رئيس سازمان ملي جوانان، يك هفته مانده به چهارشنبه سوري دقايقي را مهمان همشهري جوان بود
عكس ها: محمدرضا شاهرخي نژاد
يك وقتي به رئيس سازمان انرژي اتمي گفتم ما هر دو تا با هم همكار هستيم. شما اورانيوم غني سازي مي كنيد، ما اوقات فراغت
اسماعيل رمضاني
آخرش كه چي؟ سازمان بالاخره مي خواهد چه كار كند؟ گفت وگو با اين سوال آغاز شد و خيلي زود هم به پايان رسيد:
- شما بگوييد بايد چه كار كند؟
كسي پاسخ مناسبي براي اين سوال رئيس سازمان ملي جوانان در آستين نداشت.
محمد جباري هم كه حال و هوا را مناسب ديد، ناخنكي به فضاي گفت وگو زد:
- بچه ها مي گويند بهتر است بودجه اش را خشكه با جوان ها حساب كنند. لااقل به يك درد زندگي شان مي خورد.
- البته بودجه اش خيلي ناقابل است. در مقابل بودجه سازمان هاي ديگر رقم قابل توجهي نيست. بر خلاف همة سروصداها بودجة سازمان از ابتدا تاكنون به شصت هفتاد تومان هم نمي رسد.
برق از سر سيامك رحماني پريد. پرسيد:
- ميليون يا ميليارد؟
روحاني خوش طبعي كه همراه حاج آقا آمده بود به شوخي پاسخ داد:
- توي برج آي تك ايم ديگر.
سيامك هم كه از اين يكي به دوها بدش نمي آيد، گفت:
- ما از جنوب شهر مي آييم.
فضاي اول گفت وگو خيلي جدي نبود. محمد جواد حاج علي اكبري، رئيس سازمان ملي جوانان هم به قول خودش آمده بود زيارت، گپي بزند و حرف هايي بشنود. به همين خاطر، خيلي وقت ها سؤالات ما را با سؤال، جواب مي داد. اما فضا كمي كه جدي تر شد، حرف هاي جدي تر و گاهي جديد تري هم از او شنيديم، مثل:
چه نيازي هست به سازمان ملي جوانان؟
سازمان ملي جوانان از همان ابتدا تاكنون يك پديدة در حال تكميل بوده. چيزي كه حالا شما به عنوان يك سازمان مي بينيد، محصول دو سه سال اخير است و هنوز هم در اين جايگاهش تثبيت نشده. اين را هم بگويم كه سر راه شكل گيري سازمان از ابتدا تاكنون خيلي مقاومت ها بوده. استدلال مخالفان شكل گيري سازمان در هر مرحله اي اين بوده كه جوان ها يعني همة كشور. بنابراين متولي متمركزي نمي خواهد. مثلا وقتي مي گوييد جوان، بلافاصله مشكل اشتغال توي ذهنتان مي آيد. براي حل اين مشكل هم يك وزارتخانة عريض و طويل به نام وزارت كار وجود دارد. پس چه نيازي هست به سازمان ملي جوانان؟ همين الان هم در برابر ساختارمند شدن و جدي تر شدن سازمان خيلي ها مقاومت مي كنند. از نظر آن ها چيزي مثل سازمان ملي جوانان يا حتي در يك سطح بالاتر وزارت جوانان خيلي منطقي جلوه نمي كند. بالاخره همه جا دارند كارهاي جوان ها را انجام مي دهند.
با اين حال، اين موضوع كه بالاخره نظام، يك پايگاهي براي شناسايي همه جانبة وضعيت جوانان كشور مي خواهد، تقريبا محل وفاق است. اگر اقتضاي شكل گيري سازمان ملي جوانان را چنين موضوعي بدانيم، آن وقت مي شود گفت آن طورها كه خيلي ها مي گويند، اين سازمان چندان هم بي فايده نبوده است.
سازمان ملي جوانان تا به حال مطالعات خوبي داشته و همين باعث شده رويكرد نويني نسبت به پديدة جواني در كشور ما پيدا شود. در خيلي از دانشگاه ها و مراكز پژوهشي، منابع اصلي تحقيقاتي، مطالعات سازمان ملي جوانان است. حتي شكل گيري رشته هايي مثل جامعه شناسي جوانان و مطالعات نسلي هم بي ارتباط با اين گونه فعاليت هاي سازمان نيست. اگر مي بينيم سازمان در اذهان عمومي، ظهور و نمود عيني و برجسته اي نداشته، به خاطر اين است كه نقش اصلي سازمان توي ساختارها، باورها و ريشه ها بوده است. اين چيزها معمولا نامرئي است و به چشم نمي آيد، اما در شكل دادن به اين ذهنيت كه ما بالاخره براي پديدة جواني بايد فكر و برنامه داشته باشيم، تأثير بسياري داشته است. من هميشه گفته ام سازمان ملي جوانان هم ساختمان اش توي خيابان سايه واقع شده، هم كارهايش. به همين خاطر خيلي به چشم نمي آيد.
جوان؛ بماهو جوان
من فكر مي كنم در آينده رسالت سازمان ملي جوانان [اگر بخواهد درست برود سر جاي اصلي خودش قرار بگيرد] هيچ كدام از اين هايي كه مي گويند، نيست. دنبال كردن اشتغال و مسكن جوانان، كار يك جايي مثل سازمان ملي جوانان نيست. هر كدام از اين ها براي خودشان دستگاه، بودجه و امكانات دارند. اگر ما به جوان، به قول ما طلبه ها بماهو جوان [همان چيزي كه از آن به پديدة جواني تعبير مي شود] نگاه كنيم، آن وقت صورت مسأله فرق مي كند. بنابراين، مطالعات، رصدها، گزارش ها و توقعات ما هم بر مبناي اين تغيير در صورت مسأله، عوض مي شود. اين رويكرد در حال حاضر جايش خالي است. چرا؟ چون دستگاه هاي متولي، هنوز به آن مسائل و نيازهاي درجه اول جوانان پاسخ مطلوبي نداده اند. الان ذهنيت عمومي جوانان در گير مسألة اشتغال، مسكن و ازدواج است. توي اين شلوغي و آشفتگي، چيزي كه ازش غفلت مي شود، خود پديدة جواني است. با اين حال در شرايط كنوني نمي شود اين سازمان، اسمش سازمان ملي جوانان باشد و نسبت به نيازهاي درجه اول جوانان بي اعتنا باشد. البته بنا نيست كه تو ليت كند. سازمان در اين جا نقش يك مدعي العموم و وكيل مدافع را دارد تا بعد كه به اين مشكلات پاسخ مطلوبي داده شد، برود سرجاي اصلي خودش و انرژي اصلي اش را بگذارد بر روي جوان؛ بماهو جوان
اوقات فراغت مثل اورانيوم
[سؤال ما اين بود كه اين پديدة جواني كه حاج علي اكبري از آن حرف مي زند، يعني چه؟ اين سؤال را از او پرسيديم، اما او جوابش را از ما خواست. بعضي ها چيزي گفتند، اما يكي به قول خود آقاي رئيس، زد توي خال: اوقات فراغت]
اين كلمة اوقات فراغت، شايد خيلي رسا نباشد، ولي پديدة جواني را شايد بتوان در همان فراغت پيدا كرد؛ زماني كه جوان بايد در آن، خودش را كشف و اثبات كند. ما براساس يك تلقي غلط مي گوييم اين اوقات فراغت را بايد پر كرد. پر كردن اوقات فراغت يعني اين كه دوباره اين فراغت را از جوان بگيريم. در اين جا، ايجاد فراغت تبديل مي شود به پر كردن فراغت. گاهي هم اسمش را عوض مي كنيم و مي گوييم غني سازي اوقات فراغت يك چيزي شبيه غني سازي اورانيوم. من يك وقتي به آقاي آقازاده، رئيس سازمان انرژي اتمي گفتم ما هر دو تامان با هم همكار هستيم. شما اورانيوم را غني سازي مي كنيد، ما اوقات فراغت را.
براي پوشش اين پديدة جواني هم بايد دو تا كار انجام بدهيم. يكي فهم درست صورت مسأله است و ديگري يك تحول ساختاري. بر مبناي اين تحول ساختاري هم يك دستگاه [حالا نه الزاما سازمان ملي جوانان] بايد به شكل تمام عيار براي رسيدگي به اين موضوع به رسميت شناخته شود و تمام لوازم اين قضيه هم در اختيارش قرار بگيرد، از همة امكانات تفريحي گرفته تا تمام ظرفيت هاي اردوگاهي و...
وزارت حيوونكي ها
گاهي وقت ها حرف از وزارت جوانان به ميان مي آيد. اگر كساني كه چنين طرحي دارند، منظورشان پيدا كردن جايگاهي براي رسيدگي به پديدة جواني باشد، حرفشان قابل اعتناست. اما اگر منظور از وزارت جوانان، چيزي شبيه سازمان ملي باشد منتها با يك عرض و طول بيشتر، بايد بگويم داريم مرتكب اشتباه بزرگ و جديدي مي شويم. جالب اين جاست كه گاهي وقت ها زنان هم مشمول اين وزارتخانه قرار مي گيرند. من همان وقتي كه ديدم اين دو را كنار هم گذاشته اند، به اين نتيجه رسيدم كه عزيزاني كه اين پيشنهاد را مطرح مي كنند، صورت مسأله را به درستي بررسي نكرده اند. اين تركيب، تركيب مناسبي نيست. [علي قنواتي هم مي گويد بهتر است اسم اين وزارتخانه را بگذاريم وزارت طفلكي ها و حيوونكي ها تا هر كسي كه مظلوم واقع شده، وزارتخانه اي براي خودش داشته باشد.]
ازدواج در دستور كار است
الان سازمان سعي مي كند همة موضوعات مرتبطي را كه متولي خاص و متمركز ندارد، تحت پوشش خود قرار دهد. غير از اوقات فراغت، ازدواج هم مسألة ديگري است كه احساس كرده ايم دولت بايد وظايفي را در مورد آن برعهده بگيرد. شايد بعضي ها بگويند ازدواج وظيفة خانواده هاست و دولت در اين جا شأن ورود و دخالت ندارد. اما از نظر ما وظيفة دولت و حاكميت، در اين زمينه خيلي سنگين است، آن هم در جامعه اي مثل ما كه به دنيا توي موضوع خانواده فخر مي فروشد. در دنياي فعلي كه خانواده چالش بزرگ انسان معاصر است، ازدواج در جامعه اي با مختصات ما نقطة شكل گيري خانواده است. بنابراين دولت بايد براي تمامي مراحل تشكيل خانواده از قبل از بلوغ تا بعد از ازدواج، تدبير و فكر داشته باشد. به همين خاطر، سازمان تصميم گرفته به شكل جانانه و جوانانه اي مسألة ازدواج را هم در دستور كار خودش قرار بدهد.
دعا بفرماييد، همين
ديگر وقت نماز است. بچه ها ترتيبي داده اند تا نماز مغرب به اندازه اي كه توي اتاق كوچك نمازخانة ما جا هست، به جماعت اقامه شود. حاج آقا مي گويد: خوشحال شديم با شما گپي زديم در عوالم جواني.
علي قنواتي هم از طرف همه تشكري مي كند و سؤالي مي پرسد دربارة برنامه هاي سال جديد سازمان. حاج علي اكبري هم فقط يك جواب كوتاه مي دهد:
- دعا بفرماييد بتوانيم همين رويكردها را به سرانجام برسانيم.