- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۰ - شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۴ - - Mar 4, 2006
docharkhe
پايان سينما يك
026772.jpg
بالاخره چشم خورد. يك بار ديگر، تا ما يك برنامه را تحويل گرفتيم، خشك شد. همين چند ماه پيش بود كه خانم عبدلي از سير تا پياز سينما يك را ريخته بود رو دايره و كلي به آن ها حال داده بوديم. اما انگار شانس نداشتند و عمرشان به دنيا نبود و بعد از 2 سال، رفتند قاتي آرشيوها. راستش چند ماهي بود كه سينما يك خيلي كج دار و مريز جلو مي رفت. بعضي وقت ها فيلم تكراري پخش مي كرد، يك موقع هايي بحث كارشناسي نداشت و يك وقت هايي هم اصلا پخش نمي شد. همه فكر مي كرديم اين كش و واكش تا عيد ادامه پيدا مي كند و بعد باز هم مثل عيد سال پيش، هر روز يك فيلم توپ را از سينما يك مي بينيم. ولي زهي خيال باطل. چون همين چند روز پيش، حميدي مقدم، همه كارة سينما يك، تير خلاص را به برنامة  خودش زد. او گفت چون سينما يك به سياست هاي جديد مديران شبكه يك نمي خورد، كار را تمام كرديم. البته حرف هايي هم مثل هميشه دربارة پرداخت نشدن حقوق و چرك كف دست لعنتي هم هست. ولي يكي از مشكلات اصلي، اين بوده كه انگار شبكه يكي ها ديگر زياد با برو بچ سينما يك حال نمي كردند و مثلا فيلم ها را بدون جلسة نقد و بررسي پخش مي كردند. نمونه اش خاطرات موتور سيكلت كه همين جوري به نمايش درآمد. حتي تكرار فيلم هاي سينما يك هم ديگر بدون پخش حرف هاي قبل و بعد از فيلم منتقدان بود. خلاصه بدجوري نظم و ترتيب و سر و شكل مثال زدني سينما يك، توي اين ماه ها رفته بود توي قيف. علت اصلي هم انگار پخش زياد فيلم هاي هاليوودي بوده.كلاغ ها به ما خبر دادند چون نصف فيلم هايي كه سينما يكي ها نشان دادند آمريكايي بوده، اين كار تهاجم فرهنگي به مذاق مسؤولان شبكه اول خوش نيامده و پيغام فرستاده اند كه بساط را جمع كنيد و برويد تصفيه حساب. به همين راحتي، يكي از بهترين و پرمخاطب ترين برنامه هاي سينمايي تلويزيون تعطيل شد و احتمالا يك گروه ديگر با سر و شكل جديد، آن را ادامه خواهند داد. راستي زياد هم ناراحت نشويد، چون بعيد است حميدي مقدم و بر و بچ سينما يك بيكار بنشينند. از شبكه چهار، خبرهاي خوبي به گوش مي رسد. منتظر باشيد!

راديو، فيلم نشان مي دهد
026808.jpg
اين كه مي گويند آخرالزمان شده، راست مي گويندها! نمونه اش همين فيلم نشان دادن توي راديو است. چيه؟ جوك نمي گوييم بابا. ماجرا خيلي واقعي و جدي است. راديويي ها ديده اند فيلم نشان دادن توي تلويزيون مد شده، خوب هم گرفته و آگهي خورش هم ملس است، چشم و همچشمي بازي درآورده اند و كفششان را كرده اند توي يك پا(!) كه ما هم مي خواهيم در نوروز، فيلم پخش كنيم. اين كار كه مي خواهد براي اولين بار در طول تاريخ بشريت در راديو تهران و هر شب ساعت 9 انجام شود، از الان نگاه جهانيان را به خودش جلب كرده و ژاپني ها و اروپايي ها از همين الان دنبال خريد امتياز پخش راديويي فيلم از راديو تهران هستند! مسؤولان راديو تهران قرار است معجزة خود را با نمايش بي خوابي شروع كنند. يعني قرار است جان كندن آل پاچينو را روي تختخواب هتل براي اين كه چند دقيقه كپة مرگش را بگذارد از راديو ببينيم. مدت هر نمايش، نيم ساعت است و تفسير و چگونگي ساخت آن هم با حضور كارشناسان بررسي مي شود. با اين ترفند، هنر جديدي در جهان ابداع مي شود، يعني سينماي فاقد تصوير يا سينماي راديويي كه معجزة قرن بيست و يكم است و اين افتخار را كسي جز بروبچ راديو تهران برايمان به ارمغان نياورده اند.

رويدادهفته
026817.jpg
زندگي نقاشي ايراني فيلم مي شود
مريل استريپ در نقش مكرمه

هاليوود تصميم گرفته بعد از بازسازي موفق زندگي نقاش مكزيكي فريدا كالو ، سراغ يك نقاش زن ايراني بيايد. اين نقاش، همان مكرمه قنبري است كه در سن 60 سالگي، تازه نقاشي را شروع كرد. اگر نقش فريدا را سلما هايك بازي كرد، نقش مكرمه را قرار است مريل استريپ بازي كند. كارگردان فيلم هم يك ايراني به اسم اسي نيك نژاد است كه احتمالا اسم اصلي اش اسماعيل، اسحاق يا اسكندر بوده.
مكرمه قنبري متولد 1307، روستاي دريكندة بابل است. مي گويند علت اصلي روي آوردن او به نقاشي، بيماري گاو محبوبش بوده. مكرمه هم مثل مش حسن يك گاو داشت كه خيلي هم دوستش مي داشت. از قضا مدتي مكرمه بيمار مي شود و بچه هايش كه نگران سلامتي مادر بودند، بدون اطلاع قبلي، گاو را مي فروشند. بعد از آن، مكرمه افسرده مي شود و به نقاشي پناه مي برد. او از هر چيزي كه دم دستش مي رسيد، به عنوان بوم نقاشي استفاده مي كرد: ديوارها، درها، كدو حلوايي ها و... تا اين كه يكي از پسرانش بالاخره برايش رنگ و كاغذ خريد. اكثر نقاشي هاي او نشان دهندة داستان هاي تلخ و شيرين زندگي شخصي اش، به خصوص ماجراي ازدواج اش است. سادگي نقاشي هاي مكرمه از ديد اهل فن، بسيار هنرمندانه بود، تا آن جايي كه كارهاي او را با كارهاي شاگال مقايسه مي كردند. قنبري در سال 2001 كه براي برپايي نمايشگاه آثارش به سوئد رفته بود، به عنوان زن سال سوئد انتخاب شد. او در دوم آبان 1384 از دنيا رفت. بـراي ديـدن نقـاشي هــايـش مي تــوانــيد به سايــت
www.mokarrameh.com مراجعه كنيد.
026787.jpg
انرژي هسته اي حق مسلم ماست
انيميشن ساز ها هم هسته اي شدند

اين قضية انرژي هسته اي دارد بدجوري به همه جا نفوذ مي كند و خيلي بيخ پيدا كرده. ملت اين قدر پايه شده اند كه ول كن معامله نيستند. تا وقتي هم كه از كيك  زرد، برق درست نكنند، دست برنمي دارند. حالا هم انيميشن سازها بند كرده اند كه مي خواهيم براي حمايت از انرژي هسته اي حق مسلم ماست يك بازي انيميشن بسازيم كه بزند دك  و  دهان تيكن و مورتال كامبت را صاف كند.
مسؤولان انيميشن ساز البته نگفتند ماجراي اين بازي چيست؟ يعني مي خواهند مثل برنامة آشپزي، مراحل تهية كيك  زرد را به مسابقه بگذارند يا در يك مسابقة اتومبيل  راني، مواد هسته اي را از نطنز به بوشهر ببرند؟ آن  ها فقط اشاره كرده اند چون در خيلي از بازي ها، بچه هاي خودمان در نقش سرباز وارد ايران مي شوند و با نيروهاي ايراني مي جنگند، در آينده به راحتي به كشورشان خيانت مي كنند و ما مي خواهيم كاري بكنيم كه ديگر خيانت نكنند.
در همين راستا و براي نجات بچه  ها از دامان والت ديزني جنايتكار، قرار است انيميشن داستان هاي مرزبان نامه در قالبي شاد و شنگول و منگول ساخته شود و با پايان رمانتيك و تلطيف شده، مسير زندگي آن ها را عوض كند و به راه راست هدايت كند.
026823.jpg
ملاقلي پور و باز هم سينماي جنگ
گ مثل گلشيفته

اين آق رسول ما، مصداق عيني با دست پس زدن و با پا پيش كشيدن است. هر بار مي گويد عمرا ديگر فيلم جنگي بسازم و بعد مي رود جنگي مي سازد. فعلا هم گيرداده به اعضاي خانواده و بعد از مزرعه پدري، سراغ ميم مثل مادر رفته و بعد نيست اسم فيلم هاي بعدي اش هم خ مانند خواهر، خانة برادري، ماشين عمو و... باشد.
اما ميم مثل مادر، ماجراي دختر جواني است كه زمان جنگ، شيميايي شده و حالا باردار است و احتمال تأثير عوارض شيميايي بر نوزادش وجود دارد. در اين فيلم، گلشيفته فراهاني كه اين روزها توي بورس است، بعد از به نام پدر حاتمي كيا، دومين اثر جنگي خودش را تجربه مي كند و مرضيه برومند، كامبيز ديرباز و حسين ياري هم حضور دارند. با توجه به سابقه اي كه از كارهاي ملاقلي پور داريم و فضاي سرد و خشن و تاريك آن ها به خصوص در نسل سوخته، احتمالا اين فيلم هم كه سال ها بعد از جنگ را روايت مي كند، تلخي خاصي خواهد داشت. البته بايد ببينيم اين دفعه او چه تصوير نابي را مي خواهد از جنگ نشان بدهد. در قارچ سمي كه يك قطار را از آسمان پرت كرد روي زمين. مزرعه پدري اش هم روي سرباز رايان را كم كرده بود. مطمئن باشيد باز هم بعد از اين فيلم، شاهد كلاس گذشتن رسول خان خواهيم بود و در حالي كه از در بيرون مي رود تا فيلم جنگي بعدي اش را بسازد، مي گويد: من ديگر فيلم جنگي نمي سازم.
026835.jpg
فيلم جديد معيريان
استاد مردم را مي ترساند

خدا به خير بگذراند، چون استاد تصميم گرفته فيلم ترسناك بسازد. لازم نيست وانمود كنيد كه نمي دانيد استاد چه كسي است. مگر غير از حضرت آرش معيريان، كس ديگري هم مي تواند باشد؟
متأسفانه هنوز نمي دانيم كه قرار است اين فيلم از روي كدام فيلم كپ زده شود. شايد از روي اسمش كه جن زدگان است، بتوان يك حدس هايي زد. مثلا يك كپي از روي جن گير ، خانة جن  زده ، جن زده ، جيغ ، شب بيست و نهم يا... باشد. فيلم نامة جن زدگان را حسن انصاريان نوشته و مدير فيلم برداري اين فيلم وحشتناك، مجتبي رحيمي است. مثل اين كه استاد گير داده كه توي همة ژانرهاي پاپ فيلم بسازد. شايد سال بعدش هم برود سراغ يك فيلم رزمي.

اخبار جديد جشنواره فيلم دانشجويي
جشنواره خودماني

تا حالا 203 فيلم داستاني كوتاه، 3 فيلم داستاني بلند، 106 فيلم مستند، 56 تيزر، 46 نماهنگ، 32 انيميشن، 3 تله تئاتر، 297 عكس و 143 اثر گرافيكي به دبيرخانة دومين جشنواره فيلم دانشجويي رسيده. فقط تا دوشنبة اين هفته، يعني 15 اسفند، فرصت داريد كه فيلم ها، عكس ها يا آثار گرافيكي تان را به جشنواره بفرستيد ها، عجله كنيد. سنگ مفت، گنجشك مفت. از كجا معلوم، شايد شما همان كسي باشيد كه جايزة اصلي جشنواره را نصيب خودش مي كند.
تازه توي ايام جشنواره، يك سري برنامه هاي جنبي هم قرار است اجرا شود: برپايي نمايشگاه فروش كتاب با 40 درصد تخفيف، اجراي گروه هاي موسيقي سنتي و پاپ و مقامي، اجراي تئاتر هاي خياباني در فضاي برگزاري جشنواره و پارك ملت، برگزاري نمايشگاه عكس و گرافيك، برگزاري نشست هاي تخصصي در زمينة فيلمسازي و هنر، نمايش آثار برتر سينماي حرفه اي ايران در جهان به همراه نقد و بررسي فيلم ها و... فقط تا دوشنبه وقت داريدها!
026796.jpg
قسمت سوم آقاي عنكبوت
اسپايدرمن عاشقانه

بالاخره توي قسمت سوم اسپايدرمن سر و كلة كوين استيسي پيدا مي شود. او در مجموعه كتاب هاي اسپايدرمن، رقيب مري جين است. قرار است نقش استيسي را برايس دالاس هاوارد بازي كند؛ همان بازيگر فيلم دهكده ساختة ام نايت شيامالان كه پارسال با اين فيلم يك شبه ره صدساله را پيمود. قسمت سوم اسپايدرمن مثل قسمت هاي قبل توسط سام ريمي ساخته مي شود. اگر شما هم از ديدن قسمت دوم بيش از قسمت اول كيف كرده ايد، مي توانيد مثل نگارنده اميدوار باشيد كه اين قسمت سوم با مثلث عشقي اش حتي جذاب تر و ديدني تر از دو قسمت قبل در بيايد. خوبي ريمي، اين است كه هيچ فيلمي را به اميد ساخت دنبالة تجاري اش نمي سازد. بازيگر نقش اسپايدرمن همچنان توبي مك گوآير است. با اين فرق كه دست از نازكردن كشيده و فهميده كه چهرة آشنايش براي مردم، در همين اسپايدرمن هاست و كسي بيرون از اين قالب، خيلي دوستش ندارد.
026790.jpg
آمريكايي هاي آلمان دوست
كاترين زيتاجونز لا به لاي غذاها

سه سال قبل، يك فيلم آلماني با عنوان بيشتر مارتا در جشنواره فجر به نمايش در آمد كه يك عاشقانة درست و حسابي بود. داستان فيلم درباره يك زن مطلقه بود كه توي آشپزخانة يك رستوران كار مي كرد و كم كم عاشق سرآشپز ايتاليايي رستوران مي شد. آن موقع، خيلي ها از فيلم خوششان آمد و اصلا تب فيلم هاي پر از غذاي اين دو سه سال را برخي حاصل فضاي گرم همين فيلم دانستند. جديدا هاليوودي ها هم اين فيلم آلماني را كشف كرده اند و قصد دارند با حضور چند ستاره، فيلم را دوباره سازي كنند. ستارة اصلي فيلم هم كسي نيست جز كاترين زيتاجونز كه در كنار پاتريشيا كلاركسون نقش هاي اصلي را بر عهده دارند. هنوز كارگردان فيلم و بازيگر نقش اول مرد انتخاب نشده اند و كاراكترهاي آلماني داستان هم احتمالا نيويوركي خواهند شد. اما بعيد است از جذابيت هاي آشپز ايتاليايي مهاجر در فيلم نامة تازه هم صرف نظر شود.
026802.jpg
به نفع شوخي هاي محلي
تايلر پري گيشه را فتح كرد

اين هفته همه چيز در اختيار تايلر پري و فيلم او يعني تجديد ديدار خانوادة مده آي تايلر پري است. فيلمي كه پري، هم كارگردانش است و هم سه نقش اصلي آن را ايفا كرده. فيلم، پر از همان مسخره بازي هاي آمريكايي است كه سينماروهاي آن جايي دوست دارند و وقتي فيلم اين جا مي رسد، جز يك سري شوخي محلي و روز، چيز زيادي دستگير ما نمي شود. با اين حال چه ما خوشمان بيايد و چه نه، فيلم پري۳۰ ميليون دلار فروخته است و رتبة اول جدول را به دست آورده است. صدرنشين هفتة قبل، هشت درجه زير صفر، اين هفته با فروش 15 ميليون دلاري اش مجموع فروشش را به 45 ميليون دلار رساند و احتمالا تا مرز 80 ميليون دلار هم به راحتي پيش خواهد رفت. فيلم سوم اين هفته هم جاي خود را از هفتة پيش حفظ كرده. پلنگ صورتي، با بازي استيو مارتين با فروش 11 ميليون دلاري اش جمع فروش خود را به 60 ميليون دلار رساند و شايد بتواند خود را وارد باشگاه 100 ميليوني ها كند. باقي فيلم هاي اين هفته هم همه زير 10ميليون دلار فروختند و تازه واردهاي ديگر هم پايين تر از رتبة هفتم قرار گرفته اند.

گزارش اكران
انفجار چهارشنبه سوري

چهارشنبه سوري با ميانگين فروش روزانه 5/14 ميليون تومان، حسابي تركانده. اين در حالي است كه چپ دست با اين همه بيلبورد و تبليغاتش از اين تلويزيون  بزرگ هاي ميدان ونك و هفت تير، در عرض 20 روز توانسته 144 ميليون بفروشد.
026766.jpg

پيام هاي كوتاه (sms)
فيلم بوي عطرگل ساختة ماه منير مقيمان، بعد از عيد از شبكه اول پخش مي شود.
فيلم گل يا پوچ ابوالفضل جليلي، جايزة موزه سينما و جوانان فرانسه را از آن خود كرد.
احمد اميني تصويربرداري سريال اولين شب آرامش را تمام كرد.
بهاره افشار- شيطان او يك فرشته بود- در حال بازي در فيلم تلاطم است.
مسعود ده نمكي براي توضيح دربارة فيلم فقر و فحشا به دادسراي كاركنان دولت احضار شد.

گوي طلايي تمشك طلايي
005994.jpg

قبلة لحظه به لحظه
آقا سيد وسط بيابان مشغول نماز خواندن است و در نماي باز، سايه اش دقيقا سمت راستش افتاده. نمازش كه تمام مي شود، سايه تقريبا پشت سر اوست! ما هم گفتيم عيب ندارد حتما نماز جعفرطيار خوانده. اما چند دقيقه بعد كه مشغول دعا است، سايه اش كاملا در جلوي او قرار دارد! اين يعني ايشان پشت به قبله نماز مي خوانند! البته احتمالا شما فيلم كوير را كه جمعه ظهر از شبكه دو پخش شد، نديده ايد. وگرنه، بيشتر از ما از نابود شدن سوژة جالبش حسرت مي خورديد.

اعجوبة روزنامه نگاري
ليلا خانم در آمريكا ليسانس حقوق بين الملل و فوق ليسانس روزنامه نگاري گرفته. اما خودش خبر ندارد كه پايان نامه اش تركانده(!) و به قول آقاي پولدار، تحولي در مطبوعات آمريكا ايجاد كرده. آن قدر كه آدم بدها از آن ور آب، ليلا را انتخاب كرده اند تا در ايران روزنامه بزند و راجع به حقوق بشر بنويسد. اما اين اعجوبة روزنامه نگاري، حتي اخبار هم گوش نمي دهد(!) و پسرخاله اش كه چاپخانه دارد، او را در جريان تصميم تازة كميسيون حقوق بشر قرار مي دهد. ظاهرا با اين سريال نقش برآب ، يكي دو ماهي سوژة تمشك مان جور است.
010596.jpg
امواج راديويي هسته اي
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
اميرحسين مجيري: گويندة اخبار شبكه۴ مي گويد: يك جوان مبتكر ايراني موفق شد امواج راديو را به انرژي الكتريكي تبديل كند. اما زيرنويس همان خبر، اين است: تبديل امواج راديويي به انرژي هسته اي. واقعا بايد به اين عزم ملي براي دفاع از حق مسلم، تبريك گفت و تمشك داد!

صميمي و ساده
محمدصادق يعقوب زاده: دكتر كمال الدين جناب (دكتراي فيزيك اتمي) و دكتر محمدحسين گنجي (دكتراي جغرافيا) در محوطة سرسبز دارالمعلمين ميدان بهارستان روي نيمكتي پيش هم نشسته اند و بسيار صميمي از خاطرات جواني مي گويند. يك گوي طلايي تقديم به عوامل فرزانگان ايران به خاطر اين حسن سليقه و موسيقي زيبايشان.

مهد كودك پانداها
سميرا سلطاني منافي: اخبار شبانگاهي شبكه۳ در 29 بهمن خبري را پخش كرد كه نگهداري از بچه پانداها در چين را گزارش مي داد. شب بعد هم همان خبر را با عنوان مهد كودك پانداها پخش كرد. واقعا دستشان درد نكند با اين خبرهاي ويژه.

چاوز، رئيس جمهور كوبا
آرش گبال: در مسابقة تلفني برنامة راديويي روز هفتم، مجري پرسيد: هوگوچاوز رئيس جمهور كدام كشور آمريكاي جنوبي است؟ شركت كننده گفت: ونزوئلا. مجري گفت: غلط است و سؤال را تكرار كرد. شركت كنندة بيچاره هم گفت: مطمئن ايد ونزوئلا نيست؟ مجري گفت: باز هم غلط گفتيد. جواب صحيح، كوباست!

گزارش مزخرف
كورش امجدي: تمشك براي راديو  ورزش، به تعداد لازم، به خاطر گزارش بد بازي رئال ـ آرسنال. اين ها چند تا سوتي استاد گزارشگر در نيمة اول است: بعد از اين كه 3 دقيقه صدايشان را نشنيديم، ناگهان از خواب بيدار شدند و گفتند: حالا آنري مهاجم و سرمربي آرسنال صاحب توپه. بعد نام لِمان ـ دروازبان آرسنال ـ را در انتهاي گزارش به لِمون تبديل كرد. ايشان چند دقيقه بعد در حالي كه به شدت هيجان زده بود، مي گفت: حركا ت روبينيو رو ببينيد كه چقدر زيبا توپ رو جلو مي بره. و آخرين شاهكار استاد: آقاي لوپزكارو هم در اين طرف زمين، حال و روز خوشي نداره يا بهتر بگيم شب خوشي نداره. حالا هي مي گويند جواد خياباني بد گزارش مي كند!
گوي و تمشك شما هم رسيد:
امير پرش خو، رضا رجب زاده.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
پايان سينما يك
راديو، فيلم نشان مي دهد
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
سامبا در پرسپوليس
ما نمي آييم، شما بياييد
رويدادهفته
براي شيطان جهنم نزديك است!
اجتماعي
تواضع نعمتي است كه كسي به آن حسودي نمي كند
زندگي
لباس جيغ نپوش گير مي افتي!
منو نسوزون
رويدادهفته
سينما
خيانت و مكافات
رفقاي خوب
آرام آرام وارد جهنم مي شويم
روحي فقط يك بهانه است
يك وسوسه ساده
دانش
باز هم مسابقه فضايي باز هم ماه
دوابرقدرت؛ دو مرد
لحظات به يادماندني در فضا
قهرمانان مسابقات فضانوردي
پنج واقعه مهم در مسابقه فضايي
سر پاتريك  مور فضانورد افسانه اي
موسيقي
گرين دي عليه جنگ طلبي بوش
احمق آمريكايي
روزها
گاهي به آسمان نگاه كن
مي جنگيم براي صلح
دو فيلسوف در مدرسه اي نگنجند
آنالوطيقا
رويدادها
هنر روز
اين جا آخر ايران است
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |