|
مهم چيزي است كه باقي مي ماند
براي جاودانه شدن حتما نبايد شاعر يا كارگردان سينما شويد. او فكر مي كند كه جاودانگي مي تواند با يك اثر علمي يا در شفا يافتن بيماران اتفاق بيفتد
|
|
|
علي غلامرضانژاد
پزشك متخصص و پژوهشگر
اغلب وقت من در كار بوده، اما تفريح هم داشته ام. با خودم كه فكر مي كنم، مي بينم در اين چند سال حداقل 25 بار مسافرت رفتم
هما كبيري
ديپلم رياضي داشته و سال سوم در رشته مهندسي پزشكي قبول شده، اما مرخصي مي گيرد و درس مي خواند تا اين كه سال چهارم در پزشكي آزاد و دام پزشكي دانشگاه تهران قبول مي شود، بدون اين كه حتي يك كلمه زيست در زندگي اش خوانده باشد! او بعد از هفت سال مي شود دكتر علي غلامرضانژاد و از سال 82 هم مي شود رزيدنت رشته تخصصي پزشكي هسته اي. دكتر در مدت تحصيلش در رشته پزشكي، موفقيت هايي به دست آورده كه برايش رزومه اي در حد اعضاي هيأت علمي دانشگاه درست كرده است. رتبه 5 امتحان جامع علوم پايه، رتبه 4 المپياد كشوري علوم پزشكي، رتبه 7 پارا انترني و رتبه 17 رزيدنتي، بخشي از اين هاست.
۶ كتاب ترجمه و يك كار تأليف داشته و يكي از همين كتاب ها با عنوان نورولوژي در جشنواره كتاب سال دانشجويي مورد تقدير هيأت داوران قرار گرفته است. اما چيزي كه كارنامة كاري او را از ديگران متمايز كرده، كارهاي تحقيقاتي اش است. او براساس اين تحقيقات، 30 مقاله در كنفرانس هاي بين المللي ارائه داده و 11 مقاله در بانك هاي اطلاعات پزشكي ثبت كرده است. يكي از كارهاي تحقيقاتي اش كه موضوعي كاملا بكر است، مربوط مي شود به بيماران شيميايي!
علي غلامرضانژاد تنها 28 سال دارد و به نظر مي آيد در اين ميدان، هيچ رقيبي را به رسميت نمي شناسد!
سهم واقعي شما در كارهاي تحقيقاتي كه ارائه داده ايد، چقدر است؟
مثلا در بررسي وضعيت خون رساني قلب براي مريض هاي شيميايي، ايده مال خودم بود و تمام كارها را خودم انجام دادم. از بين كارهايم ده دوازده تا را به تنهايي انجام دادم و در بقيه، در قسمتي از كار شركت داشتم. حالا يا موضوع را من ارائه داده بودم يا اين كه گروهي كار كرده بوديم.
آمار كارهايتان خيلي بالاست! يعني زندگي شما همه اش كار بوده؟ پس تفريح چي مي شود؟
درست است. اغلب وقت من در كار بوده، اما تفريح هم داشته ام. با خودم كه فكر مي كنم، مي بينم در اين چند سال حداقل 25 بار مسافرت رفتم. سعي كردم همة كارهايم مفيد باشد. شايد بعد از اين كه تخصص قبول شدم، اين طور نبوده. خيلي كار كرده ام، ولي باز هم مي توانست بهتر از اين ها باشد.
احتمالا مسافرت ها هم كاري و درسي بوده. من منظورم وقتي است كه آدم براي خودش مي گذارد. وقتي غير از درس و تحقيق و كار!
مثلا اگر مسابقة فوتبالي مي گذاشتند، مي افتاديم دنبالش، تيم مي داديم. كلا من خيلي شيطاني مي كردم. همين الان هم اگر از همكاران در بخش بپرسيد، همه مي گويند خيلي شيطان است. هم شيطاني مي كنم و هم كارخودم(!) مثلا با دوستانم حساب كردم، چيزي حدود 5/2 ميليون تومان خرج رستوران هاي تهران كردم. اين يعني اين كه تفريح هم دارم. اما دوست دارم كاري كنم كه وقتي به عقب برمي گردم، آن كار زنده باشد و چيزي ازش باقي مانده باشد.
چطور مي شود در كنار اين شيطاني ها و تفريح هايي كه حرفش را مي زنيد، اين قدر هم خوب كار كرد؟
مهم اين است كه درست برنامه ريزي كني. بعضي چيزها ارزش ندارد. براي همين بايد سعي كني كه هميشه مفيد باشي. به نظر من خيلي از بچه ها وقتشان را به بطالت مي گذرانند و دنبال كارهايي مي روند كه نتيجه ندارد. من الان شب ها دارم مي روم تمرين و اسكيت مي كنم. مي دانم آخر سر يك چيزي ياد مي گيرم. به نظر من نتيجه يك چيز است و آن هم چيزي است كه در زندگي باقي بماند.
حالا در اين رد تحقيقات و پژوهش هايي كه از خودتان به جا گذاشتيد، كدامشان بيشتر شاخص است؟
شيميايي ها! چون اولين بار بود كه در دنيا انجام شد. گازهاي مختلفي در جنگ ايران و عراق استفاده شد. يكي از مهم ترين آن ها، گاز خردل بود كه چون ارزان قيمت است، در اغلب جنگ ها استفاده مي شود. اين گاز باعث مي شود كه مدت زيادي، نيروي مقابل نتواند به خاك دشمن بيايد. تا الان عوارض مختلفي از اين گازها كشف شده، مثل عوارض ريوي، خوني و... ولي هيچ كس نيامده بود بررسي كند كه اين ها روي قلب هم اثر دارد. فقط يك تحقيق كوچك بر روي چند موش، در سال 1987 در ارتش آمريكا انجام شده بود.
دقيقا چه چيزي را بررسي كردي و به چه نتيجه اي رسيديد؟
ما به سختي اين كار را انجام داديم، در حالي كه هيچ جا با ما همكاري نكرد. يك تئوري و فرضية جديد است كه بايد دنبال بشود. تا اين جاي كار ما توانستيم ثابت كنيم كه اين گاز عوارض قلبي طولاني مدت هم دارد. روي 22 مريض شيميايي زير 44 سال كه به طور معمول نبايد عارضة قلبي داشته باشند، بررسي كرديم كه تعداد زيادي شان عوارض قلبي داشتند.
ايده اش چطور به ذهنتان آمد؟
من در يك مركز خصوصي كار مي كردم. مريض هاي شيميايي را كه براي كارهاي درماني به بيمارستان ساسان مراجعه مي كردند، براي اسكن قلبي به آن مركز مي فرستادند. هيچ كس تا به حال به اين موضوع دقت نكرده بود كه چرا بيماران شيميايي، اسكن هاي قلبشان يك جور خاصي است. يك جورهايي شده بود كه وقتي اسكن را مي گذاشتند جلوي من، مي گفتم اين مريض، شيميايي است، بدون اين كه مريض را ديده باشم! به دليل اين كه اسكن شان با مريض هاي عادي تفاوت دارد. از آن جا به ذهنم رسيد كه يك تحقيق در اين باره انجام بدهم.
به نتيجة خوبي هم رسيديد؟
كار خيلي قشنگي بود و مقاله اش را هم براي معرفي به آمريكا فرستاديم. در شهر اورلاندو كنفرانسي قرار است برگزار بشود كه در آن پذيرش گرفتم. نويسنده اش خودم هستم، ولي چون سربازي نرفتم، نمي توانم از ايران خارج بشوم و يكي ديگر از نويسندگان مي رود. اما كلا از اين كار، خيلي لذت بردم و فكر مي كنم گل كارهايم تا الان همين بوده.
اگر تا اين اندازه به رشــته پــزشـكي علاقه منديد پس چرا در دبيرستان رياضي را انتخاب كرده بوديد؟
نمي دانم، آن موقع ريـاضـي ام خيلي خوب بود، خيلي! باور كردني نبود. علاقه مند بودم و شــايد يـك جـوري دلبستة رياضـي هم شده بودم. آن هم نه رياضي كاربردي در مهندسي، بلكه رياضي محض محض محض! چيزي كه سلول هاي خاكستري مغز آدم به تقلا و جفتك زدن بيفتد. هميشه دوست داشتم از اين سلول ها كار بكشم، هيچ وقت هم به درستي كار نكردند! آن اول هم مهندسي پزشكي را انتخاب كردم، چون يك جوري بين رياضي و پزشكي مانده بودم.
وقتي از اين مواد راديواكتيو استفاده مي كنيد، خطري شما را تهديد نمي كند؟
چرا، ما هم بايد يك سري چيزها را رعايت كنيم. به هرحال ما هم اشعة زيادي مي خوريم!
با توجه به همة اين دانسته ها، آيا انتخاب اين رشته به ريسكش مي ارزد؟
آدم بايد بسته به شرايط انتخاب كند. من همه چيز را ديدم و با توجه به شرايط خودم انتخاب كردم. من يك رشته اي مي خواستم كه فرصت تحقيق را به ام بدهد. اين رشته به ام داد. با اين كه ايده آل نيست! ايده آل من جراحي است كه در آينده، هر جوري شده سراغش مي روم.
|