- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۲ - شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۵ - - Apr 8, 2006
docharkhe
۱۵ نكته گفتني و 5 نكته شنيدني براي يك همكلامي صحيح و سالم
آداب همكلامي
028548.jpg
محمد كياسالار
همكلامي يك سكة دورويه است ـ گفتن دارد و شنيدن ـ و هر دو رويش آداب و رسومي دارد گفتني و شنيدني. همكلام خوب، هم گوشش خوب و به موقع كار مي كند، هم  زبانش. افراط و تفريط در هر يك از دو روي اين سكه لاجرم همان حكمي را دارد كه افراط و تفريط در هر كار و بار ديگري.

۱
گفتني ها كم نيست
خوب گفتن و خوب حرف زدن به معناي شيرين سخني يا چرب زباني نيست. در همكلامي، خوب حرف زدن به اين معناست كه شما به عنوان گوينده بتوانيد شنونده تان را وادار كنيد به شنيدن. نه از سر ناچاري و اجبار، بلكه از سر ميل و رغبت؛ و اين كار البته كار آساني نيست. براي خوب حرف زدن به هنگام همكلامي،  به پانزده نكتة زير توجه كنيد:
ساده و صميمي بگوييد اما سودمند
بيشتر آدم ها دلشان مي خواهد بدانند شما چه كاري مي توانيد برايشان انجام بدهيد ـ و نه بر عكس ـ تا مي توانيد، حرف هايتان را از محتويات سودمند پر كنيد و البته مراقب باشيد لحنتان خيلي هم خطابي و گفتاري نشود تا همكلام تان از شما فاصله نگيرد. مثلا گفتن اين كه: پريروزها كتابي خواندم كه راه هاي فوق العاده آساني براي تمركز ذهن آموزش مي داد. مثلا يك راهش اين بود كه... خيلي به همكلامي نزديك تر است تا اين كه بگوييد: يك راه خوب كه مي تواني براي تمركز ذهن استفاده كني، اين است كه...

براي حرفتان دليل بياوريد
دستور پشت دستور؟ اين رسم همكلامي نيست. اگر مي خواهيد از همكلام تان تقاضايي بكنيد، حتي المقدور برايش دليل موجهي بياوريد. مثلا نگوييد فلان كار را انجام بده چون من اين طور مي خواهم، يا اين يك قانون است و تو بايد رعايت اش كني و امثالهم. دليلي بياوريد تا مخاطب تان قانع شود كه انجام آن كار به صلاح خودش و اعضاي مجموعه اي است كه با او همكار يا همراه اند. ترجيحا بايد از دلايلي استفاده كنيد كه نفعي را هم متوجه خود او كند.

بحث را آگاهانه عوض كنيد
اگر مي خواهيد در طول يك مكالمه، ناگهان مسير بحث را عوض كنيد، بايد اين را پيشاپيش به شنونده تان بگوييد تا ذهنش آماده شود. اگر مرتب از اين شاخه به آن شاخه بپريد و شنونده تان را گيج كنيد، ممكن است او ديگر به شنيدن حرفتان رغبتي نشان ندهد. گوش نكردن، خيلي آسان  تر است از گوش كردن به يك مشت حرف  نامربوط و گيج كننده.

عادت  هايتان را سر و سامان بدهيد
موقع حرف زدن، حواستان به عادت هايتان باشد. تا آن جا كه مي توانيد، عادت هايتان را اصلاح كنيد. مثلا دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار، بازي كردن با انگشتان دست يا با خودكار به جايي كوبيدن، همة اين كارها ممكن است حواس مخاطب تان را پرت كند يا غيرمستقيم به او بگويد كه شما نسبت به حرفي كه مي خواهيد بزنيد، اطمينان نداريد يا بي علاقه و دستپاچه ايد.

حركات را با حرف هايتان متناسب كنيد
براي هر شنونده اي سخت است كه يكي دو ساعت پاي صحبت كسي بنشيند كه شق و رق مي ايستد و بدون هيچ ژست و حركت اضافه اي، يك ريز حرف مي زند. البته در اين كار هم مثل هر كار ديگري بايد اندازه نگه داشت. از ژست ها و حرف ها و حركات اضافي در طول صحبت كردن، هر چه كمتر استفاده كنيد، تأثيرش بيشتر مي شود. از اين ژست ها و حركات  بايد وقتي استفاده كنيد كه مي خواهيد روي قسمتي از حرفتان تأكيد كنيد و طبيعتا بايد آن ها را با حرف هايتان متناسب كنيد. اين را هم فراموش نكنيد كه موقع حرف زدن با فرد يا جمع، هيچ چيزي تأثيرگذارتر از يك لبخند ساده و صميمي نيست.

از تپق زدن فرار نكنيد
اشتباهات جزئي در طول حرف زدن معمولا چندان اهميتي ندارند. اغلب شنونده ها به اين اشتباهات جزئي، توجه چنداني نشان نمي دهند. البته اشتباه داريم تا اشتباه. طبيعتا اگر كسي در ميان حرف هايش ناگهان آروغ بزند، همه ،جا مي خورند و مي خندند. اما تپق زدن  و امثالهم را معمولا هيچ كس جدي نمي گيرد، مگر اين كه شما با دستپاچه شدن هاي مكرر، خودتان حواس مخاطب را به اشتباه تان جلب كنيد.

ارتباط چشمي داشته باشيد
تام كروز معتقد است كه: خوب نگاه كردن و برقراري يك ارتباط چشمي صحيح، اساسي ترين عنصر هنرپيشگي است. ـ درست و غلط  اين حرف به پاي خودش ـ اما آن چه او دربارة بازيگري مي گويد، دربارة همكلامي كاملا صادق است. ارتباط چشمي يكي از ساده ترين و مهم ترين پل هاي ارتباطي به هنگام همكلامي است.

خوب شروع كنيد
شروع صحبت خيلي مهم است. شروع بي سر و ته،  بدترين آفت يك سخنراني است. مثلا سردبير يك نشريه را در نظر بگيريد كه در جلسة سخنراني براي تحريريه ، با اين جمله شروع به حرف زدن كند: از امروز مي خواهم در تحريرية اين نشريه يك تغيير اساسي ايجاد كنم... اين شروع، حواس همه را به حرف هاي سردبير جلب مي كند. اما اگر او با اين جملات شروع مي كرد، چطور؟: وقتي قرار شد براي اعضاي تحريريه صحبت كنم، با خودم گفتم از كجا شروع كنم به حرف زدن و چه چيزي بگويم كه هم وقتمان ضايع نشود، هم بهبودي در اوضاع تحريريه ايجاد شود... مي بينيد؟ شروع دوم، خيلي ضعيف است. كسي رغبت نمي كند ادامة حرف ها را بشنود. شروع صحبت با يك داستان يا يك لطيفه هم مناسب است، البته به دو شرط: اول اين كه لطيفه يا داستانتان طولاني نباشد و دوم اين كه به بقية موضوع صحبت  تان كاملا مربوط باشد. شروع صحبت با طرح يك سؤال هم شروع خوبي است،  البته به شرطي كه سؤالتان پخته و فكر شده باشد تا ذهن شنونده را به خودش مشغول كند. چنين شروعي خيلي تأثيرگذار است و آمادگي ذهني خوبي به همكلامتان مي دهد، حتي اگر تا پايان صحبت  تان جواب آن سؤال را به طور واضح بيان نكنيد.

روده درازي نكنيد
شفاف حرف بزنيد. از جمله هاي طولاني كه نفس شنونده را مي گيرد، كمتر استفاده كنيد. زود به نقطه برسيد. اثرگذاري جملات كوتاه معمولا بيشتر است. مثلا اگر بازيكنان يك تيم از زبان مربي شان بشنوند كه: فقط بايد ببريم. مساوي را هم فراموش كنيد... خيلي مشتاق تر به ادامة حرف ها گوش مي دهند، نسبت به زماني كه مربي با اين جملات، شروع به حرف زدن كند: ما بايد جامة غرور را از تن بيرون كنيم و با كار كردن بر روي نقاط ضعف حريف و تقويت نقاط قوت تيم خودمان، نتيجة اين بازي را به نفع خودمان تغيير بدهيم. طبيعتا تأثير اين جملة دوم، خيلي كمتر است از جملة اول.

از قدرت تضاد استفاده كنيد
استفادة به جا از تضاد و طباق در ميان صحبت، مفيد است. مثلا از يك سخنراني بلند مائو، همه فقط همين جمله را به خاطر سپرده اند و مرتب ذكر مي كنند كه: سياست، يك جنگ بدون خونريزي است، اما جنگ يك سياست همراه با خونريزي است. يا مثلا اين جمله از قول جان اف كندي، تاريخي شده است كه: نگوييد كشورمان براي ما چه كار كرده است، بگوييد ما براي كشورمان چه كار كرده ايم. استفادة به جا از مقايسه هم در ميان صحبت، توجه شنونده را جلب مي كند: وقتي ما داشتيم اين شركت را تحويل مي گرفتيم، هيچ چيزي جز 100 ميليون بدهي در بساط نداشتيم. اما الان تمام بدهي ها يمان را پرداخت كرده ايم و...

تكرار را دريابيد
گاهي تكرار برخي حرف ها خيلي اثرگذار است. معروف است كه مارتين لوتر در طول يكي از سخنراني هايش اين جمله را پانزده بار در فواصل مناسب تكرار كرد كه: من رؤياي بزرگي در سر دارم! و بعدها همين جمله، دستماية ترانه هاي متعدد و ماندگار شد.

گاهي مكث كنيد
به موقع در ميان صحبتتان مكث كنيد. مثلا اگر شوخي لطيفي كرده ايد كه انتظار داريد مخاطب تان بخندد، يا حرفي زده ايد كه فكر مي كنيد شنونده تان مي خواهد ابراز احساسات  كند، حتما بايد مدت كوتاهي مكث كنيد و ريتم صحبتتان را كند كنيد.

تناسب را فراموش نكنيد
حرف هايي بزنيد كه با سن و سطح سواد و سليقة شنونده تان تناسب داشته باشد. ببينيد براي چه سن و سالي قرار است حرف بزنيد؟ چقدر با موضوع مورد بحثتان آشنايي دارد؟ از كلمات مناسب و طرز بيان مناسب استفاده كنيد.

مختصر و مفيد بگوييد
لرد برابازون مي گويد: اگر نمي توانيد تمام حرفتان را ـ مختصر و مفيد ـ در بيست دقيقه بگوييد، به تان توصيه مي كنم برويد كتاب بنويسيد. مي گويند يكي از تأثيرگذارترين سخنراني هاي تاريخ، سخنراني آبراهام لينكلن در سال 1863 در گيتسبورگ بود كه فقط دو دقيقه طول كشيد! هيچ شنونده اي تا به حال، از كوتاه بودن مدت سخنراني يك سخنران گلايه نكرده است، اما بر عكسش زياد اتفاق افتاده و مي افتد.

خوب تمام كنيد
پايان كلام هم بايد مثل شروع كلام، قاطع و تأثيرگذار باشد و البته بهتر است كه پايان حرف هايتان به نوعي با شروعتان هم در ارتباط باشد. لابد ديده ايد كه بسياري از فيلم ها هم از همين تكنيك استفاده مي كنند تا تأثيرگذاري بيشتري داشته باشند.

028545.jpg
2
و اما شنيدني ها
خوب شنيدن، سرآغاز همكلامي است و شايد لازم ترين مهارت  در ارتباطات انساني. اگر نتوانيد خوب به حرف مردم گوش كنيد، يكي از آسان ترين راه هاي تأثير گذاشتن بر ديگران را از دست مي دهيد. بيشتر مردم فقط وقتي به حرف هايتان خوب گوش مي كنند كه حرف هايشان را خوب بشنويد. با اين مهارت مي شود موانع همكلامي را از ميان بر داشت. اما بد شنيدن، درست در نقطة مقابل، گوينده را دچار اين توهم مي كند كه شما به گوينده و حرف هايش بي علاقه و بي اعتناييد. براي خوب شنيدن لااقل بايد به پنج نكته توجه كنيد:
گام اول را محكم برداريد
علم ارتباطات مي گويد كه موقع همكلامي، هر چيزي كه تمركز حواس گوينده يا شنونده را به هم بريزد، دست و پا گير است و نامطلوب. تمام عوامل دست و پا گير اينچنيني را كه تمركز حواس شما يا طرف مقابل تان را مخدوش مي كند، از ميان برداريد. گوينده بايد حس كند كه شما فضاي امن و اطمينان بخشي را براي همكلامي با او مهيا كرده ايد. اين، قدم اول است.

با زبان  به گوش  كمك كنيد
خوب شنيدن به اين معنا نيست كه وقتي گوينده حرف مي زند، فقط سكوت كنيد و به او خيره شويد. زبانتان مي تواند و بايد به گوشتان كمك كند. مي پرسيد چطور؟ با طرح سؤال هاي به جا و به موقع. طرح چنين سؤال هايي، همكلام مان را مطمئن مي كند كه توجه ما كاملا معطوف شده است به حرف هاي او. اين توجه، احترام و توجه همكلام مان را هم نسبت به ما برمي انگيزد. خوب شنيدن و خوب سؤال كردن، نوعي اهميت دادن به طرف مقابل تلقي مي شود و نتيجه اين خواهد شد كه گوينده، حس خوب و مثبتي نسبت به خودش و شنونده پيدا كند.

فضاي مكالمه را باز نگه داريد
براي خوب شنيدن بايد سعي كنيد فضاي گفت وگو را باز نگه داريد. بسياري از آدم ها عادت دارند كه موقع حرف زدن، بخشي از حرف هايشان را بگويند و بخش ديگري را در ذهن و زبا نشان مخفي كنند يا به هر دليلي حرفشان را تمام و كمال به زبان نياورند. همكلامي با اين قبيل آدم ها سخت تر است. در چنين مواردي بايد با طرح سؤال هاي به موقع و پياپي، فضاي مكالمه را باز نگه داريد. با طرح پرسش هايي از اين قبيل كه: چطور، چرا،  چه كسي، چه چيزي، كجا و كي مي توانيد مكث هاي مكرري را كه در كلام چنين گوينده هايي به وجود مي آيد، بشكنيد.

هدفمند سؤال كنيد
از سؤال هايي كه مي پرسيد، بايد منظور خاصي داشته باشيد وگرنه به هدف  دلخواه تان نمي رسيد. بهتر است سؤال هايي طرح كنيد كه همكلام تان خوب بفهمدشان و بتواند به آن ها پاسخ بگويد. سؤال هايي كه چند مجهول را به طور همزمان مورد سؤال قرار مي دهند، سؤال هاي خوبي نيستند. بهتر است كه در هر نوبت، فقط يك مسأله را مورد سؤال قرار بدهيد.
قواعد را رعايت كنيد حتي در مشاجره
همكلام خوب حتي وقتي كارش به مشاجره مي كشد، قواعد خوب شنيدن و خوب گفتن را رعايت مي كند. خيلي از مشاجره ها فقط و فقط با خوب شنيدن حل و فصل مي شوند. باورش سخت است، اما حقيقت دارد. امتحان كنيد. درست در همان موقعي كه همكلام تان دارد سعي مي كند با داد و بيداد، حقانيت خودش را به شما ثابت كند، بدون اين كه حرف هايش را گاه  و  بيگاه قطع كنيد، خوب به حرف هايش گوش كنيد تا تمام حرف هايش را بزند. با خوب گوش دادن و تكرار كلماتي از قبيل بله، متوجه ام، منظورت را مي فهمم و امثالهم به همكلام تان نشان مي دهيد كه قصد شما آزار و اذيت او نيست. اين نكتة بسيار مهمي است كه همكلام تان حس كند حرف هايش را به طور كامل برايتان گفته و شما تمام حرف هاي او را خوب شنيده و فهميده ايد. بي توجهي به همين نكتة ساده در بسياري از مشاجره هاي پيش پاافتاده، كار را به جاهاي باريك مي كشد.

فهرست
نامه به سردبير
فهرست
سينما تلويزيون
مهرجويي ستاره جشنواره مي شود
نوذري گيشه ها را مي تركاند
رويداد۸۵
تلويزيون
عشق در سال وفا
خرچنگ در گل نشست
ورزشي
حسين كعبي: مي رم آرسنال، شايد هم منچستر!
نصرتي: امسال اسپانيا!
رويداد۸۵
مجتبي جباري: هنوز ترسم نريخته!
باخ  وگوته ايران را تشويق مي كنند
اين همه دليل براي هيجان
راز بندر آفتابي
روزواقعه
همه تزريق كردند جز فولر
اجتماعي
دين ظرف مي خواهد و ظرف دين اخلاق است
زندگي
وام مي دهند مثل قند
مايكروسافت، پشت به  زين
رويداد۸۵
سينما
زماني براي مات زدن
خانه شهرياران جوان هم آمد
رويداد۸۵
گوي طلايي تمشك طلايي
سلام هلو!
رفقاي ابدي
از صداي گلوله نترس
در كنار ايستوود
واقعيت دراماتيك نيست
عكس آرنولد
دانش
دوست مجازي ما، گوگل
گوگل: آن چه شما خواسته ايد
دنيا را ديد بزنيد
گوگل چيست و چرا؟!
خريد سهام AOL
همكاري با فولكس واگن
محصولات برتر گوگل
موسيقي
موسيقي هم زير سلطه آقازاده هاست!
حرف هاي بامداد بيات درباره پسر بابك بيات بودن
حرف هاي احسان خواجه اميري دربارة پسر ايرج بودن
روزها
جنگ هفتاد ودو ملت
مرداني از جنس آتش
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |