و سيمرغ اهدا مي شود به...
دنيا ديگه مثل تو نداره
هنوز فاطمه، فاطمه... ي حاج كاظم تو گوش ات صدا مي كند و يادت نرفته كه سر و كلة راحله، راحله... پيدا مي شود. مهندس سميعي چه تقصير خود پرستويي باشد و چه تقصير فيلم نامه و كارگردان به نام پدر ، همان حاج كاظم بود. با همان نگاه، بغض، لحن و همان راه رفتن. كسي نمي گويد اين كار مثل آب خوردن است و پرستويي دو روزه آمده ديالوگ هايش را گفته و رفته. ولي آخر اين سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد ديگر براي چيست؟ آن هم با رقبايي مثل حميد فرخ نژاد در چهارشنبه سوري . قضيه دو حالت دارد. يا پرويز پرستويي در پس بازي اش (كه از اول تا آخر انگار حاج كاظم جلوي چشمت رژه مي رفت) چيزي عجيب و رازي نهفته داشت كه ما آدم هاي عادي نمي فهميم و فقط داوران فرهيخته از آن سر در مي آورند و به زير پوست پرستويي نفوذ كردند و بازي زيرپوستي اي چيزي آن جا كشف كردند. يا خداي نكرده قرار است سر بازيگر محبوبمان پرستويي بلايي بيايد و زبانمان لال، سرطاني چيزي او را از ما بگيرد كه حالا بعد از گرفتن سيمرغ براي بيد مجنون بايد امسال هم براي اميدواري و دل خوش كنكش سيمرغ بلورين به او بدهند. آن هم براي بازي اي كه فقط چند تا سكوت اضافه بر نقش هاي قبلي اش داشت. ما كه ديگر عقلمان به جايي نمي رسد. دوست هم نداريم هر سال به خاطر همين صلاح و مصلحت ها بازيگرهاي دوست داشتني مان از چشممان بيفتند. آن هم كسي مثل پرستويي كه با ليلي با من است، موميايي 3، مرد عوضي، و تئاترهايش بارها نشان داده كه مي تواند هر بار غير از بار قبل باشد. اين كارها و نان قرض دادن ها در حق كسي كه خودش مي تواند و مثلش تو دنياي سينما زياد نيست، بي انصافي و نامردي است.
|
|
|
حواست باشد كسي ناراحت نشود
جايزه ها را بايد تقسيم كرد
ما كه نمي دانيم راست است يا دروغ، ولي مي گويند خيلي از جوايز جشنواره فجر با ملاحظات عجيب و غريبي داده مي شود. مثلا داورها پيش خودشان مي گويند امسال جايزة بازيگري را به فلاني بدهيم چون چند سال پيش حقش را خوردند، يا مثلا فلان جايزه را به فلان كس ندهيم چون جوان است و پررو مي شود يا... مخلص كلام اين كه nجور ملاحظة جور واجور توي نتايج دخيل اند. جشنوارة امسال هم كه الحمدلله از زغال هم روسياه تر بود. پديده نداشت. غير از يكي دو فيلم، بقيه دلسردكننده بودند و... داورها هم كه اين قضيه را فهميده بودند، به خيال خودشان براي اخطار ، توي قسمت بهترين فيلم به جاي 5 فيلم فقط 4فيلم را معرفي كردند كه تازه از بين اين 4 فيلم، يكي اش حتي در حد فيلم متوسط هم نبود.
توي اعطاي سيمرغ، باز هم دور از انتظار همه، به جاي
چهارشنبه سوري ، به نام پدر حاتمي كيا جايزه را نصيب خودش كرد تا جشنواره به سنت محافظه كاري ديرينه اش همچنان پايبند باقي بماند. مي توانيد اين قضيه را زياد جدي نگيريد!
يك كمي پپسي براي هم باز كنيم
شوي بين الملل
خوب شد كه حداقل فيلم منتخب تماشاگران، پنهان (ميشائيل هانكه) شد وگرنه همين نيم مثقال اعتبار جشنواره هم از بين مي رفت. يكي نيست بگويد شما كه مي خواستيد جوايز اصلي را به فيلم هاي ايراني بدهيد، پس چرا الكي فيلم هاي مهمي مثل پنهان را توي بخش مسابقه گذاشتيد و هيچي هم به اش نداديد؟ همان قدري كه جايزة بهترين بازيگري دوره هاي قبل جشنواره براي جك نيكلسون مهم بود، مي تواند براي هانكه هم مهم باشد. البته طبق شنيده ها سيمرغ بلورين نيكلسون بعد از سه سال هنوز به دستش نرسيده!
به آهستگي برندة سيمرغ بلورين بهترين فيلم بين الملل، به نام پدر برندة جايزة بهترين فيلم بخش سينماي آسيا و وقتي همه خواب بودند برندة جايزة بهترين فيلم بخش معناگرا. يعني هيچ فيلم غيرايراني، لياقت دريافت اين جوايز را نداشت؟ يعني به آهستگي از پنهان (كه جزو بهترين هاي 2005 بود) خيلي بهتر است؟! بخش بين الملل امسال، بيشتر عين يك شوي تبليغاتي بود، شويي كه قرار بود در آن، فيلم هاي ايراني برندة نهايي باشند.
بعد از پول و تي شرت نوبت به عروسك رسيد
شترمرغ هاي برره اي
همان طور كه مي بينيد، خبرهاي سيمرغ همه جاي صفحه را گرفته و فقط اين جا مانده كه ما يك خبر غيرسينمايي بدهيم و چه خبري مهم تر از شترمرغ! بعد از پول برره، اين دفعه در امارات يكي از تاجرهاي ايراني، نبوغ ذاتي خودش را نشان داد و عروسك هاي شخصيت هاي شب هاي برره را ساخته كه اگر آن ها را فشار بدهيد، صداي شخصيت موردنظر را در مي آورند. مثلا اگر عروسك كيوون را فشار بدهيد، مي گويد: پول زور وده. اين عروسك ها احتمالا در چند هفتة آينده سر از اسباب بازي فروشي هاي ايران در مي آورند. در كنار اين ها تي شرت هايي كه عكس برره اي ها روي آن ها چاپ شده، خيلي فروش كرده اند و پول برره هم آن قدر روي همه تأثير گذاشته كه ملت مي روند عكس خودشان را روي اسكناس هاي دو هزار توماني چاپ مي كنند و به عنوان يادگاري به بقيه مي دهند. اما تهاجم فرهنگي برره به آدميزادها ختم نمي شود. در يكي از شهرهاي استان كرمانشاه، يك شترمرغ دار روي شترمرغ هاي بخت برگشته اش اسم هر كدام از آدم هاي برره را گذاشته و طوري آن ها را تربيت كرده كه تا اسم يكي از برره اي ها را مي گويد، شترمرغ همنام به سمت او مي آيد. مثلا كافي است بگويد شيرفرهاد تا شترمرغي كه اسمش شيرفرهاد است، بغول بغول كنان به سمت او بيايد!
|
|
|
فيلم برگزيده تماشاگران
زودباش، انتگرال بگير
حتما صندوق هاي رأي گيري جلوي در سينماها را در ايام جشنواره ديده ايد، همان هايي كه فيلم برگزيدة تماشا گران را تعيين مي كنند. اين صندوق ها شامل سه قسمت خوب ، متوسط و ضعيف است. تا سال پيش فقط آمار قسمت خوب توي انتخاب فيلم برتر محاسبه مي شد ولي امسال دبيرخانة جشنواره يك سري كارشناس آمار را دعوت كرد تا يك فرمول خفن از خود شان در بكنند كه طبق آن، آراي ضعيف و متوسط هم از اين به بعد به حساب بيايد. فرمول به قرار زير است:
تعداد آراي سانس
البته اين فرمول، چند بند فرعي هم دارد كه دفعات و روزهاي نمايش فيلم را در نتيجة نهايي لحاظ مي كند. به اين مي گويند تعامل رياضيات و سينما. در اين تعامل، رقابت تنگاتنگ به نام پدر و چهارشنبه سوري خيلي جدي بود. تا لحظة آخر هم به نام پدر بالاتر بود. ولي به همت خيلي ها (مثل خودمان) كه دوست نداشتند به نام پدر در مقابل چهارشنبه سوري بالا برود، چهارشنبه سوري فيلم برگزيدة تماشاگران شد. همه چيزمان همين است ديگر. به يك نفر رأي مي دهيم تا آن يكي رأي نياورد. حتي آن هايي كه مو را از ماست مي كشيدند بيرون و غرورشان اجازه نمي داد كه كارت چهارشنبه سوري را در خوب بيندازند، اين كار را كردند. همه بر اين متفق القول بودندكه به نام پدر سردي اش مي كند و ممكن است خداي نكرده برگزيدة تماشاگران شدن، زيادي اش بشود.
سمند و پرايد و حج براي سيمرغ داران
خدا قسمت بكند
امسال حضور وزارت صنايع به عنوان يكي از حاميان مالي باعث شد جايزه هاي جشنواره خيلي پر و پيمان شود. صنايعي ها 6 تا سمند و۱۰ تا پرايد آوردند و خود وزارت فرهنگ هم 10 سفر حج و 4 تا جايزة 2 ميليون توماني را به فهرست سيمرغ هاي بلورين و ديپلم هاي افتخار اضافه كرد تا علاوه بر اجر معنوي، يك چيز دندان گيري هم گير اهالي سينما بيايد. اين هم ليست جايزه ها. البته سال هاي پيش هم جايزه ماشين مي دادند، ولي امسال چون ايران خودرو خودش اسپانسر بوده، سعي كرد ماجرا را پررنگ تر كند.
دفاع طراح از طرح
پوستر همه كاره
خب به خوبي و خوشي و با سلام و صلوات بساط اين جشنواره هم جمع شد و همه جا را آب و جارو كردند و رفت تا سال بعد. پوسترها را هم از ديوار كندند يا انداختند توي جوب يا دادند بچه كنكوري ها پشتش چرك نويس كنند. ولي پوستر امسال يك فرق اساسي با بقية پوستر ها داشت. آن هم اين كه همزمان، مي شد آن را براي نمايشگاه فرش، گل و گياه، گردشگري و... هم استفاده كرد. اگر سيمرغ لاغر ژوليدة جشنواره هم روي فريم سبز رنگ در بالاي پوستر قرار نمي گرفت، عمرا كسي نمي فهميد اين پوستر جشنواره فيلم است. ابراهيم حقيقي طراح اين پوستر كه تا به حال 13 پوستر جشنواره فيلم فجر را طراحي كرده، دربارة اين ايراد به ايسنا گفته است: اگر يك سري المان را از هر پوستري برداري، معلوم است گويا نخواهد بود. آرم جشنواره و فريم فيلم مي گويد پوستر فيلم فجر است، تئاتر هم نيست. معلوم است اگر از جلوي اسم من هم آقا را برداريم ممكن است تشخيص ندهند زن است يا مرد. اين پوستر هم لغت تصويري است. ابراهيم حقيقي كه اين پوستر را در مدت يك ماه و بعد از 16 نمونة مختلف طراحي كرده، دربارة نظر كارشناسان كه پوستر امسال را بي روح و بي خاصيت مي خوانند، گفته: دفاعي ندارم. هر كس نظري دارد و احتمال دارد نظرشان حقانيت داشته باشد. بدين ترتيب، پروندة پوستر امسال جشنواره هم بسته شد تا سال بعد و يك ماه مانده به جشنواره و احتمالا يك تلفن ديگر به ... و يك پوستر گل و بلبلي ديگر.
|
|
|