- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۸ - شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴ - - Feb 18, 2006
docharkhe
خدايش بيامرزاد
025806.jpg
اولش مي خواستيم توي اين مجله، محلي هم براي درج آگهي هاي تبريك و تسليت اختصاص دهيم، ديديم شگون ندارد. گفتيم شايد اگر جا براي تسليت و ترحيم نداشته باشيم، حضرت اجل دلش بسوزد و سراغ در و آشنا نيايد. بعدش هم فكر كرديم اگر چنين جايي داشته باشيم، توقعات مي رود بالا. پس فردا گربه هاي كورش جوان (يكي از صفحه آراهاي مجله) بچه دار مي شوند بايد تبريك بگوييم، پس آن فردا نوة عمه مان دندان درمي آورد بايد تهنيت بگوييم، خلاصه مكافات دارد. به خاطر همين ها هم بود كه به كلي قيدش را زديم. اما چه كنيم كه بالاخره زندگي است و هر روزش پر از اتفاقات گوار و ناگوار است. يكي اش همين درگذشت مجيد سبزي پسر خوب و با اخلاق پرسپوليس بود كه بالاخره روحش طاقت نياورد و پس از چند روز مقاومت در بيمارستان به سوي خالق پر كشيد. خدا رحمتش كند و به بازماندگانش صبر بدهد. ما هم ناچاريم از همين دو وجب جا و اين صفحة خبر استفاده كنيم و خبري بنويسيم و تسليتي بگوييم و منتظر باشيم كه كي خبر خودمان را چاپ كنند. بالاخره اين شتري است كه در خانة هركسي مي خوابد. (فكر كرده ايد از آن شتر اول فرار كرديد و تا حالا در عالم مجردات سير مي كنيد، با اين يكي شتر هم مي شود شوخي كرد؟ والا نمي شود.)

خشم مهندس
025800.jpg
مهندس دور از جان مثل كاترينا دارد مي روبد. ورزش ايران شده دور از جان(!) مثل سواحل تايلند و رؤساي فدراسيون ها و مديران ورزشي هم مثل مردم توفان زده اي هستند كه از ترس به ارتفاعات پناه مي برند. يكي از آخرين ترفندهاي مهندس را مي شد وقتي ديد كه يك هيأت كارشناسي تعيين كرد تا بر كار فدراسيون فوتبال نظارت كنند.
از اقتدار رئيس سازمان ورزش، همين بس كه بگوييم هيچ كس جرأت نفس كشيدن ندارد. اين فدراسيون شنا شيرجه ـ واترپلو كلي خودش را كشته بود تورنمنت بين المللي برگزار كرده بود، ولي يكي از مسؤولان فدراسيون روزي چند بار به جرايد زنگ مي زد مي گفت شما را به خدا ننويسيد تورنمنت بين المللي. چرا؟ براي اين كه مهندس اگر بفهمد اين مسابقات بين المللي است و ببيند تيم ملي واترپلو قهرمان نشده، خشمگين مي شود و مي زند همه چيز را درب و داغان مي كند ما را هم از نان خوردن مي اندازد. شما همان بنويسيد بازي هاي دوستانه با چند تا تيم خارجي. خدا خيرتان بدهد.
مي بينيد؟ زبانمان لال، جوري از مهندس حرف مي زنند كه انگار آن موجود كذايي در فيلم بيگانه است. انگار يك سفينه است كه از مريخ حمله كرده. دور از جان شما جوري مي گويند كه انگار ...الله اكبر!

رويدادهفته
025785.jpg
سرمربي تيم ملي
حاج فيروزم من

كاپلو، مورينيو يا ونگر. دلتان مي خواهد كي سرمربي تيم ملي شود. اگر بگويند سرمربي تيم ملي بايد ايراني باشد و فرق سيراب شيردان با جغول بغول را بداند، شما چه كسي را پيشنهاد مي كنيد؟ مجيد جلالي؟ شاغلام؟ آرش فرزين؟ بالاخره كي؟ موافق ايد كه فيروز خان يكي از بهترين گزينه ها براي سرمربيگري تيم ملي است؟ كسي كه هم با حرف هايش مي تواند ملت را سرگرم كند و هم با كارهاي بامزه اش. او ممكن است حتي فيليپه اسكولاري و ديگر مربيان بزرگ دنيا را انگشت به دهان كند.اما حالا كه توافق عمومي برسر فيروزخان كريمي حاصل شد، جونم براتون بگه كه ظاهرا محمدخان دادكان هم بي ميل نيست كه به امضاكنندگان طومار ما بپيوند و حكم سرمربيگري تيم ملي را به نام يك هموطن بزند اين طور كه از شواهد پيداست، فيروز كريمي و محمد دادكان در تمام روزهاي تعطيلات و عزاداري، دوش به دوش هم و زنجير به زنجير هم در مراسم ها و تكاياها شركت كرده اند. با توجه به اين كه قبلا فيروز خان پپسي هاي خانواده اي براي فدراسيون باز كرده بود و با توجه به اين كه محمدخان دادكان در كمال تواضع عادت دارد هر كس يك ارزن معرفت، به به و پپسي برايش باز كند، يك وانت ارزن تلافي كند، بنابراين اگر روزي روزگاري از خواب بلند شديد و پيچ راديو را باز كرديد و ديديد فيروزخان كريمي سرمربي تيم ملي شده، اصلا روي كله تان درخت چاغاله سبز نشود. دست روزگار است ديگر. بالاخره مي گويند از هر دستي بدهي، از همان دست هم مي گيري و از اين حرف ها.اما حالا كه مشكل حاج فيروز تيم ملي دارد حل مي شود، بايد به فكر يك عمو نوروز هم باشيم. اگرچه رئيس جمهور مي گويد همين برانكو تا جام جهاني بماند بهتر است.
025776.jpg
ايران ليگ 63 دنيا
سايت فيفا ننگت باد

آقا يك بار ديگر دست استكبار از توي پاچة شلوار سايت فيفا بيرون آمد و اين گرگ ها كه پوستين گوسفند به تن كرده اند و در پشت وانت اشك تمساح مي ريزند، عداوت خودشان را با ما علني كردند. اين سايت خونخوار كه دستش كاملا و تا آرنج به خون تيم ملي ما آغشته است، يك بار ما را به جاي سيد۴ گلدون 3، در سيد۳ گلدون 4 قرار دادند تا در قرعه كشي
جام جهاني سرمان را ببرند، اما به جايي نرسيدند. حالا اين بار هم آن ها ليگ ايران را در رده 63 ليگ هاي جهاني رتبه بندي كرده اند اين يعني كه ليگ ما در بين ليگ هاي فوتبال دنيا يك ليگ قزميت و فنتول محسوب مي شود. اين يك توهين آشكار به همة زحمتكشان اين ليگ است. براساس اين رابطه، ليگ ايران حتي از قطر و امارات و عربستان هم پايين تر است و فقط از كويت و اردن و ازبكستان بهتر مي باشد.
بدين ترتيب، ما از طرف تمام باشگاه هاي حرفه اي ايران شامل فولاد (كه زمين ندارد و مي خواهد در زمين پاس ميزبان جام باشگاه هاي آسيا باشد)، شموشك
(كه بليت گيرش نيامد به آبادان برود و بازي اش لغو شد)، استقلال اهواز (كه بازيكنانش با موتور به شوشتر مي روند تا بازي كنند) و ساير باشگاه هاي بسيار معتبر كشور و همين طور ورزشگاه صد هزار نفري آزادي (كه چون چمنش خراب مي شود، هر هفته چند تا بازي را تعطيل مي كند) اين اقدام سايت فيفا را محكوم كرده و از همة هموطنان مي خواهيم تا با هجومي رعد آسا و كليك كردن در تمام نواحي اين سايت، آن را به كلي نابود كنند.

قرمزها روان درماني مي كنند
يونگ و فرويد در پرسپوليس

اين پرسپوليسي ها يعني مديران اين باشگاه، آدم هاي باهوشي هستند. آن ها فهميده اند كه مشكل اين تيم، فيزيكي نيست و تيم مشكل روحي ـ رواني دارد. آخر چطور مي شود تيمي كه حامد كاويانپورهايش كيلومترها مي دوند و عليزاده هايش توپ را صدها متر پرت مي كنند، مشكل فيزيكي داشته باشد؟ تيمي كه جلوي بايرن مونيخ عين غنچة گل ناگهان شكوفا شد و بازيكنانش آن قدر دويدند و جنگيدند كه هزار تا حرف و حديث پشت سرشان درآمد و كلي انگ دوپينگ به شان چسبيد، چطور ممكن است مشكل فيزيكي يا احيانا شيميايي داشته باشند؟ پس معلوم است كه آن ها مسألة روحي ـ رواني دارند و دردهايشان جدي تر از آن است كه با استامينوفن كدئين و قرص مكيدني خوب شود. همين هم شد كه مديران باشگاه، اول رفتند سراغ پائولو كوئيلو تا او را به عنوان سرمربي به تهران بياورند. اما بعد ديدند كار با قصة جن و پري و داستان هزار و يك شب درست نمي شود، رفتند سراغ يك روانكاو درست و حسابي. همين هم شد كه از هفتة گذشته آقاي يونگ بر سر تمرينات پرسپوليس حاضر شد و بازيكنان را زيرنظر گرفت. تمرينات را هم از ورزشگاه كارگران منتقل كردند به يك ورزشگاه ديگري در اميرآباد. حالا فقط مانده تكليف پرويني ها روشن شود. هواداران نامدار پروين كه پيش از اين براي خودشان در كارگران، امپراتوري بانمكي داشتند، حالا آلاخون والاخون شده اند و نمي دانند براي پاره كردن عكس آري هان و خواندن شعرهاي قشنگ دربارة يونگ به كجا بايد پناه ببرند. به كدامين مأمن و كدامين مأوا. شما اگر جايي سراغ داريد كه اين آخر زمستاني، آن ها بتوانند گرم شوند و شعاري بدهند، ما را در جريان بگذاريد. آدرس  ما هست: تهران، همشهري جوان.
025797.jpg
روايتي خصوصي از نيمكت ايران
اين فنره؟ كمك فنره

آقا ما اين خبرهايمان آخر خبر است. ته دسته اول. بس كه داغ و تازه است، بس كه منابع اش اينتليجنس سرويسي مي باشد، لامسب ها را بايد تندتند بگوييم كه زبانمان نسوزد. بعدش هم اين كه منابع همه سري. همه درجه يك. شما فكر كرديد فقط شبكه الجزيره است كه مي تواند هفته به هفته از بن لادن نوار ويديويي رو كند، هيچ كس هم نپرسد كه اين نوارها را از كجا مي آوريد. نه خير. ما هم در عالم صفحه خبر ورزشي همشهري جوان براي خودمان يك پا الجزيره ايم به شرطي كه شما هم نخواهيد قانون از كجا آورده اي؟ را عليه ما به كار ببريد. مثلا همين: يك مجري تلويزيوني با يكي از مربيان بسيار سطح بالا و شناخته شده مملكت صحبت مي كرده، گفته نظرت درباره تيم ملي و مربيان تيم ملي چيست. بعد حرف كشيده به ح.ف و اين كه چرا هر كس سرمربي تيم ملي باشد او از روي نيمكت تكان نمي خورد. آن وقت سرمربي مشهور طرف مكالمه مي دانيد چه گفته؟گفته: والا ما هم نفهميديم اين از كجا حمايت مي شه. فقط من اينو مي دونم كه اگر يه روز فنر رو بكنند سرمربي تيم ملي، اين باز هم به عنوان كمك فنر مي شينه بغل دست يارو!
از ديالوگ كه فهميديد گوينده مربوطه كي بوده. نفهميديد؟ ف.ك بوده ديگه بابا. ف.ك !
025803.jpg
سرود جام جهاني با نام هاي آشنا
تيكه تيكه كردي...!

ما خيلي سعي كرديم اين خبر را زيرسبيلي رد كنيم. يعني چون خودمان نداشتيم (سبيل را مي گويم) حتي خواستيم آن را زير ريش و سبيل پهناور احسان رضايي پنهان كنيم. اما نشد كه نشد. گويا واقعيت دارد، از هر كس كه مي پرسيم اخفش وار كله اي به علامت تأييد تكان مي  دهد كه بلي، بلي . آن وقت ما مجبور مي شويم قبول كنيم كه يك خبرهايي هست. سرانجام هم موقعي به موضوع ايمان آورديم كه يك روزنامه ورزشي نوشت: يكي از برنامه هاي فيفا عرضه سي دي موسيقي ويژه جام  جهاني 2006 است. در اين سي دي 32 آهنگ در ارتباط با فوتبال از 32 خواننده مطرح كشورهاي جام  جهاني گنجانده شده و از قرار معلوم تمامي 32 خواننده به سفارش فيفا آهنگ هايي در ارتباط با تيم ملي كشورشان و جام جهاني ارائه داده اند. اما بد نيست بدانيد از ايران هم كه يكي از 32 تيم حاضر در جام  جهاني آلمان است، يك آهنگ جذاب و شنيدني در اين سي دي گنجانده شده است. شعر اين آهنگ از شاهكار بينش پژوه است و اجراي آن را نيز دو خواننده و آهنگساز صاحب نام ايراني ساكن سوئد به نام هاي آرش و علي مواسات (دي جي علي گيتور) برعهده داشتند. اين سي دي طبق شنيده هاي ما يكي از شنيدني ترين آهنگ هاي سي دي فيفا است.
حالا اين شما و اين تيم ملي ايران. اين شما و اين آرش و اين شاهكار و اين شيخ محمد دادكان و اين دي جي اليگيتور. (يا به قول روزنامه  مزبور علي گيتور!)

روزهاي شاد عادل فردوسي پور
هم پرتغال هم پوست پرتغال

تمام شد‎/ هميشه پيش از آن كه فكر كني اتفاق مي افتد‎/ حالا بايد براي عادل فردوسي پور كارت تبريكي بفرستيم. و آه اي عادل فردوسي پور‎/ اگر از آلمان برگشتي براي من يك سي دي بيار و يك مقدار فيلم دي وي  كه از آن به ازدحام جام  جهاني خوشبخت بنگرم‎/ ديگر تمام شد
و به اين ترتيب با اعلام رسمي سايت فدراسيون فوتبال (كه بعضي  وقت ها در ميان جواب دادن به اين و آن و حمله كردن به منتقدان چند تا خبر هم منتشر مي كند) معلوم شد كه عادل فردوسي پور به عنوان گزارشگر تلويزيون برگزيده شده و همان طور كه جواد خياباني در هفته قبل پيش بيني كرده بود به جام  جهاني اعزام خواهد شد. اين خبر مقارن با آن منتشر شد كه عادل فردوسي پور روز 22 بهمن به راهپيمايي آمده بود. او وقتي مقابل دوربين شبكه خبر قرار گرفت تا به طور زنده روي آنتن برود با پرتاب پوست پرتقال و مقاديري مواد بي مصرف مواجه شد كه از طرف چند نفر راهپيما نما به سوي او پرتاب مي شد. ما با محكوم كردن اين حركت آن  چند نفر گمراه،  سفر آلمان را به عادل فردوسي  پور تبريك مي گوييم و اميدواريم سال بعد همه به سوي او گل و سكه پرتاب كنيم .
025809.jpg
۱۹ اسفند پرسپوليس ـ استقلال
شب شب توپ و نوره

اين مردم را درك كنيد. اين ملت مظلوم و فهيم را درك كنيد و اين همه با احساسات آن ها و با افكار آن ها بازي نكنيد. خب شما ببينيد، الان اين بازي پرسپوليس ـ استقلال را راه انداخته اند روز 19 اسفند، چقدر تاريخ بدي است. آقايان چقدر با بي مسؤوليتي رفتار مي  كنند و هيچ چيز را در نظر نمي گيرند. آقا 19 اسفند مي دانيد يعني چه؟ يعني چهار روز مانده به 23 اسفند. حالا 23 اسفند چه روزي است؟ خب معلوم است كه چهارشنبه  سوري. پس اين مردم خوب، اين مردم مهربان در چنين روزي، يعني تنها چند روز مانده به چهارشنبه سوري و درست در روزهاي اكران فيلم چهارشنبه سوري چه حالتي دارند؟ خب حالت خوب. منظورمان اين است كه توي جيب  هايشان چي دارند؟ خب معلوم است كه نارنجك و ترقه. آن وقت، استاديوم بيايند، چي مي شود؟ آن وقت اگر لنگ ببازد چي مي شود؟ اگر كيسه ببازد چي مي شود؟ آن  نارنجك ها، آن ترقه ها خداي نكرده بر كله و بر شيشه ماشين كي فرود مي آيد؟ آهان. پس چي؟ معلوم مي شود كه اصلا فكر اين جايش را نكرده بوديد. پس اين بازي را برگزار نكنيد و آن را بگذاريد براي يك وقت ديگر كه اعصاب ملت آرام باشد و توي جيب هايشان به جاي نارنجك، تخمه باشد و آينده نگري و مسؤوليت پذيري. من ديگر پيامي ندارم بدهم. خداحافظ.
025791.jpg
مهم ترين بازي هاي اين هفته
به به، به به

وقتي سه شنبه و چهارشنبه ليگ قهرمانان داشته باشيم كاملا عادي است كه مسابقات ليگ هاي اروپايي خريداري نداشته باشد. اما اين بار ديگر ماجرا فرق دارد. اگر ماگات باز هم نخواهد ضدحال بزند و كريمي را روي نيمكت بنشاند، دوئل كريمي ـ هاشميان در مسابقه هانوفر ـ بايرن براي هر كسي جذاب است. براي قانع كردن ديگران هم مي توان بازي يووه ـ مسينا را پيش كشيد. باز هم رحمان و باز هم زلاتان ابراهيموويچ. اين چهارمين دوئل رحمان با اوست. در سه بازي قبلي زلاتان نتوانسته گلي به مسينا بزند. البته بارساي كبير هم با بتيس بازي دارد كه اين براي خودش يك اتفاق مهم در تصحيح معناي فوتبال در ذهن تماشاگران است. رئال هم پس از هضم شدن شش گل زاراگوزا بايد براي بازي با آلاوس آماده شود. اگر هم اهل انگليس باشيد، در جام حذفي،  منچستر با ليورپول بازي دارد. اين را به ليگ قهرمانان اضافه كنيد تا بفهميد چه فستيوالي در پيش است.

025728.jpg


ايران دريخ ترين المپيك جهان
براي سومين بار نمايندگان ايران در المپيك زمستاني حاضرند. با وجود همه اشتياق ها كسي انتظار ندارد آن ها مدال به تهران بياورند
025950.jpg
مجتبي و عليداد در ايتاليا هستند؛ جايي كه 10 هزار خبرنگار و عكاس حضور دارند. اما آن ها مي دانند كه در ايران فقط به فوتبال اهميت مي دهند
عكس ها: نيما عليزاده

استفانيايلموندا ده هزار و يكمين نفري بود كه مشعل را به دست گرفت. جمعه هفته پيش قهرمان دو دوره دو ماراتن المپيك در ورزشگاه تورين، مشعلي را كه 11 هزار كيلومتر در راه بود، در جشني كاملا ايتاليايي روشن كرد تا المپيك زمستاني 2006 شروع شود. هشت زن معروف ايتاليايي كه در بين آن ها سوفيالورن ستارة سينما خودنمايي مي كرد، پرچم المپيك را با آخرين ساختة جوزپه وردي آهنگساز معروف ايتاليايي به وسط ورزشگاه آوردند و پشت سر آن ها 2500 ورزشكار با پرچم 80 كشور جهان رژه رفتند. جشن با شكوه ايتاليايي ها تنها 35 هزار تماشاگر داشت كه 45 نفر از آن ها سران و همسران سياسي جهان بودند و هرست كهلر رئيس جمهور آلمان، لورا بوش و چري بلر چهره هايي معروف تر از بقيه. با تبليغاتي كه ايتاليايي ها كرده بودند، عجيب  بود كه حتي در افتتاحيه همة بليت ها به فروش نرفت. هر چند در استاديوم تورين جمعيت زيادي نبود، اما طبق آماري كه ايتاليايي ها اعلام كردند، دو ميليارد تماشاگر تلويزيوني اين مراسم را تماشا كرده اند. اين مراسم، نمايش 413 نفر بود كه پرش اسكي بازي را نشان مي دادند و نيز نمايش ويژة مايكل شوماخر با ماشين جديد فراري، سمبل ايتاليا.
اما در همة اين ها، ايراني ها سهم چنداني نداشتند. براي حمل مشعل، قرار بود هادي ساعي نمايندة ايران باشد، اما انصراف داد. در بين تماشاگران ويژه هم هيچ يك از مسؤولان حضور نداشتند. شبكه هاي داخلي هم پخش تلويزيوني نداشتند كه بيننده اي داشته باشد. تنها هفت ايراني اين مراسم را ديدند و شايد آن ها تنها افرادي باشند كه تا 26 فوريه، روز آخر مسابقه ها درگير اين المپيك هستند.
عليداد ساوه شمشكي و مجتبي ميرهاشمي با دو مربي و سه همراه، نمايندگان ايران در المپيك تورين هستند. ساوه شمشكي در رشته آلپاين و در مارپيچ كوچك و بزرگ، در رقابت با اسكي بازان درجه سه جهان، سهمية اين المپيك را گرفته. ميرهاشمي هم در صحرانوردي با گرفتن امتيازات ورودي به تورين رفته. آن ها اولين اسكي بازان ايران نيستند كه در المپيك حاضر مي شوند. در دو دورة قبل هم ايران نمايندگاني داشته. اما عليداد و مجتبي با امتيازاتي كه دارند، اميدوارند در رده بندي مقامي بهتر از قبلي ها داشته باشند. مجتبي ميرهاشمي قبل از عليداد مسابقه مي دهد. او روز هفت اسفند ماه با 80 اسكي باز صحرانورد مسابقه مي دهد. صحرانوردي در ماده هاي تيراندازي وپرش، پاتيناژ و كلاسيك برگزار مي شود و به احتمال زياد ميرهاشمي در پاتيناژ شركت مي كند. او بايد يك مساحت 30 كيلومتري را برود. البته اين بستگي به نظر مربي اش دارد: من روزي 45 كيلومتر هم مي روم. اما در مسابقه شرايط مهم است. ارتفاع پيست يكي از عوامل مهم است. هر چه ارتفاع بيشتر باشد، فشار هم بالا مي رود و تنفس مشكل تر مي شود و كار را سخت تر مي كند. نوع برف و نوع چوب هم در زمان تأثير مي گذارد.
هر چند صحرانوردي يكي از رشته هاي پرطرفدار ورزش هاي زمستاني در اروپا است، اما در ايران طرفدار چنداني ندارد. اروپايي ها به خاطر طولاني بودن فصل زمستان، رفت و آمد روزانه شان را با كفش هاي مخصوص صحرانوردي انجام مي دهند و اين آن ها را به اين رشته علاقه مند و البته حرفه اي تر از بقيه كرده است. در المپيك هم صحرانوردي از پرطرفدارترين مسابقه هاست. اما در ايران تنها 50 اسكي باز صحرانوردي مي كنند. ميرهاشمي در تورين 80 رقيب دارد و تصورش اين است كه بين 10 نفر آخر باشد: شايد اين خيلي بد باشد كه ايران جزو 10 نفر آخر باشد.اما جايي كه صدم و حتي هزارم ثانيه ها تعيين كننده است، من چهار دقيقه با اسكي بازان درجه يك جهان فاصله دارم. من تنها مي خواهم خوب اسكي كنم.
هر كس جاي ميرهاشمي بود، روحيه اش را از دست مي داد. اما او مثل كسي است كه منتظر است چند روز ديگر، مدال طلاي جهان را به او هديه كنند: روحيه ام خيلي خوب است و مشكلي ندارم. شايد به خاطر خود رشته ام باشد كه صبوري را يادم داده، ما ياد مي گيريم كه استقامت مان را بالا ببريم.
ميرهاشمي در ايران كه بود، هر روز 5/6 صبح از تهران به پيست شمشك يا ديزين مي رفت و تمريناتش را شروع مي كرد. روزهاي آخر كه تمريناتش را كم كرده بود، 45 كيلومتر را از صبح تا ظهر طي مي كرد، اما الان قبل از شروع مسابقه اش سبك  تمرين مي كند.
025878.jpg
اما عليداد ساوه شمشكي؛ اوروز 16 اسفند ماه روي پيست مي رود و در حال حاضر در كمپ تمريني است. اين كمپ را فدراسيون جهاني براي اسكي بازان كشورهايي كه خيلي مطرح نيستند، گذاشته است. عليداد با اسكي بازان درجه يك جهان هشت ثانيه اختلاف دارد، اما با پيشرفتي كه در اين چند ماهه داشته، اميدوار است بتواند بين 30 نفر اول باشد: قبل از اين كه نيكولا زل مربي فرانسوي به ايران بيايد، اختلاف من با نفرات اول جهان حدود 10 ثانيه بود. اما در اين مدت، دو ثانيه ركوردم بهتر شد و فكر مي كنم بتوانم اين اختلاف را به شش ثانيه برسانم. در رشته اي كه صدم ثانيه ها تعيين كننده است، شش ثانيه زمان زيادي است: من 34 سال سنم است و 30 سال است كه اسكي مي كنم. اما در مقايسه با اسكي بازان اتريشي 30 سال عقب هستم. اروپايي ها سالي 10 ماه اسكي مي كنند، اما ما فقط پنج ماه. اين به خاطر شرايط آب و هوايي تهران نيست، بلكه مسؤولين توجه زيادي به اسكي و طرفداران آن ندارند. ما هم امكانات خوبي داريم. اما استفاده نمي كنيم. در چلگرد و علم كوه مي شود 10 ماه سال را اسكي كرد. اما آن جا امكانات و پيست ندارد. به هرحال ساوه شمشكي امسال از هر زمان ديگري آماده تر است: كمي استرس دارم. اما شرايط ام خيلي خوب است و مربي ام هم راضي است. ساوه شمشكي در مسابقه هايي كه چندي پيش در فرانسه برگزار شد، در بين 115 اسكي باز جهان، چهاردهم شد. اما آن جا همة اسكي بازان، درجه سه بودند و هيچ كدام در المپيك حضور ندارند. عليداد بايد با درجه يك ها مسابقه بدهد و شايد به خاطر همين است كه استرس دارد: مطمئنا براي به دست آوردن مقام به تورين نيامده ام. حتي اين كه جزو 20 نفر اول باشم، خيلي سخت است. پيش بيني من اين است كه بتوانم بين 20 تا 30 نفر اول باشم. اين كه جزو 25 نفر اول هم باشم، خيلي خوب است و افتخار بزرگي براي اسكي ايران است كه در سطح جهان مطرح نيست. يكي از امتيازات شمشكي نسبت به نمايندگان قبلي ايران در المپيك، اين است كه او با امتيازاتي كه در مسابقه هاي مقدماتي گرفته، جزو 30 نفر اول است كه روي پيست مي رود: خيلي مهم است كه به نفرات اول نزديك باشي. هم در روحيه ات تأثير خوب مي گذارد، هم پيست بهتر است، هرچه نفرات بيشتري اسكي كنند، كار براي نفرات آخر سخت تر مي شود: پيست هاي ايتاليا، تفاوت چنداني با پيست هاي ايران ندارند. پيست و ارتفاع پيست، تقريبا مثل هم است. تنها تفاوت، نوع برف است: برف پيست هاي ايتاليا كوبيده تر است و پيست را يخي تر كرده است. اين تنها مشكل عليداد است: حل شدني است. هنوز فرصت دارم. از روز اولي كه به تورين آمده ايم، در اين پيست تمرين مي كنم و تا روز مسابقه به آن عادت مي كنم.
مجتبي و عليداد در ايتاليا هستند؛ جايي كه 10 هزار خبرنگار و عكاس جهان حضور دارند و براي آن ها و كشورشان مهم است كه در اين المپيك چه اتفاقي مي افتد. اما عليداد و مجتبي مي دانند كه در ايران براي كسي اهميت چنداني ندارد آن ها چه كار مي كنند: اين المپيك هم مثل بقية اخبار براي ايراني ها اهميت زيادي ندارد. آن ها فقط به فوتبال اهميت مي دهند. اما اين مسأله براي مجتبي و عليداد مهم نيست. هرچه بيشتر در المپيك باشيم، به نفع رشته مان است. بالاخره يك روزي همه متوجه اين رشته مي شوند.

وحشت در اردوي دانمارك
چاپ كاريكاتورهاي موهن از پيامبر اسلام در روزنامه هاي دانماركي براي تيم اين كشور در المپيك دردسرساز شد. دانماركي ها كه با هفت زن و دو مرد به تورين رفته اند، نگران امنيت جاني شان هستند. پليس تورين مراقبت ويژه اي از آن ها مي كند. حتي روز افتتاحيه اين بازي ها، دورته هلم پرچمدار دانمارك، با مأمور ويژه رژه رفت. البته غير از دانماركي ها، آمريكا و اسرائيل هم از پليس تورين خواسته اند از آن ها حفاظت ويژه شود.

كاپلو هم دور افتخار زد
فابيو كاپلو مربي تيم فوتبال يوونتوس با مشعل المپيك زمستاني دور افتخار زد. اين كار او اعتراض به عملكرد تظاهركنندگان ايتاليايي بود. مشعل المپيك كه در مسير 11 هزار كيلومتري، 38 بار با تهاجم روبه رو شده بود، در تورين هم راحت نماند. توريني ها به افتتاح خط قطار سريع السير در شمال شهرشان كه خارج از استانداردهاي محيط زيست ساخته شده، معترض بودند. كاپلو هم در جواب آن ها يك روز قبل از شروع مسابقه ها با مشعل دور افتخار زد و گفت: واقعا يك فاجعه است كه سمبل المپيك كه منشأ برادري و صلح است، اين طور بازيچة مسائل سياسي قرار گيرد. غير از كاپلو، سرگي بوبكا و پرنس امانوئل فيلبرتو نوة آخرين پادشاه ايتاليا با مشعل دور افتخار زدند.

قهرمان اين جاست!
ليگ قهرمانان پس از دو ماه تعطيلات ما را به زندگي برمي گرداند چلسي- بارسلونا، همه مي دانند كه برنده اين مسابقه شانس زيادي براي جام دارد
026073.jpg
لاپورتا: من هم مانند هزاران كاتالونيايي ديگر به دنبال انتقام هستم حذف چلسي و بعد شكست رئال مادريد در فينال ليگ قهرمانان بزرگ ترين رؤياي ماست
آرمن ساروخانيان
وقتي به حكم گوي هاي سرنوشت، نام چلسي پس از بارسلونا بيرون آمد، همه ناخودآگاه به ياد حرف هاي مورينيو افتادند كه گفته بود اول يا دوم شدن در مرحلة مقدماتي هيچ فرقي ندارد. مربي متكبر چلسي، پس از تساوي مقابل ليورپول كه شانس سرگروهي  اين تيم را از بين برد، مدعي شد كه اين مسأله هيچ اهميتي ندارد. او مردان بنيتس را مثال زد كه فصل گذشته با وجود دوم شدن، به جام قهرماني بوسه  زدند. اما او نمي توانست پيش بيني كند كه در همان گام اول، با بارسلونا روبه رو مي شود؛ تيمي كه تشنة انتقام است.
اما چه كسي مي تواند ادعا كند كه حساسيت اين مسابقه، كمتر از فينال است؟ چلسي پس از قهرماني ليگ برتر، فصل جديد را با اقتدار بيشتري آغاز كرد و پيش از پايان نيم فصل، فاصله اي جبران نشدني با ساير مدعيان به وجود آورد كه هر روز بيشتر مي شود. بارسلونا نيز يكه تاز لاليگا است وبرخي آن را بهترين تيم تاريخ باشگاه مي نامند. همه از چلسي- بارسلونا به عنوان فينال رؤيايي امسال اروپا نام مي برند، ولي حالا يكي از آن ها بايد خداحافظي زود هنگامي داشته باشد.
گوي ها فصل گذشته نيز دو تيم را در همين مرحله روبه روي هم قرار دادند؛ مسابقه اي كه جنجال زيادي به پا كرد و مصاف دوبارة چلسي و بارسلونا را بايد ادامة نبرد سال گذشته دانست.
برخلاف امسال، مورينيو ترجيح داد به آتش جنگ رواني دامن بزند و پس از مشخص شدن قرعه، قدمت و اعتبار بارسلونا را هدف قرار داد: اگر بارسلونا يك بار قهرمان اروپا شده، من هم با پورتو موفق به اين كار شده ام. افتخارات من كمتر از اين باشگاه نيست. اين فقط شروع ماجرا بود. جنجال زماني به اوج رسيد كه مربي چلسي پس از بازي رفت در نوكمپ، مدعي شد شاهد ورود رايكارد به اتاق آندرس فريسك، داور بازي بوده است. نتيجة آن، پيام هاي تهديد آميزي بود كه نصيب داور سوئدي شد و او را وادار به بازنشستگي زودهنگام كرد. بعدا مشخص شد كه مورينيو اين حرف ها را از زبان يكي از مربيان چلسي شنيده و رايكارد هيچ وقت وارد اتاق داوران نشده. ولي داوري مسابقة برگشت، تحت تأثير همين شايعه به نفع چلسي رقم خورد و اين تيم با يك گل مشكوك به مرحلة بعد صعود كرد.

بارسا، بي تابِ انتقام
بر خلاف مورينيو كه دليلي براي خوشحالي از اين قرعه ندارد، مردان بارسا با وجود ريسك روبه رو شدن با آبي هاي لندن، زياد شاكي نيستند. لاپورتا معتقد است شكست فصل گذشته ناعادلانه بوده و اين را فرصت خوبي براي انتقام مي داند. رئيس بارسلونا مي گويد: ما مستحق شكست از چلسي نبوديم. مي خواهيم آن ها را در همين مرحله كنار بزنيم، چون سال گذشته در همين مرحله ناعادلانه حذف شديم. من هم مانند هزاران كاتالونيايي ديگر به دنبال انتقام هستم. حذف چلسي و بعد شكست رئال مادريد در فينال ليگ قهرمانان، بزرگ ترين رؤياي ماست.
026079.jpg
رونالدينيو نيز مي گويد: فصل گذشته مستحق شكست نبوديم. كمبود بزرگ ما در آن زمان، تجربه بود، ولي ديگر چنين مشكلي نداريم. حالا قهرمان اسپانيا هستيم و از شكست تلخ لندن درس گرفته ايم.
رونالدينيو در اعتراف به اشتباهات فني تيمش در آن بازي مي گويد: با وجود اين كه چلسي تيم باهوشي است، مرحلة حذفي را يك مسابقة معمولي فرض كرديم. ما با نيت له كردن آن ها به لندن رفتيم، ولي بازي را آسان گرفتيم و از ادامة راه باز مانديم. چلسي اشتباهات ما را بي جواب نگذاشت. در چنين مسابقة بزرگي فاصلة ميان شكست و پيروزي، بسيار اندك است. آن چه مرا خشمگين كرد، اين بود كه ما در مجموع دو مسابقه، فوتبال بهتري بازي كرديم.
رايكارد نيز با بي صبري منتظر اين مسابقه است و مي گويد : براي مسابقه مقابل چلسي، هيچ فشاري احساس نمي كنم. تنها بايد آماده باشيم و اشتباهات سال گـــذشته را تـكـرار نكـنـيم. دراستا مفوردبريج نتوانستيم بازي آن ها را مختل كنيم و وقتي توپ را از دست مي داديم، بسيار آسيب پذير بوديم.
اتوئو نيز پيش بيني مي كند كه مسابقة زيبايي در راه باشد: اين مسابقه را با بازي سال گذشته مقايسه نكنيد. بارسا امسال در تمام نقاط، قوي تر است. اين مسابقه قهرمان اروپا را مشخص نمي كند، ولي بازيكنان بارسا بايد طوري بازي كنند كه گويي در فينال هستند. چون اين مسابقه چيزي از فينال كم ندارد.
بارسا بحران مصدوميت فصل گذشته را كه منجر به خلأ بزرگي در دفاع اين تيم شده بود، پشت سرگذاشته است. تنها غايب بزرگ اين تيم ژاوي است و موتا ديگر هافبك بارسا نيز بعيد است به بازي چلسي برسد.
علاوه بر مسائل حاشيه اي كه حساسيت اين بازي را به اوج مي رساند، نبرد چلسي و بارسلونا رويارويي دو سبك متضاد است. چلسي نماد نتيجه گيرايي است و در تفكرات مورينيو جايي براي بازي تماشايي نيست. در عوض بارسا پرشورترين تيم اروپا است و طرفداران فوتبال تهاجمي، به اميد پــيروزي ايـن تــيـم نشسته اند.

مدعيان در مسير دشوار
هر چند همة نگاه ها متوجه رويارويي چلسي و بارسلونا است، اما نمي توان گفت كه برندة اين بازي، كار راحتي براي قهرماني اروپا دارد. بقية مدعيان كه كارشان نسبتا آسان تر است، مي توانند از برخورد اين دو تيم نهايت استفاده را ببرند، از جمله يوونتوس كه بايد با وردربرمن بازي كند يا ليورپول كه با بنفيكاي بحران زده روبه رو مي شود.
بازي رئال مادريد و آرسنال، ديگر بازي حساس اين مرحله است. آرسنال زماني كه تيم بي شكست جزيره بود، نتوانست در ليگ قهرمانان از مرحلة يك چهارم نهايي فراتر برود. ولي اين فصل با وجود سير نزولي اش در ليگ برتر در اروپا به نتايج خوبي دست يافته است. همين مسأله موجب شده مطبوعات بريتانيايي، آرسنال را با ليورپول فصل گذشته مقايسه كنند كه تمام انرژي اش را روي ليگ قهرمانان متمركز كرده بود و در نهايت به قهرماني اروپا رسيد.
آرسنال در آستانة رفتن به ورزشگاه جديد، روزهاي سرنوشت سازي را سپري مي كند. كسب سهمية ليگ قهرمانان فصل آينده و تمديد قرارداد تيري آنري، دل مشغولي اصلي هواداران توپچي ها است و قهرماني در اروپا مي تواند حلال تمام اين مشكلات باشد.مردان ونگر معمولا در مواجهه با تيم هاي قلدر انگليسي به بن بست مي رسند، ولي رئال با فوتبال ظريفش حريف ايده آلي است. به علاوه هر دو تيم تهاجمي بازي مي كنند و همه منتظر ديدن مسابقه اي تماشايي و پر گل هستند.
تيري آنري كه اخيرا دويستمين گلش با پيراهن آرسنال را به ثمر رساند، دربارة  بازي با رئال مادريد مي گويد: اگر به بدي مسابقات ليگ برتر بازي كنيم، حدف خواهيم شد؛ به همين سادگي. در مرحلة گروهي، خيلي خوب بازي كرديم و به دليل صدرنشيني، بازي اول را خارج از خانه بازي مي كنيم. ولي نبايد اين بازي را با مرحلة گروهي مقايسه كنيم. كافي است 25 دقيقه بد بازي كنيم تا همه چيز خراب شود. رئال نيز پس از آمدن لوپزكارو روزهاي بهتري را تجربه مي كند.
زيدان به آمادگي خوبي رسيده و سيسينيو شادابي را به خط مياني باز گردانده است. كاسانو هم مي تواند اسلحة پنهان رئال مادريد باشد. با اين وجود، آرسنال در سه خط، تيم كامل تر و هماهنگ تري است و شانس بيشتري براي رسيدن به جمع هشت تيم پاياني دارد.
بايرن مونيخ، خيلي خوش شانس است كه با ميلان بحران  زده بازي مي كند. پس از فينال تـــراژيك اســتانبــول، آنچلوتي هنوز نتوانسته تيمش را جمع كند. ميلان از تيم مقتدر سال گذشته فاصله گرفته و نه تنها اميدي به قهرماني سري A ندارد، از جام حدفي ايتاليا نيز كنار رفته است. به دليل سن بالاي بازيكنان اين تيم، به ويژه در خط دفاعي، لزوم يك تغيير نسل احساس مي شود و در صورت حذف از ليگ قهرمانان، ممكن است مسئووليت اين كار به مربي ديگري غير از آنچلوتي واگذار شود. بايرن مونيخ اما كاملا آماده است و در بوندس ليگا با اقتدار به پيش مي رود. بالاك در اوج آمادگي است و گلزني هاي ماكاي دوباره شروع شده است. بايرن برخلاف چند سال گذشته مي خواهد به مراحل پاياني ليگ قهرمانان برسد و ميلان در شرايط فعلي بعيد است كه بتواند مانع اين تيم شود.
ليون، پديدة اين فصل ليگ قهرمانان، مانند سال گذشته به سد آيندهوون رسيده است. قهرمانان فرانسه در سال هاي گذشته نيز در اروپا نتايج خوبي گرفته، ولي امسال شروع فوق العاده اي داشت و با پيروزي سه صفر مقابل رئال مادريد، زنگ خطر را براي ساير مدعيان به صدا درآورد. ژرارهوليه، مربي ليون خيلي دوست دارد نخستين مربي فرانسوي باشد كه ليگ قهرمانان را فتح مي كند: هر روز به اين فكر مي كنم كه نخستين مربي فرانسوي فاتح ليگ قهرمانان باشم. مي خواهم در ماه مه در فكر دو فينال باشم، فينال ليگ قهرمانان و جام حذفي فرانسه. اما قبل از هر چيز، ليون بايد از سد حريف سمجي به نام آيندهوون بگذرد. فصل گذشته در مسابقه اي كه ليون تيم برتر بود و يك پنالتي اش هم ناديده گرفته شد، آيندهوون با پيروزي در ضربات پنالتي به نيمه نهايي ليگ قهرمانان رسيد. قهرمان هلند نسبت به فصل گذشته چندمهرة كليدي اش مانند پارك جي سونگ و لي را از دست داده است، ولي هيدينك توانسته جانشينان خوبي پيدا كند. با اين وجود، احتمال تكرار سناريوي فصل گذشته و برتري آيند هوون اندك است. ليورپول، مدافع عنوان قهرماني هم با قرعة آساني روبه رو شده است. بنفيكا در ليگ پرتغال وضعيت درخشاني ندارد و رونالدكومن نتوانسته موفقيت هاي تراپاتوني را تكرار كند. بنيتس متخصص مسابقات حذفي است و مردان اين تيم با تجربه و اعتماد به نفس بيشتر نسبت به سه فصل گذشته، راه دشواري براي صعود به مرحلة يك چهارم نهايي ندارند.
يوونتوس، يكي از بهترين تيم هاي چند سال اخيرش را در اختيار دارد و كاپلو مي خواهد ناكامي فصل گذشته در اروپا را جبران كند. با آمادگي دوبارة دل پيرو و موتو، گلزني هاي بي پايان ترزگه و آمدن ويه را به دل آلپي، يووه با تيم سال گذشته قابل مقايسه نيست و يكي از سه مدعي قهرماني است. برمن هر چند نزديك ترين رقيب بايرن در بوندس ليگا است، ولي در برابر يووه بعيد است بتواند شگفتي ساز شود.
دو بازي باقي مانده، ميان ويارئال- رنجرز و آژاكس اينتر برگزار مي شود. ويارئال كه توانست
منچستر يونايتد را حذف كند، از شانس بيشتري نسبت به رنجرز براي رسيدن به هشت تيم پاياني برخوردار است. اينتر نيز طبق معمول ساليان قبل، اميد چنداني به قهرماني در ايتاليا ندارد. اين تيم با توجه به بازي هاي پرنوسان اش جزو مدعيان جدي قهرماني در اروپا نيست، ولي توانايي عبور از سد آژاكس را دارد.
026025.jpg


... و بارسا ي من كه خود فوتبال است
هيوا يوسفي
در اين برهوت دوست داشتن كه بهانه اي نيست براي آن كه كسي را به ياد بياوري، كسي را صدا كني، بارسلونا با آن پيراهن هميشه آبي و اناري كه هر تبليغ و نوشته اي را پس مي زند، غنيمتي است.
حتي بالاتر از پرسپوليس كه اين روزها ناتوان است و ديگر تفاوت چنداني با استقلال و شايد هم پاس ندارد.دوست داشتن بارسلونا، دوست داشتن همة خوبي هاست، دوست داشتن تاريخ است؛ گارسيا لور كا، شهر در ساعت پنج عصر، ديوار بلند اسپانيا، خون سرخ ايگناسيو. و بالاتر از همة اين ها، دوست داشتن فوتبال است، خود فوتبال و جادوي پاهاي رونالدينيو و چمن فرش نوكمپ.
دلم روشن است كه اين بار، كسي جلودار آن ها نيست. نه يوونتوس، نه ليورپول و نه حتي چلسي و مورينيو. همه حتي دوستان بارسلونايي هم تصور مي كنند شكست ناپذيرند. بارسلونا اين بار چلسي را شكست مي دهد، مثل پارسال. هنوز گل تقلبي شان را فراموش نكرده ام و اين عجيب نيست كه متقلب ها هم طرفدار داشته باشند. عجيب نيست كه مورينيو هم طرفدار داشته باشد؛ با آن شارلاتان بازي هايش. با اين همه، اما دلم روشن است كه اين بار بارسلونا چلسي را مي برد.
مهم نيست ديگران چه اندازه مرعوب شده اند از چلسي. مهم نيست چه پيش بيني مي كنند. من ايمان دارم كه قهرمان اروپا بارسلوناست، با اتوئو و مسي و دكو و رونالدينيو كه خود خود فوتبال است. كاش هيچ گاه شكست خوردن او را نبينم!

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
اين ديگر چه آفسايدي است؟
برره اي ها پا در هوا
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
تلويزيون
دو كله پوك
كارآگاهان باراني پوش
روزي روزگاري چاق و لاغر
ورزشي
خدايش بيامرزاد
خشم مهندس
رويدادهفته
ايران دريخ ترين المپيك جهان
وحشت در اردوي دانمارك
كاپلو هم دور افتخار زد
قهرمان اين جاست!
... و بارسا ي من كه خود فوتبال است
اجتماعي
گذشت زمان پرده ها را مي درد و اسر ار نهان را بر تو آشكار مي كند
زندگي
زندگي در قوطي كبريت
اعتراض با صداي آرام
رويدادهفته
سينما
تايتانيك، انگشت كوچيكه ماست
كوتوله يك ميليون دلاري
خاطر آباد
چند نكته كنكوري ديگر
سينما؛ نامرد كه نه ولي بي معرفته!
موسيقي
وگرامافون ها نامU2 رانواختند
اين گرامافون طلايي...
روزها
آخر ين تكه هاي يك امپراتوري
از اين بالا اقيانوس آبي نيست
مرگ مير
ايستگاهي كه متروك شد
رويدادها
جهان كوچك
وقتي كه آتش گرفتيم
آلبوم: اعتراض
هنر روز
قلعه، قزوين، بورابورا
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |