|
حريف تمريني هادي بودم
انگار قهرماني با نام ساعي ها گره خورده. پس از برادر طلايي حالا اين خواهر است كه براي تكواندوي ايران مدال مي گيرد
|
|
|
مهروز ساعي
قهرمان تكواندوي بانوان
در خانه كه بوديم به من تكواندو ياد مي داد ضربه مي زد. مي گفت ياد گرفتي؟ من هم جيغ مي زدم و جواب مي دادم آره
پريسا غفاري
خواهر هادي ساعي بودن، خودش كلي شهرت براي آدم مي آورد، حالا چه برسد به اين كه خودت هم در مسابقه هاي آسيايي روي سكو بروي. به خصوص اين كه تنها زني باشي كه براي ايران مدال مي گيرد. مهروز ساعي در مسابقه هاي قهرماني آسيا در تايلند، اولين ايراني اي بود كه مدال گرفت. شروع خوب او همه را اميدوار كرده بود كه ايران اين بار مي تواند قهرمان آسيا شود، مقامي كه تا به حال نداشته. اما در بين دختران، مدال ها به همان برنز ساعي محدود شد. در تيم پسران هم تا قبل از مدال طلاي هادي ساعي و كورش رجبي، محمدرضا مهديزاده تنها تكواندوكاري بود كه مدال برنز گرفت.
ايران با اين مدال ها نايب قهرمان شد، اما اتفاق مهم اين بود كه تكواندوي ايران، تازه متوجه حضور مهروز شد.
شايد اگر خواهر هر قهرمان ديگري مدعي مي شد كه مي تواند در حد ملي باشد، همه با آغوش گرم ازش استقبال مي كردند، حتي اگر در حد ضعيف تري هم بود. اما مهروز خواهر هادي ساعي بود. ساعي كه هميشه از معروف بودن فرار كرده، خواهرش را هم از تيم ملي فراري داده. تا چند سال پيش هر كس مي گفت مهروز ساعي به درد تيم ملي مي خورد و مي تواند قهرمان آسيا شود و حتي در جام هم خوب نتيجه بگيرد، همه مي گفتند كه مهروز تنها به خاطر خواهر هادي بودن مورد توجه است وگرنه چيزي براي گفتن ندارد. همين حرف ها بود كه مهروز را فراري داد: اختلاف سليقه بود. چند مسابقة مهم در پيش بود. من هم ديدم كه بعضي موافق نيستند، كنار كشيدم. و اين يك كنار كشيدن طولاني بود. مهروز از تكواندو دور شد تا با آمادگي بهتري بيايد. آمادگي اي كه ديگر كسي نگويد اگر انتخابي هست به خاطر ساعي است: من رفتم كنار، اما يك دفعه ديدم خيلي استراحت كرده ام. تا اين كه مسابقه هاي قهرماني آسيا شد. مهروز در انتخابي شركت كرد. همة حريفان داخلي اش را برد و با سربلندي به تيم ملي رفت.
اما سبك مبارزه هاي مهروز تقريبا شبيه خود هادي ساعي است. دست و پاهاي كشيده كه يكي از ويژگي هاي مهم تكواندوكاران رده بالاست، بين او و هادي مشترك است. در طرز مبارزه هم بين خواهر و برادر، شباهت ظاهري ديده مي شود. پا زدن ها، ضربه زدن ها همه شبيه هم هستند. شايد به خاطر اين است كه آن ها از بچگي با هم تمرين كرده اند: هميشه حريف تمريني هادي بودم. در خانه كه بوديم، به من تكواندو ياد مي داد. ضربه مي زد. انگار با حريفش مبارزه مي كند، مي گفت ياد گرفتي؟ اين جوري بايد ضربه را بزني. من هم چاره اي نداشتم. جيغ مي زدم و جواب مي دادم آره ياد گرفتم. مهروز چند سالي همين طوري تكواندو را ياد گرفت تا اين كه حضور زنان در مسابقه هاي برون مرزي جدي شد.
به خاطر همان اختلاف سليقه ها مهروز از تورنمنت ها به دور ماند، در حالي كه بعضي ها مي گويند حق او بود حتي در جهاني اسپانيا كه در سال پيش برگزار شد، شركت كند.
در اين مسابقه ها ساعي برادر بيش از همه هواي ساعي خواهر را داشت: هادي هميشه روي من حساس است چه مسابقه باشد، چه غيرمسابقه، هميشه نگران است كه چه كار كنم. با اين كه تيم ملي دختران در اين مسابقه ها از مربي خارجي استفاده مي كرد، اما مهروز بيش از او حواسش به مربي هاي برادرش بود: مربي گفت روي تاتامي حواست هم به من باشد هم به برادرت. اگر بيشتر از من به او نگاه كردي، مشكلي نيست. من هم مدام به هادي نگاه مي كردم. هر تكنيكي كه مي گفت، اجرا مي كردم و به امتياز تبديل مي شد. مربيگري هادي فقط به آموزش تكنيك ها ختم نمي شد. هادي اين قدر فرياد كشيده بود كه صدايش گرفته بود. هادي مي گويد: نه فقط براي مهروز براي همه بچه ها داد و فرياد كردم. ديگر صدايم درنمي آيد.
مرتضي كرمي سرمربي تيم ملي در مسابقات قهرماني آسيا بود. او اولين بار بود كه مبارزة مهروز را مي ديد. كريمي مي گويد: من پس از بازي هاي آسيايي بوسان ديگر كار دختران را نديدم. در مسابقات داخلي يا تمرينات، ما نمي توانيم سرمبارزه آن ها باشيم. پس از مدت ها در تايلند ديدم كه آن ها نسبت به قبل چقدر پيشرفت كرده اند و با تجربه تر شده اند. در بين آن ها ساعي بهتر از همه بود. او كه با برادرش هادي كار مي كند آماده تر از همه نشان مي دهد. فن و تكنيك ها را از برادرش ياد گرفته و خيلي قوي نشان مي دهد. او محكم ضربه مي زد و تكنيك بالايي داشت. اعتمادبه نفس ساعي هم قابل توجه بود. من فكر مي كنم او تحت تأثير هادي و حرف هاي او به خودباوري رسيده و اين مي تواند به او كمك كند.
هادي ساعي كه به پدر تيم معروف شده، براي مهروز هم داداش خوبي است: از بچگي به هادي مي گويم داداشي. هميشه برايم داداشي مي ماند. مهروز ازدواج كرده و مخالف صددرصد ازدواج او، داداشي بوده: مي گفت زود است. براي چي ازدواج مي كني؟ اما فكر كنم مي ترسيد حريف تمريني اش را از دست بدهد. اما طفلي همسر مهروز با اين كه يك مدت رزمي كار كرده، اما به اندازة خود مهروز حرفه اي نيست. شايد به خاطر همين است كه مهروز نمي ترسد: ترس، نه. بچة مظلومي است. هر چي بگويي گوش مي كند. هر مردي زن تكواندوكار داشته باشد، جرأت هم نمي كند چيزي بگويد: نه، اين حرف ها نيست، پسر خيلي خوبي است. خيلي هم تشويقم مي كند. شــايد بـــــه خـــــاطــــر حمايت هاي او بود كه به اين جا رسيدم.
بعد از بازي هاي آسيايي بوسان كه پروانه تهراني مدال برنز گرفت، تكواندوي دختران ايران مطرح شد. اگر در آن مسابقات، تنها حجاب دختران ايراني اهميت داشت، حالا ديگر همه روي مبارزة آن ها زوم كرده اند: قبلا بقية تيم ها به ما به عنوان رقيب نگاه نمي كردند. ما فقط حريف تمريني آن ها بوديم. اما حالا شرايط فرق كرده. به طوري كه در كره جنوبي تيتر مي زنند تيم دختران تكواندوي ايران در دوحه يك تيم مدال آور است.
تيم هايي كه در مسابقات قهرماني آسيا حضور داشتند، حتي از مبارزة دختران ايراني، فيلم هم گرفته اند: آن ها از ما فيلم گرفتند تا پيش از دوحه مبارزة ما را آناليز كنند. مهروز ساعي پس از برنز آسيايي، انگيزة بيشتري پيدا كرده. او حالا آرزوهاي بزرگي دارد: با اين مدالي كه گرفتم، انگيزه ام بيشتر شد. بايد مدالم را به طلا تبديل كنم. در آسيا به حريف چيني باختم. او كم كسي نبود. قهرماني المپيك و جهاني دارد. خيلي دوست دارم مثل او پا بزنم. اگر نمي باختم، اين احساس را پيدا نمي كردم. حالا مي خواهم در دوحه و حتي المپيك پكن مدال بگيرم. اين كار شدني است.
|