- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۹ - شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴ - - Feb 25, 2006
docharkhe
دايره بازتر شد
مستند 4 با پخش تصاوير مستند ديده نشده از دوران انقلاب، ديدني  ترين برنامه تلويزيون در دهه فجر بود. دزفولي تهيه كننده اين برنامه از زير و بم پيدا كردن اين مستندها گفت
026556.jpg
كارگردان: مهران گيتي پور
تحقيق و اجرا: پيروز كلانتري
نگارش متن: ميراحمد ميراحساني
گفتار متن: شهرام درخشاني
نور و تصوير: آقاي وفايي زاده، ياري و عسگريان
جلو ه هاي رايانه اي: آقاي مهران فر
مدير توليد: خانم مظفري
تهيه كننده: آقاي محمدرضا دزفولي
مدير گروه مستند شبكه چهار: آقاي محمد زين العابديني و همكاران آرشيو شبكة چهار و آرشيو مركزي

شب است، تانكِ آتش گرفته با سرعت از زير گذر ميدان رد مي شود و محكم به ديواره كوبيده مي شود و متوقف مي شود. مردم دورش حلقه زده اند.گفتار متن مي آيد: ميدان امام حسين . صحنة بعدي، فرداي همان شب را نشان مي دهد. تانك آتش گرفته ديشب با بدنة سوخته اش، ديواره را نابود كرده. ولي اوج شلوغي جاي ديگري است، جايي كه جوان ها با گوني هاي پر از خاك، جلوي زيرگذر، سنگر گرفته  اند. اين تصاوير، خاطرات هر سالة بازماندگان انقلاب بود، ولي امسال برنامه اي از شبكه 4 پخش شد كه اكثر اين خاطرات را به تصوير كشيد. صحنه هاي تظاهرات طرفداران شاه و بختيار، پشت صحنة مصاحبه هاي شاه ، ازهاري و بختيار، تصاوير تكان دهنده از سردخانة بيمارستان ها كه رديف شهدا را لاي پارچة سفيد پيچانده بودند، تيراندازي مستقيم نظامي ها كه چند لحظه بعد يك نفر از ميان مردم، روي زمين مي افتاد و... اين ها شاهكارهاي ويژة مستند 4 بود كه شب هاي دهه فجر، خيلي ها را پاي تلويزيون ميخكوب مي كرد. از بزرگتر هايي كه اين صحنه ها را به وجود آورده بودند تا بچه هايي كه تا به حال فقط شنيده بودند.
در تحريريه مستند 4 خيلي طرفدار پيدا كرده بود. براي همين، يك گفت وگوي تلفني با دزفولي تهيه كنندة اين برنامه ترتيب داديم تا دربارة شكل گيري اين مجموعه پرس وجو كنيم.

احسان ناظم بكايي
اسم مستندها در كتاب ها هست، ولي در دسترس نيستند. 19 تا اسم پيدا كرديم، ولي بعد از يك سال اين در و آن در زدن، فقط 8 تايش را پيدا كرديم كه خيلي هايش هم كامل نبود. مثلا از 90 دقيقه، 30 دقيقه دستمان رسيد.
سال پيش هم رفتيم سراغ انقلاب، ولي فقط يك برنامه داشتيم كه در آن به فيلم سرود عاشقانه كه دربارة سرود خميني اي امام (كار اسماعيل براري) پرداخته شده بود. البته صدابرداري مستند براي آزادي را هم بررسي كرديم.
از سال پيش اجازه داده شد كه دايره بازتر شود و تصاوير بيشتري نشان داده شود. اين به دستور رئيس سازمان بود تا نسلي كه انقلاب را نديده اند، بتوانند چيزهايي را كه قبلا شنيده بودند، ببينند و جامعة آن موقع را بشناسند.
همين طپش تاريخ كه در دو قسمت چهل دقيقه اي پخشش كرديم، طولاني تر بود. ولي ما قسمت هايي از آن را نداشتيم. ديالوگ هايش هم شايد به عقايد كمونيست ها بخورد، مثل استفاده از كلمة خلق و فدايي . ولي آن موقع، آن كلمات ميان برخي از افراد متداول بود و اين ها بخشي از ادبيات آن موقع بود. ارزش مستندها هم به همين است كه جامعة آن زمان را به نمايش مي گذارد و ديدگاه كارگردان را نشان مي دهد.
ببينيد، در فيلم هاي مستند آن موقع، به شاه و خاندان پهلوي ناسزا مي گفتند كه آن موقع به خاطر شرايط خاص و عصبانيت مردم، غيرعادي نبود. شايد اين فيلم ها را هم پخش مي كردند و همه هم مي ديدند. ما حتي الامكان آن ها را پخش كرديم.
در قضية انقلاب، همه سعي مي كردند سوار اين موج بزرگ شوند. هر كدام از گروه هاي مبارز با هدف هاي خاص خودشان آمده بودند، ولي قبلا هيچ كدامشان نتوانسته بودند مردم را جمع كنند. يك مستندي وجود داردكه در برنامة كه در آن، سراغ امام در فرانسه رفته بودند و خيلي رك پرسيده بودند: شما كه فقط يك روحاني هستيد و يك مرجع، چرا و چطور شدكه به رهبري مطلق اين انقلاب رسيد؟ و امام هم گفته بودند: چون ما موافق با آن چيزي كه مردم مي خواستند، چيزي كه اسلام مي  خواست، چيزي كه ملت اسلام مي خواست، قيام كرده بوديم. از اين جهت مردم با ما موافقت كردند من هم چون بيشتر از ديگران در اين مسأله وارد بودم از اين جهت شايد مردم بيشتر توجه داشتند . همة گروه ها آمدنددر اين مقطع همراه مردم شدند. مثلا چريك هاي فدايي هم در آخر شعارهايشان مي  گفتند: درود، درود بر خميني .
بيشتر فيلم هايي را كه نشان داديم، در آرشيو صدا و سيما بود. يك سري هم فيلم هاي سوپر هشت بود كه دست مردم بود. آن موقع، خانواده هاي متوسط هم دوربين هاي سوپر هشت داشتند كه انصافا هم خيلي خوب بود. آقاي شيردل، يا همين دوربين هاي سوپرهشت حدود سيصد دقيقه تصوير از انقلاب تهيه كردند كه ما در برنامة خودمان 10۱۵،ثانيه اش را پخش كرديم.
يك سري از فيلم هاي سوپر هشت را خود مردم به سازمان صدا و سيما تحويل داده اند، ولي كافي نيست. شنيده ام از پارسال دارند فيلم هاي مستند انقلابي مردم را جمع مي  كنند. ولي متأسفانه تداوم در كار ديده نمي شود.
خيلي از فيلم ها از لحاظ كيفيت فني، مطلوب نيست. بعضي  جاها ريختگي داشت و از بين رفته بود. مسؤولان پخش شبكه مي گفتند اگر اين مستندها مربوط به انقلاب خودمان نبود، هيچ وقت پخش نمي كرديم. ولي سوژه براي ما مهم بود.
مي دانيم محدودة كاري مان در سازمان كجاست. براي همين، مشكل خاصي از نظر پخش نيست. فقط بعضي قسمت هاي فيلم ها را (كه تصاوير شهدا و كشته شدن مردم و تصاوير دلخراش ديگر را شامل مي شد) و خيلي هم زياد بود، به خاطر ناراحتي مردم نشان نداديم. ولي خب براي تذكركمي از آن را نمايش داديم.
اين كه مي  گويند آرشيو نامناسب دليل بروز مشكلات در تصوير است، اين طور نيست. سيستم نگهداري فيلم ها تا حد امكان به روز است. در حد امكان، خوب است. من رفته ام و ديده ام. حتي يك بار هم از بخش آرشيو تلويزيون، برنامة مستندي تهيه كردم. من اين شهادت را مي دهم كه بچه ها در آرشيو زحمت مي كشند و سعي مي كنند فيلم ها را سالم نگه دارند. ولي خب سطح توقع 100 است، امكانات 20 است و آرشيو ي ها تلاششان 40.
بحث بازسازي فيلم ها، بودجه مي خواهد. بايد فيلم ها را بشورند، مرتب كنند، چسب بزنند كه من فكر مي كنم بودجه موجود آرشيو كفاف نمي دهد. اين فرمت هاي ويديويي از Tape تا DVD هم معلوم نيست چند سال عمر مي كند، چون هنوز سال هاي زيادي از درست شدنش نمي گذرد. ولي فيلم عمر مي كند. 100 سال است دارد جواب مي دهد، ولي DVD و شكل هاي ديگر زياد مطمئن نيست.
026577.jpg
با توجه به موجودي مان نه برنامه دربارة انقلاب ساخته ايم و سه برنامة فوق العاده كدام از اين برنامه ها، بحث جداگانه داشت كه به دليل فشردگي برنامه ها در دهةفجر فقط چهار قسمتش را به همراه فوق العاده  هاي انقلاب پخش كرديم. حالا از اين سه شنبه هفتة قبل ، قرار است اين بحث ها به همراه بخش هاي كوتاهي از فيلم ها نمايش داده شود. اين كه دوباره كل مجموعه تكرار شود، به برنامه ريزي شبكه برمي  گردد. ولي اين كه سال بعد تكرار شود، احتمال اش وجود دارد، مثلادر هفتة دفاع مقدس امسال هم برنامة مستند هاي جنگ سال قبلش تكرار شد. احتمال تكرار در ايام تعطيلات نوروز را بعيد مي دانم.
مردمي كه به نحوي به صورت تلفني ارتباط مستقيم داشته  اند، تشكر كرده اند. در همين محدودة كوچك هم كه كار نشان داده مي شد، عكس العمل ها خوب بود. هنوز نتيجة  ارزيابي سازمان نيامده است. بايد منتظر رأي و نظرمردم بود.
فكر كنم فعلا همين يازده برنامه دربارة انقلاب كافي است. مگر آن كه به تصاوير و يا موارد خاص ديگري دست پيدا كنيم كه مجموعه را كامل كند . مستند، دايرة بزرگي است كه خيلي جاهايش پنهان مانده است. ما برنامة بعدي مان دعوت از مستندسازهاي دهه 40 و 50 است تا هم مستندهايشان را ببينيم و هم با آن ها گفت وگو كنيم.
دربارة انقلاب هم مي خواستيم از سازنده ها دعوت كنيم. ولي امير نادري ( كارگردان فيلم جست و جو )و فردوست سازنده هاي طپش تاريخ در ايران نبودند. جعفري جوزاني هم سر ساخت سريالي بود.آقاي بهادري فيلم بردار طپش تاريخ هم فوت كرده بودند و فقط يك مصاحبة قبلي با يكي از آن ها به نام مشيري وجود داشت كه پخش كرديم.
ساختار مستند 4 اين گونه است كه هر چند برنامه بسته به يك گونة خاص در يك بازة 5 تا 11 برنامه اي، مي پردازد. مثلا در يك 8 قسمت، نگاهي به جنگ داشتيم، و از زواياي مختلف مثلا فيلمسا زان گروه جنگ گروه جهاد، شهيد آويني و گروه هاي خبري و... بررسي كرديم. همان جا هم بازخوردها بين مستندسازها و هم بين مردم خيلي خوب بود و همين ما را بيشتر تشويق كرد، به طوري كه طبق آمار سنجش افكار سازماني اين برنامه در پاييز امسال بعد از سينما چهار و سينما ماوراء توانسته بيننده زيادي را جذب كند.
026451.jpg


عشق را از خودمان دريغ كرده ايم
احسان رضايي
عشقي در كار بوده است. ما نمي دانيم دقيقا چه عشقي (به كي و چرا و چقدر؟)، اما حتما بوده است. حتما عشقي بوده است. بدون عشق نمي شود انقلاب كرد. نمي شود دنبال كسي كه پانزده سال خارج از ايران است، راه افتاد. نمي شود دست زد توي خون برادر و آن را به روي خود ماليد. اين را ديگر حالا مطمئن ام. حالا كه مستندهاي باقي مانده از آن  همه شور را ديده ام، مطمئن ام كه عشقي در كار بوده است.
بعضي چيزها هست كه بايد فقط ديد. شنيدن و خواندن كافي نيست. حتي بهترين توصيف ها و تعريف ها از انقلاب هم نمي تواند حالت نگاه راهپيمايي كننده هاي زمستان 57 را نشان بدهد. برق نگاه، حالت چهره، نحوة تكان دادن دست هاي مشت كرده، ... اين ها را بايد ديد. بايد ديد كه چه عشقي داشته اند مردان و زنان 57 و وقتي كه شعار مي دادند، چطور صدايشان از شوق مي لرزيده. براي ديدن مستندهايي كه بالاخره امسال تلويزيون نشان مان داد، خيلي منتظر بوديم. تا قبل از ديدن اين مستند ها هميشه قطعه اي از قطعات پازل ذهني مان از انقلاب كم بود. و نمي دانستيم كه اتفاقا بزرگ ترين قطعه، همان بوده است. حالا مي فهميم كه آن هايي كه انقلاب كردند، عاشق چيزي بوده اند. چه چيزي و چه كسي اش را هنوز هم نمي دانيم و نمي فهميم. چندان هم مهم نيست. مهم اين است كه حالا ديگر مي دانيم عشقي در ميان بوده. و اين، پاسخ بسياري از سؤال هاست.
نمي دانم چرا اين مستندها را اين  همه سال از خودمان دريغ كرده ايم. توي اين روزگار، عشق چيز كمياب و پرقدري است و اين مستندها حسابي لبريز بودند از عشق. عشقي كه نمي توانيم انكار كنيم كه روزي وجود داشته.

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
برره با خاك يكسان شد
باغ وحش جعفرخان كامل شد
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
دايره بازتر شد
عشق را از خودمان دريغ كرده ايم
ورزشي
حاج آقا متشكريم
مهاجم تحميلي نمي خوايم، نمي خوايم
رويدادهفته
صبح خود را با جنجال آغاز كنيد!
ما راضي هستيم!
يك مرد، يك پيراهن
در انتظار معجزه پكرمن
اجتماعي
دل هاي خود را به آن چه از دست رفته مشغول نسازيد
زندگي
خودتان را تكميل كنيد
ردپاي چيني ها در بازار سررسيد
رويدادهفته
سينما
نسخه هاليوودي چپ دست!
به من ربطي ندارد!
كما در برابر حس ششم
مرگ در همين نزديكي است
هاني ابواسد كيست؟
روزها
دخوي نابغه
عجم زنده كردم...
يادآر! ز شمع مرده يادآر
رويدادها
هنر روز
دختران دشت دختران انتظار
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |
|  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |