- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۴ - شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - Apr 22, 2006
docharkhe
بدرود پدرخوانده عزيز
مهم تر از پيروزي پرودي در انتخابات ايتاليا، اين شكست برلوسكوني بود كه توجه همه را جلب كرد؛ شكست چهره اي شگفت انگيز
029571.jpg
رقباي برلوسكوني گله مندند كه هيچ كس نمي تواند از شر برنامه هاي تلويزيوني كه براي تبليغ او ساخته شده در امان بماند
سينا عبداللهي
صبح روز سه شنبه 11 آوريل، وزارت كشور ايتاليا اعلام كرد جدال بر سر آخرين كرسي  هاي به جامانده در مجلس سناي كشور به سود رومانو پرودي چپ گرا پايان يافته و سيلويو برلوسكوني نخست وزير در انتخابات شكست خورده است. درست هفت دقيقه پس از اين اعلام، در ساعت 11:28، رئيس بزرگ مافياي سيسيل پس از چهل سال انتظار در صدر ليست جنايتكاران مافيا، در روستاي كورلئونة اين شهر دستگير شد. برلوسكوني كه همواره به دليل روابط مافيايي اش مورد نقد و اتهام قرار داشته، شكست مي خورد، و ناگهان پدرخواندة بزرگ مافياي سيسيل، پس از ده ها سال به دام مي افتد. دوران پدرخوانده ها در ايتاليا رو به پايان مي رود، اما شگفتي هاي اين كشور، تمام ناشدني است.
او ثروتمندترين مرد ايتاليا است و با 12 ميلياردلار سرمايه، بيست و پنجمين نفر در فهرست پولدارترين آدم هاي دنياست. بر سر ميز جنجال و حاشيه و شايعه هم او همواره صدرنشين است. امپراتوري تجاري اش، از رسانه و تبليغات تا ساخت و ساز و خوراكي و بيمه را دربرمي گيرد و بدون هيچ پنهان كاري، دربارة جراحي پلاستيك روي صورتش حرف مي زند. او صاحب يكي از مشهورترين باشگاه هاي فوتبال دنياست و بارها به اتهام فساد و رشوه به دادگاه فراخوانده شده است. سيلويو برلوسكوني پنج سال گذشته را هم در بزرگ ترين اتاق كاخ نخست وزيري ايتاليا گذرانده و دو سه هفتة ديگر به ناچار آن جا را ترك مي  كند تا به كسب و كارش برسد.
شبكه پدرخوانده
آقاي برلوسكوني همه فن  حريف، درست به همين دليل كه ردپايش در تمام شئونات زندگي مردم ايتاليا پيدا مي شود، صداي منتقدان را درآورده و رقباي سياسي اش را خشمگين مي كند. براي نيمي از ايتاليايي ها موفقيت برلوسكوني به عنوان يك غول اقتصادي، شاهدي است بر توانايي هاي او براي ادارة يك كشور. نيمي ديگر از مردم ايتاليا هم ترجيح مي دهند هزارپاي برلوسكوني پاهايش را دست كم از سياست و دولت ايتاليا بيرون بكشد. در انتخابات اخير ايتاليا، پوشش و تبليغات رسانه اي يكي از جنجالي ترين مسائل مورد دعوا بود. برلوسكوني سه كانال بزرگ خصوصي ايتاليا را در اختيار دارد و در شبكه هاي دولتي هم آدم هاي زيادي به كار گرفته است. رقباي او گله مندند كه هيچ ايتاليايي نمي تواند از شر برنامه ها و گزارش هاي تلويزيوني كه در تعريف و تبليغ برلوسكوني ساخته شده و از يكي از همين كانال ها پخش مي شود، در امان بماند. آن ها سيطرة او بر رسانه هاي ايتاليا را فراتر از بخش هاي خبر و گزارش شبكه ها مي دانند و مي گويند كمديني كه آقاي نخست وزير را در برنامه اي مسخره كند، بعيد است ديگر در هيچ برنامه اي ظاهر شود.
در تجارت، او جنجالي تر است و تشكيل پرونده هاي قضايي عليه معاملات اقتصادي اش، كار عادي و روزمره دادگستري ايتاليا محسوب مي شود. با اين حال، او از تمام اين دعواهاي حقوقي جان سالم به در برده و دادستان هاي ايتاليايي حتي در يك مورد هم نتوانستند اتهامي را عليه او به اثبات برسانند. آخرين بار خواستند او را به دليل رشوه دادن به يك وكيل انگليسي براي شهادت دادن به نفع برلوسكوني در دادگاه، محاكمه كنند. اما اين بار هم مثل هميشه جان سالم به در برد. دادگاه ها ي او مثل دادگاه هاي پدرخوانده هاي مافيا تقريبا هيچ وقت به نتيجه نمي رسد. او يك وقت گفته است: هشتاد و پنج درصد مطبوعات ايتاليا در اختيار جناح چپ است و در ميان قاضي ها وضع از اين هم بدتر است. در ايتاليا نوعي سرطان شيوع پيدا كرده كه بايد خيلي زود درمان شود: سياسي شدن قوه قضائيه.
همه فن حريف
سيلويو برلوسكوني در بيشتر مقالات و زندگي نامه  هايي كه برايش نوشته شده، صفت خودساخته را يدك مي كشد. پدرش كارمند بانكي در ميلان بوده و مديريت يك شعبة بانك، بالاترين پستي است كه اواخر دوران كاري اش به آن رسيده است. سيلويوي جوان با زبان بازي همه كاري مي كرد؛ از فروشندگي جاروبرقي و مقالات و جزوه هاي دانشگاهي در دوران تحصيل، تا آوازخواني در كلوپ هاي شبانه و كار كردن روي كشتي. سال 1961 از دانشگاه حقوق فارغ التحصيل شد و كارش را با وام گرفتن از بانك براي راه اندازي اولين شركتش اديلنورد آغاز كرد. برلوسكوني با همين شركت ساختماني، خودش را به عنوان يك بساز بفروش معتبر در ميلان مطرح كرد. اواخر دهه 60 موفق به گرفتن پروژة بزرگي به نام ميلانو 2 شد: ساخت چهار هزار آپارتمان در شهركي در حومة شرقي شهر ميلان.
او تنها به ساخت خانه براي مشتر ي هايش بسنده نكرد و 10 سال بعد، يك كانال تلويزيوني محلي به نام تله ميلانو راه اندازي كرد كه بعدها به بزرگ ترين امپراتوري رسانه اي ايتاليا يعني مدياست تبديل شد. علاوه بر افزودن ايستگاه هاي پخش برنامه هاي تلويزيوني، خريد موندادوري ، بزرگ ترين انتشارات ايتاليا، و روزنامة پرتيراژ ايل جورناله ، كمپاني آقاي برلوسكوني كه حالا فينينوِست نام داشت، 150 شركت ديگر را نيز زير چتر خود جمع كرده بود.
طعم سياست
سال 1993 برلوسكوني حزب سياسي فورتزا ايتاليا (ايتاليا، به پيش) را راه اندازي كرد. او نام حزبش را از تشويق هواداران تيم فوتبال آ.ث.ميلان گرفت؛ تيمي كه خودش صاحب آن بود. انگيزه هاي او براي ورود به عرصة سياست، از داغ ترين بحث هاي آن زمان بود. مخالفان، دليل سياستمدار شدن برلوسكوني را تلاش او براي حمايت و حفاظت از كسب و كار و شركت هاي متعددش مي دانستند. خودش هم به شركاي تجاري گفته بود: اگر وارد سياست نشوم، بايد به خاطر ورشكستگي به زندان بروم. اما هواداران برلوسكوني او را در عرصة سياست مرد تازه نفس مي خوانند كه مي  خواهد با ورود به دولت، بازدهي آن را هم مانند شركت هايش بالا ببرد و دست به اصلاحات فراگير بزند. آن ها مي گفتند او به اندازة كافي پول  دارد و براي پولدار شدن احتياجي به دولت و سياست ندارد. به هر حال، يك سال پس از تشكيل حزب جديد، برلوسكوني نخست وزير ايتاليا شد و به همراه احزاب راست گراي ائتلاف ملي و اتحاد شمال، يك دولت ائتلافي تشكيل داد. اما دولت او مستعجل بود و تنها هفت ماه پس از شروع به كار، به دليل رقابت رهبران سه حزب از يك سو و متهم شدن برلوسكوني در دادگاهي در شهر ميلان به دليل تخلفات مالياتي از سوي ديگر، كابينه اش سقوط كرد. سال 1996 نيز انتخابات را به رومانو پرودي چپ گرا باخت. اما مثل بقية كارهايش، شكست را هم سرمايه كرد و چند سال بعدي را به تحكيم و بهبود وضعيت حزبش گذراند. سال 2001 او باز هم به قدرت بازگشت و با همان احزابي كه هفت سال پيش ائتلاف كرده بود، دولتش را تشكيل داد. با اين تفاوت كه اين بار، پنج سال تمام نخست وزير ماند و توانست ركورد باثبات ترين دولت ايتاليا از زمان جنگ دوم جهاني را از آن خود كند. با اين حال، اتهامات عليه برلوسكوني تمامي نداشت. او بارها به اختلاس، تخلفات مالياتي، دست بردن در اسناد حسابرسي شركت ها و تلاش براي رشوه دادن متهم شده است. برخي از اين اتهامات، رسمي شده و او را به دادگاه كشانده است. از بعضي پرونده ها جان سالم به در برده و بعضي ديگر كه حكم براي او صادر شده را در مرحلة تجديدنظر پشت سر گذاشته است. پرونده هايي هم بوده كه به دليل طولاني شدن زمان دادرسي و به نتيجه نرسيدن دادگاه، مختومه اعلام شده است. قانون مصونيت قضايي نخست وزير و ديگر مقامات بالاي سياسي كه توسط اكثريت ائتلاف راست ها در مجلس تصويب شد، در دادگاه قانون اساسي ايتاليا رد شد؛ با اين حال او تاكنون مصون مانده است.
او در جريان تبليغات انتخاباتي اخيرش خود را مسيح سياست ايتاليا ناميد. با اين كه نيمي از مردم ايتاليا تصميم گرفتند اين مسيح خود خوانده را در روز انتخابات به صليب بكشند، اما او آن قدرها هم تنها نيست؛ كمي كمتر از نيمة ديگر ايتاليا هنوز او را قبول دارند.

فهرست دارايي هاي سيلويو برلوسكوني
029577.jpg
فابيو كاپلو مربي وقت آث ميلان در كنار برلوسكوني
سياست، آخرين جايي است كه ثروتمندترين مرد ايتاليا در آن سرمايه گذاري كرده است. خيلي ها مي گويند اين كار را هم براي بيمه كردن امپراتوري تجاري اش كرده؛ مجموعه اي از شركت هاي رسانه اي، تبليغاتي، ساختمان سازي، كامپيوتري و ورزشي داخل و خارج از ايتاليا. فهرستي از اين دارايي ها:
گروه مدياست (34 درصد): كانال 5 ـ ايتاليا 1 ـ رته كوئترو و چندين شبكة كابلي پولي ـ
۴۰ درصد از سهام تله سينكو، كمپاني اسپانيايي پخش آگهي هاي تجاري و...
ورزش: باشگاه فوتبال آث ميلان ـ باشگاه هاي واليبال و هاكي
كمپاني توليد و پخش فيلم: مدوزا فيلم، بزرگ ترين توليدكنندة فيلم در ايتاليا ـ پنتا، كمپاني پخش فيلم (50 درصد)ـ سينما 5 ، كارگزار سينمايي
موسيقي: مدياست در بخش ضبط و پخش موزيك فعاليت مي كند.
انتشاراتي: موندادوري، بزرگ ترين انتشارات ايتاليا (50 درصد) ـ اسپرلينگ و كوفر ـ فرازينلي ـ آتنا پوزيدونيا ـ الكتا ناپولي ـ روزنامه ايل جورناله ـ ايل فوليو و حدود 50 مجلة ديگر.
مولتي مديا: جامپي، پورتال اينترنتي (مانند ياهو) ـ نيوز مديا
تبليغات: پوبليتاليا 80
شركت هاي ساختماني:
اديلنورد ـ كانتيري ريونيتي ميلانزي
مؤسسات مالي:
مديولانوم (بيمه عمومي) ـ مديولانوم ويتا (بيمه عمر) ـ ليزينگ و سرويس هاي تجاري
خرده فروشي:
بلاك باستر ايتاليا (كراية فيلم هاي ويديويي، 51 درصد) ـ فروشگاه هاي زنجيره اي لاستانداـ سوپرماركت هاي زنجيره اي سوپر مركاتو

انتخابات جنجالي، ايتاليا را نصف كرد
029583.jpg
رومانو پرودي رهبر ائتلاف پيروز در انتخابات ايتاليا
حدود دو هفته پيش، انتخابات پارلماني ايتاليا برگزار شد و ائتلاف چپ ميانه به رهبري رومانو پرودي توانست با اختلاف بسيار اندك، احزاب طرفدار سيلويو برلوسكوني نخست وزير ايتاليا و رهبر ائتلاف راست ميانه را شكست دهد. انتخابات براي تعيين نمايندگان مجلس عوام (مجلس نمايندگان) و مجلس سناي ايتاليا انجام شد. راست ها در انتخابات مجلس نمايندگان، تنها با كمتر از يك دهم درصد آرا (8/49 در برابر 7/49 درصد) شكست خوردند. اما براساس قانون انتخابات كه در زمان رهبري برلوسكوني به تصويب رسيد، هر گروه سياسي كه اكثريت نسبي را با هر اختلافي كسب كند، به صورت خودكار 55 درصد كرسي ها را از آن خود مي كند. به اين ترتيب، چپ ها 348 كرسي و هواداران برلوسكوني، 281 كرسي را به خود اختصاص دادند. يك كرسي هم به مستقل ها رسيد. در سنا نيز 156 كرسي به راست ها و 158 تا به چپ ها رسيد.
با وجود اعلام رسمي پيروزي پرودي، اختلاف اندك آرا و سنگ اندازي هاي برلوسكوني، كار تشكيل دولت در ايتاليا را با دشواري روبه رو خواهد كرد. جنجال و حاشيه سازي كه پيش از انتخابات با دعوا و توهين هاي آشكار دو رقيب همراه بود، پس از اعلام نتايج نيز پايان نيافت. انتظار مي رود ايتاليا ـ همچون آلمان پس از انتخابات- تا هفته ها در بلاتكليفي سياسي بماند. اگر همه چيز به خوبي پيش برود، اكثريت پارلماني پرودي در ماه آينده او را به عنوان نخست وزير انتخاب خواهد كرد.
رومانو پرودي در سال 1939 متولد شده، در رشته اقتصاد و علوم سياسي تحصيل كرده و همين رشته ها را در دانشگاه هاي ايتاليا، آمريكا و انگليس تدريس كرده است.
او كه از سال هاي دهه هشتاد وارد فعاليت هاي سياسي شده، در سال 1978 به عنوان وزير صنايع وارد كابينة وقت ايتاليا شد و تا اوايل دهه 90 سمت هاي مختلفي در كابينه هاي ايتاليا داشت. در سال 95 رهبري ائتلاف چپ ميانه را به دست گرفت و از سال 96 تا 98 (سال خروج حزب كمونيست از ائتلاف چپ) نخست وزير ايتاليا بود. پرودي از سال 99 تا 2004 رئيس كميسيون اروپا نيز بوده است.
علاوه بر مشكلات اقتصادي، همچون ماليات ها و بدهي هاي دولت، مسائلي چون روابط ايتاليا با آمريكا و اتحاديه اروپا هم از بزرگ ترين مسائل پيش روي دولت خواهد بود. برلوسكوني از متحدان بي چون و چراي جورج  بوش و از اولين موافقان جنگ عراق در اروپا به شمار مي رفت. اما اكنون انتظار مي رود دوران طلايي روابط دو كشور به پايان رسيده باشد.

كلمات قصار آقاي برلوسكوني
من مسيح سياستم
029565.jpg
از سيلويو برلوسكوني هم مانند دوست و همفكر سياسي اش جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا نقل قول هاي فراوان و مفرحي به جاي مانده است. گاف ها و حرف هاي جنجال برانگيز او باعث شد مشاورانش اجازه ندهند خبرنگاران در سفرهايش او را همراهي كند. چند نمونه از اين حرف ها:

دربارة خودش:
ـ من مسيح سياست ايتاليا هستم؛ يك قرباني صبور. من با همه كنار مي آيم. من براي ديگران خودم را قرباني كرده ام.
ـ بهترين رهبر سياسي در اروپا و جهان.
ـ هيچ كس در دنيا نمي تواند با من رقابت كند.
ـ علاوه بر عشق به ايتاليا، احساس تعهدي نيز مي كنم: نجات آن از دست چپ ها.
ـ مردي درست درجايي درست.
در گفت وگو با يك روزنامة آلماني: در ايتاليا به خاطر اعتيادم به كار كردن، به چشم يك آلماني به من نگاه مي كنند. اهل ميلان هم هستم، شهري كه همه اهل كارند. كار، كار، كار... مي توانم بگويم تقريبا يك آلماني هستم.
در اجلاس اتحاديه اروپا در بروكسل: بياييد از فوتبال و زن ها حرف بزنيم. (خطاب به گرهارد شرودر، صدراعظم سابق آلمان كه چهار بار ازدواج كرده) گرهارد، چطوره از تو شروع كنيم؟
خطاب به مارتين شولتز، نمايندة آلمان در پارلمان اروپا: كارگرداني را در ايتاليا مي شناسم كه دربارة اردوگاه هاي كار اجباري نازي ها فيلم مي سازد. مي خواهم شما را براي نقش نگهبان در يكي از اين فيلم ها كانديد كنم. براي اين نقش حرف نداريد. در پاسخ به جنجال هاي به وجود آمده پس از اين اظهار نظر: تلاش مي كنم چيزي بگويم اوضاع بهتر شود، ولي در اين صورت تبديل به يك آدم خسته كننده مي شوم، شايد هم خيلي كسالت آور. مطمئن نيستم كه از پس اين كار بربيايم.
دربارة موسوليني: موسوليني هيچ وقت كسي را نكشت. او آن ها را براي گذراندن تعطيلات به جايي در همين ايتاليا تبعيد مي كرد.
دربارة قضاتي كه جوليو آندره  ئوتي ، نخست وزير پيش از او را متهم به ارتباط با مافيا كردند: آن ها از دو جنبه ديوانه اند! اول اين كه از لحاظ سياسي ديوانه اند، بعد هم اين كه در حالت كلي ديوانه اند.
در دادگاه در دفاع از خودش: من فكرمي كردم و هنوز هم فكر مي كنم شهروند برلوسكوني بايد به دليل جلوگيري از سرقت اموال عمومي مورد تشويق قرار بگيرد. انتظار داشتم براي افزودن دو هزار ميليارد ليره به خزانة دولت، مدال طلا بگيرم.
يك جوك دربارة ايدز: يك روز يك نفر كه ايدز داشته، از دكتر مي پرسد اين گِل درماني كه براي او تجويز شده، تأثيري در بهبودش دارد يا نه. دكتر جواب مي دهد. نه، ندارد. ولي باعث مي شود، به وزن خاك  روي بدنت عادت كني.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
و پوپك رفت
برره اي ها در جام  جهاني
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
دو تا مي خوام و كوتاه نمي آم
دفاع چپ، بهتر از اين نمي شه
رويدادهفته
سيد، بهترين رفيق من در ايران!
قلمرو محافظت شده فيفا و شركا
اعداد و ارقام جام  جهاني
اخبار داغ
حرف هاي داغ
ملي گرايي يا خيالبافي؟
تيمي كه باد با خود برد
۲۷۰ دقيقه فرانسوي
اجتماعي
خدا ايمان را آفريد. ايمان گفت: مرا نيرومند كن. خدا ايمان را توانا كرد! با خوشرويي و بخشندگي
زندگي
رقابت سپورهاي آهني
ركورد شكني با كيك زرد!
رويدادهفته
سينما
احمدشاه آن شب خواب نداشت
اعتياد به سبك مهرجويي
اسرار گنج دره يخي
مرد پنجه طلايي
منفِرد، تو فِرد، اونفِرد!
مگر بي  هكولي پكول هم مي شود؟
موسيقي
نان و عشق و موتور هزار
جادوي جعبه جادويي
آريان، بنيامين و كليپ هاي در راه
روزها
قهرمانان من مرده اند
آخرش چي،ساموئل؟
مبارزه كن مبارزه كن! آه چه صبحي!
رويدادها
جهان كوچك
بدرود پدرخوانده عزيز
فهرست دارايي هاي سيلويو برلوسكوني
انتخابات جنجالي، ايتاليا را نصف كرد
من مسيح سياستم
هنر روز
زيباي خفته
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |