- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۵۶ - شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۴ - - Feb 4, 2006
docharkhe
واي به روزي كه بگندد نمك
024816.jpg
از قديم گفته اند معما چو حل گشت آسان شود. مدت هاست كه مد شده همه بگويند مشكل سينماي ايران، فيلم نامه است. ديگر ورد زبان هر تازه به دوران رسيده اي به عالم سينماست كه ما هر چه مي كشيم از بي فيلم نامگي  است. هيأت داوران جشنوارة امسال هم با اشاره به اين كه هيأت داوران در اين چند كلام نه قصد انذار و تبشير و ارائة رهنمود دارد و نه چنين شأن و جايگاهي براي خود قائل است، حدود 5 صفحة A4 تايپ ريز از اين حرف ها زدند كه سينماي ما كجايش كج است و چي برايش خوب است و چي نبايد داشته باشد. خب اشكال ندارد. ولي بعضي چيزها واقعا آدم را بدجوري مي سوزاند. يك نگاه به اسم بعضي داوران بيندازيد و اين جمله را تحويل بگيريد: بزرگ ترين ضعف و نقيصة ما در سينماي ايران، همچنان فيلم نامه است. آن وقت مي فهميد اين بوي سوختگي از كجا مي آيد. آخر آدم چي بگويد. يا بايد بگويي كل اگر طبيب بودي و اين حرف ها يا بايد محترمانه و خوش بينانه به جملة بعدي اش نگاهي بيندازي كه دلايل بروز اين ضعف، فهميدني و برشمردني است، اما مجال بيان آن اين جا نيست. يعني چه؟ يعني ما خودمان هم مي  دانيم چرا اين ضعف وجود دارد. استغفرالله. رو كه نيست. يكي نيست بگويد يك نگاهي به خودتان بيندازيد كارهايتان را نگاه كنيد و ببينيد اصلا رويتان مي شود از اين حرف ها بزنيد. مگر سينماي ما كي ها هستند؟ از مريخ كه نيامده اند. مي بينيد؟ اعصاب نمي گذارند واسه آدم. حالا هم اين حرف ها را بهانه كرده اند تا امسال سيمرغ بلورين بهترين فيلم نامه را به كسي ندهند. اين مثلا يك جور هشدار است. يعني فيلم  نامة خوب نداريم. فكرش را بكنيد، چهارشنبه سوري و اين همه جزئيات خوب فيلم نامه اش را بي خيال شدند تا حرف  هايشان را ثابت كنند.

سينما با طعم همشهري جوان
024801.jpg
حتما صفحه ماقبل آخرجلد شمارة قبل مجله، فراخوان جشنواره فيلم دانشجويي صدا و سيما را ديده  ايد. اگر نديده ايد، توي اين شماره هم مي توانيد اين فراخوان را ببينيد. ارديبهشت ماه 1385 قرار است دومين دورة اين جشنواره برگزار شود. خوشبختانه جشنواره سراسري فيلم دانشجويي كه تا حالا يكي از بي صاحب  ترين جشنواره هاي فيلم كوتاه بوده هم انگار يك باني درست و حسابي پيدا كرده: صدا و سيما. جشنوارة اين دوره توسط دانشكده صدا و سيما و با همكاري دانشكده هنر، وزارت علوم، وزارت ارشاد، شبكه دوم سيما و مجلة توپ و با حال همشهري جوان برگزار مي شود. تا حالا حدود 800 اثر به جشنواره رسيده كه بيش از 500 تاي آن ها مربوط به قسمت اصلي و بقية آثار مربوط به بخش جنبي است. بخش اصلي شامل فيلم هاي مستند، داستاني كوتاه، داستاني بلند، نماهنگ، تيزر، انيميشن و تله تئاتر است و بخش جنبي به عكس و كارهاي گرافيكي مي پردازد. يك بخش ويژه هم با موضوعات مادر و هواي پاك توي جشنواره وجود دارد. اگر اطلاعات بيشتري هم خواستيد، مي توانيد از سايت دانشكده صدا و سيما www.iribu.com استفاده كنيد. خلاصه اين كه بجنبيد، چون براي ارسال كارتان به دبيرخانة جشنواره فقط تا آخر بهمن ماه فرصت داريد.

رويدادهفته
024804.jpg
و سيمرغ اهدا مي شود به...
دنيا ديگه مثل تو نداره

هنوز فاطمه، فاطمه... ي حاج كاظم تو گوش ات صدا مي  كند و يادت نرفته كه سر و كلة راحله، راحله... پيدا مي شود. مهندس سميعي چه تقصير خود پرستويي باشد و چه تقصير فيلم  نامه و كارگردان به نام پدر ، همان حاج كاظم بود. با همان نگاه، بغض، لحن و همان راه رفتن. كسي نمي گويد اين كار مثل آب خوردن است و پرستويي دو روزه آمده ديالوگ هايش را گفته و رفته. ولي آخر اين سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد ديگر براي چيست؟ آن هم با رقبايي مثل حميد فرخ نژاد در چهارشنبه سوري . قضيه دو حالت دارد. يا پرويز پرستويي در پس بازي اش (كه از اول تا آخر انگار حاج كاظم جلوي چشمت رژه مي رفت) چيزي عجيب و رازي نهفته داشت كه ما آدم هاي عادي نمي فهميم و فقط داوران فرهيخته از آن سر در مي آورند و به زير پوست پرستويي نفوذ كردند و بازي زيرپوستي اي چيزي آن جا كشف كردند. يا خداي نكرده قرار است سر بازيگر محبوبمان پرستويي بلايي بيايد و زبانمان لال، سرطاني چيزي او را از ما بگيرد كه حالا بعد از گرفتن سيمرغ براي بيد مجنون بايد امسال هم براي اميدواري و دل خوش كنكش سيمرغ بلورين به او بدهند. آن هم براي بازي اي كه فقط چند تا سكوت اضافه بر نقش هاي قبلي اش داشت. ما كه ديگر عقلمان به جايي نمي رسد. دوست هم نداريم هر سال به خاطر همين صلاح و مصلحت ها بازيگرهاي دوست داشتني مان از چشممان بيفتند. آن هم كسي مثل پرستويي كه با ليلي با من است، موميايي 3، مرد عوضي، و تئاترهايش بارها نشان داده كه مي تواند هر بار غير از بار قبل باشد. اين كارها و نان قرض دادن ها در حق كسي كه خودش مي تواند و مثلش تو دنياي سينما زياد نيست، بي انصافي و نامردي است.
024807.jpg
حواست باشد كسي ناراحت نشود
جايزه ها را بايد تقسيم كرد

ما كه نمي دانيم راست است يا دروغ، ولي مي گويند خيلي از جوايز جشنواره فجر با ملاحظات عجيب و غريبي داده مي شود. مثلا داورها پيش خودشان مي گويند امسال جايزة بازيگري را به فلاني بدهيم چون چند سال پيش حقش را خوردند، يا مثلا فلان جايزه را به فلان كس ندهيم چون جوان است و پررو مي شود يا... مخلص كلام اين كه nجور ملاحظة جور واجور توي نتايج دخيل اند. جشنوارة امسال هم كه الحمدلله از زغال هم روسياه تر بود. پديده نداشت. غير از يكي دو فيلم، بقيه دلسردكننده بودند و... داورها هم كه اين قضيه را فهميده بودند، به خيال خودشان براي اخطار ، توي قسمت بهترين فيلم به جاي 5 فيلم فقط 4فيلم را معرفي كردند كه تازه از بين اين  4 فيلم، يكي اش حتي در حد فيلم متوسط هم نبود.
توي اعطاي سيمرغ، باز هم دور از انتظار همه، به جاي
چهارشنبه سوري ، به نام پدر حاتمي كيا جايزه را نصيب خودش كرد تا جشنواره به سنت محافظه كاري ديرينه اش همچنان پايبند باقي بماند. مي توانيد اين قضيه را زياد جدي نگيريد!

يك كمي پپسي براي هم باز كنيم
شوي بين الملل

خوب شد كه حداقل فيلم منتخب تماشاگران، پنهان (ميشائيل هانكه) شد وگرنه همين نيم مثقال اعتبار جشنواره هم از بين مي  رفت. يكي نيست بگويد شما كه مي خواستيد جوايز اصلي را به فيلم هاي ايراني بدهيد، پس چرا الكي فيلم  هاي مهمي مثل پنهان را توي بخش مسابقه گذاشتيد و هيچي هم به اش نداديد؟ همان قدري كه جايزة بهترين بازيگري دوره هاي قبل جشنواره براي جك نيكلسون مهم بود، مي تواند براي هانكه هم مهم باشد. البته طبق شنيده ها سيمرغ بلورين نيكلسون بعد از سه سال هنوز به دستش نرسيده!
به آهستگي برندة سيمرغ بلورين بهترين فيلم بين الملل، به نام پدر برندة جايزة بهترين فيلم بخش سينماي آسيا و وقتي همه خواب بودند برندة جايزة بهترين فيلم بخش معناگرا. يعني هيچ فيلم غيرايراني، لياقت دريافت اين جوايز را نداشت؟ يعني به آهستگي از پنهان (كه جزو بهترين هاي 2005 بود) خيلي بهتر است؟! بخش بين الملل امسال، بيشتر عين يك شوي تبليغاتي بود، شويي كه قرار بود در آن، فيلم  هاي ايراني برندة نهايي باشند.
024813.jpg
بعد از پول و تي شرت نوبت به عروسك رسيد
شترمرغ هاي برره اي

همان طور كه مي بينيد، خبرهاي سيمرغ همه جاي صفحه را گرفته و فقط اين جا مانده كه ما يك خبر غيرسينمايي بدهيم و چه خبري مهم تر از شترمرغ! بعد از پول برره، اين دفعه در امارات يكي از تاجرهاي ايراني، نبوغ ذاتي خودش را نشان داد و عروسك هاي شخصيت هاي شب هاي برره را ساخته كه اگر آن ها را فشار بدهيد، صداي شخصيت موردنظر را در مي آورند. مثلا اگر عروسك كيوون را فشار بدهيد، مي گويد: پول زور وده. اين عروسك  ها احتمالا در چند هفتة آينده سر از اسباب بازي فروشي هاي ايران در مي آورند. در كنار اين ها تي شرت هايي كه عكس برره اي ها روي آن ها چاپ شده، خيلي فروش كرده اند و پول برره هم آن قدر روي همه تأثير گذاشته كه ملت مي روند عكس خودشان را روي اسكناس هاي دو هزار توماني چاپ مي كنند و به عنوان يادگاري به بقيه مي دهند. اما تهاجم فرهنگي برره به آدميزادها ختم نمي شود. در يكي از شهرهاي استان كرمانشاه، يك شترمرغ دار روي شترمرغ هاي بخت برگشته اش اسم هر كدام از آدم  هاي برره را گذاشته و طوري آن ها را تربيت كرده كه تا اسم يكي از برره اي ها را مي گويد، شترمرغ همنام به سمت او مي آيد. مثلا كافي است بگويد شيرفرهاد تا شترمرغي كه اسمش شيرفرهاد است، بغول بغول  كنان به سمت او بيايد!
024810.jpg
فيلم برگزيده تماشاگران
زودباش، انتگرال بگير

حتما صندوق هاي رأي گيري جلوي در سينماها را در ايام جشنواره ديده ايد، همان هايي كه فيلم برگزيدة تماشا گران را تعيين مي كنند. اين صندوق ها شامل سه قسمت خوب ، متوسط و ضعيف است. تا سال پيش فقط آمار قسمت خوب توي انتخاب فيلم برتر محاسبه مي شد ولي امسال دبيرخانة جشنواره يك سري كارشناس آمار را دعوت كرد تا يك فرمول خفن از خود شان در بكنند كه طبق آن، آراي ضعيف و متوسط هم از اين به بعد به حساب بيايد. فرمول به قرار زير است:
024861.jpg
تعداد آراي سانس
البته اين فرمول، چند بند فرعي هم دارد كه دفعات و روزهاي نمايش فيلم را در نتيجة نهايي لحاظ مي كند. به اين مي گويند تعامل رياضيات و سينما. در اين تعامل، رقابت تنگاتنگ به نام پدر و چهارشنبه سوري خيلي جدي بود. تا لحظة آخر هم به نام پدر بالاتر بود. ولي به همت خيلي ها (مثل خودمان) كه دوست نداشتند به نام پدر در مقابل چهارشنبه سوري بالا برود، چهارشنبه سوري فيلم برگزيدة تماشاگران شد. همه چيزمان همين است ديگر. به يك نفر رأي مي دهيم تا آن يكي رأي نياورد. حتي آن هايي كه مو را از ماست مي كشيدند بيرون و غرورشان اجازه نمي داد كه كارت چهارشنبه سوري را در خوب بيندازند، اين كار را كردند. همه بر اين متفق القول بودندكه به نام پدر سردي اش مي كند و ممكن است خداي نكرده برگزيدة  تماشاگران شدن، زيادي اش بشود.
024819.jpg
سمند و پرايد و حج براي سيمرغ داران
خدا قسمت بكند

امسال حضور وزارت صنايع به عنوان يكي از حاميان مالي باعث شد جايزه هاي جشنواره خيلي پر و پيمان شود. صنايعي ها 6 تا سمند و۱۰ تا پرايد آوردند و خود وزارت فرهنگ هم 10 سفر حج و 4 تا جايزة 2 ميليون توماني را به فهرست سيمرغ هاي بلورين و ديپلم هاي افتخار اضافه كرد تا علاوه بر اجر معنوي، يك چيز دندان گيري هم گير اهالي سينما بيايد. اين هم ليست جايزه ها. البته سال هاي پيش هم جايزه ماشين مي دادند، ولي امسال چون ايران خودرو خودش اسپانسر بوده، سعي كرد ماجرا را پررنگ تر كند.
024798.jpg
دفاع طراح از طرح
پوستر همه كاره

خب به خوبي و خوشي و با سلام و صلوات بساط اين جشنواره هم جمع شد و همه جا را آب و جارو كردند و رفت تا سال بعد. پوسترها را هم از ديوار كندند يا انداختند توي جوب يا دادند بچه كنكوري ها پشتش چرك نويس كنند. ولي پوستر امسال يك فرق اساسي با بقية پوستر ها داشت. آن هم اين كه همزمان، مي شد آن را براي نمايشگاه فرش، گل و گياه، گردشگري و... هم استفاده كرد. اگر سيمرغ لاغر ژوليدة جشنواره هم روي فريم سبز رنگ در بالاي پوستر قرار نمي گرفت، عمرا كسي نمي فهميد اين پوستر جشنواره فيلم است. ابراهيم حقيقي طراح اين پوستر كه تا به حال 13 پوستر جشنواره فيلم فجر را طراحي كرده، دربارة اين ايراد به ايسنا گفته است: اگر يك سري المان را از هر پوستري برداري، معلوم است گويا نخواهد بود. آرم جشنواره و فريم فيلم مي گويد پوستر فيلم فجر است، تئاتر هم نيست. معلوم است اگر از جلوي اسم من هم آقا را برداريم ممكن است تشخيص ندهند زن است يا مرد. اين پوستر هم لغت تصويري است. ابراهيم حقيقي كه اين پوستر را در مدت يك ماه و بعد از 16 نمونة مختلف طراحي كرده، دربارة نظر كارشناسان كه پوستر امسال را بي روح و بي خاصيت مي خوانند، گفته: دفاعي ندارم. هر كس نظري دارد و احتمال دارد نظرشان حقانيت داشته باشد. بدين ترتيب، پروندة پوستر امسال جشنواره هم بسته شد تا سال بعد و يك ماه مانده به جشنواره و احتمالا يك تلفن ديگر به ... و يك پوستر گل و بلبلي ديگر.

024702.jpg


گوي طلايي تمشك طلايي
005994.jpg

ايدز نداشت، پاك بود
پدر ليلا: داداشت رو برديم آزمايش. ايدز نداشت، فهميديم پاكه.
ليلا: آره، كيوان از اول هم اهل اين حرفا نبود.
اين ديالوگ محشر در سريال نقش بر آب، باعث شد تمام پيام هاي اخلاقي سازمان هاي بهداشتي دربارة ايدز، نقش بر آب شود! هر چقدر پيام داده بودند بابا هر كي ايدز داشت، كارهاي بدبد نكرده و فاسد نيست، راه  هاي انتقال ايدز، يكي دو تا نيست... با اين ديالوگ هوشمندانة فيلم نامه نويس محترم، زيرآب  همه شان خورد. بالاخره ما پيام هاي اخلاقي را باور كنيم يا حرف هاي اين سريال را، هان؟

پوشش جشنواره فيلم
شبكه خبر، آخرين نتايج برترين هاي جشنواره فيلم فجر را به سرعت زيرنويس مي كند و چند دقيقه يك بار، ارتباط زنده با تالار وحدت برقرار مي  شود. شب قبل هم زيرنويس شبكه خبر دربارة نامزدهاي سيمرغ، سريع ترين اطلاع رساني در اين باره بود. اين را بگذاريد كنار ويژه برنامة هر شب شبكه 2 كه شهاب حسيني مجري اش بود و برنامة مخصوص شبكه 4 و پخش تقريبا كامل افتتاحيه و اختتامية جشنواره از شبكه 2 و 4. واقعا تلويزيون امسال براي سينما سنگ تمام گذاشت و بايد يك گوي با شمايل سيمرغ به آن ها بدهيم.

تكرار برره وسط فوتبال
قرار است ساعت 3 بعدازظهر بازي قندي ـ پيروزي پخش شود. ولي يك ربع به 3، تكرار شب هاي برره شروع مي شود و با تبليغاتش تا سه و نيم كش مي آيد و بعد از اواخر نيمة اول، سراغ بازي مي رويم. يعني تكرار شب هاي برره اين قدر حياتي است كه قيد فوتبال زندة ليگ برتر را زدند؟
010596.jpg
Javan-CinemaTV@ Hamshahri.org
اكستازي
حميدرضا جوشقاني: در برنامة آن سوي توهم، اسم قرص اكس را هميشه مي نويسند extasi. در حالي كه درست آن ecstacy است كه معني اش احساس خوشي بيش از حد است.

گزارشگر تازه كار
سهيل حسين زاده: گزارشگر تازه كار شبكه 3، در بازي هرتابرلين و هانوفر خيلي بي هيجان بود و صدايش از يك تن ثابت بالاتر نمي رفت. حتي وقتي هاشميان چيزي نمانده بود تا دروازة هرتا را باز كند، گزارشگر خونسرد گفت: حالا هاشميان خوب جلو مي ره. خب بهتره به بحث خودمون ادامه بدهيم...
اگر گزارشگري اين قدر الكي است، بگوييد ما هم برويم تست بدهيم. حتما با اين وضع قبول هم مي شويم.

طناب پيچي قلابي
مصطفي كريمي نوري: در سريال گارد ساحلي، سركار استوار را با طناب بسته بودند. وقتي نيروي انتظامي حمله كرد، استوار مي خواست با دست بسته بلند شود. ولي وقتي ديد دارد زمين مي خورد، دست هايش را از هم باز كرد و گذاشت روي زمين در دو طرف بدنش. بعد با همان طناب هاي شل و ول بلند شد و با دست هاي باز شده فرار كرد. بعد هم براي اين كه ضايع نشود، آن ها را پشتش قايم كرد!

جنازه اتو كشيده
عادل كريمي نوري: در سريال گارد ساحلي، سيگنال تلفن همراه طنابي از زير خروارها خاك، محل دقيق دفن را نشان داد. وقتي هم جنازة او را بيرون كشيدند، انگار نه انگار مدتي زير خاك بوده. تر و تميز روي تخت گذاشتندش!
گوي و تمشك شما رسيد:
الهام معززي، فاطمه سيف، امير اسماعيل خوشرو، سها اسپيكا

فهرست
نامه به سردبير
نامه ها‎/ فهرست
سينما تلويزيون
واي به روزي كه بگندد نمك
سينما با طعم همشهري جوان
رويدادهفته
گوي طلايي تمشك طلايي
ورزشي
منم بزبز قندي
خدايا گوام برسان
رويدادهفته
اجتماعي
چه دارد آن كه تو را ندارد و چه ندارد آن كه تو را دارد
زندگي
توانا بود هر كه برنا بود
دانشگاه؟ مفت!
رويدادهفته
سينما
همان هميشگي
سيمرغ هاي كوچك خندان
كي چي گفته؟
بعضي ها خارجي اش را دوست دارند
روزها
من مي گويم شما بگرييد
رويدادها
هنر روز
دلفين تنگه
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  سينما  |  روزها  |  هنر روز  |
|  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گفت و گو  |  گزارش  |  موفقيت  |
|   نيم رخ ، تمام رخ  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |