امام علي(ع) با حسنين و قنبر و سلمان در امام زاده شاه سليمان (شايلمون) در بازار كاشان
امام علي(ع) و اصحابش در خانقاه تاج الدين
قاسم تازه داماد، براي جنگ آماده مي شود. بقعه تاج الدين كاشان
ماه طايفة بني هاشم در تكية زواره
قمر بني هاشم براي آوردن آب از فرات راه افتاده است
ديوارنگارة بقعة شاهزاده ابراهيم در نزديكي تپه هاي سيلك. سيصد سال است كه علي اكبر در دامن پدر جان مي دهد
پيامبر سوار بر براق در روستاي يزدلان
ـ كويري ترين روستاي كوير ـ به معراج مي رود
امام علي(ع) و حسنين و قنبر و سلمان با يك فرشته در شاهزاده ابراهيم كاشان
گفت وگوي ابوالفضل العباس(ع) با حر نامدار در امام زاده عباس كاشان بعد از اين، حر پشيمان مي شود و شهيد
جنگ شاهزاده علي اكبر با كوفيان، در حالي كه دو فرشته منتظر آمدن او، بالاي سرش پرواز مي كنند
امام علي و حسن و حسين با دو فرشتة خندان در محله در باغ كاشان
رضا مختاري
تا مي گوييم نقاشي ايراني، بي درنگ همه ياد مينياتور و نگارگري نسخه هاي خطي مي افتند. اما نقاشي ديواري، قدمت بيشتري نسبت به شاخه هاي ديگر نقاشي ايراني دارد و در اماكن مذهبي، بهترين نمونه هاي آن را مي توان ديد. نقاشان ايراني، پيشوايان مذهبي را بيشتر مهربان و انساني تصوير كرده اند تا اساطيري و حماسي. نقاش ايراني در بند ارائة خود نيست تا بخواهد بيننده را مقهور تبحر نقاشانة خود كند. او نقشي از خود در تكيه ها، گذرها، امام زاده ها و خانه ها بر جا مي گذارد تا شهر را زيباتر كند. قابل سكونت تر كند.وداستاني مقدس را درقالب اين نقش هاي زيبا روايت كند. نقاشي ايراني، بي امضاست و نقاش در پي نام نيست كه به ننگ افتد. غرض نقشي ست كز او باز ماند كه هستي را نمي بيند دوامي. با يك مقايسه مي توان ديد كه چهره پردازي هاي امروزي شخصيت هاي مذهبي، بيشتردرگير اين اند كه بيننده را با هيبت و هيمنة صاحب تمثال رو به رو كنند،تا لطافت روحاني و رحماني او. احساس هنرمند سنتي در هنگام خلق اثر، بعد از چند صد سال، با تمام بي توجهي ها به اين نگاره، همچنان زنده است.