|
گرين دي عليه جنگ طلبي بوش
جوآرمسترانگ و گروهش جزو مطرح ترين گروه هاي موسيقي راك هستند. آلبوم احمق آمريكايي آن ها امسال جوايز زيادي را درو كرد
|
|
|
هنگام اجراي آهنگ هاي ضد بوش چراغ هاي سالن كاملا خاموش شدند و او در تاريكي مطلق از فضاي نا امني كه دولت بوش ساخته خواند
مجيد رئوفي
اين يك اتفاق نبود. آلبوم احمق آمريكايي از گروه گرين دي در سپتامبر 2004 و 6 هفته مانده به انتخابات رياست جمهوري آمريكا، در سراسر دنيا پخش شد. آن ها پيشتر به سبك غول هايي همچون بروس اسپرينگستين و R.E.M عليه بوش كنسرت هاي دامنه داري برگزار كرده بودند و حتي در سري دوم آلبوم راك عليه بوش ، آهنگ هايي اجرا كردند. كنسرت هاي آن ها را نمي شد فقط يك اجراي زنده ناميد. برنامه هاي زندة آن ها در واقع، يك رالي در اعتراض به سياست هاي بوش و تيمش بود كه به صورت آهنگ هاي پانك ـ راك ارائه مي شدند. بيلي جو آرمسترانگ، گيتاريست و خوانندة گروه با آن چشمان سياه در ميان اجراي آهنگ ها نقش يك ديكتاتور بزرگ را بازي مي كرد. او گيتارش را همچون اسلحه اي بر دوش انداخته بود و روي stage بالا و پايين مي پريد.
بيلي جو هنگام ايفاي نقش، خودش را اينچنين معرفي كرد: جورج دبليو بوش؛ اما دوستانم مرا استفراغ صدا مي زنند. او در اجراهاي زنده اش به بمب گذاري در مادريد، لندن و عراق نيز اعتراض مي كرد. هنگام اجراي 4 آهنگ ضد بوش، در سالن گايلورد نشويل، چراغ هاي سالن كاملا خاموش شدند و او در تاريكي مطلق از فضاي نا امن دنيا خواند كه بوش و دولتش ساخته اند. آن ها يكي از آهنگ هاي باب ديلن به نام استادان جنگ را اجرا كردند و سپس آهنگ كنايه آميز وقتي سپتامبر تمام شد، مرا بيدار كن را در ميان تشويق سرسام آور حاضران در سالن، با حرارتي افزون تر نواختند و خواندند. مي دانيد كه گروه هاي پانك، چندان به قدرت و قوت نواختن گيتار و درام اهميتي نمي دهند. در واقع، شور و حال و اشعار آن هاست كه به المان اصلي شان تبديل مي شود.
گرين دي هم از اين قاعده مستثنا نيست، هر چند آهنگ هاي آلبوم احمق آمريكايي بسيار جذاب و گيرا و تأثيرگذارند. البته فروش بسيار بالاي اين آلبوم نيز نشان داد كه مي توان پانك ـ راك خواند و هفته ها بر صدر جدول موسيقي پاپ آمريكا و دنيا نشست. آن ها با آلبوم اولشان نيز بازار را قبضه كردند. آلبوم Dookie در سال 1994، هشت ميليون نسخه فروخت. با اين فروش خيره كننده، آن ها راه را براي گروه هاي جديد پانك و گروه هاي سه نفره باز كردند. پس از قرار گرفتن آهنگ Long View از اين آلبوم در تاپ تن ها و پخش پياپي آن در MTV به عنوان يك آهنگ هيت، نوبت به موفقيت آهنگ J.A.R رسيد كه در صدر جدول آهنگ هاي راك مدرن قرار گرفت. فعاليت آن ها با آلبوم Nimrod در سال 97 ادامه يافت. آن ها جسته گريخته آهنگ هايي اجرا مي كردند. اما بدون شك، تولد مجدد گرين دي با آلبوم احمق آمريكايي صورت گرفت.
احمق آمريكايي يك غافلگيري دلپذير براي مردم و خود اعضاي گروه بود. حضور در صدر جدول چارت هاي مختلف در سراسر دنيا، فروش مولتي پلاتينوم، پخش مداوم از شبكه هاي موسيقي دنيا و حجم بالاي توجه رسانه ها به آلبوم، احمق آمريكايي را تبديل به يكي از مهم ترين آلبوم هاي سال 2004 كرد.
اجرا در live 8 در جولاي 2005 در كنار غول هاي موسيقي دنيا نيز اعتبار ويژه اي به آن ها بخشيد و باعث شد گرين دي به عنوان يكي از گروه هاي پيشرو و مهم در دنياي موسيقي، مطرح شود. آهنگ گرين دي در راك عليه بوش ـ سري۲ با نام پسر سوگلي به عنوان اولين آهنگ سي دي و دي وي دي اين اثر، ارائه شد. 28 آهنگ در اين اثر جاي گرفتند و اغلب آن ها در اجراهاي زنده در كنار هم، اين آهنگ ها را اجرا كردند. آن ها همچنين جايزة گرمي بهترين اثر سال را چند شب پيش دريافت كردند تا سال 2006 را نيز مانند 2004 و 2005 با موفقيت ادامه دهند. كليپ هاي آلبوم احمق آمريكايي همچنين چند جايزه از جوايز موزيك ويديو ( ويديو كليپ) سال MTV را دريافت كردند تا اين آلبوم سياسي و صلح طلبانه، نامش را بيش از پيش بر سر زبان ها بيندازد. گرين دي علاوه بر ضبط آلبوم هاي مجزا، براي فيلم هاي فراواني نيز آهنگ اجرا كرده است. سري فيلم هاي آستين پاورز ، گودزيلا و پاي آمريكايي از اين دسته اند.
تولد گرين دي در خيابان گيلمن
بيلي جو آرمسترانگ، سي وسه سال پيش در اوكلند كاليفرنيا به دنيا آمد. او كوچك ترين عضو خانوادة 8نفري آرمسترانگ بود. پدرش اندي، رانندة ماشين هاي سنگين و مادرش پيشخدمت يك رستوران بود. در پنج سالگي زير فشار معلم موسيقي اش يك تك آهنگ به نام نگاه براي عشق ساخت و در يك محفل محلي به همراه درامر نيمه وقت اش يعني پدرش، آن را اجرا كرد.
او در ده سالگي، پدرش را از دست داد. رابطة او با پدرش، فراتر از روابط پدر با ساير فرزندان بود. براي همين، هضم اين اتفاق، براي او بسيار دشوار بود. پس از مرگ پدر، مادرش مجبور بود با كار مداوم در رستوران 24ساعتة رادهيكوري پيت مخارج
۶ فرزندش را تأمين كند: آن قدر كار مي كرد كه مي ترسيديم از شدت خستگي بميرد. پس از ازدواج مجدد مادر، بيلي جو به سمت موسيقي بازگشت. در
11 سالگي، بسيار استادانه گيتار مي نواخت. يك روز، بحثي ميان او و يكي از همكلاسي هاي بلوندش دربارة موسيقي درگرفت. اين همكلاسي، مايك درنت بود: اولين صحبت ما حول موسيقي و نوشتن شعر بود. آن هم در اتاق ناهارخوري مدرسه.
آن ها با اجراي دوبارة آهنگ هاي ون هالن و موتلي كرو آغاز كردند. آن ها از همان ابتدا سياست را وارد ترانه هايشان كردند. مايك درنت مي گويد: يادم مي آيد وقتي خيلي بچه بودم، دوست داشتم جيمي كارتر رئيس جمهور شود. نمي دانم چرا اين آرزوي لعنتي را داشتم. نمي دانستم كه او هم مثل بقيه است. وقتي 15ساله شدند، در فستيوال گروه هاي پانك ـ راك در خيابان گيلمن در شهر رودئو در كاليفرنيا حاضر شدند و از آن جا اوضاع تغيير كرد. آن ها استعدادشان را نشان دادند و مورد توجه مديران موسيقي پانك قرار گرفتند. پانك ـ راك در اختيار بچه ها و نوجوانان بود و بيلي جو و مايك با استعدادتر از بسياري از رقيبان به نظر مي رسيدند. آن ها با آهنگ Free Will وارد فضاي جديدي شدند: متن ترانه، سؤال دربارة همه چيز بود. من فكر كردم عجب موضوع جالبي است. به خودم گفتم هيچ چيز را قبول نكن، مگر اين كه خوب درباره اش فكر كرده باشي. آن ها با يك نوجوان كه مدام اطراف خيابان گيلمن (محل تجمع گروه هاي پانك) پرسه مي زد، آشنا شدند. او تره كول سومين عضو گرين دي بود. او نيز مانند مايك، متولد 1972 بود. تره دربارة خيابان گيلمن مي گويد: آن جا جايي بود كه جوان ها خواه ناخواه سياسي مي شدند. البته پيش از تره كول ، آل سوبرانته به عنوان درامر با بيلي جو و مايك كار مي كرد. اما در بدو تأسيس گروه، سوبرانته از آن دو جدا شد و تره كول جانشين او شد. آن ها در سال 1990 گروه گرين دي را تشكيل دادند و با موفقيت آلبوم هايشان نام خيابان گيلمن را جهاني كردند.
احمق آمريكايي
آلبوم احمق آمريكايي ، 13 ترانه دارد. اين آلبوم به معناي واقعي كلمه، يك آلبوم است. چرا كه آهنگ ها به صورت سريالي و با پيوستگي معنايي پشت سر هم آمده اند. آلبوم صلح دوستانة گرين دي با نشانه رفتن سياست هاي جنگ طلبانة بوش در بستر يك داستان سريالي، ايده هايش را به خوبي براي شنونده مي گشايد.
در واقع، اين داستان، بهانه اي است براي نيش زدن به دولت بوش كه با كمك رسانه هايش، جنگ عليه عراق را موجه جلوه داد و با پوشش خبري مناسب، حمايت بخشي از جامعة آمريكايي را براي حمله به عراق به دست آورد. داستان آلبوم، زندگي عيساي سابربيا است كه با مادرش در جينگل تاون زندگي مي كند. مادر، از پدر جدا شده و حالا در وضعيت نامناسبي فرزندش را بزرگ مي كند. پدر و مادر عيسي معتاد به الكل و مواد مخدرند. او نيز با آن كه علاقه اي به پيوند خويشاوندي با آن ها ندارد، اما به دام مواد مخدر مي افتد. پس از آن كه احساس مي كند زندگي اش در جينگل تاون چيزي كه مي خواهد نيست، تصميم مي گيرد به شهر كوچ كند. او ابتدا از اين تغيير مكان لذت مي برد؛ انگار به تعطيلات آمده است. اما پس از مدتي، احساس مي كند شبيه هيچ يك از افراد دور و برش نيست و كاملا تنهاست. نامش را تغيير مي دهد تا شايد بتواند هويت جديدي پيدا كند. او نام سنت جيمي را براي خود برمي گزيند و شروع به قتل و غارت مي كند. سپس با يك ياغي واقعي به نام واتسر نيم آشنا مي شود. آن ها وقت خود را با يكديگر مي گذرانند و سنت جيمي تحت تأثير او، واقعا از قالب عيسي خارج مي شود. اما نهايتا نمي تواند خواسته هاي دختر را برآورده كند. واتسر نيم نامه اي به سنت جيمي مي نويسد و او را ترك مي كند. عيسي سرانجام تصميم مي گيرد كه به هويت گذشته اش بازگردد و جوري برنامه ريزي مي كند كه انگار سنت جيمي خودكشي كرده است. سپس در خيابان دوازده شرقي كاري پيدا مي كند. او نهايتا به جينگل تاون باز مي گردد تا از وضعيت خود رهايي پيدا كند.
|