باور نكردني است، ولي اين دو سال هاست بدون هيچ مشكلي با هم دارند كارگرداني مي كنند و حالا هم اولين فيلم بلندشان شبانه را به جشنواره رساندند
كيوان علي محمدي و اميد بنكدار
كارگردانان فيلم شبانه و برندة جايزة بهترين پژوهش مستنداز جشنواره فجر امسال براي M.D.M.A
مسيري كه من و اميد طي كرديم كاملا طبيعي بود. من و اميد سينما مي خوانديم. اميد نقاشي آبرنگ هم كار مي كرد اما براي ما سينما جذاب بود
مريم درستاني
دو نفري كارگرداني كردن و فيلم ساختن، اصلا چيز عجيبي نيست، البته در مورد برادرها. چون تقريبا هر دو نفري را كه در تاريخ سينماي جهان مثال بياوريد، برادر بوده اند. از برادران تاوياني ايتاليايي و برادران كوئن آمريكايي و برادران داردن بلژيكي بگيريد تا برادران واچوفسكي استراليايي. ولي يك نمونة باور نكردني، همين بغل دست خودمان داريم كه سال هاست با هم دارند فيلم مستند و كوتاه و بلند مي سازند و امسال هم اولين فيلم بلندشان را روانة جشنواره فجر كرده اند. منظورمان كيوان علي محمدي و اميد بنكدار است كه هيچ نسبت فاميلي با هم ندارند.
اين دو امسال بالاخره شبانه را با بازي كلي بازيگر مثل هديه تهراني، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، ستاره اسكندري، مهدي پاكدل، حميدرضا پگاه، اميرحسين صديق، بهاره رهنـما وآتيلا پسياني به جشنواره رساندند. ضمن اين كه مستند تازه شان M.D.M.A (با موضوع قرص هاي روان گردان) هم در جشنواره حضور داشت و جايزة بهترين پژوهش را از آن خود كرد. با آن ها پيش از جشنواره در خانة اميد بنكدار در نياوران، همزمان با بارش برف به گفت وگو نشستيم تا سردر آوريم اين دو چطوري با هم روي صندلي كارگرداني مي نشينند.
تجربة مشترك شما براي ساخت اولين فيلم بلند سينمايي چگونه شكل گرفت؟
علي محمدي: من و اميد وقتي در باغ فردوس دورة جامع فيلمسازي سينما را مي خوانديم، با هم آشنا شديم و از آن جا وارد كار مطبوعات شديم، اولين مجله اي كه كار كرديم، نقد سينما بود. استادمان (محمدرضا اصلاني) ما را به اين مجله دعوت كرد. هم به عنوان منتقد كار كرديم و هم به عنوان مترجم. بعد اين قضيه جدي تر شد و تا الان هم كم و بيش ادامه دارد. هر وقت زمان اجازه دهد، گريزي هم به عالم مطبوعات مي زنيم.
شبانه هم از همين اشتراكات تحصيلي و تجربي بيرون آمد؟
اميد بنكدار: معمولا ما طرح هاي مختلفي داريم. مثل مستند يا داستاني.
علي محمدي: كوتاه يا بلند.
بنكدار: وقتي به طرح فيلم شبانه رسيد يم، احساس كرديم كه اين طرح، قابليت گنجاندن در يك فيلم كوتاه را ندارد و بيشتر قابليت فيلم بلند را دارد. از اواخر پاييز 82 شروع به نگارش كرديم. از اوايل سال 83 هم پيش توليد آن را آغاز كرديم.
طرح شبانه از كجا آمد؟
بنكدار: از يك جرقة ذهني.
علي محمدي: از يك تصوير.
خب از كدام تصوير، آقاي علي محمدي؟
علي محمدي: يك تصوير بود. آخر چون فيلم ديده نشده، كمي سخت است كه درباره اش حرف بزنيم ... تصوير دختري بود كه داخل دستشويي روبه روي آينه ايستاده. فقط يك تصوير ذهني.
خب اين تصوير، متعلق به ذهن كدام يك از شما بود؟
علي محمدي: مال ذهن همان كاراكتر.
خب بالاخره قضيه چي شد؟ شما، هم كاراكتر را خلق كرديد و هم ذهنيت آن كاراكتر را؟
بنكدار: خب البته آن كاراكتر، زاييدة ذهن من و كيوان است.
علي محمدي: ولي آن تصوير ذهني دختري است كه در دستشويي روبه روي آينه ايستاده ...
خب ... بقيه اش؟
بنكدار: بعد از آن جا رسيديم به فيلم نامة شبانه و بعد هم فيلم شبانه.
دربارة فضا و ساختار آن كمي توضيح دهيد. دربارة انتخاب بازيگرها و اين كه خواستيد چه چيزي را در شبانه بگوييد؟
علي محمدي: صادقانه مي گويم. ما معمولا نمي خواهيم چيزي در فيلم هايمان بگوييم.
بنكدار:تلاش مي كنيم با فيلم هايمان، مخاطب را با يك سري از فضا هاي ذهني و احساسات و تجربياتمان سهيم كنيم. هنوز هم صاحب نظر و فيلسوف نشده ايم كه بخواهيم تئوري بدهيم و يا ناگهان معضلات اجتماعي را حل كنيم. در نتيجه، در قدم هاي اول سعي مي كنيم فقط طرح سؤال كنيم.
علي محمدي: ما به دنبال فيلم ساختن هستيم و تا الان هم كه روبه روي شما نشسته ايم، فيلم ساختن را به مفهوم فضاسازي و موقعيت سازي در نظر گرفته ايم. اين كه چطوري بتوانيم فضا بسازيم. اين تمام ذهنيت من و اميد را براي فيلمسازي شكل مي دهد، چون شبانه فيلم فضا سازي و فيلم موقعيت است.
بنكدار: بله، كيوان درست مي گويد. تا زماني هم كه فيلم را نديده باشيد، حرف هاي ما براي شما گنگ و نامفهوم خواهد بود.
خب كمي به عقب برگرديم. اولين كـار مشترك تان، يك نماهنگ به اسم عشق بود؟
بنكدار: بله، اين كار اولين همكاري من و كيوان است؛ محصول سال 79. مجموعه اي است از موسيقي، شعر، نقاشي و ساير هنرها. تركيب آن ها تبديل شده به يك قطعة سينمايي. متأسفانه اين كار با تأخير چند ساله به جشنواره ها آمد و ديده شد.
حالا چرا فيلمسازي را براي تجربه كردن دنياي اطرافتان انتخاب كرديد؟ مثلا اميد بنكدار كه كار نقاشي هم مي كند؟
علي محمدي: پروسه اي كه من و اميد طي كرديم، كاملا طبيعي بود. من و اميد سينما مي خوانديم. اميد نقاشي آبرنگ هم كار مي كرد و شاگرد سياوش كسرايي بود و تجربة خودش را مي كرد. اما براي ما سينما جذاب بود. اين طور نبود كه ما 10 سال تقاضاي پروانة كارگرداني كنيم و به مان ندهند و هي بگوييم نه باز هم ما مي خواهيم فيلم بسازيم و بدون انجام هيچ كاري، منتظر گرفتن مجوز بمانيم. به اين شكل نبود. يك جايي ديديم كه مي خواهيم فيلم كوتاه بسازيم، ساختيم. بعد خواستيم دنياي مستند را تجربه كنيم و اين كار را هم كرديم.
بارها براي خود من و كيوان پيش آمده كه يك فيلم كوتاهمان در چند رشته جايزه هاي مختلف گرفته، ولي در جشنوارة ديگري اصلا پذيرفته نشده
حالا سينما ربطي هم به نقاشي دارد؟
بنكدار: ببينيد آدم گاهي نياز به خلوت دارد و مي خواهد در سكوت و خلوت و تمركز، خودش را تخليه كند. در اين لحظات لااقل براي من نقاشي، بهترين چيز است. ولي سينما به خاطر اين كه تركيبي از هنرهاي مختلف است، عميق تر و جذاب تر و جامع تر مي تواند نيازها و احساسات دروني آدم را بازتاب دهد.
رسيدن به يك نقطة مشترك براي كساني كه مي خواهند عنوان كارگردان را داشته باشند، كمي سخت است. از ديدگاه هايتان نسبت به ساخت فيلم و مستند بگوييد؟ چطور مي توانيد دو نفري كارگرداني كنيد؟
بنكدار: اصولا فيلمسازي يك كار گروهي است. من فكر مي كنم فيلمسازي برخلاف ساير هنرها مثل نقاشي يا ادبيات و ... فرايند خلاقيت جمعي يك گروه است كه يك نفر، رهبري آن ها را برعهده مي گيرد و آن ها را براي رسيدن به كليتي كه در پايان، تبديل به يك اثر هنري مي شود، هدايت مي كند. فكر كنم با اين تعريف، كار مشترك كردن سخت نباشد. يعني به هر حال، كساني كه كمي هم سلايق شان به هم نزديك باشد، مي توانند به راحتي عرصه هاي مختلف را تجربه كنند. خب من و كيوان هم از ابتدا كار فيلمسازي را به طور مشترك ياد گرفتيم. زماني هم كه قرار شد فيلم بسازيم، اين اتفاق به شكل ناخود آگاهانه به صورت مشترك شكل گرفت.
يعني براي ساخت يك فيلم فقط اشتراك سليقه كافي است؟
بنكدار: فيلمسازي به نظر من مجموعه اي از سليقه، جهان بيني و ديدگاه هايي است كه هر آدمي نسبت به زندگي و مفاهيم زندگي دارد و احساسات و روحيات و تجربيات مختلف. به هر حال، ما تا حدودي در خيلي از اين زمينه ها نزديك هستيم و ديدگاه مان يكسان است. اين باعث شده كار فيلمسازي را به طور مشترك انجام دهيم.
علي محمدي: كارگردان حتما نبايد مونتاژ هم بداند. بلكه مهم ترين وجه يك كارگردان، اين است كه بتواند در يك فرايند خلاقة تيمي، به شكلي رفتار كند كه تمام عوامل و گروه ، كار را براي خود بدانند و خلاقيت شان را شكوفا كنند. در واقع، كل گروه احساس كنند كه اين كار براي يك نفر يا دو نفر نيست. وقتي اين اتفاق بيفتد، همه سعي مي كنند خلاقيت خودشان را به كار ببرند و اين مهم ترين وظيفة يك كارگردان است. در اين زمان، ديگر خيلي مهم نيست كه كار را يك كارگردان رهبري مي كند يا دو كارگردان. چون هدف مشخص است و قرار است يك فرايند خلاقة تيمي اتفاق بيفتد و اين ايده آل ترين شكل است. به خاطر همين حتي تخيلات من و اميد، انفرادي نيست. حتي موقعي كه يك پروسة فيلم را تخيل مي كنيم. البته دو نفره هم تخيل نمي كنيم، تيمي تخيل مي كنيم و اين تلاش ماست. بنابراين نه من و نه اميد و نه هيچ كدام از عوامل، به دنبال سهم خواهي نيستيم. اين كه چقدر سهم من است و چقدر سهم اميد.
شايد هنوز اول راه هستيد كه خواهان سهم بيشتري براي خودتان نيستيد؟
علي محمدي: به هر حال، ما چند فيلم را كار كرده ايم. مهم نيست كه حتما فيلم بلند سينمايي باشد. اگر بتوانيد اين خلق و خو را داشته باشيد، از فيلم اول تا فيلم بعدي، اين ارتباط بهتر و قوي تر هم مي شود.
آخر ما ايراني ها به اين شهره هستيم كه حتما اول و آخر كار به نام خودمان به ثبت برسد...
علي محمدي: خب اگر قرار بود اين اتفاق براي ما بيفتد، قاعدتا بايد در همان فيلم هاي اول و دوم رخ مي داد. فرقي هم نمي كند كه مدت زمان فيلم، 90 دقيقه، 30 يا 40 دقيقه و يا 1 دقيقه باشد.
شما به عنوان دو كارگردان هم تجربة ساخت فيلم بلند را داشتيد، هم كوتاه و مستند. با كدام بيشتر حال مي كنيد؟
علي محمدي: هر كدام از اين نوع فيلم ها ارزش خودش را دارد. شما نمي توانيد به مستند، يك ارزش بالاتري بدهيد و بگوييد از داستاني يا كوتاه، بالاتر است. الان شما M.D.M.A را ببينيد و قضاوت كنيد. اين فيلم مستند است، اما ما تمام آن را مثل يك فيلم داستاني از پيش دكوپاژ هم كرده بوديم. من و اميد چه فيلم كوتاه بسازيم و چه مستند و چه داستاني با دكوپاژ و استوري بورد و ... فيلم مي سازيم و هر كدام از آن ها براي من و اميد، دنياي جداگانة خودش را دارد و هر كدام جذابيت هاي خودشان را. اين از آن برتر يا پايين تر نيست.فيلم ها مثل موجودات زنده هستند. اين كارگردان است كه انتخاب مي كند چگونه با آن ارتباط برقرار كند و از ساختش لذت ببرد.
خب چطوري؟
علي محمدي: گفتني نيست... بايد خودتان تجربه كنيد و ببينيد چه چيزهايي مي تواند در ساخت فيلم مستند براي شما جذاب باشد و چه چيزهايي در دنياي فيلم كوتاه و... براي همين، فيلم مستند، كوتاه و بلند، همة اين ها به شما كمك مي كند كه يك قدم در مسير زندگي جلوتر برويد. ممكن است من و اميد بعد از شبانه، دوباره فيلم مستند ديگري بسازيم. به عنوان مثال همين M.D.M.A را بعد از شبانه ساختيم.
جرقة اين يكي (مستند M.D.M.A) از كجا زده شد؟
بنكدار: ما يك دوست نازنين به اسم اُرد عطارپور (كه فيلمساز مستند هستند) داريم. ايشان به عنوان تهيه كننده هم فعاليت دارند. اين امكان از طريق ايشان در اختيار ما قرار گرفت كه بتوانيم اين مستند را بسازيم. اين مستند، فيلمي است در مورد داروهاي روان گردان و قرص هاي اكس كه تحقيق آن، چهار ماه طول كشيد. تحقيق از كلاس هاي دانشكده پزشكي...
علي محمدي: و مركز ترك اعتياد
بنكدار: ... شروع شد و بعد پيدا كردن تعداد زيادي از كساني كه قبلا سابقة اعتياد داشتند و الان ترك كردند يا اين كه الان هم مشكل مصرف دارند. يا مشاوره با دكترهاي مختلف و روان پزشكان و روان شناسان و جامعه شناسان. تحقيق گسترده در سطح اينترنت، در سطح شهر و جامعه و... همة اين ها تبديل شد به فيلم نامه اي كه بعد از تصويب، به يك مستند 50 دقيقه اي تبديل شد به اسم M.D.M.A.
اين اسم از كجا آمده؟ برگرفته از اسم همان مواد اعتيادآور است؟
بنكدار: بله اين اسم، علامت اختصاري (متيل دي اكسي متاآمفتامين) است؛ يك مادة شيميايي كه از آن استفاده دارويي مي شود و به صورت اكس هم سوءمصرف مي شود.
در اين مستند از بازيگران هم استفاده كرده ايد؟
بنكدار: بله، در اين مستند، ما با تعداد زيادي از دوستاني كه مشكل مصرف داشتند، گفت وگو كرديم، آن هم در فضاهاي مختلف. براي همين، از تعدادي بازيگر مثل حميدرضا پگاه، بهرام رادان، فهيمه راستكار، ستاره پسياني و... به عنوان راوي استفاده كرديم، تا يك سري اطلاعات را منتقل كنند و جاهايي هم كه نياز به بازنمايي است، بازي كنند.
در اين مستند خواستيد راهكاري براي حل اعتياد و روي نياوردن جوانان به اين مادة مخدر نشان دهيد؟
بنكدار: بيشترين هدف ما اطلاع رساني و طرح مسأله بود. چون ما متأسفانه متوجه شديم كه 95 درصد از كساني كه سوءمصرف دارند، هيچ آگاهي اي نسبت به اين ماده و عوارض آن ندارند و حتي تصوراتي كه از ويژگي هاي مثبت اين ماده دارند، تصورات غلطي است، اين مستند مي تواند به آگاهي خانواده ها از عوارض اين ماده هم كمك كند.
شما مي خواستيد چه بگوييد آقاي علي محمدي؟
علي محمدي: مي خواستم اضافه كنم كه مخاطب جوان ما، مخاطبي است كه شايد هنوز اين ماده را مصرف نكرده باشد يا در ابتداي تجربه كردن باشد. البته بحث ديگري كه هست، اين است كه ما در ايران هنوز فرق ميان مادة محرك و مادة مخدر را نمي دانيم. ما مي خواستيم فقط طرح سؤال كنيم، ولي ارائة راهكار، وظيفة ما نيست.
شما به عنوان كارگردان براي اين كه شرايط و موقعيت رواني اين آدم ها را درك كنيد، چگونه بدون تجربة مصرف مواد، به اين آدم ها نزديك شديد؟
علي محمدي: براي اين كه به عنوان كارگردان بتوانيم آن جهان را بسازيم، بايد ذهنمان سامان درستي داشته باشد. پس نمي توانستيم مواد محرك مصرف كنيم، سختي كار همين است كه من در عين اين كه اين را تجربه نمي كنم، اين گونه فيلم مي سازم. براي ساخت اين فضا نياز به تحقيق دارم. به همين خاطر توانستيم دنياي ذهني آن ها را بسازيم. بعد از ساخت شبانه، هر كس كه فيلم را ديد، اين نظر را داشت كه توانسته ايم براي به تصوير كشيدن آن ذهنيت، موفق عمل كنيم. مي گفتند اگر كسي شما را نشناسد، فكر مي كند كه خودتان اين شرايط را تجربه كرده ايد.
براي خودتان رفتن به عالم كساني كه اين مواد را مصرف مي كنند، چگونه تجربه اي بود؟
علي محمدي: ارتباط با مصرف كنندگان باعث شدكه بهتر بتوانيم اين مواد را بشناسيم. و اين كه چقدر ممكن است براي اين آدم ها كه ماده هاي مختلف را تجربه مي كنند،خطرناك باشد. كساني هم كه فيلم را ديدند، تأثير بدي از اين مواد گرفتند. به قول پزشكي كه مي گفت: وقتي آدم پايان اين فيلم را مي بيند، نسبت به اين ماده دچار ترس مي شود.
سؤال آخر، اگر بخواهيد يك پيش بيني كوچك داشته باشيد كه براي شبانه و مستند M.D.M.A چه اتفاقي در جشنواره رخ مي دهد، چه مي گوييد؟
بنكدار: معمولا رسم بر اين است كه معيار داوري ها در جشنواره، سليقه و تركيب هيأت داوران است، اين را بايد از آن ها پرسيد و منتظر ماند و ديد. اما هر اتفاقي بيفتد، توفيق و عدم توفيق هر فيلمي نشان دهندة ارزشمند بودن يا بي ارزش بودن آن فيلم نيست. بارها براي خود من و كيوان پيش آمده كه يك فيلم كوتاهمان در چند رشته جايزه هاي مختلف گرفته، ولي در جشنوارة ديگري اصلا پذيرفته نشده. اين نشان مي دهد كه چقدر معيارها متغير است.
نظر شما هم همين است كه آقاي بنكدار اشاره كرد...؟
علي محمدي: بله همين است...