- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۷ - يكشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ - - Feb 12, 2006
docharkhe
ضيافت با شكوه و توخالي
عمواسكار
اسكار هم مثل اكثر فيلم هاي هاليوودي فقط بر و روي قشنگي دارد. شويي است كه نبايد زياد به نتايج اش اهميت داد
025482.jpg
كاوه مظاهري
زياد جدي نگيريد. اين هم يك شويي است مثل همة شوهاي ديگر. فقط كمي پر زرق و برق تر و گنده تر است. شروع شو وقتي است كه برنده هاي گلدن گلوب اعلام مي شود. يك دفعه توي دل همه هول و ولا مي افتد: اسكار نزديك است. همين موقع است كه طراحان لباس به فكر اين مي افتند كه مد جديدشان را تن كدام بازيگر بكنند: تام كروز، كاترين زيتا جونز يا كيت بلانشت؟ شايد هم اين لباس به قد بلند نيكول كيدمن بيشتر بيايد!
مي گويند۶۰۰۰ نفر توي اسكار رأي مي دهند، ولي باز هم جوايز طوري تقسيم مي شود كه هزار جور موي كوچك و بزرگ لاي درزش مي رود. اسكار فرزند خلف هاليوود است. طبيعي است كه بر و بچ خودش را بيشتر تحويل بگيرد و به ضد موج ها اهميتي ندهد و لي لي به لالاي آدم هاي خودش بگذارد. امسال فيلم متفاوت تصادف توي چند رشتة اصلي، نامزد شده، ولي قابل پيش بيني است كه جوايز اصلي را نمي گيرد. كوهستان بروك بك هم كه توي 8 رشته نامزد شد كه احتمالا به خاطر مشكلات مضموني اش جوايز اصلي را نمي برد. اين خاصيت اسكار است. بايد اسكاري فيلم بسازي تا برنده شوي. بايد صنعت فيلمت به هنرش بچربد.

تاريخ نشان داده كه جايزه اسكار، خيلي قابل اعتنا نيست. شايد در آيندة كاري و دستمزد افراد تأثير داشته باشد، ولي در آيندة هنري شان معمولا اثري نداشته: هيچكاك هيچ وقت اسكار نگرفت و هميشه استاد باقي ماند. همشهري كين كه بارها به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينما انتخاب شده، فقط اسكار بهترين فيلم نامه را گرفت. مرثيه براي يك رؤيا كه توي اين سال ها جزو تأثيرگذارترين فيلم ها بوده، تقريبا تحويل گرفته نشد و 21 گرم با آن كارگرداني پيچيده اش فقط در دو رشتة بازيگري نامزد اسكار شد، اسكورسيزي هم هميشه از اسكاركارگرداني بي نصيب ماند.

تولد عمو اسكار
مجسمة طلايي تا ده سال اول حتي بين روزنامه نگارهاي آمريكايي هم زياد جدي گرفته نمي شد. معلوم نيست واقعا اسمش براي چي اسكار است. خود اعضاي آكادمي كه مي گويند از روي مشهورترين داستان مارگارت هر يك با نام عمو اسكار گرفته شده. اين ابهام را هم مي توانيد به حساب همان ابهام هاي الكي اي بگذاريد كه معمولا براي چيزهاي پوچ درست مي كنند تا قضيه را گنده تر كنند. عمو اسكار يك آمريكايي سياسي است. يك وقتي اوج مك كارتيسم بود و به يك سري از فيلم هاي خاص جايزه مي داد. حالا هم كه دورة جورج بوش است، فارنهايت 11/9 را تحويل مي گيرد. جشن عمو اسكار، يك جشن محلي و خودماني است كه مهمان هايش هم خاص است و يك سري از آن ها را بيشتر تحويل مي گيرد.

به خوش تيپ ها اسكار نمي دهند!
اعضاي آكادمي اسكار معمولا از بازيگران محبوب و جذاب و خوش قيافه خوششان نمي آيد. جيمز دين، كرك داگلاس، هريسون فورد، كري گرانت،  راك هادسن و جان تراولتا با اين كه فيلم هاي خوب زيادي دارند، ولي هرگز برندة اسكار نشدند. ريچارد گر، ارول فلين، تايرون پاور و داگلاس فربنكس حتي نامزد دريافت جايزه اسكار هم نشدند.
فكر مي كنيد چرا اعضاي آكادمي به خوش قيافه ها اعتنايي نمي كنند؟
تام كروز تا قبل از وثيقه سه بار براي نقش اصلي و مكمل نامزد دريافت جايزه اسكار شده بود: جري مگواير، متولد چهارم جولاي و مگنوليا (از جدايي نيكول كيدمن و او خيلي نگذشته بود كه كيدمن براي ساعت ها برندة اسكار شد) سال پيش با اين كه خيلي ها از بازي خوب و متفاوت او تعريف مي كردند ولي باز هم نتوانست برندة اسكار شود.
همين اتفاق براي پل نيومن هم افتاده است: شش بار نامزد دريافت جايزه اسكار شد و هميشه دست خالي از مراسم بيرون آمد تا اين كه بالاخره براي رنگ پول موفق شد مجسمه طلايي را بگيرد. همان موقع به خبرنگاران گفت: تلاش من براي تصاحب مجسمه اسكار، مثل اين بود كه 80 سال دنبال دختري كه دوستش دارم بدوم، تا اين كه بالاخره دلش برايم بسوزد و به ام بگويد: من ديگر خسته شده ام، بيا من را بگير!
پل نيومن هم مثل خيلي از خوش تيپ هاي ديگر توي پيري اش اسكار گرفت. آل پاچينو هم همين طور؛ بعد از اين كه هفت بار جايزه اسكار را از دست داد، بالاخره در 52 سالگي براي بوي خوش زن موفق به دريافت آن شد. جان وين هم توي 62 سالگي براي كلاهبرداري درست ، با شكست يك جوان خوش تيپ ديگر (جان وويت، بازيگر كابوي نيمه شب) جايزه را از آن خودش كرد.
خود جان وويت هم در 40 سالگي براي بازگشت به خانه در رقابت با يك جوان ديگر برندة اسكار شد. آن جوان كسي نبود جز وارن بيتي كه هنوز هم هيچ جايزه اسكاري را براي بازيگري نبرده است.
البته ناگفته نماند كه وارن جايزه اسكار گرفته است، فقط به جاي جايزه بازيگري، برندةاسكار كارگرداني شد! اين هم جز ترفندهاي اعضاي آكادمي است. رابرت ردفورد (آدم هاي معمولي)، مل گيبسون (شجاع دل)، كوين كاستنر (رقصنده با گرگ ها) و كلينت ايستوود (نابخشوده) چهار بازيگر‎/ كارگردان خوش قيافة ديگر هستند كه به جاي اسكار بازيگري، اسكار كارگرداني گرفته اند.
توي اين وانفسا چند استثنا هم وجود داشته: رابرت دنيرو (پدرخوانده 2، گاو خشمگين)، مايكل داگلاس (وال استريت)، كلارك گيبل (در يك شب اتفاق افتاد)، چارلتون هستون (بن هور) و دنزل واشنگتن (افتخار، روز تمرين) از جمله خوش قيافه هايي هستند كه در جواني شان اسكار بازيگري گرفته اند.
حتي گري كوپر با آن همه فيلمي كه بازي كرده، در۴۱ سالگي براي سرجوخه يورك و در 52 سالگي براي ماجراي نيمروز برندة اين جايزه شد. يا شون پن سال گذشته، در 43 سالگي براي رودخانة مرزي برندة اسكار شد. آن هم بعد از اين كه سه بار اين جايزه را از دست داده بود.

رسم و رسوم اسكار
قوانين نوشته نشدة اسكار ،ديگر براي خيلي ها مشخص است. فقط كسي نيست كه آن ها را ثبت كند. مجسمة اسكار نبايد به هر كسي و هر فيلمي داده شود، اگر قرار بود اين طور باشد كه سينماي هاليوود همه جاي دنيا را تسخير نمي كرد. اگر عمو اسكار فك و فاميل خودش را تحويل نگيرد كه خانواده كم كم از هم مي پاشد. عمو اسكاربايد بتواند با مجسمه هاي طلايي اش پيشنهادي دهد كه كسي نتواند ردش كند.

آن ها هم مثل ما سال هاست كه به بدترين ها تمشك مي دهند
تمشك طلايي بر اي بدترين...
025389.jpg
سيلوستر استالونه توانست با فيلم هاي درِپيت و پشت سرهم اش، برندة تمشك قرن شود
سال،۱۹۸۰ يعني فقط چند ماه قبل از تأسيس همشهري جوان (چند> 288)، يك آقايي به اسم جان ويلسون كه با جلف بازي هاي اسكار حال نمي كرد، تصميم گرفت يك جايزه اي اختراع كند كه بتواند جلوي اسكار بايستد: اگر اسكار به خيال خودش بهترين ها  رو انتخاب مي كنه، ما هم به بدترين ها جايزه مي ديم. بعد تمشك طلايي را اختراع كرد.
برنده هاي بد اقبال تمشك ها هم مثل برنده هاي اسكار، توسط چند صد نفر آدم ظاهرا كارشناس كه عضو بنياد تمشك طلايي هستند، انتخاب مي شوند. درست يك روز قبل از جشن اسكار، برنده ها اعلام مي شوند تا حال اعضاي آكادمي حسابي گرفته شود. تا سال 1995 هيچ كس از ترس آبرويش جرأت نكرد كه برود تمشكش را بگيرد، تا اين كه بالاخره پل ورهوفن (كارگردان show girls) اين فداكاري را انجام داد.
برايان هلگلند (فيلم نامه نويس) هم اولين آدم خوشبختي بود كه در يك سال، برندة تمشك و اسكار شد (به ترتيب براي پستچي و محرمانه لس آنجلس ). ركورد بيشترين تمشك در يك سال را هم تام گرين براي فردي دست مي زند از آن خود كرد. گرين وقتي جايزه هايش را گرفت، گفت: با اين كار مي خوام بگم كه اين 5 تا تمشك، حق من نبود... خدايا من مي خوام اينو بگم!
تمشك بن افلك هم براي بازي افتضاح اش در گيگلي جزو معروف ترين تمشك هاست، چون افلك توي شوي معروف لري كينگ كه مستقيم از تلويزيون سي ان ان پخش مي شد، جايزه اش را شكست و چند وقت بعداين جايزة شكسته به قيمت خوبي توي اينترنت فروخته شد. سال پيش هم هالي بري براي مسخره كردن اعضاي آكادمي، توي مراسم اسكار، تمشكش را در يك دست گرفت و مجسمة طلايي اسكارش را در دست ديگر. يعني كه اسكار اصلا ارزش هنري ندارد .
025386.jpg
تمشك قرن براي راكي
اين ها گزيده اي از نام آشناترين فيلم ها و بازيگراني هستند كه تمشك  طلايي برده اند و يا نامزد تمشك بوده اند. امسال هم بازيگراني مثل تام كروز (جنگ دنياها): جنيفر لوپز، جسيكا آلبا و هيلاري داف، رقابت سختي را در سيزدهم اسفند (چهارم مارس) براي دريافت تمشك طلايي دارند.
025356.jpg


فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
چهارشنبه سوري توي بهمن افتاد
روباه و خروس در برابر تام و جري
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
گيلاس ها، شلغم ها، پيوندتان مبارك
اي اروپا، از حسادت بمير!
رويدادهفته
شغل:گلادياتور مليت: هميشه ايراني
رهايي رحمان
و كُشتي به راهش ادامه داد
منصور برزگر: ليگ را جدي بگيريد
فراري ها، دوپينگي ها وبقيه رفقا!
خودكشي اريكسون روي كشتي تفريحي!
تمام قربانيان نيمكت انگليس
اجتماعي
اي آن كه به خود مي خواند،كسي را كه از او روبرگرداند
زندگي
آموزش؛ مفت و مجاني
همسايگي ايدز با سل و مالاريا
رويدادهفته
سينما
عمواسكار
تمشك طلايي بر اي بدترين...
دانش
پنجاه ميليون ولت ديدار به قيامت
مرد ميدان هاي مغناطيسي
روزها
آوازمي خوانند و به پيش مي روند
قصد مردن ندارم
بازيگران عصر نسبتا طلايي
رويدادها
جهان كوچك
همه زنان رئيس جمهور!
مهم ترين رهبران زن دنيا
هنر روز
فرودگاه پرندگان مهاجر
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  دانش  |  سينما  |  روزها  |
|  جهان كوچك  |  هنر روز  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |