- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۳ - شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۵ - - Apr 15, 2006
docharkhe
مگه رضازاده چي كار مي كنه؟
گفت وگو با مهراب فاطمي كه يك بار ديگر همه مدعي ها را پشت سر گذاشت تا ثابت كند كه قدرتمندترين مرد ايران است
029130.jpg
مردم خوششان مي آيد. كيف مي كنند. وقتي مي بينند يك نفر زير وزنه اي كه حتي تصورش پشت آدم را مي لرزاند ايستاده. وقتي مي بينند زور بازو چه مي تواند بكند كيف مي كنند. از ديدن سنگ هاي بزرگي كه جابه جا مي شوند احساس قدرت مي كنند.مردم دوست دارند. آدم هاي زوردار را دوست دارند. از نزديكي به آن ها احساس اعتمادبه نفس و غرور پيدا مي كنند. همه جاي دنيا هم حكايت همين است. از قهرمانان پرورش اندامي كه تبديل به ستاره هاي سينما مي شوند تا ستاره هاي غول پيكري كه مثل آرنولد ممكن است براي فرمانداري يك ايالت در آمريكا انتخاب شوند.معلوم نيست چه رازي در كار است. اما قديمي ترين دست ساخته هاي بشر را هم كه نگاه كنيد، مي فهميد كه عضلات در هم پيچيده و ابرانسان هاي غول پيكر چطور هميشه ذهن انسان را به خود مشغول كرده اند. اين كه حالا هم مردم ساعت ها حاضرند بنشينند و نبرد قوي  هيكل ها را ببينند چيز تازه اي نيست. و اين كه تلويزيون اشتياق عمومي را كشف كرده و هر سال كوه هاي گوشت و عضله را به جان هم مي اندازد هيچ عجيب نيست.آن  وقت از بين همة اين مدعي ها، كه لابد توي محله و شهرشان حتي رستم را به رسميت نمي شناسند، يكي شده مهراب فاطمي كه هر سال پشت بقيه را به خاك مي مالد و ثابت كرده كه در اين ميدان پرمدعي، يل بي همتايي است.مي توانيد ستايش اش كنيد يا او را به چيزي نگيريد، اما نمي شود انكار كرد كه حالا براي خودش پديده اي است. قهرماني كه وقتي براي عكاسي او را به ميدان آزادي برديم، مردم هجوم آوردند و نظم شهر مختل شد.آن وقت شما فكر مي كنيد پشت پيشاني آدمي كه اين همه زور را با خودش اين طرف و آن طرف مي برد، چه مي گذرد؟
رضازاده فقط دو تا كار مي كند. وزنه را يك ضرب بالا ببر. وزنه را دوضرب بالا ببر. اما ما روي مچ پا تا گردن كار مي كنيم
مهدي  اميرپور
مهراب فاطمي چه كار كرده كه به اين جا رسيده. اگر به وزنه زدن باشد كه الان دويست سيصد هزار نفر هر شب در باشگاه ها تمرين مي كنند. بالاخره يك فرمول خاصي داشتي كه به اين جا رسيدي.
از سال 74 تا 76 كشتي مي گرفتم. با منصور برزگر هم تمرين مي كردم. اما فقط يكي دو سال طول كشيد. آن سال ها برادر بزرگترم مهدي رفت سمت پاورليفتينگ. من را هم برد طرف پاورليفتينگ. تا اين كه سال 77 شدم قهرمان ايران. ركورد آسيا را هم زدم. بعد هم كه زيرنويس تلويزيون زدند كساني كه قدرت خوبي دارند مي توانند در مسابقات قوي ترين مردان ايران شركت كنند.
همان مسابقاتي كه در سالن بانوان ورزشگاه آزادي بود؟
آره. بعد از اين كه زيرنويس را ديدم به مهدي گفتم و دوتايي رفتيم ثبت نام كنيم. آن  جا پرسيدند شما چه ورزشي مي كنيد، ما هم گفتيم پاورليفتينگ. بعدها فهميديم كه قوي ترين مردان دنيا هم پاورليفتينگ كار مي كنند.
دورة اول قهرمان شدي؟
روز فينال آن قدر تماشاگر آمده بودند سالن كه طبقة دوم داشت مي ريخت. از همة طبقات آمده بودند.
قبول دارم تمرين كردي. قبول دارم عرق ريختي. ولي نمي توانم قبول كنم كه براي رسيدن به اين جا هيچ دارويي استفاده نكردي.
براي مسابقات بايد سه تا فاكتور نفس، قدرت و استقامت را رعايت كني. اگر بخواهي دم به دقيقه پروتئين و كربن بخوري، حجم بدنت بيشتر مي شود. براي همين نمي تواني تو كارهاي سرعتي موفق باشي. ورزشكار قدرتمندي بود كه چون وزن زيادي داشت نمي توانست تو آيتم هاي سرعتي شركت كند. بعد هم كه شايعه كرد مصدوم شدم.
دروغ گفت؟
كسي كه پروتئين و مكمل  مي خورد، نمي تواند موفق باشد.
شايد مكمل ها به درد نخورد، ولي دوپينگ كه نتيجه مي دهد.
اصلا مسابقات دوپينگ آزاد است. تو مسابقات جهاني هم تست نمي گيرند.
خودت دوپينگ مي كني؟
اگر بخواهم فقط تو قوي  ترين مردان شركت كنم مشكلي ندارد. ولي من هر سال تو مسابقات آسيايي پاورليفتينگ هم شركت مي كنم. آن جا تست مي گيرند. اگر دوپينگ كنم از پاورليفتينگ محروم مي شوم.
يعني دارو مصرف نمي كني؟
كراتين استفاده مي كنم. استقامت را بالا مي برد. يك سري ويتامين و يك برنامة غذايي. اين كار دوپينگ را براي من مي كرد.
كم نياوردي جلوي كساني كه دوپينگ مي كردند؟
كسي كه دوپينگ كند، عمر قدرتش كم است. در همين مسابقات كساني كه دوپينگ مي كردند توي پنج شش تا آيتم اول خوب بودند، بعد كم مي آوردند.
ملكي دوپينگ كرده بود؟
نمي دانم. فقط اين كه وزنش را خيلي بالا برده بود. با قد 180، وزنش شده بود 150 كيلو. قدرتش خوب بود، ولي تحرك نداشت. تو كارهاي قدرتي از من قوي تر بود.
پس با اين وضع فقط كسي كه وضع مالي خوبي دارد موفق مي شود. اگر كسي نتواند پول اين داروها را بدهد چي؟
نمي تواند در اين رشته موفق باشد. الان من خودم از نظر مالي تأمين هستم. اگر كسي تأمين نباشد نمي تواند رشته را دنبال كند. حتما بايد وضعت توپ توپ باشد.
خودت از كجا تأمين شدي؟
بچه كه بودم بابام ساختمان مي ساخت. الان هم من چند تا باشگاه دارم.
فروش دارو چطور؟
آره، خودمان وارد مي كنيم.
چند تا شاگرد داري؟
سيصد چهارصد نفر حدودا. از وقتي اين مسابقات را پخش مي كنند، همه مي آيند باشگاه مي گويند مي خواهيم مثل تو بشويم. از شهرستان هم مي آيند.
از وقتي مهدي فاطمي شده داور مسابقات همه احساس مي كنند كه داوري به نفع توست.
029121.jpg
آيتم ها را كه اجرا مي كردم فرامرز خودنگاه بالاي سرم بود. ربطي به مهدي نداشت. بالاخره فيلم مسابقات هم هست. جايي كه مسابقه مي دهيم پنجاه نفر كرونومتر دستشان مي گيرند. اگر كسي بخواهد زمان را كم كند همه مي فهمند.
ركوردهاي سال اول مردان آهنين با ركوردهاي الان قابل مقايسه نيست. سال اول كنده، 70 كيلويي بود، الان شده 130 كيلو. آن سال در پلكان قدرت وزنه ها 150 كيلويي بود الان به 260 كيلو هم رسيده. واقعا اين قدر رشد كرديد يا دوپينگ پيشرفت كرده؟
نه، قوي تر شده اند. الان مردان آهنين 90 درصد در حد مسابقات جهاني شده.
اما دوپينگ هم كه بود.
نه اگر بخواهيد دوپينگ كنيد نمي توانيد چند سال دوام بياوريد. تو همين چند ساله كساني بودند كه با دوپينگ قهرمان شدند، ولي پس از آن نتوانستند ادامه بدهند. بعد هم خودشان را زدند به بازنشستگي. يكي نيست بگويد دوران طلايي اين رشته 30 تا 40 سالگي است. چرا بايد يك ورزشكار سي ساله بازنشسته شود؟
مسابقات جهاني شركت مي كني؟
الان دو سالي مي شود كه هستم. به فينال هم مي رسم.
يعني بين دوازده نفر برتر هستي؟
الان رنكينگ را هم نگاه كني، بين صد و خرده اي نفر جزو بيست نفر هستم.
عصباني مي شوي؟
تو تمرين، اگر نتوانم وزنه اي را بلند كنم عصباني مي شوم. حتي شايد سرم را هم به ميله بكوبم.
تو خيابان چطور؟
خيلي خودم را كنترل مي كنم. ولي عصباني هم مي شوم.
تا حالا از كوره در رفتي؟
آره.
افسرها شما را جريمه مي كنند؟
نه مي شناسند. هر كدام هم كه مرا مي بينند مي آيند سمتم. سلام، حال و احوال. بعد هم از من برنامة غذايي و تمريني مي خواهند وسط خيابان.
چـقــدر خرج بـدنت مي كني؟
ماهي 400 هزار تومان.
همه مي گويند اين مردان آهنين فقط عــضلاتشـــان كار مـي كــند. مغزشان تعطيل است.
عقل سالم در بدن سالم است.
چرا رضازاده هيكلش خوب نيست؟ بالاخره رضازاده هم ورزش مي كند. وزنه مي زند.
رضازاده فقط دو تا كار مي كند. وزنه را يك ضرب بالا ببر. وزنه را دوضرب بالا ببر. اما ما روي مچ پا تا گردن كار مي كنيم. روي تمام اعضاي بدنمان فشار مي آوريم. البته بستگي به خود ورزشكار هم دارد. الان من خودم دوست دارم هيكل خوبي داشته باشم. ولي بعضي ها اهميت نمي دهند.
اگر تو را در قايق بگذارند و پارو دستت بدهند و بگويند با يك قايقران حرفه اي مسابقه بده، تو مي بري يا قايقران. كدامتان قوي تريد؟
آن ها استقامت زيادي دارند. شايد من تو دو دقيقه اول بهتر پارو بزنم ولي بعدش خسته مي شوم. آن ها خستگي ندارند.
ركوردهاي تو پاورليفتينگ؟
تو اسكات پا 380 كيلوگرم. تو پرس سينه 290 كيلوگرم، تو حركت ليفت هم 365 كيلوگرم. الان حركت ليفت من در جهان بين سه تا ركورد برتر دنياست.
اگر بخواهي يك ضرب و دوضرب وزنه بلند كني ركوردت چقدر مي شود؟
اين ورزش تخصصي ما نيست. اصلا نمي توانيم ميله را روي سينه بگذاريم. حجم عضلاتمان جوري است كه نمي توانيم. مثل اين است كه از رضازاده بخواهي حركات ما را انجام دهد. بالاخره وزنش بالاست. تحرك و سرعت ندارد. فقط قدرت دارد.
بين تو و رضازاده كدام قوي تر است؟
رضازاده قهرمان وزنه برداري جهان است. ربطي به قوي ترين مردان جهان ندارد. در ايران هم كلا حساب كني، من از او قوي ترم.
چون سنگين ترين وزنه را در مسابقات وزنه برداري بلند مي كند به حسين مي گويند قوي ترين مرد جهان.
اين لقب را فقط توي ايران رويش گذاشته اند. يك سال رضازاده را به مسابقات آرنولد كلاسيك دعوت كردند. گفتند حالا كه ادعا مي كني قوي ترين مرد دنيا هستي بيا مسابقه بده. رضازاده نرفت. بعد هم اعتراض كردند كه ديگر حق نداري اسم خودت را بگذاري قوي ترين مرد جهان.
شنيدم سه ماه ديگر مسابقات قوي ترين مردان جهان در ايران انجام مي شود.
آره شش نفر را دعوت كرده اند.
واقعا مسابقات جهاني است؟
ببين، مسابقات قوي ترين مردان جهان سالي ده بار در كشورهاي مختلف انجام مي شود. هر ورزشكاري هم مي تواند در هر ده مسابقه شركت كند. اما آخرش بهترين ركوردهاي هر كسي را براي رده بندي حساب مي كنند.
تو در چند تا از مسابقات شركت مي كني؟
سالي يك مسابقه. براي همين در ليست برتر قوي تري مردان دنيا نيستم. اگر بخواهم در آن ليست بروم بايد تمام مسابقات را بروم.
آرنولد بعد از اين كه بازنشسته شد، رفت تو سياست، الان هم كه فرماندار ايالت كاليفرنياي آمريكاست. تو فكر اين كارها نيستي؟
نه، خوشم نمي آيد. ورزش از سياست جداست. نبايد با هم قاتي كنيم.
پيشنهاد بازي تو فيلم داشتي؟
آره.
كدام كارگردان بود؟
اسم كارگردانش را مهدي مي داند. اما تا جايي كه يادم هست محمدرضا گلزار هم تو فيلم بود. به من نقش پليس گارد را دادند. اما نقش جلوي گلزار را قبول نكردم.

هركول ها و آمپول ها
مسابقات جنجالي قوي ترين مردان ايران، امسال هم يكي از برنامه هاي پرسروصداي تلويزيون در نوروز بود
029163.jpg
در اين رشته همه شركت كنندگان بي هيچ ترسي، از مواد نيروزاي غيرمجاز استفاده مي كنند. دليل اين اتفاق را غيررسمي بودن مسابقات مي دانند
مهديه جباري
ساعت يازده شب روزهاي تعطيل نوروز براي كيف كردن مي توانستيم به كانال سه تلويزيون سر بزنيم. صحنه پر از آدم هاي عظيم الجثه اي بود كه يا لنگر كشتي مي كشيدند يا گوي هاي سنگين را بغل كرده و مي دويدند.پس از چند سال مسابقه بار ديگر آن ها دور هم جمع شده بودند تا قوي ترين مرد ايران را در رقابتي سنگين تعيين كنند كه هيچ قانوني ندارد.
اين بار هم مثل اغلب سال هاي قبل، اين مهراب فاطمي بود كه بالاتر از سايرين، قوي ترين مرد ايران شد. البته اين بار، ديگر بر سر مشكلات داوري در مسابقات، چاقوكشي نشد و اين خودش نكتة بسيار مهمي بود. رضا جاوداني مجري هميشگي اين برنامه مي گويد: خوشبختانه امسال مسابقات آرامي داشتيم و مثل سال هاي قبل دعوا نشد.
در مسابقات دورة قبل بود كه شركت كنندگان مسابقه در اعتراض به قضاوت هاي يك سويه اي كه آن را به سود مهراب فاطمي مي دانستند، به جان همديگر افتادند. مهدي فاطمي برادر مهراب كه يكي از دو داور مسابقات بود، مي گويد: دورة قبل 18 نفر از فدراسيون آمده بودند كه فقط كارشان اين بود كه بچه ها را به جان هم بيندازند و جوسازي كنند. اما امسال تيم برگزاري فقط 5 نفر بود. ديگر خبري از آن اضافه هاي بيكار نبود كه بخواهند دعوا به راه بيندازند. البته اين نظر فاطمي ها است، اما تهيه كنندگان برنامه، انگيزه  اي مهم تر را دليل اين آرامش عنوان مي كنند: تهديد صدا و سيما به تعطيلي هميشگي مسابقات قوي ترين مردان كه باعث شد همة آتش ها بخوابد.

آيتم هاي نامردي!
مسابقات امسال برخلاف سال هاي قبل، آيتم هاي بيشتري داشت. آيتم هايي كه بسياري از شركت كنندگان در مسابقه به آن اعتراض داشتند. رضا جاوداني مي گويد: تعدادي از شركت كنندگان مي گفتند تعداد حركات قدرتي مسابقه زياد است و عده اي ديگر از زيادي آيتم هاي سرعتي گله داشتند. شركت كنندگان در اين مسابقات را دو تيپ ورزشكار تشكيل مي دهند. دستة اول، آن هايي هستند كه وزن بسيار بالايي دارند. آن ها در بخش هايي كه نياز به سرعت دارد، از سايرين عقب مي مانند. البته حركت هايي مثل كنده هم بود كه فقط شركت كنندگان قدرتي مي توانستند در آن موفق باشند. مهدي فاطمي مي گويد: اتفاقا آيتم هاي برنامه به خوبي طراحي شده بود. هم تنوع حركات قدرتي داشتيم و هم سرعتي. در يك مسابقه آن هايي كه مي خواهند قهرمان شوند، بايد تلاش كنند كه بهترين باشند. اما وقتي كسي كم مي آورد، خيلي عجيب نيست كه بخواهد به نوعي شكستش را جبران كند. يكي از حاضران در مسابقه هم دربارة اين حركات مي گويد: استاندارد حركات در مسابقات جهاني 10 دستگاه است. اما اين جا به دليل زياد بودن تعداد شركت كنندگان، حركات را بيشتر كرده اند. بعضي از بچه ها مي گويند دليلش تعداد برنامه هايي است كه قرار است ضبط و از تلويزيون پخش شود.
قطع نخاع و MRI كوچولو!
مهم ترين حادثة مسابقات امسال، آسيب ديدگي مجتبي ملكي نفر دوم مسابقات دورة قبل بود. او روي حركت كشيدن لنگر، زمين خورد و آسيب ديد. چند روز مانده به عيد، روزنامه هاي ورزشي از قطع نخاع او بر اثر اين آسيب ديدگي نوشتند. جاوداني دربارة جريان آسيب ديدگي مجتبي ملكي مي گويد: مجتبي امسال آمادگي خوبي نداشت. وقتي افتاد، درد شديدي داشت. او دو روز را در بندرعباس بستري بود، اما دردش اجازه نمي داد كه تكان بخورد. جثة بزرگش هم اجازه نمي داد كه بتوانند او را داخل دستگاه MRI قرار دهند. اين اتفاق باعث شد شايعات زيادي دربارة آسيب ديدگي او بر سر زبان ها بيفتد. حتي در نهايت هم براي گرفتن MRI مجبور شدند مجتبي را بيهوش كنند و مشخص شد ضايعة نخاعي ندارد. پس از آسيب ديدگي ملكي، خانوادة او از عوامل برنامه شكايت كردند كه آيتم لنگر با استانداردهاي جهاني همخواني ندارد. ولي اغلب شركت كنندگان با خانوادة ملكي موافق نبودند. البته ملكي خيلي زود از بيمارستان مرخص شد و تمريناتش را از سر گرفت. بسياري از شركت كنندگان، آسيب ديدگي او را تصنعي و براي فرار از حذف احتمالي در دور مقدماتي مي دانستند. مهدي فاطمي يكي از داوران مسابقات مي گويد: مدارك پزشكي ملكي در فدراسيون بدنسازي موجود است. او پيش از مسابقات، هم مينيسك پايش آسيب ديده بود و هم كتفش. با اين وجود به اصرار در مسابقات شركت كرد. بعد از آن هم به تحريك عده اي خودش را به مصدوميت زد تا بهانه اي براي توقيف برنامه ايجاد كند. يكي از شركت كنندگان موفق كه نمي خواهد از او نامي برده شود مي گويد: متأسفانه عده اي كه نمي خواهند اين برنامه ادامه داشته باشد، مجتبي را تحريك كردند كه آسيب ديدگي اش را بزرگ كند و بعد هم آن را به روزنامه ها كشاندند. اما او هيچ مشكلي ندارد. حتي يك هفته اي است كه تمريناتش را براي مسابقات جهاني از سر گرفته است. تلاش ما براي گفت وگو با ملكي بي نتيجه ماند. مي خواستيم نظرش را دربارة آن حادثه و آسيب ديدگي و همين طور ادعاي رقبايش بپرسيم.

اين جا دوپينگ آزاد است
آقا رضا! تو مسابقات، دوپينگ هم مي كنند؟ وقتي رضا جاوداني با اين سؤال روبه رو مي شود، پاسخ مي دهد: تا جايي كه من مي دانم، حتي در مسابقات جهاني اين رشته هم محدوديتي براي استفاده از داروهاي نيروزا وجود ندارد. اين جا هر چند كسي در حضور ديگران غير از يك سري مكمل هاي رايج، از داروي نيروزا استفاده نمي كند، اما اين شايعه كه شركت كنندگان دوپينگ مي كنند، هميشه در حاشية مسابقات شنيده مي شود. البته بعضي روزها در حركات شركت كنندگان هم اين تغيير نيرو را مي توان ديد. متأسفانه مشكل اين جاست كه آن ها با دانش و شناخت علمي، مواد نيروزا را استفاده نمي كنند و خيلي غير علمي از آمپول هايي مثل ناندرولون استفاده مي كنند كه سرعت را در حركات سرعتي پايين مي آورد.
مهدي فاطمي، داور مسابقه هم خيلي راحت، دوپينگ شركت كنندگان را تأييد مي كند و مي گويد: در اين رشته دوپينگ آزاد است، چون شركت كنندگان انرژي بدني زيادي استفاده مي كنند و براي جبران آن انرژي، مجبورند از مواد نيروزا استفاده كنند. البته بعضي ها زياده روي مي كنند كه آسيب هاي جبران ناپذيري به آن ها مي زند. فاطمي كه خودش سال ها يكي از قهرمانان اين رشتة ورزشي بوده است، دربارة دوپينگ مي گويد: من هم كتمان نمي كنم زماني كه ورزش مي كردم، دوپينگ مي كردم. ولي اگر سال ها توانستم ورزش كنم، به اين دليل بوده كه روي اصول دوپينگ مي كرده ام. با اين كه هميشه در محافل ورزشي، حرف از مبارزه با دوپينگ است، در اين رشتة ورزشي همة شركت كنندگان بي هيچ ترسي، از مواد نيروزاي غيرمجاز استفاده مي كنند. يكي از مسؤولين برگزاري مسابقات، دليل اين اتفاق را غيررسمي بودن مسابقات مي دانند و اين كه اين مسابقات زير نظر يك كميته در فدراسيون بدنسازي برگزار مي شود كه كنترل زيادي بر روي آن وجود ندارد. با اين وجود، استفاده از مواد نيروزاي غيرمجاز حتي در مسابقات غير رسمي، يك تخلف است. اين يكي از مفاد اصلي منشور كميته ملي مبارزه با دوپينگ است. كميته اي كه انگار هيچ كدام از مسؤولينش عيدها تلويزيون نمي بينند تا بخواهند نظارتي براي كنترل دوپينگ مسابقه قوي ترين مردان ايران داشته باشند. دكتر طاهري در پاسخ سؤال خبرنگار همشهري جوان دربارة دليل عدم نظارت كميته آنتي دوپينگ بر اين مسابقات مي گويد: اتفاقا ما خواستار برگزاري جلسة فوق العاده اي در هفتة آينده با مسؤولين فدراسيون بدنسازي شده ايم و تا پيش از آن جلسه هم نمي توانم توضيح بيشتري بدهم! اين جوابي است كه پس از شش دوره برگزاري مسابقات قوي ترين مردان ايران، بسيار جالب به نظر مي رسد.

ما را نشان بدهيد
رضا جاوداني طرحي را براي تغيير در ساختار مسابقات قوي ترين مردان ايران دارد كه معتقد است برنامه را از يكنواختي خارج مي كند و حساسيت هاي هميشگي بين شركت كنندگان را از بين مي برد. او هم مثل بسياري ديگر، اعتقاد دارد كه تعداد آيتم هاي اين برنامه زياد است و شركت كنندگان زيادي هم در آن شركت مي كنند و داوري بازي ها حرف و حديث زيادي را ايجاد مي كند. او مي گويد: تصاوير حركات سرعتي و متراژي ثبت مي شود و ديگر نيازي به دو داور كرونومتر به دست نيست. به نظر من بايد تعداد شركت كنندگان به ده نفر كاهش پيدا كند و همة آن ها هر روز تنها يك حركت را انجام بدهند تا جذابيت مسابقه بيشتر شود. اين طرحي است كه من براي مسابقات سال بعد به شبكه داده ام. هر چند كه سال ديگر، قطعا من اين برنامه را اجرا نمي كنم.
علي اسماعيلي نفر دوم مسابقات هم تعداد زياد حركات را خسته كننده و آسيب  رسان مي داند، اما مي گويد: صدا و سيما مي خواهد برنامه اش زمان زيادي را پر كند. پس مجبور است اين گونه عمل كند.
البته برگزاري مسابقات به شكل كنوني، بيش از هر كس خواستة شركت كنندگان است. به گفتة يكي از تهيه كنندگان برنامه، پس از دعواهاي دور قبل، سازمان قصد نداشت بار ديگر اين برنامه را توليد كند. ولي درخواست هاي پي درپي افراد شركت كننده و فشار فدراسيون بدنسازي، آن ها را راضي به توليد سري جديد كرد. او دليل اين اصرار را اين گونه بيان مي كند: تمام حاضرين در مسابقات، باشگاه بدنسازي دارند و پخش تصاويرشان از تلويزيون، باعث رونق كار باشگاه هايشان مي شود. پس دوست دارند به هر قيمتي در مسابقات حاضر باشند. حتي حاضرند خرج مسابقات را هم تأمين كنند، ولي مشهور شوند.

رستم دستانم آرزوست
احسان رضايي
يكي از بزرگان تب موسوم به آمفيتروئون، زني دلربا به نام آلكمنه داشت. هنگامي كه آمفيتروئون به جنگي رفته بود، زئوس (خداي خدايان) از همسر او ديدن كرد، و كودكي زاده شد. هِرا (همسر زئوس) كه اين بنده نوازي هاي زئوس را خوش نداشت، دو مار فرستاد تا نوزاد را در گهواره به هلاكت رسانند. اما پسرك با هر دست، يكي از ماران را گرفت و هر دو را خفه كرد و چون به وساطت هرا به چنين افتخاري نائل آمد، هراكلس نام گرفت. لينوس كه كهن ترين شخصيت تاريخ موسيقي است، كوشيد تا نواختن و خواندن را به هراكلس ياد دهد. اما پسرك شور موسيقي نداشت و با بربط، لينوس را به قتل رسانيد. چون به حد رشد رسيد، غول انسان نما بود- نتراشيده و درشت و شكمباره.
(تاريخ تمدن ويل دورانت، جلد اول، صفحه 50)
اين، ابتداي داستان هركول، اسطورة خرزوري و قهرماني است. هركول بعدها براي بي مرگ و جاودان شدن، همه جور كاري مي كند و از دوازده خوان مي گذرد. اسم هركول حالا روي خيلي از جاها و اختراعات آدم ها هست و خيلي ها او را به عنوان قهرماني بزرگ ستايش مي كنند. اما دروغ چرا؟ من يكي، از هركول خوشم نمي آيد. حتي اگر همه بعداز نگاه كردن به هيكل و جثة من، پوزخند بزنند!
بله. اعتراف مي كنم كه بدم نمي آمد بر و بازويي داشتم و گاهي هم مي توانستم زورم را به رخ بقيه بكشم. اما آن ها كه اين هر دو را دارند و ساعت ها وقت را هم صرف تقويت شان مي كنند، چه ويژگي فوق العاده اي دارند كه من به آن ها حسرت ببرم؟!
بسيارند حيواناتي كه از آدمي پرزورترند. بسيارند ماشين هايي كه مي توانند بيشتر از هر بشري وزنه بلند كنند و بار جابه جا كنند. يعني آخرش قرار بوده ما بشويم ماشين يا حيوان؟!
ماجراي مسابقة مردان آهنين شباهت بسياري به داستان هركول دارد. هركول براي رسيدن به پانتئون خدايان، دوازده مأموريت غيرممكن اما بيهوده را انجام داد. و حالا هركول هاي وطني براي رسيدن به اوج قلة شهرت و محبوبيت، كارهاي بسيار سخت و در عين حال بي خاصيتي را انجام مي دهند.
خب، هم داستان هركول هنوز خواننده دارد و هم مسابقة مردان آهنين توانسته بيننده هاي فراواني را پاي تلويزيون بنشاند. بيننده هاي ضعيف و نحيفي كه با حسرت به بازوهاي ورم كردة قهرمانان نگاه مي كنند. اما يك نكته را نبايد فراموش كرد. داستان هركول، داستان ما نيست. قصة ما شاهنامه است و پهلوان ما رستم. پهلواني كه هر چند او هم از خوان هاي سخت  و مشكل و در عين حال بيهوده مي گذشت، اما هدفش رسيدن به منفعت شخصي نبود و فقط براي دفاع از كشور و مردمش مبارزه مي كرد. قصة ما شرقي ها، قصة رستم است.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
خانم آبي رفت
او يك دختر فراري بود
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
خوش گذشت ولي پدرمان درآمد!
اين بيمار تعادل روحي ندارد!
راهنماي درجه بندي فيلم ها
محاسني كه ديده نشد
ورزشي
قهرماني بهتر از اين نمي شه
سفر به سواحل كيپ ورد
رويدادهفته
تمام ستاره هاي آلمان
شماره يك ها در برزخ
غايبين بزرگ جام جهاني 2006
اخبار داغ
حرف هاي داغ
اين گروه مصدومين
اجتماعي
سوره فتح، آيه 29
زندگي
آ. ت. ت، 20 درصد!
سربازي با طعم زلزله
رويدادهفته
موسيقي
بهترين حنجره هاي فوتبال
باورت دارم
روزها
وقتي بادها بوزند
كسي مثل اونخواهي ديد
رويدادها
جهان كوچك
ماراتن سرعت در سرزمين حماسه
تفريح رفقاي سوربن
هنوز خيلي مانده
دعوا سر چي است؟
روزشمار شلوغي ها
هنر روز
باغ و صوفي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  موسيقي  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |