اينك بهشت از دل كرانه هاي اشغالي مي آيد. اثري پر سر و صدا درباره عمليات انتحاري عليه اسرائيل كه توسط يك گروه فلسطيني ساخته شده و نامزد اسكار هم شده است
اينك بهشت داستان 48 ساعت آخر زندگي دو جوان فلسطيني است كه مي خواهند در يك عمليات انتحاري شركت كنند
خسرو نقيبي
اين جا نابلس است. شهري در كرانة غربي رود اردن. تصويرِ نقش بسته در ذهن، از بمباران خبرگزاري هاي جهاني، مي گويد اين شهر بايد رنگ باروت و خون باشد. اما تصوير واقعي چنين نيست. مغازه ها بازند. عروسي ها برگزار مي شود و مردم به جوك هاي روز و به حرف هاي بامزه مي خندند. در نابلس زندگي جريان دارد.
اين تصويري است كه هاني ابواسد تأكيد دارد در فلسطين امروزي جاري است. تصويري كه به جز روزهاي حكومت نظامي يا حمله هاي وحشيانة اسرائيلي ها، در شهر جاري و مشهود است. نابلس هنوز هم هتل هاي زيبا دارد و مردماني كه در آن زندگي مي كنند. اما بايد پذيرفت كه اين جا تكه اي از بهشت هم نيست. صداي انفجار مين يا صفير اجسامي كه به يكباره از آسمان بر سر مردم مي ريزد، زندگي در نابلس را تلخ مي كند. اين جا شهر زندگي و جنگ است و اينك بهشت تصويري است ناب و درخشان از زندگي در شهري با اين مختصات؛ و آدم هايي كه ميان زندگي و مرگ سرگردان اند. آدم هايي كه عشق به سرزمين شان را با مهر خانواده و معشوق تاخت مي زنند.
به رنگ حقيقت
نخستين نمايش آن در جشنواره برلين سال قبل، درست در چنين روزهايي، كارشناسان سينمايي و پيگيران مسائل خاورميانه را تكان داد. اينك بهشت فيلم تازة هاني ابواسد فيلمساز مطرح فلسطيني، در مجامع جهاني، فراتر از اتفاق هاي قبل بود. عمده دغدغة ابواسد در اين سال ها تصوير كردن حقيقت زندگي هموطنانش بود. اما اين بار در كنار مستند نمايي شاخص در اثر اين فيلمساز، نكتة ديگري چشم ها را خيره كرد. اينك بهشت داستان 48 ساعت آخر زندگي دو جوان فلسطيني بود كه مي خواستند در يك عمليات انتحاري شركت كنند. اگر تا پيش از اين، انفجار حاصل از عملياتي اينچنين، آغاز ماجرا بود، انفجار فيلم ابواسد، نقطة پايان بود. قصه، روايت زندگي آدم هايي است كه مي كشند و كشته مي شوند. اين نخستين جملة ابواسد در برلين هم بود: فيلم من داستان كشتن و كشته شدن است. دو حس متضاد كه در كنار هم جمع مي شوند.
اينك بهشت خيلي زود سر و صدا كرد و نخستين نمايش هاي عمومي فيلم كه آغاز پاييز امسال اتفاق افتاد، نام ابواسد را در رأس اخبار قرار داد. پخش جهاني فيلم را كمپاني برادران وارنر برعهده گرفت و نقدهاي مثبت دربارة فيلم در نشريات آمريكايي، خشم محافل تند رو يهود را به همراه داشت. اما اين دليل نشد تا فيلم در ميان نامزدهاي اصلي جايزة بهترين فيلم غيرانگليسي زبان گلدن گلاب قرار نگيرد. جايزه اي كه از سوي روزنامه نگاران غير آمريكايي هاليوود در دل صنعت فيلمسازي آمريكا اهدا مي شود و به نوعي پيش زمينة اسكار به حساب مي آيد. سر و صداها كه بالاتر رفت و فيلم در اروپا بيش از پيش ديده شد، اينك بهشت برندة جايزه گلدن گلاب شد و نامش در ميان نامزدهاي اسكار هم قرار گرفت. اين فيلم، نخستين فيلم فلسطيني تاريخ اسكار بعد از دو حضور در ميان كشورهاي معرفي كنندة فيلم است. حضور اينك بهشت در فهرست نامزدان اسكار (جايزه اي كه در همة اين سال ها محافظه كار بودن رأي دهندگانش معروف است) در كنار نامزدي مونيخ استيون اسپيلبرگ با موضوع درگيري هاي فلسطيني ها و اسرائيلي ها در المپيك 1972، توجه محافل سياسي را هم به اسكار امسال معطوف كرد. بالا رفتن اين احتمال كه ممكن است اهداي جايزه اينك بهشت سوپاپ اطمينان اعطاي اسكار به فيلم اسپيلبرگ باشد، باز هم يهوديان تندرو را به تهديد اعضاي آكادمي واداشته است؛ چرا كه آن ها دل خوشي از فيلم اسپيلبرگ هم ندارند. جنجال ها حول اينك بهشت ادامه دارد و به نظر نمي رسد تا نيمة اسفند ماه يعني شب برگزاري مراسم اسكار فرو بنشيند.
|
|
|
مثل واقعيت
هر روز در روزنامه ها خبرهايي دربارة حملات انتحاري مي خوانيم. مثل همه به اين فكر مي كردم كه چگونه آدم هايي دست به اين عمل مي زنند و چه چيزي آن ها را تحريك به انجام چنين عملي مي كند. احساس مي كردم ما همة قصه را نمي شنويم. اينك بهشت پاسخ به اين سؤال است كه آن ها نه فقط خانواده شان، كه درون خودشان را چطور توجيه مي كنند كه زندگي شان را پايان دهند. اين جملات هاني ابواسد، دربارة روزهايي است كه سعي كرد اينك بهشت را بنويسد. تاريخ: اواخر سال 1999. بعد ابواسد تحقيقاتش را آغاز مي كند. مرحلة اول، خوانش دوباره و چند بارة پروندة آدم هايي است كه در كارشان ناموفق بوده اند. برگه هاي بازجويي و اعتراف و سپس گزارش هاي رسمي دولت اسرائيل دربارة اين افراد. ابواسد اما خيلي ساده درمي يابد كه همه، چيزهايي را مي گويند كه به نفعشان است. پس به سراغ خانواده ها مي رود. خانوادة كساني كه در اين راه كشته شده اند و اين جاست كه ابواسد بخشي از حقيقت را درمي يابد: تنها بخشي از حقيقت را دريافتم كه اعتقاد بود. هنوز هم چيزهايي هست كه من نمي دانم. اين بخش ماجرا آن قدر شخصي است كه فقط در همان ساعات آخر در ذهن آن ها كه ديگر نمي توان ملاقاتشان كرد، مي گذرد.
سرماية فيلم در جشنواره برلين سال 2003 تأمين مي شود و ابواسد بلافاصله فيلم برداري را در آغاز سال 2004 در نابلس در لوكيشن هاي حقيقي آغاز مي كند. پس از آغاز درگيري هاي نابلس، گروه به ناصريه زادگاه ابواسد كوچ مي كند و دو روز پاياني فيلم برداري هم در تل آويو اتفاق مي افتد. درست عين واقعيت جاري در فيلم. نكتة مهم، گروه چند مليتي حاضر دركار است كه از هفت كشور مختلف مي آيند. گروه فلسطيني ها شامل هنرپيشه ها و اعضاي گروه فيلم برداري، يك جمع پنجاه نفره اند. 14 آلماني، 4 فرانسوي كه آنتوان اوبرله فيلم بردار گروه، يكي از آن هاست، 3 هلندي، يك انگليسي و يك تبعة بلژيك يعني لوباني آزبال بازيگر زن اصلي فيلم، ديگر اعضاي گروه چند مليتي هستند. ده اسرائيلي هم در فيلم برداري بخش تل آويو به هاني ابواسد ياري رسانده اند. در روزهاي مياني فيلم برداري، جو نابلس برعليه گروه مي شود. يك گروه فلسطيني با اين نگاه كه فيلم در جهت تخطئة عمليات آن هاست، چند عضو اصلي گروه را مي ربايند. با درخواست ابواسد از ياسر عرفات، قضيه فيصله پيدا مي كند. چند حملة موشكي از سوي اسرائيلي ها و سرانجام انفجار مين در لوكيشن فيلم برداري شب قبل، چند آلماني حاضر در گروه را فراري مي دهد. ابواسد تصميم مي گيرد ادامة فيلم برداري را به ناصريه منتقل كند تا با حمايت همشهريانش بخشي از واقعيت را در آن جا باز سازي كند. از اين جا به بعد، اينك بهشت بي وقفه فيلم برداري مي شود و كار در ميانة سال 2004 به پايان مي رسد تا به نخستين نمايش اش در برلين 2005 برسد؛ جايي كه جدا از 3 جايزه اي كه فيلم مي گيرد، موج سر و صداها هم بلند مي شود.
فراتر از نسخه هاي جعلي
من مخالف كشتار هستم و مي خواهم اين روند متوقف شود، اما حاضران در عمليات انتحاري را هم محكوم نمي كنم. اين يك واكنش انساني در برابر يك شرايط حاد است. هاني ابواسد با اين جملات بر سر مواضع اش ايستاده است و همين هم وضع فيلم را در آستانة مراسم اسكار، حادتر مي كند. كسي نمي داند چه اتفاقي مي افتد. اما آن چه مسلم است، يك نكته است: اينك بهشت نگاه به فيلمسازي را در منطقة خاورميانه و به ويژه مناطق اشغالي عوض كرده. سينمايي در آن مناطق متولد شده كه فراتر از انتظار غربي هاست و نسخه هاي جعلي مثل سينماي اليا سليمان را با يك سينماي ناب جايگزين كرده است.