از جلال طالبي سرمربي تيم ملي در جام 98 درباره آن بازي ها پرسيده ايم مرور دوباره خاطرات و بيش از همه يادآوري ديدار تاريخي با آمريكا
از دو شب قبل از بازي ديگر خواب نداشتيم. وقتي برنده از زمين بيرون آمديم، حس فوق العاده اي داشتيم
مهدي مشكوه
باور نكردني بود. درست چند روز مانده به جام جهاني 1998 در فرانسه و در شرايطي كه تيم ملي ايران در اردوي تداركاتي به سر مي برد، از سوي فدراسيون حكم به بركناري توميسلاو ايويچ داده شد. نام جانشين، آشنا بود: جلال طالبي. بازيكن سال هاي دور تيم ملي كه پس از سال ها از آمريكا به ايران آمده بود و پس از چند هفته همراهي اردوي تيم، ناگهان به عنوان نفر اول روي نيمكت ايران نشست. تيم بسته شده اي بود كه بسياري معتقدند بهترين سرمربي تاريخ تيم ملي را از دست داده است. اما پيرمرد كروات كار خود را كرده بود و ايران توانست سه بازي قابل قبول مقابل حريفانش انجام دهد؛ يوگسلاوي، آمريكا و آلمان. شايد تنها يك تساوي يا برد مقابل يوگسلاوها مي توانست براي ما شرايطي رقم بزند كه شگفتي ساز شويم و پا به مرحلة دوم بگذاريم. ديداري كه سرمربي حريف پيش از آن گفته بود: ايران را با بيش از 10 گل شكست مي دهيم. اما در زمين، اتفاقات ديگري افتاد.
آقاي طالبي! ظاهرا قرار بود آقاي گل در اين بازي مشخص شود.
... (خنده) آن ها قبل از جام جهاني هشت تا به مجارستان زده بودند. براي همين، اعتماد به نفس مربي يوگسلاوي خيلي بالا رفته بود. فكر مي كردند مي توانند ايران را هم با همين تعداد گل يا بيشتر شكست بدهند. مي گفت مي خواهيم نتيجه را دو رقمي كنيم.
آن وقت شما جوابي به آن ها نداديد؟
چرا، اتفاقا جوابشان را دادم. گفتم حالا تشريف بياوريد داخل زمين، آن وقت به سدي مي خوريد به اسم ايران.
ملي پوشان چطور؟ از اين كري مربي يوگسلاوي خبري داشتند؟
تا آن جا كه مي شد، نگذاشتيم اين خبرها به داخل اردو درز پيدا كند. چون بچه ها براي اولين بار اين شرايط را تجربه مي كردند. حالا چند تايي مثل محمدخاني و زرينچه باتجربه بودند. سني از آن ها گذشته بود. ولي ما بازيكنان جوان زيادي هم داشتيم.
شرايط تيم ملي براي بازي اول چطور بود؟
بازي اول هميشه سخت است. گفتم كه بازيكنان تجربة لازم را نداشتند. ما مدام با بازيكنان حرف مي زديم. سعي مي كرديم نگذاريم به آن ها سخت بگذرد. البته ايراني هاي زيادي دور و بر تيم ملي بودند. اين باعث دلگرمي ما بود.
به هر حال، تيم ملي جلوي يوگسلاوي فقط يك گل خورد. خودتان انتظار داشتيد؟
انتظار كه... به هر حال بچه ها بازي خوبي انجام دادند. فكر مي كنم يكي از بهترين بازي هاي آن دوران تيم ملي بود. به بازيكنان هم گفتم مي توانيم خوب بازي كنيم. حيف شد گل خورديم.
واكنش مربيان يوگسلاوي بعد از بازي چي بود؟
شوكه شده بودند. در كنفرانس مطبوعاتي هم ديگر از آن حرف هاي قبل از مسابقه خبري نبود. آن ها از ما كلي تعريف كردند. حتي سرمربي و رئيس فدراسيون يوگسلاوي به داخل اتوبوس ما آمدند و گفتند كه تيم خوبي داريد.
راستي چرا در آن مسابقه نكيسا را به عابدزاده ترجيح داديد؟ اين ريسك نبود؟
خب، بله. البته احمدرضا مي توانست بازي كند. اما به خاطر همان مصدوميت اش به او استراحت داديم. گفتيم شش روز استراحت كند. چون احمدرضا را براي بازي قرن آماده كرده بوديم. يعني از قبل برنامه ريزي شده بود.
بازي قرن، منظورتان همان بازي با آمريكاست؟
بله. به خاطر مسائل دو كشور، همة توجهات به اين مسابقه بود. هم براي ايراني ها و هم براي آمريكايي ها. البته مردم بسياري از كشورهايي كه از زورگويي آمريكايي ها به تنگ آمده بودند، مي خواستند ببينند نتيجة اين بازي چه مي شود. براي همين، اسم اين بازي را مسابقة قرن گذاشتند.
قبول داريد اين بازي سياسي شده بود؟
شايد از لحاظ كلاس فوتبال، اين بازي حساسيتي براي ديگران نداشت. اما همين قضية سياسي بودنش هر روز حساسيت اين مسابقه را بيشتر مي كرد.
ظاهرا همة حواس تيم ملي هم به اين بازي بود تا دو مسابقة ديگر؟
شش ماه قبل از شروع جام جهاني روي اين بازي زوم كرده بوديم تا روز بازي. حساسيت ها خيلي بالا رفته بود. چشم هاي يك ملت دنبال اين بازي بود. براي همين، شرايط براي خودمان هم سخت شده بود. همة ايران دنبال پيروزي بود. از دو شب قبل از بازي، ديگر خواب نداشتيم.
قبل از مسابقه مقامات سياسي كشور با شما تماسي نداشتند؟
نه، هيچ كس با من تماسي نگرفت. فكر نمي كنم لازم بود. البته بعد از بازي چرا. خيلي ها زنگ زدند و به خاطر برد تبريك گفتند.
فكر مي كرديد آمريكا را شكست بدهيم؟
اصلا براي شكست دادن آمريكا برنامه ريزي كرده بوديم. وقتي برنده از زمين بيرون آمديم، حس فوق العاده اي داشتيم. بچه ها گرسنة اين بازي بودند.
از اتفاقات بعد از بازي بگوييد...
اين را مي گويم كه حركات و چهرة هيچ ايراني اي در آن جا عادي نبود. ايراني هاي فرانسه براي اين كه خوشحالي شان را نشان بدهند، كارهايي مي كردند. هتل تيم ملي هم خيلي شلوغ شده بود. فشار جمعيت به حدي بود كه يك پيرمرد حالش خراب شد و او را به لابي هتل آوردند. يك تي شرت سفيد پوشيده بود كه رويش فقط يك كلمه نوشته بود: ايران. خيلي با هم حرف زديم. او گفت شانزده سال است در پاريس زندگي مي كند و اين اولين بار است كه با افتخار اين تي شرت را به تن كرده. به هر حال دوراني بود.
ولي قبول داريد كه تيم ملي در همين مسابقه تخليه شد؟ طوري كه به نظر مي رسيد نسبت به بازي آخر با آلمان بي تفاوت است.
واقعا همين طور بود. تخليه شده بوديم. چون كار براي ما تمام شده بود. هدف ملت ايران شكست دادن آمريكا بود. خوشبختانه اين اتفاق هم افتاد. البته ما تجربة بازي جلوي تيمي مثل آلمان را نداشتيم. كلينزمن شايد قبل از اين بازي براي بعضي بچه ها ستاره بود. به او احترام مي گذاشتند. اما حالا بايد جلويش بازي مي كردند.
پس اين بازي اهميت چنداني براي تيم ملي نداشت؟
چرا، ما حتي جلوي آلمان يك نيمه خوب بازي كرديم. اما آلمان اگر بازي را نمي برد، احتمال داشت صعود نكند. آن ها همة توانشان را براي پيروزي گذاشته بودند. ولي ما مي خواستيم آبرومندانه بازي كنيم.
اين درست است كه شما در رختكن به بازيكنان گفته بوديد سعي كنيد كمتر گل بخوريد ؟
اين هم از كم لطفي برخي بازيكنان نيمكت نشين بود. اصلا اين طور نبود. اصلا مگر مي شود بگويم كه كمتر گل بخوريد. حتي در بازي هاي محلي هم هيچ وقت مربي از اين حرف ها به بازيكنانش نمي زند. از علي دايي بپرسيد واقعيت را مي گويد. از همين كريم باقري يا محمدخاني. آن ها مطمئنا همه چيز را صادقانه مي گويند.
به غير از بازيكنان، در داخل رختكن چه كساني بودند؟
آقاي نوآموز، فراهاني و فكر كنم آقاي هاشمي طبا هم بودند. آن ها هم شاهد هستند. چون اصلا من اين حرف ها را به بازيكنان نزدم. اتفاقا من گفتم اگر ما آلمان را ببريم، تمام دنيا متوجه ايران مي شود. اما اگر بترسيم، مسأله اي عادي است.
فكر مي كنيد از جام جهاني 98 حرفي هست كه تا حالا در جايي نگفته ايد؟
نه، چيزي نمانده. در جام جهاني 98 جذاب ترين لحظات ورزشي ام رقم خورد. هيچ وقت از يادم نمي رود. مسلما بزرگ ترين افتخاري است كه نصيب يك مربي مي شود. خب، اين خوشبختي را من تجربه كردم.
اخبار داغ
تيم ملي مكزيك در آخرين مسابقة دوستانه توانست دو-يك كنگو را شكست دهد. پيش از اين مكزيك يك-صفر ونزوئلا را برده بود و در آخرين بازي خودش بايد با فرانسه بازي كند.
مجتبي جباري در اردوي تيم ملي در سوئيس مصدوم است. پس از نيكبخت كه به خاطر مصدوميت، جام جهاني را از دست داد جباري دومين بازيكن بدشانس ايران به حساب مي آيد.
اتحاديه اروپا به فيفا پيشنهاد داده كه ايران را بابت مشكلات سياسي از جام جهاني كنار بگذارد و بحرين را جايگزين آن كند!
فريدون زندي اولين لژيونري است كه به اردوي تيم ملي اضافه شد. او پس از توقفي كوتاه در سوئيس به آلمان برگشت تا دوباره به اردوي تيم ملي برگردد.
حرف هاي داغ
بكن بائر خطاب به يورگن كلينزمن: يا آلمان را قهرمان كن يا برو!
زي روبرتو: ما برزيل هستيم. در همه پست ها بهترين را داريم. حتي در دروازه!
اوزه بيو اسطوره فوتبال پرتغال: از آنگولا بترسيد!
علي كريمي: تيم ملي كليشه اي شده.
علي پور معاونت فرهنگي فدراسيون فوتبال: براي سفر تيم ملي به آلمان جشن خداحافظي مي گيريم.