- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۶ - شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - May 6, 2006
docharkhe
مولوي انگليسي!
030429.jpg
مي دانستيد آن خارجي ها، آن اجانب، آن هايي كه بلد نيستند مثل بچه آدم فارسي حرف بزنند، آن هايي كه مجلات و كتاب هايشان را برعكس، از چپ به راست چاپ مي كنند، آن هايي كه از چپ به راست مي نويسند، مي دانستيد آن ها مي خواهند چه كار بكنند؟ آن ها مي خواهند دربارة مولوي فيلم بسازند. مولوي چه كسي است؟ د ِبيا! همان شاعر معروف، جلال الدين محمد بلخي خودمان، مثنوي معنوي، شمس تبريزي. حالا فهميديد كي را مي گوييم؟ هماني كه با اين كه حتي يك مصراع شعر تركي ندارد، هر سال برايش در قونيه تركيه جشن مي گيرند. حالا آن انگليسي ها و آمريكايي ها مي خواهند دربارة او فيلم بسازند. مولوي اي كه حتي يك حرف انگليسي در آن كتاب هاي قطورش وجود ندارد. تازه آن پرنس چارلز عاشق نماي داياناكش هم (كه از بس روزها را شمرده تا ننه 90 ساله اش اليزابت دوم را روي تخت مرده شورخانه ببيند، ديگر موهايش سفيد شده) گفته مي خواهد بخشي از هزينة اين فيلم را بدهد. چون خيلي از تلاش مولوي براي رسيدن به روشن بيني لذت برده و اطلاعات زيادي هم دربارة او دارد.
اين فيلم كه تحت عنايات خاصة ذات اقدس ملوكانه پرنس چارلز قرار گرفته، اسمش رومي است و آريانا فرشاد، ايراني مقيم لس آنجلس، آن را در سه كشور ايران، افغانستان و تركيه در عرض يك سال  مي سازد.
حالا آن ها بروند با پول خودشان دربارة شخصيت هاي ما فيلم بسازند و هر چي دلشان خواست به آن ببندند. آن وقت تا اكران شد و سر و صدا كرد، شما بياييد سر و صدا كنيد كه وا مصيبتا، فرهنگ مملكت به باد رفت و چه و چه باشد؟ باشد!
ضرب المثل تكميلي: هر چقدر پول بدهي، همان قدر برايت فيلم مي سازند.

آخرش چند؟
030435.jpg
ما ايراني ها اگر چانه نزنيم، شب خوابمان نمي برد. اصلا اين ناف ما را با چانه زني بريده اند. فرقي هم نمي كند سر يك بسته پفك باشد يا پخش بازي هاي جام جهاني. اين مقدمة جامعه شناسانه را از خودمان متصاعد كرديم تا اين خبر را به تان برسانيم: يك منبع كه نوعش موثق است، يعني حرفش مثل سند منگوله دار اعتبار دارد، به ما گفت كه الان تلويزيوني ها دارند براي خريد بازي ها انواع فنون چانه زني را آزمايش مي كنند تا بلكه طرف كوتاه بيايد. اين منبع دربارة مذاكرات گفت: مقام مسؤول خريد بازي ها در حالي كه چشمك مي زده، گفته آخرش چند؟ و طرف روبه رو گفته: 10 ميليون يورو، ختم كلام. جون شما كم بدم برام ضرر داره.
اين در حالي است كه 4 سال پيش، تلويزيون ايران در آخرين لحظات توانست توي سر مال بزند و قيمت را پايين بكشد. پخش زندة باد كرده را از آن خود بكند و معاملة شيريني كند كه ملت هاي همجوار را در خماري فرو ببرد. چون آن ها به خاطر قيمت بالا، بي خيال خريد بازي ها شده بودند. پخش زندة بازي ها باعث شد، بشقاب ها به سمت ايران بچرخد و به خاطر افزايش ده ها ميليون نفري بيننده ها، قند در دل شبكه  سه اي ها آب شود.
اما درست وسط اين چانه زني ها، يك شبكة ماهواره اي خارجي فارسي زبان كه خيلي دلش مي خواست نامش فاش بشود، ولي ما نامش را نمي بريم تا بسوزد، تمام بازي ها را خريده و قرار است صاحب شبكه، يك تنه همة 64 مسابقه را گزارش كند.
پيشنهاد:  آن اجنبي پرست، يك سطل بگذارد كنار دستش تا كف دهانش را هي تف كند داخل آن تا خفه نشود!

رويدادهفته
030432.jpg
روز تئاتر روي چمن هاي پارك
يك كمي دوستم داشته باش

واقعا چي مي شد هر روز، روز تئاتر بود و درهاي اين تئاتر شهر، مجاني به روي اين خيل عظيم مشتاق باز مي شد تا ملت به جاي اين كه در چهارراه، قل بخورند و پنج هزار تومان بدهند كافي شاپ و آل پاچينو بخورند، دوهزار تومان ندهند و بيايند خاك صحنه بخورند و از تئاتر لذت ببرند. كاش هر روز مثل يك شنبه بود تا همه دست در دست هم مي دادند به مهر، خندان و خوشحال مي آمدند پارك دانشجو و روبه روي سن، بساط پهن مي كردند و به حركات محيرالعقول تئاتري ها مي خنديدند. يا در راهروهاي ساختمان به سير و سلوك آفاق و انفس مي پرداختند و يك كمي به تئاتر علاقه مند مي شدند و چيپس و پفك و راني سق مي زدند. كاش هوا هميشه اين قدر بهاري بود و چمن هاي پارك اين قدر لطيف، كه بشود در روز تئاتر روي آن دراز كشيد. اي كاش...!
خب تا فضا رمانتيك است و شما چشمانتان خمار است، يك خبررساني هم بكنيم تا رسالت ابدي خودمان را هم انجام داده باشيم. در همان روز يك شنبه كه گفتيم اي كاش همة روزها مثل آن باشد، انجمن بازيگران خانه تئاتر دور هم جمع شدند و پرويز پرستويي را به عنوان يكي از بهترين بازيگرهاي تئاتر انتخاب كردند. با اين كارشان هم مشت محكمي كوبيدند به دهان ياوه گويان، به خصوص آن ها كه مي گويند در عرصة بازيگري كشور قحط الرجال شده. در واقع اعلام كردند كه نه تنها اين طور نيست، بلكه واقعا اين طور است.
030414.jpg
كيميايي فيلم مي سازد
در جست وجوي پسر از دست رفته

فيلم جديد مسعود كيميايي، چيزي تو مايه هاي آقا و خانم اسميت است. آقا و خانم اسميت در عين اين كه زن و شوهر بودند و همديگر را دوست داشتند، همكار هم بودند و مي خواستند براي كشتن يكديگر با هم رقابت كنند. توي رئيسِ كيميايي هم پدر و پسر خلافكار هستند كه دنبال يكديگر مي گردند تا همديگر را پيدا كنند. بخشي از اين جست وجو به خاطر محبت پدر و پسري است و بخشي ديگر مثل خانواد ة اسميت به خاطر كار است. در واقع، پدر و پسر رقباي يكديگرند. قرار است كيميايي تغييراتي در فيلم نامه اش بدهد و تا يك ماه ديگر، فيلم برداري را شروع كند. بازيگران اصلي فيلم مثل حكم ليلا حاتمي و پولاد كيميايي هستند. مي گويند قرار است بعد از سال ها فرامرز قريبيان هم توي فيلم آقامسعود بازي كند. او احتمالا بازيگر نقش پدر است. سوفي كياني، بازيگر ديشب باباتو ديدم آيدا و سعيد راد هم جزو بازيگران رئيس اند. احتمالا باز هم بايد منتظر جنجال باشيم.

نقل  قول هاي كني
كن را تحريم مي كنيم

هنوز داغ پذيرفته نشدن هيچ فيلم ايراني در جشنواره كن تر و تازه است و سوگواران حرف هاي بامزه اي مي زنند.
عليرضا رئيسيان هفتة پيش گفت: كن را تحريم كنيم. مسعود اطيابي عضو هيأت مديره خانه سينما هم چند روز پيش گفت: كن تنها يك موكت قرمز با تعداد زيادي بازيگر و عكاس است... جشنواره كن از عدم حضور فيلم هاي ايراني صدمه خواهد ديد... خانه سينما در آخرين جلسة خود تصميم گرفت در اين جشنواره شركت نكند! آخر سر هم طبق معمول به مديران جشنواره و نگاهشان رنگ سياسي بودن زد و قال قضيه را كند. معاون امور بين الملل فارابي دقيقا برعكس اين را گفته: سينماي ايران همچون سال گذشته حضور پررنگي در بازار تجاري كن خواهد داشت. بهمن قبادي هم كه فيلم جديدش نيوه مانگ را براي بخش مسابقه كن ارائه داده بود، گفت: كشور ژاپن هم بيش از 20 فيلم به كن معرفي كرده است كه هيچ كدامشان پذيرفته نشده اند. بر همين اساس نمي توانيم بگوييم كن سينماي ژاپن را تحريم كرده است.
به قول قبادي سينماي ايران بايد برنامه ريزي كند كه چطور مي تواند بازار دنيا را در اختيار داشته باشد، نه اين كه فيلم هايش را با معيار و سليقة مديران جشنواره ها بسازد.
030420.jpg
ادامه ماجراهاي حاتمي كيا
بي خيال در شمال

بله، همان طور كه هفتة پيش به سمع و نظرتان رسانديم، چون حاتمي كيا آدم معروفي است، گيرخورش ملس است و همه به او بند مي كنند كه اين فيلم ها كه ساخته اي يعني چه؟
در ادامة محكوميت به نام پدر، حق مسلم ماست و طوماري كه هفتة پيش عليه اين فيلم كه هنوز اكران نشده، امضا شد، رئيس بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس هم گفت كه با اين طومار موافق است و اين چه فيلم ضدارزشي است كه حاتمي كيا ساخته؟ ولي بشنويد از حاتمي كيا. ابراهيم خان كه اين روزها همه به اش گير داده اند، تريپ بي خيالي برداشته و رفته شمال. البته او براي تفريح آن  جاها نرفته. چون بالاخره بزنيم به تخته، اين سريال حلقة سبز توليدش دوباره شروع شده و ابراهيم و رفقا بعد از دو ماه، شال و كلاه كرده اند تا فيلم برداري اين سريال را هر طور شده تا آخر شهريورماه تمام كنند. موضوع سريال هم اصلا جنگي نيست و يك جورهايي به نظر كمدي مي رسد. حلقة سبز ، ماجراي روحي را روايت مي كند كه علاقه ندارد اجزاي بدنش را به بقيه اهدا كنند! اين كه اين موضوع چه ربطي به حاتمي كيا دارد و او كه در كارنامه اش حتي يك كار غيرجنگي ندارد چطور همچين كاري را قبول كرده، از آن چيزهايي است كه فقط از حاتمي كيا برمي آيد. چون همان طور كه گفتيم، او آدم خيلي معروفي است و لابد هيچ چيزي نبايد از او بعيد باشد. جالب تر اين كه حاتمي كيا براي اين سريال تخيلي اش به غير از تهران و شمال مي خواهد چند تا شهر ديگر را گز كند و مقدار معتنابهي بازيگر در آن بريزد تا حسابي چشمگير باشد و شبكه سومي ها از اين سفارش، لذت وافي و كافي ببرند.
030453.jpg
جشنواره فيلم دانشجويي
همه چيز مثل هميشه

مراسم افتتاحيه حدود ساعت 7 شب توي همان دانشكده صدا و سيما برگزار شد. منظورمان جشنواره دانشجويي فيلم كوتاه است. توي جدول برنامه مثل كارت هاي عروسي نوشته شده بود: همراه با موسيقي بوشهري و صرف شام . اولين سري فيلم ها يك شنبه صبح ساعت 8 نمايش داده شد. همان طور كه انتظار مي رفت، ملت ترجيح داده بودند بخوابند تا اين كه بيايند و ساعت 8 صبح فيلم ببينند. براي همين، سالن ها خالي بود و باز مثل هميشه شلوغ ترين قسمت برنامه بخش پذيرايي بود كه از ساعت 11 شروع مي شد. پربارترين بخش جشنواره هم سخنراني ها و قسمت نقد و بررسي بود كه طبق قرار قبلي مي بايست آدم هاي مختلفي اعم از كارگردان، طنزپرداز، انيماتور، صداگذار، استاد و... در آن صحبت مي كردند. اما به خاطر برخي مشكلات، چند تا از اين مهمان ها نتوانستند بيايند.
هر روز دو نوبت فيلم پخش مي شد و سه نوبت جلسات نقد و بررسي و سخنراني برگزار مي شد. آخر شب هم يك فيلم بلند به نمايش درمي آمد و با حضور عوامل اش نقد و بررسي مي شد. سعي مي كنيم براي هفتة بعد يك گزارش كامل از مراسم اختتاميه و حواشي جشنواره برايتان آماده كنيم. هر چي باشد، ما هم جزو برگزاركنندگان جشنواره هستيم.
030450.jpg
غلاف پوسيده بنجامين باتن
پيت، بلانشت ، فينچر

ما كه دوست داريم هر هفته يكي از خبرهايمان يك جوري به ديويد فينچر ربط پيدا كند. شما هم قاعدتا اگر دو سه تا از فيلم هاي استاد را ديده باشيد، با ما هم عقيده هستيد. خبر خوب اين كه فينچر كار روي يك پروژة ديگر را هم شروع كرده تا به جز زودياك كه آمادة نمايش شده است، به سرعت كار روي يك فيلم ديگر را هم شروع كرده باشد. نام فيلم، غلاف پوسيدة بنجامين باتن است و دومين همكاري فينچر با براد پيت پس از فيلم باشگاه مشت زني. نكتة مهم، بازيگر زن فيلم است كه قرار است كيت بلانشت باشد. كسي كه تاكنون با فينچر همكاري نكرده و قرار است براي اولين  بار جلوي دوربين او برود. اين نكته هم فراموش نشود كه فيلم براساس قصة كوتاهي از اسكات فيتزجرالد ساخته مي شود و كار اقتباس را هم اريك روث نويسندة اسكاري فيلم نامة فارست گامپ انجام داده است.
030447.jpg
فانتزي آخر هفته
رابين ويليامز مهم تر از 11 سپتامبر !

در يك تنوع كامل، تماشاگران آمريكايي اين هفته به فرمول هاي هاليوودي جواب مثبت دادند. فيلم تازة بري ساننفلد با بازي رابين ويليامز و جوجو- خوانندة جوان آمريكايي ـ كه يك فانتزي به شيوة فيلم هاي ساننفلدي  است، اين هفته موفق شد با فروش 16 ميليون دلاري در صدر بايستد؛ بالاتر از يونايتد 93، فيلمي كه نقدهاي خيره كننده اي را به خود اختصاص داد و داستاني مرتبط با روز 11 سپتامبر دارد. مجله تايم در نخستين نوشته اش دربارة فيلم، يونايتد۹۳ را فيلمي معرفي كرد كه هر آمريكايي وظيفه دارد به تماشايش بنشيند. هفتة آينده، مفصل دربارة اين فيلم پل گرينگراس كه در كارنامه اش آثار درخشاني چون يك شنبه خونين و برتري بورن را هم دارد، خواهيم نوشت. با وجود اين حرف ها، تماشاگران آمريكايي حرف منتقد تايم را گوش نكردند و فيلم با فروش متوسط 6/11ميليون دلاري روبه رو شد. فيلم سوم جدول فروش هم باز يك تازه وارد است. معطل اش كن يك درام ورزشي است كه بازيگر مطرحي هم ندارد و يكي از نقش هاي غير اصلي اش را جف بريجز بازي مي كند. چهار صد هزار دلار اختلاف در اين هفته كافي بود تا فيلم جسيكا بندينگر در جاي سوم جدول قرار بگيرد. سايلنت هيل پرفروش ترين فيلم هفتة گذشته هم با فروش 9ميليون دلاري اش جمع فروش خود را به 34ميليون دلار رساند.
030456.jpg
جدول فروش فيلم ها
آتش بس افشار و گلزار

زير درخت هلو با مانور روي جبلي و طهماسب و معتمدآريا فعلا مرز 400 ميليون را پشت سر گذاشته است. فك و فاميل داوودنژاد هم با زردبازي هاي هوو توي اين شش هفته حدود 100 ميليوني درآمد خالص داشته اند. آتش بس خانم تهمينه ميلاني هم با دو ستارة بتركان اش (محمدرضا گلزار و مهناز افشار) فقط در عرض چهار روز اول اكران، حدود 40 ميليون تومان فروخت. احتمالا تا هفتة بعد، ميلاني و فيلم جديدش صدرنشين جدول مي شوند.
030321.jpg
پيام هاي كوتاه
فيلم مرثيه برف ساختة جميل رستمي در چهل و ششمين جشنواره چك شركت مي كند.
فيلم آفسايد جعفر پناهي، در افتتاحية جشنوارة فيلم كره جنوبي اكران شد.
محمد صادقي و سارا خوئيني ها به جمع بازيگران سريال بي صدا كه خردادماه توسط فخيم زاده ساخته مي شود پيوستند.
امين حيايي جلوي دوربين سعيد اسدي در فيلم ميهمان مي رود.
سريال روشنايي هاي شهر ساختة مسعود كرامتي به  زودي از شبكه 2 پخش مي شود.
جديدترين سريال اكبر منصورفلاح به نام به خاطر من در اصفهان جلوي دوربين رفت.
عليرضا افخمي مي خواهد سريالي كمدي براي شبكه سوم بسازد.
سريال در انتظار باران با بازي رؤيا نونهالي و آزيتا حاجيان و پوريا پورسرخ توسط بهرام بهراميان ساخته مي شود.
گلشيفته فراهاني و بهرام رادان در فيلم كمدي ليلي و مجنون كه كاظم راست گفتار آن را مي سازد، بازي مي كنند.

030444.jpg

هوا چطور بود؟
ـ خانم، ديروز هوا چطور بود؟
ـ خوب بود، فقط شب يك خرده سرد بود.
ـ اين طبيعيه، چون بادي كه ديشب مي آمد باعث مي شد رطوبت پوست خشك شه و احساس سردي كنيد.
اين مقدمة بخش اخبار هواشناسي بخش خبري 2 بعدازظهر است. اين گفت وگو و پرسيدن از آب و هوا هم بين اصغري (كارشناس هواشناسي) و خانم اخبارگو، جزءثابت و بامزه و البته ساختارشكن اين بخش خبري است. اصغري وسط اطلاع رساني اش هم با گفتن چيزهايي مثل كشور خوش تركيب، خوش نقش، چهار فصل، زيبا، و جزاير تا ابد ايراني، خيلي با حال قربان صدقة ايران مي رود. يك گوي خوش تركيب به اصغري كه اخبار خشك هواشناسي را اين قدر با حال اجرا مي كند.

گوي طلايي مورينيو و پروين
بازي پيروزي و ملوان شروع شده. گوشة تصوير هم بازي چلسي و منچستر پخش مي شود. در يك اتفاق غير منتظره، دوربين علي پروين را مي گيرد و چند لحظه بعد، دوربين انگلستان هم روي مورينيو مربي چلسي مي رود. صداي سوت و تشويق هم ورزشگاه را پر مي كند. به اين اتفاق غير قابل پيش بيني و البته پخش هر دو مسابقه، يك گوي غيرمترقبه مي دهيم.
030441.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
شماره تلفن
مرتضي رجبي: در سريال لبه تاريكي، زهرا به امير گفت: من يه شماره دارم كه شايد به دردتون بخوره. امير يك تكه كاغذ به زهرا داد تا در آن، شماره را بنويسد. ولي زهرا بدون اين كه چيزي بنويسد، آن را به امير پس داد!

چپ يا راست
علي جوادي: انيميشن داستان تاريخ رسيده به قسمت تيمور. راوي مي گويد: يك شب چوپان ها به تيمور حمله كردند و به پاي چپش آسيب رساندند. در همان حال، تيمور را مي بينيم كه روي زمين افتاده و پاي راست مصدوم اش را بغل كرده!

اشتباه نكنيد
سلمان بديحي: اشتباه نكنيد، امروز دوشنبه نيست، ولي اين برنامه، برنامة روبه فرداست. شك نكنيد! دو هفته قبل كه خدمتتان بوديم، گفتيم كه هر هفته دوشنبه ها برنامه  داريم. هفتة قبل كه برنامه نداشتيم و اين هفته هم يك شنبه در خدمت شماييم. بنابراين دوشنبه برنامه نداريم! واقعا به اين آسمان و ريسمان به هم بافي مجري و پخش شبكه 3 نبايد تمشك بدهيم؟

سكوت برره ها
ابراهيم عبدي: واقعا نفوذ اين مهران مديري و دوستانش چقدر زياد بود و ما نمي دانستيم. آن قدر كه شاهكارهاي تاريخ سينما هم از گزندشان در امان نمانده اند! باور نداري؟ بفرماييد: پنج شنبه شب، شبكه 3، يك فيلم را براي جمعه ظهر تبليغ مي كند: سكوت برره ها ! صبح جمعه هم در زيرنويس شبكه، اسم فيلم سكوت برره ها است. البته چند دقيقه بعد، دوباره زيرنويس مي آيد و اين بار نام فيلم سكوت بره ها تصحيح شد. اما خيلي برايمان جالب بود كه بفهميم اين اشتباه لپي(!) چطوري شكل گرفته. البته حدس زدنش كار مشكلي نيست.

خانمم
محمد يعقوبيان: در بخش خبري 14 روز۱۰ ارديبهشت، بابان مي خواست مثل هميشه با يك جملة محترمانه از همكار خود بخواهد اخبار را ادامه بدهد. ولي هول شد و گفت: از خانمم مي خواهم كه اخبار را... و با ديدن خندة همكارش، اشتباه اش را فهميد و قضيه را جمع و جور كرد.
گوي تمشك شما هم رسيد: علي در جزيني، علي اوليايي، حميد پرچمي، گروه سمج ، آيلين بايراك

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
مولوي انگليسي!
آخرش چند؟
رويدادهفته
ورزشي
يزداني IN، طالقاني OUT
عصار سه- تاجيك هيچ
رويدادهفته
كاشف فروتن حسين كعبي!
از خوانندگي تا خواب!
امتحانات پايان ترم؛ در روزهاي اول جام
نفس ها به شماره افتاد
ستاره ها كجا مي روند؟
اجتماعي
كوله ات را به اندازه اي پر كن كه سبك باري ات را نگيرد
زندگي
اتفاقي است؛ باور كنيد
جشنواره طراحي نام حضرت محمد
رويدادهفته
سينما
بازگشت شورشي ها
من هرگز به تو نه نگفتم... هرگز
سيگار و صداقت
اين بازيگر از كجا پيدايش شد؟
كوكتل مولوتف ها به سينما مي روند!
جوزف دوسِت داريم
خط تاريك قرمز
ديزني خيانتكار
موسيقي
دوران سركشي
موسيقي تلفيقي يعني چه؟
تجربه راك
روزها
عمو غول زيرشيرواني
رويدادها
جهان كوچك
دعوت به مراسم گيس كشي
ملكه محبوب جنگ
فرار از سايه شوهر
ويژه
هنوز هم، هم سليقه نيستيم!
هنر روز
ويران گردي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  ويژه  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |