- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۵ - شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - Apr 29, 2006
docharkhe
آواز براي سرزمين مادري ام
عليرضا عصار سرانجام كار ضبط آهنگ جام جهاني اش را به مراحل نهايي رساند او به اين اثر و صعود تيم ملي به دور دوم سخت اميدوار است
029907.jpg
ايمان جليلي
يك استوديوي معروف، در زيرزمين يك ساختمان قديمي، حوالي خيابان فلسطين. اين جا محل ضبط آهنگ جام جهاني است. مبل هاي بنفشي كه تركيب رنگ جالبي با ديوار درست كرده اند، ساكسيفون قديمي كه به ديوار آويزان است، كاريكاتورهايي كه روي ديوار قاب شده، رزهاي قرمز پلاسيده توي گلدان و زيرسيگاري كه پر است از ته سيگارهاي وينستون لايت و ديويدف.
قرارمان ساعت 4 است. عليرضا عصار، با يك پيراهن مشكي، با همان هيبت هميشگي اش پشت ميز استوديو نشسته و روبه رويش شهداد روحاني به همراه مسؤولان استوديو ناهار مي  خورند. كار بايد همين امشب تمام شود. بنابراين بلافاصله بعد از ناهار همه مي روند سر كارشان. ضبط آهنگ تمام شده و حالا آخرين مراحل تنظيمش را پشت سر مي گذارد. روحاني در اتاق فرمان، مدام آهنگ را عقب و جلو مي كند: ايران من ايران من جانم فدايت / كل زمين و آسمان ها خاك پايت و اين ريتم، مدام تكرار مي شود. كم كم سر و كلة شاهكار بينش پژوه شاعر ترانه هم پيدا مي شود. به اين ترتيب آخرين تغييرات لازم روي شعر هم انجام مي شود. آدم ها مدام مي روند توي اتاق فرمان و مي آيند بيرون. عصار يك تكة كار را دوباره مي خواند. روحاني هنوز راضي نشده. در فاصلة رفت و آمدهاي توي استوديو فرصت مي شود كه با عصار، مفصل صحبت كنيم. دربارة آهنگ، ايران، جام جهاني و خيلي چيزهاي ديگر. گفت وگويي كه در اين شماره مي خوانيد. يك گفت وگوي ديگر با شهداد روحاني هم داريم كه مي گذاريمش براي شمارة بعد.

سفارش آهنگ جام جهاني را چه كسي به تو داد؟
ببينيد، بخش فرهنگي ايران خودرو بر اساس قراردادي كه با فدراسيون فوتبال بسته، تا سال 2008 اسپانسر فرهنگي تيم ملي خواهد بود. بعد كه صحبت ترانة جام جهاني شد، دوستان ما در ايران خودرو با من تماس گرفتند و سفارش كار را دادند. من هم قبل از عيد قرارداد بستم و قرار شد كار را انجام بدهم. حالا ديگر يك سري اتفاقات حاشيه اي بعد از اين جريان بين خودشان افتاد كه من خيلي در جريانش نيستم، چون ارتباط مستقيم با من ندارد.
يعني فدراسيون به طور مستقيم تماس نگرفت؟
نه! من با اين ذهنيت قرارداد را بستم كه فدراسيون و ايران خودرو با هم هماهنگ هستند. حتي فدراسيون در جريان تمام صحبت هايي كه شد، بود. حالا اين كه بعدا چه اتفاقي آن جا افتاد و چه بحث هايي پيش آمد، من نمي دانم.
پس با اين حساب، آهنگ را تحويل ايران خودرو مي دهي؟
من اصلا قراردادم با ايران خودرو است. مي دهم به خود آن ها و آن ها مي دهند به فدراسيون.
آهنگ قرار است چطور پخش شود؟
دو سه تا صحبت بود. يك بحث در مورد پخش تصويري كار است، كه قرار شده ما با توجه به ذهنيت خودمان يك كليپ برايش بسازيم و قطعا اين كليپ را مي دهند به صدا و سيما براي پخش. اما بحث ماركتينگ و اين كه اصلا فروشي در كار هست يا نه، چيزي است كه فكر مي كنم بعدا بايد خودشان درباره اش به توافق برسند.
يعني تو كاري به پخش آهنگ نداري؟
نه. ممكن است نظارت كيفي داشته باشم، ولي ارتباط مستقيم به من ندارد.
حتما مي داني كه نام چند نفر ديگر هم براي خواندن ترانة جام جهاني مطرح شده. به نظرت وجود اين همه آدم براي خواندن ترانه اي با يك موضوع واحد، اتفاق خوبي است؟
اصلا خوب نيست.
مشكل كجاست؟
مشكل مشخص است كه كجاست ديگر.
خب، تو بگو كجاست.
من طرف قرارداد هستم، يعني مشكل از ماها نيست. مشكل از طرف اول قرارداد است. فكر مي كنم اين جا يك عدم هماهنگي به وجود آمده و من مطمئن ام كه اين مشكل از طرف دوستان ما در ايران خودرو نيست.
با اين حساب، مشكلات زير سر فدراسيون است ديگر.
من فكر كنم اشكال از بخش فرهنگي فدراسيون فوتبال باشد.
تو اين بحث تعدد خواننده ها را همان موقع بستن قرارداد مي دانستي؟
اصلا صحبت سر همين بود. من بعد از اين كه اين بحث پيش آمد، بارها از طريق مدير برنامه  هايم دربارة اين موضوع صحبت كردم و گفتم كه اين كار اصلا درست چيده نشده. چون به من پيشنهاد شده كه آقا آهنگ جام جهاني را شما بخوان، من كاري به ابعاد مالي و تبليغاتي اش ندارم. من بر اساس اين كه قرار است خودم آهنگ جام جهاني را بخوانم، قبول كردم. يعني اگر روز اول مي گفتند كه 5 نفر قرار است اين كار را بكنند، خب من قبول نمي كردم. اين معني اش اين نيست كه من ناراحت ام يا بدم مي آيد كه كس ديگري هم بخواند. من هر بار كه مصاحبه كردم، گفتم كه اين موضوع ملي است و چه در داخل و چه در خارج، هر كس كه ايران را دوست دارد مي  تواند اين آهنگ را بخواند. منتها اين كه همة اين كارها جنبة رسمي پيدا بكند، تمركز را به هم مي ريزد و اين خوب نيست.
029910.jpg
من تشخيص دادم كه خوب نيست مستقيما دربارة فوتبال بخوانم مثل اين مي ماند كه شما براي جام جهاني كشتي ترانه بخوانيد و از فنون كشتي حرف بزنيد
زمان بستن قرارداد، بعد از وقتي بود كه آرش سفارش ساخت آهنگ جام جهاني را گرفته بود؟
ايشان از كسي سفارش نگرفته بود، خودش مستقيما اين كار را كرد.
يعني همين جوري؟ بدون هيچ سفارشي از طرف كسي؟
خيلي ها دارند اين كار را مي كنند. من تا الان 12 تا ترانه را خبر دارم كه در داخل ساخته شده و داده اند به فدراسيون. خارج هم به غير از آرش، دو سه نفر ديگر در لس آنجلس در حال ضبط هستند.
من فكر مي كنم فدراسيون بعد از اين كه فهميد در خارج چنين آهنگي قرار است ساخته شود، تصميم گرفت يك كار مشابه در ايران انجام بدهد.
نه. من فكر مي كنم كه از قبل قرار بود اين كار انجام شود. حالا شايد بعدا جدي تر شده باشد.
يعني تو مي گويي ايده از اول در ايران وجود داشته؟
قطعا بوده. حالا اگر هم مرجعي مثل فدراسيون فوتبال به آن فكر نكرده، هنرمندهاي داخل ايران حتما به اين فكر كرده بودند كه راجع به تيم ملي شان بخوانند. فكر مي كنم بعد از اين كه اين مسائل پيش آمد، به مطبوعات كشيده شد و ابعاد مطبوعاتي به خودش گرفت.
برويم سراغ محتواي آهنگ. در موردش صحبت كن.
همان روز اولي كه به من پيشنهاد شد كه اين كار را بكنم، گفتم كه من ترانه اي كه ارتباط مستقيم با فوتبال داشته باشد يا از كلماتي كه راجع به فوتبال است استفاده كند، نمي  خوانم. بحث ما هم از همان اول اين بود كه سعي كنيم ترانه اي اجرا كنيم كه يك ترانة حماسي باشد. ترانه اي با محتواي روحية ايراني و جامعة ايران. يعني يك كار حماسي ـ ملي كه در آن ريشه ها و رگه هاي پهلواني و مروت و فاكتورهاي اين تيپي به كار رفته باشد. همين كار را هم كرديم.
ببين، ما يك سابقة بد توي ساخت آهنگ هاي اين تيپي داريم. يعني هر وقت خواستيم آهنگ براي موقعيت هاي اين طوري بسازيم، رفته ايم توي مد پهلواني. حتي كليپ هايي كه براي اين آهنگ ها ساخته شده هم ربطي به اصل جريان ندارد. البته نمي دانم با نظر من موافقي يا نه، ولي به هر حال، حال و هواي جام جهاني، يك حال و هواي شاد است. اين آهنگ هم كه با عنوان جام جهاني كار شده، بايد يك جورهايي همين شور و حال را داشته باشد.
به نظر من دو جور مي شود به جريان نگاه كرد. من يك ترانه اي خوانده ام به اسم عشق الهي . عملا هيچ ارتباطي به ورزش و پهلواني ندارد. يك ترانة كاملا عرفاني است. اما بعدا در گذر ايام آمدند و رويش يك كليپ ورزشي با تصاوير فوتبال و كشتي و وزنه برداري گذاشتند. من خودم كه نگاه مي  كردم، ديدم چقدر هماهنگ شده. با اين كه مضمون اصلا ورزشي نبود، ولي خودم خيلي خوشم آمد. حالا من نمي دانم توي بقية كشورها چه كار مي كنند. مثلا آيا در ترانه  هايشان لزوما از كلماتي در مورد فوتبال استفاده مي كنند يا نه. معروف ترين آهنگي هم كه در اين زمينه شنيده ام، آهنگ ريكي مارتين است كه آن هم ترجمه اش را ندارم. ولي فكر مي كنم اگر شما يك موضوع مشخص داشته باشيد، لزوما نبايد دربار ة خود موضوع بخوانيد تا معني بدهد. مي توانيد از پيرامونش رد شويد و در عين حال، معني هم داشته باشد.
مي داني؟ ما چند تا آهنگ پهلواني داريم كه وقتي رضازاده قهرمان مي شود، آن را پخش مي كنيم. تيم ملي هم كه صعود مي كند به جام  جهاني، باز همان آهنگ ها را استفاده مي كنيم. حرف من اين است كه هيچ وقت يك كار تازه اي در اين زمينه نمي شود.
حالا تو به عنوان يك جوان، توقع و تصورت اين است كه اين آهنگ بايد چه جوري باشد؟
من مي گويم حداقل يك كمي فرق كند.
نه، مسأله اين است كه به چه سمتي فرق كند؟ يعني حالا كه ترانه راجع به جام جهاني است، الزاما بايد پر باشد از لفظ فوتبال و گل و پاس و اين ها؟
نمي  گويم الزاما اين جوري باشد. ولي يكي  اش اين است. يكي ديگرش مي تواند يك ريتم تند و شاد باشد.
الان تو داري راجع به دو تا موضوع مختلف حرف مي زني. من فقط دارم در مورد شعر بحث مي كنم. چون همه جوري مي شود با موسيقي برخورد كرد. من همان روز اول هم در مورد موسيقي كار حرف نزدم. دربار ة شعرش گفتم. وقتي قرار است كار راجع به ورزش باشد، مسلما موسيقي اش يك مشخصه هايي خواهد داشت كه نبايد بي ربط به ورزش و در عين حال بي ربط به فرهنگ ايراني باشد.
يعني چه؟
يعني شما اگر بخواهيد يك آهنگ ورزشي و پرتحرك در برزيل بسازيد، اين آهنگ يك جنسي دارد كه در ايران نمي توانيد آن را كار كنيد. ممكن است بلد باشيد، ولي بايد يك جوري باشد كه به فرهنگ عمومي ما هم بخورد. به هر حال، من كاري به نظر يك تعداد كم ندارم، دارم راجع به اكثريت حرف مي زنم. بعدش هم اين ها تفكرات من است كه الزاما هم نبايد درست باشد. من اين جوري فكر مي  كنم.
من هم دقيقا نظر خودت را مي خواهم.
خب حالا نظر من اين است. به نظرم سواي مسألة موسيقي و ريتمي كه ما انتخاب كرديم، درست نبود كه شعر كار دربارة فوتبال باشد. قطعا توي آن 12 تا كاري كه به فدراسيون داده شده، كارهايي هست كه در آن ها اشارة مستقيم به بحث فوتبال باشد. من تشخيص دادم كه براي خودم خوب نيست كه شعر آن طوري بخوانم. مثل اين مي ماند كه شما بخواهيد براي جام جهاني كشتي يك شعر بخوانيد. آن وقت بايد از فنون كشتي توي شعرتان استفاده كنيد تا معني بدهد؟
تمام آهنگ هايي كه من در مورد جام  جهاني شنيده ام، يك ريتم كاملا شاد دارد. شاد به معناي هيجان انگيز. موسيقي هاي به قول تو پهلواني ما يك سبكي دارد و موسيقي هايي كه براي جام جهاني ساخته شده، يك سبك ديگر. من كارتان را كامل نشنيدم، ولي حدس مي زنم كه توي مايه هاي همان كارهاي پهلواني باشد كه تا حالا شنيده ايم.
نه! سعي كرده ايم فضا را نزديك كنيم به آن چيزي كه تو داري مي گويي. يعني استفاده از فاكتورهاي پهلواني در فضا و بافتي كه به ريتم هاي امروزي نزديك  تر است. گاهي وقت ها شما مي توانيد از دف توي دو تا ترانه استفاده كنيد. توي پس زمينة يكي، سه تار و عود و ني بگذاري و توي ديگري درام و گيتار باس و گيتار برقي. ريتم هم يكي باشد، يعني در هر دو تا ترانه يك چيز بزنيد. اما حسي كه به شنونده منتقل مي شود، با سه تار يك حس است، با گيتار برقي يك حس ديگر. حالا ما سعي كرديم كه يك چيزي مابين همة اين ها پيدا كنيم. كاري كه همة اين المان ها در آن باشد و در عين حال، شبيه كارهاي قبلي كه به قول تو در مورد اين موضوعات بوده و همه مان هم شنيده ايم، نباشد.
خب، گفتي قبل از عيد قرارداد بستي. كار عملا از كي شروع شد؟
بعد از عيد.
شهداد روحاني ايران بود؟
نه. من جاي ديگري ايشان را ديدم و قرار ساخت آهنگ را گذاشتم.
كار از شروع تا پايان چقدر طول كشيد؟
هر كار يك مقدماتي دارد كه مربوط به آهنگسازي و شعر و اين چيزها است. يك قسمت هم زماني است كه اين مقدمات تمام شده و مي خواهيد وارد پروسة تنظيم بشويد. كه اين قسمت بعد از عيد انجام شد. ولي من فكر كردن در مورد چهارچوب اصلي كار را همان دو سه روز بعد از قرارداد شروع كردم.
آلبوم جديدت بعد از جام جهاني مي آيد، نه؟
بله.
اين آهنگ تويش هست؟
بعيد مي دانم. چون آن آلبوم، اصلا يك ساختار ديگري دارد.
توي اجراي زنده چي؟ از اين آهنگ استفاده مي كني؟
به احتمال خيلي زياد بله.
كي؟
اولين باري كه بروم روي سن.
دقيقا همين را مي  خواستم بدانم.
اول بايد آلبومم را جمع و جور كنم. چون ممكن است ضبطش يك مقدار طول بكشد. ولي قطعا بعد از جام  جهاني خواهد بود.
راجع به مشكلات اجراي كنسرت هم بپرسم؟ چون از خيلي وقت پيش شنيده بودم كه دنبال مجوز اجرا هستي.
نه، نه! مجوز اجرا مشكلي نداشت. آن را به من مي دادند. ما الان مشكل سالن داريم.
خب اين كه چيز جديدي نيست!
خب وقتي به شما سالن ندهند، مي شود مشكل جديد. جديد نبود چون بعد از كلي جر و بحث بالاخره سالن را مي دادند. امسال ديگر ندادند. در نتيجه اين شد يك مشكل جديد و ما نتوانستيم كنسرت بگذاريم.
اين مشكل حل شدني است؟
اميدوارم. قاعدتا با هيچ منطقي نبايد حل نشدني باشد.
اما تا حالا كه نشده.
من چيزي بيشتر از شما نمي دانم. من هم اميدوارم كه حل شود.
آخر چه اتفاقي افتاده كه سالن نمي دهند؟
من عملا يك توان فيزيكي مشخصي دارم. مثلا مي گويم بيشتر از 30 بار در 15 شب نمي توانم بروم روي سن؛ اصلا عملي نيست. در يك همچين شرايطي كه تازه من بپذيرم 30 بار اجرا داشته باشم، يعني شبي 2 بار، تازه ما به يك سالن دوهزار نفره احتياج داريم. حالا چند تا سالن دو هزار نفره داريم كه مناسب اجرا باشد؟ هم موقعيت اش، هم شرايط دكورش و هم خيلي چيزهاي ديگر؟ اين ها را كه كنار هم مي چيني، يكي يكي گزينه ها مي روند بيرون و فقط سالن ميلاد مي ماند. در نتيجه وقتي سالن ميلاد را ندهند، عملا نمي توانم كنسرت بگذارم. مگر اين كه فصل كنسرتم را عوض كنم. و مثلا بگذارم تابستان كه در فضاي باز باشد. ولي آن هم مشكلات خودش را دارد. حالا اميدوارم امسال بتوانم يك كنسرت بدهم.
029913.jpg
اين موضوع ملي است و چه در داخل و چه در خارج، هر كس كه ايران را دوست دارد مي  تواند اين آهنگ را بخواند
هميشه حول و حوش آبان، اوج كنسرت ها بود. ولي امسال هيچ خبري نبود. نه از تو، نه از بقيه.
من بقيه را واقعا نمي دانم. من مشكل مجوز نداشتم، مشكلم سالن بود.
براي آلبومت چي؟ آن هم مشكل مجوز نداشت؟
باز هم من مشكلي نداشتم. آخر عملا وقتي آدم كارهايي را كه بيرون هست مي شنود، به نظر نمي رسد كه مشكلي وجود داشته باشد. ممكن است حالا رفت و آمدش بيشتر از حد معقول باشد.
خب برگرديم سر فوتبال. اهل فوتبال هستي؟
خيلي زياد.
به نظرت توي جام جهاني چه كار مي كنيم؟
نمي دانم. شايد تحت شرايط خاصي بتوانيم از دور اول بياييم بالا.
اصلا اميدوار هستي؟
آخر نمي شود اين طوري فكر كرد. يك بخش رئال موضوع است، يك بخش ايده آل موضوع.
الان بحث رئال است.
خب... هم مكزيك خيلي قوي است، هم پرتغال. حالا آنگولا را ممكن است بشود يك كاري كرد. يعني بردن آن ها به نظر عملي تر مي آيد. شايد شرايط يك جوري بشود كه دو بازي اولمان را حداقل مساوي كنيم، بعدش آنگولا را ببريم و برويم بالا. همين كه بياييم بالا، حداقل حسنش اين است كه يك بازي با آرژانتين يا هلند هم مي كنيم. ديدنش جالب است.
توي آن بازي كه اوضاع خراب مي  شود.
بايد واقع بين بود. ممكن است آرزوي همه  مان اين باشد كه آرژانتين را ببريم. اما وقتي تو سؤال رئال را از من مي  كني، خب مي گويم آرژانتين ما را مي برد. يعني فاكتورهاي روي كاغذ و عقل مي گويد كه آرژانتين مي برد.
مكزيك هم تيم خفني دارد.
خيلي قوي اند. توي خودشان كه صحبت از رسيدن بين چهار تيم است. توي اين سال ها هم هميشه خوب بودند. احساس قدرت هم مي كنند. تنها حسنش اين است كه ممكن است ما را دست كم بگيرند كه آن هم بعيد است. چون نماينده شان را فرستادند كه بازي ايران را تماشا كند. اميدوارم بشود. توي فوتبال مي شود يك كارهايي كرد.
ما هم كه اصولا غيرقابل پيش بيني هستيم.
آره، همين! اگر ما متولد جاي ديگري بوديم، من رسما به شما مي گفتم فكر نمي كنم بالا بياييم. ولي ايراني ها اين جور نيستند. يكهو مي بيني چهارچوب و قواعد را به هم مي زنند.
فكر رفتن به آلمان را هم كرده اي؟
نه! تمركز آدم به هم مي  خورد. اين جا پاي تلويزيون همة بازي ها را مي  تواني ببيني.
پس جو ورزشگاه و ايراني بازي و اين چيزها چه مي شود؟
حس و حال ورزشگاه قطعا خوب است. ولي كليت جام جهاني را اين جا بهتر مي شود دنبال كرد.
آهنگت كي قرار است پخش شود؟
نمي دانم. قطعا در نيمة دوم ارديبهشت خواهد بود. شايد حدود 20 روز قبل از جام  جهاني.
راستي ترانة جام جهاني كليپ هم دارد؟
بله. خيلي دارم به اش فكر مي كنم. براي محتوايش ايده  هايي دارم.
مثلا؟
نمي توانم بگويم.
معلوم است كه براي ساخت كليپ با چه كسي قرار است كار كني؟
نه.
شخص خاصي را هم ترجيح نمي  دهي؟
آخر اين براي اولين بار است كه من روي آهنگم كليپ مي گذارم. اين جوري نيست كه 10 تا گزينه داشته باشم و از تويش انتخاب كنم. اين هم بايد مثل بقية كارهايي كه مي كنيم، رفاقتي جلو برود. فعلا با يكي از دوستانم به اسم كيوان اسلامي كه قبلا يكي دو تا كار با هم كرديم، حرف زده ام. البته هنوز ايده  هايم را برايش نگفته ام، اما حتما توي كار خواهد بود.
غير از بحث ترانه و آهنگ هاي اين تيپي، ما توي ساخت كليپ هم در اين سال ها مشكل داشته ايم. اين را قبول داري؟
ببين، من الان 7 سال است كه دارم مي خوانم. تعداد ترانه هايي كه خواندم و مردم دوست داشتند هم كم نبوده. اما تا حالا كليپ نداشتم و نساختم. دليلش هم همين  چيزي است كه مي گويي. نمي خواستم كه صرفا يك چيزي باشد. فكر مي كنم كه بايد درست كار شود. حالا هم دارم سعي مي كنم كه چيزي كه درست مي كنم، چيز خوبي از آب دربيايد و متفاوت باشد.
كليپي كه مي سازي كه ديگر بايد مربوط به فوتبال باشد...
قطعا! اصلا درستش اين است. يعني شما مي توانيد از طريق تصوير، اهداف معنايي را القا كنيد. عشق الهي هم همين جوري بود. وقتي مي  گفت: از خويش برستم من، بر سجده نشستم من وقتي آقاي دبير را نشان مي دادند كه سجده مي كند، اين تأثيرش 50 برابر بود. اين در واقع دو تا مسير مختلف است كه در يك جاهايي نقاط مشترك دارد. اين كانال ارتباطي اگر تصويري باشد، فكر مي كنم بهتر است.
از تصوير خودت هم استفاده مي كني؟
شايد استفاده كنم.
راجع به بعد بين المللي كار هم فكر كرده اي؟
خيلي! ترانة من يك بخش دكلمه دارد قبل از اين كه شروع شود...
مثل خيلي از كارهاي ديگرت...
مثل خيلي از كارهاي ديگرم. من معمولا اين كار را مي كنم. خصوصا وقتي موضوع مشخص است. اين كار يك سري برنامه ريزي هايي دارد و ما يك سري پيام ها را بايد برسانيم كه الزاما در ارتباط با ورزش نيست. خصوصا حالا كه حاشيه هاي اطراف هم زياد شده. آن كاريكاتورهاي مجله اشپيگل را ديدي كه تيم ملي را با نارنجك كشيده بود؟ ما وقتي مي بينيم كه يك اتفاق تبليغاتي اين قدر دور از واقعيت دارد مي افتد، بايد كاري بكنيم. به همين دليل مي گويم لازم نيست در مورد توپ و شوت حرف بزنيم. چون اين ها موضوع مهمي نيست. يعني درست است كه جام  جهاني يك اتفاق ورزشي است، ولي ابعادش فراورزشي است. در واقع روي همه چيز كشورها تأثير مي گذارد. حالا ترانة ما يك بخش دكلمه دارد كه من توي اين بخش، يك سري چيزهايي در مورد ملتمان را كه به نظرم درست بوده، آورده ام. دارم فكر مي  كنم كه اين قسمت توي كليپ حتما زيرنويس انگليسي داشته باشد.
براي پخش شدن كار در سطح بين المللي چه كار كرديد؟
هنوز هيچي. من در اين لحظه اصلا نمي دانم كه قرار است چه جوري شود. بايد ترانه را تحويل بدهم، ما يك مرحله برويم جلوتر، بعد مشخص شود كه ابعاد جهاني قضيه اصلا چي هست. من شنيدم كه آن جا قبل از هر بازي قرار است به هر تيم زماني را بدهند كه يك آهنگ را پخش كند.
يك بحث سي دي بود كه منتفي شد.
آن را كه من از اول فقط در حد شايعه شنيدم. اصلا سابقه نداشته كه همچين كاري انجام بشود. يك صحبت ديگري بود كه تيم ها ممكن است يك فرصت پنج تا ده دقيقه اي داشته باشند كه به غير از سرود ملي شان يك چنين آهنگي را هم پخش كنند.
آخر اين هم يك چيز بي سابقه است.
اين هم بي سابقه است، بله! اگر اين جوري باشد، آن موقع بايد حتما براي اول كليپ زيرنويس بگذارم.

دلتان را خوش نكنيد
سيامك رحماني
فوتبال بيش از صد سال است كه بازي مي شود. اما تعداد موسيقي هايي كه برايش ساخته شده و فوق العاده بوده و كاركرد درست و حسابي داشته، چند تاست؟ تقريبا هيچي. هنوز هم پس از مدت ها SHOW MUST GO ON، از كوئين يكي از بهترين كارهايي است كه در ورزشگاه ها مي شود شنيد، كه آن هم ربط چنداني به ورزش و فوتبال ندارد.
هشت سال پيش براي جام جهاني 1998يك كار خوب از ريكي مارتين منتشر شد كه واقعا دنيا را تحت تأثير قرار داد و در تيراژ چند ميليوني به فروش رسيد. اما شايد بهتر باشد آن را يك اتفاق بدانيم. به همان دليل كه چهار سال بعدش يعني براي جام  جهاني ژاپن ـ كره خانم آناستازيا بوم را خواند و با همة تبليغاتي كه شد، چشم كسي را نگرفت. امسال هم اوضاع بهتر از اين نيست. كمتر از دو ماه به جام   جهاني مانده و معلوم است كه موسيقي دنيا براي مسابقات آلمان چيزي در چنته ندارد. در ايران البته سر و صداي زيادي براي ساخت يك موسيقي مختص جام بر سر زبان ها افتاد. ظاهرا كارهايي هم شده، اما نتيجه... نبايد لقمة دندانگيري باشد.
آرش، خوانندة تازه نفس موسيقي پاپ كه كارهايش بازتاب بين المللي هم دارد، كبريت اول را كشيد. ولي كساني كه كار را شنيده اند، مي گويند حتي از ساختة او هم آبي گرم نمي شود. تكليف داخلي ها كه روشن است. اين  جا چند سال است مي خواهيم يك موسيقي حماسي و شورانگيز براي قهرمان هاي ورزشي بسازيم، اما حاصل كار تا امروز بيشتر مضحك بوده تا چيز ديگر. قصه اين است كه براي اين كارها همه توقعات عجيب و غريبي دارند. مي خواهند موسيقي هم ابعاد بين المللي داشته باشد، هم حرف هاي پرمعنا بزنند. هم حماسه داشته باشد، هم كمي اعضا را از كسالت خارج كند، هم ضرب زورخانه داشته باشد و هم ساكسيفون. بالاخره همة اين ها با هم نمي شود. همين هم هست كه تقريبا قريب به اتفاق كارها بي مايه و باسمه اي از كار درمي آيد.
كار دستوري و سفارشي همين است و شايد زياد هم نبايد مته به خشخاش گذاشت. فقط آدم دلش به حال آن چند هزار ايراني حاضر در استاديوم هاي آلمان مي سوزد كه به جاي انرژي گرفتن براي تشويق تيم ملي، ممكن است مجبور شوند چنين موسيقي هاي شگفت انگيزي را براي دقايق طولاني تحمل كنند. و معلوم نيست حالا كه نمي شود، چه اصراري است كه به زور دگنك و اسم و رسم خواننده و ترانه سرا و موسيقي دان، چيزي را توي حلق مردم كنيم كه با آن حال نمي كنند. شايد بهتر بود به نسخه اي با كيفيت از همان قطعة محبوب اي ايران اي مرز پر گهر رضايت مي داديم يا در نهايت به قول يكي از دوستان، قبول مي كرديم كه همين آهنگ سبز و سرخ و سفيد آقاي امين براي تهييج مردم پخش شود كه بار معنايي بدي ندارد و ريتم و ترانه اش هم مطلوب است و مي تواند جاني به طرفداران بدهد.
البته مي توان تا پايان كار منتظر ماند و ديد از زير دست عليرضا عصار و ديگر عزيزان چه بيرون مي آيد، اما زياد هم نبايد انتظار داشت.

يك ترانه حماسي، عارفانه
عصار و بينش پژوه، سال ها است كه با هم كار مي كنند. بيشتر ترانه هاي كارهاي عصار را بينش پژوه گفته است. با اين حال طبيعي است كه براي ساختن ترانه جام جهاني، عليرضا و شاهكار باز هم در كنار هم باشند. در روزهاي آخر ضبط، شاهكار هم به استوديو مي آيد تا به همراه عصار و روحاني، آخرين تغييرات را بر روي شعر آهنگ بدهند. نكته جالبي كه اين وسط وجود دارد اين است كه شاهكار بينش پژوه به فاصلة يكي دو هفته قبل از اين كه سفارش شعر آهنگ جام جهاني را از عصار بگيرد، ترانه اي در همين زمينه براي آرش سروده. ترانه اي كه از لحاظ سبك و محتوا زمين تا آسمان با نمونة داخلي اش فرق مي كند. شاهكار اين تفاوت سبك را به خاطر استايل خاص كارهاي عصار مي داند: در واقع براي اين كار يك سبك انتخاب كرديم. سبكي كه به پهلواني و قهرماني ربط داشته باشد، نه لزوما فوتبال؛ در عين حال شبيه كارهاي هميشگي عصار هم باشد. پس مي شود حدس زد كه آهنگ جام جهاني يك كار حماسي عارفانه است. آقاي شاعر معتقد است كه در چنين كاري، فوتبال خيلي مؤلفة مهمي نيست و عنصر مهم، عرق ملي و پرداختن به اسطوره هاست.

فهرست
دانشگاه آزاد،بزرگ ترين مجتمع آموزشي جهان است
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
بگوري در مجلس
به نام پدر، به كام پسر!
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
سانسور مي كنيم، چون مجبوريم
كره، آخر دنياست!
ورزشي
ورزشگاه؟ تشريف بياوريد!
خوش تيپ ها به خط
رويدادهفته
آبي تر از هرآبي
در تهران اتفاق افتاد
همه سربازان ژنرال
يا استقلال بايد قهرمان مي شد يا استقلال
سردار طلايي هم گفت حق استقلال بود!
شهيد قندي را دوست داشتم!
تهاجم فرهنگي ايران به جام جهاني
اخبار داغ
حرف هاي داغ
تفاوت هاي پرش و تپش
اجتماعي
دل انسان پري است كه در بيابان به شاخه درختي آويزان باشد وزش بادها آن را تكان مي دهد و زير و رو مي كند
زندگي
بدرفتاري با بدحجاب ها ممنوع
آمار تصادفي ها: 72 نفر در روز!
رويدادهفته
سينما
عاصي آرام
بازگشت ستاره
روزها
چقدر بايد پرداخت؟
يك روز خوب براي هيپي ها، جوان ها و... كارگرها
رويدادها
جهان كوچك
خورشيد سرخ و چمن هاي رنگي
پنجه خرس و چنگال عقاب
هنر روز
خاتون هفت قلعه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |