آهنگي كه ستاره هاي فوتبال براي تيم ملي خوانده اند تا اين جا از بقيه پرسروصداتر بوده. اين را شب تهيه ويديوكليپ شان در ورزشگاه انقلاب هم مي شد فهميد
پژمان جمشيدي، نيما نكيسا و مهرداد ميناوند، سه ملي پوش سابق براي ايران سنگ تمام مي گذارند. راستي سابقة هر سه تايشان هم به قرمزها مي برد؛ هيچ دقت كرده بوديد؟
بايد بوديد و مي ديديد چقدر سوپراستار آمده بودند. يك قلم در همين عكس، مهدي رحمتي، علي انصار، هادي ساعي، افشين پيرواني و هادي طباطبايي را داشته باشيد تا بعد
دو عزيزي كه مي بينيد، با اين هيبت عجيب و غريب، وظيفة گريم ديگر عزيزان را برعهده داشتند كه خدا خيرشان بدهد
شب خوبي بود. دوستان جمع بودند. در اين تصوير، جدا از مهرداد و پژمان مي توانيد در وسط كادر، فرهاد آييش (مو بلنده) و امير جعفري (خندونه، ريش قشنگه) را ببينيد كه به مجلس صفايي داده بودند
آقايي كه با عينك دودي در شب سياه مشغول رتق و فتق امور سياهي لشگرهاست، كسي نيست جز سامان مقدم كارگردان معروف سينما كه... با تريپش خيلي حال كرديم!
هر چي آن آقايان ستاره ها براي خودشان آب پرتقال مي خوردند، عوضش اين آقايان سياره ها زحمت مي كشيدند و با صورت هاي رنگ شده و پيراهن هاي يكدست، هيجان مجلس و كليپ را يكجا تأمين مي كردند. خسته نباشيد
سينمايي ها و فوتبالي ها نه كه سال تا سال همديگر را نمي بينند(!) از ملاقات همديگر خيلي خوشحال شده بودند. برزو ارجمند و هادي طباطبايي. نيازي به معرفي نبود. بود؟
از چپ به راست: حسن پورشيرازي، داريوش فرهنگ، محمدرضا شريفي نيا، نيما نكيسا و... خشن ترين چهرة مراسم محمد سلوكي
اين همان لحظه اي است كه سه خوانندة محبوب و سه فوتباليست مشهور (شش نفر نيستند، كلا همان سه نفرند) در ميان تشويق حضار مي روند كه بروند روي استيج!
خيلي قشنگ بود. خيلي تماشايي بود. روي صحنه، هم دود ول كردند، هم حباب ول كردند، هم ترقه. جاي همه تان خالي
چهرة پرطرفداري كه بين نيما و مهرداد ايستاده، نيما شاهرخ شاهي است؛ يعني همان اميرعلي فيلم مكس. وقتي هم در اين برنامه روي سن رفت، از صداي جيغ هاي بنفش، گوشمان كر شد
اين تصوير هم كه ديگر توضيح نمي خواهد. آخر برنامه است و همة ميهمانان اسمي رفته اند روي سن. شير تو شيري است كه در آن، هيچ جانداري نمي تواند جاندار ديگري را پيدا كند
عكس ها: جواد منتظري
محمد سرابي
زمين تنيس شماره 12 در مجموعه ورزشي انقلاب، تقريبا يك استاديوم فوتبال در ابعاد كوچك است. گويا سامان مقدم كارگردان كليپ ستارگان ايراني هم به اين نكته توجه داشته، چرا كه شب اول خرداد، تمام امكانات لازم براي ضبط كليپ خود را فراهم آورده بود.
روزهاي آخر ارديبهشت، خبر رسيد كه پژمان جمشيدي، نيما نكيسا و مهرداد ميناوند قصد دارند ترانة ستارگان ايراني را در يكي از زمين هاي تنيس مجموعه انقلاب اجرا كنند. براي برخي از اشخاص و نشريات دعوت نامه ارسال شده بود، ولي صبح آن روز، خبر نوشته شده در پاره اي از مطبوعات، ورود عموم را آزاد اعلام مي كرد. ضمنا گفته شده بود جمعي از بازيگران سينما هم به اين مراسم مي آيند. براي همين، پيش بيني اين كه آينده سازان اين مرز و بوم به شوق شركت در كليپ به محل ضبط هجوم بياورند و خالق صحنه هايي باشند كه معمولا در خيابان ها و پس از پيروزي هاي ملي اتفاق مي افتد، سخت نبود.
شروع برنامه ساعت 7 عصر اعلام شده بود كه تا 9 به تأخير افتاد. در طول اين مدت، دكور رنگ شد. نورافكن ها تنظيم شدند و بازيگران و مهمانان بعد از رها شدن از ترافيك بزرگراه هاي اطراف به محل برنامه رسيدند. ولي قسمت زيادي از استاديوم هنوز خالي بود.
براي آماده كردن جمعيت، موسيقي آغاز شد؛ موسيقي با صداي خوانندة محبوب، بنيامين بهادري. در اين حين، تي شرت هاي ايران به طور نامنظم در ميان تماشاچيان پخش مي شد و آن طرف در يكي از اتاق هاي زمين تنيس، گروه گريم صورت هاي جوانان را رنگ مي كرد. نيم ساعت بعد، جواد يحيوي سعي كرد تماشاگران را هيجان زده كند: ... با شمارة 1دست. با شمارة۲ دست دست و سوت. با شمارة۳ دست و سوت و جيغ... محمد سلوكي كه اندكي بعد جاي او را گرفت، تمام جمعيت را به درون زمين دعوت كرد: ... آقا شما بيا، شما كه آن جا نشستيد... به به چه هيكلي. شما هم بيا... سه نفر خواننده آماده شدند و از روي فرش قرمز به طرف سن رفتند. اين كار چهار يا پنج بار با سرعت هاي متفاوت تكرار شد. تماشاگران به وجد آمده بودند. بالاخره شايد اين هم يك جور اسكار ايراني بود كه سامان مقدم براي كليپ اش نياز داشت. با كمك بنيامين و مجري و نور، هيجان مورد نياز ايجاد شده بود. شايد اگر افراد بيشتري از برگزاري اين برنامه اطلاع داشتند، استاديوم شلوغ تر مي شد تا دوربيني كه روي سكوي آخر قرار گرفته بود، بتواند نماهاي باز تري را فيلم برداري كند. ولي از همين جمعيت هم به لطف تكنيك هاي فيلم برداري، تصاوير جالبي ضبط شد. در اواخر مراسم، بازيگران حاضر در سالن به روي سن دعوت شدند و خوانندگان را همراهي كردند. كنسرت ـ كليپ با آتش بازي در ساعات اولية بامداد پايان يافت و تماشاگران، رنگي و خسته از تشويق بازيكنان و خوانندگان محبوبشان، زمين تنيس را ترك كردند. اگرچه ضبط قسمت هاي ديگر كليپ تا صبح ادامه داشت.
نام آوران
برخلاف تماشاگران، بازيگران استقبال بسياري از اين برنامه كردند. علي كاظمي بازيگر نقش بگوري در سريال شب هاي برره، اولين بازيگري بود كه به زمين تنيس رسيد. پس از او هم داريوش فرهنگ، حبيب دهقان نسب، پژمان بازغي، كامبيز ديرباز، كمند اميرسليماني، علي قربان زاده، شقايق دهقان، رامبد جوان، الهام حميدي، محمد كلاري، فرهاد آييش، امير جعفري و مسعود رايگان (بازيگر فيلم خيلي دور خيلي نزديك) به جمع بازيگران اضافه شدند.
حاجيلو، گزارشگر و جاوداني مجري برنامه هاي ورزشي نيز از ساعات اوليه حضور داشتند و از هادي طباطبايي، علي انصاريان، هادي ساعي و ديگر ورزشكاران حاضر در مراسم استفاده مي كردند.
شاهكار بينش پژوه ترانه سراي قطعة ديگري كه با همكاري شهداد روحاني و عليرضا عصار براي جام جهاني ساخته شده، در ميان جمعيت ايستاده بود و برنامه را دنبال مي كرد.
كمتر از 10 افسر نيروي انتظامي براي برقراري نظم در محل ضبط كليپ حضور داشتند.
مانند ساير تصاويري كه از شادي مردم در تلويزيون پخش مي شود، در جمع تماشاچيان اين كليپ هم خانم ها حضور ندارند. البته آن ها روي سكوها حاضر بودند و به تشويق چهره هاي فوتبالي و سينمايي پرداختند.
دو پسر با سر تراشيده در ميان تماشاگران حضور داشتند كه مسؤول گريم بودند. گريم با اكليل نقره اي، آن ها را به موجوداتي فضايي تبديل كرده بود.
گويا كليپ ستارگان ايراني تا اين مرحله براي سازندگانش در حدود 25 ميليون تومان هزينه داشته است.