- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۷ - يكشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ - - Feb 12, 2006
docharkhe
چهارشنبه سوري توي بهمن افتاد
025311.jpg
چهارشنبة اين هفته قرار است هديه تهراني و ترانه عليدوستي و حميد فرخ نژاد، مراسم چهارشنبه سوري اصغر فرهادي را اجرا كنند. آخرين فيلم فرهادي كه به عقيدة خيلي ها بهترين فيلم جشنواره فجر بود، خيلي زودتر از آن چيزي كه فكر مي كرديم، يعني در همين بهمن ماه، اكران مي شود. احتمالا آن هايي كه زير برف چهار پنج ساعت توي صف ايستادند كه چهارشنبه سوري را زودتر از بقيه در جشنواره ببينند، الان دارند به خودشان بد و بيراه مي گويند. (هفت هشت تايي از همين آدم ها همين الان توي تحريرية مجله نشسته اند. يكي اش همين خانم عبدلي!) قصة چهارشنبه سوري دربارة خيانت، بي اعتمادي و فضاي ناامن خانواده هاي طبقة متوسط امروزي است: هديه تهراني به شوهرش (حميد فرخ نژاد) شك دارد كه با زن همسايه (كه تنها زندگي مي كند) رابطه داشته باشد. ترانه  عليدوستي هم خدمتكار دم بختي است كه از شانس بدش در آخرين سه شنبة سال 84 براي كار به خانه به هم ريختة هديه تهراني فرستاده مي شود و درگير اين ماجرا مي شود.
چهارشنبه سوري در جشنوارة امسال، برندة سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني، بهترين تدوين، بهترين بازيگر نقش اول زن، بهترين فيلم از نگاه تماشاگران و ديپلم افتخار بازيگر نقش مكمل (ترانه عليدوستي) شد.

روباه و خروس در برابر تام و جري
025299.jpg
خجالت بكشيد. مي نشينيد پاي تلويزيون اين تام و جري ضد فرهنگي را مي بينيد؟ آن جري بدجنس، تام گرسنه و بدبخت را به برق وصل كند، له اش كند، هزار بلاي ديگر سرش بياورد تا شما بخنديد؟ آن وقت اين چيزهاي بد بد را ياد بگيريد و سر دوستانتان دربياوريد؟ حالا قرار شده با درايت گروه كودك شبكه اول، به جاي اين كارتون هاي شنيع و خشن، يك سري پويانمايي ساخته شود كه دو شخصيت اصلي آن خروس و روباه هستند و به جاي اين مفاهيم خشن ضد انساني، مسائل انساني يادتان بدهند. حالا اين كه چطور دو تا حيوان قرار است اخلاق انساني ياد بچه هاي طفلكي بدهند، ما هم در خماري اش مانده ايم.
فقط اميدواريم كارهاي اين دو تا حيوان خلق نشده، شبيه توسر زدن هاي آن تام و جري اجنبي نباشد و گوشه اي بنشينند و درس اخلاق بدهند. ضمنا اميدواريم كيفيت كارهاي انيميشني ما از والت ديزني بي ناموس هم بيشتر باشد تا خداي نكرده بچه ها به جاي اين دو حيوان نجيب، نروند در بازار سياه دنبال تام و جري.
ما كه بخيل نيستيم. شما بسازيد، تو همين ستون كناري به تان گوي هم مي دهيم.

رويدادهفته
025305.jpg
علي پروين، تهيه كننده آفسايد نيست
سلطان از آفسايد درآمد

ماه پيش، ورزشي ها با عز و التماس و عجز و لابه، خبر فيلم شدن زندگي ژوزه مورينيو را از ما گرفتند تا صفحه شان را پر كنند. حالا ما براي اين كه نشان بدهيم مشتمان هميشه پر است و خيلي راحت مي توانيم بدفرم بتركانيم و نشان بدهيم كه اند خبرسازي هستيم، پاي سلطان را به صفحه مان باز كرديم تا ببينيد چه كل كلي راه انداخته ايم. اما اين قدر آسمون ريسمون به هم گره زديم تا به تان بگوييم يك بار ديگر تير بدخواهان به سنگ خورد و ماجراي تهيه كنندگي علي پروين در فيلم آفسايد توسط حضرت سلطان تكذيب شد تا ايشان سر تيمشان باشند و خداي نكرده پرسپوليس از نيمة دوم جدول بالا نيايد و باعث شادي تيم هاي شهرستاني بعد از بردن قرمزها شود. البته اين شادي به لطف پروين و بچه ها تا به حال نصيب همة تيم ها به غير از كشت و صنعت شوشتر شده! توطئه از جانب جعفر پناهي شروع شده. او يك روز رفت هتل به پابوس سلطان و در آن جا درخواست كرد تا در فيلمش، اسم علي پروين را به عنوان تهيه كنندة افتخاري بزند و اين طوري سلطان را در حد يك فيلم درپيت مستند پايين بياورد. ولي سلطان كه بو برده بود، بعد از سه روز فكر كردن، اين افتخار را به پناهي نداد. ما همين جا به امثال پناهي و كارگردان هاي ديگر اعلام مي كنيم مگر حضرت سلطان، كشك هستند كه شما تلپ، اسمشان را به فيلمتان بچسبانيد تا فروش كند. شما بايد بخش هايي از داستان زندگي ايشان را بسازيد تا هرچي پدرخوانده و كاپولا و آل پاچينو هست بروند جلو لنگ بيندازند. آل پاچينوكي يك بازي در ميان خداحافظي مي كرد و بعد بر دوش عاشقان برمي گشت؟ آري؟ هان ؟

فيلم هاي ايراني در يك جشنواره معتبر
برلين زيربال ايراني ها

حضور شش فيلم ايراني در جشنواره برلين، مهم ترين اتفاقي است كه در چند سال گذشته افتاده است. اين را جعفر پناهي توي نشست مطبوعاتي ايسنا گفت. فيلم هاي آفسايد جعفر پناهي، زمستان است ساخته رفيع پيتز در بخش مسابقة فيلم هاي بلند، و صبحي ديگر ساختة ناصر رفاهي، به آهستگي ساختة مازيار ميري، كارگران مشغول كارند  ساختة ماني حقيقي و فيلم كوتاه كمي بالاتر ساختة مهدي جعفري در بخش هاي ديگر جشنواره برلين، نام سينماي ايران را دوباره سر زبان ها انداختند. اين هم جواب محكمي به محافل سينماي اروپايي و آمريكايي كه سال قبل به خاطر حضور نداشتن سينماي ايران در بخش هاي اصلي جشنواره هاي درجه الف، مرگ سينماي ايران در جشنواره ها را اعلام كرده بودند. جشنواره برلين، يكي از سه جشنوارة معتبر جهان است كه به فيلم هاي برتر خرس جايزه مي دهد.
025302.jpg
فيلم جديد نيكي كريمي
استخر ستاره ها

بلدوزر فريدون جيراني بدجوري كار مي كند. جيراني امسال سه تا فيلم با عنوان ستاره ها ساخت و حالا هم مجوز ساخت فيلم جديدش استخر را گرفته كه با توجه به حرف هاي اخيرش به احتمال زياد، يك فيلم شاد و مفرح است. بزنيم به تخته، اين آدم چقدر پركار است.
يك بلدوزر تازه كار هم مال خانم نيكي كريمي است كه مجوز ساخت فيلم دومش گريز را هم گرفت. اين فيلم هم مثل فيلم قبلي كريمي يك شب يك كم روشنفكرانه مي زند. داستانش دربارة زني است كه به خاطر مشكلات شخصي، ناراحتي عصبي پيدا مي كند و مدام پرخاشگري مي كند. با اين كه فيلم قبلي كريمي توي ايران زياد تحويل گرفته نشد، بايد به او تبريك بگوييم كه براي ساختن فيلم جديديش اين قدر مصر است. احتمالا مثل يك شب بيشتر روي جشنواره هاي خارجي حساب باز كرده است.
025308.jpg
همه در صف اكران نوروزي
يه خياله!

يك ماه و نيم ديگر تا عيد مانده و همة تهيه كننده ها پدر خودشان را دارند درمي آورند تا فيلمشان را قاتي اكران نوروزي بكنند. علتش هم اين است كه چند سال است فيلم هاي اكران شده در نوروز، در پايان سال لقب پرفروش ترين ها را از آن خودشان كرده اند. ولي امسال يك نكته اي وجود دارد كه زياد به مذاق لااقل كمدي سازها خوش نيامده. آن هم اين است كه دهة آخر صفر، درست افتاده روي 10 روز اول فروردين و براي همين، چند تا گزينه شاد حذف مي شوند و سه روز هم به خاطر روزهاي عزاداري، سينماها تعطيل است. ولي خب باز اكران نوروزي، رؤياي هر شب تهيه كننده هاست و تا حالا هم اين رؤياي تهيه كننده هاي زيردرخت هلو و عروسك فرنگي تعبير شده است.
زير درخت هلو بازگشت دوبارة ايرج طهماسب و حميد جبلي است؛ زوجي كه در كنار معتمدآريا كلي فيلم پرفروش مثل دختر شيريني فروش را روانة سينماها كرده اند. زير درخت هلو ماجراي فردي را روايت مي كند كه از هلو بدش مي آيد. اين فيلم به قول مدرسي، تهيه كنندة آن، يك فيلم در ژانر كمدي ـ معنوي است. اگر سرتان بعد از شنيدن اين نوع ژانر مي خارد، تعجب نكنيد. چون سر ما هم اول به خارش افتاد و بعد دو تا شاخ درآورد. به هر حال فعلا بازار معناگرا بازي، داغ است ديگر. اين هم يك نوعش. فيلم ديگر، عروس فرنگي است كه اولين تجربه كارگرداني فرهاد صبا (فيلم بردار قديمي سينماي ايران) است و خسرو شكيبايي و پونه حاج محمدي در آن بازي مي كنند. اين فيلم به تهيه كنندگي صدرعاملي قرار بود در جشنواره هم حضور داشته باشد. ولي نرسيد و فعلا براي ديدن آن بايد تا عيد صبر كرد. بايد منتظر باشيم ببينيم.
025314.jpg
سودربرگ، چه و چند چيز ديگر
دارودسته اوشن باز هم مي آيند!

اگر از طرفداران پر و پا قرص دارودستة اوشن هستيد، بايد بگوييم كه استيون سودربرگ يك ضيافت اساسي برايتان تدارك ديده. همان بازيگران قبلي به همراه يكي دو غافلگيري تازه كه البته سودربرگ نامشان را لو نداده، همة آن چيزي است كه تابستان آينده انتظارتان را مي كشد. سودربرگ البته پركارتر از هميشه است و اين روزها يكي دو پروژة ديگر هم در دست دارد. او اين روزها مشغول كار روي يك پروژة آلماني خوب است كه در آن جورج كلوني و كيت بلانشت نقش هاي اصلي را بازي مي كنند. يك درام سياه و سفيد عجيب و غريب در زمان جنگ جهاني دوم كه از همين حالا مي توان روي اسكارهايش در سال آينده حساب كرد. براي اين كه همه را با هر سليقه اي راضي كنيم، اين را هم داشته باشيد كه سودربرگ ساخت فيلمي دربارة زندگي چه گوارا را هم با بازي بنيسيو دل تورو در نقش چه در برنامة كاري اش دارد. اين همه پروژة رؤيايي را تا حالا چه كسي دست گرفته است؟
025317.jpg
بورن، اينديانا جونز و پارك ژوراسيك
يك تهيه كننده مهم

فرانك مارشال را مي شناسيد؟ خيلي مهم نيست اگر او را به جا نياوريد. مهم، پروژه هايي است كه او در دست دارد و احتمالا خيلي هايتان را ذوق زده خواهد كرد. مارشال يكي از مهم ترين تهيه كنندگان اين يكي دو دهة هاليوود و يكي از نزديكان به استيون اسپيلبرگ و جورج لوكاس است. او اعلام كرده نگارش فيلم نامة پارك ژوراسيك، تازه همين روزها به پايان رسيده است و توليد فيلم پس از دو پروژه آغاز خواهد شد. اول هم پروژة دوم: اينديانا جونز تازه با بازي هريسون فورد و كارگرداني اسپيلبرگ قرار است چند ماه ديگر كليد بخورد. كف كرديد كه مارشال چقدر مهم است؟ حالا پروژة اول: قسمت سوم مجموعة بورن با بازي مت ديمون در نقش بورن است كه همين روزها فيلم برداري اش آغاز مي شود. فيلم، اولتيماتوم بورن نام دارد و احتمالا گيشة سال آينده را درو خواهد كرد.

جدول فروش
معيريان باز هم تركاند

025203.jpg
آرش معيريان X را پيدا كرد. X همان فرمول كشف نشدة سينماي ايران است كه سال ها باعث ركود فروش فيلم ها شده بود. بعد از فروش ميلياردي شارلاتان ، فيلم جديد معيريان چپ دست توي سه روز اول اكرانش 5/23 ميليون تومان فروخت تا باز ركورد ديگري را براي معيريان ثبت كند. حالا باز هم كارشناسان سينما بيايند و بگويند فيلمفارسي نسازيد، بد است، جيز است، عيب است و... اين در حالي است كه سرتو بدزد رفيق توي 17 روز نمايش فقط 5/22 ميليون تومان فروش داشته.
025320.jpg
گزارش فروش خارجي
وقتي مردم مي ترسند

اين هفته هم يكي از آن هفته هايي بود كه سليقة مردم و منتقدان با هم جور در نيامد. 2999 سالني كه وقتي غريبه اي زنگ مي زند را نشان مي دهند، اين هفته از انبوه جمعيت در حال تركيدن بود. فروش 22 ميليون دلاري اين فيلم و قرار گرفتن آن در صدر جدول، چيزي بود كه منتقدهاي آمريكايي خيلي دوست نداشتند. روزنامه اي نوشته بود: لازم نيست 10 دلارتان را دور بريزيد تا اين فيلم را ببينيد. جاي ديگر هم نوشته بود: بدترين فيلمي است كه تا حالا ديده ام. ولي مردمي كه مدت ها از اين فيلم هاي هيجاني تينيجري نديده بودند، اين چيزها برايشان مهم نيست. رتبة دوم جدول را هم كمدي جديد فوكس قرن بيستم خانه موما گنده 2 به خود اختصاص داده كه با چند تا بازيگر چاق و گنده، نود دقيقه ملت را مي خنداند و توي اين دو هفته، 45 ميليون از جيب مبارك مردم سود برده. به هر حال، آن هايي كه فيلم ترسناك دوست دارند، بعدش هم به يك كمدي نه چندان خوب اين جوري هم نياز پيدا مي كنند.
اتفاق جالب اين هفته بالا رفتن ناگهاني فروش كوهستان بروك بك و Walk the Line بود. بدون شك، اعلام نامزدهاي اسكار، توي اين قضيه نقش اساسي داشته. كوهستان بروك بك توي شش هفتة اكرانش 59 ميليون فروخته و Walk the Line در 12 هفته 111 ميليون فروخته. ناني مك في هم يك فيلم بچگانة معمولي است كه رتبة سوم جدول را به خودش اختصاص داده و توي دو هفته اكران، 27 ميليون دلار فروخته. آخر اين هفته ولنتاين است و قرار است چند تا فيلم جديد و متناسب با حال و هواي ولنتاين، اكران شود. خدا مي داند، شايد كل اين جدول توي اين هفته يك دفعه به هم بريزد.

پيام هاي كوتاه
شب هاي برره از 27 بهمن دوباره پخش مي شود.
رخشان بني اعتماد، تدوين فيلم خون بازي  اش را آغاز كرد.
آزيتا حاجيان به جمع بازيگران فيلم علي سنتوري كه داريوش مهرجويي آن را مي سازد پيوست.
سفرنامة امين و مينا جديدترين سريال شبكه قرآن، در حال تصويربرداري است.
مسابقة تلويزيوني پلكان به زودي از شبكه 3 پخش مي شود.

گوي طلايي تمشك طلايي
005994.jpg
عبده، رئيس تاج
حاجي موسوي و رامين نشسته اند داخل حمام عمومي و دارند دربارة اين كه چه كسي به سرهنگ شليك كرد، حرف مي زنند. حاجي مي گويد: اون ها احتياج ندارن كارشون رو پنهان كنن، مثل عبده رئيس باشگاه تاج. ما شنيده بوديم عبده رئيس باشگاه پرسپوليس بوده. چطور توي اين سريال، شده رئيس باشگاه رقيب، بايد از فيلم نامه نويس بپرسيم.

يك تخته اش كمه
فروشنده فرش ها را نشان زن و مرد خريدار مي دهد. زن به آهستگي به مرد مي گويد: يه تخته اش كمه. فروشنده با تعجب مي گويد: چي؟ زن لبخندي مي زند و جواب مي دهد: منظورم، يه تخته از اين فرش هاست. استفادة باحال از يك عبارت دو پهلو كه خوب هم جا افتاده، ارزش يك گوي را ندارد؟

انقلاب با طعم محرم
لابه لاي تصاوير بين برنامه  اي محرمي تلويزيون، اين تصاوير قديمي و رنگ و رو رفته جذابيت خاصي دارد. منظورمان همان عزاداري هاي مردم توي فضاي اوايل انقلاب است. يك گروه شعار مي دهند شاه بايد برگردد، اعدام بايد گردد و يك گروه ديگر مي گويند حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست . عزاداري هاي اوايل انقلاب، جزو همان تصاويري است كه تا امسال از ديدنش محروم مانده بوديم. پخش آن ها از تلويزيون، كمترين نتيجه اش دريافت يك گوي طلايي است.

خبر داغ بعد از 2 روز
سه شنبه نامزدهاي اسكار اعلام شده است. ولي مجله خبري ساعت 9 شب شبكه اول، 2 روز بعد تازه اين خبر را پخش مي كند. يعني چيزي حدود 48 ساعت طول كشيده تا اين خبر، سير اداري خودش را طي كند و بعد از تأييد، خيلي داغ داغ روي آنتن برود! حالا اين به كنار. بدتر اين كه مجري اخبار فرهنگي هنري، فيلم كوهستان بروكْ بَك را كوهستان بروكِ بِك خواند. آخر اطلاعات!
010596.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
زيرنويس تأثيرگذار
عليرضا نجفي پور: در اوج فيلم رونين كه ژان رنو و رابرت دنيرو در حال رانندگي در خلاف مسير حركت اتومبيل ها بودند و با سرعت زياد ويراژ مي دادند، درست در لحظه اي كه خيلي وحشتناك سبقت مي گرفتند، زيرنويس آمد: سبقت بي مورد هنگام رانندگي، تجاوز به حقوق ديگران است. آقاي زيرنويس گذار، نه گذاشت و نه برداشت، اين پيام را جايي فرستاد كه آخر رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي بود!

تصوير
فهيمه سليمانيان قهرودي: برنامة تا انتها، با انگليس ارتباط مستقيم برقرار كرده است تا با يك كارشناس انگليسي گفت وگو داشته باشد. مجري برنامه مي گويد: آقاي اينگرام! به نظر شما تصوير مردم ايران در فعاليت هاي صلح آميز هسته اي چه جوري بايد باشد؟ مترجم ترجمه مي كند: ?What is your idea about this picture تصوير كارشناس در حالي كه مدام انگشتش را در هدفون داخل گوشش فشار مي داد و با منگي به دوربين نگاه مي كرد تا بلكه تصويري را ببيند و نظرش را بگويد، خيلي خنده دار بود.

مسي به جاي باتيستا
سهيل حسين زاده: برو بچه هاي بارسلونا ريخته اند در ورزشگاه سانتياگو برنابئو تا بازي رئال و اسپانيول را ببينند. كارگردان مسابقه روي مسي ستارة تيم بارسلونا كه در جايگاه تماشاچي ها نشسته، زوم كرده است. ناگهان رضا جاوداني مي گويد: چهرة باتيستا را مي بينيد كه در ترافيك ستاره هاي رئال، جايي به اون نرسيده. بابا! مجري اي كه مسي را نمي شناسد و انگار بارسلونا را هم نمي شناسد، چطوري شده مجري اين برنامه؟
گوي و تمشك شما هم رسيد: حامد سياميان، منادي

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
چهارشنبه سوري توي بهمن افتاد
روباه و خروس در برابر تام و جري
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
گيلاس ها، شلغم ها، پيوندتان مبارك
اي اروپا، از حسادت بمير!
رويدادهفته
شغل:گلادياتور مليت: هميشه ايراني
رهايي رحمان
و كُشتي به راهش ادامه داد
منصور برزگر: ليگ را جدي بگيريد
فراري ها، دوپينگي ها وبقيه رفقا!
خودكشي اريكسون روي كشتي تفريحي!
تمام قربانيان نيمكت انگليس
اجتماعي
اي آن كه به خود مي خواند،كسي را كه از او روبرگرداند
زندگي
آموزش؛ مفت و مجاني
همسايگي ايدز با سل و مالاريا
رويدادهفته
سينما
عمواسكار
تمشك طلايي بر اي بدترين...
دانش
پنجاه ميليون ولت ديدار به قيامت
مرد ميدان هاي مغناطيسي
روزها
آوازمي خوانند و به پيش مي روند
قصد مردن ندارم
بازيگران عصر نسبتا طلايي
رويدادها
جهان كوچك
همه زنان رئيس جمهور!
مهم ترين رهبران زن دنيا
هنر روز
فرودگاه پرندگان مهاجر
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |