- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۷۰ - شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۵ - - Jun 3, 2006
docharkhe
كشوري كه بود...
با برگزاري رفراندوم، جمهوري مونته نگرو اعلام استقلال كرد و آخرين تكه هم از يوگسلاوي جداشد
001515.jpg
جشن استقلال طلبان در مونته نگرو پس از اعلام استقلال
001542.jpg
دوران تيتو تنها دورة صلح و آرامش در بالكان بود. او يك تنه جلوي شوروي و آمريكا ايستاد
001548.jpg
المپيك زمستاني 1986 در سارايوو
001509.jpg
در يوگسلاوي همه جور قومي پيدا مي شود
001512.jpg
ميلوسويچ جنايتكار بالكان
001545.jpg
آثار نسل كشي در كوزوو
001524.jpg
گور دسته جمعي در بوسني

احسان ناظم بكايي
درست لحظاتي بعد از اين كه اعلام شد جدايي طلبان در مونته نگرو با اختلاف 4/0 درصد به پيروزي رسيده اند، پرچم هاي قرمز و طلايي كشور جديد از پنجره ها به اهتزاز درآمد. بزرگ ترين مسأله، ديگر حملة صرب ها نبود. اين بود كه تيم ملي صربستان ـ مونته نگرو كه يك ماه بعد در آلمان بايد در گروه سوم جام جهاني با آرژانتين، هلند و ساحل عاج بازي مي كرد، چه خواهد شد. مسؤولان فوتبال اعلام كردند اين تيم با همان نام قديمي در جام بازي مي كند. ولي عده اي از تندروهاي مونته نگرويي مي خواستند فقط تيم مونته نگرو 21 خرداد، در ورزشگاه لايپزيك به مصاف هلند برود!
001425.jpg
فوتبال با يوگسلاوي در هم آميخته است؛ طوري كه 10 سال بعد از اين كه اين كشور درست مي شود، آن ها در جام جهاني 1930 اروگوئه، آمريكا را شكست مي دهند و سوم مي شوند. از آن موقع، تنها جايي كه تا حدودي صرب ها و كروات ها و بوسنيايي ها با هم كنار مي آيند، زمين فوتبال است. هر چند هميشه بازي هاي ستارة سرخ بلگراد و دينامو زاگرب، محل برخورد كروات ها و صرب هاست. موج جديد فوتبال يوگسلاوي از دهه 50 شروع مي شود. تيم المپيك اين كشور، چهار دورة پياپي در فينال مسابقات فوتبال المپيك حاضر مي شود و در جام جهاني 1974 آلمان هم به مقام چهارم مي رسد. موج آخر فوتبال يوگسلاوي در اواخر دهه 70 شروع مي شود. جوانان زير 21 سال اين كشور، قهرمان اروپا مي شوند و همين تيم در المپيك لس آنجلس 1984 سوم مي شود. سه سال بعد، يوگسلاوي آخرين جام زمان زندگي اش را با قهرماني در جام جهاني جوانان شيلي به دست مي آورد. اما جوانان سابق و بازيكنان پرسابقة فعلي كه به اوج پختگي رسيده اند، نمي توانند با تيم يوگسلاوي در جام ملت هاي اروپاي 92 حاضر شوند، چون اين تيم از تمام بازي ها محروم مي شود. در داخل تيم هم اوضاع مثل كشور است. هر كس ساكش را برمي دارد و به سرزمين خودش مي رود. داور سوكر، آلن بوكسيچ و ماريو استانيچ به كرواسي مي روند. ميهايلوويچ و مياتوويچ در يوگسلاوي كوچك شده مي مانند و حسن سالي حميدزيچ هم به بوسني مي رود. در اوج اين شكاف ها، دانمارك كه در مسابقات مقدماتي پشت سر يوگسلاوي مانده بود، در آخرين لحظات جاي آن ها را مي گيرد و قهرمان اروپا مي شود. خيلي ها معتقدند اگر يوگسلاوي كه اين روزها لقب برزيل اروپا را يدك مي كشد، در جام شركت مي كرد، قهرماني اش ردخور نداشت. اما از اين به بعد، صحنه هاي جهاني، صحنه هاي روكم كني باريكناني  بود كه از هم جدا شده بودند. سال 98 يوگسلاوي با مياتوويچ و ميهايلوويچ در يك هشتم نهايي توسط هلند حذف شد، ولي كرواسي در رده بندي، همان هلند را برد و سوم شد. داورسوكر هم آقاي گل شد. سال 2000 قرعه كشي جام ملت هاي اروپا، يوگسلاوي و اسلووني را در برابر هم قرار داد. زلاتكو زاهوويچ اسلوونيايي 3 گل زد، ولي صرب ها 3 اخراجي دادند و 3 گل زدند تا جنگ سرد جام ملت ها مساوي شود. حالا كه دوباره در اين سرزمين، فوتبال با تحولات سياسي گره خورده و مونته نگرو هم از صربستان جدا شده، رفتيم سراغ داستان اين جدايي ها و ماجراي يوگسلاوي تكه پاره.
001536.jpg
صربستان
مساحت: 77 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 10 ميليون نفر (70 درصد صرب، 20 درصد آلبانيايي، 10 درصد كروات)
صرب ها با همة همسايه ها يشان جنگيده اند و خودشان را صاحب يوگسلاوي و آقاي اسلاوها مي دانند. آن ها اين قدر حال عصب داشتند كه عثماني ها براي اين كه از شرشان خلاص شوند، به شان خودمختاري دادند. بعد با انواع شعارها و ضرب و زور، با بقية اسلاوها پادشاهي يوگسلاوي را درست كردند.آن ها خيلي سمج هم هستند. نمونه اش اين كه بلگراد يازده بار با خاك يكسان شد، ولي تا الان پايتخت شان باقي مانده است. صرب ها ارتدوكس هستند و الفبايي دارند كه فقط خودشان سر درمي آورند. صرب ها كه 70 درصد ارتش يوگسلاوي را تشكيل مي دادند، سر ماجراهاي تجزيه، 7 ماه با كرواسي و 2 سال با بوسني و چند ماه با كوزوو درگير بودند. آخر سر هم بمباران بلگراد ـ شهر سفيد ـ توسط ناتو باعث شد دست از سر كچل بقيه بردارند.
001521.jpg
كرواسي
مساحت: 56 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 7 ميليون نفر (78 درصد كروات، 12 درصد صرب)
صرب ها مثل چاقو در گلوي ما هستند. اين يك نمونه از نظرهاي كروات ها دربارة صرب هاست. همين هم باعث شده خيلي هايشان عقيده داشته باشند اصليت شان به خراسان برمي گردد و اصلا دليل نام كرواتي اين كشور كه خرواتسكا است، همين بوده. كروات ها با اين كه در زمان جنگ جهاني اول با صرب ها متحد شدند و يوگسلاوي را درست كردند. ولي در تمام سال هاي عمر يوگسلاوي، زاگرب هميشه در برابر بلگراد ايستاد و هميشه محل تجمع مخالفان دولت بود. كروات ها كاتوليك هستند و با اين كه با صرب ها هم زبان اند ولي الفبايشان لاتيني است. هم مذهب بودنشان با اروپاي غربي باعث شد كه بلافاصله بعد از اعلام استقلال تمام جهان آن ها را به رسميت بشناسد.
001518.jpg
بوسني و هرزگوين
مساحت: 51 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 5 ميليون نفر (35 درصد صرب، 25 درصد كروات، 45 درصد بوسنيايي)
بوسني نام رودي در اين منطقه است و هرزگوين هم لقب حاكمان و دوك هاي محلي اين كشور. بوسنيايي ها درست وسط جايي قرار داشتند كه يك طرفش كروات هاي كاتوليك بودند و طرف ديگرش صرب هاي ارتدوكس. براي همين، خودشان يك فرقة مسيحي درست كرده بودند به اسم بوگوميل؛ تا اين كه ترك هاي عثماني به بالكان ريختند و آن ها زود مسلمان شدند. يوگسلاوي كه تشكيل شد، بوسني هم ضميمة آن شد. موقع جنگ دوم جهاني، مسلمان ها كه حسابي از دست پادشاهي ها و نازي ها شاكي بودند، رفتند به كمك تيتو و چپ ها. از بوسني مثل بقية جاهاي يوگسلاوي، خبري نبود تا سال 91 كه بوسنيايي ها هم گفتند كه مي خواهند مستقل شوند. اين حرف به صرب ها خيلي برخورد. ريختند داخل بوسني و آن قدر مسلمان كشتند كه جمعيت شان نصف شد.
001539.jpg
اسلووني
مساحت: 20 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 3 ميليون نفر (90 درصد اسلوون، 6 درصد كروات، 4 درصد صرب)
اروپايي ترين بخش يوگسلاوي بود. شانس دائمي اش اين  بود كه هيچ وقت با صرب ها مرز مشترك نداشت و زياد درگير آن ها نشد. آن ها در طول تاريخ، اول با كروات ها متحد شدند و رفتند زير سلطة مجارها و اتريشي ها. صد سال پيش هم با سنجاق و به زور به يوگسلاوي پيوستند. اولين نشانه هاي تجزية يوگسلاوي در اين منطقه به وجود آمد. رهبران حزب كمونيست اسلووني، يك سال قبل از اعلام استقلال، ديگر به بلگراد نرفتند و اعلام استقلال حزبي كردند.
001533.jpg
مونته نگرو
مساحت: 13 هزار متر مربع
جمعيت: حدود 5/1 ميليون نفر (70 درصد مونته نگرويي، 14 درصد مسلمان، 16 درصد صرب)
مونته نگرو يعني كوه سياه. دليل اين نام گذاري اين بوده كه جنگل هاي كوهستاني اين منطقه آن قدر فشرده هستند كه از دور، سياه به نظر مي رسند. اين جمهوري، آخرين جايي بود كه در چند روز اخير، از يوگسلاوي جدا شد تا خيال جغرافي دان ها و تاريخ دان ها راحت شود و پروندة يوگسلاوي را براي هميشه ببندند. طبق قانون اساسي بي نظير يوگسلاوي، هر جمهوري اي كه در رفراندوم استقلال خواهي رأي بياورد، مستقل مي شود. جدايي خواهان مونته نگرو هم بعد از دو سه بار رأي گيري بالاخره با اختلاف 4 دهم درصد پيروز شدند .
001530.jpg
مقدونيه
مساحت: 25 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 3 ميليون نفر (67 درصد مقدوني، 20 درصد آلبانيايي، 8 درصد ترك، 5 درصد صرب)
نام رسمي اين كشور (forme yugoslavia Rep.of Mecedonia)؛ يعني جمهوري بخشي از مقدونيه كه در قلمرو يوگسلاوي قرار دارد . دليلش هم اين است كه دو سوم سرزمين مقدونيه در يونان و بلغارستان قرار دارد. مردم مقدونيه درست در زماني كه بقية جمهوري ها دست و پا مي زدند كه از دست صرب ها و ميلوسويچ فرار كنند، رأي دادند كه مي خواهند در ظل عنايات صرب ها بمانند. ولي در كمتر از 5 سال، نظرشان برگشت و مستقل شدند؛ البته با همان اسم عجيبي كه بالاي اين مطلب مي بينيد.
001527.jpg
كوزوو
مساحت : 10 هزار كيلومتر مربع
جمعيت: حدود 5/1 ميليون نفر (90 درصد آلبانيايي، 10 درصد صرب)
به زبان آلبانيايي، كوزوو يعني مرواريد. صرب ها هم واقعا اين را قبول دارند، چون يكي از مقدس ترين زيارتگاه هايشان اين جاست. اصرار به حفظ كوزوو باعث شد كه در بهار سال 99 ناتو به بهانة حمايت از آلبانيايي تبارهاي كوزوو، به صربستان حملة هوايي كند و اسلوبودان ميلوسويچ را راهي دادگاه لاهه كند. وسط بمباران هاي ناتو هم آلبانيايي ها صرب هاي زيادي را از كوزوو بيرون ريختند. پايان امسال قرار است انتخابات استقلال در اين منطقه برگزار شود و مطمئنا كشور جديدي درست مي شود.

سرزمين اسلاوهاي جنوبي
قطعات پيدا شده پازل
محمدرضا مولايي
يوگسلاوي يا آن چه كه تا هفته هاي پيش در اسناد رسمي بين المللي صربستان و مونته نگرو ثبت مي شد، كشوري است در شبه جزيرة بالكان در جنوب شرقي اروپا. اين كشور در ساحل درياي آدرياتيك قرار دارد. بيشتر سرزمين هاي اين كشور كوهستاني، پير است و حداكثر ارتفاع اين كشور 2522 متر است. در اين كشور، كشاورزي در درة رود دانوب جريان دارد. اين كشور منابع بوكسيت، زغال سنگ و سرب و مس و روي دارد. يكي از مهم ترين منابع درآمد اين كشور به ويژه در سواحل درياي آدرياتيك كه جزو ناحيه مونته نگرو است، توريسم است.
در قرن چهارم قبل از ميلاد در شبه جزيرة بالكان، اقوام ايليريايي، تراكيايي، پانونيايي و چند گروه از يوناني ها ساكن شدند. 600 سال بعد، رومي ها، ايليريايي ها را شكست دادند و سرزمين شان را تصاحب كردند و شهرهاي مورسا (اوسييك امروزي) و سينگيدونوم (بلگراد امروزي) را ساختند.
زماني كه امپراتوري روم به دو بخش تقسيم شد، يوگسلاوي در مرز بين آن دو قرار گرفت. در همان زمان ها مردم اين نواحي مسيحي شدند. اما وقتي قدرت امپراتوري روم ضعيف شد، انواع و اقسام اقوام مختلف از هون ها و آوارها گرفته تا بلغارها و اسلاوها يك حال اساسي به اين نواحي دادند. در دوران تاريكي (سده هاي ميانه)، دولت هاي فئودال محلي، امور اين نواحي را رتق و فتق مي كردند. در همان زمان ها بوسني را امپراتوري مجار تصرف كرد و مقدونيه بين بيزانس و بلغارستان تقسيم شد. در اواسط قرن يازدهم، صربستان از بيزانس جدا شد و واتيكان به حاكمان صربستان مقام پادشاهي داد. اوج قدرت تاريخي صربستان در 1331 تا 1355 ميلادي است كه استفان دوشان پادشاه آن  جا بود. او، آلباني و مقدونيه را ضميمة صربستان كرد. اواسط قرن چهاردهم، عثماني ها به بالكان رسيدند و صرب ها و بوسنيايي ها مجبور به مهاجرت به روسيه شدند. در 1395 مقدونيه، در 1463 بوسني، در 1465 هرزه گوين و سرانجام در 1526 تمام يوگسلاوي امروزي را تركان عثماني فتح كردند. حكمراني ترك ها بر يوگسلاوي، 389 سال طول كشيد. اما در همان زمان ، كرواسي، اسلووني و دالماسي هم نواحي اي بودند كه خاندان هايسبورگ، ضميمة امپراتوري اتريش كرده بودند. جنگ روس  و عثماني كه در دهه 1760 آغاز شد، موجب ضعف عثماني شد. اتريش هم بالكان را تصرف كرد و نواحي اشغالي را به مرور مستقل كرد. صربستان در 1829 مستقل شد، اما پذيرش اين استقلال تا 1878 طول كشيد. در جنگ هاي بالكان در 1912 و 1913 اوضاع بدجوري قاتي شده بود؛ تا اين كه صرب ها كه از زياده خواهي اتريشي ها شاكي بودند، وليعهد اين كشور و همسرش را در 1914 در سارايوو ترور كردند؛ جرقة كوچكي كه جنگ خانمان سوز اول جهاني را به راه انداخت. نتيجة اين جنگ، انحلال امپراتوري اتريش ـ مجار بود و از پس آن، صربستان، كرواسي، اسلووني، مونته نگرو، بوسني و هرزگوين در سال 1929 يك كشور تشكيل دادند و نام يوگسلاوي به معني اسلاوهاي جنوبي را بر آن گذاشتند. اما عملا صرب ها حكومت را در اختيار داشتند. الكساندر كاراژرژويچ با نام الكساندر اول تاج گذاري كرد و پدر همة اقوام ديگر، مخصوصا كروات ها را درآورد. آخر سر هم اين الكساندر اول را همان كروات ها ترورش كردند. در 1941 كه ارتش نازي به يوگسلاوي رسيد، خاندان سلطنتي فرار كردند. اما ژنرال ميخاييلويچ در رأس سلطنت به همراه يوسيپ بروز تيتو در رأس كمونيست ها با نبردهاي پارتيزاني در مقابل ارتش رايش سوم مقاومت مي كردند كه بالاخره مارشال تيتو كبير در 1945 پيروز شد. آلماني ها را اخراج كرد، پادشاه را خلع كرد و حكومت جمهوري فدراتيو خلق يوگسلاوي را بنيان نهاد. در 1946 شش جمهوري خودمختار تحت نظارت حكومت مركزي و حزب كمونيست كه تيتو رئيس آن بود، شكل گرفت. در ابتدا روابط خوبي بين يوگسلاوي و شوروي شكل گرفت، اما تيتو كه ديد رهبران شوروي به مرامنامة خلق خيانت مي كنند، با آن ها دچار مشكل شد و عملا در مقابل استالين ايستاد. او به همراه ناصر، نهرو و سوكارنو و از روي تز دكتر حسين فاطمي جنبش عدم تعهد را بنيان نهاد. او سرانجام در 1980 درگذشت.
مرگ تيتو كه خود، كروات بود اما با بزرگواري تمام جنايت هاي صرب ها را در دوران پادشاهي ناديده گرفت، زخم هاي كهنه را باز كرد. بالكان فقط در دوران تيتو روي خوش به خود ديده بود. پس از مرگ وي آشوب ها و درگيري ها شروع شد. وقتي در 1989 روابط بين يوگسلاوي و آلباني بر سر ناحية كوزوو تيره شد، آن جرقه زده شد. بحران اقتصادي، تورم خردكنندة سال 1989 و تنش هاي مذهبي مسلمانان و كاتوليك ها، حزب كمونيست را ضعيف كرد. كرواسي و اسلووني اولين كشورهايي بودند كه اعلام استقلال كردند. در آوريل 1992، پارلمان صربستان و مونته نگرو، باقي ماندة يوگسلاوي را يوگسلاوي ناميد. اما جنگ بين جدايي طلبان بوسني و هرزگوين و نيروهاي فدرال (صرب ها) شدت گرفت و سرانجام اتحاديه اروپا بوسني و هرزگوين را به رسميت شناخت. آشوب ها در كوزوو به جنايت جنگي تبديل شد و سرانجام با دخالت نظامي آمريكا پايان يافت. قرار است در كوزوو در ماه هاي آينده رفراندومي بر سر استقلال يا وابستگي آن برگزار شود. اما دو هفته پيش، رئيس جمهور مونته  نگرو رفراندومي برگزار كرد و اين قسمت را هم از صربستان جدا كرد. به اين ترتيب، اين سرزمين به كوچك ترين اجزاي ممكن تبديل شد.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
كن هم كن هاي قديم
زندگي به شرط سنگ پا
همه آدم هاي آبي و قرمز
رويدادهفته
ورزشي
بذار بگم، نگو نه
اي ول ايرانوويچ
رويدادهفته
اين طوري اون جنگ لعنتي رو برديم
پسر! تو كار سختي كرده اي كه اسطوره اي...
لذتي جهاني براي عامي و روشنفكر
اين ور خط، آن ور خط
آلبر كامو هم دروازه بان بود!
اجتماعي
تخته سنگ براق لغزنده اي كه پاي دانايان روي آن قرار نمي گيرد، طمع است
گزارش تصويري
چشم تمام ايران به ساق پاي شيران
زندگي
شب  هاي خوابگاه
ژنو، مالزي... يك نفر!
رويدادهفته
سينما
ميم مثل مادر جيم مثل جنگ
گپي با گلشيفته فراهاني
فشارم آمد روي 5!
روزها
او هنوز اين جاست
خانه هايي از عشق و خاطره
رويدادها
و جاودانگي رازش را با تو در ميان نهاد
نامه هاي جماران
جهان كوچك
كشوري كه بود...
قطعات پيدا شده پازل
هنر روز
عروس سفيدپوش
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  گزارش تصويري  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  آلمان ۲۰۰۶  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |