدونيه در يونان و بلغارستان قرار دارد. مردم مقدونيه درست در زماني كه بقية جمهوري ها دست و پا مي زدند كه از دست صرب ها و ميلوسويچ فرار كنند، رأي دادند كه مي خواهند در ظل عنايات صرب ها بمانند. ولي در كمتر از 5 سال، نظرشان برگشت و مستقل شدند؛ البته با همان اسم عجيبي كه بالاي اين مطلب مي بينيد.
كوزوو
مساحت : 10 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 5/1 ميليون نفر (90 درصد آلبانيايي، 10 درصد صرب)
به زبان آلبانيايي، كوزوو يعني مرواريد. صرب ها هم واقعا اين را قبول دارند، چون يكي از مقدس ترين زيارتگاه هايشان اين جاست. اصرار به حفظ كوزوو باعث شد كه در بهار سال 99 ناتو به بهانة حمايت از آلبانيايي تبارهاي كوزوو، به صربستان حملة هوايي كند و اسلوبودان ميلوسويچ را راهي دادگاه لاهه كند. وسط بمباران هاي ناتو هم آلبانيايي ها صرب هاي زيادي را از كوزوو بيرون ريختند. پايان امسال قرار است انتخابات استقلال در اين منطقه برگزار شود و مطمئنا كشور جديدي درست مي شود.