- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۶۰ - شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۴ - - Mar 4, 2006
docharkhe
لباس جيغ نپوش گير مي افتي!
026859.jpg
اصلا منحرف را بايد دار زد تا ديگر انحراف نكند. با زبان خوش نمي شود به اين جماعت، حرف حالي كرد. بايد زد توي سرشان تا دست از سر اين جوانان معصوم بردارند و آن قدر آن ها را به كارهاي بد بد نكشانند. در راستاي تحقق اين هدف مهم، داديار دادسراي جنايي تهران اعلام كرد كه البسه و علائم توليدي گروه هاي منحرف اخلاقي، قاچاق محسوب مي شود! ايشان اعلام كرده كه بالاخره بايد حريم اعمال غير اخلاقي معلوم شود و نمي شود كه همين طوري يك گروهي در قالب هاي هنري فرهنگي و موسيقايي، هر غلطي كه مي خواهد بكند. آقاي داديار معتقد است كه جامعة ما پوشش ساده را يك ارزش مي داند و بنابراين ممكن است تأثير پذيري از گروه هاي جلف و جيغ، هزينه هاي اقتصادي زيادي به ما تحميل كند. نگران نباشيد، الان ربطش مي دهيم. استاد مي گويد افرادي كه به سمت اين گروه ها كشيده مي شوند، براي اين كه خودشان را شكل آن ها بكنند، كلي پول خرج مي كنند و اين يعني ضرر مفت! خصوصا اين كه دولت هم بايد براي مبارزه با اين آدم هاي جلف، كلي پول وقت صرف كند. تازه همة مشكل كه اين نيست. خيلي خفن تر از اين حرف ها است! آقاي داديار مي گويد اين ناهنجاري ها براي جامعه از نظر امنيتي هم مشكل ساز است. چطوري؟ خب معلوم است ديگر. وقتي يك عده باورهاي قانوني و اخلاقي خودشان را در معرض خطر ببينند، كم كم حس مي كنند كه اين ارزش ها دارد از دستشان در مي رود و براي همين احساس ناامني مي كنند.
خلاصه كه از نظر آقاي داديار، پوشيدن و يا فروختن لباس هاي اجق وجق، قاچاق به حساب مي آيد. حواستان باشد كه زياد جيغ نپوشيد. يك دفعه ديديد به عنوان قاچاقچي گرفتند و بردندتان!

منو نسوزون
026853.jpg
تق و توق ها از همين الان شروع شده. اين ترقه فروش ها هم كه خدا بدهد بركت. روزگارشان سكه است. اصلا انگار مد شده كه از اول اسفند، ملت ياد ترقه و سر و صدا بيفتند. هر سال هم كه مي خواهند يك جوري جلويشان را بگيرند، يك طرف كار در مي رود و اوضاع بدتر از پارسال مي شود. تو مخ كسي هم نمي رود كه بابا چهارشنبه سوري فقط همان سه شنبة آخر سال است، نه يك ماه آخر سال. امسال هم شهرداري تصميم گرفته كه به جاي توي سر و كلة مردم زدن و با ماشين آتش نشاني بته هاي ملت را خاموش كردن، خودش ترتيبي بدهد كه ملت بروند يك جايي، هم ترقه بتركانند هم جيغ بزنند و هم از روي آتش بپرند. مسؤول روابط عمومي شهرداري اعلام كرده كه امسال شهرداري مكان هاي مشخصي را براي حضور مردم و برگزاري مسابقات امداد و نجات در شب چهارشنبه سوري در نظر گرفته است. اين طوري مي شود اميدوار بود كه در آن شب پر سر و صدا، نه پيرمردها تنشان مي لرزد، نه بيماري سكته مي كند و نه ماشين هاي آتش نشاني هي اين طرف و آن طرف روي مردم آب مي پاشند. البته شهرداري هم فهميده كه نمي شود به اين چيز ها دل خوش كرد. براي همين قرار است همزمان با اين كارها گروه هاي امداد و نجات و اورژانس هم در سطح شهر مستقر شوند. آقاي روابط عمومي دست آخر ابراز اميدواري كرده كه مردم عزيز به خاطر حفظ ارزش هاي ديني، امسال خيلي شلوغش نكنند.

رويدادهفته
026856.jpg
استانداري در نقش مدير فني
زنان خياباني جمع مي شوند

بحث ساماندهي و اين چيزها شد، ديديم بد نيست راجع به ساماندهي زنان خياباني هم چيز بنويسيم. البته لطفا خيلي اميدوار نشويد، چون تا حالا هزار بار از اين طرح ها داده اند. آخرش هم معلوم نشده كي به كي است. اگر در مورد اين حرف ما شك داريد، يك نگاهي به خبر جمع آوري معتاد ها بكنيد تا مظنه دستتان بيايد.
به هر حال بدانيد و آگاه باشيد كه استاندار تهران اعلام كرده كه با توافق وزارت رفاه، ساماندهي اقشار آسيب پذير جامعه از جمله زنان خياباني، از سال آينده شروع مي شود. خسرو دانشجو كه اسمش حس خوبي به آدم مي دهد، البته گفته كه ساماندهي كارتن خواب ها اصلا كار استانداري نيست. منتها آن ها تصميم گرفته اند كه هماهنگي هاي لازم را در اين زمينه انجام بدهند. استاد گفته كه وضع كارتن خواب ها در مقايسه با پارسال بهتر شده كه اين به خاطر هماهنگي هاي خوبِ صورت گرفته است! نوشابه را داشتيد كه استاد براي خودش باز كرد؟ اين يعني كه كار را بايد داد دست كاردان. براي همين هم استانداري، يك كميته تشكيل داده كه بهزيستي و وزارت رفاه و شهرداري هم جزوش هستند و قرار است زير نظر استانداران عزيز، هماهنگ شوند.
ما كه هر چه فكر كرديم، نفهميديم هماهنگي بين اين نهاد ها يعني چه و آقاي استاندار و رفقا چطوري قرار است همه را هدايت كنند. احتمالا نقش هماهنگ كننده يك چيزي توي مايه هاي مديرفني فوتبال است. البته يك كم تشريفاتي تر!
026850.jpg
نتايج يك تحقيق نشان مي دهد
دانشجويان فني سالم ترند

شكر خدا كه همه سالم اند. يك عده دانشجوي 83 اي را جمع كرده اند و از آن ها تست سلامت رواني گرفته اند. كي؟ معلوم نيست كي، ولي مهم اين است كه نتيجة آزمايش ها نشان داده كه اكثر دانشجوها از سلامت رواني لازم براي خوب زندگي كردن برخوردارند. البته تعداد قابل توجهي از آن ها از مشكل عدم دسترسي به حمايت اجتماعي رنج مي برند. يك چيزي توي مايه هاي عدم تحويل گيري قشر دانشجو و اين چيزها. بر اساس اين بررسي، سلامت رواني دانشجويان پسر و دختر با هم مساوي است. پس بيخودي گير ندهيد كه مردها توي اين جامعه راحت ترند و آخ كاشكي پسر بودم! يك نكته هم قابل توجه بروبچ علوم رياضي. با يك اختلاف جزئي، سلامت رواني دانشجويان رياضي و فني از بقية گروه ها بيشتر است. اين هم به درد كساني مي خورد كه هي هر هفته، نامه مي نويسند به مجله و زيرآب علوم انساني ها را مي زنند!
اما... 1/9 درصد پسرها از همين الان توي فكر خودكشي يا حداقل صدمه زدن به خودشان هستند. سهم دختر ها در اين مورد 3/6 درصد است. اصولا اميد به زندگي خانم ها بيشتر است. اين كه ديگر آمار نمي خواهد. در ضمن دانشجويان هنر، بيشتر پاية خودكشي هستند! اين گزارش نشان مي دهد كه پسرها بيشتر از دخترها سمت و سراغ مواد و زهرماري مي روند، ولي دخترها استاد استفاده از قرص هاي آرام بخش و ضد افسردگي هستند. اين هم البته معلوم بود؛ دختر ها كلا توهم افسردگي دارند. گزارش تحقيقات اين نهاد نامعلوم نشان مي دهد كه پسرها تقريبا 4 برابر دخترها قليان مي كشند. در اين بخش هم ديپلم افتخار و جايزة ويژه تعلق مي گيرد به بروبچ هنري كه 5 درصد بيشتر از بقيه قليان مي كشند. اصلا مگر هنر بدون دود و دم مي شود؟ فاز نمي دهد كه همين طوري خشك و خالي! فقط حيف كه اين تحقيق، مخصوص دانشجويان تحت پوشش وزارت علوم بوده. اگر اين اساتيد ناشناس، سراغ آزادي ها مي رفتند، كلي از معادلاتشان به هم مي ريخت و اين خوب بود. اصولا دانشگاه آزاد، خوراك به هم ريختن معادلات است و اين هم خوب است!
026847.jpg
دعوا همچنان ادامه دارد
آمار وزارت علوم رد شد

بابا اين ها خيلي خوب اند. آمارشان زمين تا آسمان با هم فرق مي كند. وزارت علوم و سازمان مديريت از دانشگاه ها در مورد تعداد دانشجوهاي مملكت استعلام كرده اند و بعد آمارشان را گذاشته اند كنار هم. فكر مي كنيد اختلاف چقدر بوده؟ اصلا به اعداد دورقمي و سه رقمي فكر نكنيد. اختلاف توي مايه هاي۷۰ هزار تا است. حالا مجلس گيج شده كه از روي كدام يكي از اين اعداد بايد براي دانشجوهاي بيچاره سرانة بودجه تأمين كند. مسأله اين است كه نه وزارت علوم و نه سازمان مديريت، زير بار غلط بودن آمار نمي روند.
هفتة پيش، معاون پارلماني وزارت علوم با كلي ابراز خوشبختي و اين چيزها و با يك چهرة پيروزمندانه اعلام كرد كه مجلس، آمار وزارت علوم را مبناي محاسباتش قرار داده. حداقل اين خبر، اين بود كه تكليف ملت را روشن مي كرد. اما دو روز از اعلام اين خبر نگذشته آقاي معاون پارلماني اين بار با اعتماد به نفسي وصف نشدني و البته با چهره اي جدي خبر داد كه كميسيون تلفيق مجلس، آمار وزارت علوم را قبول نكرده است. استاد باز هم تقصير را  انداخت گردن سازمان مديريتي ها و مدعي شد كه آمار آن ها مال 6 ماه پيش است و اگر قرار باشد با اين آمار براي دانشجوها بودجه تصويب كنند، كار همه تمام است و دانشگاه ها يا بزنند توي كار بساز بفروشي و يا درشان را تخته كنند و بروند پي كارشان. خلاصه كه دعوا هنوز ادامه دارد و بالاخره معلوم نيست تكليف دانشجوهاي از همه جا رانده چه خواهد شد. كاش حداقل مي توانستيم بفهميم آمار كدام يكي بيشتر است كه برويم طرف آن ها را بگيريم. يك سر و صدايي راه بيندازيم. جايي را بگيريم. شيشه اي بشكنيم... چه مي دانم خلاصه پولمان را بگيريم!
026841.jpg
همه اش تبليغ است
برو ما رو سيا نكن!

استاد مي گويد همه اش كشك است! مي گويد تبليغ است براي اين كه بودجة بيشتري بگيرند. آقاي كارشناس مي گويد: طرح جمع آوري معتادان پرخطر يك طرح مقطعي، نمايشي و شكست خورده است و هدف از اجراي آن، كسب بودجة بيشتر براي سال آينده است. خليل الله زحمتكش يك كارشناس مبارزه با اعتياد است كه از دست كارهاي بي برنامه براي حل مشكل معتادان، حسابي قات زده و داد و بيداد راه  انداخته. آقاي كارشناس معتقد است كه معتادان پر خطر به كساني مي گويند كه بدنشان حسابي به مواد وابسته شده و ديگر امكان بازسازي ندارند و فقط بايد كنترل شان كرد. استاد مي گويد همه جاي دنيا براي كنترل اين آدم ها برنامة بلندمدت دارند، ولي اين جا يكهو تصميم مي گيرند كه بريزند و همه شان را بگيرند و بعد كلي سر و صدا راه بيندازند كه آقا ما ال كرديم و بل كرديم. آخرش هم هيچي. او مثال هم دارد. جناب زحمتكش مي گويد سال 78 براي مقابله با معتادان حشيشي، يك طرح اجرا كردند. اما حجم دستگيري ها آن قدر بالا بود كه نه توانستند خرج خورد و خوراك بروبچ عملي را بدهند و نه حتي رسيدند پروندة آن ها را به مراجع قضايي بفرستند. اين طوري كه اين آقاي شاكي مي گويد، اين كارها فقط براي پاكسازي ظاهر جامعه خوب است و ديگر همة معتادها مي دانند كه وقتي بگير بگير مي شود، بايد قايم شد و صبر كرد تا دستگيري ها تمام شود. تازه اين ها در شرايطي است كه هيچ برنامة مشخصي براي گرفتن معتادها وجود ندارد. يكهو تصميم مي گيرند و مي ريزند يك عده را دستگير مي كنند. بعد هم نمي دانند بايد با آن ها چه كار كرد و نتيجه اين كه همه را ول مي كنند! ستاد مبارزه با مواد  مخدر هم كه قربانش بروم برنامه اي چيزي براي اين كار اعلام نكرده. البته بايد توجه كرد كه ستاد عزيز، جدي تر از اين حرف ها است و چيزي به نام برنامه ريزي و از اين لوس بازي ها بر نمي دارد. آقاي كارشناس، دست آخر گفته كه آقايان مدعي اند كه معتادان دستگيرشده را براي نگهداري، مي دهند دست بهزيستي؛ در حالي كه بهزيستي خودش هزار تا مشكل دارد و فعلا نمي تواند كودكان خياباني را هم سازماندهي كند چه برسد به معتادان!
026844.jpg
بهره وري هنوز پايين است
با ادب هاي بي تربيت

همين ديگر! چهار كلاس كه درس مي خوانيد، ادب يادتان مي رود. انگار كه از دماغ فيل افتاده باشيد. كسي را تحويل نمي گيريد. حرف حرف خودتان است. اصلا بداخلاق مي شويد. نه اين كه اين ها را ما بگوييم... نه، اين ها همه اش حرف هاي كارشناسي است. اصلا مي دانستيد كه اخلاق كاري در ايران با سطح تحصيلات افراد نسبت عكس دارد؟ باور كنيد! رئيس انجمن جامعه شناسي ايران، خودش يك تحقيقي انجام داده در مورد دلايل پايين بودن بهره وري در ايران. بعد به اين نتيجه رسيده است كه بهره وري و اخلاق كاري به هم ربط دارند. و اخلاق كاري هم كه قربانش بروم به كلي تعطيل است! دكتر سعيد معيدفر مي گويد در ايران وجدان كاري پايين است و اصلا چيزي به اسم فرهنگ كار وجود ندارد؛ آن قدر كه امروز يكي از مشكلات اصلي ما است. استاد مي گويد كه نتايج تحقيقات نشان مي دهد در آمريكا ميزان اخلاق كاري در مشاغل تخصصي، علمي و فني مهندسي به مراتب بيشتر از رده هاي پايين و غيرحرفه اي مثل كارگري است. تازه افرادي هم كه تحصيلات بالاتري دارند، بيشتر انگيزة كاركردن دارند. اين در حالي است كه افرادي با مسؤوليت كمتر، در آن سر دنيا اخلاق كاري بهتري دارند. يعني مثلا يك نگهبان، بيشتر از رئيس يك اداره به شما احترام مي گذارد. اما اين جا! اصلا وجدان مجدان در كار نيست. اصولا اين جا همه چيز برعكس است. يعني همه چيزهايي كه آن بالا خوانديد را برعكس كنيد، مي شود وضعيت كاري در ايران.
اين جا اخلاق كاري با تحصيلات نسبت عكس دارند. ميانگين اخلاق كاري در ديپلمه ها 40/3، ليسانس ها 82/2، فوق ليسانس ها 30/2 و دكتري 20/2 است. استاد همچنين اعلام كرده كه هر چه فرد شهروندتر باشد، اخلاق كاري اش تعطيل تر است. يعني اين جا شهري بودن هيچ ربطي به باادب بودن ندارد.
026865.jpg
عصار موبايلش را جواب نمي دهد
گفت وگو با يك صداي كلفت

استاد عزيز و محبوب ما موبايلش را برنمي دارد. 4 تا بوق كه مي  خورد، يك صداي كلفت از آن طرف خط مي گويد: سلام، لطفا پيغام بگذاريد.
صدا حتي نمي گذارد ما حرفمان را بزنيم. تا مي گوييم با آقاي عصار كار داريم، مي گويد متشكرم و بعد صداي بوق مي آيد و سكوت. يك بار البته آن اوايل با او حرف زديم. مي خواستيم مصاحبه كنيم؛ گفت بماند براي بعد. دنبال كارهاي كنسرت بود. كنسرتش كه جور نشد، دوباره زنگ زديم، استاد گواترش را عمل كرده بود. مصاحبه ماند براي بعد. يك بار ديگر، ما كه خيلي اميدوار بوديم، تصميم گرفتيم كه هم با عليرضا عصار و هم با فؤاد حجازي مشتركا حرف بزنيم. استاد گفت نمي شود، ولي قرار شد هفتة بعد كه زنگ زديم، خودش قرار بگذارد و به قولي رديفش كند. و از آن روز به بعد، موبايلش 4 تا بوق مي  خورد و باز هم آن صداي كلفت... از آن جايي كه ما آدم هاي كاردرستي هستيم و نيازهاي مخاطب را سه سوته پاسخ مي گوييم، سيستم را دور زديم و با حبيب صبور، مدير برنامه هاي عليرضا عصار حرف زديم. و اين بار آب پاكي روي دستمان ريخته شد: آقاي عصار تا اواخر فروردين مصاحبه نمي كنند. فعلا دنبال كارهاي كنسرت ارديبهشت ماه هستند. تازه قرار است بعد از جام جهاني هم نوار جديد عصار بيايد توي بازار. در ضمن آقاي مدير برنامه شايعه هاي پشت سر استاد را به كلي رد كرد. اصلا كي گفته كه عليرضا عصار يك آهنگساز 18 ساله گرفته؟
026862.jpg
روان درماني بهترين راه حل است
دردسر تغيير جنسيت

گزارش شمارة پيش دربارة يك بيمار دوجنسي را يادتان هست؟ اين شماره هم يك خبر جالب در مورد اين بيمار ها داريم. يك روان شناس باليني مي گويد از هر 100 هزار نفر يك نفر خواستار تغيير جنسيت از زن به مرد و از هر 30 هزار نفر يك نفر متقاضي تغيير جنسيت از مرد به زن است.
استاد اعلام كرده افرادي كه از ابتداي تولد اختلال دو جنسيتي داشته باشند، با عمل جراحي داراي جنسيت مرد يا زن مي شوند، ولي افرادي هم هستند كه داراي اختلال هويت جنسي هستند و احساس مي كنند كه به جنس مخالف تعلق دارند. اين افراد را بايد از طريق روان درماني كمك كرد.
به نظر آقاي كارشناس، دليل اين گرايش مي تواند مشكلات زيستي يا بيولوژيكي باشد و يا شايد نتيجة رفتار تربيتي غلط با كودك. اين روان شناس گفته كه برخي از اين افراد سعي مي كنند در دوران جواني با مصرف هورمون هاي جنس مخالف، ظاهرشان را هم شبيه جنس مخالف بكنند. علتش هم اين است كه فرد اصرار دارد به نوعي خودش را متعلق به جنسيت ديگر نشان بدهد.
استاد اما تأكيد كرده كه فقط در مواردي براي اين بيماران مجوز عمل جراحي و تغيير جنسيت صادر مي شود كه نشود آن ها را از طريق روان درماني با جنسيت اصلي شان سازگار كرد.
026868.jpg
گريست هر كس آن را ديد
در زمان معتصم عباسي، مردم بغداد حسابي از دست سربازهاي ترك، شاكي شده بودند. براي همين، معتصم برادر مأمون، اين شهر را در 50كيلومتري شمال بغداد ساخت و نام آن را سامرا، مخفف
سُرَّمَن رآه ـ شاد شد هر كس آن را ديد گذاشت. سامرا يك پايتخت نظامي دور از شهر شلوغ بغداد بود كه 7 خليفة بعد هم در آن جا حكومت كردند. آن جا محل خوبي براي كنترل 2 امام دهم و يازدهم(ع) بود و غيبت گاه امام دوازدهم شيعيان.
حالت نظامي و خلوت شهر تا زمان صدام هم ادامه داشت و به دليل نزديكي به تكريت ـ زادگاه صدام- يكي از مراكز عمدة تسليحات نظامي بعث بود. ضمنا با اين كه مدفن 2 امام شيعه در اين شهر است، شيعيان در آن همواره در اقليت بوده اند.
بعد از حملة آمريكا هم، سامرا يكي از پناهگاه هاي بعثي بود و صدام هم در نزديكي همين شهر، از مخفيگاهي زيرزميني بيرون كشيده شد. بعد از انتخابات پارلماني و پيروزي شيعيان احتمال داده مي شود كه توجه همه به جنوب عراق، جايي كه اكثريت شيعه در آن ساكن اند، جلب شود. اما يك باره سامرا در مركز توجهات جهاني قرار گرفت. ماجرا اين گونه شروع شد:
سحرگاه چهارشنبه 3 اسفند، اتومبيلي نظامي جلوي در حرم عسگريين در سامرا توقف مي كند. سه نفر با لباس نيروهاي امنيتي عراق، داخل حرم كه چند دقيقه اي است درهايش باز شده مي روند، دست و پاي خدام را مي بندند و 285 كيلوگرم تي .ان .تي را در 3 نقطة زير گنبد طلايي حرم كه بزرگ ترين گنبد مصلاي پيشوايان شيعه است، جاسازي مي كنند. سپس با سرعت محل را ترك مي كنند. يازده دقيقه بعد سه انفجار مهيب، سامرا را مي لرزاند.
گنبد كه يادگار معماري هشتصد سالة اسلامي بود، به طور كامل فرو مي ريزد. خبر بلافاصله به كل عراق مي رسد. تعدادي از شيعيان خشمگين به مراكز اهل سنت حمله مي كنند و آن ها هم به دفاع بر مي خيزند. در اولين تنش ها بيش از 165 نفر كشته مي شوند. بحران مذهبي در حال شدت گرفتن است، ولي رهبران مذهبي به خصوص آيت الله سيستاني، با فراخواندن شيعيان به صبر، 7 روز در عراق عزاي عمومي اعلام مي كند. شنبه، گروه تكفيري مجاهدين، شاخة القاعدة عراق به رهبري ابومصعب زرقاوي، مسؤوليت حمله را برعهده مي گيرد. از طرفي سران عراق سعي مي كنند با بيانية مشترك شان، آتشي را كه از جنگ مذهبي در عراق مي خواهد به پا شود، خاموش كنند. همزمان انفجارهايي در قدم گاه امام علي در بصره روي مي دهد و منطقه اي شيعه نشين از بغداد هم گلوله باران مي شود. انگار ماجرا حالا حالاها ادامه دارد.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
پايان سينما يك
راديو، فيلم نشان مي دهد
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
سامبا در پرسپوليس
ما نمي آييم، شما بياييد
رويدادهفته
براي شيطان جهنم نزديك است!
اجتماعي
تواضع نعمتي است كه كسي به آن حسودي نمي كند
زندگي
لباس جيغ نپوش گير مي افتي!
منو نسوزون
رويدادهفته
سينما
خيانت و مكافات
رفقاي خوب
آرام آرام وارد جهنم مي شويم
روحي فقط يك بهانه است
يك وسوسه ساده
دانش
باز هم مسابقه فضايي باز هم ماه
دوابرقدرت؛ دو مرد
لحظات به يادماندني در فضا
قهرمانان مسابقات فضانوردي
پنج واقعه مهم در مسابقه فضايي
سر پاتريك  مور فضانورد افسانه اي
موسيقي
گرين دي عليه جنگ طلبي بوش
احمق آمريكايي
روزها
گاهي به آسمان نگاه كن
مي جنگيم براي صلح
دو فيلسوف در مدرسه اي نگنجند
آنالوطيقا
رويدادها
هنر روز
اين جا آخر ايران است
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |