ظهر روز بيستم ژانويه سال 2009 ميلادي، چهل و چهارمين رئيس جمهور ايالات متحده رسما سوگند مي خورد. هيلاري كلينتون اولين رئيس جمهور زن آمريكا، پشت تريبون پوشيده از پرچم آمريكا مقابل ساختمان كنگره، به عنوان بالاترين مقام اجرايي اين كشور مراسم تحليف را به جا مي آورد. در كنار او استراتژيست و مشاور ارشدش در انتخابات و شوهر وفادارش ويليام جفرسون كلينتون، لبخند به لب و انجيل به دست ايستاده است. اين تصويري رؤيايي براي دموكرات هاي آمريكا است كه شايد تنها يك نفر بتواند آن را به كابوسي هولناك تبديل كند: كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا و نامزد احتمالي جمهوري خواهان براي انتخابات سال 2008.
شايد برخورد اين دو زن، گريزناپذير باشد. دو زني كه نردبان ترقي را تا بالاترين پله ها پيموده اند و حتي احترام احزاب مخالف خود را برانگيخته اند. آن ها ستاره هاي دنياي سياست آمريكا هستند و به بالاترين نقاط ممكن براي زنان در صحنة قدرت دست يافته اند. هر دوي آن ها در فهرست قدرتمند ترين و با نفوذترين زنان ايالات متحده جاي دارند. از سوي ديگر، براي نخستين بار در تاريخ آمريكا اكثر رأي دهندگان (حدود 70 درصد) مي گويند كه دوست دارند رئيس جمهور بعدي شان يك زن باشد.
اما هر دو زن، داشتن برنامه براي رياست جمهوري 2008 را انكار مي كنند. هر بار كه از هيلاري كلينتون در اين باره سؤالي مي كنند، چهره اي خجالتي به خود مي گيرد و با كلمات شمرده و حساب شده مي گويد فعلا مي خواهد تمام تلاشش را به شغل فعلي اش يعني نمايندگي مردم نيويورك در سنا معطوف كند و از دادن پاسخ صريح طفره مي رود. اما انكار كاندي (رايس) جدي تر است. او مي گويد: هيچ تمايلي براي نامزدي رياست جمهوري ندارم. اصلا قصدش را ندارم. اين كار را نخواهم كرد. يا نمي دانم به چه زباني بگويم كه اين كار را نمي كنم. واقعا اين كار را نمي كنم. اين شيوة رد كردن پيشنهاد، بيشتر به نه گفتن عروس براي جلب توجه مي ماند.
ديك موريس يكي از مشاوران ارشد بيل كلينتون در زمان رياست جمهوري او، كتابي دارد با عنوان كاندي عليه هيلاري: مسابقه بزرگ رياست جمهوري . اين مهم ترين كتابي است كه دربارة اين رقابت نوشته شده است.
براي نخستين بار در تاريخ آمريكا اكثر رأي دهندگان مي گويند كه دوست دارند رئيس جمهور بعدي شان يك زن باشد
او معتقد است ظرف 15 سال گذشته خانوادة كلينتون به شكلي نظام مند و سازمان يافته شبكه اي از افراد را گرد خود جمع كرده اند كه هم صاحب نفوذند هم پولدار. كلينتون ها هم از قدرت خود براي جبران اين حمايت ها استفاده مي كنند و حاميان خودشان را به مشاغل كليدي مي گمارند و رانت هاي اقتصادي برايشان فراهم مي كنند. هيلاري با اعتبار بيل و با نظم و ديسيپلين خودش، براي بازگشتن به كاخ سفيد تلاش مي كند.كلينتون ها دريافته اند كه نمي توانند آراي پراكنده را با شعارهاي تبليغاتي چپگرايان به سوي خود بكشانند. بنابراين، هيلاري دست كم در مبارزة انتخاباتي اش با چهره اي ميانه رو و حتي محافظه كار ظاهر خواهد شد. او قبلا تعدادي از آراي خود را در سال 2000 با حمايت از سقط جنين به دست آورده بود، اما در سال 2004 آن را پديده اي غم انگيز خواند و اظهار اميدواري كرد كه روزي برسد كه سقط جنين، تنها در موارد بسيار نادر و ضروري اتفاق بيفتد. دفاع هيلاري از عمليات نظامي خصوصا جنگ عراق، نمونة ديگري از اين روند است. او حتي از نامزدي كاندوليزا رايس در كميته اي كه 12 دموكرات ديگر مخالف آن بودند، حمايت كرد.
نويسندة كتاب كاندي عليه هيلاري پيش بيني مي كند رايس احتمالا راهي متفاوت را تا انتخابات 2008 طي خواهد كرد. او مانند هيلاري كساني را ندارد كه به منافع ناشي از نامزدي اش چشم بدوزند. شايستگي او براي نامزدي رياست جمهوري، بستگي به موفقيت هايي دارد كه به عنوان وزير خارجه كسب مي كند. در حال حاضر در جبهة جمهوري خواهان، بوش وارث جدي و مطمئني ندارد. ديك چني، معاون رئيس جمهور هر از چندي به دليل مشكل تنفسي يا حملة قلبي راهي بيمارستان مي شود. بعد از او هم با فاصله رودلف جولياني شهردار پيشين و محبوب نيويورك و سناتور جان مك كين قرار دارند. جولياني ليبرال تر از آن است كه در رقابت نامزدهاي جمهوري خواهان پيروز شود. مك كين هم امتحان خود را در سال 2000 پس داد و در رقابت هاي اولية درون حزبي، با اختلاف زياد به بوش باخت. (هر چند كه قحط الرجال جمهوري خواهان، بار ديگر او را در بورس قرار داده است.) وفاداران حزب جمهوري خواه، چشم اميد به كاندي دوخته اند. اگر او براي رياست جمهوري نامزد شود، دو پايگاه از مهم ترين پايگاه هاي سنتي دموكرات ها را به راحتي تسخير خواهد كرد: آفريقايي ـ آمريكايي ها يا همان سياه پوستان و اسپانيايي زبان ها. حتي مي گويند بيشتر زنان سفيدپوست هم به رايس رأي خواهند داد. يكي از سياه پوستاني كه در كابينة كلينتون حضور داشت مي گويد: دربارة اين كه سياه پوستان به كدام يك رأي مي دهند، مي توان گفت مغز آن ها با هيلاري و دلشان با كاندي است. امامعمولا سياه پوستان احساساتي هستند.
اما هيلاري و رايس، اگر هفت خوان رياست جمهوري را پشت سر بگذارند و پيروز شوند، چه نوع رؤساي جمهوري خواهند بود؟
جلد كتاب كاندي عليه هيلاري:
مسابقه بزرگ رياست جمهوري نوشته ديك موريس از مشاوران بيل كلينتون در زمان رياست جمهوري درباره احتمال رقابت اين دو زن در انتخابات 2008 و شانس آن ها براي پيروزي
هيلاري در سياست، با وجود نمايش هاي محافظه كارانه اش ليبرال ترين رئيس جمهور آمريكا خواهد بود. او بر اين باور است كه دولت خدمات را بهتر انجام مي دهد و افراط در خصوصي سازي، ريشة همة خودخواهي ها و پليدي ها در زندگي مردم آمريكاست. در مسائل خارجي، ديدگاه هاي هيلاري چندان واضح نيست. او در زمان رياست جمهوري همسرش طرفدار صلح و مخالف مداخله در امور كشورهاي ديگر بود. اما اكنون به نظر مي رسد كمي تغيير كرده است. كاندي عقايدش دربارة سياست، مشابه بوش و جمهوري خواهان است. به احتمال زياد، از افزايش ماليات دفاع نمي كند و نقش دولت در امور اقتصادي را محدود مي سازد . رايس از خودش ظرفيت شگفت آوري براي رشد نشان داد، اما هيلاري هم قدرت و جسارت لازم براي شگفت زده كردن ديگران را دارد. اين دو زن، دو سال زمان دارند تا تصميم نهايي را بگيرند. اما تنها تصميم آن ها ملاك نيست؛ مردان آمريكايي فراواني در هر دو حزب هستند كه ممكن است بر سر يك چيز با هم توافق داشته باشند: نرسيدن يك زن به صندلي رياست جمهوري.