- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۵ - شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - Apr 29, 2006
docharkhe
ورزشگاه؟ تشريف بياوريد!
029835.jpg
شما هرچي دلتان مي خواهد فكر كنيد. من يكي، با تريپ آقا احمدي نژاد خيلي حال مي كنم. بالاخره دارد به اين ملت نشان مي دهد كه رئيس جمهور يعني چي. دارد ثابت مي كند كه وقتي مي گفتيم بعضي از آن آقايان رئيس جمهورهاي قبلي، سيب زميني را به سيب درختي ترجيح مي داده اند، راست مي گفتيم. بفرماييد، مشكل حضور خانم ها در ورزشگاه حل شد. رئيس جمهور منتخب، يك نامه فرستاد دم خانة آقاي رئيس سازمان تربيت بدني با اين مضمون: ... ضرورت دارد با همكاري وزارت كشور و با برنامه ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان محترم، بخشي از مرغوب ترين مكان هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملي و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده ها اختصاص يابد. صلوات.
حالا شما بيا هي جلسه بگذار. هي مذاكرات كن و بگو داريم زمينه سازي مي كنيم. تموم شد آقا تموم. ما مطمئن ايم با اين نامه مشكل چند ده سالة حضور خانم ها در ورزشگاه حل مي شود. حالا اين كه آقاي علي آبادي بگويد بايد شرايط از نظر فرهنگي آماده شود و مراجع ذي صلاح همكاري كنند و غيره هم زياد مهم نيست. اين كه مي گفتند اين  كارها بسترسازي مي خواهد هم چيزي نيست. آقا بستر آماده است، فقط مردش بايد مرد باشد، مثل آقا احمدي نژاد كه بسم الله را گفته است و خلاص!

خوش تيپ ها به خط
029889.jpg
سري دوزهاي منيريه جان ملت را به لب رسانده بودند. پيراهن تيم ملي كه از يك ماه پيش، كار طراحي و دوخت آن در مالزي تمام شده بود، كلي در انبار نمايندگي  پوما در ايران خاك خورد تا اساتيد كپي كاري در ايران، فرصتي براي فرستادن كپي پيراهن به بازار نداشته باشند. با وجود اين، شركت پوما چهل و هفت روز مانده به جام جهاني، رضايت داد پيراهن ها را بر تن چند مدل مردانه، نمايش دهد. البته در آن مراسم، بيشتر از ژست آقايان مدل، طرح يوزپلنگي كه روي سينة پيراهن تيم ملي خورده، ملت را به وجد آورد. البته اين يوزپلنگ با يوزپلنگي كه در فرهنگ ما جاافتاده، زمين تا آسمان فرق دارد. با وجود اين، گويا هنوز همه از اين ماجرا خبر ندارند. اگر اين روزها مي شنويد كه مثلا نيكبخت مي گويد: تا پيراهن تيم ملي را نپوشم خوابم نمي برد! و مي خوانيد كه عنايتي براي پيراهن تيم بي تابي مي كند، بفهميد اين اشتياق از كجا آب مي خورد. با اين قصه همه فهميدند دل نكندن دايي از پيراهن تيم ملي از كجا آب مي خورد و چرا كريم باقري پس از سال ها فيلش ياد تيم ملي افتاده.
پيراهن تيم ملي را براي اولين بار در مسابقه با كرواسي مي پوشند و تا آن روز مي  توانيد شب ها را با تصور زندي و نيكي در آن پيراهن صبح كنيد. البته شايعاتي هم هست كه كمپاني پوما شرط كرده بازيكنان تيم ملي حداقل خوش تيپي را براي پوشيدن اين پيراهن ها داشته باشند. بالاخره ستار زارع و علوي، با دايي و مهدوي كيا فرق دارند.

رويدادهفته
029877.jpg
مبعلي در پرسپوليس
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد؟

چه شود؟! البته ما كه چشممان آب نمي خورد ايمان مبعلي فصل بعد پرسپوليسي شود. ولي تا اين جاي كار كه ممدسن خان حرفش حرف بوده. وقتي گفته بايرن ، آن ها را به تهران آورده؛ وقتي هم گفته هان؟ ، آري  هان را سرمربي پرسپوليس كرده. حالا هم كه مي گويد مبعلي را مي آورد، خب لابد مي آورد.
چيزي كه اين وسط، ما را نگران مي كند، اين است كه اگر آدم دپ زده و ضدحالي مثل ايمان مبعلي، بشود همبازي يك آدم افسرده و عاشق مسلكي مثل جواد كاظميان، آخر و عاقبت اين تيم چه خواهد شد. يعني اگر قرار باشد گگه و شلغم و مجيد تاكسي و بقية دوستاني كه قبلا پرسپوليس را تبديل به يك سيرك بزرگ و مفرح كرده بودند، از تيم دور باشند و عوضش هر چي آدم غمزده و گريان پيدا كرديم بياوريم توي تيم، پرسپوليس مي شود عين تلويزيون خودمان كه سال به دوازده ماه محزون است. به نظر شما براي حل اين مشكل چه بايد كرد؟ موافق ايد بهمن  هاشمي را براي دفاع وسط بياوريم تا تيم مقداري روحيه بگيرد؟ استاداسدي را پيدا كنيم به تيم بياوريم، چطور است؟
029826.jpg
انقلاب خونين در تيم قرمزها
آري  هان مي رزمد، پرسپوليس مي لرزد

كي بود مي گفت دورة انقلاب ها گذشته است؟ چه كسي بود كه فرمايش مي فرمود كه ديگر كسي تحمل خون و خونريزي را ندارد، كه روحية مردم اين دوره و زمانه لطيف شده است و همه گوگور هستند و طاقت خشونت ندارند و همة انقلابي هاي قديمي حالا ديگر چيپس و ساير تنقلات را با چنگال مي خورند؟ نه خير. اين آقاي آري  هان با آن شكم ماماني ـ البته شكم گرد خودش را مي گوييم و ربطي به هيكل هافبك پرسپوليسي ها ندارد ـ در پرسپوليس دست به انقلاب زد و اتفاقا نتيجه گرفت. آري  هان قبل از بازي با ابومسلم، هفت هشت بازيكن پرسپوليس اعم از ژنرال و سلطان و سردار و انصار و غيره را كنار گذاشت. همه هم ديدند كه نه تنها هيچ اتفاقي نيفتاد، بلكه يك اتفاقي هم افتاد و آن هم اين بود كه پرسپوليس در عين ناباوري، هم در مشهد خوب بازي كرد و هم برد. در پي جوگيري هاي اخير اين باشگاه، شنيده مي شود كه قرار است يك گردگيري اساسي در فهرست بازيكنان صورت بگيرد. يعني كلي از آقايان كه اسمشان را تريلي هم نمي كشد، كنار گذاشته شوند و كلي آقايان ديگر جايگزين شوند. براي تكميل فهرست تيم، از بازيكناني مثل مهدي رجب زاده، مهدي واعظي، نكونام، منيعي، نصرتي و البته مبعلي نام برده مي شود. اگر مي توانيد مواظب فكتان باشيد و جايي درز نكنيد، اين خبر سري را بگوييم كه حتي با آندو تيموريان هم تماس هايي برقرار شده و خلاصه تيم سال بعد، معركه اي است. به اطلاع دوستاني كه بابت اين خبر مي خواهند ما را به قرمز بودن متهم كنند هم برسانيم كه به انگشت هاي محترم تان زحمت بدهيد، چند صفحة مجله را ورق بزنيد تا ببينيد براي استقلال چقدر نوشابه باز كرده ايم.
029883.jpg
طالقاني و دادكان رفتني شدند
شيشه بده اشك ببارم

دلمان گرفته است
دلمان گرفته است
سر ميز سرويس سينمايي مي رويم
سرمان را روي شانة محمد جباري مي گذاريم و هاي هاي گريه مي كنيم
چراغ هاي رابطه تاريك اند
چراغ هاي ضابطه هم تاريك اند
كسي حاج آقا طالقاني را در فدراسيون كشتي تحمل نخواهد كرد
كسي شيخ محمد دادكان را براي فدراسيون فوتبال تأييد نخواهد كرد
اين را چند روز پيش آقاي علي آبادي گفت و من كور شوم اگر دروغ بگويم
اي مهربان اگر به تحريرية ما آمدي
به من بگو كه رئيس فدراسيون بعدي چه كسي خواهد بود
يك شماره تلفن و يك سفارش كوچك، تا كمي هم ما را تحويل بگيرد
اما من مي دانم رئيس فدراسيون بعدي هم كه بيايد، باز هم علي دايي كاپيتان تيم ملي خواهد بود
و باز هم فريادهاي من و عمه ام به جايي نخواهد رسيد
شعر از: گِلام!
029904.jpg
بيلد همچنان توطئه مي كند
مجله آلماني، خجالت، خجالت

تقصير خودمان است. باور كنيد كوتاهي از خودمان است. اگر همان وقت كه كاريكاتور بازيكنان تيم ملي را توي روزنامه هايشان كشيدند، با محمدرضا دوست محمدي صحبت مي كرديم و بازيكنانشان را ضايع مي كرديم، اين طوري نمي شد. اگر حال بالاك و لمان و بقيه را مي گرفتيم، كار به اين جا نمي كشيد. اگر همان وقتي كه آن نشرية معلوم الحال بيلد توي كار مهدوي كيا گذاشت، مي رفتيم جلوي سفارت آلمان و عمليات مي كرديم، حالا جرأت نمي كردند پا را از گليمشان باز هم دراز تر كنند و اين گونه همه چيز ما را به بازي بگيرند. همين سكوت مظلومانة ما باعث شد پر روتر بشوند. همين سيويلازبازي درآوردن ها كار دستمان داد. كه حالا آقايان بيايند گزارشي تهيه كنند و بگويند ايراني ها مي خواهند بين مسافران جام جهاني، تروريست به آلمان اعزام كنند. اي بيلد، تو خجالت نمي كشي؟ اي قلم به مزد. تو از هد هد هم هدهدتري. از هر مجلة زردي زردتري. حقت اين است كه ما همين مهراب فاطمي و حسين شون و چند تا از بچه ها را برداريم بياوريم آلمان و چنان درسي به تو بدهيم كه پدر جدت آن هيتلر نابه كار جلوي چشمت بيايد. حقت اين است كه تو را پاره پوره كنيم و با تو شيشه هاي پنجرة خانه مان را پاك كنيم. تو مجله اي؟ تو روزنامه اي؟
029892.jpg
پگاه گيلان به ليگ  برتر نزديك شد
بازگشت وينگو

تا حالا شده يك نفر بيايد اين جا، بعد ما اسمش را ندانيم و به يك اسم عوضي صدايش كنيم، ولي بعدا كه اسم واقعي اش را فهميديم حرفمان را تصحيح كنيم؟ اصلا و ابدا. آسمان اگر به زمين بيايد و هفتاد هزار تن از فرشته هاي بارگاه الهي اگر بيايند كشتة كارمان بشوند كه بيا سرجدت اسم اين را درست بگو... غيرممكن است. رگمان را بزنند، كوتاه نمي آييم. يعني حتي اگر شده از غني سازي و توليد كيك زرد هم دست برداريم، اگر شده به جاي كيك زرد برويم بيسكويت ساقه طلايي هم توليد بكنيم، آن اسم را نمي توانيم عوض بكنيم. نمونه اش سوبل بود كه هفت كفن هم بپوساند، يك نفر در ايران حاضر نخواهد شد اسم واقعي اش را بگويد و به كمتر از زوبل و زابل رضايت نخواهيم داد. يكي اش چيرو بلاژويچ بود، يكي اش هم اكوستني گيلائوري بازيكن استقلال كه تا حالا لابد خودش هم باور كرده اسمش آگوستين است بس كه ما گفتيم.اما مهم ترين نمونه در اين زمينه، وينكو (VINCO) بگوويچ است كه از اول حال كرده ايم به او بگوييم وينگو ، تا آخرش هم مي گوييم. يعني از عادل فردوسي پور در برنامه نود بگيريد تا بقيه، همه با وينگو حال مي كنند. حالا اين وينكوي بدبخت، تيم پگاه گيلان را از ليگ يك آورده بالا ـ البته هنوز ليگ برتري نشده ـ و ما يك بار ديگر مي توانيم با خودش و اسمش حال كنيم. يادتان هست يك سال در پرسپوليس بود چه بلايي سرش آورديم؟ او برگشت.
029868.jpg
دنيزلي تمام شد
گوله گوله مصطفي

اگر در مجتمع مسكوني مهستان شهرك غرب زندگي مي كنيد و هر روز از طبقه چهارم برج A4 صداي پيرمردي عصباني را مي شنويد كه با تركي استانبولي پشت گوشي تلفن فرياد مي زند، مطمئن باشيد كه مصطفي دنيزلي همساية شما است و پشت خط، مصطفي آجورلو مدير پاس گوشي را دستش گرفته. هنوز هم كسي نتوانسته از درگيري بين اين دو نفر سر دربياورد. اين دعوا سر بازي پاس با ذوب  به اوج خودش رسيد و باعث شد مصطفي دنيزلي به حالت قهر به استانبول برود. پاس آن بازي را سه ـ صفر باخت و در بازي بعدي با اين كه دنيزلي از قهر درآمد، ولي با سپاهان چهار ـ چهار كرد تا پنج امتياز حياتي را از دست بدهد. در توصيف اهميت اين پنج امتياز، كافي است بدانيد پاس براي قهرماني در ليگ فقط يك امتياز كم آورد. هر يك از اين امتيازها كه حاصل يقه كشي مصطفي ترك با مصطفي فارس بود، مي توانست كاپ را به اكباتان بياورد. البته ساكنان مجتمع مسكوني مهستان شهرك غرب به زودي شب ها خواب راحتي خواهند داشت. با پايان ليگ برتر و حذف شدن پاس در جام حذفي، قرارداد دنيزلي با پاس خود به خود تمام شد و او تنها چند روز آينده را براي بستن چمدان ها و خريدن سوغاتي براي فك و فاميل در تركيه كنار مي گذارد. البته دلالاني هم هستند كه مي خواهند هر جور شده، او را در ايران نگه دارند، ولي گويا مرغ افندي يك پا دارد. ما از همين تريبون ـ صفحه خبرهاي ورزشي ـ بابت اين فقدان به همة ورزش دوستان تسليت مي گوييم. براي اين كه بفهميد چه كسي را از دست مي دهيم، كافي است يك بار ديگر گفت وگويي را كه پيش از اين در همشهري جوان از او چاپ شده بود بخوانيد. گوله گوله، افنديم!
029898.jpg
تخريب روحيه تيم ملي (1)
آقاي فيل برگرد به سيركت

ما مطمئن ايم دست هاي پشت پرده اي در كار است تا هر طور شده، اعصاب ما را پيش از جام جهاني به هم بريزند. شك نداريم كه آقايان، پشت در اتاق هاي دربسته مي نشينند و كافة پله مي خورند و طرح و دسيسه مي كنند كه زمينة ناكامي ما را در جام جهاني فراهم كنند. از آن طرف يك خانم س.س پيدا مي كنند كه بيايد بگويد: من سميرا، زن دوم مهدوي كيا هستم. از آن طرف هم هاشميان و زندي را نيمكت نشين مي كنند تا تيم ملي ايران را از داخل بپاشانند. شما يك لحظه كلاهتان را قاضي كنيد؛ واقعا اگر توطئه اي در كار نباشد، براي چي آقاي فيليپه اسكولاري مشهور به فيل بزرگ بايد بيايد بگويد من همة فكر و ذكرم مكزيك و آنگولا است و اصلا به ايران فكر نمي كنم. يعني براي چي بايد همچين حرفي بزند و اين طور ما را دست كم بگيرد؟ ما اين همه پرتغال را تيم مهمي محسوب مي كنيم، اين همه به اش فكر مي كنيم، آن وقت يك چنين فيلي برمي گردد چنين حرفي مي زند. خوب است ما هم بگوييم به پرتغال فكر نمي كنيم؟ خوب است بگوييم بهتر است فيل ها حرف نزنند؟ اصلا ما نمي فهميم يك فيل بزرگ براي چي بايد بيايد دربارة تيم ملي ما حرف بزند، آن هم وقتي آقاي برانكو اطمينان مي دهد كه ما از گروهمان بالا مي رويم. آيا در حالي كه فرمانده نيروي انتظامي گفته سگ داران حتي سگ هايشان را از اين به بعد نبايد توي خيابان بياورند، اين فيل ها براي چي به اين راحتي آمد و شد و اظهارنظر مي كنند. آيا بهتر نيست آن ها به همان سيرك ها و باغ وحش هايشان برگردند و بيهوده روي اعصاب ملت ترومپت نزنند؟

تخريب روحيه تيم ملي (2)
نيكي، ونيز، ماه عسل

بفرماييد. اين هم يك خبر بد ديگر. درست چند روز مانده به جام جهاني و در حالي كه مردم ما احتياج به روحيه دارند، در حالي كه با اقدام رئيس جمهور براي باز كردن در استاديوم به روي بانوان، نسيم اميدي وزيدن گرفته و همه براي حمايت از تيم ملي سر ذوق آمده اند، شما ببينيد چه خبرهايي منتشر مي شود. واقعا اين هم خبر است كه مي گويند نيكبخت واحدي تصميمش را گرفته و بعد از جام جهاني ازدواج خواهد كرد؟ اين هم خبر است كه مي گويند براي ماه عسل مي خواهد برود ونيز و توي خيابان هايش پارو بزند؟ البته ازدواج يك امر پسنديده و سفارش شده است. به خصوص براي كساني مثل نيكبخت  واحدي از اوجب واجبات است. اما آخر، انتشار اين خبر، درست پيش از جام جهاني، فكر مي كنيد چه تأثيري در روحية جوانان اين مرز و بوم مي گذارد؟ آن هم درست در ماه هاي پيش از كنكور و وقتي كه امتحانات مدارس در راه است. حالا شما فكر كنيد ما، هم با افت تحصيلي مواجه مي شويم، هم آمار افسردگي و خودكشي بالا مي رود، هم جامعة جوانان، ديگر روحيه  اي براي تشويق تيم ملي نخواهند داشت. همين مانده كه بگويند فري زندي هم... بعله. آن وقت ديگر بايد با تيم ملي و جام جهاني خداحافظي كرد. آن وقت ديگر هيچي. آقا در اين چند روز باقي مانده خبرهاي خوب منتشر كنيد. مثلا بگوييد پوريا پورسرخ قرار است به تيم ملي دعوت شود يا بگوييد گلزار در جام جهاني براي ايران بوق مي زند. آيا اين تخريب روحيه هم در راستاي همان دسايسي نيست كه باعث مي شود فيل بزرگ، خرطومش را بلند كند عليه ما تبليغات بنمايد؟
029850.jpg
ليگ هاي اروپايي
فوتبال بكوب

خيالتان راحت باشد. تا دو هفتة ديگر خبري از ليگ قهرمانان نيست. دو تا فيناليست جام تا 27 ارديبهشت استراحت مي كنند تا در آن روز، قهرمان، جام را مال خودش كند. البته تا آن روز بيكار نمي مانيد. با فشاري كه فيفا براي تمام شدن مسابقات فوتبال در كشورهاي حاضر در جام جهاني آورده، آن ها مجبورند تا 25 ارديبهشت ليگ كشورهاي خودشان را تمام كنند. براي همين، تعجب نكنيد كه در انگليس، هفت روز هفته تيم ها مشغول بازي هستند. جالب ترين مسابقة اين هفته در لندن بين چلسي و منچستريونايتد انجام مي شود. در لاليگا هم احتمالا با برد بارسلونا جام به آن ها مي رسد، ولي در سري A رقابت يووه و ميلان، و در بوندس ليگا جنگ بايرن و هامبورگ، تمامي ندارد.
029796.jpg


آبي تر از هرآبي
آن ها حالا قهرمان شده اند و به شان حق بدهيد كه در پوست خودشان نگنجند اين بهترين استقلال سال هاي اخير بود و براي قهرماني لايق ترين
029958.jpg
پنج سال انتظار به اندازة يك قرن بود. اما بالاخره همه چيز تمام شد. آبي ها سرانجام طلسم را شكستند و جام را بغل زدند. آن ها روز اول ارديبهشت را فراموش نخواهند كرد. روزي كه آزادي، لبالب از تمناي پيروزي بود و اين بار، لاجوردي هاي محبوب، استحقاق اش را هم داشتند.
... آي عشق آي عشق رنگ آبي چهره ات پيدا بود!

مهدي اميرپور
بايد استقلالي  باشيد تا بفهميد تماشاگران استقلال چه زجري براي قهرماني مي كشيدند. اگر بخواهيم تعداد دفعاتي كه تماشاگران براي جشن قهرماني به استاديوم رفته اند و با قبول شكست به خانه برگشته اند را حساب كنيم، به انگشتان هر دو دست احتياج داريم. البته اين تنها به خاطر اتفاقات عجيبي است كه در هشت سال اخير، استقلال را از قهرماني دور كرده بود. استقلال از سال 1377 تا حالا هشت مرتبه نايب قهرمان شده. از نايب قهرماني ليگ ايران گرفته تا جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا. تماشاگران استقلال در اين سال ها آن قدر با دست هاي درازتر از پا به خانه بازگشته اند كه حالا در سال 85 قدر قهرماني را بدانند. البته غير از اين قهرماني، استقلال در اين هشت سال دو بار ديگر هم قهرمان شده بود. قهرماني ليگ برتر در سال 77 و 81، تنها وقت هايي بوده كه تماشاگران استقلالي دلي از عزا درآورده اند. ولي اگر تعداد قهرماني ها را با دفعاتي كه آن ها مجبور بودند با نايب قهرماني كنار بيايند مقايسه كنيم، چندان آمار درخشاني نيست: 3 به 8.
آخرين باري كه آب خوش از گلوي استقلال پايين رفت، جام آزادگان 76 بود. سالي كه تيم ملي براي جام  جهاني آماده مي شد و با هفت ملي پوشي كه پرسپوليس داشت، قرمزها از جام كنار كشيدند. در آن مسابقات، استقلال با 6 امتياز اختلاف نسبت به پاس با مربيگري ناصر حجازي قهرمان شد. از آن روز بود كه بدشانسي يقة استقلال را گرفت. يك سال بعد، اين قهرماني شيرين از دماغ تماشاگران آبي درآمد. آن ها در جام آزادگان 77 با 12 امتياز كمتر از پرسپوليس، نايب قهرمان ليگ شدند. يك ماه پس از اين قهرماني، استقلال در فينال جام حذفي به پست پرسپوليس خورد كه با گل افشين پيرواني بازي را دو- يك باخت و نايب قهرمان شد. البته پيش از اين دو نايب قهرماني، استقلال در يك فينال ديگر هم شكست خورده بود. در ارديبهشت 78 استقلال در فينال جام باشگاه هاي آسيا دو- يك به جوبيلو ايواتا ژاپن باخت تا در عرض سه ماه سه بار نايب قهرمان شود. يك هت تريك كامل!
آبي ها در جام  آزادگان 78 هم نايب قهرمان شدند. در آن سال، پرسپوليس با هفت امتياز بالاتر از استقلال، كاپ قهرماني را بالاي سر برد تا چهارمين نايب قهرماني تيم اتفاق بيفتد. در آن دوره استقلال با بايرلوركوزن آلمان رابطة نزديكي داشت. براي همين، فتح الله زاده مدير وقت استقلال براي تماشاي بازي لوركوزن در بوندس ليگا به آلمان رفت. لوركوزن كه تنها يك گام تا قهرماني فاصله داشت، مقابل چشمان فتح الله زاده شكست خورد تا در ايران، آن نايب قهرماني را به حساب پاقدم او بگذارند.
دو سال پس از اين اتفاقات متافيزيكي، استقلال باز هم تا آستانة قهرماني رفت و قهرمان نشد. در اولين دورة ليگ برتر ايران كه در سال 80 انجام شد، استقلال يك بازي مانده به پايان ليگ، دو امتياز بيشتر از پرسپوليس داشت و تنها به يك تساوي احتياج داشت تا كاپ را در انزلي بالاي سر ببرد. با وجود اين، ملوان استقلال را برد تا تك گل اسدي به فجرسپاسي، پرسپوليس را قهرمان كند. اين پنجمين نايب قهرماني استقلال بود.
استقلال از سال 1377 تا حالا هشت مرتبه نايب قهرمان شده از نايب قهرماني ليگ ايران گرفته تا جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا
سياه بختي آبي ها تمام ناشدني بود. در ليگ برتر 82، استقلال دو بازي مانده به پايان مسابقات، يك امتياز از پاس جلوتر بود. اما با شلوغ كاري مديران پاس در مورد تباني احتمالي استقلال تهران و استقلال اهواز، ماجرا جوري پيش رفت كه استقلال اهواز، استقلال تهران را برد. با اين كه استقلال بازي آخر خود مقابل پگاه را به نفع خودش تمام كرد، اما سرانجام اين پاس بود كه قهرمان شد. آن ها در بازي آخر به استقلال اهواز (تيمي كه متهم به تباني با استقلال بود) پنج گل زدند. بعدها حرف و حديث زيادي در اين باره شنيده شد، اما ماجراي هفتمين نايب قهرماني استقلال هم سر درازي دارد. در فينال جام حذفي 82، تنها يك ماه پس از نايب قهرماني استقلال در ليگ، سپاهان در فينال حذفي استقلال را ناكام گذاشت. بازي رفت در اصفهان سه- دو به نفع سپاهان تمام شد و بازي برگشت در آزادي با صد هزار تماشاگر باز هم دو- صفر به نفع سپاهان. در ليگ برتر سال 83 هم استقلال مشتركا با ذوب آهن نايب قهرمان شد. دو تيم با 58 امتياز پس از فولاد 64 امتيازي، عنوان نايب قهرماني را مال خودشان كردند تا هشتمين نايب قهرماني در هشت سال اخير رقم بخورد.
حالا پيش خودتان تصور كنيد كه اگر استقلال امسال هم در رقابت با پاس ناكام مي ماند و نايب قهرمان مي شد، نهمين نايب قهرماني اش در هشت سال اخير رقم مي خورد. اما آن ها اين بار كوتاه نيامدند و بالاخره طلسم را شكستند. براي همين هم بود كه قهرماني اين قدر چسبيد.

يادداشت
در تهران اتفاق افتاد
سيدجوادرسولي
اين دفعه هم كار به هفتة آخر كشيد. اين دفعه هم دست و دلمان مي لرزيد كه نكند تيم دوباره مثل سال هاي قبل، خودش را گم كند. نكند جوگير شود و تمام آن جان كندن هاي 9 ماهه را به باد بدهد. نكند اتفاقِ توي انزلي و اهواز كه دوبار قهرماني را از استقلال گرفت، اين بار توي تهران تكرار شود. و كلي نكند ديگر. حتي گاهي اميدمان بيشتر به صباباتري بود كه بتواند پاس را ببرد و آن  وقت، ما با يك تساوي هم قهرمان بوديم. اما تقدير انگار جور ديگري رقم خورده بود. اين بار، مثل يك فيلم اكشن خوش ساخت، جريان بازي فقط به نفع قهرمان پيش  رفت. آن دو گل نيمة اول، هم خيالمان را راحت كرد و هم آن قدر اعتماد به نفس به تيم محبوبمان تزريق كرد كه دوباره همان تيم يك دست و هماهنگ سابق شدند. هماني كه از اول فصل بازي هايش رنگ و بوي قهرماني داشت و گاهي جوري بازي مي كرد كه آدم را ياد هلند سال 1988 مي انداخت. اين دفعه هم كار به هفتة آخر كشيد. اما استقلال آن قدر تشنة قهرماني بود كه ديگر زجرمان نداد. حريف را در هم كوبيد و جاي هيچ ترديدي براي هيچ كس باقي  نگذاشت.
حتي اگر طرفدار استقلال هم نباشيد (كه البته از اين بابت برايتان متأسف ام) شك نكنيد كه قهرماني حق ما بود. آبي ها امسال كامل بودند. با يك خط دفاعي منظم كه كمترين گل را خورد، يك خط مياني كه هم پديدة بازي سازي ليگ را در خود داشت (مجتبي جباري) و هم پديدة بازي خراب كني ليگ را (حسين كاظمي) و خط حمله اي كه موفق ترين زوج خط حملة ايران را به نمايش گذاشت. عنايتي و اكبرپور جوري با هم هماهنگ بودند كه يك وقت هايي آدم را ياد سال 99 و تيم طلايي منچستر يونايتد مي انداختند. آن جا هم زوج اندي كول- دوايت يورك را هيچ خط دفاعي نمي توانست مهار كند. شكستن ركورد بيشترين گل زده در ليگ و آقاي گل شدن رضا عنايتي را هم البته فراموش نكنيد. گفتم كه، آبي ها امسال كامل بودند.
در مراسم جشن قهرماني استقلال توي استاديوم آزادي، تصويري بود كه من را ياد تمام اتفاقات اين فصل انداخت. تمام آن مسير پرپيچ و خم و دشواري كه تا قهرماني طي شد. استقلالي ها گوشه اي از زمين جمع شدند و به شكرانة قهرماني، دو ركعت نماز خواندند. تصويري كه گفتم، همين است. تيمي يك دست و هماهنگ كه بازيكنانش كنار هم ايستاده اند. نماز مي خوانند و سعي مي كنند اين كار را با هم انجام بدهند. اما دور و برشان را يك گروه سمج و شلوغ و پرسروصدا گرفته كه هي به شان تنه مي زنند و تعادل تيم را به هم مي ريزند. عكاس ها از چپ و راست عكس مي گيرند. سربازها آدم ها را از هم جدا مي كنند. يك عده آدم بي ربط كه معلوم نيست براي چي توي زمين هستند، مي خواهند خودشان را به صف استقلالي ها برسانند، و خلاصه بلبشويي بر پاست. و تيم مي خواهد در چنين شرايطي نماز جماعت بخواند و مي خواند. هر طوري كه هست، نماز تمام مي شود. درست مثل ماجراي ليگ. اگر چه تمام اين مدت براي تيم، حاشيه هاي كوچك و بزرگ ساختند و شلوغ بازي و بلبشو راه انداختند، اما آخرش بچه هاي تيم با وجود تنه خوردن كنار همديگر ماندند و قهرمان شدند.

چهارنفري كه بيشترين سهم را در قهرماني استقلال داشتند
همه سربازان ژنرال
اگر مي خواستيم حق مطلب را ادا كنيم، بايد سراغ هر بيست و دو نفر مي رفتيم. البته بيشتر از بيست و دو نفر هم بودند. از مسعود اقبالي آناليزور گرفته تا بابازاده و مرفاوي كه كمك دست امير قلعه نويي هستند تا اميرحسين صادقي و مهدي رحمتي و نيكبخت و سياوش اكبرپور و بقيه. ولي اين جا، جا براي تنفس همة آن ها نيست. براي همين مي رويم سراغ كساني كه نقش پررنگ تري در قهرماني تيم داشتند. گلر بي اشتباه، مهاجم آقاي گل، هافبك خلاق و سرمربي معترض تيم را انتخاب كرده ايم.
030030.jpg
مجتبي زيدان
براي فهميدن ميزان علاقة سرمربي تيم به او كافي است يك نگاه به شمارة پيراهنش بيندازيد. جباري همان پيراهني را مي پوشد كه قلعه نويي در سال هاي جواني بر تن مي كرد. البته اين تنها شباهت بين اين جباري و آن قلعه نويي نيست. سبك بازي سرمربي و پديده، كم بي شباهت به هم نيست. تك ضرب، ساده، بدون سكته در بازي و هزار فاكتور ديگر كه آن امير داشت و اين مجتبي دارد.
البته جباري با اين كه شانس داشت و زود توي دل امير نشست، ولي بدشانسي هاي زيادي هم آورد. هنوز چند روز از پيوستن او به استقلال نگذشته بود كه يك مصدوميت عجيب، مجتبي را از هشت بازي ابتدايي تيم در ليگ محروم كرد. البته بازگشت او همزمان با دربي تهران شد كه در آن استقلال با تك گل عنايتي بازي را برد. جباري در دربي چندان اميدواركننده نبود. اما در بازي پس از دربي در نوشهر تك گل تيم به شموشك را زد تا همه به پديدة امسال آبي ها ايمان بياورند. پس از آن بود كه جباري روي دور افتاد. طوري كه در عرض دو سه ماه به ستارة استقلال بدل شد.
او پيش از اين هم سابقة بازي در استقلال را دارد. پنج سال قبل جباري در تيم جوانان استقلال بازي مي كرد و حتي به تمرين تيم بزرگسالان هم راه پيدا كرد. داشت كم كم خودش را به ليست 22 نفري تيم مي رساند كه فتح الله زاده مدير وقت استقلال در يك تصميم شاهكار او را به ابومسلم فرستاد. با اين اتفاق او براي سه سال در مشهد ماند و پارسال بازگشت.
سابقة چهار بازي ملي هم دارد. آخرين بار مقابل كاستاريكا بازي كرد و يكي از بهترين بازيكنان زمين شد. اما با وجود اين، هنوز كسي بابت اين كه در جام  جهاني او براي چند ثانيه به زمين برود، اطمينان ندارد. البته تماشاگران استقلال بايد دعا كنند او اصلا در جام  جهاني بازي نكند. قرارداد مجتبي با استقلال تمام شده و اگر در جام جهاني بدرخشد، استقلال براي سال بعد بايد قيد او را بزند.
030018.jpg
خداحافظ امير كوپر
اين اولين بار نبود كه برق شيراز خوشبختي را به امير قلعه نويي تعارف زد. دوازده سال پيش هم وقتي او بازوبند كاپيتاني تيم را روي آستين پيراهن شماره هشت آبي ها مي بست، برق در فينال جام حذفي به پست استقلال خورد تا امير در كسوت كاپيتان استقلال، تك گل تيم را بزند و جام قهرماني را بالاي سر ببرد. اين دفعه ديگر امير به زمين نرفت، اما براي يك سال تمام، كنار زمين بود و با استيل هميشه معترض از خودش يك تصوير تاريخي به جا گذاشت.
تصويري كه پر از دست هاي پشت پرده بود؛ مملو از شك و ظن به كساني كه احتمالا نمي خواستند استقلال قهرمان شود.
او در بين مربيان ليگ برتري، يكي از كم سن و سال ها بود. اما نيمكتي كه او رويش مي نشست، يكي از پرفشارترين نيمكت هاي ايران به حساب مي آمد. وعدة پروژة سه ساله او براي توجيه نايب قهرماني در دو سال گذشته، او را به چاه بزرگ تري انداخت؛ قهرماني . شايد براي همين بود كه در روزهاي آخر ليگ، دوستان نزديك با دسته گل و شيريني به ملاقاتش در بيمارستان مي رفتند. روي تخت، گل و شيريني ها را كه مي ديد، مي گفت: بگذاريد براي بعد از قهرماني.
ولي پس از قهرماني هم وقتي با دسته گل براي تبريك سراغش رفتند، باز گفت: از ما كه گذشت. بگذاريد براي بعدي ها. با اين كه هنوز چند ماه تا 44 سالگي فاصله دارد، به فكر خداحافظي افتاد. غافل از اين كه مورينيو با همين سن و سال، بهترين مربي دنياست و فيفا سن طلايي مربيگري فوتبال را 43 تا 48 سالگي تخمين زده. حالا اميرخان در آغاز اين دورة طلايي، هوس رفتن به سرش زده. البته عده اي اين حركت قلعه نويي را بازارگرمي براي دلبري از تماشاگران آبي تعبير مي  كنند. كاري كه پروين در روزهاي آخر همراهي با پرسپوليس به آن متوسل شده بود. اما او كه در سه سال مربيگري با استقلال به طور مداوم تيم را در كورس قهرماني نگه داشته، چه احتياجي به اين كار دارد؟ به هر حال، او ديگر به مربيگري در سبك لوركوزن و شباهت به هكتور كوپر در نايب قهرمان كردن تيم هاي مختلف متهم نمي شود. او با اين القاب خداحافظي كرد. امير حالا قهرمان آبي هاست.
029967.jpg
صد در صد گلزن
هر ركوردي را كه تصور كنيد، در مسابقات امسال زد. با بيست و يك گلي كه زد، بالاترين آمار گلزني در ليگ ايران را به ثبت رساند. پيش از او فرشاد پيوس با بيست گل در يك فصل ركورددار بود. پارسال عنايتي با بيست گلي كه زد، با او شانه به شانه شد  و امسال آن را رد كرد.
البته او با اين بيست و يك گل، يك ركورد ديگر را هم زد. بالاترين آمار گلزني در تاريخ مسابقات ليگ هم به او رسيد. او در پنج سالي كه در ليگ بازي كرده، هشتاد گل زده. در دو سال ابتدايي، او با پيراهن ابومسلم بازي مي كرد. سال اول با هفت گل كه در بازي آخر مقابل استقلال رشت زد، تعداد گل هاي خودش را به 17 رساند تا بالاتر از مديرروستاي 11 گل آقاي گل شود. اما سال بعد با يازده گل نتوانست به كفش طلايي فوتبال ايران- كه در آن سال ها وجود نداشت(!)- برسد. در ليگ سال 82 هم موفق نشد آقاي گل شود. باز هم يازده گل زد تا پايين تر از دايي 16 گله و نويدكياي 12 گله، بدترين جايگاه پنج  ساله در بين مهاجمان نصيبش شود. اما در ليگ۸۳ عنايتي جبران كرد. با بيست گلي كه زد، آقاي گل شد. اما دو تا داغ بر دلش ماند. يكي بابت نشكستن ركورد فرشاد پيوس كه بالاترين آمار گلزني در مسابقات يك سال را داشت و ديگري قهرمان نشدن استقلال. اما هر دو داغ، امسال خنك شد!
هم عنايتي ركورد را شكست و هم طلسم قهرمان نشدن استقلال شكسته شد. در شكستن اين طلسم هم عنايتي نقش اول را داشت. او با 21 گل و 7 پاس گل، كاري كرد كه يك پدر در حق كودكش نمي كند. اين را هم بايد اضافه كرد كه عنايتي امسال پشت ضربة پنالتي قرار نگرفت. يعني اگر پنالتي مي زد، اين آمار بالاتر هم مي رفت. با وجود اين، عنايتي در پنج فصل ليگ برتر، هشتاد گل زده. به صورت ميانگين، هر سال شانزده گل. او 32 سال سن دارد و بابت اين بايد تأسف خورد كه چرا چنين گلزني بايد در اين سن و سال كشف شود.

طالب لو:
يا استقلال بايد قهرمان مي شد يا استقلال
030039.jpg
محمود مولايي
در روز قهرماني استقلال، وحيد طالب لو چهره بود. رفلكس هايش با گرفتن يك ضربة پنالتي تكميل شد. درخشش او تا جايي پيش رفت كه تماشاگران فرياد بزنند: دروازه بان ملي همينه... همينه. در آن لحظات اما مهم، قهرماني استقلال بود. اتفاقي كه پس از پنج سال مي افتاد.
بالاخره استقلال در ليگ برتر به قهرماني رسيد.
خيلي خوشحال شديم. فكر مي كنم يك روز به يادماندني بود. خدا هم كمك كرد شرمندة هواداران نشديم. ديديد كه جلوي برق 120 هزار تماشاچي به آزادي آمده بود.
اول فصل هم فكر مي كردي اين تيم قهرمان شود؟
خب، الان مي گويم بله! اما خيلي سخت بود. البته تيم براي قهرماني بسته شده بود. مهم اين بود كه همه، قهرماني را مي خواستند. يعني دومي و سومي هيچ معنايي نداشت.
استقلال در دو فصل قبلي هم قهرماني مي  خواست، ولي در هفته هاي آخر ناكام ماند. استقلال اين فصل چه فرقي با گذشته مي كرد كه به قهرماني رسيد؟
تجربه، خيلي به تيم كمك كرد. تيم ما همان استخوان بندي دو فصل قبلي را داشت. تغييرات زيادي در تيم انجام نشده بود. اين به قهرماني استقلال خيلي كمك كرد.
اگر استقلال قهرمان نمي شد، چه تيمي قهرمان مي شد؟
باز هم استقلال!
پاس چي؟
نه بابا. مطمئن باشيد باز هم ما قهرمان مي شديم. چون حق ما بود و نه تيم ديگري.
نقش تو چقدر تعيين كننده بود؟
من هم مثل بقيه. نه بيشتر از آن ها و نه كمتر.
ولي در اين فصل به غير از نمايش دلپذيرت، سه ضربة پنالتي را هم مهار كردي. كمي غافلگيركننده بود.
روي گرفتن پنالتي ها تمرين كرده بودم. پنالتي گير قهاري نيستم. البته چهار تا پنالتي گرفتم، ولي يكي  اش را داور قبول نكرد. همان بازي جلوي راه آهن. اما گرفتن ضربة پنالتي آقاي دايي چيز ديگري بود.
به غير از سه ضربة پنالتي، چند موقعيت صد در صد را مهار كردي؟ آمارش را داري؟
آمار دقيق كه ندارم. در 17 تا بازي 8 تا گل خوردم. فكر كنم آمار بدي نيست. اما نمي دانم چند تا توپ گرفتم.
در اين هشت سالي كه در استقلال هستي، چند بار قهرماني اين تيم را ديدي؟
دو دفعه.
به تو كدامش بيشتر چسبيد؟
خب معلوم است، اين دومي. چون خودم هم در تيم بزرگسالان بودم و از نزديك قهرماني را حس كردم.
در اين سال ها چقدر حرص اين تيم را خوردي؟
خيلي زياد. از همان بچگي. چون از اولش هم استقلالي بودم.

حسين رفيعي:
سردار طلايي هم گفت حق استقلال بود!
030036.jpg
روز بازي استقلال- برق ورزشگاه بوديد؟ استقلالي هستيد؟
نه، من طرفدار صنايع اراك هستم!
جان؟
مگر صنايع اراك ايدز دارد كه من طرفدارش نباشم؟
حتما اراكي هستيد؟
از كجا فهميدي؟
به هر حال ايراني ها اغلب، يا استقلالي هستند يا پرسپوليسي. حالا در كنار صنايع اراك بايد يكي از اين دو تيم را دوست داشته باشيد.
با همه رفيق ام. هم استقلالي ها، هم پرسپوليسي ها.
ولي بالاخره آبي يا قرمز؟
بي خيال. اگر مردم بفهمند طرف كدام تيم هستم، پدرم را درمي  آورند.
حق استقلال بود قهرمان شود؟
با سردار طلايي هم كه حرف مي زدم، اعتراف كرد حق استقلال بود قهرمان بشود.
امسال چند تا از بازي هاي استقلال را ديديد؟
همه را.
استقلال- شموشك تو نوشهر چند چند شدند؟
فكر كنم يك هيچ استقلال برد.
يادتان مي آيد اولين باري كه استاديوم رفتيد كي بود؟
پرسپوليس با شاهين بود.
آخرين باري كه به عنوان تماشاگر معمولي به استاديوم رفتيد كي بود؟
پرسپوليس و دارايي.
پس ديگر لازم نيست كه بپرسيم طرفدار كدام تيم هستيد؟
تو هم گير دادي.
مي توانيد يازده بازيكن استقلال را نام ببريد؟
ذخيره ها را هم بخواهي مي گويم. من با پيمان نادري و هاشمي زاده هم سلام و عليك دارم. حرف هايي مي زني!

سروش صحت:
شهيد قندي را دوست داشتم!
030045.jpg
فوتبال نگاه مي كنيد؟
اگر خانه باشم و تلويزيون فوتبال پخش كند، حتما مي بينم.
امسال چند تا بازي از استقلال ديديد؟
زياد.
بازي آخر با برق را هم تماشا كرديد؟
نه، سر صحنه بودم. البته ده دقيقة آخر بازي را از راديو سرويس شنيدم و بالاخره چند ثانية آخر جشن قهرماني را از تلويزيون ديدم. خيلي شلوغ بود. دويست سيصد نفر دنبال جام مي دويدند.
پس با اين حساب كاملا فوتبالي هستيد؟
آره. البته نه اين كه فكر كني فقط بازي هاي استقلال را ببينم. وقت كنم، مسابقات پرسپوليس را هم تماشا مي كنم.
پس هم استقلالي هستيد هم پرسپوليسي؟
اتفاقا نه استقلالي هستم نه پرسپوليسي. فوتبالي ام.
امسال چه تيمي را دوست داشتيد؟
شهيد قندي.
يزدي كه نيستيد؟
نه، ولي قندي را دوست داشتم. به خاطر ورزشگاهش، تيمش، لحجة مترجم اش و هزار تا چيز ديگر.
چه بازيكني خوب بازي مي كرد امسال؟
مجتبي جباري. واقعا شاهكار است! قبل از جباري هم محرم نويدكيا اين جوري بازي مي كرد.
خبر داريد از بوخوم برگشته و الان باز در سپاهان بازي مي كند؟
آره ولي يكي از بازي هايش را كه مي ديدم، مثل قبل نبود.
چطور وقت مي كنيد اخبار فوتبال را دنبال كنيد؟
بالاخره دوست دارم. هر روز روزنامه مي خوانم.
البته الان به كارتان هم مربوط است. انگار كنار قاسم خاني ها و ژوله آيتم طنز براي جام جهاني مي نويسيد.
بله. هر روز با مهراب و پيمان و ژوله دربارة فوتبال حرف مي زنيم.
ورزشگاه هم مي رويد؟
اين يكي را ديگر وقت نمي كنم. ولي بچه كه بودم، دايي ام مرا مي برد امجديه، فوتبال نگاه كنم.

تهاجم فرهنگي ايران به جام جهاني
ايران براي آلمان 2006 چه برنامه هايي خواهد داشت؟ با كدام گروه ها  و آثار هنري به استقبال اين جشن خواهد رفت؟ چه برنامه هايي در انتظار ايرانيان خواهد بود؟
030042.jpg
فخر ايران، مرد ميدان ترانه  اي است به شكل كلاسيك كه شعرش را علي معلم دامغاني سروده و خواننده اش كسي نيست مگر امير تاجيك
مجيد رئوفي - مهدي اميرپور
سال 1998 موسيقي منتخب ايران براي جام جهاني فرانسه، يك قطعة سنتورنوازي بود كه به اعتقاد آن ها كه درورزشگاه بودند، شور و هيجان تماشاگران را از بين برد. در فضايي كه موسيقي بايد آدرنالين خون را بالا ببرد، همه ساكت سر جايشان نشسته بودند و براي تمام شدن موسيقي منتخب ايران، لحظه شماري مي كردند. كج سليقگي، آن هم در اين سطح واقعا نوبر بود؛ ورزشگاه فوتبال و قطعة سنتور!

اين روزها سرمربي كروات تيم ملي همچنان مشغول زدن ادوكلن بولگاري و بر تن كردن لباس هاي مارك دار و سر زدن به فدراسيون و استراحت در گلشهر است. اما ستاد فرهنگي- تبليغي جام جهاني از ماه ها پيش فعاليت اش را آغاز كرده است. كنايه آميز اين كه حجت الاسلام عليپور مي گويد: ما هر چقدر هم با سازماندهي عالي در حاشية جام جهاني حاضر باشيم، اگر تيم  ملي نتايج بدي بگيرد، تمام زحمات ما بي نتيجه خواهد ماند.
حالا كمي مته را از روي خشخاش برمي داريم و سعي مي كنيم نيمة تاريك ماه را به حال خود بگذاريم و با رؤياي موفقيت تيم ملي در جام  جهاني، فعاليت هاي حاشيه اي- فرهنگي فدراسيون و شركا را زير ذره بين ببريم. البته تا حدي كه سورپريزهاي فدراسيون را براي ايام جام جهاني، نقش بر آب نكنيم.

آهنگ پردنگ و فنگ
ستاد تبليغي- فرهنگي جام جهاني، آيتم هاي مختلفي را براي حضور پررنگ ايران در حاشية جام جهاني در نظر گرفته. اين ستاد براي حصول به اين موفقيت، با سازمان هاي متفاوتي هم همكاري مي كند و البته از عنايات ويژة رئيس جمهور هم بهره مند شده است.
مهم ترين مسأله اي كه در چند هفتة اخير ميان رسانه ها، مردم و مسؤولان فدراسيون مطرح بوده، بحث آهنگ رسمي ايران در جام جهاني بوده است. آهنگي كه قرار بود در آلبومي كه از سوي فيفا منتشر مي شد، قرار بگيرد. اما نهايتا كميتة مدياي فيفا تصميم گرفت از خير تهية چنين آلبومي بگذرد و به همان آهنگ و ترانة رسمي و آلبوم صداها قناعت كند. اما در داخل، مسابقة دو سرعت براي ساخت آهنگ هاي جام جهاني براي حضور در مهم ترين رويداد دنيا برقرار بود. همه چيز از يك مصاحبه در شبكه  هاي لس آنجلسي آغاز شد و خيلي ها فهميدند كه فيفا قصد دارد چنين آلبومي را منتشر كند. ناگهان نام هاي متفاوتي از خوانندگان ايراني از سنتي هاي درجه يك تا پاپ هاي مدرن و خالتور مطرح شد. همين الان كه شما اين مطلب را مي خوانيد 14 آهنگ از خوانندگان مختلف دربارة حضور ايران در جام جهاني ساخته شده است.
بنيامين، گروه آريان، فرهاد جواهر كلام، عليرضا عصار و امير تاجيك شاخص ترين اين چهره ها هستند. اما آهنگي كه فدراسيون به عنوان آهنگ اصلي اش مي شناسد و قصد دارد در مراسم مختلف در آلمان از آن استفاده كند، نامش هست فخر ايران، مرد ميدان . ترانه  اي به شكل كلاسيك كه توسط يك آهنگساز جوان به نام بهزاد عبدي ساخته شده و شعرش را علي معلم دامغاني سروده است. خواننده اش هم كسي نيست مگر امير تاجيك . بخشي از آهنگ اين ترانه به وسيلة اركستر سمفونيك اوكراين نواخته شده است. يك گروه هم امير تاجيك را در اين ترانه همراهي مي كنند. قرار است از روي اين موسيقي، يك آهنگ با تنظيم متفاوت و سازهاي ايراني هم ساخته شود. اين آهنگ، يك كار حماسي است كه به قول آن ها كه شنيده اند، مي تواند تماشاگران را تهييج كند و آس يك مسابقة فوتبال پرهيجان باشد. اثري كه لابد كاري در حد استاندارد بين المللي است.
البته عليپور مي گويد: ما به تمام كساني كه براي تيم ملي آهنگ ساخته اند، احترام مي گذاريم و از آن ها دعوت مي كنيم تا كارهايشان را به فدراسيون ارائه كنند. چنان كه از آرش و اليگيتور هم دعوت كرديم. يعني در واقع كارشان را شنيديم. شعرشان فارسي است اما ما عناصر لازم را به عنوان موسيقي ايراني در اين آهنگ نديديم. با اين حال از آن ها متشكريم كه براي موفقيت تيم ملي تلاش كردند. ما براي خوانندگان ايراني خارج از كشور هم شانس قائل ايم.
اما شانس قطعي كنسرت ايراني در جام جهاني، امير تاجيك خوانندة مقبول فدراسيون است.
ترانة عصار هم در دو ورسيون 8 و 12 دقيقه اي ضبط شده كه جنس و نوع آهنگ آن با كار امير تاجيك متفاوت است. تمام آهنگ هايي كه در اختيار فدراسيون قرار گرفته اند، در يك آلبوم و احتمالا اواخر ارديبهشت منتشر خواهد شد تا مردم هم دربارة كارهاي خوانندگان وطني قضاوت كنند.
در اين ميان، ويدئو كليپ امير تاجيك هم آماده شده و به زودي در شبكه هاي داخلي و ماهواره اي پخش خواهد شد تا گوش هواداران تيم ملي به آن آشنا شود. اين كار براي آن است كه آن ها كه قصد دارند هنگام بازي هاي تيم ملي در استاديوم هاي آلمان حاضر شوند، بتوانند براي اولين بار در تاريخ براي تشويق يك تيم ايراني، آهنگي را به صورت جمعي با هم بخوانند.
فدراسيون البته از اساتيد موسيقي اصيل- يا همان سنتي- ايران هم دعوت كرده تا به همراه تيم ملي به آلمان سفر كنند و در جشن هاي فرهنگي ايران براي علاقه مندان برنامه هايي اجرا كنند.
از شجريان، ناظري، افتخاري و سراج دعوت شده كه از اين ميان، افتخاري به اين دعوت پاسخ مثبت داده است. حضور حسام الدين سراج در آلمان نيز قطعي شده است. محمد اصفهاني هم به احتمال بسيار زياد در آلمان حاضر خواهد بود. عليپور مي گويد: تعدادي از خواننده هاي لس آنجلسي هم در خواست كرده  اند در برنامه هاي ما حاضر شوند. اما اين موضوع هنوز كاملا OK نشده است. احتمالش وجود دارد كه آن ها هم در جمع ايراني ها حاضر باشند.
خبرهايي هم منتشر شده مبني بر اين كه گروه طنز شب هاي برره در جشن فرهنگي ملت ها در آلمان نمايندة ايران باشند، اما هنوز اين انتخاب قطعي نشده است.
تيم فوتبال هنرمندان هم طي قراردادي با فدراسيون، مسؤوليت ساخت فيلم 30 دقيقه اي گنجينه فوتبال ايران را پذيرفته اند. آن ها قرار است عظمت تمدن ايران را در بستر فوتبال به نمايش بگذارند؛ حضور فوتباليست هاي تيم ملي در مكان هايي همچون تخت جمشيد در كنار يك آرش كمانگير كه امپراتوري گذشتة ايران را به زمان حال پيوند مي دهد و در نهايت به پيروزي ايران در رسيدن به فن آوري نوين هسته اي منتهي مي شود.

جذب و جذابيت
تمام فعاليت هاي ستاد تبليغي- فرهنگي جام جهاني به فيلم و موسيقي و كليپ محدود نمي شود و اين ستاد به فعاليت هايي در حوزة ICT هم پرداخته است. اين فعاليت به كمك مؤسسه تبيان صورت گرفته كه به وسيلة گروه هاي تخصصي طراحي شده  است. تالار افتخارات فوتبال ايران، وبلاگ هاي شخصي بازيكنان و اطلاعات جغرافيايي در حوزة ايران شناسي دربارة محل تولد بازيكنان تيم ملي به
۳ زبان زندة دنيا، طراحي شده تا تيم  ملي دريچه اي باشد براي معرفي جاذبه هاي گردشگري و مذهبي ايران به تمام دنيا.
نمايشگاه ميراث فرهنگي ايران به كمك سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي كشور هم در آلمان برگزار مي شود كه شامل غرفه هاي متنوع و جالبي خواهد بود تا به توسعة توريسم كشور كمك كند.
به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) نيز 10هزار بستة تبليغاتي براي معرفي اسلام و قرآن در نظر گرفته شده است. بسته هايي شامل كتاب، جزوه و سي دي به 7زبان زندة دنيا كه در اختيار علاقه مندان خارجي قرار خواهد گرفت. 15 هزار بستة تبرك امام رضا(ع) نيز شامل مهر و جانماز و تسبيح از سوي آستان قدس براي شيعيان مقيم اروپا و آلمان فراهم شده است.
ستاد تبليغي- فرهنگي ايران براي جام جهاني همچنين برنامه هاي زيادي براي سازماندهي تماشاگران حاضر در ورزشگاه ها در نظر گرفته است.
آن ها، ليدرهاي معروف ايران از ستار و سهراب بوقي تا ناي ناي مشهدي را دعوت كرده اند تا تحت آموزش هاي اساسي، با ابزار و ادوات و امكانات كافي و برنامة تشويقي مشخص، به تيم ملي كمك كنند.
به هر حال، تجمع چند ده هزار نفري ايرانيان در آلمان، با برنامه هايي كه فدراسيون فوتبال ايران برايشان تدارك ديده است، احتمالا فرصتي براي حضور در بازار ها و... را نخواهند داشت. همه چيز به فوتبال و ايران و ايراني منتهي خواهد شد.

اخبار داغ
ژاوي هافبك اسپانيايي بارسلونا پس از شش ماه مصدوميت، اولين تمرين خود را انجام داد. پزشك بارسلونا خوش بين است كه او به جام جهاني برسد.
ليونل مسي كه در بازي مقابل چلسي آسيب ديد، در آرژانتين به درمان عضلة مصدومش سرگرم است. او قطعا به مسابقات جام جهاني مي رسد.
هر يك از 23 داور حاضر در جام جهاني براي هر قضاوت 40 هزار دلار مي گيرند. كمك داوران و داور ذخيره هم دستمزدي در حد داور وسط مي گيرند.
اگر در مسابقات جام جهاني تماشاگران تيمي عليه بازيكنان تيم ديگر شعار نژادپرستانه بدهند، از تيم آن كشور يك تا سه امتياز كسر مي شود.
پيراهن جديد تيم ملي كه شركت پوما آن را توليد كرده، به نمايش درآمد. اين پيراهن به زودي در نمايندگي هاي پوما در ايران به فروش مي رسد.

حرف هاي داغ
مرتضي تمدن عضو فراكسيون ورزش مجلس: در فاصلة كمتر از دو ماه مانده به
جام جهاني، فدراسيون فقط به اين فكر مي كند كه از هر فرد چقدر پول بگيرد تا او را به
جام جهاني بفرستد.
علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني: آنگولا را مي بريم. به پرتغال و مكزيك هم نمي بازيم.
برايان رابسون سرمربي وست برومويچ: بكام براي كاپيتاني انگليس در جام  جهاني خيلي ضعيف است. جان تري و استيون جرارد گزينه هاي بهتري هستند.
زلاتكو ايوانكوويچ برادر بزرگ تر برانكو ايوانكوويچ: تيم برانكو به مرحلة يك هشتم نهايي جام جهاني صعود مي كند.
علي آبادي: دادكان پس از جام  جهاني ديگر رئيس فدراسيون فوتبال نيست.

تب سنج جام جهاني-4
تفاوت هاي پرش و تپش
امير پوريا
۱ - بالاخره در سالي كه تيم ملي ما براي شركت در جام 2006 آلمان به فرصت و آمادگي احتياج دارد، ليگ برتر فوتبال كشور به شكلي تقريبا مرتب  تر و بهتر از همة دوره هاي ديگر، حدود يك هفته پيش به پايان رسيد و تأخيرها و كش آمدن هاي معمول، پيش نيامد. شايد اين نكتة جالبي باشد كه از زمان حرفه اي شدن ليگ سراسري ايران يعني فصل 80-81، اين اولين باري است كه تيم به جام جهاني مي رسد. اما اگر جاي فيكس لژيونرهاي درجه يكي مثل مهدوي كيا و هاشميان و كريمي (اين دو تاي آخري بعد از رهايي شان از مصدوميت فعلي) را در تيم محفوظ نگه داريم، بقية پست ها قاعدتا بايد با بهترين هاي همين ليگ برتر پر شود. بحث هاي تكنيكي و سليقه اي زياد است. مثلا شايد بعضي از بهترين بازيكنان ليگ، بابت اين كه در تركيب و برنامه هاي تاكتيكي تيم ملي نمي گنجند، به طور طبيعي دعوت نمي شوند. هيچ وقت يادم نمي رود كه امه ژاكه، مربي باهوشي كه فرانسه را به بزرگ ترين افتخارات تاريخ فوتبالش در اروپا و جهان رساند، حتي تا پيش از سال 98 كه اريك كانتوناي كبير با فوتبال خداحافظي كرد، استاد را به تيم ملي دعوت نمي كرد. مي گفت دليلش اين است كه او هر تيمي را به شدت به كارهاي فردي خودش متكي مي  كند. فرانسة امه ژاكه، مي خواست با كارهاي تيمي پيش برود.
اما به گمانم يك انتخاب قطعي در تيم ملي ما و در مهيج ترين بخش آن يعني خط حمله وجود دارد كه نه با بحث هاي تاكتيكي مي شود كنارش گذاشت و نه با هر نوع گرايش سليقه اي: رضا عنايتي، آقاي گل سه دورة متوالي ليگ حرفه اي كه اتفاقا بسيار تاكتيك پذير است و واقعا از شوت پشت هجده قدم و ضربة آزاد و پنالتي تا هد و دريبل كردن دفاع و كورس هاي سريع و طولاني، مي تواند در هر نوع حمله اي مشاركت كند و هر نوع گلي بزند. او، هم با اغلب گلزن هاي فرصت طلب تاريخ فوتبال ما مثل صفر ايرانپاك، برادران مظلومي و فرشاد پيوس قابل قياس است و هم ظرفيت هاي يك فوروارد اهل پاس دادن در مواقع لازم را دارد.
قهرماني استقلال با تكية خيلي اساسي بر بيست گلي كه عنايتي زد، براي مني كه 28 سال است در هر شرايطي پرسپوليسي ام، البته خوشايند نيست. ولي اين دليل نمي شود كه بتوانم اهميت حضور عنايتي در تيم ملي را انكار كنم. ممكن است همة ما، فورواردهاي ديگري را بيشتر دوست داشته باشيم. (هر چه باشد، عنايتي همان كسي است كه وقتي از مرتضي يا مجتبي كرماني مقام يا مقدم، بازيكن سابق پرسپوليس پرسيدند به نظرش خوش قيافه ترين بازيكنان فوتبال ايران كدام ها هستند، به شوخي گفت: من و رضا عنايتي !) اما مطمئن باشيد حضور حتي نود دقيقه اي عنايتي در خط حملة تيم ايران، در نهايت بيشتر از خيلي بازيكنان كهنسال به سودمان خواهد بود. اگر و فقط اگر جرأت جايگزين كردن او را داشته باشند!
۲ - مصاحبه هاي رسمي در منابع مختلف، نشان مي دهد كه ظاهرا ادعاهاي مجريان شبكة ماهواره اي لس آنجلسي ِ تپش صحت داشته و اين تلويزيون با راه اندازي شبكة ديگري به اسم T3 كه قرار است بيشتر ورزشي و موسيقي اي! باشد (كدامشان موسيقي اي نيستند؟ پخش هزاربارة كليپ هاي ضعيف و متوسط كه خوراك همه شان است)، مي خواهد تمام بازي هاي جام جهاني امسال آلمان را پخش كند. مجري  هاي مذكور كه البته مي دانيد، همان مديران شبكة مزبور هستند و انگار اساسا به عشق مجريگري و جلوي دوربين آمدن، تلويزيون فارسي زبان راه انداخته اند، گفته بودند كه امتياز پخش مسابقات جام 2006 را خريداري كرده اند. ولي در راستاي اين كه هر چند وقت يك بار، در اين شبكه يا همتايانش ادعاهاي چشم گردكُن و بچه گول زن ِ رسانه اي يا سياسي يا مثلا مربوط به آوردن فلان سوپراستار هاليوودي به استوديوي شبكه و غيره به گوش مي رسد يا به چشم مي خورد و بعدا خالي بندي از آب درمي آيد و در دل جريان بيننده هاي گذري و غيرثابت و بدون تمركز شبكه، كسي هم مچشان را نمي گيرد كه اين چه ادعايي بود، فكر مي كرديم اين يكي هم بعيد است واقعي باشد.
اما مصاحبه با آقايي به اسم مهران ملك آرا (به ضم ميم و سكون لام!) كه در سايت هاي مختلف نقل شده، قضيه را كمي جدي تر جلوه مي دهد. ايشان كه مديريت برنامه هاي پخش مسابقات جام از شبكة تپش را به عهده دارد، باز به سبك بقية مديران دور و برش از همين حالا اعلام كرده كه مجري پخش اين برنامه ها هم در تمام روزهاي جام، خودش خواهد بود. او دربارة نوع پوشش بازي ها هم گفته كه مي خواهند چهار گزارشگر را به آلمان بفرستند. اين به هرحال فعاليت بي سابقه اي است و بايد ديد كيفيت كار اين گروه چطور خواهد بود.
ولي سواي بحث ارزيابي كيفي، ما اصولا حوصلة آدم ها و صداهاي ناشناخته و تلفظ هاي غليظ و ادايي آدم هاي مدعي من خيلي خارجي هستم را نداريم و جلوه هاي متنوعي از همة اين ها را از صالح نيا و بهروان تا شفيع و كوتي و عزيزان ديگري در دهه شصت تا پيش از ورود و رونق كار عادل فردوسي پور و مزدك ميرزايي، به قدر كافي كشيده ايم. براي همين قطعا شبكه 3 خودمان را ترجيح خواهيم داد. اين البته يك نكتة مهم و هشداردهنده اي هم دارد: به اين شرط كه پرش هاي اعصاب خط خطي كن پخش بازي ها از تلويزيون خودمان، باز تكرار نشود و به حدي نرسد كه يكهو وسط بازي افتتاحية آلمان و كاستاريكا، وقتي توپ به كرنر مي رود و دوربين استيدي كم كنار كنج زمين، چشمش ناخواسته به تماشاچي هايي از هر دو جنس مي افتد، يكهو ناظران پخش به غش و سكته بيفتند و تصوير بپرد وسط مثلا بازي بارسلونا و آ.ث. ميلان ليگ قهرمانان اروپا (كه حتما هفتة پيش ديده ايد) و سر و كلة رونالدينيوي برزيلي و شوچنكوي اوكرايني با لباس هاي باشگاهي، لا به لاي تصاوير تيم هاي ملي آلمان و كاستاريكا پيدا شود!

فهرست
دانشگاه آزاد،بزرگ ترين مجتمع آموزشي جهان است
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
بگوري در مجلس
به نام پدر، به كام پسر!
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
سانسور مي كنيم، چون مجبوريم
كره، آخر دنياست!
ورزشي
ورزشگاه؟ تشريف بياوريد!
خوش تيپ ها به خط
رويدادهفته
آبي تر از هرآبي
در تهران اتفاق افتاد
همه سربازان ژنرال
يا استقلال بايد قهرمان مي شد يا استقلال
سردار طلايي هم گفت حق استقلال بود!
شهيد قندي را دوست داشتم!
تهاجم فرهنگي ايران به جام جهاني
اخبار داغ
حرف هاي داغ
تفاوت هاي پرش و تپش
اجتماعي
دل انسان پري است كه در بيابان به شاخه درختي آويزان باشد وزش بادها آن را تكان مي دهد و زير و رو مي كند
زندگي
بدرفتاري با بدحجاب ها ممنوع
آمار تصادفي ها: 72 نفر در روز!
رويدادهفته
سينما
عاصي آرام
بازگشت ستاره
روزها
چقدر بايد پرداخت؟
يك روز خوب براي هيپي ها، جوان ها و... كارگرها
رويدادها
جهان كوچك
خورشيد سرخ و چمن هاي رنگي
پنجه خرس و چنگال عقاب
هنر روز
خاتون هفت قلعه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |