|
بدرود پدرخوانده عزيز
مهم تر از پيروزي پرودي در انتخابات ايتاليا، اين شكست برلوسكوني بود كه توجه همه را جلب كرد؛ شكست چهره اي شگفت انگيز
|
|
|
رقباي برلوسكوني گله مندند كه هيچ كس نمي تواند از شر برنامه هاي تلويزيوني كه براي تبليغ او ساخته شده در امان بماند
سينا عبداللهي
صبح روز سه شنبه 11 آوريل، وزارت كشور ايتاليا اعلام كرد جدال بر سر آخرين كرسي هاي به جامانده در مجلس سناي كشور به سود رومانو پرودي چپ گرا پايان يافته و سيلويو برلوسكوني نخست وزير در انتخابات شكست خورده است. درست هفت دقيقه پس از اين اعلام، در ساعت 11:28، رئيس بزرگ مافياي سيسيل پس از چهل سال انتظار در صدر ليست جنايتكاران مافيا، در روستاي كورلئونة اين شهر دستگير شد. برلوسكوني كه همواره به دليل روابط مافيايي اش مورد نقد و اتهام قرار داشته، شكست مي خورد، و ناگهان پدرخواندة بزرگ مافياي سيسيل، پس از ده ها سال به دام مي افتد. دوران پدرخوانده ها در ايتاليا رو به پايان مي رود، اما شگفتي هاي اين كشور، تمام ناشدني است.
او ثروتمندترين مرد ايتاليا است و با 12 ميلياردلار سرمايه، بيست و پنجمين نفر در فهرست پولدارترين آدم هاي دنياست. بر سر ميز جنجال و حاشيه و شايعه هم او همواره صدرنشين است. امپراتوري تجاري اش، از رسانه و تبليغات تا ساخت و ساز و خوراكي و بيمه را دربرمي گيرد و بدون هيچ پنهان كاري، دربارة جراحي پلاستيك روي صورتش حرف مي زند. او صاحب يكي از مشهورترين باشگاه هاي فوتبال دنياست و بارها به اتهام فساد و رشوه به دادگاه فراخوانده شده است. سيلويو برلوسكوني پنج سال گذشته را هم در بزرگ ترين اتاق كاخ نخست وزيري ايتاليا گذرانده و دو سه هفتة ديگر به ناچار آن جا را ترك مي كند تا به كسب و كارش برسد.
شبكه پدرخوانده
آقاي برلوسكوني همه فن حريف، درست به همين دليل كه ردپايش در تمام شئونات زندگي مردم ايتاليا پيدا مي شود، صداي منتقدان را درآورده و رقباي سياسي اش را خشمگين مي كند. براي نيمي از ايتاليايي ها موفقيت برلوسكوني به عنوان يك غول اقتصادي، شاهدي است بر توانايي هاي او براي ادارة يك كشور. نيمي ديگر از مردم ايتاليا هم ترجيح مي دهند هزارپاي برلوسكوني پاهايش را دست كم از سياست و دولت ايتاليا بيرون بكشد. در انتخابات اخير ايتاليا، پوشش و تبليغات رسانه اي يكي از جنجالي ترين مسائل مورد دعوا بود. برلوسكوني سه كانال بزرگ خصوصي ايتاليا را در اختيار دارد و در شبكه هاي دولتي هم آدم هاي زيادي به كار گرفته است. رقباي او گله مندند كه هيچ ايتاليايي نمي تواند از شر برنامه ها و گزارش هاي تلويزيوني كه در تعريف و تبليغ برلوسكوني ساخته شده و از يكي از همين كانال ها پخش مي شود، در امان بماند. آن ها سيطرة او بر رسانه هاي ايتاليا را فراتر از بخش هاي خبر و گزارش شبكه ها مي دانند و مي گويند كمديني كه آقاي نخست وزير را در برنامه اي مسخره كند، بعيد است ديگر در هيچ برنامه اي ظاهر شود.
در تجارت، او جنجالي تر است و تشكيل پرونده هاي قضايي عليه معاملات اقتصادي اش، كار عادي و روزمره دادگستري ايتاليا محسوب مي شود. با اين حال، او از تمام اين دعواهاي حقوقي جان سالم به در برده و دادستان هاي ايتاليايي حتي در يك مورد هم نتوانستند اتهامي را عليه او به اثبات برسانند. آخرين بار خواستند او را به دليل رشوه دادن به يك وكيل انگليسي براي شهادت دادن به نفع برلوسكوني در دادگاه، محاكمه كنند. اما اين بار هم مثل هميشه جان سالم به در برد. دادگاه ها ي او مثل دادگاه هاي پدرخوانده هاي مافيا تقريبا هيچ وقت به نتيجه نمي رسد. او يك وقت گفته است: هشتاد و پنج درصد مطبوعات ايتاليا در اختيار جناح چپ است و در ميان قاضي ها وضع از اين هم بدتر است. در ايتاليا نوعي سرطان شيوع پيدا كرده كه بايد خيلي زود درمان شود: سياسي شدن قوه قضائيه.
همه فن حريف
سيلويو برلوسكوني در بيشتر مقالات و زندگي نامه هايي كه برايش نوشته شده، صفت خودساخته را يدك مي كشد. پدرش كارمند بانكي در ميلان بوده و مديريت يك شعبة بانك، بالاترين پستي است كه اواخر دوران كاري اش به آن رسيده است. سيلويوي جوان با زبان بازي همه كاري مي كرد؛ از فروشندگي جاروبرقي و مقالات و جزوه هاي دانشگاهي در دوران تحصيل، تا آوازخواني در كلوپ هاي شبانه و كار كردن روي كشتي. سال 1961 از دانشگاه حقوق فارغ التحصيل شد و كارش را با وام گرفتن از بانك براي راه اندازي اولين شركتش اديلنورد آغاز كرد. برلوسكوني با همين شركت ساختماني، خودش را به عنوان يك بساز بفروش معتبر در ميلان مطرح كرد. اواخر دهه 60 موفق به گرفتن پروژة بزرگي به نام ميلانو 2 شد: ساخت چهار هزار آپارتمان در شهركي در حومة شرقي شهر ميلان.
او تنها به ساخت خانه براي مشتر ي هايش بسنده نكرد و 10 سال بعد، يك كانال تلويزيوني محلي به نام تله ميلانو راه اندازي كرد كه بعدها به بزرگ ترين امپراتوري رسانه اي ايتاليا يعني مدياست تبديل شد. علاوه بر افزودن ايستگاه هاي پخش برنامه هاي تلويزيوني، خريد موندادوري ، بزرگ ترين انتشارات ايتاليا، و روزنامة پرتيراژ ايل جورناله ، كمپاني آقاي برلوسكوني كه حالا فينينوِست نام داشت، 150 شركت ديگر را نيز زير چتر خود جمع كرده بود.
طعم سياست
سال 1993 برلوسكوني حزب سياسي فورتزا ايتاليا (ايتاليا، به پيش) را راه اندازي كرد. او نام حزبش را از تشويق هواداران تيم فوتبال آ.ث.ميلان گرفت؛ تيمي كه خودش صاحب آن بود. انگيزه هاي او براي ورود به عرصة سياست، از داغ ترين بحث هاي آن زمان بود. مخالفان، دليل سياستمدار شدن برلوسكوني را تلاش او براي حمايت و حفاظت از كسب و كار و شركت هاي متعددش مي دانستند. خودش هم به شركاي تجاري گفته بود: اگر وارد سياست نشوم، بايد به خاطر ورشكستگي به زندان بروم. اما هواداران برلوسكوني او را در عرصة سياست مرد تازه نفس مي خوانند كه مي خواهد با ورود به دولت، بازدهي آن را هم مانند شركت هايش بالا ببرد و دست به اصلاحات فراگير بزند. آن ها مي گفتند او به اندازة كافي پول دارد و براي پولدار شدن احتياجي به دولت و سياست ندارد. به هر حال، يك سال پس از تشكيل حزب جديد، برلوسكوني نخست وزير ايتاليا شد و به همراه احزاب راست گراي ائتلاف ملي و اتحاد شمال، يك دولت ائتلافي تشكيل داد. اما دولت او مستعجل بود و تنها هفت ماه پس از شروع به كار، به دليل رقابت رهبران سه حزب از يك سو و متهم شدن برلوسكوني در دادگاهي در شهر ميلان به دليل تخلفات مالياتي از سوي ديگر، كابينه اش سقوط كرد. سال 1996 نيز انتخابات را به رومانو پرودي چپ گرا باخت. اما مثل بقية كارهايش، شكست را هم سرمايه كرد و چند سال بعدي را به تحكيم و بهبود وضعيت حزبش گذراند. سال 2001 او باز هم به قدرت بازگشت و با همان احزابي كه هفت سال پيش ائتلاف كرده بود، دولتش را تشكيل داد. با اين تفاوت كه اين بار، پنج سال تمام نخست وزير ماند و توانست ركورد باثبات ترين دولت ايتاليا از زمان جنگ دوم جهاني را از آن خود كند. با اين حال، اتهامات عليه برلوسكوني تمامي نداشت. او بارها به اختلاس، تخلفات مالياتي، دست بردن در اسناد حسابرسي شركت ها و تلاش براي رشوه دادن متهم شده است. برخي از اين اتهامات، رسمي شده و او را به دادگاه كشانده است. از بعضي پرونده ها جان سالم به در برده و بعضي ديگر كه حكم براي او صادر شده را در مرحلة تجديدنظر پشت سر گذاشته است. پرونده هايي هم بوده كه به دليل طولاني شدن زمان دادرسي و به نتيجه نرسيدن دادگاه، مختومه اعلام شده است. قانون مصونيت قضايي نخست وزير و ديگر مقامات بالاي سياسي كه توسط اكثريت ائتلاف راست ها در مجلس تصويب شد، در دادگاه قانون اساسي ايتاليا رد شد؛ با اين حال او تاكنون مصون مانده است.
او در جريان تبليغات انتخاباتي اخيرش خود را مسيح سياست ايتاليا ناميد. با اين كه نيمي از مردم ايتاليا تصميم گرفتند اين مسيح خود خوانده را در روز انتخابات به صليب بكشند، اما او آن قدرها هم تنها نيست؛ كمي كمتر از نيمة ديگر ايتاليا هنوز او را قبول دارند.
|