اذان، رحيم مؤذن زاده را از دست داد
مرگ بيات ترك
رحيم مؤذن زاده، اذان گوي بزرگ آذري، در آستانة هشتاد سالگي از نفس افتاد. اذان مشهور اين مؤذن اردبيلي كه در گوشة روح الارواح آواز بيات ترك (زند) قرائت شد، اذاني بود كه او در سال 1334 با دهان روزه در ميدان 15 خرداد و در استوديوي 6 خوانده بود. او به گفتة خودش براي ضبط اين اذان، گوشه هاي مختلفي را امتحان كرده و نهايتا مناسب ترين گوشه را روح الارواح ديده بود. مؤذن زاده بارها به اين نكته اشاره كرده بود كه: از ضبط اين اثر، هميشه يك احساس غرور معنوي در طول سال هاي گذشته با من همراه بوده و اگر تنها همين ثروت معنوي باقي بماند، براي من كافي است.
پس از اذان مؤذن زاده، اذان هاي ديگري هم در سه گاه و شوشتري خوانده شد، اما هنوز هم انگار در اذان آن مؤذن پير، لطف و صفاي ديگري هست كه آدم را به وجد مي آورد. فضا و حال و هواي خاص بيات ترك (زند) و به خصوص گوشة روح الارواح وقتي كه با صفاي معنوي مؤذن درآميخت، اذانش را در حافظه ها ماندگار كرد. خودش نيز هميشه مي گفت: راز تأثيرگذاري اذان من در اخلاص است. اذاني كه با نيت صاف و دل پاك گفته شود، هر آدمي را به مسجد مي كشاند. مؤذن زاده موسيقي را جوهرة روح آدمي مي دانست و اعتقاد داشت كه: موسيقي، روح آدم را صيقل مي دهد، خاصه موسيقي سنتي.
ناظري و پسران در آمريكا
در سالن اسكار
براي اولين بار در تاريخ موسيقي ايران، يك گروه موسيقي درسالن كداك تئاتر شهر لس آنجلس كه سالن اهداي جوايز اسكار است، به اجراي برنامه پرداخت. در اين كنسرت، شهرام ناظري را پسرانش حافظ و سياوش ناظري با سه تار و دف همراهي مي كردند و نوازنده هايي از آمريكا، تايوان و هندوستان هم حضور داشتند. اين شايد اولين بار بود كه هنرمندان موسيقي از چهار كشور ايران، تايوان، آمريكا و هندوستان در يك گروه شش نفره در سالن اسكار به اجراي برنامه مي پرداختند. حافظ ناظري، فرزند شهرام ناظري كه در آمريكا موسيقي خوانده، با ابراز خرسندي از حضور در اين كنسرت گفت: مردم پس از اين كنسرت باور نمي كردند كه يك گروه موسيقي ايراني بتواند چنين اجرايي داشته باشد. آلبوم لوليانِ شهرام ناظري هم سال گذشته به بازار آمد. اين آلبوم مانند آثار گذشتة اين خواننده در فضايي ريتيمك و صوفيانه ساخته شده است. تصنيف لوليان، ساختة شهرام ناظري با تنظيم حميد متبسم و شعري از مولانا اولين تصنيف اين آلبوم است و پس از آن، تكنوازي بربط و قطعة چابك سوار اثر حميد متبسم و شعر مولانا تكميل روي نخست اين اثر هستند. روي دوم اين اثر هم با تصنيف پرواز، چهار مضراب گروهي و تكنوازي كمانچه در آواز دشتي با تنظيم حميد متبسم شروع مي شود كه نشان از دغدغة اعضاي گروه براي ارائة اثري ريتيمك در محيط موسيقي اصيل ايراني است. ناظري دربارة اين اثر گفت: از سال ها پيش، يكي از دغدغه هايم در آواز، به ريتم در آوردن تحريرها و استفاده از اصوات و آواهاي بي كلام بوده است و اصولا فكر مي كردم كه خوانندة آواز بايد به اين درجه از درك موسيقي رسيده باشد كه بتواند بدون كمك گرفتن از كلام و شعر و با اجراي آواها و اصوات موسيقايي، احساسات و پيام خود را ابراز نمايد.
|
|
|
گلايه هاي همسر فرهاد مهراد
فرهاد مردم را دوست داشت
سال گذشته نام پوران گلفام، همسر خوانندة فقيد كشورمان (فرهاد مهراد) را زياد شنيديم. او كه از پخش بدون مجوز آثار فرهاد مهراد از راديو و تلويزيون ناخشنود بود، بالاخره تصميم گرفت با نوشتن نامة سرگشاده اي به عزت الله ضرغامي، رياست سازمان صدا و سيما، اعتراض اش را مكتوب كند: ... جناب آقاي ضرغامي! به عنوان نمايندة قانوني فرهاد و صاحب امتياز رسمي آثار وي مجددا اعلام مي كنم كه آن سازمان به هيچ وجه اجازة پخش آثار فرهاد مهراد را ندارد. مدتي گذشت تا اين كه بالاخره محمدحسين صوفي، رئيس وقت مركز موسيقي و سرود صدا و سيما طي گفت وگويي به منظور پاسخگويي به ابهامات موجود در صحبت هاي گلفام گفت: ما توليد كنندة موسيقي هستيم و مسائل پخش به شبكه هاي راديويي و تلويزيون مربوط است. صدا و سيما اگر مالكيت يك اثر برايش محرز شود، حق صاحبان اثر را ـ در صورتي كه اين حق پيشتر ايفا نشده باشد ـ مي پردازد... ما به عنوان مسؤولان فرهنگي در جهت جلب رضايت مالك اثر تلاش مي كنيم، اما تاكنون هيچ مرجعي رسما (از سوي خانم گلفام) به ما مراجعه نكرده است. محمدحسين صوفي، ضمن اداي احترام به زنده ياد فرهاد و خانواده محترم اش، گفت: هنرمندان، محصور محدوده ها و تمايلات تنگ خانواده و بستگي هاي قومي و قبيلگي نيستند و شخصيت ملي و فراملي دارند و آثار هنري آن ها نيز براي مردم و جامعه پديد مي آيند، نه براي بايگاني در موزة خاطرات. بر همين اساس اگر هنرمند فقيد فرهاد مهراد دلبستگي به مردم نداشت، چه در گزينش اشعار براي ساخت آثارش و چه در مسير حركت هنري اش تا اين ميزان به علايق و ذائقه و پسند مردم اهميت نمي داد و مانند بسياري ديگر، راه خود را از مردم جدا مي كرد. اما به گواهي آثار ارزشمند و ماندگارش و نيز به گواهي اقبال گستردة مردمي به آثار ايشان مي توان به اين داوري دست يافت كه فرهاد خواننده اي مردم دوست بود. اين كشمكش ها در نهايت با توافق هاي گلفام و صدا و سيما به پايان رسيد.
|
|
|
كامكارها كنار كشيدند
فيلم در آفسايد بود
كامكارها كه قرار بود موزيك متن فيلم آفسايد
ـ به كارگرداني ماريا گيبسه ـ را بسازند، به دليل حضور دو خوانندة لس آنجلسي در اين فيلم، از ساخت موسيقي آفسايد انصراف دادند. هوشنگ كامكار، سرپرست گروه، گفت: وقتي فهميديم تهيه كنندگان آفسايد قصد دارند از دو خوانندة لس آنجلسي در اين فيلم استفاده كنند، از ساخت موسيقي اين فيلم منصرف شديم. آفسايد را ماريا گيبسه كارگرداني كرد كه پيش از اين نيز فيلم هاي هانگل و وقتي يك شنبه از راه مي رسد را ساخته بود. پشنگ كامكار (سنتور)، ارسلان كامكار (عود)، صبا كامكار (قيچك)، مريم ابراهيمي همسر ارسلان كامكار (همخوان)، بيژن كامكار (دف)، ارژنگ كامكار (تنبك)، قشنگ كامكار (سه تار)، اردشير كامكار (كمانچه) و اردوان كامكار (سنتور) اعضاي گروه كامكارها هستند.
آريا عظيمي نژاد اوج گرفت
ملودي شيطان و فرشته
اگر اين نظريه را قبول داشته باشيم كه شكل گيري هر فيلم يا سريال تلويزيوني، برآيندي است از سه عنصر كارگرداني، فيلم نامه و موسيقي، آن وقت بايد ثلث موفقيت يا شكست هر فيلم يا سريالي را متوجه آهنگساز بدانيم. با اين حساب، ثلث موفقيت سريال او يك فرشته بود تعلق دارد به آريا عظيمي نژاد، آهنگساز جوان اين سريال كه موسيقي متفاوت اش به اندازة فيلم نامة جالب و جديد اين سريال مورد توجه قرار گرفت. آريا متولد 5 ارديبهشت 1352، فرزند سوم خانواده، متأهل و تحصيل كردة موسيقي است. ساز تخصصي اش سه تار است و از 10 سال پيش، كار آهنگسازي را به صورت حرفه اي شروع كرده. او را بيشتر به خاطر تلفيق هاي استادانه اش بين سازهاي غربي و ساز سنتي خودمان مي شناسند. خودش در اين خصوص مي گويد: ساز تخصصي من سه تار است و آشنايي نسبتا زيادي با موسيقي سنتي دارم. در كنارش هم هميشه به موسيقي غربي علاقه داشته ام. به نظرم، تركيب اين دو موسيقي، جذابيت زيادي براي شنونده دارد. البته اين تركيب ها را مي شود در موسيقي هند و آفريقا هم ديد. ولي از آن جا كه موسيقي ايراني، كمتر در جهان شناخته شده، چنين تركيب هايي هم تا امروز كمتر شنيده شده اند. آريا در سال 84 به جز موسيقي خوبي كه براي او يك فرشته بود ساخته بود، در آلبوم بركت محمد اصفهاني هم حضور داشت و زيباترين قطعة آن آلبوم (مرو اي دوست) را بر روي ترانة خوبي از اهورا ايمان ساخت.
|
|
|
|
|
|
عليقلي در خيلي دور، خيلي نزديك
تحت تأثير مرگ برادر
سي دي موسيقي فيلم خيلي دور، خيلي نزديك به بازار آمد. اين فيلم كه آخرين ساختة رضا ميركريمي بود، همانند فيلم هاي قبلي اين كارگردان، توسط محمدرضا عليقلي آهنگسازي شد. در اين سي دي كه توسط نشر موسيقي هرمس و در حوزه هنري منتشر شده است، مي توانيد موسيقي فيلم هاي زير نور ماه و اين جا چراغي روشن است را نيز بشنويد. گفتني است موسيقي فيلم خيلي دور، خيلي نزديك جايزة بهترين آهنگسازي را نيز از جشنوارة بيست و سوم فيلم فجر دريافت كرد. محمدرضا عليقلي، آهنگساز اين اثر، در اين رابطه مي گويد: در موسيقي هايي كه من براي فيلم هاي ميركريمي ساخته ام، بي گمان زلالي روح او در رسيدن به اين نقاط طلايي، نقش تعيين كننده اي داشته است. اما به طور كلي، آن چه چنين فيلم هايي را متفاوت و مؤثر مي كند، بودن انديشه و درونمايه و سپس فرم اين فيلم هاست. جنبة بسيار پر اهميت ديگر، شرايط ويژه اي است كه اين آثار در آن شرايط خلق شده اند، از جمله اين كه زندگي و شرايط روحي من به هنگام نوشتن موسيقي فيلم خيلي دور، خيلي نزديك به موضوع خود فيلم خيلي نزديك بود، چرا كه مرگ برادرم (سيامك عليقلي) در همان دوران موجب شده بود تا با رخدادهاي فيلم به شكلي عيني رو در رو شوم.
|
|
|
.. و شجريان بالاخره در تهران
استاد افتخار داد
صداي استاد محمدرضا شجريان بالاخره در مقابل چشم هاي ايرانيان داخل ايران هم به پرواز درآمد. شجريان كه از سال 74، و بنا به دلايلي از اجراي كنسرت در داخل كشور منصرف شده بود و فقط به ايرانيان خارج از كشور، اين فرصت را مي داد كه اجراهاي زنده اش را از نزديك ببينند، سكوت داخلي اش را اول با زلزلة بم و سپس با كنسرت آذرماه هشتاد و چهارش شكست.
محمدرضا شجريان تا روزهاي آخري كه در ايران بود، هرگونه خبري مبني بر اجرا در داخل كشور را بارها و بارها تكذيب كرده بود. ولي درست در همان روزهايي كه او و گروهش در اروپا در حال برگزاري تور سي و پنج روزه شان بودند، مدير برنامه هاي شجريان، خبرنگاران را به شركت دل آواز دعوت كرد تا خبري را كه بارها تكذيب شده بود، اين بار تأييد كند. تأييد اين خبر، اما آغاز مشكلات علاقه منداني بود كه مجبور بودند براي دريافت بليت كنسرت به مراكز و سايت هاي فروش بليت مراجعه كنند و غالبا دست خالي برگردند. اما بالاخره استاد شجريان به همراه پسرش همايون، حسين عليزاده و كيهان كلهر بعد از كنسرت اروپايي شان مستقيما به ايران آمدند و چند شب براي ايرانيان داخل كشور برنامه داشتند و بعد از آخرين اجرايشان هم دوباره به سمت آمريكا پرواز كردند.