آرش نورآقايي - حسين شريف
ايتاليايي هاي امروزي دوست دارند رد ماركوپولو را بگيرند و از همان مسيري كه او گذشته، راه بيفتند و شهرهايي را كه ديده، از نزديك ببينند. اما اكثر ما عادت كرده ايم يك جا را انتخاب كنيم، كلي راه را بكوبيم تا برسيم به آنجا و چند روزخودمان را خفه كنيم. و لي سفر يعني از يك جا شروع كني، راه را بگيري، آرام آرام بروي تا به جاي ديگر برسي.
* اين سه تا از هفت مسير انتخاب شده اند كه دكتر ناصر كرمي
مي خواهد در كتاب راهياب ايران چاپ كند
جاده هزار و يك شب
اصفهان/نقش جهان
حالش به اين است كه داستان هاي هزار و يك شب را خوانده باشيد و خودتان را رسانده باشيد اصفهان و شيراز و روي سي و سه پل و در باغ دلگشا قدم بزنيد.
مي دانيم كه هزار و يك شب ماجراي داستان سرايي هاي شهرزاد، ملكة ايران زمين، براي پادشاه وقت بوده كه هيچ ملكه اي را بيش از يك شب نمي خواسته است.
شهرزاد پايان هر داستاني را به شبي ديگر موكول مي كرده تا پادشاه كنجكاو را شبي ديگر هم از كشتن خويش منصرف كند. اين ماجرا هزار و يك شب طول مي كشد و در پايان اين مدت، شهرزاد از پادشاه صاحب 3 بچه مي شود و البته كشتن مادر بچه ها ديگر، كاري است كه از عهدة پادشاه برنمي آيد. اصل هزار و يك شب ايراني بوده، اما حال و هواي عربي در آن وارد شده و به جاي اصفهان و شيراز، بغداد شده شهر هزار و يك شب.
براي اين كه اصل ماجرا دستتان بيايد، بايد از تهران به سمت جنوب راه بيفتيد. از اتوبان تهران ـ قم عبور كنيد و به سلفچگان برويد و بعد به محلات. حالا درست وسط كوير خشك، بزرگ ترين مركز پرورش گل ايران، جلوي رويتان سبز مي شود. از راه رفتن توي خيابان هاي خلوت و خوش آب و هواي محلات كه خسته شديد، برويد به سمت شهري كه يكي از سرسخت ترين و آرام ترين مردان قرن قبل تويش به دنيا آمده. بعد از خمين، گلپايگان هم گزينة خوبي است. با آب و هواي دلچسب و لبنيات دلچسب تر. حالا راه بيفتيد به سمت اصفهان. آن وسط ها ميمه (و مخصوصا كاروانسراي مشهورش)، مورچه خورت و شاهين شهر را از دست ندهيد.
تهران، سلفچگان، محلات، خمين، گلپايگان، اصفهان...،آباده، شيراز
بعد از همة اين ها نوبت اصفهان مي شود. تا حالا چند بار اصفهان رفته ايد؟ صد بار؟ باز هم كم است.
اگر ازدواج كرده ايد، مي توانيد از قول آدونيس، شاعر بزرگ عرب به اش بگوييد چشم هاي تو اصفهان است . اگر هم ازدواج نكرده ايد، سريع، همسري، زني، چيزي جور كنيد تا بتوانيد اين جمله را به اش بگوييد كه خيلي حيف است.
بعد از اصفهان، برويد شهرضا (مسجد جامعش را فراموش نكنيد.) بعد نوبت استان فارس است؛ سرزمين عشاير قشقايي. بعد از آباده، مي رسيد به جلگة پاسارگاد، همان جايي كه كورش، اساس امپراتوري عظيم خود را گذاشت و همين جا به خاك سپرده شد. آرامگاه كورش را ببينيدكه عجيب چيزي است. بعد برويد به سمت مرودشت. تور ايران باستان، تازه شروع مي شود؛ تخت جمشيد و نقش رستم.
... حالا رسيده ايد به آخر مسير، به پاريس مشرق زمين، به شهر هزار و يك شب، شيراز. شاهچراغ و باغ دلگشا و... به قول حافظ شبي خوش است، بدين قصه اش دراز كنيد.
جاده ابريشم
سمنان /دروازه ارگ
فقط كافي است فكر كنيد كه چه تعداد آدم، اين جاده را پياده طي كرده اند! اصل جاده از پكن تا استانبول يا حتي دورتر تا اروپا مي رفته. ما فقط يكي از راه هاي جادة ابريشم را كه از ايران مي گذرد، به شما پيشنهاد مي كنيم.
نمي خواهد جاي دوري برويد. تا حالا همين تهران را خوب ديده ايد؟ اين ييلاق قديمي به قلة 4000 متري توچال تكيه كرده و قنات ها و چنارستان هاي آن مشهور بوده. تهران، جاي عجيبي است. شمالش مي توانيد اسكي كنيد، جنوبش مي توانيد توي كوير راه برويد و دور و برش مي توانيد زير درختان ييلاق هاي زيبايي مثل رودبار قصران (لواسان، فشم، اوشان، آهار، دربندسر، شهرستانك و...) استراحت كنيد.
بعد از تهران، اولين شهر بزرگ مسير جادة ابريشم ورامين است. برج علاءالدين و مسجد جامع شهر را از دست ندهيد.
۴۲ كيلومتر بعد از ورامين به ايوانكي مي رسيد؛ يك شهر عجيب كه محل رويارويي دو دنياي كاملا متفاوت است. 25 كيلومتري شمال شهر، جادة سرسبز فيروز كوه است و 5 كيلومتر جنوب شهر، دشت كوير، يكي از مخوف ترين بيابان هاي جهان، با تپه هاي ماسة روانش و شن- بادهايي كه روز روشن را تاريك مي كنند. جادة مشهور- سنگفرش كوير از حوالي ايوانكي آغاز مي شود و تا قلب كوير مي رود. قدمت اين سنگفرش به 400 تا 600 سال پيش مي رسد و از اين نظر، قديمي ترين جادة جهان است. جاده به معناي راهي است كه تويش پر باشد از تأسيسات ميان راهي و زيرسازي لازم .
دور و بر اين جاده پر است از چيزهايي كه فكرش را هم نمي توانيد بكنيد. درياچة نمك، كاروانسراي مشهور قصر بهرام و عين الرشيد و مهم تر از همه، آخرين زيستگاه يوزپلنگ آسيايي و گور خر ايراني.
۳۴ كيلومتر بعد از ايوانكي، گرمسار است. يكي از بزرگ ترين بنادر حاشيه اي كوير. از گرمسار مي توانيد سفر با قطار در يكي از زيباترين مسيرهاي كوهستاني ايران را تجربه كنيد. بعد مي رسيد به سمنان. شهري كوچك و تميز و آرام كه هنوز به اصالت كويري اش وفادار مانده. فقط تماشاي مسجد جامع شهر كه يكي از نمونه هاي زيباي معماري كويري است، به زحمت رفتن به آن جا مي ارزد.
تهران، ورامين، ايوانكي، فيروزكوه، دشت كوير، گرمسار، سمنان، شهميرزاد، دامغان...،
همان دور و بر سمنان، ييلاق بي نظيري هست به اسم شهميرزاد كه آهوهاي زيبا دارد. شايد نتوانيد هتل پيدا كنيد، ولي از اقامت در خانه اي ارزان قيمت روستايي پشيمان نخواهيد شد. اين قسمت سفر، عجيب ترين تجربه اي است كه تا حالا داشته ايد.
اگر از شهميرزاد راه بيفتيد به سمت فولاد محله و بعد كياسر، ناكام و آخرسر، ساري و خزرآباد، آن وقت در عرض كمتر از يك روز از كوير، كوهستان، جنگل و دريا گذشته ايد. بايد برايتان اتفاق افتاده باشد تا بفهميد.
بعد از خزرآباد مي توانيد سري به دامغان بزنيد. برج پيرعلمدار، بازار قديمي و مسجد تاريكخانه را فقط فراموش نكنيد.
اگر اهل بيابانگردي هستيد، يكي از جالب ترين مسيرهاي بياباني ايران، همين راهي است كه از دامغان به سمت جنوب، به معلمان، بارانداز و جندق مي رود.
بعد از دامغان بايد برويد شاهرود. فكرش را بكنيد؛ شيخ حسن جوري، ابوالحسن خرقاني، ابن يمين فريومدي و بايزيد بسطامي از بروبچز اين دوره بوده اند و توي همين شهر مي پلكيده اند كه شما داريد تويش راه مي رويد.
از شاهرود مي توانيد برويد بسطام، خوش ييلاق و آزادشهر. از آن جا هم گنبد كاووس و دشت گرگان و تركمن صحرا. راه ما اما از سبزوار خوش آب و هوا مي گذرد و به نيشابور و مشهد مي رسد. تماشاي آرامگاه خيام و عطار و باغ هاي نيشابور، پيش غذاي خوبي براي زيارت مشهد است.
مشهد هم كه گفتن ندارد. از گوهرشاد و گنبد سبز و آرامگاه، خواجه ربيع و كوه سنگي و موزة آستان قدس و بازار رضا و آرامگاه فردوسي گرفته تا يك حرم دوست داشتني كه تماشايش به اندازة همة شهرها و باغ هايي كه توي اين دو صفحه برايتان تعريف كرديم، آدم را سرحال مي آورد.
جاده كورش
بختياري ها در ايذه
اگر حالش را داريد، بند و بساطتان را جمع كنيد و راه بيفتيد به طرف زادگاه كورش.
نقطة شروع، قم است. حرم حضرت معصومه، جمكران و درياچة نمك؛ اين سه تا را از دست ندهيد. قم شهر بانمكي است؛ با يكي از شورترين آب هاي كشور. مركز توليد يكي از محبوب ترين شيريني هاي ايران است؛ سوهان. در قم لازم نيست دنبال سوهان بگرديد و پيدايش كنيد. سوهان، خودش شما را پيدا مي كند. دير يا زود، آرم زرافة سوهان حاج حسين سوهاني و پسران را مي بينيد كه به تان چشمك مي زند.
حالا بايد برويد اراك. منتها قبلش سر راه، سري هم به آشتيان بزنيد. آشتيان شهر كوچكي است، ولي خوبي اش اين است كه به دليل دوري از جاهاي مهم، تا حدودي هويت بومي خود را حفظ كرده. آن جا زيادي معطل نشويد. خودتان را برسانيد به اراك. حالا در مركز منطقه اي هستيد كه قرن ها قبل ـ وقتي بغداد مركز خلافت بوده ـ همراه با ري، همدان و اصفهان، سرزمين عراق عجم را تشكيل مي داده اند. آن عراقي كه در ادبيات ايران مي بينيد، ربطي به عراق عرب ندارد. همين عراق عجم است كه شما وسطش ايستاده ايد.
بعد از اراك، بهتر است برويد بروجرد. آن جا هر كاري مي كنيد، به خودتان مربوط است. فقط كباب بروجرد را از دست ندهيد كه همه جاي ايران مشهور است.
به راهتان اگر ادامه بدهيد و از گردنه هاي سخت زاگرس بگذريد، مي رسيد به لرستان تاريخي. يادتان باشد به آرامي قدم برداريد و به در و ديوار با احترام نگاه كنيد. اين جا سرزميني است كه يافته هاي باستان شناسي اش به 40 تا 60 هزار سال پيش برمي گردد و كوه نشينانش هميشه مرزبانان غرب كشور بوده اند.
قم، اراك، بروجرد، خرم آباد، انديمشك، دزفول، شوشتر، مسجدسليمان...،اهواز
در خرم آباد، مركز لرستان، قلعة فلك الافلاك بر فراز تپه اي منتظر شماست. مردم شهر به اش مي گويند دوازده برجي و حتي به اسمش قسم مي خورند.
۲۳۰ كيلومتر كه از خرم آباد به سمت جنوب برويد و از همة تنگه ها و گردنه ها كه بگذريد، مي رسيد به دروازة جلگة خوزستان، به انديمشك.
سرعتتان را بياوريد پايين و مدتي در هتل بزرگ انديمشك استراحت كنيد تا با فضاي خوزستان كم كم خو بگيريد.
۱۰ كيلومتر آن طرف تر دزفول است؛ شاهكار معماري آجري ايران. بافت قديمي شهر، تماما از آجر است. بازار كهنه و رودخانة دز را مخصوصا از دست ندهيد.
حالا سر خر را كج كنيد و برويد جنوب شرقي دزفول؛ به شوشتر كه مي گويند سابقه اش به هوشنگ پادشاه پيشدادي مي رسد. رود دز هنوز هم با شما است و در شوشتر هم مي بينيدش. آبشارهاي مشهور دز، در قلب شهر شوشتر غافلگيرتان مي كند. مسجد جمعه و بناهاي دورة ساساني؛ اين دو تا را هم از دست ندهيد.
حالا 30 كيلومتر به شرق؛ مسجد سليمان. مي گويند اين جا همان جايي است كه هوشنگ آتش را بر اثر جرقة سنگ چخماق پيش پاي اسبش كشف كرد. اوضاع تا همين اواخر هم خيلي فرقي نكرده. مسجد سليمان تا همين چهل سال پيش، قلب صنعت نفت ايران بوده.
كافي است كمي ديگر ادامه بدهيد. چيزي به مقصد اصلي نمانده. لرهاي بختياري مسجد سليمان، انديكا و ايذه خود را از پشت كورش مي دانند و اين وسط، شهر كوچك انديكا از توابع مسجد سليمان، احتمالا زادگاه كورش است. شما الان آن جا هستيد.
ولي براي به خانه برگشتن، زود است. حيف است تا اين جا بياييد و شوشو چغازنبيل را نبينيد.
شوش را حتما ببينيد. 2500 سال پيش، اين شهر، عروس شهرهاي جهان بوده؛ پايتخت زمستاني هخامنشيان كه كاخ آپادانا، مقبرة دانيال نبي، قلعة آكروپل و شهر شاهي را تويش پيدا مي كنيد.
۲۵ كيلومتر آن طرف تر، چغازنبيل است كه قبلا در صفحة رازهاي سرزمين من، مفصل درباره اش حرف زده ايم و مي دانيد كه مهم ترين اثر كشورمان در دوران پيش از تاريخ است.
اهواز، شهر كارون و آتش است. بايد روي يكي از پل هاي شهر بايستيد و به كارون خيره شويد تا بفهميد چه مي گويم. بعد مي توانيد برگرديد خانه.