شاغلام افشا مي كند
رختكن يا عروسي، مسأله اين است؟
شاغلام راست مي گويد. مي گويد من اگر اروپايي بودم، اين سيستم اوت دستي را اختراع مي كردم و همه من را مي گذاشتند روي سرشان حلوا حلوا مي كردند. اما حالا چون توي يك تيم بي بضاعت كار مي كنم، مي گويند اين سيستمش علي اصغري است. اما ما يك چيز ديگر هم مي گوييم. مي گوييم اگر شاغلام اروپايي بود، اين كانال هاي تلويزيوني برايش سر ودست مي شكستند. دنبالش ليموزين مي فرستادند تا هفته اي يك ساعت برود توي تلويزيون شان حرف بزند. برنامه هم مي شد پربيننده ترين؛ كلي آگهي، كلي تبليغات.
اسمش را هم مي گذاشتند GHOLAM SHOW. مي تركاند مثل بمب. آن وقت ما بايد مي رفتيم مشت مشت دلار و يورو مي داديم برنامه را مي خريديم ترجمه اش مي كرديم. اما اين جا... آخر فرصت سوزي است. فقط شما ببينيد شاغلام پيرواني در آخرين مصاحبه اش چي گفته. خبرنگار پرسيده شما مشكلتان با ميثاقيان چيست؟ او هم جواب داده: ابومسلم، ما را در جام حذفي برد. همه ناراحت بوديم و گريه مي كرديم. اكبر با بچه هايش شادي مي كرد. جلوي من خارجي مي رقصيد (!) من هم گفتم جنبه نداري، مگر نمي بيني بچه هايم دارند گريه مي كنند؟ بچه هايت را بردار برو آن طرف برقص... در اين رابطه، ما همة نگراني مان اين است كه سي دي رقص اكبر ميثاقيان توي بازار پخش شود. آن وقت دادكان را به خاطرش بكشند مجلس. بله ديگر.
قرعه كشي جام ملت هاي اروپا
آقايان عليه ايتاليا
ديديد؟ ديديد؟ يك بار ديگر دست مافياي قدرت و ثروت از توي آستين كاپشن لنارت يوهانسون نامرد بيرون آمد و آقايان سر ايتاليا را بريدند. آقايان كه در تمام طول تاريخ، چشم نداشته اند ما را ببينند و آن داور نامرد در آن جام جهاني ژاپن ـ كره آن طور ناجوانمردانه سر ما را بريد، يك بار ديگر دارند ما را قتل عام مي كنند. شما گروه بندي هاي مرحلة مقدماتي جام ملت هاي اروپا را ببينيد، سوئدي ها افتاده اند توي گروه باقلوايي كه ليختن اشتاين و ايسلند و ايرلندشمالي غول هايش هستند و يك اسپانيا هم هست كه با گاوبندي آشنايي ديرينه دارد. آلمان افتاده است توي گروه قبرس و سن مارينو و اسلواكي. حالا يك چك هم توي گروه انداخته اند كه مثلا خيلي سخت باشد. اما عوضش ايتالياي ما را انداخته توي گروه فرانسه. تازه شاخ هاي ديگري مثل اوكراين و اسكاتلند و گرجستان را هم در گروه ما قرار داده اند تا ما را قرباني كنند. اين نامردي نيست؟ اين جنايت نيست؟ انگليس با باقالي هايي مثل فلسطين اشغالي و استوني و مقدونيه بازي كند، هلند با گلابي هايي مثل اسلووني و آلباني و لوكزامبورگ بازي كند، آن وقت ما توي گروه فرانسه باشيم. توي گروه وحشت و مرگ و نابودي باشيم؟ اما آقايان كور خوانده اند. ما يك بار ديگر با اسلحة غيرت به ميدان مي رويم و به لطف يزدان و بچه ها، تا قهرماني يورو 2008 پيش خواهيم رفت. ما نمي گذاريم اين يوفاي جنايتكار كه دستش به خون آلوده است، حق ما را هورت بكشد. حالا مي بينيد.
|
|
|
برانكو زير باران
سرما نخوري
اين ديگر آخر بدشانسي است. برانكو ايوانكوويچ سرمربي بزرگ و محبوب تيم ملي كلي تداركات كرده، اين هوا تخمه ژاپني خريده، نشسته بازي كنگو با آنگولا را نگاه كند تا براي شكست حريف يادداشت بردارد. اما هوا باراني بوده و امكان تماشاي بازي مهيا نشده. شوخي مي كنيد؟
يعني چي؟ خب پلاستيك مي كشيده سرش بازي را مي ديده. توي استاديوم نبوده كه. زير پتو در سوئيت اش در هتل گلشهر، همين ور دل همشهري جوان بوده. مي خواسته بازي را از ماهواره و
Euronews تماشا كند، اما هوا باراني بوده و No Signal بوده و تلويزيون تصوير نداشته. لعنت به اين شانس. ابر و باد و خورشيد و مافياي جهاني و فيفاي جهاني دست به دست هم داده اند كه ما در جام جهاني نتيجه نگيريم. اگر نه ما اين همه تلاش مي كنيم، اين همه آقاي فركي، آقاي شاهرخي هر هفته بازي هاي شهيد قندي و برق شيراز را از تلويزيون يا در استاديوم تماشا مي كنند. اين همه مصاحبه، اين همه ايرانول، اين همه افاضلي، زحمت، جشن پيش كسوتان، اين همه مراسم شام در هتل اوين، آخرش يك باران بيايد كار خراب شود. حالا توي اين برف و باران خوب شد آقاي برانكو براي تماشاي مسابقات شال و كلاه نكرد كه برود مصر و جام ملت هاي آفريقا را تماشا كند. اگر نه، شما فكر كنيد هوا هم كه خراب بود، هواپيماها هم كه هر روز صاف مي روند مي زنند به در آخرت، يك وقت خداي نكرده... شانس نداريم كه.
آقاي برانكو! باران مي آيد، همان جا در هتل بمان. از زير پتو هم بيرون نيا. سرما مي خوري. فداي سرت كه بازي را نديدي.
تابعيت دوگانه ايتاليايي
رحمان ما رو نفروش
توي اين هيرو وير هم همين را كم داشتيم كه رحمان رضايي ويرش بگيرد برود توي كار تابعيت ايتاليايي. برود پاسپورت ايتاليايي بگيرد. فكرش را بكنيد. ما اين همه زحمت مي كشيم چند تا بازيكن مثل فري زندي پيدا مي كنيم كه تابعيت شان را عوض كنند و به جاي سرزمين مادري بيايند براي سرزمين پدري شان فوتبال بزنند، آن وقت رحمان رضايي يكهو مي رود از كشور پدر زنش پاسپورت مي گيرد و همه را شاكي مي كند. يكي نيست بگويد پدرت خوب، مادرت خوب، تو چه كار داري كه رونالدو رونالدينيو و همة بازيكنان ريز و درشت ديگر، دو پاسپورته هستند؟ تو چه كار داري كه سهمية بازيكنان غير اروپايي براي باشگاه ها دارد كم مي شود و ممكن است بيندازندت بيرون(!) آخر چرا اين كار را مي كني؟ آخر فكر نمي كني كه در فدراسيون فوتبال ما، اعصاب ها ضعيف است و قلب ها همه پاي سكته است و يكهو اگر يك نفر خداي نكرده زبانم لال، هفت كوه در ميان، انفاركتوس كند، آن وقت ما چه خاكي توي سرمان كنيم. اگر روم به ديوار، آقاي پهلوان، آقاي نوآموز ضعف كنند، كي آب قند توي حلقشان بريزد؟
آخر اي رحمان، اي استاپر، اي ايتاليا، اي مسينا، يعني فكر نكردي كه اين جا توي فدراسيون ما مديران همه خاك و خلي و صميمي هستند و از قوانين و مقررات اطلاع ندارند؟ فكر نكردي نگران مي شوند و فكر مي كنند تو مي خواهي براي تيم ملي ايتاليا بازي كني و بروي جاي نستا و كاناوار و بايستي توي تركيب ليپي، آن وقت عصباني مي شوند. فكر نكردي ممكن است تو را از تيم ملي خط بزنند؟ آخر اين چه وضعي است؟ به من بگو چرا؟
يك خانم در هيأت مديره
استقلال تلطيف شد
ما توي اين خبرها كافي است كوچك ترين اشاره اي به اخبار مربوط به خانم ها يا اخلاق خانم ها يا اصولا هرگونه چيزي كه مربوط به هرگونه خانمي باشد بكنيم، تا فرياد وا زنانا و وا بانوانا وافمينيسماي دوستان خواننده بالا برود و ما را به ضديت و عدم تفاهم و نافرماني(!) از بانوان متهم، محكوم و اعدام كنند. ما در اين جا ضمن تبرئه و تكذيب هرگونه معاضدت، مخالفت، معاندت و اصولا هر گونه مشكلي با جامعة نسوان، عضويت خانم عشرت شايق نمايندة محترم مجلس را در هيأت مديرة باشگاه استقلال تبريك عرض مي كنيم. ما اين اتفاق فرخنده (عضويت ايشان در هيأت مديره جديد باشگاه) را گامي بلند در راه احياي حقوق نيمه گمشدة جامعه در امر پيشرفت و توسعة SS و قهرماني اين تيم مي دانيم. ما اميدواريم با اين تغيير و تحول، روح لطافت و عطوفت و مهرباني بر اذهان هواداران استقلال هم دميده شود و خاطرة 6تايي ها هم براي هميشه از خاطر جميع طرفداران فوتبال پاك گردد. ديگر چه بايد بگوييم؟ خوب بود؟ مشكل حل شد؟
بهترين كشتي گير سال
سوريان تو قهرماني
هي هم هندوانه مي دهند زير بغل اين كشتي بدبخت و مي گويند ورزش اول مملكت است. اما واقعا چه كشكي چه پشمي، نگاه كنيد در همين هفتة گذشته حميد سوريان كشتي گير معركة كشورمان به عنوان قهرمان قهرمانان سال 84 انتخاب شده، به عنوان بهترين كشتي گير سال 84 انتخاب شده، ولي دريغ از يك عكس روي جلد. دريغ از يك تيتر داغ. ديگر چه كار بايد مي كرد كه تحويلش بگيرند. در يك سال گذشته 6 تا مدال آورده، در مسابقات جهاني بوداپست قهرمان شده و تنها طلايي تيم ايران بوده، و به عنوان قهرمان قهرمانان انتخاب شده، اما اي دريغ. همچنان خبرها دربارة آخرين پشتك مهرداد اولادي است و اين كه توي رختكن استقلال قلعه نويي گفته: بهمن من هم بود، آن توپ را گل مي كرد. و رضا عنايتي رفته مصاحبه كرده كه: به كسي ربطي ندارد چرا گل نمي زنم. سياوش اكبرپور هم هر روز روي جلد است و گفته: من و رضا از همه بهتريم.
ما هم اين جا فقط در همان حد چند خط مي توانستيم از سوريان بنويسيم ديگر. بيشتر شود، خود شماها گير مي دهيد و مي گوييد: بسه، آخه كشتي هم شد فوتبال؟!
خرج باشگاه ها از جيب ملت
صد ميليارد پول يامفت
ما چقدر داد زديم، بيداد زديم، چقدر گلوي نازنين خودمان را جر داديم، چقدر كارهاي ديگر كرديم، گفتيم آقايان حل مشكل اين فوتبال ساده است، كمي همت به خرج بدهيد، كمي عزمتان را راسخ كنيد. اصلا هيچي به هيچي. سال ها گذشت تا بالاخره مديراني بر سر كار آمدند كه دلشان براي فوتبال سوزيده بود و خودشان اين كاره بودند و با البسة ورزشي عكس داشتند و سرانجام تصميم گرفتند كه در يك اقدام قاطع، مشكل فوتبال مملكت را ريشه اي حل كنند. چي جوري؟ ممدسن خان انصاريفر مديرعامل باشگاه پرسپوليس گفته است با وكلاي مجلس توافق شده كه صد ميليارد تومان از بودجه را بدهند به صدا و سيما تا صدا و سيما هم به عنوان حق پخش تلويزيوني مسابقات ليگ برتر بدهد به باشگاه ها. حالا اين كه پول را چرا خشكه نمي دهند دست باشگاه ها، ما نمي دانيم. اين كه 100 ميليارد را مي خواهند از مخارج كجاي مملكت كم كنند و به باشگاه ها بدهند را هم ما نمي دانيم. فقط اين را مي دانيم كه 100 ميليارد را اگر مي خواستند بدهند دست 70 ميليون ملت، نفري 1430 تومان به هر نفر مي رسيد. ما يك نفر كه حلال كرديم، شما هم حلال كنيد. بالاخره رئيس جمهور قول داده بود تيليت و پياز سر سفره مان بوي نفت بدهد كه تا حالا بوي نفت نداده؛ اقلا بگذاريد فوتبالمان بوي نفت بدهد بشويم عين كشورهاي دلارهاي نفتي. ايرادش چيه؟
|
|
|
آري هان، سرمربي جديد پرسپوليس
آن مرد بدون وانت آمد!
آن مرد آمد. آن مرد در برف آمد. آن مرد با وانت نيامد، بلكه اين بار با زانتيا از فرودگاه آمد. نام آن مرد، آري هان است. كسي كه يك مربي گنده است. آن قدر گنده است كه حتي از علي انصاريان هم نمي ترسد. از بهروز سيم خاردار هم نمي ترسد. از مصاحبه هاي ناصرخان هم نمي ترسد. او مي تواند هر كس را خواست، تعويض كند و حتي به محمد پروين يك دقيقه هم بازي ندهد. از سلطان هم نمي ترسد و از بزرگ ترين مربيان دنيا هم بزرگ تر است. از ماتئوس بزرگ تر است، از شنول گونش بزرگ تر است و حتي از دل بوسكه هم بزرگ تر است.
آن مرد آمد. آن مرد با موهاي زرد و چشم هاي آبي اش آمد و ما از فردا مي توانيم به همه چيزش گير بدهيم. مي توانيم به موهاي بورش گير بدهيم و به تريپ راه رفتنش گير بدهيم و حتي به اسمش گير بدهيم. آري يا نه؟ ، هان يا آهان؟ ، نگو هان بگو بعله . گير دادن چقدر خوب است و من چقدر از گير دادن خوشم مي آيد. حالا مي توانيم بنشينيم كنار گود و تا آخر فصل غر بزنيم. حالا اگر آري هان مساوي كند، او را دار مي زنيم و دودمان مربيان خارجي را به باد مي دهيم. آخ كه غر زدن چقدر خوب است و من چقدر دلم مي خواهد روي سكوهاي استاديوم دربارة اقوام آري هان شعار بدهم. چقدر خوشم مي آيد او ببازد و دوباره سلطان را بياوريم تا بچه ها را به تپه هاي داووديه ببرد. من چقدر از تپه هاي داووديه خوشم مي آيد و چقدر دلم مي خواهد اين يارو را زودتر كله پا كنيم. آخ كه چقدر كله پا كردن...
اروپا اروپا
اقسام دوئل در جعبه!
اگر شبكه 3 مايه بگذارد و نخواهد از خير مسابقات فوتبال اين هفته بگذرد، مي توانيد تمام هفت شبانه روز آينده را با تماشاي فوتبال پر كنيد. از ليگ برتر انگليس گرفته تا لاليگاي اسپانيا. اگر عشق اسپانيا هستيد، بارسلونا ـ اتلتيكو مادريد گزينة خوبي براي شماست. اگر هم سري A ايتاليا را دوست داريد، يوونتوس ـ پارما مي تواند شما را تا ساعتي پس از نيمه شب بيدار نگه دارد. در ليگ برتر هم در يك بازي تكراري فوتبال كه امسال هر ماه يك جوري انجام مي شود، باز هم چلسي و ليورپول به جان هم مي افتند تا ببينيم اين بار كدام برنده مي شوند. در بوندس ليگا هم بازي هانوفر ـ هامبورگ با دوئل هاشميان ـ مهدوي كيا جذابيت هاي خودش را دارد.