جام جهاني
بهترين فيلم هاي 2006 در تلويزيون
البته همه چيز به غيرت بر و بچ تيم ملي بستگي دارد. پرفروش شدن آفسايد را مي گوييم. چرا؟ خب اگر تيم ملي حتي يكي از بازي هايش را هم ببرد، مردم از هيجان، نگاتيوهاي آفسايد را هم خواهند جويد. اگر از گروه صعود كند كه ديگر هيچ، بايد چند تا سينما هم از سي چهل هزار تا سينماي هاليوود قرض كنيم تا جوابگوي آتش هواداران تيم ملي باشد. براي همين بهتر است از همين حالا جعفرخان پناهي به فكر شكست حريفان تيم ملي باشد. بدبختي نه آنگولا، نه پرتغال و نه مكزيك جشنوارة درست و حسابي ندارند وگرنه جعفرخان شيري، پلنگي از آن ها برده بود و مسؤولان آن كشور ها توي رودربايستي يك فكري به حال آفسايد مي كردند و يك چيزي توي غذاي بازيكنانشان مي ريختند تا از خجالت جعفرخان دربيايند. حيف! اما با شروع جام جهاني و در ماه خرداد و تير، به جز سالن هاي آفسايد، در بقية سالن ها، پرنده پر نخواهد زد. آخر كي حاضر مي شود هيجان بازي هاي آرژانتين و انگليس را با تماشاي فيلم هاي ايراني عوض كند؟ البته شايد سينماداران به سرشان بزند حداقل بازي هاي ايران را روي پرده نشان ملت بدهند. ولي با اين وضع كيفيت صدا و تصوير سينماها، مردم شنيدن گزارش ها از راديوي جيبي شان را هم با ديدن فوتبال در سينما عوض نمي كنند! راستي ممكن است همان طور كه فردوسي پور توي آلمان دارد حال مي كند و گزارش مي كند، توي ايران زن هايي كه با ديدن فيلم آفسايد روحية فمينيستي شان گل كرده، مدام تظاهرات كنند. تلويزيون هم يك دفعه همة فيلم هاي تاپ 2006 را پشت سر هم نشان مي دهد (احتمالا همه هم آمريكايي كه در اين جور مواقع اصلا مهم نيست!) تا ملت را كف اتاق خانه هايشان بچسباند و توي خيابان ها نريزند.
|
|
|
از هنر تا تجارت
همه بيلبورد مي شوند
واقعا اين بازيگرها بايد بروند به جان پير كولر ها، ببخشيد جمشيد مشايخي(!) و محمدرضا گلزار، شب و روز به درگاه خداوند دعا كنند كه باعث شدند جاده باز شود و بازيگرها بتوانند از بيلبوردها بالا بروند و پولي كه آن بالا هست را به جيب مبارك، واريز كنند. پارسال كه نان بهرام رادان حسابي در روغن بالا و پايين مي رفت، چون بهرام خان علاوه بر تصرف بيلبوردها، بيشترين حجم نمايش فيلم را در جشنوارة فجر امسال به خودش اختصاص داد. (منظورمان همان تيزرهاي تبليغ LG است كه اول هر فيلم جشنواره پخش مي شد.) اين اواخر وقتي هم مهران مديري با شمايل شيرفرهاد كنار يك بسته چاي ديده شد، همه فهميدند اين راه، ديگر خيلي گل و گشاد شده و احتمالا سال بعد، اوضاع بيلبوردبازها، خيلي روبه راه است. مثلا فكر مي كنيد امسال كدام يك از چهره هاي محبوب سينما و تلويزيون را در بزرگراه ها و خيابان ها خوشحال و خندان كنار يك چيپسي، پفكي، چيزي خواهيم ديد؟ مثلا شايد حاتمي كيا براي تبليغ موبايل نوكيا قرارداد بست! (البته نوكيا به فكر رضا كيا نيان هم مي تواند باشد.) بهمن قبادي هم سر راه برگشتن از جشنواره هاي خارجي، شايد به تور توليدكننده هاي ماهي قباد خورد! گلشيفته فراهاني هم شايد تبليغ برنجي را كند كه بعد از پخت، شفته نمي شود! آدامس پرستو هم بعد از استقلال شايد سراغ پرويز پرستويي رفت! راستي سازمان آب هم مي تواند كنار تبليغ آب ماية حياته از باران كوثري استفاده كند! ادامه بدهيم يا بس است؟
|
|
|
۹۰ قسمتي سيروس مقدم
نرگس، تمشك خورترين سريال مي شود
سيروس مقدم سال پيش، كاري كرد كه اسمش برود تو كتاب ركوردهاي گينس. او در يك شب، 2 تا سريال داشت كه هيچ ربطي به هم نداشت. يكي ريحانه كه دنبال مادرش بود و ديگري مزرعه كوچك كه ماجراي تخيلي زندگي يك زوج در يك رستوران بين راهي بود كه ستون گوي و تمشك ما را آباد كرد. به خصوص ريحانه كه رتبة اول تمشك خورترين سريال را از آن خود كرد. ولي امسال، او قرار است كاري كند كه دست خودش را هم از پشت ببندد. او يك سريال 90 قسمتي ساخته به نام نرگس كه قرار است امسال هر شب پخش بشود، يك چيزي تو مايه هاي سريال طنز شبانة مديري و غفوريان. راستش ما از وقتي اين خبر مسرت بخش را شنيديم، رفته ايم آويزان سردبير و مسؤولان مربوط شده ايم كه اين ستون گوي و تمشك را تبديل به صفحه كنند تا با دست باز اين جعبه هاي تمشك مان را نثار سريال نرگس كنيم. سريالي كه از همين الان تمشكش زده بيرون. چون نصف سريال، پوپك گلدره نقش نرگس را بازي كرده و نصف ديگرش را ستاره اسكندري! واقعا چه شباهتي به هم دارند. شما هم دست به كار شويد و شروع كنيد به نامه و ميل زدن بلكه مسؤولان دلشان به رحم بيايد، به خاطر سيروس مقدم هم كه شده اين ستون گوي و تمشك را چاق كنند. به هر حال از همين الان مي توانيم سيروس مقدم را طلايه دار ستون گوي و تمشك مان بدانيم!
|
|
|
فيلم سينمايي برره
مهران مديري بازمي گردد
غافلگيركننده ترين خبر امسال چي است؟ اكران به رنگ ارغوان يا آفسايد، آزمايش موشك شهاب 4، راه اندازي نيروگاه بوشهر، كاهش تورم، قهرماني تيم ملي در جام جهاني، خداحافظي علي دايي از فوتبال،... چي؟ هرچي بگوييد، اشتباه حدس زده ايد.
امسال بتركون ترين خبر اين است: فيلم سينمايي برره با كارگرداني مهران مديري ساخته مي شود! فيلمي كه در اكران، روي هر چي كما و كلاه قرمزي و تايتانيك هست را كم مي كند و هيچ هم از مديري بعيد نيست. يادتان هست ماجراي سريال پاورچين و بعدش فيلم توكيو بدون توقف را؟ الان تازه اوضاع مناسب تر است و ذهن ها آ ماده. به جاي آقا مهران، هر كس ديگري هم از روي آن بيلبورد و با آن لبخند مليح به ملت نگاه مي كرد، دستش مي آمد برره چه سوژة توپي براي پول جمع كردن است. مگر ايشان از آن اسكناس جعل كن ها و عروسك و جاسوئيچي سازها كمتر تشريف دارند كه از اين خوان گسترده اي كه خودشان پهن كرده اند، بهرة بيشتري نبرند؟ مگر برادران آقاگليان خداي نكرده مُرده اند كه نتوانند مثل برادران سازندة ماتريكس در كنار مهران جان بتركانند؟ البته مهران مديري كنار همة اين حرف و حديث ها، حتما يك سريال طنز ديگر مي سازد. اسمش را مي گذاريم شما حدس بزنيد. همة كارها را كه ما داريم مي كنيم، اين يك كار را شما بكنيد. راهنمايي اين كه در نام اين سريال از دو كلمة برره و چين استفاده شده است!
تلويزيون امسال چه خبر است؟
ويروس 20:30 همه را مي گيرد
واقعا پيش بيني اين كه تلويزيون چه اتفاقي برايش مي افتد، كار خيلي طاقت فرسا ولي ساده اي است. مثلا مطمئن باشيد امسال ويروس 20:30 آخرين بخش هاي خبري سالم را هم بيمار مي كند و تمام بخش هاي خبري پر مي شوند از مجري هاي ژانگولر، با بخش هاي خبري جينگيل و سوسول بازي هاي كامپيوتري. بنابراين مرض جديدي ظاهر مي شود و احتمالا مجري ها در حال راه رفتن خبر مي گويند و... سريال هاي خارجي هم، همچنان با خشونت دنبال مي شوند و مي توانيم بچه هاي كوچك را راحت بگذاريم تا صحنه هاي جذاب تركاندن مغز و دل و روده توسط قاتلين را با علاقة وافر نگاه كنند. اين وسط هم چند تا سريال ايراني با دخترهاي دم بخت چادر سفيد گل دار و پسرهاي مثلا سربه زير پخش مي شود و همه به خوبي و خوشي به پدر و مادر و گمشدة خودشان مي رسند و البته از نان شب واجب تر براي تلويزيون چي است؟ احسنت، پيام هاي بازرگاني! در حقيقت امسال هم تلويزيون، آگهي پخش مي كند و اگر جاي خالي باقي ماند، سريال مي گذارد. توي اين شلوغ بازي تلويزيون، همچنان هر هفته حداقل 10 تا فيلم سينمايي خارجي را در قالب بخش هاي مختلف مي بينيم و احتمالا اين برنامه هاي سينمايي به جمع دوستان اضافه مي شوند: سينما و مافوق سينما 7 ، سينما و سيطره ، سينماي آماتور ، سينماي آن ور و پردة آينه اي . برنامه هاي بي آزاري مثل شفيع و ورزش و مردم، گزارش هفتگي، سيماي خانواده و هرمز شجاعي مهر هم آن گوشه موشه ها به زندگي خودشان ادامه مي دهند. و البته پرستاران بدون شك، پربيننده ترين سريال است، اگر شبكه اولي ها بعد از دو سال همين طور بخواهند به ملت حال بدهند!
|
|
|
چهره سال
ديويد فينچر پس از چهار سال
شك نكنيد كه دلتان برايش تنگ شده. فينچربازان دو آتشه اگر هفته اي يك بار آن فصل آخر باشگاه مشت زني را تماشا نكنند، هفته شان به سر نمي رسد. آن ها هم كه فقط عشق سينما هستند، حداقل يك بار. در اين مدت، اتاق وحشت يا هفت را هم يك بار ديگر مرور كرده اند. پس حالا اگر قرار باشد فيلم تازة فينچر اكران شود، مگر مي شود نامش را از فهرست چهره هاي سال بيرون كشيد؟ نام فيلم تازة ديويد فينچر زودياك است و يك فانتزي تمام عيار در همان مايه هايي است كه فينچر همان اول كار در بيگانة 3 امتحان قبولي اش را داده. فيلم پر از ستاره است. به جز گري اولدمن كه نقش اصلي فيلم را دارد، در فهرست بازيگران، اين نام ها را هم مي شود پيدا كرد: مارك روفالو، جيك گيلنهال، درمات مالروني، آنتوني ادواردز و رابرت داوني جونيور. اگر اين همه بازيگر كافي نيست، بايد بگوييم داستان فانتزي فيلم در دهه هاي شصت و هفتاد ميلادي مي گذرد تا دلتان اساسي آب شود و براي ديدن دهه هاي طلايي به روايت فينچر، تا اواسط سال جاري ميلادي صبر كنيد. زودياك و عاليجناب فينچر در راه اند!
پرفروش سال
بازگشت سوپرمن سينگر مي فروشد
چند وقت قبل از آن كه حادثة برج هاي تجارت جهاني رخ دهد، كمپاني هاي هاليوودي تصميم گرفته بودند قهرمانانشان را دوباره روي پرده بفرستند. آن روزها نخستين گزينه اسپايدرمن بود و سام ريمي نخستين اسپايدرمن تازه را ساخت. فيلم هم كه پس از يازده سپتامبر به نمايش درآمد، آمريكايي هاي تشنة قهرمان را به سالن ها كشاند. از آن زمان ، چند سال مي گذرد، اما تب زنده كردن دوبارة قهرمانان ادامه دارد.كمپاني برادران وارنر هم كه سال قبل، بتمن را به روشنفكرانه ترين شكل ممكن با كريستوفر نولان زنده كرد، امسال هم يك بازآفريني ديگر را در برنامه دارد؛ بازگشت سوپرمن را كه كارگردانش برايان سينگر است و قبل از اين، مردان ايكس را به يك گيشة مطلوب رسانده. براي همين وقتي قرار است فيلم سپتامبر امسال اكران شود، آدم ناخودآگاه ياد اسپايدرمن و آن فروش افتتاحية فوق العاده مي افتد. سوپرمن تازة سينما، برندان راث است كه از تازه واردهاست و نقش منفي را هم كوين اسپيسي بازي مي كند. ضمن اين كه دختري كه سوپرمن عاشقش است هم با بازي كيت بسورث جان گرفته است. اگر ميان فيلم هاي اكران آينده، دنبال پرفروش بگرديد، گزينة منطقي و قطعي، همين بازگشت سوپرمن است. هم برايان سينگر قبلا امتحان اش را پس داده هم كاراكتر سوپرمن.
|
|
|
بعضي از مهم ترين فيلم هاي 2006
سال خوب داوينچي
به جز سوپرمن و فيلم جديد ديويد فينچر، امسال فيلم هاي مهم ديگري را خواهيم ديد
پرچم پدران ما: كلينت ايستوود توي اين سال ها هر فيلمي ساخته، كمي تا قسمتي تركانده. عزيز ميليون دلاري و رودخانة مرموز كه يادتان نرفته؟ ايستوود اين بار سراغ جنگ جهاني دوم رفته.
كوكب سياه: برايان دي پالما با ساخت فيلم هايي چون صورت زخمي، مأموريت غير ممكن و راه كارليتو، طرفداران خاص خودش را دارد. در كوكب سياه، اسكارلت جوهانسون و جاش هارتنت بازي دارند.
سال خوب: ريدلي اسكات (كارگردان) و راسل كرو بازيگر، شما را ياد چه فيلمي مي اندازند؟ خالقان گلادياتور، اين بار در فيلمي كمدي در دوران معاصر بازگشته اند.
مرحوم: مارتين اسكورسيزي انگار تازه نيرو گرفته و دي كاپريو هم مثل چند فيلم اخير استاد، نقش اول است. راستي اسكورسيزي در اين فيلم، يك سورپريز هم دارد. در كنار دي كاپريو و مت ديمون و مارك والبرگ، جك نيكلسون بزرگ هم حضور دارند.
مأموريت غير ممكن۳: بالاخره انتظار طرفداران مأموريت غير ممكن 1 و 2 به پايان مي رسد و امسال دوباره مي توانند تام كروز را در قامت اتان هانت ببينند.
كد داوينچي: پرسر وصدا ترين فيلم در حال ساخت در سال گذشته و احتمالا يكي از پرسرو صداترين فيلم هاي امسال از روي رمان پرفروش كد داوينچي. حضور ران هاوارد (كارگردان ذهن زيبا)، تام هنكس، ادري توتو و ژان رنو هم جذابيت هاي فيلم را چند برابر كرده است.